حاتمی کیا: دعا کنید عاقبت به خیر شوم - 598
سایر خبرها
بغض حاتمی کیا:عقب افتاده ام؛ خجالت می کشم شهدای افغانستانی سوریه را می بینم
عقب افتادم. یک زمانی خودم را پیشرو می دانستم ولی جبهه وسعت گرفت و می بینم که خیلی عقب هستم و خجالت می کشم وقتی بچه های افغانستانی یا بچه هایی که بی سروصدا در منطقه می جنگند کشته می شوند. وی در حالی که اشک می ریخت و بغض گلویش را گرفته بود، افزود: نه، من کار زیادی نکردم حاج قاسم (سلیمانی) محبت دارد که من را می بیند. من خاک پای ایشان هم نمی شوم. واقعاً دلم می خواست که این جسارت و قدرت را
ولایتی:اگر لازم شود به اصولگرایان کمک می کنم
/> در دیدار شما با آقای پوتین پیغام خاصی رد و بدل شد؟ بدون تردید روسیه به دنبال این است که رابطه ای راهبردی با ایران داشته باشد و ایران هم دنبال چنین رابطه ای است. فارغ از توافق جامع؟ من این درک را از حرف های آقای پوتین داشتم. همین درک را هم البته از چین دارم. وزیرخارجه چین در ملاقات اخیری که داشتیم به من گفت که ما طالب رابطه راهبردی هستیم. در سال 2014 مجموع
توصیه آیت الله سیستانی به یک مداح اهل بیت+عکس
ساکت نبودم، پر شور و هیجان بودم. بصورت کلاسیک چه رشته ای را می خواستید ادامه دهید؟ من به ادبیات علاقه داشتم و هنوز هم دارم ولی دیگر جذب حوزه شدم. والده گرامی تان را در چه سنی از دست دادید؟ 18 سالم بود که مادرم به رحمت خدا رفتند. بعد از فوت ایشان و پایان دوران دبیرستان دنبال این بودم که خلأ روحی نبود مادر را پر کنم و دوستانی هم بودند که طلبه بودند و مشوق
بیانات رهبر انقلاب درباره سبک زندگی حضرت زهرا(س): زنی که شوهرش حتی یکبار از او نرنجید ...
، عبادت کنیم. مگر نمی گوییم که حتّی تورّم قدماها این قدر در محراب عبادت خدا ایستاد! ما هم باید در محراب عبادت بایستیم. ما هم باید ذکر خدا بگوییم. ما هم باید محبت الهی را در دلمان روزبه روز زیاد کنیم. مگر نمی گوییم که با حال ناتوانی به مسجد رفت، تا حقی را احقاق کند؟ ما هم باید در همه ی حالات تلاش کنیم، تا حق را احقاق کنیم. ما هم باید از کسی نترسیم. مگر نمی گوییم که یک تنه در مقابل جامعه ی بزرگ زمان
ولایتی: اگر لازم شود به اصولگرایان در انتخابات کمک می کنم
/> در دیدار شما با آقای پوتین پیغام خاصی رد و بدل شد؟ بدون تردید روسیه به دنبال این است که رابطه ای راهبردی با ایران داشته باشد و ایران هم دنبال چنین رابطه ای است. فارغ از توافق جامع؟ من این درک را از حرف های آقای پوتین داشتم. همین درک را هم البته از چین دارم. وزیرخارجه چین در ملاقات اخیری که داشتیم به من گفت که ما طالب رابطه راهبردی هستیم. در سال 2014 مجموع معاملات
بی صبرانه منتظرم که پیش پسرم بروم
شان فرزندان خوبی هستند اما او رفتارش متفاوت بود. وی گفت: من اصرار به رفتن یا نرفتن پسرانم به جبهه نداشتم. اما وقتی داوود خواست برود گفتم برو خدا همراهت که دفعه سومی که اعزام شد 12 روز قبل از شهادتش تماس گرفت و کلی با هم حرف زدیم، همیشه می گفت: مامان دعا کن من اسیر یا مجروح نشوم و فقط به شهادت برسم. می گفتم: مادر جان هر چه خدا بخواهد. دو روز مانده به اینکه شهید شود حالم دگرگون بود اما
دیدار مادر و دختر مازندرانی پس از 42 سال + تصاویر
ثبت شده بود به من نشان داد. کمی آرامم کرد و باورم شد گفته های بچه ها دروغ است. اما از آن زمان حسی به من می گفت؛ پدر و مادر خوانده ام واقعیت را نمی گویند و من باید در جستجوی والدین واقعی خودم باشم، اما اطلاعاتی از آنها نداشتم و نمی دانستم حتی کجا زندگی می کنند که سراغشان بروم. 22سال پیش که می خواستم با خواهرزاده مادر خوانده ام ازدواج کنم، از طریق حرف فامیل و آشنا مطمئن شدم که پدر و مادر واقعی ام
بیانات کامل رهبری درباره توافق و آل سعود
است؛ خدا را می بینیم، اعتماد میکنیم به این حرکت مردمی، به این احساس مردمی، به این صدق و بصیرت مردمی اعتماد میکنیم؛ حرف میزنیم باهم؛ آنها [=طرف مقابل] جور دیگری عمل میکنند، ما را هم با خودشان مقایسه میکنند. بنابراین دغدغه ی این حقیر وجود دارد؛ الان هم من دغدغه دارم که اینها چه خواهند کرد و چگونه عمل خواهد شد. نکته ی بعدی؛ بعضی ها موافقت کردند، بعضی مخالفت کردند؛ در این مطبوعات ما، در این نوشته
اعتراف رییس دفتر [...] به ملاقات با مستر سوروس
. وقتی هنوز بیب نشده بود و وزیر ارشاد بود. ولی همین آقای بیب از رجال خوش شانس مملکت هستند، هر چند وقت یک بار دلیلی پیش می آید که در سطح وسیعی مطرح می شوند. شهیدی: شما یکی از خوش اخلاق ترین سیاستمداران ایران هستید، تا جایی که من می دانم اکثرا سگرمه های شان تو هم است. شما چرا ژست نمی گیرید؟ - ابطحی: اخم به من نمی آید، اصلا میمک صورتم جوری است که نمی توانم اخم کنم. شهیدی
با من بگو وقتی که من درگیر ایثار تو ام*
موسیقی ما – برخی از سوژه ها آنقدر زوایای گسترده ای دارند که همیشه هنرمندان به سراغ آنها می روند.اما شاید گرامیداشت مقام مادر تنها سوژه ای باشد که اگر از هر وجه و با هر هنری به آن نگاه کنیم به یک حرف مشترک می رسیم. نویسنده، کارگردان، نقاش، مجسمه ساز، نگار گر و موزیسین و... هر زمان که خواسته اند روایتی از مادر داشته باشند همگی به یک نقطه رسیده اند. نقطه بی پایان عشق. اما در بین فرارسیدن میلاد با
ردیابی سوژه های دفاع مقدس در میان خانواده های شهدا/ سوژه های زنده ای که می سوزند
کارها را نکن گوشش به این حرف ها بدهکار نبود. می گفت من که هیچ وقت خانه نیستم. این چند روز وظیفه دارم به شما کمک کنم. هر وقت مهمانی به خانه مان می آمد اجازه کار کردن به او نمی داد و احترام خاصی برای مهمان قائل بود. همیشه با وضو بود و نماز را اول وقت در مسجد می خواند. غالبا در نماز جمعه شرکت می کرد. در نامه هایش تاکید بر تربیت فرزند داشت و همیشه ورد زبانش این بود که پایان هر سختی آسانی است. وقتی از
خاطرات قدیمی ترین کارگر مترو
. اینکه بداند برای مردمی که فشار اقتصادی این روزهای جامعه و فشار تحریمها و... را تحمل می کنند می تواند مفید باشد. می تواند با کار جهادی و صحیح در توسعه هرچه سریع تر خطوط مترو زیر پوست پایتخت موثر باشد تا هموطنانش نخواهند هزینه سنگین تردد با خودروی شخصی را بپردازند. حرف آخر یکی از قدیمی ترین کارگران مترو اما عجیب بر دلمان نشست، قنبری می گوید: برای بچه های مترو دعا کنید که محتاج نباشند. باز هم تاکید می کنم که داخل تونل کار کردن ترسناک نیست، خدا کند محتاج نامرد نشویم. همین ایده بود که ما را بر آن داشت کار را از خارجی ها یاد بگیریم و نگذاریم وابسته به کشور دیگری باشیم. ...
شاعری که مبلغ هم هست/ شعر عطر و بوی زندگی من است
روزهای دهه فجر و ایام انقلاب سعی می کردم در قالب شعر و سرود مطلبی را آماده کنم. وقتی معلم پرورشی از ما می خواست که شعری در این خصوص آماده کنیم، من از جایی برنمی داشتم. بلکه خودم آهنگ می ساختم و شعر می سرودم. همین مناسبت ها، کم کم باعث شد تا شعر را حرفه ای دنبال کنم. همیشه رتبه ادبیات من از بقیه درسهایم بیشتر بود و همین باعث می شد که در ایام تابستان کتاب های شعر زیادی می خریدم و مطالعه می
و من حرف هایم را با تو می گویم ای رفیق
چون در فعالیت های بسیج سابقه داشتم ، برگه ی تأییدیه عضویت تو را در بسیج امضاء کردم، اما نمی دانستم که روزی خواهد رسید که تو باید مرا تأیید کنی. یادم می آید که هدف از عضویتت را پرسیدم. تو جوابت را در سه جمله خلاصه کردی : حفظ کشور ، دین اسلام و ناموس در مقابل اجانب و متجاوزین و من در تمام سالهای دوستی ام با تو ، جز صداقت ، پاکی ، محبت ، ایثار ، راستی و ایمان چیزی از تو ندیده ام و عاقبت همین
حضرت فاطمه(س) الگوی جامع با اولویت خانواده
طور خلاصه یعنی مباشر امور، سرکارگر. یعنی در خانه شما، زن را به عنوان مباشر امور خودتان ندانید، خیال نکنید که شما رئیس هستید، کارهای خانه، بچه ها و امثال آن، به عهده یک سرکارگر است؛ سرکارگر هم این خانم است و باید این گونه عمل کنیم. زن و جامعه حال که دیدگاه اسلام را درباره نقش زن در خانواده تبیین کردیم، به وضوح می توان نتایج مثبت خانواده مطلوب اسلامی را در جامعه مشاهده کرد. زن با اصلاح
سجاد شهباززاده:نه کریس به من شبیه است نه من به او
و دیدم که او اعتقاد خوبی به من دارد و این به من اعتماد بنفس بیشتری داد تا کارم را با شکل بهتری آغاز کنم و کمکم کرد تا تلاشم را با هدف ادامه دهم. او به من گفت که به این حرف ها توجه نداشته باشم و من هم بدون هیچ نگرانی کارم را استارت زدم. البته در این فصل بالا و پایین داشتم اما فکر می کنم که تا حدودی توانسته ام موفق باشم. حالا واقعا دوست نداری آقای گل شوی؟ چرا این مدلی سوال می
اشعاری که امروز در محضر رهبر انقلاب خوانده شد؟
جنت شده ست و بغض تو دوزخ ای به قیامت معاندان تو رسوا سوی تو آید نبی روز تحدی سمت تو گردیده قبله لیلة الأسرا کیست به غیر از تو با علی مترادف غیر علی کیست با تو همسر و همتا روزه گرفت و سه بار نان خودش را داد به درویش مستمند ز تقوا خیر طلب می کند ز فرط محبت در حق همسایگان ز قادر یکتا قدر تو
تبریز- سرویس فرهنگی آناج : اگر بارها زمان به عقب برگردد بازهم فرزندانم را قربانی می دهم
شهیدتان برایمان بگویید: من 11 فرزند (8 پسر و 3 دختر) داشتم؛ دو پسرم شهید شد و یکی هم در تصادف فوت کرد. من از همه ی فرزندانم راضی هستم و خدا را شکر می کنم که همه صالح بوده و رفتار ناجور از خود نشان نداده اند. اصغر گفت: مادرجان امروز وقت رفتن است و باید برویم وقتی اصغر که متولد سال 43 بود، تحصیلات دبیرستان خود را تمام کرد، حاج احمد برادر بزرگترش که مغازه ی قصابی داشت به او گفت حالا که
برقراری تعادل میان کار و زندگی
مقالاتی هم نوشتم. امروز می خواهم چهار مشاهده ام را در این مورد با شما به اشتراک بگذارم. درک و پذیرش واقعیت نخستین مشاهده: مسئله این جاست که تاکنون افراد بسیار زیادی درباره موضوع ایجاد تعادل بین کار و زندگی حرف های بی ارزشی زده اند. همه بحث ها بیشتر درباره زمان انعطاف پذیر ، جمعه آزاد یا مرخصی زایمان ویژه پدران بوده که تنها روی مسئله و مشکل اصلی سرپوش می گذارد. مسئله آن است که
همچون فاطمه،همچون زینب
عصبانی می شدم و دعوایشان می کردم سرشان را پایین می انداختند و سکوت می کردند. آهی می کشد و می گوید:گاهی دلم می خواهد فرصتی بیشتر داشتم تا برایشان مادری می کردم، می گوید شهادت سید محسن داغ اولم بود، اشک در چشم هایش حلقه می زندو ادامه می دهد، برای سید محسن خواستگاری رفته بودم از برادرم خواستم تا سور و سات عقدش را بعد از برگشت از جبهه برایش بچینم، سکوت می کند و بغض می کند. عمه است
تجلی شاهکار شگفت خلقت در مادران سرزمین مینو
است. رفته بود تا خدا را به بزرگی اش بستاید و برای هزارمین بار سر تسلیم به خواست و مشیتش فرود آورد و سپاسش گوید. رفته بود تا برای آخر و عاقبت فرزند عقب مانده ای که 17 سال پیش به دنیا آورده و اینک دوران نوجوانی را می گذراند، دعا کند. به کوچه که رسید، پسر نوجوانش را دید که همچون همیشه گرم تماشای اطراف و سخن گفتن با خویش است. بانو مهربانانه خنده ای کرد و پاسخ مهرش را
نگاهی به هنر انقلاب اسلامی و شهید آوینی از منظر کلام رهبری
معلوم بود خاطرهٔ شیرینی از آن دیدار برایش به جای مانده بود، در مقاله ای با عنوان مبشر صبح، به این دیدار اشاره ای کرد و چنین نوشت: عزیز ما! ای وصیّ امام عشق! آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند اما شما خوب می دانید که سرچشمهٔ این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست. خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان
از متن تا حواشی همایش ابراهیم، دیده بان هنر انقلاب
. وی افزود: یک وقتی می گفتم بچه های نیروی قدس چکار می کنند؟ آن روزگار تمام شده حالا ما سرداریم... حالا ما هستیم؛ بعد از جریان بوسنی این احساس را داشتم. وقتی داعشی ها به میان آمدند موضوع خاورمیانه مطرح شد، آن روز دیدم که چقدر عقبیم و حرف هایی برای گفتن داریم و عالم سینمای ما با این حرف ها غریب است. **جشنواره فجر جای افتخار برای جمهوری اسلامی ایران ندارد کارگردان فیلم چ
شهروز ابراهیمی: مادرم چشمه عشق در خانواده ماست
انتخاب کردم تا مدام با آنها در ارتباط باشم. امیدوارم خوانندگان مجله به اصطلاح عامیانه فکر نکنند من خیلی بچه ننه هستم. (می خندد) عاشوری: یکی از مشوقان اصلی مستقل شدن شهروز خودم بودم چرا که معتقد بودم این استقلال به او کمک کرده و از وابستگی اش به من کم می کند. شهروز ابراهیمی: درست است که به خانواده ام بسیار وابسته ام اما آنها احساس خوب اعتماد به نفس را نیز به من داده اند؛ طوری
اشعار وِِیژه میلاد حضرت فاطمه زهرا(س)
داشت دور تو می گشت و این طواف در عالم عجب طوافی شد محبت تو برای ملاک خوب و بدی به روی دست خدا مثل ظرف صافی شد به رنگ سبز پیمبر بگیر دست مرا به رسم عطفه مادر بگیر دست مرا و انبیای الهی که بی بدیل شدند برای درک شب قدر تو گسل شدند به هم کلامی تو عده ای کلیم شدند کنار سفره تو عده ای خلیل شدند و عده ای به نگاهت عزیز مصر شدند پیمبران بزرگی
لعنت بر ماهواره/ اگر شهدا نبودند همین دوستان نمی توانستند سیاه فیلم بسازند!
گرفتم، یک مدل سنتی بالاخره داریم. خانواده ام هم همینطور بوده است. الان هم الحمدلله راضی هستم، هیچ ناراحت نیستم. یک نفر با من مصاحبه می کرد، گفت: آقای گودرزی! افسرده نشده ای؟ گفتم: داداش خدا نکند! دشمنت افسرده باشد! گفت خب! فیلمی سر در سینما نداری، گفتم: من سر در و این حرف ها قبلا داشتم، چیزی در آن نبود داداش! من دنبال سردر سینما بودن نیستم. می گویم من زمانی سردر سینما بودم که در اصفهان شیشه سینما را
کاش مانند آن نوجوان افغان در سوریه و عراق می جنگیدم
.... . . خجالت می کشم (بغض). . . که در سوریه نبودم و این نوجوان. . . احساس می کنم عقب افتاده ام زیرا یک وقتی خود را پیشرو می دانستم ولی وقتی جبهه آنقدر وسعت گرفت، می بینیم که خیلی عقب هستیم (بغض). . . نه من کار زیادی نکردم. این هنرمند انقلابی ضمن تقدیر از محبت سردار قاسم سلیمانی ابراز داشت: حاج قاسم محبت دارد که مرا می بیند. من خاک پای او هستم. واقعاً دلم می خواست این جسارت را داشتم که میان این بچه ها و رزمنده ها باشم. در این مراسم که با حضور هنرمندان سینما و چهره های شاخص فرهنگی برگزار شد، مسعود ده نمکی، نرگس آبیار و محمد رضا شرف الدین نیز به سخنرانی پرداختند. ...
مراسم تجلیل از حاتمی کیا در خبرگزاری فارس
خودمان را گول نزنیم. صحبت های حاتمی کیا به این جا که رسید اشک از چشمانش جاری شد و گفت: یکی از بچه های افغان در سوریه توسط داعش سر بریده شد و تصویر این فرد از ذهن من خارج نمی شود. من خجالت می کشم که در سوریه نبودم و از خیلی ها عقب بوده ام. حاتمی کیا ادامه داد: من کار زیادی نکرده ام حاج قاسم نسبت به من محبت دارد که مرا می بیند در حالی که من خاک پای او هم نیستم. کاش آنقدر جرات
گفت وگو با مادری متفاوت/ راهنمای خرید هدیه روز مادر
: اخلاقِ خوبِ همسرم می تواند بهترین هدیه باشد. یک گوشِ شنوا که برای شنیدنِ حرف ها و درد دل های من، وقت و حوصله به خرج دهد. ؛ زهرا، سی ساله و متاهل، در جوابِ سوالم می گوید: یک شاخه گل با روی خوش! ؛ مهربان، 45 ساله و مادرِ سه فرزند نوجوان، جواب می دهد: به خدا یک تبریک و تشکر برایم کافی است. ؛ مرضیه، 32 ساله و متاهل، با شنیدن سوالم، بغض می کند و به فکر فرو می رود: همین که مناسبتِ این روز را یادش
مرد جنگ باید در جبهه باشد
حادثه یک ماه مرخصی داشت اما در حالیکه هنوز 15 روز از آن باقی مانده بود و او خوب نشده بود، گفت باید بروم؛ مرد جنگ باید در جبهه باشد؛ من از همه بیشتر در جبهه ماندم و سعادت شهادت ندارم. وی با افزودن اینکه خودم نیز مشوق او بوم زیرا اعتقاد داشتم اسلام در خطر است و باید آن را یاری کرد و اگر من و دیگران بچه هایمان را در خانه پیش خود نگه داریم پس چه کسی باید از اسلام دفاع کند؟ اظهار داشت