نبض زندگی همچنان در تهران می زند | گزارش تصویری از شب عید پایتخت - همشهری
نبض زندگی همچنان در تهران می زند | گزارش تصویری از شب عید پایتخت
سایر خبرها
گزارشی از بازار خرید شب عید در شهرهای مختلف؛ دست ما کوتاه و خرما بر نخیل!
جنگ شاید مغازه ها بسته شوند و این مقدار هم فروش نرود. وی می افزاید : در سالهای گدشته با شیرینی ماه رمضان روزی 100کیلوگرم فروش داشتم اما امسال از صبح تا ظهر با شیرینی ماه رمضان و شیرینی سنتی عید فقط 5کیلوگرم فروش دارم . جنگ هم که نبود فرقی نمی کرد! یک رهگذر سبزه میدان هم می گوید: شغلم آزاد است و ماهیانه 15میلیون تومان درآمد دارم که به دلیل دریافتی پایین ، در تاکسی اینترنتی هم کار می کنم اما باز هم نمی توانم برای تک فرزندم لباس شب عید خریداری کنم ! وی ادامه می دهد: مردم شرایط موجود را درک می کنند و علاقه مند به حمایت از نظام و کشورشان هستند، اما سئوال من ...
مدال سرخ شهادت بر گردن دختر زنجانی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی موج رسا ؛ اسفند ماه در زنجان همیشه بوی انتظار می دهد؛ بوی تند خاک باران خورده و تکاپوی مردم برای چیدن سفره هفت سین. اما اسفند سال 1404، برای دیار غواصان دریادل، رنگ و بویی دیگر دارد. در روزهایی که شهر خود را برای استقبال از بهار و لحظه تحویل سال آماده می کرد، ناگهان آسمان آرام زنجان با غرش کینه دشمنان تیره گون شد. در میانه این نبرد که به جنگ رمضان پیوند خورد و داغ هجرت رهبر امت را بر دل ها گذاشت، در گوشه ای از این شهر مذهبی، رؤیای شیرین یک دختربچه در میان شعله های آتش و آوار جا ماند. مهنیا حسن زاده ، دخترک پرشور و بااراده زنجانی، تجسم زنده ...
شور بازار نوروزی کرمانشاه زیر سایه جنگ
نوروز 1405 و بازار عید آن برای همیشه در گوشه ذهن مردم ایران می ماند. روزهایی که اگرچه سایه شوم جنگ بر سر شهرهای ایران سنگینی می کند، اما هنوز مردم در حال خرید سبزه و ماهی قرمز و لباس نو برای بچه ها هستند و این یعنی زور زندگی از جنگ بیشتر است. بازار کرمانشاه در واپسین روزهای سال هنوز زنده است، حتی در روزهایی که گاهی صدای انفجار از یک گوشه شهر بلند می شود و دود آن به آسمان می رود، اما در طرف دیگر شهر کره کره مغازه ها بالاست. شاید شلوغی خیابان ها به اندازه سال های قبل و شرایط عادی گذشته نباشد، اما همین حالا نیز اگر کسی بخواهد به بازارهای مرکز شهر کرمانشاه برود باید زمان ...
بهاریه ای از نوع مقاومت؛ تهران دلیران و دلبران
فاش نیوز - بهار امسال برای ما فقط بوی شکوفه و سبزه نیاورد؛ بوی دلتنگی هم آورد. نوروز آمد، هلال عید فطر هم در آسمان نشست، اما در دل خیلی از ما جای خالی مردانی حس می شود که این روزها در تهران از میان ما رفتند. خبر شهادت آقامان سید علی خامنه ای و بسیاری از مردان و فرماندهان سرشناس و گمنام در این چند روز جنگ رمضان، دل ها را سنگین کرده است. دشمن در این جنگ بر تهران تمرکز دارد. آدم وقتی این خبرها را می شنود، نگران سران مملکت می شود. یاد دوستانش در تهران می افتد. من هم یاد همان رفقایی می افتم که در کوچه ها و خیابان های تهران بزرگ زندگی می کنند؛ همان جانبازان، مردان باایمان و ...
تبریک سال نو / متن رسمی و صمیمانه تبریک عید نوروز
فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند شعر رسمی و اداری تبریک عید نوروز باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ای خدا ی دگرگون کننده دل ها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر ...
بهار نیامده، زنجان داغدار شکوفه هایش شد
تقارن چیزی شبیه یک جشن بزرگ ملی و معنوی به نظر می رسید. گویی بهار طبیعت و بهار دل ها قرار بود همزمان از راه برسند، از همان روزهای نخست اسفند، مردم در تکاپو بودند؛ بعضی ها با زبان روزه در بازارها قدم می زدند و برای فرزندانشان لباس نو می خریدند، برخی دیگر برای سفرهای نوروزی برنامه می ریختند و عده ای هم در فکر دید و بازدیدهای عید بودند. در شهر زنجان نیز همین حال و هوا جریان داشت شهری با مردمانی صمیمی و مقاوم که همیشه در تاریخ این سرزمین با نام ایثار و شجاعت شناخته شده اند. کوچه ها و خیابان های شهر پر از جنب وجوش بود. مغازه داران با لبخند مشتریان را راهنمایی می کردند و ...
اینجا بوی عید نمی آید
پویا اصل باغ – از زمانی که غرش جنگنده ها و انفجارها آسمان کشور را شکافت، 15روز سپری شده است؛ 15روزی که برای بسیاری با تلخی از دست دادن عزیزان، ویرانی خانه ها و نابودی کسب وکار همراه بود. دیگر نه فریاد کاسبی که می گفت ماهی ماهی به گوش می رسد، نه پسربچه ای که سبزه عید می فروخت، نه صدای خش خش ملاقه زنی که سمنو می پخت و نه جوانی که آرام می گفت ترقه ترقه. کمتر از 5روز تا پایان سال1404 مانده اما خبری از هیاهوی همیشگی بازار تهران نیست. فروش ها افت کرده، سبزه ها پلاسیده و شور شوق نوروز جای خود را به نگرانی داده است. برای بررسی حال وهوای شب های پیش از نوروز به بازار تهران رفتم اما به جرات می توانم ...
به وقت بی پدر شدن
تا سرحد مرگ پای او بمانیم؛ نه برعکس. به اذان صبح نزدیکتر میشدیم. کسی حتی توان آب خوردن هم نداشت؛ سحری بماند. هرکس یک گوشه زانوی غم بغل گرفته بود و گریه میکرد. مثل جوان مادر از دست داده. توان حرف زدن را از دست داده بودیم. بعضی لرز گرفته بودند؛ بعضی مدام قدم میزدند و یکجا بند نمیشدند؛ بعضی بلند بلند فریاد میکشیدند؛ بعضی لباس پوشیده آماده بودند زمینی به تل آویو بروند. ما تمام زندگیمان را از دست داده بودیم و باورمان نمیشد. بالاخره اذان شد. برای اقامه نماز، با سلاح به مسجد رفتیم. صدای شیون زن ها تمام فضا را پر کرده بود. مثل بچه مرده ها گریه میکردند. خودشان را میزدند، جیغ میکشیدند. مردها هم مردانه ...
زرین کوب و راز ماندگاری ایران؛ پاسخی که باید خواند
...، نیروهای امدادی و سربازان وظیفه و کارگران و عابران پیاده را می زند و خلاصه آن که غیرنظامی ترین آدم ها و مکان ها را می کوبد و حد یقف هم ندارد بی شرف. راستش نمی دانم قرار است نوروز 1405 زیر آتش جنگ آغاز شود یا نه. آیا مژده بهار که بیاید، حال مان بهتر می شود و سبزه می دمد یا تلخی و تاریکی و تباهی این هفته ها تداوم خواهد یافت و به قول احمد شاملو بی چلچله بی بنفشه می آید/ بی گندمِ سبز و سفره می آید/ بی پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور . هر چند بیش از هزار و 444 خانواده، وقتی دور سفره هفت سین بنشینند، تازه اگر دل ودماغی مانده باشد، جای کسی در میان شان خالی است؛ پدری، مادری، فرزندی، همسری ...
سور امسال ما در آسمان تل آویو و حیفا
عمومی را به آتش بکشند، امنیت داخلی را مخدوش کنند و خدای ناکرده کشور را به سمت درگیری های داخلی و آشوب خیابانی بکشانند. ما امسال با هوشیاری، بصیرت و تیزبینی تمام از کشور خود دفاع می کنیم. در خانه هایمان می مانیم تا اجازه ندهیم تمرکز نیروهای جان برکف مدافع امنیت ما، از رصد موشک های دشمن خارجی، به سمت کنترل حاشیه های بی ارزش داخلی منحرف شود. خاموش نگه داشتن آتش در خیابان های تهران و شیراز و تبریز، تیز کردن نوک پیکان موشک هایی است که قرار است در حیفا فرود بیایند. رسم جدید همسایگی امسال اما، قرار نیست کوچه ها و محله های ما در شب آخرین چهارشنبه سال کاملاً بی صدا و مرده ...
آیا پاسداشت نوروز با معارف دینی ما در تضاد است؟
پریدن روی آتش در شب چهارشنبه آخر سال (به نام چهارشنبه سوری) و دست زدن به کارهای خطرناکی که همه سال ضایعه های زیادی برای جوانان و نوجوانان به بار می آورد و امثال آن، که نه تنها از شریعت دلیلی بر صحت آنها نیست بلکه آنها از عقلانیت نیز به دور بوده و خرافه است، که باید برای ریشه کن شدن آنها تلاش نماییم. (18) مراسم سیزده بدر نیز از اموری است که توسط بت پرستان رواج یافته و چنانچه به عنوان یک رسم بت پرستی انجام گردد غلط و نارواست؛ امّا اگر به عنوان خارج شدن از شهر و فضای آلوده آن، و پناه بردن به دل طبیعت و استفاده از هوای پاکیزه آن، و تفریح و استراحت سالم برای شروع مجدّد به کار با انرژی و توان ...
زندگی زیر صدای جنگنده ها
نوروزی دوست داشت. خانه ما نزدیک میدان هفت حوض است و همیشه این موقع سال خیابان ها پر از دست فروش بود. همین شلوغی و حال و هوا باعث می شد اسفند را حتی بیشتر از فروردین دوست داشته باشم . اما امسال تصویر کاملا متفاوت است. رفتم برای خرید، اما بیشتر مغازه ها بسته بودند. سه تا بسته بود، یکی باز. چهار تا بسته بود، یکی باز . حتی مغازه هایی که باز بودند، هم مشتری نداشتند. یکی از مغازه ها که باز بود، صاحبش غروب بیکار نشسته بود و هیچ مشتری ای نداشت . به گفته او، حتی محوطه هفت حوض که همیشه شلوغ است، حالا خلوت شده است. جایی که همیشه مردم به هم می خوردند و پیاده رو ها شلوغ بود، حالا شاید 20 نفر هم در کل ...
جزییات لحظه تحویل و نمادشناسی سال 1405 / سال آینده چند روز تعطیل رسمی دارد؟
در حالی که از 9 اسفند جنگ دوم در یک سال برای ایرانیان آغاز شده اما همچنان نوروز یعنی آغاز سال نو نیز بی توجه به جنگی که در جریان است باز برای آنان خواهد رسید و حال در آخرین روزهای سال 1404 و در میان میدان جنگ شاید، نگاه استراتژیک به آینده و رصد تقویم سال پیش رو، بخشی جدایی ناپذیر از مدیریت زمان شهروندان ایرانی باشد. نوروز 1405 یک تفاوت بنیادین با تمام سال های اخیر دارد؛ این لحظه، نقطه تلاقی دو کلان رویداد آیینی و ملی است. جایی که بهار طبیعت و عید فطر در یک نقطه به هم می رسند و تقویمی منحصربه فرد را رقم می زنند. بر اساس تقویم رسمی کشور که توسط شورای فرهنگ عمومی منتشر می شود، زمان ...
معرفی مکان های گردشگری ایران
بهترین زمان برای بازدید از آن، اواخر بهار و تابستان است. گردشگری بهشت گمشده در سال های اخیر گسترش چشم گیری داشته و اکنون تورهای مختلفی به مقصد این نقطه برگزار می شوند. پارک جمشیدیه؛ از مکان های گردشگری تهران برای خانواده ها اگر از میان مکان های گردشگری تهران به دنبال جایی برای یک پیک نیک خانوادگی می گردید، پیشنهاد ما بوستان سنگی جمشیدیه است. این پارک در منطقه 1 تهران و شمال خیابان نیاوران واقع شده است. پارک جمشیدیه از مکان هایی است که تهرانی ها به مهمانان خود پیشنهاد می کنند. در این پارک علاوه بر هوای دل نشین و طبیعت زیبا، امکانات تفریحی و رفاهی نیز مهیا شده تا ...
شب های تهران در سایه جنگ که در ایام شب عید قرار داد سرد و یخ شده اند!
.... کسی روی پل نیست. داخل پارک هم از سمت بزرگراه تاریک است. شهر خالی است، اما چراغ خانه ها روشن. تمام مغازه های منتهی به میدان هفت تیر تعطیل هستند؛ فرش فروشی ها، مانتوفروشی ها و لباس فروشی ها. در خود میدان، اما جمعیتی روی زمین نشسته اند برای عزاداری با پرچم های برافراشته. ایرانشهر: ساعت 9:45 شب در شرایط عادی کافه های ایرانشهر جای سوزن انداختن نیست، اما پنجشنبه شب (21 اسفند) تنها چیزی که این خیابان برای عابرانش دارد، تاریکی است. خیابان های سنایی و میرزای شیرازی نیز همین وضعیت را دارند. پمپ بنزین خیابان میرزای شیرازی آن قدر خلوت است که در چند دقیقه می توان باک بنزین را پر ...
روز هفدهم/جزئیات موج پنجاه و پنجم عملیات وعده صادق 4/ مراکز تولید تسلیحات نظامی هوافضا (IAI) و مراکز ...
تنگستان همواره در تاریخ خود به سلحشوری و مقاومت شهره است و این روحیه جهادی در نسل های امروز نیز تداوم دارد و انتظار ما از مردم این است که همچنان در میدان بمانند و اجازه ندهند دشمن با جنگ روانی و تبلیغات دروغین، صفوف مستحکم ملت را سست کند. سلیمانی با تأکید بر اخلاق مداری در همه عرصه ها گفت: دشمنان دست به اقدام های غیراخلاقی زده اند، اما ما ثابت کرده ایم حتی در سخت ترین شرایط جنگ، اصول انسانی و اخلاقی را زیر پا نمی گذاریم ولی در مقابل دشمن استوار و سخت قامتیم وبر ارزش ها و آرمان های انقلاب پایبندم. فرماندار تنگستان به وضعیت معیشتی مردم اشاره کرد و گفت: تمامی تدابیر لازم برای ...
تهران؛ زیر آسمان زخمی، روی زمینِ سبز/ مردم برای عید، زندگی می کارند
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، زندگی هر چند زخم خورده، اما همچنان بر همه چیز غالب است؛ بر باروت و موشک و بر زمستانی که روزهای پایانش را سپری می کند. مثل شهرهای دیگر، تهران، آخرین روزهای سال 1404 را زیر موشک های ناجوانمردانه دشمن می گذراند، و آسمان هنوز جای زخم تازه دارد. چند لحظه پیش، صدای انفجار آمد. اما همزمان پرد جوان نایلون به دست، با خانمش تماس گرفته بود و داشتند برای شب عید و لباس نوی فرزندشان تدارک می دیدند. خیابان ولیعصر، از شمال تا جنوب، شبیه رگ برجسته شهر است. نبش یک خیابان فرعی، گل های بهاری شهرداری تازه از راه رسیده اند. نارنجی و زرد و بنفش، ردیف شده اند کنار ...
اینجا همه چیز مردمی است!
حماسه آورده است. از میزهای خیلی معمولی که خانواده ها حدود ساعت 20 هرشب با خودشان حمل می کنند تا بساط کتری و چای را آماده کنند تا دختربچه هایی که با لباس مدرسه و کوله پشتی صورتی، میان انبوه جمعیت یک جعبه خرما بدست گرفته و در کنار فرد دیگر که اسپند دود می کند با لبخند خودشان را در دل مردمی جا می کنند که با تماشای شکل و شمایل آن ها یاد دختران معصوم مدرسه شجره طیبه میناب می افتند. این شب ها بانوان "با حجاب و کم حجاب" و آقایان "ریش دار و تتو دار" همه در کنار قدم می زنند و شانه به شانه هم فریاد غرور و وطن دوستی سر می دهند. در خیابان های عشق دیگر مردم از خیلی از مسائل که تا قبل از ...
پرادا چطور با لباس های زشت به یکی از گران ترین برندهای جهان تبدیل شد؟
، لینیا روسا را با شکوه تمام بازگرداند؛ ولی این بار جهان برای استقبال از ایده ی Athleisure آماده بود. فوریه 2020، درست پیش از آنکه جهان درگیر همه گیری کرونا شود، پرادا خبری را اعلام کرد که صنعت مد را در شوک فروبرد. راف سیمونز ، طراح بلژیکی افسانه ای و یکی از تأثیرگذارترین ذهن های مد معاصر، به عنوان مدیر خلاقیت مشترک به میوچیا پرادا می پیوست. صحبت از جانشینی و بازنشستگی مدیران فعلی نبود، دو نفر از بزرگ ترین طراحان فکری دوران، پذیرفته بودند که در کنار هم کار کنند. چنین تصمیمی نه از برندی خسته؛ بلکه فقط از پرادای زنده و پویا برمی آمد. همکاری میوچیا پرادا و راف سیمونز ...
طنین امین انقلاب در خراسان رضوی؛ محفل شعرخوانی شاعران خراسانی در رثای قائد امت
مدرسه ات محشری بود بی شما، مادر! از کتاب و لباس فرمت هم من که نشناختم تو را مادر! بخت و روزت سپید بود _ اگر روزه ات بود کله گنجشکی نیستی پای سفره ی افطار روزگارم پس از تو شد مشکی! با خودت برده ای عزیز دلم عطر گلدان یاس عیدت را وای، بیچاره خواهرت هر روز می کشد بو لباس عیدت را! قول دادی، گره به سبزه زنی وقت قول و قرار می آید باز کن چشم، ای شکوفه ی من بی تو دارد بهار می آید! دختر من بدون مامانش هیچ شب تا سحر نمی ...