سایر منابع:
سایر خبرها
قیمت خودرو
زن میانسال ادامه یافت تا اینکه بالاخره او در بن بست قرار گرفت و به کشتن شوهرش و هم دستی مردی غریبه اقرار کرد. متهم گفت: از مدتی قبل با همسرم اختلاف داشتم. در این اثنا با مردی جوان آشنا شدم و ارتباط ما شکل گرفت. در نهایت درحالی که از شرایطم خسته شده بودم، با شوهرم درگیر شدم و او را با واردکردن ضرباتی به سرش به قتل رساندم. بعد با آن مرد تماس گرفتم و همه چیز را برایش تعریف کردم. قرار شد
اعترافِ پسر بدهکار به قتل پدر
آمده، پسر 37 ساله بازداشت شد و با گذشت 22 روز از جنایت، در نهایت لب به اعتراف گشود و گفت: قصدم قتل نبود، از دست پدرم و کارهایش عصبانی بودم. پدرم 13 سال قبل، ازدواج مجدد کرد و پول ها و املاکش را در اختیار همسر دوم و سه فرزندش قرار داده بود. او حتی خانه بزرگی را به نام همسر دومش کرده بود. این در حالی بود که من شرایط اقتصادی بدی داشتم و با مشکلات مالی مواجه بودم اما وقتی از پدرم خواستم تا به من کمک کند
از پایان 3 روز تلاش برای پیدا کردن 2 ماهیگیر تا نقشه هالیوودی برای سرقت 89 گوشی
خودرو از مسیر منحرف شده و با خودروی دیگری برخورد کند. دقیق به خاطر دارم که درِ صندوق عقب پرشیا چندین متر به هوا پرتاب شد و راننده هم همان موقع جانش را از دست داد. از سوی دیگر مأموران به تحقیق از خانواده راننده پرشیا پرداختند. یکی از نزدیکان متوفی که خانه اش در همان حوالی است، اظهار کرد: او حدود 20 دقیقه قبل از حادثه از خانه خارج شد تا بنزین بزند اما دیگر برنگشت تا اینکه فهمیدیم ماشینش منفجر
پسرکشی به خاطر اعتیاد
نه با او زندگی می کنم و نه می خواهم ببینمش. این پسری که از دست دادم اولین فرزند ما بود، اما در نوجوانی معتاد شد. سال های زیادی من و همسرم و فرزندان دیگرم را اذیت می کرد تا اینکه یک روز قبل از حادثه من و دو فرزند دیگرم خانه را ترک کردیم. یک روز بعد هم همسرم با من تماس گرفت و گفت که پسرمان را کشتم. قبول دارم که او همه ما را اذیت می کرد، اما همسرم حق نداشت زندگی اش را بگیرد. با
محاکمه عامل فجیع ترین شکنجه یک زن تهرانی / اشرف سادات با چاقو تکه تکه شد + عکس و فیلم
دارند.برای همین که فهمیدم پسرم میخواست من را بکشد به او گفته بودم فرزند من نیست." متهم راجع به روز حادثه گفت:"به خاطر رفتار زن و بچه ام با دو پتو از خانه خارج شده بودم.چند بار عکس های همسرم را در فضای مجازی با وضعیت نامناسب دیدم و خیلی ناراحت بودم.مصرف مواد مخدر ده برابر شده بود و روز حادثه قرص مصرف کرده بودم و نفهمیدم چه شد به خانه رفتم و با چاقو به همسرم حمله کردم.اشتباه کردم او را زدم
اعترافات عجیب مردی که همسرش را زنده زنده مثله کرد
حادثه 24 - دومین جلسه محاکمه مردی که همسرش را زنده زنده مثله کرده و باعث نقص عضو شدید در او شده است، برگزار شد. به گزارش خبرنگار ما، در جلسه اول رسیدگی به این پرونده کیفرخواست علیه متهم خوانده شد و براساس کیفرخواست صادرشده متهم که محسن نام دارد یک سال قبل در نارمک همسرش اشرف حسینی را با قمه تکه تکه کرد اما این زن به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات پیدا کرد. دو دست این زن به شدت آسیب دیده
افشای هویت مقتول در خانه مخروبه
می شد. بیشتر بخوانید کاش همسرم درخواست قصاص می کرد پدری که متهم است پسر معتادش را به قتل رسانده در حالی پای میز محاکمه ایستاد که تنها، ولی دم پرونده پیش از جلسه رسیدگی اعلام رضایت کرده بود. بیشتر بخوانید توصیه پلیسی: همراه بانک جعلی با توجه به گسترش خدمات غیرحضوری، برخی افراد سودجو اقدام به کلاهبرداری از کاربران می کنند که باید توجه کافی در
طلاق به خاطر خالکوبی نقش گل سرخ روی صورت زن جوان
همه به او نگاه می کنند کنار بیایم؟ مرد جوان ادامه داد: من موقع آشنایی با سمانه جذب اخلاق و رفتار او شدم حدود 3 ماه بعد از این آشنایی به پیشنهاد خواستگاری ام جواب مثبت داد و در کمتر از 8 ماه ازدواج کردیم و زندگی مشترکمان شروع شد. تصور من از این زندگی یک عشق رؤیایی و بدون دغدغه بود. مدتی که گذشت یک روز وقتی از سر کار برگشتم با دیدن صورت همسرم جا خوردم. یک گل قرمز بزرگ روی
انفجار مرموز خودرو 20 دقیقه پس از حرکت
جنایی پایتخت، مخفیگاه پسر جوان را در تهران شناسایی و پاییز سال گذشته او را در عملیاتی ویژه دستگیر کردند. متهم برای تحقیقات به ایلام منتقل شد، اما از آنجایی که در قتل نقشی نداشت پس از چندین ماه حبس با قرار وثیقه از زندان آزاد شد. 3 ماه قبل، پس از آزادی مسعود از زندان، او راهی خانه اش در تهران شد که چنین حادثه ای برای او رقم خورد. بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی، دستور تحقیقات و شناسایی عامل یا عاملان این جنایت هولناک را صادر کرد. منبع: روزنامه ایران
روایت نوجوان انقلابی و بدحجابی های خانم معلم/ جایی که قرار بود بروم، رفتم
1346 چشم هایم را باز کردم. مادر و خاله ام بالای سر من نشسته بودند. صدای گریه نوزاد آمیخته با نوای اذان صبح به گوشم رسید. نوزاد را در پارچه سفید و تمیز پیچیدند و در آغوشم گذاشتند. پسر اولم، مرتضی پنج ساله بود و روی تخت وسط حیاط خوابیده بود. از قبل با همسرم قرار گذاشته بودیم، اسم نوزاد را مجتبی بگذاریم. بعد از مرتضی، بچه دومم، مصطفی یک ماه بود که مریض شده بود و مرد! چند سال بعد
از کلاهبرداری 13 میلیاردی از 118 استاد دانشگاه تا درگیری مسلحانه دو طایفه
در طبقه ششم ساختمان جوان 40 ساله که به اتهام خرید و فروش لوازم سرقتی و مواد مخدر صنعتی توسط مأموران انتظامی دستگیر شده بود با بیان اینکه زندان خانه دوم من شده است، درباره سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد، گفت: در یک خانواده هشت نفره به دنیا آمدم اما تک پسر بودم و برادری نداشتم به همین دلیل خیلی مورد توجه خانواده ام قرار می گرفتم. پدرم راننده کامیون بود
محاکمه مردی که سر از تن پسرش جدا کرد
همسرم فوت کرد، من و پسرانم با هم زندگی می کردیم، اما هرکدام از آنها به یک طریقی مرا اذیت می کردند. پسر بزرگم اعتیاد داشت و پسر کوچکم هم مدت زیادی بود که کار نمی کرد. او خیلی تنبل بود و تنبلی اش من را کلافه کرده بود. اصلا از خانه بیرون نمی رفت و هر بار که من از او می خواستم کار کند، بهانه ای می آورد و بعد هم از من پول می خواست. روز حادثه دوباره از من پول خواست، گفتم پولی ندارم که به او بدهم. سر این
هلال احمر، نهادی که برای جان های آسیب دیده امیدآفرینی می کند
دند و پس ازآن برای تسریع سرعت واکسیناسیون همگانی حضور داشتند. : شنیدن و دیدن کیسه جسد بر خلاف مردم برای امدادگران امری عادی و روزمره است. اما استرس، صحنه های دلخراش مرگ افراد، صورت های ترکیده، دست ها و پاهای قطع شده در طولانی مدت به روان و جسم امدادگران خدشه وارد می کند. سرطان شایع ترین بیماری امدادگران بازنشسته است. تمامی امدادگران پیشکسوت استان سمنان از بیماری سرطان رنج می برند.
قتل پسر در سکوت خانه / اعدامم کنید
اعتیاد بردیم اما او دست بردار نبود و هر بار که باز می گشت دوباره سمت مواد میرفت. قاضی گفت :با مرگ پسرت مشکلات زندگی ات حل شد؟ که متهم در حالی که سرش را پایین انداخته بود گفت :نه اوضاع زندگی ام بدتر شده است. زندگی ام در آستانه فروپاشی است و همسرم مرا قاتل صدا میزند .او خانه را ترک کرده و می گوید در خانه ای که پسرمان کشته شده حاضر نیست لحظه ای بماند. پسر کوچکم شاغل است و دخترم دانشجوی رشته
قاتل: به مرگ فرزندم راضی نبودم
گذشت تا اینکه تصمیم گرفتیم او را در کمپ بستری کنیم. چند بار این کار را انجام دادیم، اما بی فایده بود. مبین هر بار که از کمپ بر می گشت دوباره سراغ مواد می رفت و همه زحمات ما را هدر می داد. او درآمدی هم نداشت و هر بار از ما پول می گرفت تا خرج مواد کند. متهم درباره روز حادثه گفت: رفتار های مبین خانواده را خسته کرده بود به همین خاطر سه روز قبل از ماجرا همسرم همراه دختر و پسرم خانه را ترک کردند
قتل فجیع پسر تنبل به دست پدر
اتاق خواب کشف کردند که در آزمایشات انجام شده، مشخص شد متعلق به جسد مثله شده ای است که چند ماه قبل از سوی مأموران پلیس در دو منطقه جنوب تهران کشف شده بود. پسرم را کشتم به این ترتیب مرد سالخورده بار دیگر مورد تحقیق قرار گرفت تا اینکه لب به اعتراف گشود و به قتل پسرش اعتراف کرد. او در شرح ماجرا گفت: وقتی همسرم فوت کرد با پسرانم در یک خانه زندگی می کردیم. اختلاف من با پسرانم سر کار نکردن
بازسازی صحنه قتل عام خانوادگی در کرمانشاه
اعتراف به قتل همسر 31 ساله خود که دختر خاله اش نیز بود و خاله و دختر خاله دیگرش در مقابل چشمان پسر 6 ساله خود گفت: چندی قبل همسرم طلاق گرفت و با پسرم به خانه مادرش رفت. من از این موضوع خیلی ناراحت بودم به همین خاطر مدام به انتقام فکر می کردم. آن شب با نقشه قبلی و به بهانه دیدن فرزندم وارد خانه خاله ام شدم در فرصتی مناسب داخل آبمیوه ای که خریده بودم داروی بی هوشی ریختم و با خوراندن
پای درد دل معتادان بهبودیافته ماندگاریِ ترک اعتیاد، بدون شغل محال است
مصرف کننده ام. برای تهیه مواد رفته بودم که دستگیر شدم. بعد هم به همسر و فرزندانم خبر دادم که به اینجا منتقل شده ام. در یک مغازه کارگری می کردم. من اینجا جایم خوب است. هم کار یاد می گیرم و هم غذا و خوراکم آماده است. اینجا همه چیز برای من خوب است اما من که با همسر و فرزندانم در یک خانه اجاره ای زندگی می کردم نگران آن ها هستم. در این مدت که من اینجا هستم همسرم چه باید کند و با این گرانی خانه چطور
تاریک ترین رازی که از همسرت پنهان کرده ای!
ازدواجم فقط یک بار افتاد و آن هم زمانی بود که دخترعمویش به دلیلی خانه ما مهمان بود و زنم به خاطر کارش تا دیروقت به خانه نیامد. راستش را بخواهید وقتی چندوقت بعد من و همسرم در پروسه طلاق بودیم به خاطر سبک شدن وجدانم قصد داشتم همه چیز را بگویم اما وقتی فهمیدم همسرم در این مدت بارها و بارها( به قول خودش چند ده بار) به من خیانت کرده است به این نتیجه رسیدم که کار من چندان هم مهم نبوده است. از طرف
قاتل شوهر دخترخاله قصاص شد
. وی ادامه داد: روز حادثه با دختر خاله ام تماس گرفتم که گفت شوهرش 9 میلیون تومان برای من آماده کرده است که سپس با ساسان تماس گرفتم و در ابتدای بزرگراه خلیج فارس قرار گذاشتم. وقتی سر قرار آمد همراه پسر دایی اش و یکی از دوستانش بود که با اسلحه به طرف من شلیک کرد. من با چاقو با او درگیر شدم که در کشمکش بین ما تیری شلیک شد و به خودش اصابت کرد. پس از این ترسیدم و فرار کردم. متهم پس از تکمیل
تیراندازی پسر بدهکار به پدر پولدار در بزرگراه ستاری
نداشتم. به همین دلیل به سراغ پدرم رفتم اما او حاضر نمی شد به من پول بدهد. وی ادامه داد: از قبل اسلحه ای تهیه کردم و روز حادثه به سراغ پدرم رفتم تا با او درباره مسائل مالی صحبت کنم. اما بحثمان شد و با یکدیگر مشاجره کردیم. من که به شدت عصبانی بودم با شلیک گلوله و ضربات چاقو جان پدرم را گرفتم و بعد به داستانسرایی پرداختم اما در نهایت لو رفتم. پسرجوان در حالی چنین ادعایی را مطرح کرده که در تحقیق از
از قتل یک مرد در دامداری تا همسرکشی در فسا
متهم برای کشف جرایم احتمالی در اختیار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی قرار گرفت. همسرکشی در فسا سرهنگ محمدهاشم قسام فرمانده انتظامی شهرستان فسا اظهار کرد: زن میانسالی روز جمعه هشتم بهمن با مراجعه به پلیس اعلام کرد که همسر 53 ساله اش از یک روز قبل مفقود شده است. وی با بیان اینکه زن یاد شده تقاضای رسیدگی به موضوع را مطرح کرد، افزود: بعد از تحقیقات میدانی مشخص شد که
شهیدی که چراغ راه پدر شد
برادرت ببریم. داود بغض کرد و گفت شما فقط چند روز است از پسرت دور شده ای، من که چند سالی است از او خبر ندارم چه کنم. زمانی بود که همسرم آمد در خانه، حسین را گرفت و با خودش برد. از خانواده من هیچ کس راضی نبود که پسرم را به او بدهم. این خانم یک هفته به بچه من رسیدگی کرده بود. گفتم: من که تا به حال او را بزرگ کردم تا 18 سالگی هم زحمتش را می کشم و امضا دادم که تا 18 سالگی در کنار خودم باشد و
قتل به خاطر طلب 2.5 میلیونی!
مغازه ما بود. من و پدرم یک سوپرمارکت داشتیم. مقتول مدتی قبل از پدرم دو و نیم میلیون تومان پول قرض گرفته بود، بعد از چند مدت من به او گفتم پول پدرم را پس بدهد، اما او توجهی نکرد. روز حادثه سراغش رفتم و دوباره گفتم پول را بدهد، او این بار جواب داد از من پولی نگرفته است، گفتم تو از پدرم پول گرفتی. او هم جواب داد پس من با پدرت طرف حساب هستم و به تو ربطی ندارد. متهم ادامه داد: سر این موضوع با