گلایه پناهجویان کرد عراقی در زیوه آذربایجان غربی؛ ایران ما را فرزند خود نمی داند؟ - دنیای اقتصاد
سایر منابع:
سایر خبرها
اردوگاه سرگردانی برای کودکان کار
می زنند. پدر بصیر می گوید ما نان مان را می زنیم در خون می خوریم. برگه ای را نشان می دهد که از اداره اتباع گرفته. همه اعضای خانواده برای تمدید کارت اقامتشان رفته اند و جلوی نام بصیر نوشته شده: غایب. در جمعیت دفاع درس خوانده، کارتشان سوخته بود، نگذاشتند مدرسه دولتی ثبت نام کند: از سال 88 به ما ندادند، الان دارند مدارک جدید می دهند. مادرش می گوید: می برمش نهضت، کلاس های عقب افتاده را بخواند و بعد
ماجرای مصادره گروه صنعتی بهشهر
گذاری شده بود؛ یکی از کارخانه هایی که در بحبوحه انقلاب با اعتصاب کارگران مواجه شد. بعد از انقلاب هم روند تولید کارخانه با تصمیم های انقلابی با مشکلاتی روبه رو بود و آن طور که لاجوردیان روایت کرده: وقتی انقلاب اسلامی پیش آمد، طبیعتاً بی سروسامانی و روح انقلابی، در همه جا نمایان شد. همه نهادهای بنیادین کشور در هم فروریخت. در روزهای بعد از انقلاب از سوی کمیته به خانه لاجوردیان ریختند و جابه
اینجا جای ساز زدن نیست
شود دیگر کسی او را نمی شناسد سیگاری روشن می کند و به دیوار محوطه بیرون ترمینال تکیه می دهد. می گوید: امروز قرار بود برگردم شیراز. 10 سال پیش برق دانشگاه شریف قبول شدم. سال های دانشجویی همه چیز خوب بود. دو سال در شرکتی که استادم معرفی کرده بود، کار کردم و شرکت ورشکست شد. از آن موقع هر 6 ماه یک بار مجبورم کارم را عوض کنم. چون حقوقم را نمی دهند. همان دو ماه اول به وعده های شان وفا می کنند و بعد همه
زیر پوست آلمان چه می گذرد؟
نظام آموزشی مان امروز بخت فقط یار کسانی است که وضع مالی شان خوب است، از طبقه اجتماعی متوسط و از خانواده های تحصیلکرده می آیند؟ باید ببینیم برای کسانی که از انجام تحصیل محروم شده اند، چه کاری باید انجام بدهیم. این مسئله ای است که در آلمان روی آن بخوبی کار نمی شود. از سوی دیگر بقیه کشورهای اتحادیه اروپا نسبت در این مورد عملکرد بهتری دارند. یعنی در این کشورها کسانی که تحصیلات بالا ندارند، راحتتر می
زباله گردی؛چهره بی رحم شهر
. ساعت نامشخص حسین غ. هم که با پسر خردسالش با چوب زباله ها را زیر و رو می کند، می گوید: خشکسالی که به روستا رسید کشاورزی دیگر سودی نداشت. من کارگر زمین مردم بودم و نان بخور و نمیری درمی آوردم. صاحب زمین دیگر حاضر نبود زمینش را بکارد، زمین را فروخت و در شهر مغازه باز کرد. من هم که در روستا نتوانستم مخارج زن و بچه ام را تأمین کنم به شهر آمدم و کارگری کردم اما این شغل در آمد نداشت. بعد
انتقادهای جدی رسول منتجب نیا به بخشی از اصلاح طلبان در گفت وگو با شفقنا: گروهی به خود اجازه می دهند بر ...
نظرات مختلفی که مطرح کردید حضور روحانیت را قبول دارید ولی در جایگاه ارشادی به طوری که پست های اجرایی نداشته باشند . منتجب نیا: بجز پست هایی که در شأن و تخصص آنهاست مثل قضاوت و شورای نگهبان یا نمایندگی مجلس در بخشی از آن، حضورشان اشکالی ندارد. مجلس فضایی باز است و همه تخصص ها در آن جمع است و یک روحانی می تواند در کمیسیون های مربوط به خودش حضور داشته و نظر دهد اما عهده داری مسوولیت هایی که
راز طول عمر آیت الله جنتی از زبان پسرش
کوچک تر است و از ابتدا در اصفهان نزد پدربزرگ مان رفت و همان جا ماند. خیلی علاقه ای به درس خواندن هم نشان نمی داد. به دنبال کار شخصی بود و هنوز هم به همان فعالیت مشغول است. برادر کوچک ترم محمدآقا هم در زمان رژیم گذشته چندان علاقه ای به ورود به جریانات مبارزاتی از خود نشان نمی داد. آقای جنتی، شنیدم و خوانده ام که پدر شما خیلی با حسین صحبت می کرد. آیا شده است بعد از این همه سال
میانمار؛ کشتارگاه انسانیت!
دفاع تاریخ به دست جامعه حقوق دادن جهانی است! در میانمار ظلم و جنایت توحش و غارت یک جا رخ می دهد اما امنیت و آرامش هرگز! در میانمار خون کودکان ریخته در خفه خون رسانه ای [همان رسانه هایی که برای خون آمدن دماغ نژادپرستان هوچی گری ها می کنند] فراموش می شود و همچنان میانمار میان مارها مانده است و در انتظار صلح جهانی است... آیا وقت آن نرسیده که مدعیان حقوق بشر جهانی سند فرمالیته بودن حقوق بشری
راز طول عمر آیت الله جنتی از زبان پسرش
نزد پدربزرگ مان رفت و همان جا ماند. خیلی علاقه ای به درس خواندن هم نشان نمی داد. به دنبال کار شخصی بود و هنوز هم به همان فعالیت مشغول است. برادر کوچک ترم محمدآقا هم در زمان رژیم گذشته چندان علاقه ای به ورود به جریانات مبارزاتی از خود نشان نمی داد. آقای جنتی، شنیدم و خوانده ام که پدر شما خیلی با حسین صحبت می کرد. آیا شده است بعد از این همه سال در قبال اتفاقی که برای او افتاد
شهیدی که حاج قاسم آرزو داشت بجای او به شهادت برسد
نیرو نیاز دارد؛ آن موقع بحث آمریکا و اشغالگری و مبارزه و ...در عراق مطرح شده بود. همان موقع در دانشکده ما اعلام شد که هرکسی دوست دارد برای کمک به جبهه مقاومت داوطلب بشود و نکته جالب اینجا بود که مرتضی و همه دوستانش داوطلب شدند طوریکه یک خلائی تا ترم بعد بوجود آمد و مقطع کارشناسی تعطیل شد. مرتضی از همین جا وارد جبهه عملیاتی شد و چون در مسائل نظامی آموزش دیده بود و علاقه و استعداد ذاتی هم در این زمینه
نام خوب و مقبولیتی که بین مردم داریم از هر ثروتی بالاتر است
دبیرستان شاهپور منتقل شدم. شغل پدرتان چه بود؟ پدرم کارگر و راننده بود. چند برادر و خواهر هستید؟ ما چهار برادر و سه خواهر هستیم که همه حداقل تا مقطع لیسانس و فوق لیسانس تحصیل کرده اند. همه درسخوان بودید؟ بله در خانواده ما درس خواندن انگار با خون ما عجین شده بود، نه کسی به ما می گفت درس بخوانیم نه راهنمای خاصی داشتیم، چون پدرم که اکثراً منزل نبود و مادرم هم سرش به
امنیت اولین شرط افزایش ساعات کاری شبانه اصناف
خود تولیدکننده هستند، نیازهایشان در هر ساعت از شبانه روز از سوی خودشان رفع می شود. اما امروزه زندگی در کلان شهرهای بزرگ و پرجمعیتی همچون تهران و مانند آن مشکلات عدیده ای را برای ساکنان این شهرها به دنبال دارد. پیوند امروزه مردمان کلان شهرها با مدرنیته و ماشینی شدن زندگی ها باعث شده تا اعضای یک خانواده به دلیل مشغله های فراوان کمتر در ساعات روز در کنار یکدیگر باشند و بیشتر در ساعت های پایانی شب در
هزینه جمع آوری هر کیلو زباله 30 تومان است
شود از آن داشت؟ -من خودم هم گفتم که ما از نسل دایناسورها هستیم. چون وقتی ما را قبول نمی کنند مجبوریم به خودمان توهین کنیم. این طور نیست که وقتی می گوییم فکر نو، حتما آن فرد جوان باشد. آدمی که سالخورده است و تجربه هم دارد و ضرر و زیان زیادی به شهرداری زده تا تجربه کسب کند، چرا الان که وقت استفاده از مغزش است، از فکر او استفاده نمی کنیم. هزینه جمع آوری هر کیلو زباله 30
رفتار برادرم دکتر بنگلادشی را دوستدار رزمندگان کرده بود
پنجوین عراق به شهادت برسد. از چند و چون شهادتش خبر ندارم، همین قدر شنیدیم که منافقین او را به شهادت رسانده بودند. پیکر برادرم چند وقت بعد به فریدون شهر منتقل شد و او را در گلزار شهدای این شهر دفن کردیم. دوست داشت به اسلام خدمت کند و عاقبت شهادتش نیز در مسیر انقلاب اسلامی بود. خاطرات کودکی بعد از شهادت رضا مرتب یاد خاطرات دوران کودکی مان می افتادم. همان زمانی که با هم برف بازی می کردیم
رئیس جمهور در سازمان ملل ابعاد نسل کشی مسلمانان روهینگیا را تشریح کند
میانمار هستند که میانمار آن ها را بنگلادشی و دولت بنگلادش آنها را میانماری می دانند. کشتار مسلمانان روهینگیایی در میانمار در روزهای اخیر شدت گرفته و این دومین بار در سال جاری میلادی است که خشونت ها علیه مسلمانان، موج عظیمی از آوارگان را به وجود می آورد. بر اساس گزارش کمیساریای پناهندگان سازمان ملل، در روزهای اخیر ده ها هزار تن از مسلمانان اقلیت روهینگیایی برای فرار از خشونت ها
صدور فرمان اشغال لبنان از مجمع مرموزی در فرانسه
رئیس جمهور لبنان و سوریه از جهان اسلام کمک خواستند، اما اعراب مشغول حمایت از صدام بودند که یک روز بعد از حملة اسرائیل به لبنان، شهر ایلام را شدیداً بمباران کرد و ده ها زن و مرد و کودک و شیرخوار را به شهادت رساند. تنها صدای جواب به این طلبِ کمک، از طرف ایران بود. یک روز پس از حملة صهیونیست ها، آقای خامنه ای برای حافظ اسد، رئیس جمهور سوریه پیام فرستادند: بسم الله الرحمن الرحیم عالی جناب
روزگاری که تیتر صدای زنده شهر بود
ایران آنلاین / وقتی از ایشان دعوت کردیم برای انجام گفت و گو به دفتر روزنامه بیاید با اشتیاق پذیرفت و رأس ساعت مقرر حاضر شد. همراه خود دو جلد کتاب آورده بود؛ خاطرات زندگی و شغلش که با قلم خود به رشته تحریر درآورده بود. گفت جلد سومش نیز در دست نگارش است.صمیمی و خونگرم، شاداب و خوش برخورد است و دارای حافظه ای کم نظیر در یادآوری اسامی و اتفاقات تاریخی .در یک گفت و گوی دو ساعته پای صحبت های وی نشستیم و با او بخشی از
انگیزه ای عجیب برای قتل ابوالفضل
به ، علی 24 ساله متهم است، پسر 11 ساله همسایه شان به نام ابوالفضل را 17 شهریور امسال در خیابان رباط کریم به بهانه دیدن کبوترهایش به خانه شان برد و او را با50 ضربه چاقو از پای درآورد. متهم چند روز بعد از جنایت همراه برادرش بازداشت شد و اعتراف کرد کودک را کشته و در کیلومتر 55 جاده قم تهران در چمدانی رها کرده است. در این مرحله جسد کودک کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. علی در
روایتی دردناک از بیکاری کارکنان یک کارخانه
را تحویل داد و افتاد دست همان مدیر اصلی. از همان موقع، دیگر نه حقوقی واریز شد و نه بیمه ای برای کارگران رد شد. صمد کوهساریان، 33 ساله است و می گوید که شب عید را با بدبختی گذرانده اند: از برج 9 پارسال به من حقوق نداده اند، کارگران واقعا درمانده شده اند، یک نفر دیگر به آنها پول قرض نمی دهد چون می دانند که کارخانه تعطیل شده و از حقوق و پس دادن قرض ها خبری نیست. الان مغازه دار هم به ما نسیه چیزی نمی
◄ داستان های موفقیت دروغین
وارد بازار کار شده و خیلی سریع به موفقیت رسیده است. اما نکته اینجاست که وی در این راه استخوان خرد کرده است. به بخشی از واقعیت های زندگی او دقت کنید: پنج ساله بود که اولین کسب و کار خود یعنی فروش آدامس به رهگذران در دکه جلوی خانه شان را آغاز کرد. سپس دکه دیگری جلوی خانه یکی از دوستان برای فروش لیموناد زد چون متوجه شد که آنجا رفت و آمد بیشتری صورت می گیرد
دستگیری کودکان کار مهاجر مصداق بارز کودک آزاری است
نداشت. با شماره تلفن مرکز بعثت تماس گرفتم و جویای وضع سه کودکی شدم که در هیچ کجا نامشان ثبت نشده بود. با اصرار فراوان من حاضر شدند اسامی میثم، گل آقا و فرهاد را در پرونده هایشان جست وجو کنند؛ اما این سه نام آن جا هم ثبت نشده بودند. جلوی در مرکز، با خانواده هایی که کودکان شان در مرکز یاسر نگهداری می شدند، همکلام شدم. زنی گوشه ای نشسته بود و گریه می کرد و مدام سراغ کودک 7 ساله اش را می گرفت
راهی که علامه عسکری از سازمان امنیت تا بیروت پیمود/ پدرم خود را وقف اهل بیت کرده بود
خانواده اش می رسید، ایشان غرق در برنامه های سیاسی، آموزشی و فرهنگی و اجتماعی کشور عراق بود، یادم می آید اول صبح که نمازش را می خواندند، داخل خانه جلسه داشتند، از خانه بیرون می رفتند باز هم جلسه داشتند تا ساعت 12 نصف شب که برمی گشتند، این بود که ما کمتر علامه را می دیدیم، حتی در دوره راهنمایی رفوزه شدم، ایشان اصلاً خبر نداشت و اصلاً نمی دانست من در چه کلاسی درس می خوانم، در واقع پدر وقت نداشت به خانواده
طوری حرف نزند که صندلی ها خالی شوند!
محتوایی نیز استفاده کرده، ضمن این که به زبان بدن و لحن رئیس جمهور هم بی توجه نمی ماند؛ همین سوال را اگر از مغازه دار نزدیک محل کارتان(روزنامه همدلی) جویا شوید، به سمت حق و حقوق ازدست رفته مردم هدایت خواهید شد و این که آقای رئیس جمهور باید بایستد، از ما دفاع کند و نگذارد کسی از بالا دستور بدهد؛ البته هم در گفته های او هم گفته های یک خانم 60 ساله خانه دار این طور می نماید که هنوز دل پُری از شکل حرف
من اون خستگی تو راهو میخوام
سمیه پارسادوست : حوالی صبح سه شنبه بود که خاک قدم شان سرمه چشمان مان شد؛ پیرغلام ها را می گویم، همان سینه سوخته های حضرت عیسی تر از مسیح ، حضرت ارباب بی کفن که کم کم بوی سیب حرمش می آید و بوی محرمش ... پیرغلام ها آمده بودند تا در پانزدهمین اجلاسی که قرار بود بین المللی و باشکوه ترین باشد تجلیل شوند. ( حاج حسین سازور که از میهمانان اجلاس بود و در افتتاحیه به مدیحه سرایی پرداخت اما می
همه این توفیقات را صدقه سر حضرت علی اصغر به من دادند/ دختری که دوبار تا مرز خودکشی رفت
زمان رزولت می گفتند واقع شده بود. من در منزل خاله ام مستقر بودم. منزل ایشان در محله شیخ هادی بود. به آنجا مسجد شاه می گفتند. مسیرم مستقیم بود و شاید به نظر نمی آمد که یک ساعت این مسیر به طول بینجامد، ولی یک ساعت از من وقت گرفته می شد تا به دانشسرا برسم. گاهی برای تهیه 2 قران که بلیت بخرم پول نداشتم؛ بعد از آن همه تنعم به اینجا رسیدم. به درخواست خودم برای شغل معلمی به قم آمدم. مدت سه سال
تهدید مدیران اجرایی که سود دولت را واریز نمی کنند/ هر ایرانی 700 دلار بدهکار شد
محاسبه نرخ رشد اقتصادی فصلی وجود دارد یا این آمارها بیشتر برآوردهایی با رنگ و بوی سیاسی است و خطاهای آماری قابل ملاحظه در محاسبه آنها متصور است. همان طور که به عنوان مثال در سال 1394 هیچ آمار نرخ رشد اقتصادی فصلی توسط مرکز آمار ایران و بانک مرکزی اعلام نشد و نرخ رشد نزدیک به صفر مربوط به کل سال 1394 در شهریورماه سال بعد اعلام شد. برخی دیگر از کارشناسان اقتصادی میزان رشد 7 درصدی اقتصاد
مدال آور مسابقات پاراآسیایی اینچئون: زمین اهدایی شان را به زور پس گرفتند!
هرمزگان پرداخت و اضافه کرد: پس از کسب مدال برنز مسابقات جهانی سوئد در سال 2004، از سوی اداره ورزش و جوانان شهرستان میناب با بنده تماس گرفتند و اعلام کردند برای تقدیر به این اداره بروم که فردای آن روز رفتم که به واسطه عدم حضور مسئول مالی این موضوع به روز بعد موکول شد که به دفتر آقای دانشور، رئیس وقت اداره ورزش و جوانان میناب رفتم که وی مبلغ 5 هزار تومان(!) به بنده اعطا کرد که همان پول داده شده را روی
هولوکاست مسلمانان و سوغات کلینتون
"9 6 9" که به معنای ویژگی های نه گانه بودا، شش راه بودا و ویژگی های نه گانه رهبانیت است در ارتباط اند، در شهرهای میکتیلا، نایپیادا، باگو و به تازگی نیز یانگون، بزرگ ترین شهر این کشور، به مسلمانان حمله ور شده اند. بسیاری از مسلمانان یانگون، باگو و دیگر شهرهای بزرگ جرئت رفتن به مسجد، وارد شدن به فروشگاه های مواد غذایی مسلمانان یا نشان دادن مسلمان بودنشان خارج از خانه ها و مغازه هایشان را ندارند. در
محمد جلیل عندلیبی: در جوانی پیر شدیم
ده سال زمان زیادی است. برای خودش یک عمر است. محمد جلیل عندلیبی اما ده سال خاموش ماند. در اوج. بعد از آن همه قطعه و آلبوم و اثر جاودان و ماندگار و به قول امروزی ها هیت. ده سال رفت که رفت. لابد که خیلی از خوانندگان و بسیاری از اهالی موسیقی دنبالش بودند؛ اما او همچنان در همان سکوت و عزلت خودخواسته ماند. آن سال ها سخت گذشت؟ این سوال را که می پرسیم، منقلب می شود. آب می نوشد. سکوت می کند
پایان مصدومیت سردار آزمون
بخوانید : مطالب و همه ی حواشی مربوط به سردار آزمون زندگی در روسیه آزمون در روسیه چه می کند؟ آیا شده که او به سرش بزند که به ایران برگردد؟ سردار می گوید: در روسیه همیشه خانه می مانم. پدر و مادرم هم کنارم هستند. حوصله ام سر می رود و واقعا سخت است. من چهار سال است که چنین شرایطی را تجربه می کنم و این برای یک جوان 18 ساله در روسیه واقعا مشکل بود. سال اول مربی ام خیلی به من دلداری می