حصار و سگ های پدرم - ایسنا
سایر خبرها
معرفی سه اثر برگزیده جایزه کتاب ماه و سال کودک و نوجوان تابستان 99
با هم مشکل دارند. وقتی پدر از خانه می رود و در واقع مادر به نوعی عذر او را می خواهد، بچه ها خیلی نگران می شوند و... جایزه مرغک سیمین کتاب چگونه پدر خود را نجات دهیم؟ به دلیل نثر، وفاداری مترجم به اصل اثر، زبان سالم و روان در ترجمه، رعایت قواعد و ویرایش و رسم الخط، توجه به نیاز مخاطب نوجوان به فریبا چاوشی مترجم اثر اهدا و البته از نشر هوپا ناشر این کتاب نیز قدردانی شد. این رمان با
سرگرمی معقول و گیرایی برای آفرینش هنری ضرورت دارد
عنصر سرگرمی تهی باشد؟ چنین نیست زیرا سرگرم کنندگی در بیان مرسوم به معنای خالی از خلاقیت بودن است که چندان پذیرفته نیست. لطف اللهی، بیان کرد: در آثار پیشینم نشان دادم که می توانم بازی های فرمی رایج را در داستان نویسی ارائه دهم و در این رمان خواستم روایت را به گونه ای بنویسم که پیش و بیش از هر چیز مخاطب را جذب کند و در درجه اول، قصه ای گیرا داشته باشد. برخی نویسندگان بر پیچیده
یک نخود سبز برای شش نفر سرو شد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب یک نخود سبز برای شش نفر عنوان هفتمین جلد مجموعه خانواده باحال نوشته ژان فیلیپ ارو وینی یو است که با ترجمه پرستو شجری از سوی انتشارات پیدایش برای نوجوانان منتشر شده است. ژان فیلیپ آرو وینی یو (زاده 18 سپتامبر 1958) یک رمان نویس فرانسوی است. او به مجموعه Enqu te au coll ge و Une famille aux خرده داستان های Oignons معروف است. او در میان شش پسر در
چند روایت درباره شهیدان معقول و سیدی از شهدای 10 دی ماه
پررنگی از برادرش در ذهن دارد که همه را با جزئیات شرح می دهد: علی اصغر 25سال بیشتر نداشت، اما بار زندگی دو خانواده را بر دوش می کشید. پدرم مریض احوال بود و از کار افتاده. او هم که به تازگی ازدواج کرده بود هم مسئولیت خانواده جدیدش را به دوش می کشید و هم از پنج خواهر و پدر و مادرش حمایت می کرد. ما دو خانواده توی یک خانه کنار یکدیگر در همین محله زندگی می کردیم و علی اصغر هم صبح و شب کار می
پرواز کرکسان دهکده برفراز کتابفروشی ها
عمومی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، عبدالرحمان اونق درباره موضوع کتاب جدید خود گفت: داستان رمان کرکسان دهکده ، زمانی اتفاق می افتد که کشور درگیر جنگ است. شخصیت اصلی ماجرا نوجوانی چهارده ساله است که هر دو برادرش برای دفاع از مام میهن به جنگ رفته اند و به همین دلیل تمامی سنگینی زندگی خانواده به عهده برادر کوچکتر گذاشته است. داستان چالش ها و تلاش های شخصیت نوجوان برای غلبه بر سختی های زندگی را بیان می
داستان پیوستن یک جوان 19 ساله به باند موادمخدر
پدرم با چهره ای غمگین و آشفته به منزل آمد و مرا به خانه مادربزرگم برد. آن جا بود که فهمیدم پدر و مادرم از هم جدا شده اند و من دیگر مهر و عاطفه مادری را نخواهم دید. آن شب در تنهایی خودم گریستم ولی کاری از دستم بر نمی آمد چرا که تصمیم گرفته بودم در کنار پدرم زندگی کنم ولی چند ماه بعد پدرم زندگی گذشته خودش را به فراموشی سپرد و با زن دیگری که او نیز اهل بندرترکمن بود ازدواج کرد. من که نمی توانستم زن
قصه عجیب فرار یک دختر!
از روزی که مادرم با جوانی کوچک تر از خودش ازدواج کرده است، من حال و روز خوبی ندارم و در آشفتگی شدیدی به سر می برم چرا که او نمی تواند جای پدرم را بگیرد و ... دختر 14 ساله ای که پس از یک هفته فرار از خانه، توسط نیرو های گشت کلانتری آبکوه مشهد به مقر انتظامی هدایت شده بود تا تحویل مادرش شود، با بیان این مطالب درباره قصه فرارش از خانه، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: پنج سال بیشتر
گفت وگو با سمیه خاوری، هنرمند و تصویرگر کتاب های کودکان
طاهره در زندگی من بسیار تأثیر گذار بودند. رضا بیشتر کار های فرهنگی انجام می داد و ما را حمایت می کرد، اکنون در کابل زندگی می کند و صاحب یک انتشارات کودکان است. سفارشات او بود که من را به سمت و سوی تصویر سازی سوق داد. رضا متولد 57 بود. او اوایل داستان نویسی می کرد، فرد بسیار خوش ارتباط، فعال و اجتماعی است و از همان زمان با دوستانش در محافل مختلف علمی، ادبی و فرهنگی شرکت می کرد. وقتی
روایت زوج جوانی که با پذیرش 2 فرزندخوانده، تهدید را به فرصت تبدیل کرده اند
خانواده اش را راضی کند در هفده سالگی او را برای ازدواج همراهی کنند. برای مطهره هم ماجرا همین است. مطهره در همان سن به مادرش نامه می نویسد تا آمادگی اش را برای پذیرش مسئولیت یک زندگی اعلام کند. پدر مطهره قبل از اجازه خواستگاری چند جلسه با مهدی صحبت می کند و متقاعد می شود که او به بلوغ فکری رسیده است. مطهره می گوید: پدرم هیچ پسری را به خانه مان راه نمی داد. معتقد بود اینجا نمایشگاه اتوموبیل
نقد و بررسی قسمت دوم سریال قورباغه
علی اسدزاده دوشنبه 8 دی ماه 1399 وارد شبکه ی نمایش خانگی شد. قورباغه اگرچه با قدرت داستان خودش را شروع کرده است، اما برای قضاوت در باره ی آن زود است و باید به انتظار نشست و مشاهده کرد که قسمت های آینده ی آن چه سرنوشتی به خود می گیرند. سریال قورباغه پس از حواشی های زیاد و تاخیر در پخش بالاخره توانست از پلتفرم نماوا پخش شود.کارگردانی این سریال به عهده هومن سیدی است که او را با
گفت وگو با اصغر عبداللهی/ ارجاع دادن مخاطب را از قصه دور می کند/ موضوعات جزئی و کوچک را برای نوشتن دوست ...
همکار هستند . همان طور که گفتید تعمداً می خواستید با انتخاب یک پلات آشنا و همگانی، ماجرا را برای مخاطب ملموس تر کنید. پس چرا در انتخاب زمان داستان، زمان حال را که برای مخاطب ملموس تر است انتخاب نکردید و داستان را به گذشته بردید؟ واقعیت این است که دو، سه بار قصه را به زمان حال آوردم ولی دیدم ارجاع به بیرون خیلی زیاد می شود. مثلاً چه چیزهایی؟ تنها گذاشتن
جای خالی مفهوم پردازی شهید و شهادت در ادبیات کودک و نوجوان امروز/ غفلت نویسندگان از شهدای مدافع حرم
طنز برای نوشتن داستان های دفاع مقدس استفاده کرده اند، استقبال پرشمار از این گونه داستان ها و رمان های نوجوان در عمل نشان داده است که این حوزه موفق بوده است. اما رفته رفته در سال های اخیر موضوعات دیگری نیز در جهان پیش آمده است که کودکان و نوجوانان خواه ناخواه با آن ها درگیر شده اند ، موضوعاتی مانند ظهور و بروز داعش، جنگ سوریه و عراق، مسئله مدافعان حرم، شهدای مدافع حرم و ... به نظر می رسد در این
روایت اهالی فرهنگ و هنر از دیدار غیررسمی با امام خامنه ای_11|ماجرای شوخی رهبر انقلاب با صالح علاء/ از ...
کاره و رها شده، همان طور که شما گفتید، ماه ها است رادیو نرفته ام، شاید از سال گذشته، احتمالاً در هفته های آتی به برنامه آب و تاب رادیو تهران برگردم. * یعنی تلویزیون برنامه نخواهید داشت؟ خیر.بنا ندارم بروم، رابطه ما یک سویه است، ضمناً مایل نیستم، در این باره سخن بگویم که همه عمرم در تلویزیون گذشته است، آنجا خانه من است، یکان یکان همکارانم اعضای خانواده من اند. عمرم
روایت خانواده 3 نفر از قربانیان سقوط بهمن از روز حادثه
بار بازگشتی نداشت. پسر 22 ساله یحیی گفت: پدرم عضو باشگاه کوهنوردی تهران بود. او نه تنها جمعه ها بلکه درطول هفته نیز به کوهنوردی می رفت، پدرم کوهنوردی حرفه ای بود دماوند و سبلان را فتح کرده بود. پدر 58 ساله ام معمولاً با دوستانش به کوه می رفت. او ادامه داد: صبح جمعه ساعت 4 و نیم بود که از خانه خارج شد. از ساعت 3 بعد از ظهر که کوهنوردان در کوه گیر کردند نگران شدیم و تا ساعت 7 بعد از ظهر
روایت خانواده 3 نفر از قربانیان سقوط بهمن از روز حادثه
به گزارش خلیج فارس؛ ایران در ادامه نوشت: هر چه بود پس از 3 روز عملیات پایان یافت، اما در این حادثه غیر از جانباختگان ده ها نفر نیز با آسیب های شدید بدنی روبه رو بودند که برای درمان به مراکز پزشکی منتقل شدند؛ آسیب هایی که شاید تا آخر عمر با دیدن آن خاطره تلخ ظهر روز جمعه زمستانی را به یادشان بیاورد. محسن محمدی، 33 ساله یکی از قربانیان حادثه سقوط بهمن است. دانشجوی فوق لیسانس تدوین و سینما که همزمان مستند سازی نیز انجام می داد. برادر محسن گفت: برادرم کوهنورد حرفه ای بود و سیمرغ کوه های ایران را داشت. او در رابطه با آخرین دیدار برادرش گفت: پنجشنبه شب به دیدن مادرم ر ...
نویسنده باید وضع موجود را زیر سوال ببرد/برابری یکسان شدن نیست
دختران امن بوده و هست و نه پسران توانسته بیان کند. این داستان متأثرم می کند. چون قصۀ همه ما آدم هایی است که بدانیم و ندانیم لِه می کنیم و لِه می شویم. من شیفته برابری هستم اما برابری در نظرم به معنای یک شکل و یک سان شدن نیست. خدا را شکر که مردان با زنان، و مردان با مردان دیگر و زنان با زنان دیگر تفاوت دارند. در واقع جامعه اتحادی است از تضادهای مکمل که حاصلش فرهنگ و آفرینشی نو است خانه
حسن زاده: نوجوانان امروز تصور روشنی از داستان کوتاه ندارند
/> از جمله آثار وی می توان به ماشو در مه (رمان نوجوان)، روزنامه سقفی همشاگردی (مجموعه طنز برای نوجوانان)، عشق و آینه (مجموعه داستان)، همان لنگه کفش بنفش (داستان کودک)، بندرختی که برای خودش دل داشت (داستانک)، لبخندهای کشمشی یک خانواده خوشبخت (مجموعه داستان)، خنده به شرط قلقلک (شعر طنز برای نوجوانان) اشاره کرد. انتشارات اندیشه نیکو، کتاب زیر سایه درخت بیعار را در 96 صفحه با شمارگان 300
ای سال برنگردی
/> پدرم چنان محو خدمت به دیگران بود که گذشته از سلامتی خودش، توجهی به زندگانی داخلی خودش و احتیاجات خانواده اش هم نداشت. بارها مادرم از او می خواست یک یخچال برای خانه بخرد، جواب پدر کوتاه بود: ما به این تجملات احتیاج نداریم، زندگی بدون یخچال هم می گذرد. بعد همان روزی می رفت در فروشگاه های شهر [رشت] برای چند نفر ضمانت می کرد تا یخچال بخرند. آخرماه هم به فروشگاه ها سرمی زد و می گفت: ببینم، اینها
وداع با قربانیان کوهستان | پایان جستجو برای یافتن حادثه دیدگان سقوط بهمن در ارتفاعات تهران
کوه زندگی ام به پایان برسد. او طبیعت را دوست داشت و سرانجام به آرزویش هم رسید، اما با رفتنش ما را داغدار کرد. فرزند این کوهنورد جان باخته ادامه می دهد: ظهر روز جمعه شنیدیم که در کوه چندنفر دچار حادثه شده اند. نگران شدیم و به آنجا رفتیم و بعد از چندساعت فهمیدیم که پدرم دچار حادثه شده و جانش را در کلکچال از دست داده است. جوان داغدار درباره سرنوشت پیکر پدرش می گوید: روز شنبه پیکر پدرم کشف
چرم ساغری
نمایش واقعی از زیاده خواهی ماتریالیسم بورژوایی است. نویسنده در این اثر به طور کامل جزییات مربوط به قمارخانه، فروشگاه عتیقه فروشی، ضیافت سلطنتی و دیگر مناطق محلی را توصیف می کند. کتاب او همچنین شامل جزئیاتی از زندگی خودش به عنوان نویسنده مبارز است. در این رمان روح بدبینی نویسنده منعکس شده است و در سراسر داستان شک و تردید نسبت به همه مظاهر دانش، فعالیت انسانی، افکار و عقاید سیاسی و فلسفی به
ترجمه جلد دوم رمان جنایی دریاچه مه آلود منتشر شد
از کشف یک قتل در خانه خانواده ای معمولی آغاز شد و گوئن پراکتور زنی خانه دار طی یک تصادف متوجه شد همسرش ملوین رویال در یک زندگی مخفیانه مبدل به قاتلی سریالی شده است. بنابراین گوئن ناچار است بار دیگر خانواده و وجهه شخصیتی خود را بسازد و کنار یک دریاچه به نام استیلهاوس، زندگی جدیدی را شروع می کند اما شاهد اتفاقات ناخوشایندی می شود که جان او و خانواده اش را به خطر می اندازد. دریاچه مه آلود
ادبیات سالم زندگی زیباتری برای نوجوانان می سازد
اظهار کرد: نکته دیگر که در داوری آثار توجه ام را جلب کرد، دغدغه بچه ها نسبت به پدر و مادرهایشان بود. آرزو می کنم داستان ها صرفا تخیلات داستانی بچه ها باشد، وگرنه مشکلات و دغدغه هایی که این نویسنده های نوجوان در ارتباط با شخصیت های داستانی پدر و مادرهای داستان هایشان داشتند، کمی برای من نگران کننده بود؛ این که پایه خانواده ها چه قدر متزلزل است و بچه ها چقدر از اختلاف ها و مشکلات خانوادگی پدر و
پروانه سوم تا پایان سال پر می گشاید
رحیم مخدومی، نویسنده ادبیات دفاع مقدس در گفت وگو با ایکنا با اشاره به نگارش رمانی درباره یکی از شهدای مدافع حرم گفت: رمان پروانه سوم براساس زندگی شهید علیرضا توسلی که نام مستعارش ابوحامد فرمانده تیپ فاطمیون است، ویژه مخاطبان نوجوان نوشته شده است. وی افزود: این رمان از زبان فرزند شهید ابوحامد که دختر نوجوانی است بیان می شود، زندگی پدر در منزل و کار های جهادی ایشان تا شهادت از نگاه این
اثر جدید کلاوس مرتس سر از اصفهان درآورد
کتاب داستانِ ناتمامِ لِنتْس اثر گئورگ بوشنر، نویسنده آلمانی را نیز برای مخاطب زنده می کند. صالحی درباره سبک نویسندگی مرتس افزود: هنرِ کوتاه نویسی و ایجازِ کلام را می توان به روشنی در رها دید. اپیزودهایی که هر یک چون مشتی از خروار، در پیوند با یکدیگر و در جان کلام، ترکیبِ زیبا و شاعرانه به جا می گذارند. وی افزود: رها قصه تلاش خستگی ناپذیرِ آدمی ا ست که به اسارت این جهان، تن
درگاه این خانه بوسیدنی است شرح حال زنی از شیرزنان دفاع مقدس
خاطره نویسی است؛ از این رو نمی توان انتظار داشت، مانند یک اثر در حوزه داستان کوتاه، داستان بلند و رمان نوشته شود. متن کتاب درگاه این خانه بوسیدنی است به زبان صمیمی نوشته شده است و همین مسئله باعث می شود، مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند. برشی از متن کتاب: داغ این قدر سنگین بود که این بچه ها را یادم رفت. چند ساعت در خانه آشوب بود. داداش از زبان بچه ها نمی افتاد. اشک می
لویی پاستور ، پدر پرجرأت و حقیقت پوش واکسن ها
طور گسترده به کار گرفته شد. جیسن تذکر می دهد که در آن زمان، سیاه زخم دامی در فرانسه قتل عام می کرد و با یک واکسن موفق پول خوبی را می شد به دست آورد. پاستور رقیب خود را کنار زد و امتیاز تولید واکسن را از دولت کسب نمود. پنهان کاری در هنگام توسعه واکسن هاری چند سال بعد در 1264 ه. خ. روزی پسر بچه روستانشینی به در خانه پاستور آمد و به وی که در حال آزمایش واکسن هاری بر روی
3 فیلم کمدی 2020 که باید ببینید و بخندید
فیلم با پذیرش این حقیقت که زمانه تغییر کرده و عوامل زیادی برای جدایی عشاق با تعریف سنتی آن وجود دارد، به انسان ها یادآوری می کند که عشق فقط یک نوع ندارد و حتی در بدترین شرایط هم عشق حقیقی یافت می شود. در این فیلم عشق مادر و پدر همان عشق حقیقی است که همزمان دنیای پریان و انسان ها را نجات می دهد. آخرین فیلم. قرار کریسمسی پدرم ، محصول سال 2020، که در تلاش است که گام به گام ما را
آیت الله غفاری؛ شهید مبارزه با ظلم
انسانی چگونه هستند؟ پدر مادرم جواب داده بودند: آن گونه که من دیدم، چه به لحاظ درسی و چه به لحاظ رفتار انسانی و خانوادگی، فکر می کنم به درد زندگی بخورد. مادرم هم موافقت می کنند که پدرش با پدر من صحبت کنند. بعد از یکی، دو جلسه صحبت کردن، مادرم می گفتند قرار شد که یک جلسه هم خودشان همدیگر را در حضور پدرش ببینند. پدرم به مادرم گفته بود: شما خودتان در زندگی آخوندی بزرگ شدید و با فقر دست و پنجه نرم کرده