یادم، تو را... - روزنامه شهروند
سایر خبرها
برگزیدگان انجمن منتقدان تئاتر معرفی شدند
هنرآنلاین رتبه اول را کسب کرد. در بخش نقد، برگزیده ای نبود. عباس غفاری بعد از دریافت جایزه گفت: من دو سال بیکار بودم تا بعد از مدتی دوستانم از هنرآنلاین به سراغم آمدند و از من خواستند که آن ها را در این راه کمک کنم و من از آن ها هم قدردانی می کنم. این روزها تئاتر حال خوشی ندارد، دلایل زیادی هم دارد و چندسالی هم هست که دولت کمک هایش را از تئاتر قطع کرده است. حتی وزیر فرهنگ و ارشاد هم هیچ
نماینده سرپرست حجاج در مدینه منوره با زائران ایرانی دیدار کرد
گرفت. شعر پیرمرد تمام نشده بود که از پشت سر صدای زائری دیگر بلند شد و به لهجه عربی شعری خواند؛ صدای منصور ناصری حاجی آبادانی که بلند شد همه نگاه ها به سمت او برگشت تا پایان شعرش که در مدح امیرالمومنین(ع) ، حضرت فاطمه(س) و فرزندان پاک آنها بود، با یک صلوات و لبخند زائران همراه شد. دیدار امروز و در هر گوشه سالن محل حضور زائران، ذهن بازدیدکنندگان را معطوف به یک قسمت از خاک پاک
گل گهر سیرجان جزو چهار تیم برتر لیگ یک خواهد بود
فرصتی برای جبران نتیجه نداشتیم. وی خاطرنشان کرد: در این بازی با نظر سرمربی در سمت چپ به بازی گرفته شدم و باید مانع نفوذ خسرو حیدری می شدم که در این امر موفق بودم. وی در مورد هدف تیم گل گهر سیرجان در فصل جاری لیگ دسته اول گفت: باتوجه به اینکه تیم و شرایط خوبی داریم صعود به لیگ برتر را هدفگذاری کرده ایم و فکر می کنم حداقل جزو چهارتیم بالای جدول خواهیم بود. به گزارش
گزارشی از گلایه ها و تقدیرها در یک جشن تئاتری
مشکل مواجه می شود. او ادامه داد: من پیگیر تشخیص پزشکی اشتباهی که برای بیماری او انجام شده بود هم هستم و امیدواریم کمک کنیم که صدای آدم هایی باشیم که با این معضل درگیر هستند و اینکه وقتی پیش پزشک می رویم به نیت شفا باشد و نه از ترس. در ادامه مراسم، عباس غفاری بعد از دریافت جایزه خود در بخش مطبوعات گفت: من دو سال بیکار بودم. نه در تئاتر و نه در مطبوعات هیچ کار و فعالیتی نداشتم
حصر سران فتنه با درخواست رئیس قوه قضائیه در شورای عالی امنیت ملی مطرح شد/ حتی یک نفر هم با آن مخالفت نکرد
کردند و شعار ساختار شکن می دادند، اما فردای آن روز موسوی و کروبی از آنها حمایت کردند. وی در ادامه به ماجرای روز عاشورای همان سال اشاره کرد و گفت: من خودم در جریان وقایع آن روز با لباس مبدل ناظر صحنه ها بودم و حتی مجروح هم شدم. افراد در آن روز با سوت و کف و هلهله کنان به خیابان آمدند و حرمت روز عاشورا را شکستند، هر انسان دینداری از دیدن این صحنه ها که عده ای ضدانقلاب به مقدسات مردم توهین
جهانگیری: نمی توان مطالبات مردم را سرکوب کرد
تعیین سرنوشت خود تشویق و ترغیب می کردند. جهانگیری ادامه داد: همچنین در انتخابات امسال نیز زمانی که با آقای روحانی در سالن ورزشگاه آزادی حضور یافتیم با مشاهده آن جمعیت چند ده هزار نفری و همچنین جمعیت بیرون سالن به روحانی گفتم که موج این جمعیت همه کشور را متحول خواهد کرد. وی با بیان این که در ایران همچنان جوانان نقش پررنگی در تعیین سرنوشت کشور دارند ، اظهار داشت: جوانان با حضور و
امسال در حج 96 چه گذشت؟
پرسد که شما چرا قرآن را تأویل می کنید. آقای حکیم می گوید شما در باره آیه من کان فی هذه الاعمی فهو فی الاخرة اعمی چه می گویید؟ به ظاهر آن تمسک می کنید یا تأویل می کنید. آن وقت بن باز که نابینا بود ساکت شد و دیگر حرف نزد. عکس گرفتن با افریقایی ها شب ساعت هشت حرم نبوی مشرف شدم. در سمت قبله مسجد، نمایشگاهی از طرف شؤون حرم گذاشته بودند، اما اجازه ورود نمی دادند. گفتند بعد از نماز باز
حصر با درخواست رئیس قوه قضائیه و تایید شورای عالی امنیت ملی بود/ حتی یک نفر هم مخالفت نکرد
خواری می کردند و شعار ساختار شکن می دادند، اما فردای آن روز موسوی و کروبی از آنها حمایت کردند. وی در ادامه به ماجرای روز عاشورای همان سال اشاره کرد و گفت: من خودم در جریان وقایع آن روز با لباس مبدل ناظر صحنه ها بودم و حتی مجروح هم شدم. افراد در آن روز با سوت و کف و هلهله کنان به خیابان آمدند و حرمت روز عاشورا را شکستند، هر انسان دینداری از دیدن این صحنه ها که عده ای ضدانقلاب به مقدسات
ناگفته های پرونده بنیتا
/> ازدواج کرده ای؟خیر. مجردم. چند کلاس درس خوانده ای؟ دیپلمه هستم. قبل از بازداشت به چه شغلی مشغول بوده ای؟ راننده بودم. سابقه کیفری داری؟ بله سابقه مواد مخدر دارم. به اتهام نگهداری 5 گرم شیشه به 5 سال حبس در زندان محکوم شدم اما به مواد مخدر اعتیاد ندارم. روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟ من با مهدی در زندان بودیم، زودتر از او آزاد شدم، اوهم بعد از من
مصاحبه با مدیار شجاعی فر ، داور جشنواره عکس رویش
عکس از بین 4593 عکس کار آسانی نبود، بخصوص در مرحله آخر که ما نهایتا به حدود 140 عکس رسیدیم و من خودم شخصا از آن مرحله به بعد با حسرت پیش می رفتم. حسرت حذف عکس هایی که می توانستند در نمایشگاه دیده شوند ولی باید حذف میشدند، حذف حدود 40 عکس آخر، واقعا سخت بود، اما گریزی از داوری سخت گیرانه هم نبود و مجبور بودم تلخی داوری را بچشم. از طرفی بعضی از شرکت کنندگان چندین عکس خوب داشتند که میشد در نمایشگاه
دغدغه سینماگران ما دغدغه های مردم نیست
خواهد. پس اول داستان نویس بودید و بعد وارد فیلم سازی شدید! من می خواستم داستان نویس شوم، البته قبل از آن می خواستم نقاش شوم، چون از 7 سالگی نقاشی می کردم و در 18 سالگی هم اولین نمایشگاه نقاشی ام را برگزار کردم؛ اما ورودم به دانشکده صدا و سیما مسیرم را تغییر داد و به شدت به داستان خواندن علاقه مند شدم. علی مؤذنی تاثیر بسیار زیادی روی من گذاشت و یاد گرفتم چطور باید داستان بخوانم و ذهنم نسبت
دومین کنگره سیره اهل بیت(ع) در قم برگزار شد/تاکید مراجع تقلید بر ترویج سیره امام علی(ع)
به گزارش ایرنا، در بخش هایی از پیام آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید به دومین کنگره بین المللی سیره اهل بیت (ع) آمده است: اگر انسان ها همه زبان های گویای جهان را داشته باشند و با هرکدام از آنها بخواهند جاودانه مدح و ثنا بگویند از حرف اول مدح آن شخصیت عظیمی که بعد از رسول خدا (ص) اشرف کلمات الهیه، اکبر آیات ربانیه، اول دلایل جامعه، مظهر العجائب، معدن الغرائب، مالک کل عظمت های انسان
جهانگیری: مدیریت کشور مسن شده است
را جوانان تعیین کردند، سال 92 که آقای هاشمی به اجبار از گردونه انتخابات خارج شد، این جوانان بودند که در فضای ناامید کننده ایستادند. وی افزود: سال 96 وقتی در استادیوم کنار آقای روحانی بودم، به ایشان گفتم این موج کشور را متحول می کند. جهانگیری در ادامه یادآور شد: دو روز مانده به انتخابات به جای آقای روحانی به دو شهر یاسوج و رشت رفتم ، یاد دارم گفتم که 10 صبح کسی نمی آید اما به
برای خلق هنر نیازی به چشم سر نیست
پی راهی برای آموزش و یادگیری بودم و با جست و جو در اینترنت و کتب مختلف تا حدودی نحوه کار با ابزار و وسایل هنر آینه کاری را فراگرفتم. ابزار مورد نیاز کار که شامل الماس آینه بری، خط کش و تخته کار است تهیه کردم و با آزمون و خطای بسیار موفق شدم بعد از 2 سال کار و تلاش آینه را به اشکال مختلف برش دهم و به قول معروف قلِق کار دستم آمد و به صورت خود آموز این هنر زیبا و خوش آب و رنگ را فراگرفتم.
ژولیت بینوش در 53 سالگی از زندگی اش می گوید
نیمه طنز و نیمه سوالی پرسید: کی؟ با صدایی بلندتر گفتم: خانم ژولیت بینوش . سرش را تکان داد و با نگاهی که از آن می شد استنباط کرد که فکر می کند دچار توهم شده ام دستش را به حالت راهنمایی به سمت گوشه ای از کافی بلند کرد، در حالی که مشغول گذشتن از پیشخوان کافه بودم، حس می کردم تمام مشتریان پشت پیشخوان و گارسون ها با نیشخند مشغول نگاه کردن به یک فرد انگلیسی هستند که یا دیوانه است یا گول خورده
متهم به قتل بنیتا: سه ماشین دارم!
بلد نبودم. حداقل قاتل بچه را به خانواده اش تحویل دادم، بیشتر از این نمی توانستم کمک کنم. قاضی گفت: آیا صحبت های طالب، مسعود. ن و احسان ح را قبول دارید؟ متهم ردیف دوم گفت: بیشتر از این نمی توانستم کمک کنم به محمد گفتم که هر طور شده بچه را به خانواده اش برساند بعد از اینکه از احمد جدا شدم به سمت قیام دشت رفتم. قاضی گفت: احمد. د آیا اظهارات مهدی را تایید می کنید؟
پاسخ جهانگیری به آنها که می گویند چرا نگران شادی مردم هستید
کنار آقای روحانی بودم، به ایشان گفتم این موج کشور را متحول می کند. دو روز مانده به انتخابات به جای آقای روحانی به دو شهر یاسوج و رشت رفتم، یاد دارم گفتم که 10 صبح کسی نمی آید اما به جرأت می توانم بگویم ده ها هزار نفر آمدند و اغلب هم جوانان بودند. * دوره اخیر کاری که جوانان در حوزه علم و فناوری، استرات آپ ها و راه اندازی شرکت های دانش بنیان کردند، قابل توجه است و کار برخی از این شرکت ها از صفر
امیدواری چشمی به نتایج مطلوب استقلال
/> بعد از 18 ماه دوری از فوتبال بازگشت فوق العاده ای داشتی... همین طور است و بابت این موضوع خدا را شکر می کنم که خیلی زود در ترکیب استقلال قرار گرفتم و در نخستین اردوی تیم ملی نیز تجربه پر افتخار حضور در ترکیب اصلی را به دست آوردم. پیشرفتم با سرعتی بیشتر از آنچه انتظارش را داشتم اتفاق افتاد اما باید همچنان تلاش کنم تا فرم خوبی داشته باشم. 5 هفته از لیگ گذشته چرا استقلال در نتیجه
نه به مصرف گرایی، آشتی با طبیعت
نام خود را در ادبیات جهان جاودانه کرد. ثورو از صدوشصت سال پیش، زندگی امروز بشر را که در منجلاب مصرف گرایی دست وپا می زند، پیش بینی کرده بود و مدام هشدار می داد: ساده کنید! این به معنای آن بود که شرایط بیرونی زندگی را ساده کنیم، نیازها و جاطلبی ها را ساده کنیم و شادشدن از لذت های ساده ای را که جهان طبیعت می تواند در اختیارمان قرار دهد، بیاموزیم. والدن اگرچه در زمان حیات ثورو شناخته نشد، اما بعد از
چهارمین متهم به عنوان مطلع دردادگاه حاضر شد
اعتیاد ندارم. وی در خصوص روز حادثه گفت: من با مهدی در زندان بودیم، زودتر از او آزاد شدم، او بعد از من آزاد شد. آن شب به من زنگ زد (که من در خاوران بودم) با هم در میدان آقا نور ساعت 5صبح قرار گذاشتیم. مهدی به من گفت که برای تهیه جنس پیش محمد برویم، در بین راه مهدی بهانه آورد که محمد جوابم را نمی دهد که برویم پیشش، ساعت 9 صبح روز حادثه به آرایشگاهی رفتم. هنگامی که از آرایشگاه خواستم خارج شوم مهدی با من
ضرورت حضور خیرین در ساخت و تجهیز کتابخانه های خراسان رضوی
روستا واگذار کردم اکنون بعد از گذشت 16 الی 17 سال از ساخت این کتابخانه به روستا رفتم و رونق این کتابخانه در این روستا شاهد بودم. کتابخانه یکی از مهم ترین ارکانی است که می تواند به ترویج فرهنگ کتابخوانی در جامعه کمک کند متاسفانه کمبود کتاب خانه ها باعث شده مردم از مکانهای غیر مجاز مثل قرائت خانه ها استفاده کنند و حتی هزینه ها زیادی پرداخت کنند. شاید نبود کتابخانه در روستاهای
بعد از جدایی از پرسپولیس از فوتبال دلسرد شدم
جدایی از پرسپولیس انتخاب های خوبی نداشته است و مدام به تیم های ضعیف می رود؟ بعد از جدایی از پرسپولیس و فوت مرحوم هادی نوروزی اصلا شرایط خوبی نداشتم، کمی از فوتبال دلسرد شده بودم. وقتی به سیاه جامگان رفتم سعی کردم به شرایط ایده آل برسم اما متاسفانه شرایط تیم اصلا خوب پیش نرفت و در آخرین بازی با گلی که من به ثمر رساندم در لیگ برتر ماندیم. سال بعد همراه فرهاد کاظمی به ماشین سازی رفتم اما
پایان محاکمه متهمان پرونده بنیتا
کیخا و عباسی برگزار شد. این بار احمد، چهارمین متهم پرونده که تا همین چند روز قبل متواری بود نیز به دادگاه منتقل شد. بعد از اعلام رسمیت دادگاه او در جایگاه ایستاد و گفت: من نه ماشین را دیدم و نه بچه را. چون معتاد بودم چند روز بعد از اینکه محمد(متهم ردیف اول) پراید را دزدید به کمپ رفتم و حدود 40روز آنجا بودم تا اینکه چند روز قبل برگشتم و از ماجرا با خبر شدم و خودم به پلیس آگاهی رفتم.
ماجرای زنی که با 23 ضربه چاقو به قتل رسید
حمل نمی کردم، آن شب نیز برای خرد کردن تریاک با خود چاقو حمل کردم، حدود دو ساعت قبل از حادثه در محل وقوع قتل با دوستانم مشغول مصرف مواد شدم، دو ساعت بعد نیز مقتول نزد من آمد که با وی درگیر شده و او را به قتل رساندم، حدود دو ماه بود که ازدواج کرده بودم و مقتول قصد داشت موضوع را به همسرم بگوید که سر 900 هزار تومان طلبش با وی درگیر شدم، بعد از قتل برای اینکه اثر انگشتی از من باقی نماند، تلفن همراه و کیف
اولین اظهارات "عبدالحمید" پس از توصیه "رهبر انقلاب"
نشان دهند. در سفر پس از انتخابات حجت الاسلام رئیسی به زاهدان، با هم جلسه ای داشتید که بعضی آن را به معنای هشدار به دولت کنونی قلمداد کردند؛ این که اگر به خواسته های خود نرسید، ممکن است در انتخابات بعد، به سمت اصولگراها بروید. چنین برداشتی از این جلسه درست است؟ من با جناب آقای رئیسی از قدیم رفاقت دارم؛ سلام علیک دیرینه داریم. ایشان از چهره های شاخص کشور هستند و این جا که تشریف
مولوی عبدالحمید: چندهمسری از نظر عقلی درست است
هستند و این جا که تشریف آوردند، میهمان بودند و وظیفه ما بود که در خدمت ایشان باشیم. حتی من آن روز، روزه داشتم؛ روزه نافله و مستحب بود. سر سفره جناب آقای سلیمانی فرموند که به احترام میهمان شما روزه خود را بشکنید و ما هم قبول کردیم و روزه خود را شکستیم تا بتوانیم سر سفر جناب آقای رئیسی خدمت ایشان بنشینیم. در دو ضیافت ما خدمت ایشان بودیم. البته قبل از انتخابات این مسأله را گفتیم؛ از طرف اصولگرایان
حریم خصوصی یکی از مهم ترین و حساس ترین موضوعات مطرح در غرب
تهران در حال گرفتن پول از دستگاه خودپرداز بانک بودم که متوجه شدم افرادی که توی صف پشت سر من منتظر نوبت شون بودن به فاصله ی خیلی کمی از من ایستادن. نگاهی به پشت سرم انداختم و دیدم در واقع صفی در کار نیست بلکه عده ای دور و بر من جمع شدن و در حال مشاهده ی عملیات بانکی من مثل وارد کردن رمز بانکی و مبلغ دریافتی هستن. خب برای من که در ایران متولد و بزرگ شدم این صحنه چندان عجیب نبود اما به وضوح احساس نا
جانشین سازمان اطلاعات سپاه از حصر پس از انتخابات 88 می گوید
/> من خودم در جریان وقایع آن روز (روز عاشورای سال 88) با لباس مبدل ناظر صحنه ها بودم و حتی مجروح هم شدم. افراد در آن روز با سوت و کف و هلهله کنان به خیابان آمدند و حرمت روز عاشورا را شکستند، هر انسان دینداری از دیدن این صحنه ها که عده ای ضدانقلاب به مقدسات مردم توهین کردند و حتی خیمه عزاداری امام حسین(ع) را آتش زدند، متأثر می شد. معمولا در دهه اول محرم در دانشگاه تهران مراسم عزاداری تا ظهر با
رمزگشایی از معمای قتل بنیتا +عکس
قرار با محمد رفته و همراه احمد برگشته است. در جلسه دیروز، احمد به عنوان مطلع حاضر شد و گفت: مدتی قبل با مهدی در زندان آشنا شدم. او روز حادثه با من تماس گرفت و گفت یکی از دوستانش چیزی دارد و اگر می توانم با پرایدم او را به مشیریه ببرم. ساعت 4 صبح به مشیریه رسیدیم اما مهدی گفت دوستش نیامده و فعلا باید منتظر بمانیم. ساعت 9 صبح، مهدی را پیاده کردم و خودم به آرایشگاه رفتم. حدود یک ساعت بعد، مهدی زنگ زد و
بانوی جانبازی با 22 کتاب
داخل کاور سردخانه گذاشته و به سردخانه منتقل کردند. من در آن لحظات متوجه اتفاقات رخ داده می شدم، اما به علت شدت ضعف، توانایی باز کردن چشمانم یا بیان جمله ای که به آن ها بفهمانم من زنده ام را نداشتم. تا اینکه خوشبختانه ساعاتی بعد، عده ای که برای قرار دادن اجساد جدید به دنبال کشوی خالی در سردخانه می گشتند، هنگام باز کردن کشوی من با مشاهده بخار هایی که روی کاور پلاستیکی مقابل دهانم جمع شده بود متوجه