ماجرای همکاری پاموک با میلر و پینتر+صوت - ایسنا
سایر منابع:
سایر خبرها
برخورد حرفه ای: راز جذب 350هزار مخاطب
تلخ صرف نبود؛ مثلا کار آقای شکرخواه، دو صفحه وسط مجله یعنی اخبار خارجی بود که هم شامل حوادث تلخ بود، هم شیرین. تیتر اولین یادداشتی که توی مجله نوشتم، این بود: برگی از درخت افتاد، حادثه ای رخ داد . حادثه هم تلخ بود، هم شیرین؛ حادثه همه اش حادثه های خشن نبود و یک تصادف هم یک حادثه بود و کسی اگر از درخت می افتاد پایین و پایش نمی شکست، یک حادثه بود. ما شیرین و تلخ را با هم می دیدیم. حتی شما صفحه
آتش سوزی سینما رکس آبادان یا کار طرفداران شاه بود یا رژیم های منطقه
فارسی و یکی به ترکی سخنرانی می کنم. ایشان خندید و گفت: آخر روزی دو سخنرانی داری. تو این همه حرف راست را از کجا می آوری. آقای دکتر یثربی شما در چه سالی دکتری فلسفه و حکمت اسلامی گرفته اید؟ من در سال 1343 و 1344 تازه وارد دانشگاه شدم و در سال 1347 لیسانس خود را گرفتم. من واحدهای دوره دکتری را تا سال 1358 گذراندم. یک مقدار در نوشتن رساله دکتری کوتاهی کردم چون در زنجان بودم و زن و بچه داشتم
رئیس نهاد رهبری در دانشگاهها: استعفا نداده ام/ روند جدید دانشگاه آزاد، یک فرصت است
انسان می رباید. (شرح چهل حدیث/ ص. 7 و 8) طبق اساسنامۀ نهاد، دوره ریاست نهاد سه سال است در اینجا لازم است توضیحی دربارۀ ادامۀ کارم در نهاد، عرض کنم. البته بنده استعفا نداده بودم، اما به هرحال این طور مطرح شد که بنده استعفا داده ام. اگر دوستان اساسنامۀ نهاد را ملاحظه کنند، می بینند که دورۀ ریاست نهاد، سه سال است. البته ممکن است این دوره دو سه بار تجدید شود، اما بالاخره این تجدید
دخترانی که چوپانی می کنند، هیزم می آورند و رویای تحصیل دارند
منتقل می شود. باوری که وقتی به دختران روستا می رسد ، چهره دیگری از محرومیت را نشان می دهد؛ محرومیت از تحصیل. همین است که زن های روستا، همه آنها که بیشتر از 30سال عمر کرده اند حتی سواد خواندن و نوشتن ندارند و دخترهای جوان تر هم فقط چند کلاس درس خوانده اند. در کلوار در هر خانه را که بزنید یک دختر در را به روی شما باز می کند؛ یکی مثل فهیمه که 13 ساله است، یکی مثل مرجانه که 25 ساله است
استعفا نداده بودم/ رهبر انقلاب فرمودند به کارم ادامه دهم
نیست، لذا شما به کار خودتان ادامه دهید. وی در بخشی از سخنانش تصریح کرد: در اینجا لازم است توضیحی دربارۀ ادامۀ کارم در نهاد، عرض کنم. البته بنده استعفا نداده بودم اما به هرحال این طور مطرح شد که بنده استعفا داده ام. اگر دوستان اساسنامۀ نهاد را ملاحظه کنند، می بینند که دورۀ ریاست نهاد، سه سال است. البته ممکن است این دوره دو سه بار تجدید شود، اما بالاخره این تجدید هم یک عرفی دارد! حجت
موسیقی های مان صد برابر بدتر از موسیقی لس آنجلسی است
که نگفتیم و در مقابل مسائلی گفته شد که نباید می گفتیم. ما کار را طراحی نمی کردیم و برای مثال ایشان می گفت که من فلان روز می آیم تا تصویر برداری کنم. در این میان صحبت هایی می کردیم که اصلا هماهنگ شده نبود و در نتیجه همه چیز فی البداهه شکل می گرفت. امیر صادق محمدی نیز درباره این مستند گفت: حوزه هنری دوره هایی برای موسیقی گذاشته بود و من در آن دوره از نزدیک با ایشان آشنا شدم. وقتی دغدغه شما
این منبر فوتوشاپی است!
جوان تر بودم و وقت آزاد بیشتری هم داشتم، کنجکاوی و علاقه را هم اضافه کنید که کار هنری دوستان دیگر را می دیدم و خوشم می آمد. در آن زمان از ترکیب کردن تصاویر باهم لذت می بردم و همین موضوع باعث شد خودم وارد این راه شوم و با استفاده از نرم افزارهایی که وجود داشت این کارها را انجام دادم. البته با اینکه کار کردن با نرم افزارهایی مثل فوتوشاپ برایم سخت بود، اما جرات کردم و با توجه به اینکه زمان هم داشتم
محمود صادقی: رانت خوب هم بد است/نیت خیری پشت حمله به عارف نیست
. صحنه های عجیبی را دیدم. ایرنا: بعد از انقلاب؟ صادقی: کمابیش به اتفاق خانواده در همه حوادث حضور داشتیم. انقلاب تازه پیروز شده بود و 16 ساله بودم. تاسیس شعبه حزب جمهوری اسلامی در شهرستان ازنا را عمدتا خودم انجام دادم. مدام هم به اتفاق پدر به تهران رفت و آمد می کردیم. برگزاری نمایشگاه کتب انقلابی، شرکت در مناظرات سیاسی آن روزها و غیره. ایرنا: ازنا؟ صادقی: ما اصالتا
اثر تازه سیدمهدی شجاعی رونمایی شد/ ترجمه ای امروزی از خطبه حضرت علی (ع) به مالک اشتر
در حال تکان دادن عبا ولباس خود است و به ابواسحاق می گوید که امیرالمومنین در طی این 4.5 سال فقط همین لباس را به تن داشتند. حال داستان های خرید و لباس و آن لباس 5 درهمی که توسط قنبر خریداری می شود و ... در تاریخ آمده است که داستان جدایی است. حال این موضوع را با وضعیت اکنون ما مقایسه کنید. لباس تشخصی است و من این مثال را به همین دلیل می زنم و شما این را به عنوان مبنا بگیرید. او درباره فراز
مدافع حرمم را زمزمه کردم و استعفایم را نوشتم
حوادث بیشتر آشنا شدم منجر به قطع همکاری یک طرفه خودم با این کشور شد که در رسانه ها نیز منتشر شد. قم فردا: این تصمیم گیری شما احساسی بود؟ کردی: من شخصاً به شعر (مدافع حرمم) علاقه بسیاری دارم و زمانی که در حال تایپ ایمیل استعفایم بودم مدام آن را زمزمه می کردم من سه وظیفه را بر دوش خود احساس می کردم، اول اینکه به عنوان یک انسان از اتفاقات آن کشور متأثر شدم دوم اینکه بر
تبعید رضاخان سوژه بکر باغ خرمالو
، چون در آنجا عنصر مکان با نام و عنوان و جزییاتی برای بزرگسالان گفته شده اما اینجا هوشمندانه از همه اینها عبور می کند. وی افزود: با باغ خرمالویی طرف هستیم که مخاطب نوجوان دارد که بسیار اکتیو و پویاست و حوادثی که برایش اتفلاق می افتد پرضرب آهنگ است و این کتاب به مخاطب نوجوان فرصت نمی دهد که کتاب را زمین بگذارد و خود من خیلی سال بود که کتابی را به این سرعت نخوانده بودم. این
نگاهی به کارنامه هنری بیتا بادران بازیگر اراکی به بهانه کسب جایزه اول بازیگری از جشنواره سالنتو ایتالیا ...
نقش روکار کنن و بعد هم دعوت شدم برای ارتفاع پست ، موج مرده ، که باز هم نشد در حالی که خیلی هم مایل بودم تا دوباره در یک کار ماندگار حضور داشته باشم. خیلی مایل نیستم راجع به این مسائل صحبت کنم.حتی یادآوریش برام خوشایند نیست.شرایط خاصی داشتم. او در همان مصاحبه درباره همبازی وبدن با خسرو شکیبایی می گوید: مرحوم خسرو شکیبایی اصولا یک انسان عجیب وغریبی بودن. یعنی به نظر من به یک صفایی رسیده بودن که
ده نمکی: مجبور شدم به سینما علاقه مند شوم
دهد و مانده بودم که چه کسی این کار را انجام می دهد چون من با خدا شرط کرده بودم و گفته بودم خدایا شهید شدن در کار من نیست، جانبازی آن هم در حد چند درصد. ده نمکی در پایان این برنامه درباره ترویج کتاب خوانی بیان کرد: به نظرم همه چیز از مدرسه اغاز می شود اما مدارس ما فرهنگساز نیستند. مدارس باید زنگ سینما، کتاب و تئاتر داشته باشند و برنامه ریزی کنند که دانش اموزان غیر از کتاب های درسی آثار
وظیفه هنرمند هشدار و اعتراض است
آن سال ها تماشاگر باورش نمی شد که روال عادی در در حال اجرا است. اجازه بدهید برویم به سراغ دراماتورژی شما از این اثر. مهم ترین اتفاق اجرای گروه شما و تفاوتی که ایجاد شد به خاطر دراماتورژی تحسین برانگیزی بود که شما انجام دادید. می خواهم در اینجا از دو نفر نام ببرم که اجرای اصلی این اثر را توسط منوشکین در پاریس و از نزدیک در اواخر دهه هشتاد میلادی دیده اند. اولی آقای ناصر حسینی مهر، مترجم
دفاتر نهاد رهبری در دانشگاه ها تکیه گاه نیروهای ارزشی و انقلابی است
/> طبق اساسنامۀ نهاد، دوره ریاست نهاد سه سال است در اینجا لازم است توضیحی دربارۀ ادامۀ کارم در نهاد، عرض کنم. البته بنده استعفا نداده بودم اما به هرحال این طور مطرح شد که بنده استعفا داده ام. اگر دوستان اساسنامۀ نهاد را ملاحظه کنند، می بینند که دورۀ ریاست نهاد، سه سال است. البته ممکن است این دوره دو سه بار تجدید شود، اما بالاخره این تجدید هم یک عرفی دارد! آقای قمی-که خدا به
فارسی آموزان لبنان بسیارند و مشکل کمبود استاد داریم
معارف دینی و رشته انسانی به تعداد زیادی ترجمه شده است. از علامه طباطبایی، مرحوم شریعتی و شهید مطهری گرفته تا مراجع و متفکرین و علمای امروز. حتی کتاب های زیادی در حوزه روان شناسی، تعلیم و تربیت و علاوم انسانی و اجتماعی ترجمه شده است. بعضا قراردادهایی نیز بسته شده است و برای مثال انتشارات سمت قرارداد دارد و کتاب هایش در حال ترجمه در لبنان است. سوال شما مشخصا درباره ی ادبیات دفاع مقدس، ادبیات
از تبلیغ در میان عقرب ها تا چادری شدن دختران دبیرستانی که مقنعه از سر برداشته بودند
دقیقه کلاس دچار تشویش عجیبی شد. همه انگشت اتهام و نوک پیکان حرف و حدیث هایشان را به سمت دین و اسلام و روحانیت گرفته بودند. شرایط برای من خیلی حساس شده بود. یک لحظه توسل به امام زمان(عج) کردم. نشان به آن نشان که بعد از گذشت 45 دقیقه کل آیه را روی تخته نوشتم و گفتم: کدام یک از شما با این آیه مخالف هستید؟ یک نفر هم دست بلند نکرد. گفتم: هرکس با این آیه موافق است و می داند که این آیه به نفع خانم هاست
رئیس سازمان سینمایی در گفت و گو با خبرآنلاین: از تغییراتی که در انتظار سینماست تا تحولات جشنواره فیلم فجر
اقتصادی بیرون بیاورد. شما حتما از بحران های اقتصادی سال 1929 و ادامه آن تا دهه 30 در اروپا و آمریکا و فیلم هایی که در این مورد ساخته شد مطلعید و می دانید سینما چطور توانست از افکار عمومی مهلت بگیرد تا اقتصاد بتواند خود را بازسازی کند. این کارها از کمتر رسانه ای برمی آید. پس سینما برای این مهم است چون می تواند کاری دهد. به عنوان مثال شما می گویید جرثقیل ماشین مهمی است. چرا؟ چون همه ما هم که
تحقق وعده نیما
این دست نوشت ها در کتاب هست و به مراتب کاغذهایی کم کیفیت تر هم در این اسناد بود اما ما مطلقا به کیفیت آن ها کار نداشتیم و همه را خواندیم. بنابراین استنساخ این اسناد کاری نبود که ظرف چند روز انجام بشود با حفظِ این کیفیت در تصحیح. دو تا مصحح داشت کار، هر دو چندبار خوانده ایم و کلمه به کلمه با هم چِک کردیم تا رسیده است به قرائتِ نهایی. درعین حال یک آرشیوسازی علمی پشتِ این اسناد هست، یعنی فقط کار
کتابی درباره سبک زندگی دینی
منتشر شده است. در راستای این مسابقه خبرگزاری فارسگفت وگویی با مریم بصیری نویسنده این اثر انجام داده است که در ذیل می خوانیم: * دخیل عشق را 5 سال پیش نوشتم مریم بصیری نویسنده رمان دخیل عشق در گفت وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، اظهار داشت: تاکنون 40 کار برای گروه سنی کودک و بزرگسال تألیف کرده ام و دخیل عشق بیستمین کار و دومین رمانم بود که 5 سال پیش به سفارش بنیاد شعر و
جوک بزرگ سفیدپوست هایی هستند که می خواهند فرهنگ بومی ها را بدزدند!
سفیدپوستی است که از راه می رسد و می گوید من آمریکایی بومی هستم چون مادربزرگم چروکی بوده است. بنابراین اگر شما از یک منطقه اختصاصی سر در بیاورید اول از شما می پرسند مادربزرگت چروکی است؟ حسابی مسخره تان می کنند. به خاطر اینکه همه این را می گویند و هیچ چیزی هم نیست که با استفاده از آن بتوان این مسئله را رد کرد. یکی از بدترین کارهایی است که می توانید بکنید این است که بنشینید آنجا و بگویید خب من حالا کمی در
خورشید نیمه شب به زودی اکران می شود
ای شد برای ما تا چهار سال به همراه شهاب حسینی روی آن کار کنیم و از بازیگران جوان در کار بهره بگیریم تا نگاه تازه ای به سینمای ایران تزریق شود. با توجه به فضای متفاوت این نمایشنامه چرا به سراغ آن رفتید؟ ضمن این که در صحبت هایتان اشاره به تغییراتی که در متن انجام شده است، کردید. کمی هم درباره این تغییرات توضیح دهید؟ یکی از دوستانم سال 90 از فرانسه این متن را ترجمه کرد و با
تلاش نمی کنیم تا به مردم چیزی را بفروشیم
کنیم، چون می دانم که این موسیقی متن برای شما بسیار شخصی است. می دانید در این داستان طعنه زیادی وجود دارد. من به دیزنی گفتم تمام چیزی که شما می خواهید موزیکال های شاهزاده خانم برادوی (Broadway) است و من آنها را دوست ندارم، من فردی اشتباه برای این کار هستم. آنها ادامه دادند نه، نه، تو شخص مناسبی هستی چون تو کاری متفاوت انجام می دهی. دخترم آن موقع 6 ساله بود و من هیچ وقت نتوانسته بودم او را
عشق به موسیقی از شهدا و عاشورا تا ایران و دماوند
به فرانسه و بعد به آمریکا رفتم و تحصیلات تکمیلی را ادامه دادم. گویا تز دکترای شما راجع به موسیقی ایرانی است؟ بله! من این شانس را داشتم که نزد لاورمن از بزرگ ترین آهنگسازهای دنیا تلمذ کنم. تز دکترایم را هم درباره آنالیز آثار آهنگسازان ایرانی نوشتم. چه زمانی به ایران برگشتید؟ بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، وقتی به ایران آمدم در دانشگاه تهران به عنوان
برخورد تند آیت الله طالقانی با مسعود رجوی
بود خواست من را به مسعود رجوی معرفی کند چون من تا آن روز مسعود رجوی را از نزدیک ندیده بودم. مسعود گفت لازم نیست شما معرفی کنید، محمد حنیف نژاد ایشان را قبلا به من معرفی کرده است و به من اظهار ارادت کرد. به مسعود رجوی گفتم: من دو نکته دارم که باید به شما بگویم. رجوی گفت: شما هر چه بگویید ما انجام خواهیم داد. گفتم "نظر شما در مورد آقای شریعتی چیست چون وقتی که در سال 1350 به زندان افتادید
بی باکی شهید شجاعی در جابجایی اعلامیه امام (ره)
/> تنبیه محمدحسین شجاعی خواهرزاده شهید: در مدرسه ای که دایی احمد آنجا تدریس می کرد، دانش آموز کلاس اول ابتدایی بودم. یک روز مشق هایم را خیلی بدخط و کثیف نوشتم. معلم کلاس مان که می دانست خواهرزاده حاج احمد هستم، من را همراه مبصر فرستاد پیش او تا خودش درباره ام تصمیم بگیرد. من خوشحال بودم که دایی ضامنم می شود تا تنبیه ام نکنند؛ ولی آن روز بیش از آنچه تصورش را بکنم، خودش من را تنبیه کرد.
...و شعر باید بی فایده بماند
. بعد از جراحی که آدم به هوش می آید تازه درد شروع می شود، یعنی شما در آن لحظه که دارند می بُرند و می دوزند و ... چیزی نمی فهمید ولی وقتی به هوش می آیید تازه درد می آید. من می خواستم آن حالت بعد از به هوش آمدن را بیان کنم و گفتم: ایمن ترین پنجره ها این پنجره است . منتها اولش این کلمه ایمن به ذهنم نمی آمد. گفته بودم زیباترین پنجره ها این پنجره است اما خب می دیدم که زیبا واژه درست و دقیقی نیست چون
می خواهم سر از کار بزرگان در آورم
/> ظاهراً قرار است در فیلم کمیک استریپی فانوس سبز هم به بازی گرفته شوید. پیشتر هم گفته بودم که خوشبختانه یا متاسفانه سهمی در این ورسیون بلند سینمایی از روی کاراکتر فانوس سبز ندارم ولی برایم حیرت آور است که چطور شایعات با سوار شدن بر امواج خبری دروغین سایت های مختلف در جهان در یک چشم به هم زدن تبدیل به واقعیت می شوند. اما شما 12 سال پیش تا یک قدمی بر عهده گرفتن رل بت من هم پیش رفتید و
امیدوارم رمان جدیدم ماه و بلوط امسال به سرانجام برسد
نام سوره نوجوانان منتشر کند، من تا سال 72 مدیر داخلی آن مجله بودم. سپس به دفتر ادبیات مقاومت آمدم و با کانون هم همکاری داشتم. نویسنده پسر خانم آغا درباره دور شدن از فضای نویسندگی تصریح کرد: من در حوزه کودک که سررشته نداشتم و ندارم. درست است که معلم بودم اما با نوجوانان کار می کردم و آنها را می شناختم. البته اعتراف می کنم نویسنده نوجوانان نبودم. ولی کارهایی که می نوشتم هم نوجوانان می
رمانتیک های شتابزده/ نگاهی به گرایش فلسفی جلال آل احمد
احمد پنهان باشد و از این رو می توان پرسید چرا روشنفکری ایرانی در دهه 1340 و آل احمد به طور خاص از فلسفه غفلت ورزید؟ کوتاه درباره خاستگاه جلال آل احمد به عنوان سرشناس ترین روشنفکر عرفی ایرانی که البته در سال های واپسین حیاتش به سنت دینی همچون اصل خویش بازگشت، در خانواده ای روحانی به دنیا آمد، پدرش سید احمد حسینی طالقانی روحانی سرشناسی بود که عکس معروفی از او در کنار شیخ آقا بزرگ