روایت نفوذ یک نوجوان ایرانی در میان نیروهای عراقی - ایسنا

ایسنا ۱۴۰۳/۰۷/۲۸ - ۱۶:۱۰

روایت نفوذ یک نوجوان ایرانی در میان نیروهای عراقی

یک اسلحه به غنیمت گرفته بود؛ با همان اسلحه هفت عراقی را اسیر کرده بود. احساس مالکیت می کرد. به او گفتند که باید اسلحه را تحویل بدهی. می گفت به شرطی اسلحه را تحویل می دهم که به من حداقل یک نارنجک بدهید یا این یا آن. دست آخر به او یک نارنجک دادند. یکی گفت: دلم برای عراقی های مادر مرده می سوزد که گیر بیفتند. ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)