شوخی های دکلی (+عکس و فیلم و فتوکاتور و کلی چیزهای دیگر...!) - عصر ایران
سایر منابع:
سایر خبرها
حاشیه های جذاب و ماندگار دیدار امام خامنه ای با خانواده شهدای تهران
دوباره روز بعد منتظر بودیم. یکی از بچه های سپاه که این وضعیت را دیده بود که چند جوان جانباز قطع نخاعی با این وضعیت در انتظار یک دیدار هستند ناراحت شده بود و یک شب نزدیک اذان مغرب به ما گفت یک نامه کوتاه چند خطی بنویسید تا من آن را موقع نماز به دست رئیس جمهور برسانم ما هم در آن نامه چند خطی آقا را چند قسم دادیم و گفتیم می خواهیم شما را ببینیم. پاسدار وقتی نامه را برد وقت اذان بود. ما هم طبق
جواد عزتی بازیگر نقش لطیف سریال دردسرهای عظیم 2
بفهمد. فهمیدن این لحظات خیلی اهمیت دارد، چون بازیگری اصولا فهمیدن لحظه است. آقای نیک نژاد این را خوب متوجه می شود. ضمن این که نه تنها نگاه کمدی من و او یکی است، بلکه به نظرم او قصه پرداز خوبی است و با توجه به شناختی که از موقعیت کمدی دارد، می داند در این لحظات قصه اش را چگونه تعریف کند تا مورد توجه مردم قرار بگیرد.او از آن دست کارگردانان نیست که همه امیدش به بازیگر خلاصه شود، بلکه خودش هم
مصاحبه محمدرضا تاجیک با شرق: بازگشت به دقایق سازنده76
مختلف جامعه رسوب کند و یک جامعه را به حرکت دربیاورد. شما کماکان آزادی را موضوعی می دانید که هنوز باید دغدغه اصلاح طلبان باشد. شاید این آزادی برای گروه نخبه، به صورت کامل محقق نشده باشد، اما در بخش هایی از زندگی روزمره مردم برآورده شده است. ممکن است یک جوان که حدی از آزادی را در نوع پوشش دارد و یا می تواند با حیوان خانگی اش راه برود نیاز مبرمی به آزادی حس نکند؛ دست کم در معنا و
در دنیای تو؛ ساعتش یا خوب خوب است یا بد بد!
اعتقاد به اهمیت نظر مردم باعث شد به فکر طراحی صفحه ای بیفتیم که محل تجمیع آرای مردمی درخصوص آثار فرهنگی و هنری باشد. نام صفحه را هم با نیم نگاهی به هنرمندان گذاشتیم هنرمردم ، در این صفحه قرار است کلیه اتفاقات فرهنگی و هنری از زاویه نگاه، قضاوت و سنجش مردم عادی جامعه مورد بررسی قرار گیرد. قرار است در این صفحه در روزها و شب های مختلف به سالن های تئاتر و سینما و کنسرت ها بیاییم، به گالری ها سر بزنیم و با مردم درخصوص اثری که به تماشایش رفته اند، حرف بزنیم. در این صفحه قرار نیست چهره شناخته شده و مشهوری حرف بزند ...
آقا سید خلیل و چشمی که روزه بود
شاید خیلی ها تنها یکماه از سال را روزه بگیرند اما کسی هم هست که اغلب روزهای سال را روزه می گیرد .بعداز ظهر ها که به خانه برمی گشتم چهره سر تا پا سبز پوشش را جلوی چشم می دیدم که عصا به دست همراه پسرش از خیابان رد می شد اوایل آنقدرها برایم جلب توجه نمی کرد تا اینکه داستان زندگیش را شنیدم و این بود که آن مرد سبز پوش را از دیگران برایم متمایز ساخت.حکایت تمایز مرد سبز پوش کلاه به سر این بود که برای معاش خانواده اش در طول سال نماز و روزه قضای اموات را می گرفت و از این راه کسب در آمد می کرد .
آقایان اشکم را در آوردند
شدم، خدایا! ما که نمی دانیم اینجا که هستیم کجاست، اگر برویم بیفتیم داخل کانال یا برسیم پیش عراقی ها چی؟! جعفر گفت: دایی، تو هم ول کن این حرف ها را دیگر! راه افتادیم. می گفتند نزدیک است، زود می رسید. اما این هم نزدیک بود که ما داخل خط خودمان گم شویم! ... حالا جعفر افتاده جلو، من و بقیه هم پشت سرش، یک توپ طناب پلاستیکی هم داده این دست ابوالفضل، این طناب را هم تو نگه دار و بعد
رضا رویگری و همسرش اینجوری عاشق هم شدند
حرف گوش نکن. گاهی حس می کنم با یک بچه شش ساله روبه رو هستم. به خصوص از وقتی که دچار این بیماری شده. آن روزهای اول بیماری اش باید مراقبش می بودم تا بتواند بنشیند، کم کم توانست روی ویلچر بنشیند و بعد توانست از عصا استفاده کند و خدا را شکر الان روی پای خود می ایستد. این احساس را دارم که او مانند بچه ای است که توانسته ام راه رفتن را به او یاد بدهم. رضا: ولی یک جورهایی هم خیالت راحت بود که
فصل کفتربازی شروع شده است
الان نمی توانم لحظه ای از آنان دور شوم. دنیایی که خودش معتقد است از اول تا آخرش عشق است: وقتی با آنها انس می گیری چنان شیفته شان می شوی که دیگر نمی توانی از این عشق سالم و پاک دور شوی و همیشه با تو این عشق همراه است. مگر می شود آدم به پرنده ای که وقتی پرواز می کند و از پشت بام خانه دور می شود دوباره خودش برمی گردد انس نگیرد؟ همین وفاداری این پرنده است که ما کبوتربازها را شیفته خود می کند
شب همدلی شاعران مسلمان از مصر،یمن،ایران، پاکستان، هند و آذربایجان
/> مغز در مقابل شکم نفت در برابر غذا ما شما را بیهوده زنده نمی گذاریم شما زنده اید تا خرید کنید شاعر بعدی حاضر در این نشست اسد منساری از کشور پاکستان بود که قطعه شعری را به زبان فارسی خواند: گفتم به درد هجر تو ام هم کنار گفت آخر جهان به چه خواهی، گفتم قرار گفت مجبور کن به شب دلت را به راه عشق گفتم مرام دل نبود
ظریف و چالش هسته ای
ادعاهای مشابه را از احمدی نژاد می پذیرفتند و همه شما ناراحت از پذیرش آن ادعاهای موهوم و غیرمستند بودید. دولت در هر بخش خود کارشناسان فراوان و در این مورد خاص حتی افراد باانگیره دارد، ضمن آنکه اسناد کافی نیز در اختیار دولت هست. اگر هم اسناد از میان رفته باشد، باز هم قابل بررسی است. از این رو وزارت نفت اگر می خواهد فساد نفتی را ریشه کن کند، بهتر است به جای عنوان اینکه یک دکل نفتی گم شده
ماجرای سرگردانی شبانه در بیابان به جای اعزام به جبهه/ خیال کردم حاج همت، امام جماعت حسینیه است
اعزام شدی گفتم سپاه شهر ری . گفت توی لیست من نیستی. دوتا کارت ها را نشان دادم. ابتدا من را نگه داشت ولی با التماس بچه ها بود که به منطقه رسیدم. آنجا برای اینکه مرا به عقب برنگرداند فرار کردم. شانسم گرفت و مسئول بسیج لشکر، از بچه محل های دولت آباد بود و من را با یکی از دوستانش به نام ناصر جعفرپور اشتباه گرفت. اتفاقاً همین اقای جعفرپور بعدها برادر خانمش شد. به من گفت تو اینجا چه می کنی
چه زمانی گناهان کبیره هم شامل شفاعت میشوند
که کجاست. غروب شد، نیامد. گفتند: گم شد. ترسیدند. شب هم باید حرکت می کردند و خودشان دیگر رفتند. این حاج آقای ماهرویان هم دائم با کسی که این کار را کرده بود دعوا می کرد که ما یک خادم داشتیم که او هم خودش را نمی توانست جمع و جور کند، چرا این کار را کردید و ... . بیست و یکی روز بعد از این ماجرا به مدینه رسیدند. دیدند او دم دروازه مدینه نشسته است. می گوید: شما کجا رفتید؟! تعجّب می کنند و می گویند: تو
طنز؛ حسین هدایتی چرا می خند؟
روزنامه قانون نوشت: این داستان حقیقی یا دروغ است؟ شما حدس بزنید. - حسین هدایتی پاداش خوبی به بازیکنان تیم والیبال نمی دهد. حالا لحظه حقیقت فرا رسیده. دروغ این داستان عابربانکی حقیقت ندارد. محمدرضا داورزنی، رئیس فدراسیون والیبال درباره حضور حسین هدایتی در رختکن تیم ملی والیبال گفت: ایشان قول دادند به تیم در صورت صعود پاداش بدهند
دکل من زیر درخت آلبالو گم شده!
روکه دیدم بغل کنم و بهش بگم ،خوش به حالت که تو کشورت دکل نفتی گم نمیشه .بعدشم برگردم خونه . - طرفه: دکل نفت رو ندیدین؟ همین گوشه کنارا گذاشته بودما - مثل درز گوشه کاناپه که همیشه چندتا کنترل و دسته کلید توشه دنیا هم یه سوراخی داره که هواپیماهای مالزی و دکل نفت و غیره توشه - یک عدد دکل نفتی که راه را بلد نیست، چند سال است که از منزل خارج شده و باز نگشته است. مژدگانی یابنده محفوظ است - یک دکل نفتی که دارای اختلال حواس است با شلوار راه راه و پیراهن رکابی ازمنزل خارج شده و تاکنون برنگشته است...! - دکل من زیر درخت آلبالو گم شده... ...
بیشترین انگیزه زنان ایرانی برای عمل زیبایی
، احساس می کنی که تعریف زیبایی شاید تو ذهنت تغییر می کنه. برای من شاید به مرور زمان تغییر کرده، به خاطر چیزهایی که دیدم، یعنی یه یادگیری بوده، یه چیزی بوده که ناخودآگاه تو ذهنم رفته، مثلاً در سطح جامعه بوده، شاید از طریق ماهواره، تلویزیون، اینترنت، تبلیغات خود دکترها، همه چیز هی تشویق می کنه به سمت این که بیاین بهتر بشین، این کار رو بکنین، اون کار رو بکنین. الآن که تبلیغات تلویزیونی هم زیاد شده
طنز/ چرا توافقی طلاق گرفتیم؟ پاسخ های 3 زوج جوان را بخوانید!
و گشتاسب رو توی آسمونا بستن. بزرگتر که شدم گفتم ننه گشتاسب رو وقتی صدا می زنن، ده دقیقه اول دماغش میاد بعد خودش! شبیه پسر بیلبیلک میرزاست، من نمی خوام زنش شم، می گفت: عیب نداره، مرد نباید قیافه داشته باشه، مرد باید مررررردد باشه آناهیتا جان. من که جوون بودم همه بهم می گفتن مرلین مونرو و بابات رو ژرار دپاردیو صدا می زدن. ولی چون مرد بود عاشقش شدم. تو هم وقتی با گشتاسب بری زیر یه سقف همه چی حل
طنز؛ چرا مرغ از خیابان رد شد؟!
: حکایت آن مرغ مناسب حال توست که شنیدم که در آن سوی خیابان و در راه بیابان و در مشایعت مردی آسیابان بود وی را گفتم: از چه رو تعجیل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگویم و اگر گویم انکار کنی. رنه دکارت: از کجا میدانید که مرغ وجود دارد؟ یا خیابان؟ لات محل : به گور پدرش میخنده هیشکی نمتونه تو محل ما ازخیابون رد بشه. بودا : با این پرسش طبیعت مرغانه ی خود را نفی میکنی.
محمدرضا تاجیک از تدوین مانیفست نواصلاح گرایی می گوید
اصلاح طلبان در سال 76 آزادی را به عنوان یک مسئله عمومی مطرح کردند. آنها ذیل بحث آزادی توانستند گروه های مختلف مردم - ازجمله نخبگان و روشنفکران - را با خود همراه کرده و بر این مبنا توفیقاتی هم به دست آوردند. اگر به عنوان پیش فرض، مسئله اصلی جامعه کنونی را فقدان مسئله عمومی یا درد مشترک در نظر بگیریم، اصلاح طلبان با این فقدان در میانه دهه 90 چگونه باید روبه رو شوند؟ شما اصلا با این پیش فرض موافق هستید؟ به یک معنا بله و به یک معنا خیر. موافقت نکردن من به این معناست که مفهوم و مسئله آزادی به تنهایی [در سال 76] باعث نشد انتظامی در کثرت ایجاد شود. همچنین وحدتی در نیروهای متکثر اجتماعی- سیاسی به وجود نیامد که بتوانیم به تعبیر گرامشی، یک بلوک تاریخی در یک مقطع خاص داشته باشیم. به عقیده من، ایفای نقش عوامل و مفاهیم گوناگونی سبب شد در یک مقطع خاص، بلوک تاریخی ایجاد و موجب شکل گیری تحرک و تحول در مقطع مورد نظر شما شود. باید توجه داشت که نقاط گره و کانونی ، زمان پرورده، زمینه پرورده و تاریخی هستند. معنای این سخن این است [باید دانست که] در هر مقطع تاریخی، اقشار مختلف مردم و نیروهای متکثر جامعه چه چیزی را طلب می کنند؟ چه چیزی برای آنها اولویت پیدا کرده و برجسته می شود؟ آمار متعدد در جامعه ما نشان می دهد این نقاط گره ای در مقاطع مختلف تاریخی تغییر کرده و همواره یکسان نبوده اند. این مفاهیم کلیدی و کانونی در برخی مقاطع، کاملا انتزاعی بوده اند. در بعضی مواقع هم این مفاهیم و نقاط کانونی کاملا انضمامی هستند. گاهی مردمی داریم که تقاضای اول آنها آزادی است. بنابراین مفاهیم [در این مقطع] انتزاعی هستند و به یک معنا، خواسته آنها دموکراسی است. ولی در بعضی مواقع - که به نظر من این دهه این گونه بوده است و ما به این سو رفته ایم- مفاهیم انضمامی، جایگزین مفاهیم انتزاعی می شوند. در این مقطع مفاهیمی مانند امنیت، معیشت و تأمین زندگی برجسته شده اند. یک نیروی اجتماعی و سیاسی برای اینکه ...
احمدی نژاد پاستور را هم فروخته!
(طنز)احمدی نژاد پاستور را هم فروخته ! 6 تیر 94 ساعت 10:16 صبح اصولگرایان دولت خودشان چند دسته اند. یک عده از اصولگرایان دولت که اتفاقا پست های کلیدی دارند، ذاتا طرفدار آقای قالیباف هستند. اصلا کتمان هم نمی کنند . همه کاره آقای قالیباف بودند. الان همه کاره بنده هستند! از اینجا نتیجه می گیریم که یا من رئیس جمهور نیستم، یا من قالیبافم که خودم هنوز نتیجه ای نگرفته ام. یک عده هم
معمای آیت الله خامنه ای برای آمریکا/ ضیافت سؤال برانگیز عارف برای سران گروهک مطرود امام(ره)/ پرونده ...
دهد؟ شما از هر خارجی را که وارد ایران می شود بپرسید که آیا قیافه ایران شبیه کشوری است که تحریم شده است؟ کالاهای لوکسی که در ایران دست من و شما و همه مردم است بعضا در اروپا و کشورهای پیشرفته اینگونه فراوان نیست. مثل همین گوشی های هوشمند. در ایران تقریبا همه گوشی هوشمند آخرین مدل دارند. در اروپا شما این همه گوشی هوشمند نمی بینید که در کشوری مثل ایران فراوان در اختیار مردم است. چرا ایران
دو کلمه خصوصی با حسن روحانی
کند بگوید بالای چشمت ابروست. سوال بعدی ای که مطرح کردی این بود: انتخابات بدون رقابت امکان پذیر نیست. اصلا انتخاب یعنی چه؟ از آنجایی که تو تا الان در سوئیس زندگی می کردی و زیاد با کشور ما آشنایی نداری باید خدمتت عرض کنم که انتخاب (که در کشور شما به آن election می گویند) به این معنی است که مثلا از شما می پرسند چه نوشیدنی ای میل دارید؟ می گویی آب پرتقال. می گویند آب پرتقال نداریم، آیس کافی هست و قهوه
ظلم هایی که اسمش را می گذاریم زرنگی!!
یا زود بالا می رود و عزیز می شود ....اما تو عقب می افتی .... و ان ظلم بازتابش به خودت بر می گردد درست مثل انعکاس صدا در میان کوه های بلند ... سکانس دوم: ظلم را نپذیرید روز چهارشنبه دکتر حسابی سر کلاس به شاگردانش گفت: بچه ها پنجشنبه امتحان می گیرم به صورت شفاهی! همان لحظه دکتر گفت: اصلا همین امروز امتحان می گیرم و اون هم کتبی! بچه ها همه اعتراض کردند و دکتر
آقای سیروس مقدم ؛ اینجا مازندران است !
اینبار ظاهر شدند حالا بماند بحث مرده شور خانه و نیمه عریان بودن بدن نقی که حتما آقایان در این زمینه اعتراض خواهند کرد و اما گاف آقایان در این سریال ارسطو همسر چینی خود را در حوادث هوایی مالزی از دست می دهد که درست بعد از مرگ همسر ارسطو انتخابات شورای شهر در محل زندگی نقی معمولی برگزار میشود . (سوال : آیا این توهین به شعور مردم مازندران نیست؟)- خلاصه همسر نقی میشود عضو شورای اسلامی شهر و ادامه داستان
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (68)
نفت دارید؟ گفت شما چرا وزیر رفاه دارید!!؟ هیچی دیگه تصمیم گرفتم تو امور داخلی کشورها دخالت نکنم. 4. قبلنا هرچی گرون میشد از کوره در میرفتیم که این چه مملکتیه و گرونی و مشکلات، الان هرچی گرون میشه اول جُکشو میسازیم بعد همه میخندیم. اینقدر بافرهنگ و با جنبه ایم ما، خدا خیرمون بده! 5. خداییش پشه ای که شیش طبقه میاد بالا حقشه که نیش بزنه. 6. گاج منتشر کرد: اولی
جمهوری اسلامی نمی تواند نسبت به مسائل فرهنگی از جمله پوشش بانوان بی تفاوت باشد/ گشت ارشاد راه حل نیست ...
حجاب باشد به صواب نزدیک تر است. ما اکنون مشکلی که با حاکمیت داریم این است که میدان عملش را نمی شناسد، تحولات میدانی را نمی شناسد گاهی اوقات از این سوی بام و گاهی از آن سوی بام می افتد. مشکل ما این است که یک نگاه های دولت سالارانه ای در بحث های اجتماعی مثل بحث حجاب و خیلی بحث های دیگر داریم یعنی یک عده متدین می نشینند یک طرف و همه انگشت ها به سوی حاکمیت است که تو باید مساله را درست کنی، حاکمیت هم
زندگی آنقدر عزیز است که توصیه شده با وضو زندگی کنید
؛ اما چرا گفتیم مدیریت ؟ برای اینکه شما می توانید علاقه های خود را تغییر دهید؛ کمااینکه دیگران دارند علاقه های شما را تغییر می دهند. اگر خودت علاقه های خودت را مدیریت نکنی، دیگران علاقه هایت را تغییر می دهند یا علاقه هایی را به تو تحمیل می کنند. در غرب علاقه توسط هنر و رسانه ها به مردم تحمیل می شود در یکی از دانشگاه های غربی، در جمع برخی افراد غیرانقلابی یا ضد انقلاب حاضر شدم تا با
"یکتا" اهل تک نوازی نیست؛ با اصولگرایان هماهنگیم
جمهور شوم. شما هشت سال رئیس جمهور بودید. هر کار کردید، کردید. مگر قحط الرجال است که از فکر تو استفاده کنند؟ شما کجای دنیا دیدید وقتی فردی دو مرتبه رئیس جمهور شد بخواهد دفعه سوم هم رئیس جمهور شود.کجا این را دیدید؟ -تسنیم: برخی ها جبهه یکتا را سمی برای جریان اصول گرایی می دانند. نظرتان در این باره چیست؟ دانشجو: ما پیش هر عزیزی که رفتیم از علما گرفته تا مراجع استقبال کردند. همه
آیا روشنفکران به مردم خیانت می کنند؟
بزرگترین صادرکنندگان نفت و انرژی، اقتصاد گسترش یابنده دارد. از این رو، پس از مدتی مصرف انرژی اش در داخل آنقدر گسترش پیدا خواهد کرد که تا سال 2000 مجبور خواهد شد از مقدار صادرات نفت خود بکاهد و آن را به مصرف داخلی برساند. در آن صورت، درآمد اقتصادی خود را که بیشتر متکی به صادرات نفت و ارز خارجی است، از دست خواهد داد. برای همین، بهتر است به سوی انرژی هسته ای برود و انرژی مورد مصرف داخلی را از صنعت هسته ای
ویروس خطرناکی که همه دنبالش هستند!
فروشان آنان را ابتدا خواجه می کردند سپس به عثمانی و ایران و عربستان و سایر کشورها وارد کرده می فروختند). خلاصه وجود این طفل بی گناه دو سه ساله مایه شر و حرف شده بود. هر چه مادرش قسم و آیه می خورد که اصلاً نمی داند چرا آقازاده سیاه پوست از آب درآمده و آن را گردن تصادف روزگار می انداخت، کسی زیر بار نمی رفت و همه مسخره می کردند و شاهزاده ضیغم السلطنه خجالت می کشید این بچه را به مردم نشان دهد
90/ اعتراض
متوسط دعوت من و باشگاه. حالا اگه اعتراض یا حرف دیگه ای هم باقی مونده حرف تون رو تو دلتون نگه ندارید. من به نمایندگی از باشگاه اومدم اینجا تا با شما که سرمایه های اصلی این تیم هستید رودررو حرف بزنم. مرد شماره 9: آقا تموم حرف ما این است که تبعیض قائل نشید، لطفا! دفعه قبل هم که ما اومدیم جلو باشگاه قرار شد همه با هم یک دست کوبیده مهمون باشگاه باشیم اما بعدا خبرش اومد که بعضی ها چلوکبابی سلطانی