ادعاهای مردی که همسرش را شکنجه کرد - آفتاب نیوز
ادعاهای مردی که همسرش را شکنجه کرد
سایر منابع:
سایر خبرها
مرد شکنجه گر: اعدامم کنید تا خانواده ام راضی شوند
دادستان با تشریح کیفرخواست و همسر و دو فرزند متهم با طرح شکایت خود، خواستار اشد مجازات برای پدر خانواده شده بودند. در جلسه قبل اعلام شد، مرد 56ساله به دلیل سوءظن با قمه به همسرش حمله کرده و پس از وارد کردن ضربات مرگبار و به تصور این که او مرده، پیکر غرق در خونش را مقابل خانه رهایش کرده و گریخته بود. این ماجرا آبان سال گذشته در یکی از محلات شمال غرب تهران رخ داده بود. در جلسه دوم
7ماه شهادت شوهرم را مخفی کردم! +عکس
دخترم، چون تو کوچک خانه ای. از داداش هایم و خواهرهایم زودتر مثلا برای بچه هایم سرنوشت درست کردم، می گفت جلوی او نگویی پسرم و اینها. شوهرم خیلی حواسش بود به این چیزهای کوچک. اگر خواهرم دو روز خانه ما نمی آمد زنگ می زد می گفت کجایی فاطمه؟ می گفت خانه ام، می گفت پاشو بیا خانه ما، می گفت مینا چیزی گفته؟ می گفت نه پاشو بیا تاکسی دم در است، تاکسی از در خانه خواهرم تا در خانه می آورد، کرایه اش را می داد
روایتی از خیرانی که شیرخشک نوزادان حاشیه شهر مشهد را تأمین می کنند
ساکنان روستا زیرمجموعه آنان هستند نیز همکاری می کند. این مادر خیّر رو به آقای شوقی می گوید: کار اصلی را خیران و این جوان ها انجام می دهند که بی ادعا قوطی های شیرخشک را به دست ما می رسانند. من اینجا فقط واسطه هستم، چون همه را می شناسم و دقیق می دانم کدام خانواده بچه کوچک یا دختر دم بخت دارد و کدام یکی شرایط خانوادگی اش نامناسب است. باید حواسم جمع باشد که درست توزیع کنم و همه شیرخشک ها را به
ترجمه مرگ الیویه بکای وداستان های دیگرِ منتشر شد/خطر زنده به گوری
بکای و داستان های دیگر دربرگیرنده 6 داستان با این عناوین است: مرگ الیویه بکای ، سروان بورْل ، چگونه می میریم ، سیل ، آنژلین و ژاک دامور . مرگ الیویه بکای که عنوانش روی کتاب قرار گرفته، درباره مردی نزار است که از کودکی حالتی از بی حسی و کرختی را در خود دارد. بیماری این مرد که الیویه نام دارد، حالی شبیه مرگ است با این تفاوت که صداها را می شنود و رفتار و اقوال را درک می کند. همسرش و حتی
آماده باش بزرگ ترین بیمارستان تهران | اُمیکرون برای چه کسانی خطرناک است؟ | 7 میلیون نفر دوز اول واکسن را ...
. او که از زمان شروع همه گیری بار اولی است که مبتلا شده است، توضیح داد: چون خانه دار هستم و کم از خانه بیرون می روم خوشبختانه تا الان مبتلا نشده بودم. این بار هم اول همسرم بیمار شد و تقریبا 2 روز بعد من علائم نشان دادم. چند روز بعد از شروع علائم، تست دادم که مثبت بود. پرستو در پاسخ به این که در تست مشخص شد به اُمیکرون مبتلا شده ای یا نه گفت: نمی دانم تست اُمیکرون از من گرفتند
عکس آرایش غلیظ روناک یونسی در کانادا
به آشپزی نگاه کردن. صبح که از خواب بلند می شوم بعد از رسیدگی به کارهای خانه و خانواده ام و کوچولویی که دارم پلان بعدی من رسیدگی به غذاست و من این کار را دوست دارم و با لذت انجام می دهم و زمانی هم که میهمان دارم همیشه سعی می کنم غذاهای متنوع درست کنم برای باب سلیقه هر کدام از میهمانانم که تا حدودی آشنایی دارم، چون آشپزی را دوست دارم و به نظرم کار بسیار خوبی است. بازی زیر آب
در روستای دوقلوها چه خبر است؟
قلم | qalamna.ir : روزنامه خراسان در ادامه نوشت: در شهرآباد چه خبر است؟ میزان بالای دوقلوزایی در آن چه دلیلی می تواند داشته باشد؟ شهرت این روستا به دوقلوهایش آیا حاصلی برای اهالی داشته است؟ در گپ وگفت با شهرآبادی ها و یک کارشناس ژنتیک، سعی می کنیم به این سوالات پاسخ بدهیم. صدیقه صادق زاده ، مادر مهدیه و ابوالفضل، دوقلوهای 14ساله است. بچه ها خانه نیستند و نمی توانم با آن ها گفت وگو کنم. مهدیه رفته خانه مادربزرگ
چرا مسئولیت فردی فقط برای فقرا وجود دارد؟
شعار سال : ادوارد لویی به خاطر نوشتن رمان هایی شناخته شده ا ست که در آن ها تحقیر هر روزه زندگی طبقه کارگر [1]به تصویرکشیده شده اند. در این مصاحبه او در اینباره صحبت می کند که قدرتمندان چگونه مدام از زیر بار مسئولیت های خود شانه خالی می کنند و تمام تقصیر ها را به گردن قشر فرودست می اندازند. وقتی که به چاپ صدها هزار نسخه از کتاب هایش به سی زبان و فروش آن ها در سراسر دنیا فکر می کنیم ممکن است اینطور تصور بشود که این شهرت ادوارد لویی او
پهپاد های کمان 19 و 22 نهاجا در مرحله تست عملیاتی هستند
امریکا برای ما کار می کردند. در صحبت های قبلی شما نیز وجود دارد که قبل از انقلاب بیشتر نیروی هوایی ما دست آمریکایی ها بود. ما از جنگنده های آمریکایی و وسایل آمریکایی استفاده می کردیم. الان اوضاع ما چگونه است؟ آیا این چیزی که به نوعی الان می گویند به سمت شرق رفتیم، درست است یا اتکا به توان داخل زیاد شده است؟ الان صاعقه و کوثر را داریم و طراحی های دیگر نیز انجام می شود. در کنار آن ها هواپیما های
سبکی تحمل ناپذیر هستی – به مناسبت سالگرد اکران فیلم فیلیپ کافمن، اقتباسی از اثر مهم میلان کوندرا
رمان شخصی، سیاسی و پُرآوازه کوندرا، نویسنده سرشناس چک، موفف بوده است. در سراسر فیلم تماشاگر دچار حسی از غم غربت نسبت به زمانه ای از دست رفته می شود که آدم ها در پی خوشبختی بودند و به خاطر گرفتاری در چنبره ای از وقایع اجتماعی (که از خواست و کنترل آنان به دور بود) ناکام ماندند. هر سه بازیگر اصلی، دی لوئیس، اولین و بینوش، عالی هستند. صحنه های پراگِ فیلم در پاریس فیلم برداری شدند. هیچ محکی
روز آقازاده ها؛ رونمایی از فیلم های پسران حاتمی کیا و دارابی: یکی از یکی ضعیف تر / رده بندی عجیب فیلم ها ...
شب طلایی در داستان با حفره های فراوانی همراه بود، در انتخاب بازیگر با اشتباهات فاحش مواجه است و در اجرا دچار ضعف های غیرقابل انکار است. هناس اما یک تله فیلم بود که سازندگانش نیز احتمالاً با آگاهی شدت ضعف فیلم، کمپین تبلیغاتی شان را بر روی خانواده شهید هسته ای متمرکز کردند تا برخی قید نقد این فیلم و هدر دادن بیت المال در مسیر ساخت چنین اثر ضعیف و مبتدیانه ای را بزنند؛ ترفندی که حتمالاً جواب نمی دهد
نوشیدن چای بعد از قتل زن جوان در جنوب تهران / قاتل خونسرد اعتراف کرد
درخواست مهریه 114 سکه ای و نفقه بود. طبق مدارک موجود در پرونده، دادگاه با پرداخت مهریه از سوی همسر موافقت کرده بود و مرد میانسال از اوایل بهمن، مجبور به پرداخت ماهی یک سکه طلا شده بود. شهریار، همسر مقتول در تحقیقات اولیه به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: 7 سال قبل ازدواج کردم، مدتی از ازدواج مان گذشته بود که اختلافات مان شروع شد. خواستم از همسرم جدا شوم اما با وساطت خانواده ها، از این تصمیمم
وقتی شنیدم دختر مورد علاقه ام بچه دار شده گریه ام گرفت !
تفننی مواد مخدر برایم مشکل درست کرد و قوز بالا قوز شد. با همسرم که هنوز دوران عقد بودیم اختلاف پیدا کردم و طلاقش دادم. بیچاره پدرم برای تهیه مهریه چه بدبختی ها که نکشید. بعد از این شکست اسمم سر زبان فامیل افتاد. از خانواده فاصله گرفتم و بیشتر اوقات خانه یکی از دوستانم بودم. اعتیاد باعث شد دست به دزدی بزنم. دیشب مشغول سرقت بودم که شدم. افسوس که فرصت های زندگی ام را از دست دادم
فرمانده نیروی هوایی ارتش : به فرمانده ها می گویم باید با یک چشم بخوابید
خلبان حمید واحدی با برنامه تلوزیونی "دست خط" به شرح ذیل است: اوضاع الان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی را چطور می بینید؟ از شهریور 1400 به جای امیر نصیرزاده منصوب شدید و از قبل جانشین فرماندهی بودید. اوضاع الان چگونه است؟ صحبت های شما را مرور می کردم گفته بودید خیلی قوی تر از قبل انقلاب هستیم. این حقیقت است یا شعار است؟ نیروی هوایی که طبق فرمایشات حضرت امام (ره) ملقب به
واکنش همسر شهید رضایی نژاد به هناس / سیمرغ خود را گرفته ایم
ها در این زمینه به شدت سخت گیر هستند. ما چه انتظاری باید داشته باشیم که فردی زندگی اش را در طبق اخلاص بگذارد و به دست ما بسپارد، همه سخت گیری می کنند. * کمااینکه قبل تر تیم شما قصد ساخت فیلم زندگی شهید تهرانی مقدم را هم داشتید که خانواده اش موافق این کار نبودند. شفاه : در آن پروژه حتی شهید تهرانی مقدم شخصیت اصلی نبود و فیلم در واقع زندگی این شهید نبود. حتی اسم کاراکتر اصلی
علی نصیریان: از مهرجویی سینما را یاد گرفتم
بهزادپور که تدوینگر ما بودند اعتماد کردم و تلاش کردیم دیگر به تدوین ایشان دست نبریم. علی شاه حاتمی درباره کم شدن حضور کودکان سرطانی در فیلم گفت: یکی از مهم ترین معضلات ما این بود که کار در زمان شیوع ویروس کرونا فیلمبرداری شد. قرار بود که بچه های سرطانی در فیلم ما بازی کنند که به دلیل شرایط کرونایی میسر نشد و درنتیجه بخشی از فیلم به دلیل فضای بیماری حاکم بر کشور لطمه خورد. مهدی ایل
اعتراف زن به قتل شوهر
...: از مدتی قبل با همسرم اختلاف داشتم. در این اثنا با مردی جوان آشنا شدم و ارتباط ما شکل گرفت. در نهایت در حالی که از شرایطم خسته شده بودم، با شوهرم درگیر شدم و او را با واردکردن ضرباتی به سرش به قتل رساندم. بعد با آن مرد تماس گرفتم و همه چیز را برایش تعریف کردم. قرار شد جسد را از خانه بیرون ببریم. او به منزلم آمد و با هم جنازه را جابه جا کردیم و سپس من در شکایتی دروغین ادعا کردم همسرم مفقود شده است. بنا بر این گزارش زن میانسال در حال حاضر در بازداشت است و تحقیقات درباره این پرونده همچنان ادامه دارد. ...
یادداشت های روزانه ی ناصرالدین شاه، دوشنبه 14 بهمن 1246؛ گفتند در شهر دزد به خانه ی انیس الدوله رفته ...
، قرق شد، زن ها آمدند، گفتند در شهر دزد به خانه ی انیس الدوله رفته است، اوقاتم تلخ شد. دست خط به حاجی آغا یوسف و والده ی شاه نوشتم. پسر ادیب الملک آمده بود، با گلوی بادکرده، دستمال بسته بود. کلاه نمدِ کرمانی در سر، ترکیب غریبی شده بود. آقا مردک [1] هم آمده بود شهر با کوچولو. محمدتقی خان شمرانی پا پسرش امشب پیدا شدند. شب را بعد از شام قرق شد. نقال آمد قدری نقل گفت، بعد خوابیدیم. تاج گل نیمه
چرا این قدر از عادی بودن بیزار شده ایم / نسیم حسینی
مقاله های معمولی و قابل قبولی تحویل دادند اما روی، دو روز قبل از پایان مهلت تحویل مقاله، به دفترم آمد و خواهش کرد که وقت بیشتری به او بدهم. به او توضیح دادم که نمی توانم بدون گواهی پزشک به او مهلت اضافی بدهم و اگر کارش را دیر تحویل دهد نمره اش کم می شود. مجبورش کردم برود خانه و مقاله اش را بنویسد. قبلاً نشان داده بود که کلی چیز جالب برای گفتن دارد. روی گفت درحقیقت مقاله را نوشته
طلاق زن تهرانی بخاطر تتوهای تتلویی صورتش ! / شوهر حجره دار شوکه شد !
صورت همسرم حک شده و در کوچه و خیابان همه به او نگاه می کنند کنار بیایم؟ مرد جوان ادامه داد: من موقع آشنایی با سمانه جذب اخلاق و رفتار او شدم حدود 3 ماه بعد از این آشنایی به پیشنهاد خواستگاری ام جواب مثبت داد و در کمتر از 8 ماه کردیم و زندگی مشترکمان شروع شد. تصور من از این زندگی یک عشق رؤیایی و بدون دغدغه بود. مدتی که گذشت یک روز وقتی از سر کار برگشتم با دیدن صورت همسرم جا
زن مبارزی که همسرش مأمور شهربانی بود/بخاطر عکس امام، خانه ام را سنگباران کردند
کردند، آنها می گفتند، کاش یک مغازه داشتیم و سرمان به کار خودمان بود ولی مامور شهربانی نبودیم. در طی سال های 48 تا 50 همسرم را به خاطر فعالیت و مباحث عقیدتی به مدت یک سال بیکار کرده و حقوقش را قطع کردند و ما خانه نشین شدیم، در این یک سال وسایل منزل را فروخته و به گذران زندگی پرداختیم، زندگی بسیار سختی داشتیم. بعد از آن همسرم به امام رضا (ع) متوسل شد و نامه ای به ایشان نوشت بعد از مدتی
محاکمه مردی که با دستانش پسرش را خفه کرد
مانی را فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی عنوان کرد و گفته های متهم درباره اینکه پسرش را خفه کرده است، مورد تأیید قرار داد. وقتی مادر مانی مورد بازجویی قرار گرفت، اعلام کرد از همسرش شکایتی ندارد و گذشت می کند؛ اما حاضر نیست با او زندگی کند. این زن گفت: مانی فرزند بزرگ من و شوهرم بود و از وقتی که نوجوان بود، به مواد مخدر اعتیاد پیدا کرد و ما بسیار تحت تأثیر اعتیاد پسرم بودیم. او سال های زیادی بود که
کاش همسرم درخواست قصاص می کرد
/> متهم در بازجویی ها ضمن اعتراف به قتل عمد پسرش گفت: سال های زیادی بود که به خاطر رفتارهای پسرم آزار می دیدم و دیگر از زندگی سیر شده بودم تا اینکه آخرین بار سر موضوعی با هم جر و بحث کردیم و من با دست گلویش را فشردم تا خفه شد. سازمان پزشکی قانونی نیز علت مرگ را فشار بر عناصر حیاتی گردن و خفگی اعلام کرد. بعد از آن مأموران به سراغ مادر مقتول رفتند و او با اعلام گذشت از همسرش گفت: از همسرم می
کمای مرد زن و بچه دار با عمل زیبایی / همسرش بر سر دو راهی + عکس
گاندی مراجعه کردیم،ظهر بود که همسرم برای عمل رفت و این آخرین باری بود که او را سرپا و سرحال دیدم. او در ادامه می گوید: از ساعت یک و نیم تا ساعت 5 بعدازظهر منتظر بودم، دل توی دلم نبود و استرس داشتم. همانطور بی خبر بودم تا اینکه گفتند پزشک قصد دارد با شما صحبت کند.با ترس به اتاق پزشک رفتم. پزشک گفت هسمر شما در حین عمل فشارش افتاده و شما نگران نباشید. برای اینکه مشکلی پیش نیاید او را به
باتجربه ها چگونه اختلافات زندگی خود را حل می کنند؟
می فهمم باید کنار بکشم و اصرار فایده ندارد. فقط در زمان ثبت نام کلاس زبان دخترم بود که سر حرفم در این مرحله پافشاری کردم و یک دنده ایستادم. چون همسرم مخالف بودند و من محکم می دانستم که دخترم باید این کلاس را برود. این تنها جایی بود که او کوتاه آمد، ولی هنوز به من حرفش را می زند. در برخی از اوقات در موضوع تربیت بچه ها همینطور است البته که در این موارد اغلب حرف من در غیاب همسرم اجرا می
افشای هویت مقتول در خانه مخروبه
، اما خیلی زود لو می رفتم و دوباره به زندان می افتادم، با وجود این دست از خلافکاری برنداشتم تا این که... بیشتر بخوانید پرونده تیرانداز بزرگراه بسته شد مرد زندانی که متهم بود یکی از بستگانش را با شلیک گلوله به قتل رسانده با اجرای مراسم قسامه به قصاص محکوم و پس از 4 سال به دار مجازات آویخته شد. بیشتر بخوانید کلاهبرداری13 میلیاردی یک زن از 118 استاد دانشگاه!
روایت نوجوان انقلابی و بدحجابی های خانم معلم/ جایی که قرار بود بروم، رفتم
1346 چشم هایم را باز کردم. مادر و خاله ام بالای سر من نشسته بودند. صدای گریه نوزاد آمیخته با نوای اذان صبح به گوشم رسید. نوزاد را در پارچه سفید و تمیز پیچیدند و در آغوشم گذاشتند. پسر اولم، مرتضی پنج ساله بود و روی تخت وسط حیاط خوابیده بود. از قبل با همسرم قرار گذاشته بودیم، اسم نوزاد را مجتبی بگذاریم. بعد از مرتضی، بچه دومم، مصطفی یک ماه بود که مریض شده بود و مرد! چند سال بعد