زرین کوب و راز ماندگاری ایران؛ پاسخی که باید خواند
سایر منابع:
سایر خبرها
روزی که جوادیه صدای جنگ را شنید
گفتند که کلانتری را زدند. نمی دانم هدف گیری آنها به خطا رفته بود یا چه اتفاق دیگری افتاده بود. فقط می دانم خود کلانتری چندان تخریب نشده بود.نه اینکه سالم مانده باشد اما می خواهم بگویم حجم تخریب در ساختمان مجاور آن که یک تالار عروسی بود، خیلی بیشتر بود.این تالار به نام قصر ماهان محل خاطرات خوش همه اهالی محل بود.جایی که در آن جشن عروسی و مراسم شادی مان را برگزار کرده بودیم.این تالار به صورت کامل تخریب شد و هنوز نمی دانم کسی در آنجا حضور داشت یا نه.البته قطعا به خاطر شرایط فعلی و همچنین ماه رمضان مراسمی در آنجا نبوده اما ممکن است از کارکنان آن کسی آنجا بوده باشد. خانواده های شان زیر آوار ...
از طریق النور بوی شرافت استشمام می شود! شهدا آمدند...
به گزارش خبرگزاری ایمنا، اصفهان امروز ما حماسه آفرین شده است؛ مثل همیشه تاریخ! امروز اصفهان میزبان تشییع پیکرهای مطهر 15 شهید کارگر شهرک صنعتی جی و 2 شهید هوانیروز است؛ شهیدانی که حالا امروز به دوستان دیگر خود که به همین تازگی، خودمان در هفته گذشته تشیع شان کردیم، می پیوندند و ملحق می شوند. و این روزها جنایت اخیر آمریکا و اسرائیل برای ما داغ و حماسه آفرین شده...! صبح و ظهر و عصرمان شهید تشیع می کنیم و شب ها در میدان های شهر برای وطن مان حاضر می شویم. دوباره امروز میدان فیض اصفهان آغاز دوباره ی راه ما و گلستان شهدا مقصد پرواز دل های ماست... با دل های ...
پنج تکه از دو هفته جنگ تحمیلی | از آن بِه که کشور به دشمن دهیم
بیم از مرگ، امید در خود ندارد پس چه دارد. و ما مردم چقدر نیاز داریم در این روزها که مرگ احاطه مان کرده، و غم ما را در محاصره گرفته، کورسوی امیدی در دل خود زنده نگاه داریم. بی گناهِ اجباری تاریخ ایران پر است از رزم های بسیارِ تحمیل شده که مظلوم ترین قربانیان اش، سربازان اند. اما شاید کم تر کسی گمان می کرد در یک صدمین سال تصویب قانون خدمت نظام اجباری ، خون سربازان وظیفه ای، غریبانه و دور از خانه و خانواده، بی هیچ قصور و تقصیری، بر زمین ریخته شود و دست روزگار البته شهید وطن شان کند. آنان که وقتی دفترچۀ اعزام به خدمت پر می کردند، برای بعدش هزار آرزو داشتند؛ کاری راه بیاندازند ...
محسن چاوشی یک تنه مقابل همه ایستاد/ برخی سلبریتی ها دچار لکنت شده اند
باشگاه خبرنگاران جوان؛ نفیسه خلیلی - ابوالفضل صفری، تهیه کننده سریال خانه امن در واکنش به تجاوزات وحشیانه رژیم امریکایی - صهیونیستی به خاک کشورمان گفت: من معتقدم این جنگ برای کشورمان لازم بود؛ نه از جهت خون های ریخته شده و تجاوز به کشورمان بلکه از منظر شفاف شدن حدود حق و باطل. یعنی جماعت خارج نشین، تجزیه طلب و... تصور می کردند قرار است کمکی به آنها شود. اصلاً هزار مسئله داخل کشور وجود داشته باشد، ما خودمان از پس مشکلاتمان بر می آییم. همانطور که می بینیم دشمن در زمان حمله نگاه نمی کند که چه کسی چپ است و چه کسی راست؟ چه کسی سفید است و چه کسی سیاه؟ به نظرم لازم بود مرز حق و باطل شفاف شود؛ چراکه ...
گزارش میدانی هفته نامه افق کویر از برگزاری راهپیمایی و تجمعات در بافق، به دنبال تجاوز آمریکای جنایتکار و ...
به گزارش پایگاه خبری افق بافق؛ در پی حمله سراسر وحشی صفتانه، متجاوزان و به شهادت رساندن رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت ا... سید علی حسینی خامنه ای، نه تنها یک ایران؛ بلکه تمام آن کسانی که به اندازه ای، هر چند کوچک از انسانیت بویی برده بودند؛ دل هایشان از این درد به فریاد آمد و اشک ماتم فرو ریختند. مردمان شهرستان بافق هم به مانند تمامی ایران اسلامی و سایر آزادی خواهان جهان، با برگزاری مراسم های عزاداری متعدد، بار دیگر وحدت و انسجام خود را اثبات و خواستار انتقام و خون خواهی از آن جنایتکاران متجاوز به این اب و خاک مقدس شدند. خبرنگار ما نیز با شرکت در یکی از این اجتماعات به ...
بگو چه دیده که دل می زند به طوفان، دست؟
... نوشته بر کف عباس پنج نام و شده است به نام نامی این پنج تن گلستان دست کم است گرچه درین دشت یار، دل خوش دار که یاورست برادر، تو را به قرآن دست برادرست، و بهشتش رضای حضرت دوست که شسته است ز دنیا به عشقش آسان دست بگیر دست مرا تا دوباره برخیزد به روز حشر به دیدار دوست خندان، دست صلا رسیده ز عرش برین، که بشتابید به سر دویده به دیدار حق، شتابان دست ز دست گفتم و چشمم به دست "ماه" افتاد همان مهی که به حق داده در شبستان دست ز دست گفتم و در یادم آمد آن شب سرخ ...
شهید هوافضایی که داغ بزرگی بر دل رژیم صهیونیستی گذاشت
کجاست؟ رضا بختیاری متولد اردیبهشت ماه سال 1367، از نیرو های هوافضا و تک پسر خانواده بود. اما برای خانواده اش، قبل از هر عنوانی، تکیه گاه خانه بود. سمیرا که سه سال از او بزرگ تر است، می گوید: در خانه پدری اگر کاری پیش می آمد، همه یک اسم را صدا می زدند: رضا از کار بانکی، خرید گرفته تا رسیدگی به پدر و مادر یا حتی تصمیم های خانوادگی، به طوری که پدر و مادرش اگر کاری داشتند می گفتند رضا انجام می دهد . خواهر ها اگر مشکلی داشتند می گفتند باید با داداش مشورت کنیم . خیلی قبولش داشتند. هم پدر و مادرم، هم ما. اگر کاری گیر می کرد، می گفتیم رضا درستش می کند. منتها در کنار ...
قربانیان بی دفاع زیر سایه آتش
شهرستان میناب، خبر شهادت چندین دانش آموز، موجی از اندوه در میان خانواده ها و همکلاسی ها به راه انداخت، نیمکت هایی که تا دیروز پر از هیاهوی کودکانه بود، حالا با شاخه های گل و قاب عکس هایی کوچک یادآور فقدانی بزرگ شده است. در محله های مختلف، مراسم های ساده و بی صدا برگزار می شود، مادران سیاه پوش، پدرانی که بغض شان را فرو می خورند و کودکانی که معنای واژه جنگ را زودتر از موعد آموخته اند، خانه هایی که امید فردایشان بود اکنون به تلی از خاک تبدیل و آروزهایشان زیر خروارها شیشه و سنگ مدفون شده است. مادری در کوچه عروسک کودکش را در آغوش می کشد و ضجه می زند، عروسکی که روزی با شادی برای ...
با سردار دورسون از عثمانی تا همین حوالی/ ایران سرزمین خوبی هاست
بهار در راه فرصت مغتنمی است برای گل فشانی تفنگداری که در 35 سالگی همچنان می درخشد و در مراتع سبز سرزمین عثمانی توفان به پا می کند. سردار دورسون مهاجم پیشین قرمزها این روزها بیش از هر وقت دیگر به ایران می اندیشد و بدون واهمه از دلبستگی اش به سرزمین گربه ای شکل حرف می زند. مودت و مهربانی ات با مردم ایران در سوشال مدیا ستودنی بود. من 6 ماه در ایران زندگی کردم اما به اندازه 6 سال از مردمان خوب ایران خاطره دارم. هوادارانی که همچنان به من لطف دارند و برایم پیام های هم دلانه می فرستند. از اینکه در ایران جنگ شده و امنیت مردم به خطر افتاده بسیار ناراحتم. به طور اختصاصی ...
شش فیلم که حال شما را در روزهای سخت عوض می کنند
... عشق در زیرزمین، امید در دل بمباران در میان فیلم های ایرانی، بمب؛ یک عاشقانه جایگاهی ویژه دارد؛ فیلمی از پیمان معادی که تهرانِ دهه شصت را در اوج بمباران به تصویر می کشد و با این همه، در دل آن هراس، از زندگی حرف می زند. فیلم از همان عنوانش تکلیف مخاطب را روشن می کند: اینجا قرار است جنگ و عشق در کنار هم دیده شوند؛ یکی با صدای سهمگینش، دیگری با کورسوی گرمش.فضاسازی بمب؛ یک عاشقانه یکی از برگ های برنده آن است. مدرسه ها، دیوارها، پناهگاه ها، چراغ ها، لباس ها و حال وهوای تهران آن سال ها، به گونه ای بازسازی شده اند که فیلم را از سطح یک روایت ساده بالاتر می برند و به تجربه ای حسی تبدیل ...
راهبر امت و جهانمرد ایران: از بلاغت شهادت تا سیاست شهادت
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا ، بوطیقای فرهنگ به معنای چگونگی ظهورِ معنا در قالب های حسی است. در فرهنگ اسلامی، شهادت جاری شدن خون در راه خدا و برای خدا، رخدادی ملکوتی است لذا از هر قاب ملکی بیرون می زند. آن را نمی توان در قاب عکسی بر دیوار خانه ای، یا در گزارش های رسمی محصور کرد به ویژه اگر شهید، رهبر باشد. هرگاه خونِ رهبری محبوب بر زمین ریخته شود، نه در چارچوب خبر که در متن زندگی مردم جاری می گردد. این همان راز بوطیقایی شهادت است. رخدادی که از همه ی قاب ها بیرون می زند تا در قابِ بزرگ تری به نام زیست روزمره جای گیرد. قابی که نه بر دیوار که بر دل ها و کوچه ها و آیین ها ...
شعرهایی در غم فراق رهبر شهید انقلاب
...> ریزم به جنگ، خون عدو باطل کنم فسون عدو/ جاری ست تا به زبان من سید علی خامنه ای داغش اگرچه شرر زند از دل، شرر به جگر زند/ صبر من است و توان من سید علی خامنه ای گنبد، نشان شوکت او گلدسته محو قامت او/ روح نماز و اذان من سید علی خامنه ای آقای این همه مرد و زن بابای کودکان وطن/ معشوق نسل جوان من سید علی خامنه ای آمیخت خون همسر او هم خون پاک دختر او/ با خون شیر ژیان من سید علی خامنه ای داماد پاک و نژاده را یار و عروس و نواده را/ با خویش برده چو جان من سید علی خامنه ای همچون رسول، نوحه سرا بنگر علی و فاطمه را/ بر نعش سرو روان من سید علی ...
کمپ عزای خانواده های داغدار بر سر مزار دانش آموزان مینابی/ مادران، گل های پرپرشده شان را در شب های سرد ...
به گزارش سرویس چندرسانه ای ساعدنیوز ، در دل میناب، جایی که نخل ها با نسیم خلیج هم نوا می رقصند و کودکان با لهجه ی گرم جنوبی شان آرزوهایشان را فریاد می زدند، صبحی خونین آمد؛ صبح 9 اسفند 1404، که مدرسه ی شجره طیبه، پناهگاه کوچک خنده ها و درس های ساده، زیر موشک های بی رحم به خاک و خون کشیده شد. بیش از 160 دانش آموز بی گناه، بیشتر دختران کوچک هفت تا دوازده ساله، همراه با معلمان شان که چون مادرانی دلسوز پناه شان داده بودند، در یک لحظه ابدی شدند؛ برخی زیر آوار ماندند، برخی در حالی که به نمازخانه پناه برده بودند دوباره هدف قرار گرفتند، و قلب این شهر گرم جنوبی برای همیشه سرد شد. آن ها که صبح با کوله های رنگارنگ و لبخندهای معصومانه به کلاس رفته بودند، دیگر برنگشتند؛ جای خالی شان در نیمکت ها، در صف های صبحگاهی، در آغوش مادرانی که هنوز بوی تن شان را در لباس مدرسه حس می کنند، فریادی خاموش از جنایت است. سایر عکس های دیدنی را ببینید ...
چادر عزا بر سر کوی وبرزن به همت بانوان محله بالاخیابان مشهد
برگشتم و چرخ سردوزم را هم با خودم آوردم. او که بی وقفه مشغول دوختن بنر های بزرگ است، می گوید: روز ها می آیم و قبل از افطار برمی گردم خانه تا غذای بچه ها را بدهم. بعد از افطار با خانواده می آییم و همگی کمک می کنیم. مردم همه پای کار هستند. ساعت 11 شب که ما می رویم، هنوز عده ای مشغول هستند. چند دختر نوجوان گوشه ای از مسجد خیلی آرام مشغول هستند. عطیه نوروزی که با دوستانش فاطمه مهدوی و فاطمه وطن خواه با ظرافت و دقت حاشیه پارچه ها را روی شمع می سوزانند می گوید: این کار را به ما سپرده اند. این طوری پارچه ها ریش نمی شوند و مقاومت بیشتری دارند. از آن سوی کشور هم برای کمک آمده اند. مونا مقدم ...
حرف دل برای هموطن
به گزارش ایکنا از مازندران به نقل از روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران، محمدعلی کاظمی سنگدهی شروین ، شاعر و نویسنده در یادداشتی با موضوع جنگ رمضان چنین آورده است که در ذیل می خوانیم: حرف دل برای هموطن، همخانه های آرش و همرزم های رستم، فرزندان مولا علی (ع)، سوگواران حسین (ع) و عشاق ابوالفضل العباس(ع) بی تردید در این چکاچک جنگ های تن به تن و روز های لبریز از عشق وعده های صادق ، ضمن به یاد داشتن خاطره های پیروزی ایران، در هشت سال دفاع مقدس و عزت و سرافرازی ما، در جنگ 12 روزه ، باید بدانیم که جنگ خصم قسم خورده با ایران، از سال های دورتر، یعنی بعد از آسمانی ...
قارایی: افتخار میکنم برای محافظت از "ایران جان ما" کنار هم ایستاده ایم
هیچ یک از هم وطنان با غیرت و تاریخ دان ما هرگز دعوت آنها را پاسخ مثبت نمی دهند و به خیابان ها نمی آیند. چرا که همه ما باور داریم که هدف آنها کشته سازی دوباره مردم ایران است. این فیلمساز مستند خاطرنشان کرد: آنها جز نابودی ملت ما هیچ چیز دیگری در سر ندارند و من به شما افتخار می کنم که در این شرایط حساس، با اتحاد همدلی برای محافظت از ایران جان ما، تاریخ مان، تمدن مان، شرافت مان و ... کنار هم ایستادید. ایران دارایی های هویتی بی نظیری دارد که آنها هیچ بویی از آن نبرده اند. او در پایان گفت: من شک ندارم هر چه سریع تر پیروزی ایران عزیز را در برابر متجاوزین به کشورمان جشن خواهیم گرفت. همه در کنار آحاد ملت به ویژه آنهایی که در این جنگ نابرابر آسیب دیدند، کادر درمان، نیروی حافظ امنیت و ... می ایستیم تا سربلندی کشورمان را ببینیم. به اشتراک گذاری این مطلب! ...
دهه هشتادی که قلبش برای مام میهن می تپید
دیار است. کمی جلوتر، مایان علیا نیز هم نوا با همسایه اش، رخت سیاه بر تن کرده است. جلوی هر مغازه، بنری با عبارت شهادتت مبارک خودنمایی می کند. تماشای این صحنه ها، دل را به لرزه می اندازد چقدر باغیرت و قدرشناسند مردمان این خطه که این گونه برای سرباز جوانشان سنگ تمام گذاشته اند و بر سر هر کوی و برزنی، یادش را سبز نگاه داشته اند. اما اوج این حماسه در مقصد نهایی یعنی مایان سفلی ، زادگاه ابوالفضل، متجلی است. اینجا دیگر سخن از یک بنر یا یک کوچه نیست، اینجا خانه به خانه و مغازه به مغازه، گویی از هر خانواده یک نشان به نام او برافراشته شده است. روستایی که حالا تمام قد به احترام ...
نورانی شو/ از فرصت جنگ و ماه رمضان حسن استفاده کنیم
به گزارش یزدفردا؛ روزه اولی های بسیاری، ماه رمضان امسال را با شوق و اشتیاق متفاوتی آغاز کردند و بچه های کم سن وسال دیگری هم همراه خانواده شان با شروع این ماه مبارک، خود را شریک کارهایی کردند که بزرگ ترها به آن مشغول بودند: مثل چیدن سفره افطار با خرما و زولبیا و بامیه و نان تازه و چای داغ. این سفره با هر سفره دیگری فرق می کند؛ اما جنگ و تجاوز دشمن و بیگانگان به خاک وطن مان ایران، حال وهوای متفاوتی برای روزه داران رقم زد. بچه ها درگیر اخبار جنگ و پیامدهای آن شدند و چه بسیار کودکانی که مثل کودکان مدرسه شجره طیبه میناب به دست دشمنان کشته شدند؛ کودکانی که شاید آن ها هم جزو روزه اولی ها ...
خروش کرمانیان در امتداد وصیت حاج قاسم و بیعت با ولایت + تصاویر
رقصند و مردم آمده اند تا عشق را فریاد کنند، تا جهان بداند کرمان دژ ایمان است و قلب تپنده ی ایران. در میان امواج جمعیت، شعار های لبیک یا خامنه ای عطر حاج قاسم را زنده می کند؛ مردی که کرمان را به عهد هزارساله اش با ولایت پیوند زد. بیعتی تا افق خورشید؛ با ولایت امشب، همان عهد دوباره تکرار شد: با رهبر شهید، با خون پاک شهدا و با آیت الله سیدمجتبی خامنه ای که، چون تصویر روشن خورشید در دل شب ایستاده است؛ رهبری که سایه ی پدر را با ایمان خویش بر دوش می کشد. از میناب تا کرمان، از دریای نیلگون هرمزگان تا کویر سوزان جنوب، ایران واحدی از عشق شده است؛ رشته ای از ...
سروده های فارسی زبانان درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
خصم ببندد به تیربارانش هزار مرتبه در خون خود محک خورده است به جنگ و فتنه دشمن طلای ایمانش زمین نه؛ تکه ای از خاک آسمان است این که نقشه های جهان خوانده اند ایرانش... *** محمدحسن حسین زاده از افغانستان در رثای رهبر شهید انقلاب: ندارم جرأت نقاشی ابعاد آن ماه منقّش را به ذهنم می دود با او کشم تیر و کمان و ملک آرش را نکرده طاقتم باور، قلم مو روی سطح بوم می لرزد ولی این دل کجایش جا دهد این حجم از تشویش و آتش را بله آتش؛ سخن از آتش و از آن گذشتن هست در میدان که تو باید ...
دلنوشته عکاس پیشکسوت؛ از قیامت شب قدر تا رفراندومِ ملتِ سربلند
احمد ناطقی عکاس پیشکسوت گفت: کسانی که از رفراندوم سخن می گویند، باید بدانند ملت ایران هر ساله رفراندومی زنده برگزار می کند که رأی آن با جان داده می شود، نه با جوهر و با حضور ثبت می شود. به گزارش خبرنگار مهر، احمد ناطقی هنرمند پیشکسوت نقاش پس از انتخاب و معرفی آیت الله سید مجتبی خامنه ای به عنوان رهبر انقلاب دلنوشته ای حماسی نوشت. ناطقی نوشت: در میان شعله های آتش، هنگامی که دندان کین به مغز خاک می رسید و حرامیان بی پروا بر پیکر ایران می تاختند، زمین از خون شهیدان وضو گرفت و آسمان در ماتم رسول زادگان سیاه شد. در همان دم که شب قدر از دل تاریخ برمی خاست، ناله شمشیر بر فرق ...
خوابی که زندگی شکارچی بافقی را دگرگون نمود
به گزارش پایگاه خبری افق بافق ؛ دوربین های شکاری هر روز دقیق تر می شوند، اسلحه ها و فشنگ ها کشنده تر، می شود. پرسش همچنان پابرجاست: آدمی چگونه می تواند در چشمان حیوانی بنگرد و ماشه را بچکاند؟ چقدر باید دلِ سختی داشت تا از پشت دوربین، گام های آرام یک گوسفند یا کل کوهی را دید و بی اعتنا به برّه اش، انگشت بر ماشه نهاد؟ چگونه ممکن است یک چشم را بر حقیقت بست و چشم دیگر را بر شکار گشود، تا تیر به خطا نرود و دل به گناه رود؟ قلب انسان تا چه اندازه می تواند غبار بگیرد که از دیدن خرامیدن کبکی در بیابان لذت ببرد، و لحظه ای بعد، همان دشت را به سه قطره خون رنگین کند؟ تا کجا می توان در آسمانِ دل ابر کاشت و ...
مشت تو پناهگاه ایران خواهد بود
و صد افسوس... هرچند یقین می دانم اکنون با خواهرت نیلا در کنار دیگر قربانیان شهید جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و امریکای جنایتکار هستید ولی بدان داغ تو همچون شهید 6ماهه کربلا با مابقی شهدای عزیز تا زنده هستیم بر قلبها سنگینی می کند. بی شک خون تو و امثال توست که نفرت از رژیم صهیونیستی و امریکای جنایتکار را در دل ما هر لحظه بیشتر و بیشتر کرده و بدان که مشت گره کرده ایرانیان علیه این دشمنان هیچگاه از دستان هیچ ایرانی باز نخواهد شد. چشمانم را ناباودانه به طرح بال فرشته تو دوخته ام و دل از آن نمی کنم، بی اختیار اشکم سرازیر شده و بند نمی آید، خدا میداند انگار در آغوش من ...
روایت آنهایی که زیر سایه جنگ در تهران ماندند
تاریخی کاخ گلستان خرد شده بود. واقعا از این موضوع خیلی ناراحت شدم . او می گوید خبر دیگری هم خوانده که دوباره دلش را به درد آورده است. خواندم که کاشی های موزه عباسی اصفهان هم به خاطر موج انفجار آسیب دیده اند . به باور نرگس، جنگ چیزی جز خرابی بر جای نمی گذارد. همان روز با یکی از بچه های برج صحبت می کردیم و می گفتیم تهران کم کم دارد تبدیل به ویرانه می شود . او می گوید تصور بازسازی دوباره شهر برایش دشوار است. واقعا نمی دانم بعد از این همه تخریب چطور می خواهند دوباره تهران را سر و سامان بدهند . به همین دلیل حتی دلش نمی خواهد شهر را ببیند. راستش اصلا دلم نمی خواهد در این شرایط در ...
بهترین فیلم های سینمایی محسن تنابنده در دهۀ 80
.... کله که یا توانایی صحبت کردن ندارد یا از روی عمد حرف نمی زند، شخصیت درون گرایی است که مدام از دوستش آزار می بیند. اتفاق مهمی که زندگی یکنواخت این دو را دگرگون می کند، عبور زنی از دوردست است. کله که از پشت بشکه ای شاهد رفت و آمد این زن است، رفته رفته به او دل می بندد و این کار برایش تبدیل به برنامه ای روزانه و ضروری می شود. در این شرایط به مرور میان کله و دوستش فاصله می افتد و دوست کله که متوجه وضعیت تازه همکارش شده، درباره او احساس نگرانی می کند. زن که ظاهراً معلم روستایی نامعلوم است، هر روز از جاده دوردست می گذرد. در نهایت کله می فهمد که دیگر آن معلم روستا از آن جاده عبور نمی کند.او در ...
قاب امروز| برای آنهایی که با جنگ به دنبال آزادی بودند
هم ندارم بفهمم و همین هم نقطه ضعفم در روزنامه نگاری است اما یک چیز را خوب می فهمم و می دانم که در این اتفاقات اخیر و حمله جنایتکارانه صهیونیست ها و آمریکایی ها به ایران عزیزم، وطن و جان مردمانش با هر تفکری، خط قرمز هستند. چیزی که برخی افراد اطرافم و اطراف شما یا بعضا خودتان که این مطلب را می خوانید، نفهمیدید. نفهمیدید که جنگ، دموکراسی نمی آورد... موضوع این یادداشت هم درباره همین است و روی صحبتم با کسانی است که خواهان جنگ برای آزادی بودند و حالا انگ وطن فروشی بر پیشانی شان خورده. دوستان عزیزم که خواهان جنگ بودید، نفهمیدید که این جنگ برای ملت ایران است نه هیچ کس دیگری... خودتان را گول ...
درد دلی با نیروهای مسلح؛ مثل دفاع مقدس 8 ساله شهرزنی را شروع کنید!
حیوان صفتی اند که اگر شرایطش فراهم باشد، ما و دیگر مردم دنیا را یا می کشند یا به عنون برده خانه های غصبی شان به کار می گیرند. با این وجود، ایران پیش از حملات، هشدار داد تا مردم به ظاهر عادی اسرائیلی و مردم عادی کشورهای عربی در محدوده اصابت های موشک ها و پهپادها نباشند. پس از بازپس گیری خرمشهر در دفاع مقدس 8 ساله و چندصدبرابر شدن انگیزه ایرانیان برای ادامه دفاع و ورود به خاک عراق، وقتی آمریکا از سال 1362 مستقیما وارد گود شد و حمایت و پشتیبانی از عراق را در کنار کشورهایی مثل شوروی، فرانسه و آلمان و انگلیس به عهده گرفت و همچنین وقتی عراق از سال 1364 شروع به شهر زنی کرد و موشک هایش به طور ...
آثار شهادت رهبر انقلاب تا کجا امتداد دارد؟
اسلامی ما جاری شد. اگر کسی گمان می کرد این حرکت عظیم مردمی ممکن است پس از دهه ها دچار خستگی، روزمرگی با انحراف از مسیر اصیل خود شود، خون پاک رهبرش، چون تکان دهنده ای مهیب، غُبار خستگی از چهره انقلاب زدود و حیاتی دوباره را به ایران اسلامی بخشید. درست همان گونه که خون سیدالشهدا (ع) روح تازه ای در کالبد اسلام دمید و آن را برای همیشه از خطر تحریف و نابودی نجات داد این شهادت نیز حیات جمهوری اسلامی را تضمین کرد. این خون پیمان فراموش نشدنی میان امت و آرمان های انقلاب را تجدید کرد. بدین سان، آنچه آمریکا و اسرائیل و اَیادی استکبار آن را پایان یک راه می پندارند، در حقیقت جرفه ای برای بیداری دوباره و قدرتی برای تداوم آن است. خون رهبر انقلاب امروز درست به اندازه خون ثارالله و در همان راستا، سند زنده ای بر این حقیقت است که تا وقتی خون در رگ های یک مکتب جاری است آن مکتب هرگز نخواهد مرد. ویژه نامه حوزه پاسخ به شبهات ...
دومانلی تبریز
بار پیش از دژخیمان از طرف ایرانی هایی به گوش رسید که خارج از ایران بر طبل جنگ کوبیدند بی آنکه فکر کنند در این کوچه ها و خیابان ها هموطنان ما زندگی می کنند.امروز سه شنبه 19 اسفند ماه حوالی ظهر یکی از بدترین روزهای زندگی ام بود وقتی که دیدم با آمدن جت های جنگی بر فضای شهر تبریز به ناگه بمب ها بر سر تبریز((تبریز مه آلود))آوار شد و رنگ بر رخسار زنان و کودکان شهر نماند کودکان سراسیمه و گریان دست پدر و مادر را گرفته و مبهوت از اینکه چه در ایران ما می گذرد مبهوت از اینکه چرا سرنوشت مان اینچنین شد. خودم را به خیابان پاستور جدید رساندم و نقشی غمبار از درد و رنج این مردم خسته از همه جا جلوی ...
روایتی از وداع تلخ با یک خانه کشتی در پایتخت
...، همه کشتی گیران، مربیان و داوران مان تماس می گیرند، اینجا به نوعی مأمن همه ی ما بود، بچه های ورزشکار با تمرین حال شان خوب می شد. بافت این منطقه تهران طوری است که در کنار تمام مشکلات اقتصادی، کشتی و تمرین ورزشی، تراپی است و خانواده ها دل شان خوش بود که بچه های شان اینجا تمرین می کنند و در کنار آن کارهای فرهنگی بسیار خوبی از جمله برگزاری مراسمات مذهبی انجام می شد که همه در آن مشارکت داشتند. مربی سالن کشتی تهرانسر عنوان کرد: طی این سالهای مربیگری ام، شاید چند باشگاه عوض کرده بودم، اما از سال 90 همیشه چراغ این سالن روشن بوده، خصوصا پنجشنبه ها که تعداد بیشتری به خاطر تعطیلی آخر هفته به سالن آمده و تمرین می کردند. هرچند می دانیم با کمک هیئت کشتی استان بالاخره جایی برای تمرین بچه ها در نظر گرفته می شود اما همه نسبت به این سالن دلبستگی خاصی داشتیم. کلی خاطره و آرزو اینجا دفن شد. ...