مگه داریم؟ مگه میشه؟ - دولت بهار
سایر منابع:
سایر خبرها
ستاره های آینده سیاسی ایران
است از ورود عرصه خانوادگی سیاست مداران به مرکز دید عمومی و مطهری هم می کوشد از این توجه عمومی بهره ببرد تا همه نظرش را بشنوند و بخوانند؛ شاید حتی ناخودآگاه و تحت تاثیر تصویری فعلی از سیاست. چندماهی هست که روشن و بارز است که سیاست، دیگر سلبریتی ساز شده است. حالا چهره های سیاسی به ستارگان بدل شده اند که جلب نظر می کنند و می درخشند. همان کاری که هر سلبریتی از عهده آن بر می آید. درست مثل
پای پسرها هم به لاک جیغ باز می شود
می خواستند از گذشته شان حرف بزنند در صورتی که ترس داشتند. ولی در سری دوم برنامه کار راحت تر بود،قصه های بچه ها انگار قصه ی من بود، بهترین خاطره ام در طول ساخت برنامه، زمانی بود که قرار شد تیتراژ لاک جیغ تا خدا را من در استدیو بخوانم،آن زمان تمام صحنه ها،قصه ها واحساسات بچه ها در ذهنم تداعی شد و احساس خوبی داشتم و گریه کردم. * گلایه تلخ کارگردان از بی مهری بعضی ها! وی بااشاره
چرا این گزارشگر تلویزیون از کواچ سرمربی والیبال ایران انتقاد می کند؟
این پتانسیل وجود دارد اما این 10-15درصدی که باید کمک کند، خیلی وقت ها نمی تواند. کواچ از نظر فنی چطور است ؟ الان تمرین یک چیزی است که در اینترنت پر است. یعنی هر کسی می تواند با توجه به فکر خودش یک اطلاعاتی بگیرد و برود تمرین بدهد. یک ماه شما کنار یک مربی بایستی، یک سری اطلاعات می گیری. حالا اگر کسی کار کرده باشد، چه بهتر. اصل کنار زمین است که شما بتوانی از پتانسیل افراد استفاده
سیل تابستانی خانه ،جاده و مسافران را برد
کبرایی به پا بود. خیلی ها گریه می کردند و دنبال زن و بچه شان می گشتند. امدادگران هم نمی دانستند اصلا باید دنبال چه چیزی بگردند. آب همه چیز را با خود برده بود. مرد روستایی میانسالی که با شلوار کردی مشکی و عرقگیر سفید رنگ خود سوار بر موتورهوندا125 اش ایستاده و چشم از لبان امیر برنمی دارد می پرد وسط حرف امیر و می پرسد: دوستانت چه شدند ؟ امیر که گویا از اینکه نمی داند چه جوابی بدهد، کلافه است می
پدری که تنها درآمد زندگی اش یارانه است
پسر یک و نیم و سه ساله است اما یک حادثه کوچک یا شاید بی احتیاطی آینده ای را که برای پیشرفت خود ترسیم کرده بود، تغییر داد ...وارد منزل خانواده باوندیان که می شوم، ورودی درب در کنار کفش های جفت شده رقیه و کودکانش، یک ویلچر نیز به حالت جمع شده قرار گرفته بود ویلچری که انگار جای کفش های پدر را پر کرده بود. خانه ای کوچک و نقلی که هادی در گوشه ای از آن نشسته بود و به گرمی از حضور ما استقبال کرد؛ چند
یک تجربه جدید با خالق نه فرشته ام، نه شیطان
ازاحوال غالب جامعه موسیقیدانان ایران کناره گرفتم و حالا کار خودم را می کنم. منظورم این است که وارد مسابقه ای که همه در حال انجامش هستند نشدم. برگردیم به اجرای پیش رو. گویا قرار است همراه با کنسرت پرفورمنس هم اجرا کنید. این اجرا، فرم معمول کنسرت ندارد. یعنی نشستن، لباس، فرم اجرا و... فرم معمول کنسرت هایی که همه مان اجرا می کنیم نیست. در واقع این کار این قابلیت را دارد که ما هر کار
رمان کارگری انقلابی
/> در واقع این کتاب، اولین مجموعه از سه گانه ای است که گودینی نوشتن آنها را مد نظر قرار داده است. جلد اول این مجموعه یعنی تالار پذیرایی پایتخت و جلد دوم به نام زنی با کفش های مردانه از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده اند و حالا خوانندگان پروپا قرص آثار این نویسنده، بی صبرانه منتظر انتشار جلد سوم این مجموعه به نام دار بلوط مقدس هستند.
برام جشن طلاق می گیری؟!/دانش آموز شهیدی که با کتاب درسی اش تفحص شد
/> فقط به خاطر یه برگ ارجاع ناقابل که به نظر من یه چیز به درد نخور درد سر درست کنه تا ساعت پنج این طبقه اون طبقه و این پذیرش اون پذیرش سرگردون بودیم. بابام خیلی خسته بود و منم گاهی یک جا می نشستم تا نخوام این همه دوندگی کنم درمانگاه شلوغ بود و پر از مردمی که هر کدام مبتلا به یک بیماری و ناامید از مسئولین و پرسنل. همه نگران و عصبی بودند تو برگ ارجاع من فقط یک کلمه اشتباه شده بود اونا حاظر نبودند
فرار جاده ای به سوی نابودی
/> کودکی بودم که باید یک شبه بزرگ میشدم. تا مادرم زنده بود و مهربانی اش در خانه جریان داشت، کودکی ام پر از خاطرات خوش بود، اما وقتی رفت و نسیم مهربانی اش را با خود برد، دختری شدم که باید دستورات ریز و درشت زن پدر را اطاعت می کردم. مادر که رفت و مهربانی اش را برد، محبت پدر هم به سردی گرایید. انگار اصلًا مرا نمی دید. پدر زمانی به یاد می آورد دختری هم دارد که قرار بود به خاطر نق زدن های مکرر زن
روایت منصور کاظمیان، کمک خلبان شهید دوران از حمله به هتل الرشید/ یورش به دیوار آتشین
، آمریکایی بود و ما می توانستیم موشک های شرقی، یعنی موشک های روسی را از کار بیندازیم. به همین دلیل سیستم هایی برای ازکارانداختن موشک هایی که غرب به عراق داده بود مثل رولند فرانسه، نداشتیم و اصلا نمی دانستیم چگونه باید با آنها کار کنیم. برنامه این بود که صبح 30 تیر، ساعت 5:30 پای هواپیما باشیم؛ ساعت 5:45 دقیقه از زمین بلند شویم و حدود 6:15 بغداد باشیم و بعد از مأموریت برگردیم. قرار بود سه هواپیما از
تاریخ جامع ایران چقدر جامع است؟
به گزارش دولت بهار به نقل از مهر، همه چیز از شیرین زبانی یک راننده تاکسی آغاز شد! راننده ای که شاید وقتی در پاسخ به اعتراض مسافری که گفته بود آقا شما انگار جغرافیا را گم کرده اید. گفت ما تاریخمان را هم گم کرده ایم! ، خود نیز نمی دانست که همین حاضرجوابی اش زمینه ساز کلید خوردن پروژه ای جدی در حوزه تاریخ نگاری خواهد شد. مسافر آن روز آن تاکسی دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی بود که اتفاقاً
چهار اثر منفی لغو تحریم ها بر اقتصاد ایران
کشور نشده بودیم این است که با دلارهای هنگفتی که از محل فروش نفت به دست می آمد و بودجه ی سنگین دولت، این سوراخ ها پوشانده می شدند و مشخص نبودند. در شرایط تحریم های اقتصادی متوجه شدیم که اقتصاد کشور از نظر ساختاری مشکل جدی دارد. در واقع این تحریم ها چنین مسائل و مشکلاتی را به ما نشان داد. حالا عده ای می گویند که برای حل مسائل اقتصادی باید تحریم ها را برطرف کنیم. به نظر می رسد، قبل از بستن
تیراژهایی که با تردستی افزایش می یابند
در گزارشی که در شماره روز سه شنبه سی ام تیر 1394 خورشیدی به قلم مریم شهبازی انتشار یافته، می خوانیم: کتاب حال و روز چندان خوبی ندارد. این را همه می دانند. هم اهالی کتاب و نشر و هم آنانی که اهل مطالعه و کتابخوانی هستند، البته این شرایط نامطلوب، دستاورد یکی دو سال اخیر نیست و بخش عمده مشکلات آن از حدود 10 سال پیش نشأت می گیرد. زمانی که کسب مجوز برای انتشار کتاب مستلزم عبور از دالان های پر پیچ و خم
از متن برجام تا نیل به فرجام / نکاتی که نباید از آنها غافل شد
حاضر این است که از امضای برجام تا به نیل به یک فرجام اجرایی شایسته راه پر فراز و نشیبی را پیش رو داریم. این برهه از اهمیت خاصی برخوردار است که نیازمند توجه به چند نکته اساسی و کلیدی است که در متن حاضر مطرح می گردد. امید است، طرح این مسایل بتواند راه را برای نیل به اقدام مدبرانه مشترک ملی بیش از پیش فراهم آورد. نکته اصلی که مورد تاکید قرار می گیرد این است که باید از پوپولیستی کردن موضوع هسته ای به شدت
نیمه شب در پاریس
خاطرات خوبم با علی افتادم و افسوس خوردم که در آن لحظه تهران نیستم تا با او وداع کنم. قطعا لحظات تلخ و سختی را پشت سر گذاشتید؟ خیلی زیاد. وحشتناک بود. مرگ علی ناباورانه بود. من حتی هنگام فوت پدرم اینقدر غافلگیر نشده بودم که از شنیدن خبر فوت علی جا خوردم. حتی خاطرم هست در زمانی که قرار بود فیلم سینمایی جهان پهلوان تختی را بسازند یک خانه ای را نزدیک لوکیشن برای او اجاره کرده
شورای امنیت ماشه را چکاند؛ نوبت ایران است/ چه کسی هزینه هتل محل مذاکرات را پرداخت کرد؟/ قاتل بخشیده شده ...
، دیگر هیچ ربطی به تحریم ها ندارد و اینگونه مشکلات بیشترش به قول علامه جوادی آملی از بی عرضگی مسؤولان است!حالا گفته می شود در رهگذر این مذاکرات، قرار است بخشی از تحریم های ظالمانه و ناروا و بی جهت که حتی دلیل مشخصی هم برای اعمال نداشت، برداشته شود. با این همه اما خوشحالی بزک کنندگان آمریکا چه معنایی می تواند داشته باشد؟ اعتقادات و اصول دینی به کنار، عرف دیپلماسی بین الملل که طی این 23 ماه آمریکا مدام
خواننده گروه کلم چطور برای رامبد جوان خواند؟
آمد و دیدم انگار جالب است و از اینها گذشته عکس العمل مردم عجیب ترین چیزی بود که دیدم و اصلا باورم نمی شد که یکدفعه مثلا یک نفر بگوید مشکل روانی داشتم به خاطر این نوع موزیک مشکلم حل شده و زندگیم رو به بهبودی است. این خیلی عجیب است. من نمی توانم بگویم من موضع دارم. اصلا نمی شود و غیرانسانی است که این حرف را بزنم. یعنی با تم خنده خندوانه مخالف بودید؟ - مخالف نبودم، یک مقدار
شکر برجسته ترین مصداق مثبت بودن است
را می توان به نوعی هفت شاخص برجستۀ موفقیت یک انسان در زندگی یا هفت اصل کلیدی برای رسیدن به یک زندگی بهتر به حساب آورد. اولین ویژگی مهم دستورالعمل های دین: مثبت بودن یا مثبت گرا بودن / در نوع دستورات دینی، مثبت گرایی وجود دارد اولین ویژگی ای که به عنوان ویژگی برجستۀ برنامه ها و دستورالعمل های دین، می توان مدّ نظر قرار داد که بسیاری از دستورات مهم دین، صریحاً این ویژگی را به
بشاگرد نمایی از بهشت/پیغام امام(ره) به حاج عبدالله
مرحوم والی و دوستانش امید به پیشرفت در مردم بشاگرد اوج گرفت. سال 84 حاج عبدالله بر اثر عارضه قلب درگذشت اما همچنان برادرانش و همه کسانی که در بشاگرد بودند راه او را ادامه می دهند و بشاگرد امروز شکل دیگری به خود گرفته است. آنچه در ادامه می خوانید گفت وگویی است با محمود و امیر والی برادران حاج عبدالله و مجید جلالی و روبرت شاهوردیان از دوستان وی که از این مرد برجسته جهادی اینگونه روایت می
برای علی کریمی به مناسبت اولین سالگرد خداحافظی اش/ حالا کارخانه رویاسازی شروع به کار کرده بود
. برای آنها-همه ی مردم- بیشترین حسرت، عدم حضور او در چهار جام جهانی بود. در 98 که ایویچ او را در تیم جای نداد. در 2002 که عزیزکرده ی بلاژویچی بود که تیمش صعود نکرد. در 2006 که مصدوم بود و وقتی در بازیِ دوم تعویض شد، آن ضربه ی کذایی را به ساک نیمکت نشینان تیم ملی زد. دور بعدی آفریقای جنوبی که صعود نکردیم. اما جام پنجم، همین 2014 که با وجود علاقه ی شدید کی روش به او، باز هم از کاروان تیم ملی
آقای عطاران! چرا فیلم هایت می فروشد؟ (2)
گفتم این که شد، حالا بعدش باید چه کار کنم اما نکته مهم این است که برای همین چیز به ظاهر کوچک و حالا کم اهمیت، خیلی تلاش کردم. یعنی همین هم آن موقع اصلا ساده و دست یافتنی نبود. جالب است که معمولا می گویند باید ایده های بزررگ داشت و بلندپروازی و جاه طلبی شرط اصلی رشد است؛ ولی تو انگار به حداقل ها قانع بوده ای ولی به جاهای خیلی بالاتری رسیده ای. به نظر می رسد، هیچ وقت در زندگی و کار آدم جاه
40 پرس کباب مژد گانی کیف 1/5 میلیاردی
د ید ، مرد کارمند از خانه اش واقع د ر بلوار 40 د ستگاه بیرون آمد . شهر سوت و کور بود و همه چیز درست از جایی که انتظار نمی رفت کنار هم چید ه شد ه بود ، د قیقا د ر زمانی خاص. مرد جوان د رحال عبور از خیابان نگارستان د وم بود ، ناگهان کیف قهوه ای رنگ چرمی که د ر پیاد ه رو رها شد ه بود ، توجه اش را جلب کرد . خود رواش را متوقف کرد ، پیاد ه شد و د ر برابر کیفی حاوی مد ارک معتبر، چک با مهر و امضاء و سند
وقتی 27 سالگی آخر دنیاست/ جشن تولد دختری جوان در خانه سالمندان! + عکس
اینکه یک دختر 27 ساله با هم اتاقی های 80 ساله چه دارد که بگوید. فریبا با لبخندی که در طول مصاحبه اصلا از روی لبانش محو نمی شود می گوید: مجله می خوانم، تلویزیون نگاه می کنم و در روزهای رمضان قرآن می خوانم. فریبا؛ مهندس کامپیوتری که قرار بود بورس شود سئوال مضحکی به ذهنم می آید و با بی فکری تمام از فریبا می پرسم که مگر سواد هم دارد. اینبار لبخندش تبدیل به قهقهه می شود و می گوید
آزار خیابانی در سه روایت...
ساعت شش عصر بود. بعد از خریدن چند قلم دارو از داروخانه رامین تو خیابون فردوسی، اومدم بیرون. کنار خیابون وایساده بودم و سرم توی موبایلم بود. داشتم چک می کردم که چقدر پول توی حسابم مونده، یه دفعه صدایی از کنارم شنیدم. صدای یه مرد جوون که می گفت با من دوست می شی؟ امشبو با هم باشیم؟ همه چیزم هست؛ شیشه، پایپ، همه چی. اول فکر کردم که داره با تلفن صحبت می کنه و با من نیست، اما کسی هم کنارم نبود که فکر
فقط نقش اول بازی می کنم
بودند که بتدریج در سراسر آمریکا گشته بودند و این آدمهای قربانی تبعیض نژادی و طبقاتی را پیدا کرده بودند و متن را عین زندگی واقعیشان نوشتند. در این نمایشنامه با نگاه صریح و گزنده ای، سیستم قضایی آمریکا مورد نقد و چالش قرار گرفته است. بعد از این همکاری پر بار با این کارگردان، مسیر بازیگریتان را چگونه ادامه دادید؟ - بعد از آشنایی با منیژه محامدی و کار کردن در گروهش، در دانشگاه تربیت
الیکا عبدالرزاقی ، استندآپ کمدین خندوانه
ایشان گفتند تا آذر با شما کار نداریم و تداخل پیش نمی آید. سریال گاهی به پشت سر نگاه کن تمام شد؛ برنامه ریز در حاشیه گفتند قبل از عید با شما کار داریم. قبل از عید شد 15 فروردین گفتند معلوم نیست. فقط اسمم در تیتراژ بود و راستش از آن موقع تا الان خبری ندارم. تنها خبری که دارم این است که قرار بود نقش یک پزشک متخصص قلب را بازی کنم ولی در فصل اول امکان حضورم وجود نداشته. حالا شاید به دلیل اعتراض
همیشه زمستان است | مردی که خودِ خودش بود
نخواست سرش را مقابل زور و قدرت دیگران خم کند. کسی نتوانست با مصاحبه هایش، چهره کریمی را در نگاه مردم مخدوش کند زیرا کسی که با قلب خود مشهور می شود، از قلب آدم ها بیرون نمی رود. مرد همیشه زمستانی فوتبال برای آدم هایی مثل علی کریمی، همیشه پُر است از بارش برف. این انگار یک قانون شده برای فوتبالیست هایی که دوست دارند به خاطر مردم زندگی کنند نه به خاطر پول یا جایگاه. کریمی هم این طور بود
گفت و گوی خیالی رئیس جمهور با یک دلواپس/ ظریف با بزرگون می پره
. در حالی که داشت موهای دستش را یکی یکی می کند، گفت: اون یارو جان کری هم مثل اینکه اشک تمساح ریخته گفته نمی خوام بجنگم و اینا... گفتم: بله همین طوره. همه از اینکه گفت وگو پاس داشته شده خوشحال بودن. حالا آقای ظریف میاد مجلس مبسوطش رو توضیح میده. اسم جواد را که آوردم انگار گفته باشم عمروعاص، صورتش مثل لبو سرخ شد و لبش را چنان گزید که کبود شد، آب دهانش را قورت داد و در حالی که مشتش را گره کرده
خوش سلیقه ترین کارگر تهران (+عکس)
کارش در متفاوت ترین سرویس بهداشتی بپرسیم. اوایل همه مخالف بودند عموبرات متولد 1332 در قوچان است. از بیست سالگی که پایش را به تهران گذاشته در سالن های غذاخوری و تالارهای پذیرایی کار کرده است. حالا هم بیشتر از 10 سال است که در پارک آزادگان واقع در جنوب شرقی پایتخت کار می کند. 4 فرزند دارد و به ما می گوید یکی از پسرهایش که کارشناسی ارشد خوانده همین روزهاست که بایدسربازی برود
میزگردی داغ با موضوع قطعنامه
بیان مطالب ناظر به پذیرش قطعنامه در روشن سازی هر چه بیشتر آن مفید و موثر واقع شود . جهروتی زاده : باید از زوایای مختلف به بحث موضوع قطعنامه نظر افکند، درباره این بحث که ما قطعنامه را قبول داریم یا خیر؟ برحسب اینکه ولایت قطعنامه را قبول کرده، قطعا ما هم قبول داریم . اما خوب همه معتقدیم محتوای متن پیام امام درباره قبول قطعنامه برایمان تلخ بود و دل همه ما را شکست . حالا سوال