کمی حنا بیارید، می خوام عروسی کنم! - باشگاه خبرنگاران
سایر منابع:
سایر خبرها
برنامه های تلویزیون در آخر هفته
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نسیم، فیلم های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن گمگشته ، بازی / راز دریاچه ، دنیا + من ، دنیای خیالی دخترم ، خاموشی سراسری ، روز باشکوه / مرخصی شب عید ، یک نفر دیگر / جنگ جدید دگمه ها ، آخرین مرد مقاوم ، اعترافات یک قاتل / معلم کوچولو ، تبادل سریع ، مارکوپولو: بازگشت به زانادو ، زمانی برای مجازات ، گزارش اقلیت / شب طولانی ، سوار در غبار / پل / عصر یخبندان
ریختن آبروی یک دختر توسط دندانه آبی
بیرون آورد و شروع کرد به ور رفتن با گوشی. - چیکار می کنی؟! بیا کمکم کن. - بزار جواب امیر و بدم، الان میام. - ای بابااااااااا.... زود باش دیگهههههه... - اومدم.... اومدم... بالاخره بعد چند دقیقه و با خوردن زنگ مدرسه نگار آماده شد. بلافاصله خداحافظی کرد و راهی خونه مینا شد. برای همه شب خیلی خوبی بود. فردای اون روز بود که امیر (دوست نرگس
پخش گلچین برنامه عموهای فیتیله ای
رفت. فیتیله، جمعه تعطیله کاری از گروه کودک و خردسال شبکه دو سیماست، این برنامه به تهیه کنندگی علیرضا آقایی و اجرای علی فروتن، حمید گلی، محمد مسلمی و مهرداد نظام آبادی پنجشنبه و جمعه از ساعت 14 روی آنتن شبکه دو می رود. * نوا و نما امشب و فردا شب با حضور محمدرضا هدایتی برنامه موسیقایی 'نوا و نما' امشب و فردا شب ساعت 19:30 میزبان محمدرضا هدایتی خواننده و بازیگر سرشناس زابلی
ناگفته های باسابقه ترین خبرنگار ایرانی در سوریه
. همانطور که میدانید، تظاهرات مردمی یا در ظاهر "مخالفت های مردمی" ابتدا در چند منطقه سوریه آغاز شد. در درعا، جنوب حمص، در مناطق مرکزی سوریه و بعد در دمشق، و خیلی زود این تظاهرات به خشونت و درگیری کشیده شد و به سمتی رفت که بعد از مدتی عملاً شاهد ورود گروه های مسلح سازماندهی شده به سوریه بودیم. هر چه که گذشت بیشتر دستشان رو شد که به دنبال چه هستند و برای چه آمدند. در جلسه دو سال گذشته که
مشکلات قانونی، فردی و اجتماعی ازدواج سفید چیست؟
بچه ناشی از فحشا، حرام زاده، کافی است. اینکه اینها گناه نکرده اند. اینکه ازدواج موقت قانون دارد. زن مهریه می برد. عده دارد. اما در فحشا هیچ ضابطه ای وجود ندارد و ممکن است در یک روز یک نفر چندین بار مرتکب فحشا شود ولی در متعه حداقل 45 روز عده دارد. اینها متعه را از فحشا جدا می کند. به نظر من همانطور که گفتم از همه مهمتر مسئله کودکان است. فرزندان ناشی از فحشا سرنوشت شوم و رقت باری دارند و در تمام
کی روش دوست داشتنی
بودند را داخل اتوبوس فرستاد. همه را فرستاد بالا. با هر نوع پوششی! کی روش دم در بود. درست مثل یک شوفر صمیمی و خاکی که گفتیم. هر کسی می خواست با او عکس بگیرد، درست مثل تصویری که می بینید کله اش را می آورد جلو و با آنها عکس می گرفت. به شوخی به او گفتم، می گذاری من هم بروم بالا؟ گفت اگر آی دی کارتت را دربیاوری، شاید گذاشتم بروی! گفتم نه می خواهم بروم بالا با آی دی کارت هم بروم! گفت من که می دانم شما
نقش انکارناپذیر یک مترجم در زبان فارسی
کار کردم به طور مستقیم یا غیرمستقیم راهنمایی کرد. اولین چیزی که ایشان به من توصیه کردند، گفتند رقابت را از مدرسه بردار. و چنین شد که مدرسه فرهاد تأسیس شد و کودکستان فرهاد تأسیس شد و ما رقابت را از مدرسه برداشتیم. یعنی همه بچه ها به هم کمک می کردند برای این که پیشرفت بکنند و هیچ کس رقیب دیگری نباشد. شب به آذین سپس محمود دولت آبادی بخش هایی از کتاب فاوست گوته ترجمه به آذین را
پرواز دو برادر در ارتفاعات جاسوسان + تصاویر
. از اینکه دیر شده بود خیلی ناراحت و تند شد. گفتم طوری نیست یک ساعت دیرتر. گفت: اصلاً توقع نداشتم. چرا نمی گویی یک ساعت زودتر برسون خودت رو. حق افراد پایمال میشه. اولاً شاید به مأموریت نرسم. دوماً حق یک عده ای که منتظر می مونند به گردن من میاد. اومدیم تا پلیس راه زنجان. دیگه همه خواب آلود بودیم. از صبح تا اون وقت شب مرتب این طرف و آن طرف یا پشت ماشین بودیم. دیگه مقدور نبود که تا تهران هم
به جنگ عادت کرده ایم / مشروح نشست نمایش دیده بانان در کافه خبر
بانان شماست؛ انتخاب این موضوع با هنرمند است یا اینکه شرایط و سیاست های مدیریتی چنین چیزی را ممکن می سازد؟ باید از دو سو به آن پاسخ بدهم. اول اینکه باید بگویم که من دریکی دو سال اخیر هیچ گاه تمایلی به اجرای این متن نداشتم، یعنی آنچه من به مدیران تئاتر پیشنهاد کرده ام دو متن دیگر بوده است. شرایط برای اجرای کارهایی که دوست داشته ام اجرا شود، مهیا نبوده است. من بیش از همه دوست داشتم از بین
از یادداشت افغان ها را اخراج نکنید افخمی تا سفیدنمایی در چند متر مکعب عشق
رسانه ها، هیچ گاه افغان ها را خوب نشان نداده ایم همیشه یک خفاش شبی به وجود آمده است و اول تیتر زده ایم که او یک افغانی است و بعد ده تا افغانستانی را نابود کرده ایم و آخر سرش آمده اند و اعلام کرده اند که او یک ایرانی است. آنقدر اشتباه شده است که وقتی در یک محل کودکی کشته می شود، همه می گویند آن افغانستانی او را کشته است، حالا آن افغانستانی بدبخت صبح زود رفته است سرکار و شب برگشته است. هروقت در
سیب سیاه مرگ
ارسباران نمایشگاه برگزار کردید؟ نازیلا آریانفر، مدیر فرهنگسرای ارسباران به همراه شوهرش چندین بار از من برای برگزاری نمایشگاه دعوت کردند. سال1368 نگارخانه سبز را افتتاح و یک سال بعد نمایشگاه آبرنگی برگزار کردم که بعد از یک ساعت همه کارها فروش رفت. این کارها برای مردم جذابیت زیادی داشت چون کارهای آبرنگ با المان های ایرانی کمتر دیده بودند. من اصولا نمایشگاه انفرادی برپا نمی کنم و گاهی در نمایشگاه
کورس میلیاردی در پیست فخر فروشی +عکس
خوانده اند. خنده ای می کند و می گوید: درست است بچه پولدارند ولی به درس و مشقشان هم اهمیت می دهند! توقف واردات پورشه و مازراتی با مصوبه جدید دولت او در بین حرف هایش به مصوبه شهریور ماه دولت درباره ممنوعیت واردات هرگونه خودرو با حجم موتور بالای 2500سی سی هم اشاره می کند و می گوید: همه این خودروهای گران قیمت که می بینید مربوط به قبل از این مصوبه است و بعد از این مصوبه دیگر هیچ
آپارات چگونه شکل گرفت؟
؟ از حدود 17 سالگی به صورت پاره وقت برنامه نویسی می کردم و بعد از اینکه متاهل شدم به صورت تمام وقت. • یعنی چندسالگی متاهل شدید؟ 19سالگی. • چند فرزند دارید؟ دو فرزند ؛ یکی 10 ساله و یکی هفت ساله، در کل ازدواج را مثبت می دانم. از حدود ساعت 8 یا 9 صبح تا 8 شب شرکت هستم و گاهی هم که درگیر یک پروژه جدید هستیم خیلی بیشتر. • تعدادتان تغییر خواهد کرد؟
صادرات 121 میلیون دلاری از یک اتاقک/ گمرکی که مامور آن بنزین برای گشت زنی ندارد
واحد تولید دان مرغی خاورمیانه بین بیرجند و نهبندان قرار دارد. از محصولات دستی این استان مانند گلیم بافی و جاجیم بافی، اگر بگذریم عمارت زیبای اکبریه با درختانی سر به فلک کشیده از کاج وجود دارد که در میان این شهر رخ نمایی می کند. قرارمان این است که صبح زود راهی ماهی رود شویم، با کمی تاخیر حرکت می کنیم. در راه همه هم صحبت هستند، در این میان خانم یزدانی کارمند گمرک از افتخارات خود با غرور
وقتی ریالی پول به خانه پا نمی گذارد
بتواند همراهم شود، در میدان مرکزی که نه، در یکی از خیابان های پهن معروفش پشت چراغ قرمز لابه لای اتومبیل ها در رفت و آمد است. گفتند همراه خانم. شرط دیگری که نگذاشتند، اتومبیل را کناری می زنم. خانم گل فروش را صدا می زنم. به دو می آید. به چهره و سر و تیپش دقیق می شوم. معترض می شود: آهاااای آقا! گل می خواهی یا مزاحمی؟ . دو دسته نرگس از دسته های گلی که در دست دارد نشان می دهم: این دو تا را می خواهم. چند
وقتی پسرم زنده می شود!
؟ و خودش زود پاسخ می دهد که: راستی! گفته بود که سقای حرم حیدر کرار است. حال و هوای ما هم دگرگون شده است. بوی شهادت می وزد. دیگر دست خودمان نیست، بغض کرده ایم و در خود فرو رفته ایم. صدای اذان می آید و بهانه خداحافظی می شود. آنچه در ذهن ما تکرار می شود یک آدرس کوتاه است: قطعه 29، ردیف 72، شماره 12. بیست و پنج دی شصت وشش اتوبوس در دل شب، به سمت محل نامعلومی در حرکت بود
شهیدی که بعد از شهادت به زیارت امام رضا (ع) رفت
نظامی گذاشت و بعد احوالپرسی و روبوسی کرد، آن شب آخرین دیدار من با شهید بود و صبح راهی جبهه شد. تسنیم: نحوه شهادت شهید حسین پور چطور بود؟ برادر شهید: در عملیات والفجر 8 لازم بود که رزمندگان از اروندرود عبور کنند و با توجه به اینکه جذر و مد آب در شب شدید است و موج های سه متری به وجود می آورد، نیروهای غواص باید قبل از عملیات وارد عمل شده و منطقه را شناسایی کنند. شهید
کارمند آسمان هستم
بچه های مدرسه داشتم اما با حضور سارا در زندگی ام، خیلی زود خاطرات سارا جایگزین این خاطرات شد. 3سال پیش به عنوان مدیر آموزگار در مدرسه شهید گنجیان همایون در یکی از روستاهای بیجار مشغول به کار شدم. کودکی تنها در مدرسه خانم معلم زمانی که به مدرسه شهید گنجیان همایون رفت، هرگز تصور نمی کرد، زندگی اش در مسیر جدیدی قرار می گیرد. زنگ تفریح که زده شد، به حیاط مدرسه رفت تا بچه ها را
10 سالی است اکثر سریال های عید و رمضان را تدوین می کنم
اینگونه نیست. کارگردان عاشق مثل مقدم ندیده ام وی یادآور شد: مثل سیروس مقدم هیچ کارگردان دیگری ندیده ام. او عاشق کارش است و علی رغم اینکه تا شب سرکار است، همواره سر سریال ها بعد از تصویربرداری برای دیدن ماحصل تدوین می آید و حتی صبح زود پیش از رفتن سر صحنه نتیجه کار پس از صداگذاری را نیز می بیند. من با کارگردان های زیادی کار کرده ام و گاهی پیش آمده من برای پرسیدن سوال و رفع ابهام هم
خوابی که پدر شهید مهدوی برایش دیده بود / امیرعلی هنوز از شهادت پدرش خبر ندارد
زیر بغلش گرفته و در اتاق ایستاده، صبح گفتم برای مجید صدقه کنار بگذارید. وی که هنوز ناباورانه چشم به در دارد که فرزندش را بار دیگر در آغوش بگیرد، ادامه داد: اخلاق مجید در خانواده نمونه بود و در همه کارهای خانه به ما کمک می کرد و زمان هایی که در استراحت بود و به سر کار نمی رفت مشغول حفظ قرآن بود و یا در امور خانه به همسرش کمک می کرد. در ادامه همسر سروان شهید مجید مهدوی ضمن
گفتگوی حاج قاسم و حاج محسن درباره حاج احمد
خیلی از ابعاد مسلط بود. من گفتم سه نقطه را در لشکر 8 نجف اگر کسی سر می زد به نقش احمد و مدیریت او پی می برد: یکی اسلحه خانه، یکی حمام و یکی هم آشپزخانه. در این سه جا، می فهمید که احمد چقدر به لجستیک، آموزش، نگهداری و روحیه پرسنل بها می دهد. احمد اصرار داشت که همه جا حمام احداث شود و این نشان می داد که به نیروهایش خیلی بها می دهد. در نزدیک ترین مکان ها به خط مقدم حمام درست می کرد، حمام درست حسابی
قیصر و قزوه برجسته ترین شاعران دفاع مقدس/ شعر از سر اعتقاد، کلیشه ای نمی شود
دوران مدرسه، مشتری کیهان بچه ها بودم و کتاب هایی که بزرگترهای دور و برم برایم می خواندند. بعد هم که خودم یاد گرفتم بخوانم بیشتر داستان و رمان می خواندم. آن وقت ها خودم هم داستان می نوشتم تا اینکه در جشنواره های داستان دانش آموزی با بچه های شعر آشنا شدم و از آن روزها شروع کردم به شعر نوشتن تا امروز و هر روزی که زنده باشم. **جنگ هنوز هم ادامه دارد *تعریف شما از شعر دفاع مقدس چیست
می خواستیم بیننده میخکوب شود
خانه باید به قسمت های مختلف تقسیم می شد، از چگونگی فیلمبرداری و نورپردازی ملبورن می گوید. ایده ملبورن از کجا شکل گرفت؟ نیما جاویدی: ایده اولیه ساخت این فیلم برمی گردد به خاطره ای که نزدیک به هفت سال پیش رخ داد. طی سفری با دوستانمان، یک روز صبح همه تصمیم گرفتند بیرون بروند و چون من خسته بودم خانه ماندم و آنها بچه ای را که خواب بود به من سپردند. در کنار خانه ای که ما حضور داشتیم
می خواهم در همین مدت کوتاه، قوانین پوسیده را کنار بزنم
باید چنین کارهایی انجام دهم. این در حالی است که من دکتری تئاتر دارم و اکنون بعد از 33 سال حضور در این عرصه فهمیدم که هنوز چیزی از این وضعیت نمی دانم. من می خواهم در همین مدت کوتاه خانواده تئاتر را از دست این قوانین پوسیده و به درد نخور که هیچ فایده ای به حال تئاتر ندارد نجات دهم . او در پایان اضافه کرد: در اتاق من همیشه به روی همه بازاست و من از همه خانواده عزیزتئاتر دعوت می کنم که دست به دست هم داده و ما را برای به ثمر نشاندن این جشنواره مشاوره و راهنمایی دهند .
کیهان و خوانندگان
. بنویسید این سیاسی کاری ها سرانجام خوشی برای دولت ندارد. 0530---0912 * مگر می شود ما بدون آرمان باشیم؟ مگر دشمنانمان بدون آرمان در مذاکرات حاضر می شوند؟ نه تنها آرمان ما به سانتریفیوژ وصل است که حتی به یک مشت خاک هم وصل است و اگر غیر از این بود قریب 200 هزار شهید و هزاران جانباز و آزاده و به این همه خرابی ها تن نمی دادیم! اگر رزمندگان هم مثل شما فکر می کردند می بایست از خیر خوزستان
چگونه زناشویی جذاب تری داشته باشیم؟
را به خاطر تک تک این کارها مورد تشویق و تمجید قرار بدهید. این که صبح زود از خواب بلند می شود، به شما صبح به خیر می گوید، همراه با شما صبحانه می خورد، به شغلش اهمیت می دهد، سعی می کند به فرزندانتان توجه کند، خرید می کند، در انجام کارهای خانه و بیرون شما را یاری می رساند، سریال مورد علاقه اش را نمی بیند تا شما بتوانید برنامه محبوب تان را تماشا کنید و دیگر کارهای ریز و درشتی که او از صبح تا شب انجام
"محراب" کابوسی برای "ضد انقلاب" +تصاویر
آمد فرصت بیشتر بودن با خانواده را فرهم کرد. سرانجام دل از دخترش کند، او را بوسید و بعد از خداحافظی با همسرش، به راه افتاد. عملیات کربلای 5 آغاز شد. از شب چهارم عملیّات، محراب به عنوان فرماندهی محور عملیّاتی لشکر ویژه ی شهدا عمل می کرد. او توانست در آن شب پاتک شدید عراق را قاطع پاسخ دهد. در شب ششم عملیّات و در حالی که لشکر ویژه ی شهدا تا اواسط شهر دوعیجی عراق پیش رفت و بخش عظیمی از آن را تصّرف
همه چیز دربارۀ سریال هزار دستان و علی حاتمی (+عکس)
) کارگردانی که همیشه با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می کرد علی حاتمی به گفته ی خودش اولین کارگردان ایرانی بود که قبل از بچه مسلمان های امروز، فیلمی را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کردم و در تمام فیلم هایم جلوه هایی از اعتقادات مذهبی خودم حضور یافت... . (ایسنا) او می گفت: چیزی که برایم مطرح بوده و از خیلی پیش هم مطرح بوده مساله ی شروع زبان و فیلم با نام و ذکر
عشایر زاده ای که گنج جوانرود شد/شهیدی که توسط شهید همت نامش تغییر کرد
جهت امر خیر ازدواج به مرخصی می رفت و بر اساس اطلاعات واصله،کلیه مراحل ازدواج او آماده بود و خانواده تنها منتظر تماس و اعلام ساعت حرکت ایشان از منطقه عملیاتی به طرف یاسوج بودند . ایشان از رفتن به مرخصی امتناع کرد در این موقعیت بود که مأموریت اطلاعاتی اضطراری از طرف قرارگاه ابلاغ شد و با توجه به مسئولیت شهید با اسرار شهید تصویب شد.بسیار خوشحال شد قبل از اذان مغرب به من گفت می خواهم با شما
این روایت ها را جای دیگری پیدا نمی کنید/ خوابی که مادر شهید ارمنی برای آقا تعریف کرد + بخشهایی از کتاب
کرده باشد؛ این قدر مهربان و با عاطفه بود. برادرش ژریک از ناحیه پا فلج است. تمام کارهای ژریک را ژوزف انجام می داد. دفعه اول که می خواست برود جبهه، صبح زود بلند شد و هیچ کس را هم بیدار نکرد، نمی خواست موقع خداحافظی ناراحت شویم . حاج آقا از نحوه مطلع شدن مادر از شهادت پسرش پرسیدند و مادر جریان خوابی را که دیده بود، تعریف کرد . - چند شب قبل از اینکه برویم معراج شهدا و بفهمیم شهید