سایر منابع:
سایر خبرها
آب پاکی باهنر روی دست احمدی نژاد
نکرده تا وزیر اصلاح طلب دولت خیلی راحت از کابینه خارج شود. رای مثبت او به استیضاح شاید همان مقدمه نزدیکی به پایداری ها برای انتخابات مجلس دهم باشد. در یک سال اخیر جریان اصولگرایی با دو شوک بزرگ مواجه شد، یکی فوت مرحوم عسگراولادی و دیگری وضعیتی که برای آیت الله مهدوی کنی به وجود آمده است. این دو اتفاق تا چه اندازه کار اصولگرایان را برای وحدت سخت کرده است و این دو فقدان چقدر سوء تاثیر در این جریان
تأثیرگذار نباشند جوک می سازند
کننده و تأثیرگذار باشند، جدی گرفته می شود اما در حوزه هایی که مردم می بینند نمی توانند هیچ تأثیر و نقشی داشته باشند، این بی تأثیری موجب می شود تفاوت رویکرد از جدیت به شوخی ایجاد شود. پیش از دوره شبکه های اجتماعی و از سال های دور، مثلا برنامه صبح جمعه با شما بسیار مورد استقبال مردم قرار می گرفت. در این برنامه همه چیز به استهزا گرفته می شد؛ مواردی مانند گرانی یا کمبودهایی که در آن دوران در جامعه
اصلاح طلبان مقصر شکستِ اصولگرایان میانه هستند
آورد بعد از هشت سال دغدغه ورود به زندگی برایش اولویت بود. به نظر من باید اینجا دو اتفاق را از هم مجزا کنیم، یعنی دور اول و دور دوم انتخابات84 را. خیلی ها می گویند دور دوم انتخابات 84 اصلا قابل تحلیل نیست. یک اصطلاحی در آن زمان مطرح می شد که هرکسی مقابل هاشمی قرار می گرفت، رأی می آورد.هاشمی بدل شده بود به نماد وضع موجود و احمدی نژاد نماد تغییر. احمدی نژاد این را شناخت و حتی تا اسفند
زنجانی با گردن کلفتی نمی گوید پول ها کجاست
مسئولیتی در آن موقع نداشتم، جایی که می روم سرم را پایین می اندازم. دو میلیارد و 700 میلیون دلار پول مملکت را در اختیار یک فرد گذاشتند و الان بعد از گذشت بیش از یک سال در زندان با گردن کلفتی نمی گوید این پول کجاست . بابک زنجانی از دی ماه 1392 در بازداشت به سر می برد. حالا پس از گذشت حدود 19 ماه از بازداشت زنجانی، حسین دهدشتی ، نماینده آبادان، در گفت وگو با شرق از موافقت قوه قضائیه با دیدار چهار نفر از
عبدی: برانکو و طاهری اختلافی ندارند/ 90 درصد لیست سرمربی جذب شده است
. این موضوع باید به نحوی مدیریت شود و در یک پروسه زمانی آنرا برطرف کرد. مسلما از سال 1380 به اینطرف و از بدو شروع لیگ حرفه ای، بدهی های استقلال و پرسپولیس سیر صعودی را طی کرد. * یعنی تا الان کار خاصی انجام نداده اید؟ - به نظرم وزارت ورزش، سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال و سایر ارگانها باید پروسه ای را ایجاد کنند تا بدهی ها از محل درآمدهای باشگاه ها به تدریج پرداخت شود. مشخصا طرف
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
سال جنگیدیم، امکاناتمان همان بود. وضعیتمان همان بود. به فرمایش امام(ره) -تجهیزات را- از دشمن گرفتیم و توی سر خودش زدیم و الحمدلله بالاترین عزت را هم کسب کردیم الان هم به عنوان یک ابرقدرت ایستاده ایم. اینها نتیجه زحمات حضرت امام(ره)، رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای و زحمات آقای هاشمی بود. اینها نتیجه زحمات همه مسئولینی بود که دلسوزانه برای این نظام زحمت کشیدند. نباید همدیگر را متهم کنیم. ما با
آخرین وصیت نامه معلم شهید محمد علی رجایی وبهاماتی در مورد حادثه شهادتش
. در قسمت های نظری هم آیا وقتی محصل ما فارغ التحصیل شد، یک نویسنده است؟ یک متفکر ، شاعر، ادیب ، اقتصاد دان، مدیر یا حساب دار است؟ ما دیگر نمی توانیم تحمل کنیم که دوازده سال از بهترین ایام عمر فرزندان و نوجوانان ما تلف شود و حاصل فراوانی نداشته باشد و این همه نیازهای مملکت ما باز هم باقی بماند. این برای ما ضایعه است. به خدا برای ما قابل قبول نیست که این نیروی عظیم از این بچه های خوب را داشته باشیم و
خاطرات همسر امام خمینی (ره) از زندگی خصوصی تا سیاسی
: " آسید، احمد آمده. دفعه پنجمش است و حرفی به من زد که اصلاً قدرت گفتن ندارم. " حرف، این بود که آسید احمد وقتی دیده که آقام گفته نه، نمی شود یعنی زنها راضی نیستند آسیداحمد هم به طور محکم گفته: "با رفاه بزرگ شده و با وضع طلبگی نمی تواند زندگی کند و این حرف هایی است که کسانی که مخالفند می زنند. " همه مخالف بودند اول خودم. بعد مادربزرگم، مادرم، فامیل ها. آقام هم می گفت میل خودتان است ولی من به ایشان عقیده
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخیر بیفتد. شام را سر شب می خورد و سه ساعت از شب گذشته می خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و شبهای جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بیدار می شود و حداقل قرآنی که تلاوت می کند یک جزء است و با چه فراغت و آرامشی نماز شب می خواند. حالا تقریباً صد سال از عمرش می گذرد و هیچ وقت من نمی بینم که یک خواب ناآرامی داشته باشد. و همان لذتهای معنوی است که این چنین نگهش
مجلس قربانی محسن تنابنده
آن را به خاطر داشته باشد. حالا فرض کنید در دوران قرق شدن تلویزیون از سوی همین بازیگران همیشگی طنز، پیشنهاد ساخت سریالی روی میز مدیران قرار می گیرد که بازیگرانش احمد مهران فر، ریما رامین فر، مردی خشن و عبوس به نام محسن تنابنده و تنها یک عدد علیرضا خمسه است! ساخته شدن این سریال در آن دوره اصلا راحت نبود: ما برای اعتمادسازی مسیر دشواری را از سر گذراندیم. می گفتند سریال های نوروزی چهره های خاص خود را
"زهر مار"در شورای شهر چه می کرد!!!(9 نظر)
است و در جواب کسی که تقصیر یا غفلتی کرده است چون انسان را صداکند گفته می شود، وقتی که کودک مقصری مادرش را صدا کند... و مثلاً گوید: مامان ، در جوابش گویند: زهر مار . (از فرهنگ عامیانه ٔ جمال زاده ). زهر مار کاربرد درمانی بسیاری دارد. مار یکی از مفیدترین حیوانات این کره خاکی برای تولید انواع دارو ها و سرم ها و واکسن هاست و جالب اینکه این دارو ها از بزاق دهان یا همان زهر مارهایی تهیه می
مشاجره علنی نتانیاهو و هاموند بر سر ایران / "نتانیاهو حاضر است خودکشی کند"
حمله دیک چنی به توافق هسته ای این توافق را بر اساس اینکه آیا رژیم ایران را تغییر می دهد یا خیر، ارزیابی نمی کنیم
بوسه جالب صالحی بر بازوی لاریجانی/ اگر زنان در قدرت بودند شاهد داعش نبودیم/ گزینه نهایی اصلاح طلبان برای ...
تحولات در گذر است و خبر هیچ گاه متوقف نخواهد شد. خبرهایی رسمی و گاه غیر رسمی؛ خبرهایی که مورد توجه قرار می گیرد یا ممکن است همه به راحتی از کنار آن بگذرند. رسانه های خبری هر یک به فراخور وابستگی جناحی خود، خبرهایی را برجسته می کنند و در مواردی هم از کنار آن می گذرند. اگر خبر به ما هو خبر موضوعیت داشته باشد، وابستگی جناحی نباید در کم رنگ و پر رنگ منتقل کردن آن تأثیری داشته باشد. رصد
فال روزانه 01 / 05 / 1394
و شور زندگی هستید و همه از بودن در کنار شما لذت می برند. عشق شما نیز از این قضیه مستثنی نیست و به داشتن شما افتخار می کند. شهریور امروز انگار دیگران اصلا قصد ندارند از موضع خودشان کوتاه بیایند و جلب موافقت آنها کار بسیار سختی خواهد بود. برای این که بتوانید با آنها توافق کنید باید انعطاف داشته باشید و خیلی روی حرف خودتان پافشاری نکنید. زیادی احساسی و یا زیادی منطقی عمل نکنید، سعی
90/ به من گفتند با پرسپولیس تبانی کردی ذوب آهن ببازد!
به چشم ببینم چرا که آقای آذری آمد و به گفته اش عمل کرد تا مشخص شود اشتباه کرده است من هم از آن به بعد آذری را شناختم و الان هم رابطه بسیار خوبی با او دارم ولی عده ای بودند در ذوب آهن که چون می خواستند من نباشم و نفرات خودشان باشند هر روز از من پیش سرمربی و مدیرعامل بدگویی می کردند. 90: ولی ما با گل محمدی که مصاحبه کردیم او گفت هم تو را و هم سانتوس را می خواهد؟ حرف او را قبول نمی کنم چون
پاسخ فنی دکتر فریدون عباسی به توافق وین
چیزی را فراتر از NPT نباید می پذیرفتیم. متاسفانه این تفکری که در کشور اجرائیات را اداره می کند و به مذاکرات می رود اصلا باور کرده که داشته خلاف می کرده است. وقتی کسی با باور خلاف به مذاکرات برود؛ وقتی طرف مقابل به او بگوید تو خلاف می کنی به طرف مقابل می گوید بله من خلاف می کنم پس بیایید کمک کنید تا من شفاف بشوم. دائم خودش را تعدیل می کند. این ها با شرطی رفتند که انگار ما داشتیم کار بر
ازدواج شهربانو با امام حسین (ع) و فیلم رستاخیز
و تفکیک دقیق، و به خصوص توجه به این است که نکند تا دو تا ده سال دیگر همه این حرفها حل شود و آن وقت تاریخ در باره گذشته قضاوت کند. یک روحانی در دوره رضاشاه که اهل مبارزه هم با دولت پهلوی، هفتاد صفحه در باره تغییر لباس نوشت و از علما خواست حساسیت نسبت به این تغییر نشان ندهند، و آن را مدخل در مفهوم ایمان و کفر ندانند، در حالی که هیچ کس به حرف او توجه نکرد و تا به امروز نیز رساله او چاپ
محسن تنابنده :به قطار ِدر حال حرکت سنگ می زنند
/> اصلا یک حرکت کوچک هم برمبنای بداهه وجود ندارد و کاملا همه حرکت ها و موقعیت ها ازپیش تعیین شده بود و به فیلم نامه به عنوان نقشه راه پایبند بودیم. استفاده از عطاران چقدر به مقتضیات فیلم نامه مربوط می شود و چقدر به عنوان پول سازترین بازیگر حال حاضر سینمای ایران از او بهره بردید؟ اگر عطاران را داشته باشید، از هر جهت عالی و یک نعمت بزرگ است. هم استقبال تماشاگر و هم در خدمت قصه و موقعیت های
تینا آخوندتبار: اسم اصلی من پونه است!
داشته باشند و تماشا کنند ولی بعد از آن از من بازی خوب هم می خواهند و من حالا می خواهم توانایی ام را نشان دهم. دیده شدن جذاب است همه آدم هایی که می خواهند معروف و مشهور شوند حال چه در عرصه سینما چه در عرصه ورزش یا در هر کار دیگری، دیده شدن را دوست دارند و اصلا نمی توانم بگویم که دیده شدن برایم جذاب نیست، اما اینکه چطور مرا ببینند برایم مهم تر است. اینکه شما را به چشم یک بازیگر
نحوه آشنایی خواننده خلاق خنداونه با رامبد جوان!
فراتر بود. اینکه در خیابان یک نفر دنبالت بدود و بیاید در مورد برنامه حرف بزند، بگوید خوب است یا بد است یا عالی است. من با شهرت آشنایی داشتم ولی نه اینکه یک نفر بگوید تو همان دو وو دو وو هستی؟ الان به دو وو دو وو معروف شدم و خیلی هم این را دوست ندارم. من اسمم حبیب بدیری است ولی در کل انرژی مردم در این مورد فوق العاده است. بازتاب انرژی است که از شعر شما می گیرند. - قطعا و انرژی
وقتی از اوساسونا آمدم، فکر می کردم در استقلال بمانم و خداحافظی کنم | قسمت نبود پیراهن تیم محبوبم را ...
تیم ملی انجام می دهم. آیا شما کاپیتان سایپا خواهید بود؟ نه، اصلاً به این مسئله فکر نمی کنم و بازوبند برایم مهم نیست. وقتی آقای جلالی هم این مسئله را مطرح کردند، گفتم بهتر است در این باره حرف نزنیم. تیم کاپیتان دارد و من هم به عنوان یک بازیکن مثل دیگر بازیکنان، در خدمت تیم هستم. فرقی نمی کند چه کسی در زمین کاپیتان است، همه ما یک تیم هستیم و می خواهیم موفق شویم. جواد در هیأت فوتبال جواد نکونام کاپیتان سابق تیم ملی پس از توافق با مسئولان تیم نارنجی پوش و عقد قرارداد داخلی یک ساله، امروز قراردادش را با حضور در هیأت فوتبال تهران به شکل رسمی ثبت خواهد کرد. ...
حاجی: عارف گزینه مناسب اصلاح طلبان برای ریاست مجلس است/ ورود خوئینی ها و عبدالله نوری به عرصه ...
، توضیح داد: یک ایرادی به سال 88 وارد است که خارج از بحث ماست ولی اصلاح طلبان تجربه موفقی را در انتخابات سال 92 داشته اند. آن تجربه موفق نیروی بیشتری می دهد که برای انتخابات مجلس هم با همگرایی بیشتر تلاش گسترده تری کنند. حاجی درباره اظهارات عباس عبدی مبنی بر اینکه اصلاح طلبان از فضای تند و تیز عبور کرده اند، گفت: فضای کشور نه تنها در سال 88 بلکه در سال 89، 90 و 91 فضای سختی برای فعالیت
سلنا گومز، از خوانندگی تا فعالیت های خیرخواهانه/عکس
خانه های مد بزرگ کار کرده اند.) همکاری داشته است. وی دربارهٔ این همکاری گفت: "وقتی تونی و سندرا را ملاقات کردم، از همان اول با آن ها احساس راحتی کردم و الان آن ها مثل خانواده ام می مانند. آن ها خیلی خلاق اند و من این را که می توانم هر وقت که خواستم به آن ها زنگ بزنم و دربارهٔ همه چیز با آن ها حرف بزنم را دوست دارم. آن ها خیلی باحال اند!" فعالیت در یونیسف سلنا گومز در سال 2008 میلادی سفیر یونیسف شد. او جوان ترین سفیر یونیسف است. در اولین کار او در یونیسف برای کمک کردن به کودکان به غنا سفر کرد. وی در یونیسف برنامه ها و کنسرت های خیریه اجرا کرده است. ...
کسب سهمیه آسیایی نتیجه خوبی است/ دین محمدی: امسال حنیف متفاوتی خواهید دید
عمران زاده متفاوتی خواهید دید. حنیف در سال های قبل خیلی در تمرینات بدنسازی شرکت نمی کرد اما امسال با تمرینات بدنسازی خوب و البته کارهایی که برای سرعت دادن به کار بازیکنان انجام می دهیم مطمئن باشید خط دفاع استقلال خط دفاع خوبی می شود. دین محمدی در پاسخ به این سوال که آیا تیمش در فاصله 9 روز مانده به شروع لیگ می تواند به شرایط آرمانی برسد هم گفت: مطمئن باشید این اتفاق می افتد. طبیعی است
منتخب دیالوگ های بامزه پایتخت 4
هما هما، ایگرگ... هما هما هما باقالی *** نقی: نصف رای هایی که هما آورده خود بنده باعث شدم ارسطو: شما باعث شدی؟ چرا بچه مچه حرف می زنی؟ چه جوری باعث شدی تو؟ نقی: شما اگه همسر یک قهرمان بودین، اینه رو می فهمیدین. بنده باید همه مکانیسم های تبلیغاتی ر برای تو توضیح بدم؟ *** نقی: (به بائو) شما صلاح مادرتون رو بهتر از هر کسی می دونین، ولی
چرا در نیمه دوم دهه 90، دختران فراری زیاد می شوند؟/ آسیب های زنانه، سه برابر شده
مدتها بود که دیگر کمتر در مورد دختران فراری خبر یا گزارشی شنیده می شد تا اینکه چندی قبل وزیر رفاه اعلام کرد که خانه هایی برای پناه دختران فراری به زودی فراهم می شود و مراکزی را برای این دختران راه اندازی کنند. اعلام این خبر زنگ خبری بود برای افزایش این آسیب. هرچند که هنوز آمار درستی در این باره وجود ندارد اما کارشناسان این حوزه معتقدند که با افزایش مشکلات خانواده ها و رشد آسیبه
عباس زاده: اگر در لیست مازاد نبودم، چرا الان در ترکیه نیستم؟
شنوم که واقعا برایم عجیب است. بعضی اوقات اتفاقاتی می افتد که نمی دانم چه بگویم. من همان بازیکنی هستم که سال گذشته به عنوان پدیده رقابت های لیگ انتخاب شدم، حالا نمی دانم چه اتفاقی افتاد که باشگاه به من اعلام عدم نیاز کرده است. جالب است وقتی به دیدار نماینده طاهری رفتم وی به من اعلام کرد تو اصلا در فهرست مازاد ما قرار نداشتی و خودت سر تمرینات حاضر نشدی، اتفاقا تو هنوز بازیکن پرسپولیس هستی و ما به تو
سفر خوش
بعد از خوردن ناهار پدرم گفت: بهتره یه مسافرتی بریم. من و مادرم خیلی خوشحال شدیم و هر دو پرسیدیم: کجا؟ ، پدرم گفت: بهتره یه جای خوش آب و هوا باشه مثل سرعین، راهش دوره اما جای خوش آب و هواییه و توی این گرمای تابستون حسابی می چسبه . مامان گفت: خیلی خوبه اما کی ؟ بابام گفت: همین فردا . حرف پدرم تموم نشده بود که مامانم گفت: من خیلی کار دارم که باید انجام بدم جمع و جور کردن لباس ها، آماده کردن غذای مناسب
غلامرضا رضایی: اصلا نمی دانم پرسپولیس چه کسی را گرفته یا نگرفته!
؟ من قبلا در این باره صحبت کرده ام و الان تمام تمرکزم روی تیم جدیدم است و تلاش می کنم تا خودم و تیمم به موفقیت برسیم. من یک سال خوب را در نفت تهران پشت سر گذاشتم و حالا هم آمده ام تا با سایپا به موفقیت دست پیدا کنم. از اوضاع و احوال پرسپولیس خبر داری؟ ای کم وبیش! شرایط این تیم را در فصل جدید با برانکو ایوانکوویچ چطور می بینید؟ راستش من اصلا نمی