روایت نفوذ یک نوجوان ایرانی در میان نیروهای عراقی - ایسنا
روایت نفوذ یک نوجوان ایرانی در میان نیروهای عراقی
سایر خبرها
وطن فروشی به سبک کومله
تلفات دشمن، اندک بود. مقداری از جاده کمربندی و تمام گمرک در دست دشمن است. دشمن از طرف نهر آب عقب نشینی کرده و پل خرمشهر- آبادان باز است. بر اساس خبر یک منبع خودی، توپ از سه طرف خرمشهر را می کوبد. نیروهای خودی محتاج نیروهای زرهی تازه نفس هستند. طی این دو روز حدود 50 نفر شهید شده اند و دشمن تلفات زیادی داشته است. تو هم توپخانه قوچان شدی!؟ علاوه بر خساراتی که از درگیری نزدیک با
شلیک در عروسی 5 پسر بچه را مجروح کرد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گرو ، سرهنگ سیدمحمد یوسفی، بیان کرد: بامداد 26 مهرماه امسال در پی اعلام خبری به مرکز فوریت های پلیسی 110 مبنی بر اینکه 5 پسربچه 13 و 14 ساله بر اثر تیراندازی در مراسم عروسی مجروح و به درمانگاه منتقل شده اند، بررسی موضوع به صورت ویژه در دستورکار مأموران انتظامی قرار گرفت. در بررسی و تحقیقات صورت گرفته توسط مأموران مشخص شد، حین فشنگ گذاری روی اسلحه ساچمه زنی توسط یکی از
شهیدی که شاه کلید لشکر 41 ثارالله بود
قد یکی از آنها حدود یک متر از بقیه بلندتر بود همین باعث شده بود که تا هر کدام از بچه ها حدسی درباره اش بزنند که کیست. جلوتر که آمدند حاج مهدی را شناختم که روی شانه یکی از عراقی ها نشسته و اسلحه اش را به طرف بقیه گرفته بود با اینکه هر دو پایش زخمی شده بود اما پنج عراقی را اسیر کرده و روی شانه یکی سوار شده بود تا به خط خودی برسد. بعداً خودش تعریف کرد که فقط یک گلوله داشته و با
ما همه یحیی هستیم!
لجت را درمی آوردند و این از عکسی که روی مبل خانه شان درست وسط ویرانی ها گرفته مشخص است. انگار با خنده اش داشت به اسرائیلی ها می گفت دیدید؟ نمی توانید من را، ما را از پا بیندازید. آقا یحیی که شهید شد، همین یکی دو روز پیش با همان اسلحه چسب زده اش توی آخرین عکس هم محکم نشسته بود. حالا شده یک نماد، نماد آدمی که تاآخرین نفس ایستاد و برای خیلی ها الگو شد حتی برای خیلی از بچه ها و جوانانی که سال ها از او
ماجرای بلیت سوزی و ماندن تماشاگران پشت درب ها چیست؟
1400 اجرا شد، روی صحنه می رود. آن نمایش قصه خانواده ای در دهه 50 بود که درگیر پدرکشی شده بودند و نمایش گورپلاس در ادامه همان داستان است و ماجرای کارکترهای آن را در فاصله ای 30، 40 ساله روایت می کند و گویی قصه امسال و پارسال است. مهربان که متن این نمایش را به طور مشترک با وهاب مهربان نوشته است، درباره انتخاب رویکرد کمدی برای بیان یک قصه اجتماعی توضیح داد: این اتفاق به صورت ناخودآگاه رخ
منم بچه مسلمان برنامه ای مذهبی و شاد برای کودکان است
مختلف آشنا شود و در نهایت خودش دست به تصمیم بزند، بنابراین اجازه می دهم تا علاوه بر دیدن برنامه های ماهواره ای، مجموعه منم بچه مسلمان را نیز ببیند؛ این مهم نکته ارزشمندی است و وظیفه ما را به عنوان سازندگان برنامه سخت تر و خطیرتر می کند. منصوری به محورهای اصلی برنامه منم بچه مسلمان اشاره و تصریح کرد: مفهوم خانواده و بیان معارف قرآنی آن هم با زبانی ساده نکاتی مهم است که در دستور کار این
یک وجب از خاکمان را به دشمن ندادیم...
آن امدادگری آموخت و در هر کاری که پیش می آمد، از امدادگری، زخم بندی، حمل مجروحان، تعمیر و آماده سازی اسلحه، پخت و پز و توزیع امکانات، دریغ نمی کرد. تنها هدفش این بود که مفید باشد و به مردم خدمتی کند. پدر و برادرش در جنگ خرمشهر شهید شدند و او با دست خود آنان را در آرامگاه شان نهاد. خواهر کوچک ترش را هم در کارها شرکت می داد. در جریان دفاع از خرمشهر مجروح شد و ترکشی در نخاع او جای گرفت که پس از آن
افشاگری جنجالی علیه مدیرعامل پرسپولیس
باشگاه از شما حمایت نکرد؟ سرمربی اخراجی پرسپولیس پاسخ داد: اصلا پشت من نایستادند و حتی تلفن های من را جواب ندادند. من به آقای درویش چندین بار زنگ زدم اما انگار من یک غریبه ام! در این فوتبال باید دور یکسری ها باشی و اگر نباشی حذفت می کنند! من از نونهالان این بچه ها را بالا آوردم و آینده های فوتبال بودند اما نخواستند و نگذاشتند! وقتی یک کاری از من می خواهند و گوش نمی دهم معلوم است همه چیز
بهروز وثوقی: خیط شدن در کنکور باعث شد وارد سینما شوم/ قبل از بازیگری شکارچی پشه مالاریا بودم / چند تا ده ...
بخشی از این گفت وگو را به نقل از مجله ی یادشده شماره مورخ 29 مهر 51 می خوانید: خوب، بهروز خان! از کجا شروع کنیم؟ از هرجا که دل تان می خواهد، اما اگر موافقید اجازه بدهید دست کم برای یک بار از مصاحبه به آن شکل مرسوم بگذریم و همان طور که در زندگی معمولی و در محافل دوستانه پیش می آید از همه جا و همه چیز حرف بزنیم، بدون این که نقشه ی قبلی داشته باشیم. مگر در گفت وگوهای روزمره هم
"یحیی سنوار" خونی تازه در رگ های مقاومت فلسطینی!
بسیار بود اسرائیلی ها از او به عنوان طراح 7 اکتبر نام می بردند و شایعات بسیاری هم علیه اش منتشر کردند. ابتدا گفته شد احتمالا جاسوس اسرائیل است سپس گفتند در تونل های زیر زمینی مردم غزه را سپر جان خود کرده این اواخر هم که شایعه منتشر کردند اسرائیل حاضر است در ازای آزادسازی گروگان ها به او اجازه دهد تا به سودان برود. با این حال دو روز پیش یک خبر و از همه مهم تر یک ویدیو چند ثانیه
روایتی از زندگی اولین نوجوان سیزده ساله دفاع مقدس
گزارشاتی به شناخت شهدای نوجوان این خطه بپردازیم. باشد که در تفهیم روحیه مقاومت برای نسل های آینده تلاش بیشتری صورت گیرد... وقتی شهریور 1359 با شایعه حمله عراقی ها، بعضی از اهالی خرمشهر همه زندگی شان را به دوش کشیدند و از شهر رفتند، کسی باور نمی کرد که خرمشهر به دست عراقی ها بیفتد. اما بهنام 13 ساله تصمیم گرفت بماند. هم می جنگید، هم به مردم کمک می کرد. بمباران که می شد
تجلیل از برگزیدگان جشنواره استانی فانوس به بخش ملی
رادیویی "ژنراتور" اثر علی حسینقلی زاده، در بخش پادکست "شهید کنعانی" اثر هاله فرشاد، در بخش سرود "باکری سردار عشق" اثر علیرضا برهانی، در بخش انیمشین "معمای تیزپا" اثر نگار نصرالله زاده و در بخش نقاشی دانش آموزی ضمن تقدیر از "بچه های مسجد" اثر نیما فهیمی و "جنگ" اثر هستی حبیبی، "اسلحه تو انسانیت" توست اثر اسما خیاط به عنوان اثر برگزیده استانی به مرحله ملی راه پیدا کردند. پورمحمد یادآور شد
طلوع نسل خورشید؛ گوشه ای از طرح های برتر تربیتی سازمان بسیج دانش آموزی
کم است. بنابراین طرح روز اولی ها را برنامه ریزی کردیم. طرح ما به این صورت است که روز اولی هایی که احکام را به تازگی یاد گرفته بودند را به اردوی یک روزه بردیم، جشن گرفتیم، هدایایی به این دانش آموزان دادیم، در آن اردوی یک روزه تاج بندگی را بر سر آن ها گذاشتیم. یکی دیگر از کارهای منطقه ما بُردن دانش آموزان دختر به مسجد بود، اهالی آن منطقه اجازه ورود خانم ها به مساجد را نمی دادند، ما برای مقابله با این
عصای یحیی
به گزارش ایسنا، فرهیختگان نوشت: دوربین از بالا دارد ویرانی های شهر را قاب می گیرد. صحنه، آخرالزمانی است؛ پر از ساختمان های ویران و خالی از انسان. انگار دست شیطان در کار بوده تا این شهر سابقاً آباد به این حال و روز بیفتد. دوربین به سمت چپ خیز برمی دارد و از میان آوارها وارد یک واحد مسکونی ویران می شود. رؤیاهای خاک گرفته ساکنان این خانه را می شود وسط چوب و سنگ و آجرهای آوار شده بر زندگی تماشا کرد
ساجی، روایت خواندنی
آواره می شوند و تعداد زیادی از اقوامش به شهادت می رسند. هیچ کس تصور نمی کرد روزی جنگ به خانه و کاشانه شان حمله کند و سایه ی سیاهش را بر سر اهالی شهر افکند. در این میان کم نبودند افرادی که مانند نسرین تصمیم گرفتند با دست خالی مقابل دشمن بایستند و تا جایی که توان داشتند ایستادگی کنند. او زنی است که وقتی بسیاری از زن های خرمشهر مجبور به کوچ شدند و به شیراز و دیگر شهرها رفتند، تصمیم گرفت در
باید در مقابل دشمن ید واحد شویم/ در جنگ اقتصادی، حمایت دولت از قشر آسیب پذیر پابرجاست
دست به دست هم بدهیم و با یک صدا و با یک باور و اعتقاد برای مملکت مان تلاش کنیم، اختلافات و دعوا های ما وجود دارد ولی باید در مقابل دشمن ید واحد شویم. رئیس جمهور بیان کرد: زمانی که به اصطلاح تحلیف بود، اسرائیل برای اینکه آن باور و امید را قطع کند، در همان شب آمد و شهید اسمائیل هنیه را در کشور ما ترور کرد تا نگذارد ما با آن روندی که فکر می کنیم حرکت کنیم و و مردم را در صحنه داشته باشیم و
سیدجواد هاشمی: از اعتقاداتم فاصله نگرفتم
تر است و وقتی سینمایی از مردم جلو می افتد مخاطب دیگر عادت ندارد به استقبال این آثار برود. سینما در ذهن کسانی است که دوست دارند همه رسانه دست شان باشد. کارگردان شهر گربه های2 تأکید کرد: سینما باید پیام بدهد. در شهر گربه های2 به من گفتند چرا می گویی شرایط سخت است. احسان طهماسبی منتقد و نویسنده نیز اظهار کرد: سیدجواد هاشمی خودش را با این فیلم وارد فضایی می کند که موافقت و مخالفت
کودکان نباید باردار شوند
نسترن فرخه: وقتی شکمش جلو آمده بود، بقیه بچه ها می خندیدند و می گفتند این همان رقیه خودمان است که تا دیروز با هم در کوچه بازی می کردیم و حالا مادر شده است. رقیه ، مادری 15 ساله با کمترین تجربه کودکی که حالا خودش صاحب دختر شده است. آسیب های اجتماعی همچون یک سیکل باطل است و قوانین نادرست به آن شدت می بخشد. همچون خبر برداشتن محدودیت سنی بارداری از 15 تا 49 سال که معاون وزارت بهداشت به دلیل حمایت از
ممنوع الخروج، سفارت نورد و پرینتر خراب
سوریه را گرفته که نه، این به اصطلاح آسمان شان است و آن خط اصلی الان یک هواپیما در گوشه ی زاویه ی دید ما در پارکینگ فرودگاه جا خوش کرده ولی پس چرا اسم اش در فهرست بلیط فروشی ها نیست؟ گرچه همین هم که سوار شدیم نیز فروش علنی و آزاد ندارد. با آن که ندیدم مسافر مشهودی از بچه های بالا داشته باشد. 3. خبر بد این که همسفر ارجمندمان، جناب محمدعلی برنو، ممنوع الخروج بود و گذرنامه اش را برادر درجه
روایتی بدون واسطه از شهید سید حسن نصرالله از امدادهای غیبی جنگ 33 روزه
/> بچه های ما آن قدر در تنگنا قرار گرفته بودند که به غار یک کوهی پناه برده بودند. نه غذا داشتند، نه سلاح داشتند و نه هیچ وسیله ارتباطی. هواپیماهای اسرائیلی می آمدند و بمباران می کردند. ما در مقابل آن ها هیچی نداشتیم. فقط می توانستیم گفتگوهایشان را شنود کنیم. تا این اندازه را می توانستیم اطلاع داشته باشیم. پشت بی سیم به یک فرمانده خبر دادند که ما داریم برمی گردیم. او سرشان داد زد
شهادت سرگرد مشهدی برای پس گرفتن جزایر سه گانه ایرانی در سال 1350
داشت. صاحب زن و یک پسر یک سال و نیمه بود و خبر نداشت که همسرش نجمه، برای مرتبه دوم باردار است. نجمه خانم نیز هنوز خودش چیزی نمی دانست. چند روز قبل از شروع این عملیات، ناوسروان سوزنچی با همسر و پسرش، خسرو، خداحافظی کرد و آنها را با قطار به مشهد فرستاد. دوسال ونیم می شد که زار و زندگی اش را آورده بود پادگانِ خسروآباد در خرمشهر؛ همان جا که خانه های سازمانی اش به دست آمریکایی ها ساخته شده بود
رفتار زشت برخی مدیران مدرسه با اولیا تکثیر شد
جایی هستیم، نه بیمه داریم، نه از جایی حقوق می گیریم، هیچی. هفته پیش دعوت مان کردند، گفتند بیایید کارت هدیه می دهیم؛ کمک تان می کنیم. گفتم خانه مان دور است نمی توانم بیایم. گفتند بیایید می خواهیم هزینه تان را بدهیم. 270 هزار تومان هزینه اسنپ دادم تا رسیدم آنجا، اما هیچی به ما ندادند. ما الان مدتی است مرغ نخوردیم. اصلا مزه مرغ یادمان رفته. بچه هایم به من می گویند مامان مرغ بخر، میوه بخر؛ ندارم از
یک تصمیم گیری سخت در عملیاتی کوهستانی
بهداری به مسئولیت (شهید) محمد انصار الحسینی، تاکتیکی و زیر بمباران دشمن جلو می رفتند و شهید هم می دادند؛ شهدایی مثل محسن کاظمی، فرمانده محور بهداری. بچه ها تا هفت توانان جلو رفته بودند. به محض طلوع آفتاب، من مانند تک تیرانداز با راننده و یک جیپ وارد عملیات شدم. از ماشین که پیاده شدم، محمدعلی شاهمرادی مرا دید و با تعجب گفت: شما اینجا اومدین برای چی؟ گفتم: می خواستی نیام مگه؟ گفت: نه نه برگردین عقب
بجنورد در انتظار اجرای 2 پروژه محوری
شورای شهر بجنورد در جلسه بیست وسوم شورای شهر در مهر سال جاری تاکید می کند: هفت ماه از سال گذشته، اما اقدامی برای راه اندازی شهربازی و ساخت مسجد شهربازی رخ نداده است. جمشید عین بیگی، رئیس شورای اسلامی شهر بجنورد نیز در این جلسه اظهار می کند: تحقق وعده های شهردار پیرامون تقاطع غیرهمسطح میدان خرمشهر، شهربازی بجنورد و مسجد شهربازی را در دست پیگیری داریم تا در نیمه دوم سال شاهد پیشرفت پروژه ها
(تصاویر) این دو شیر آدم خوار 30 کارگر بی نوا را زنده زنده خوردند
به پای عقب حیوان اصابت کرده بود، جانور توانست بگریزد. حیوان، بعدها مجدداً با کمین های شبانه بازگشت. پترسون برای شکار وی تلاش نمود. او با شلیکی مستقیم به شانهٔ حیوان با تفنگی قوی تر توانست جانور را از پای درآورد. گلوله از شانه گذشته و به قلب حیوان رسیده بود و صبح روز بعد، لاشهٔ حیوان مرده در فاصلهٔ نه چندان دوری کشف گردید. شیر دوم، بسیار جان سخت تر می نمود چرا که 9 بار به او شلیک شد. 5 مرتبه با اولین اسلحه، 3 مرتبه با اسلحهٔ دوم و در نهایت 1 مرتبه با اسلحهٔ سوم. منبع: راز بقا ...
وقتی هنرمندان و شخصیت های مشهور خارجی و عربی سنوار را می ستایند
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از عربی 21، شخصیت ها و هنرمندان معروف خارجی و عربی در صفحه های اجتماعی خود شهادت یحیی سنوار در جریان درگیری مسلحانه با ارتش اشغالگر در شهر رفح را تسلیت گفتند. دن بیلزریان بازیگر آمریکایی در صفحه خود نوشت: هر کسی که با عاملان نسل کشی یعنی تروریست های اسرائیلی مبارزه کند، یک قهرمان است. سنوار در آرامش باش. وی در پست دیگری نوشت: رسانه های یهودی
# پرسه در فضای مجازی
فرزندانی با دست هایی مصمم تر از گذشتگان، سلاح را برخواهند داشت. شهید با ریخته شدن خونش، از خاک برمی خیزد. خدا با ماست نوید مستفیضی: شکست حصر آبادان، آزادسازی بستان در طریق القدس، آزادسازی شمال خوزستان و دشت عباس در فتح المبین و فتح خرمشهر در الی بیت المقدس به فاصله یک سال و بعد از شهادت چمران(وزیر دفاع)، بهشتی و 72 وزیر و نماینده، رجایی و باهنر، کلاهدوز، فکوری، نامجو، فلاحی
عاشقانه احمد و فخری؛ چگونه پاییز آمد کلیشه ها را شکست؟
به گزارش صراط به نقل از تسنیم ، از دهه 80 به این سو، خاطرات دفاع مقدس کم کم از روایتگری در میدان جنگ فاصله گرفته و به جای اینکه سربازان و فرماندهان راوی روزهای جنگ باشند، این بار خانواده های آنها راوی روزهایی بودند که جنگ به یکباره مسیر زندگی آنها را تغییر داد و سرنوشت دیگری برای همه اعضای یک خانواده رقم زد. در این مسیر، زنان میدان دار اصلی روایتگری جنگ بودند. طی بیش از یک دهه گذشته