پایان شوم یک رابطه پنهانی - خبرگزاری تابناک
سایر خبرها
صدا نزدیکترین عنصر به قلب آدم هاست/ بازنشستگی 6 ماه پس از استخدام
دیگری برگزار کرد و من برای بار دوم هم رد شدم! * به همین راحتی؟ - به همین راحتی، ابدا ناراحت نبودم، ولی این راحتی چندان بادوام نبود بعد از یک ماه از رادیو تماس گرفتند و ظاهرا به خاطر کمبود نیرو با کمی اکراه و اجبار مرا پذیرفتند. از آنجا که کاملا بی تجربه بودم مدت زمانی طول کشید تا بتوانم با استادان صاحب نام این عرصه ارتباط برقرار کنم و مرا به شاگردی بپذیرند. بعد از سال
50 سال عشق و شیدایی به فرهنگ و هنر
واسطه امکانی که این شغل در اختیارم می گذاشت در اغلب جشنواره ها و فستیوال های هنری شرکت می کردم و در جریان همه اتفاقات فرهنگی- هنری نیز قرار می گرفتم. در حدود چهل سالگی که خانه نشین شدم ترجیحم بر این بود که کم تر حرف بزنم و بیشتر به حرف های دیگران گوش بدهم تا چیزی فرابگیرم و این علت کم حرفی ام در جلسات عمومی تمام این سال ها بود. مسیر زندگی تان بعد از روزنامه نگاری به چه سمتی رفت؟
نخبه ریاضی خواستگار مادرش را کشت
قضات گفت: متهم جزو افراد منضبط کانون است و از نخبه های ریاضی بوده و در المپیادها هم شرکت کرده است. او در کانون هم درس می خواند. سپس وکیل متهم به قضات گفت: موکلم هنگام ارتکاب جرم زیر 18 سال بوده، برای همین تقاضا دارم، ماده 91 قانون مجازات اسلامی جدید که برای محکومان زیر 18 سال امتیاز قایل شده است، برای وی اعمال و او از قصاص معاف شود. در ادامه هیأت قضائی وارد شور شد و درنهایت نیز
فدراسیون هزار تومان هم برایم هزینه نکرد!
اعزام شدم اما همزمان فعالیتم را در رشته دوگانه هم ادامه می دادم. در سال 2013 با تیم دوچرخه سواری در مسابقات جهانی مدال برنز گرفتم و با تیم دوگانه هم به کلمبیا اعزام شدم. با توجه به این همه موفقیت های خارج از کشور، در ایران از نظر قراردادی و مالی چه شرایطی برایتان وجود دارد؟ من در ایران هرگز حمایت مالی نمی شوم. در رشته دوچرخه سواری لیگ کشوری و مسابقات قهرمانی برگزار می شود اما
بعضی ها موسیقی را با ویروس اشتباه گرفته اند!
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایمنا ، چند هفته ای را مهمان چهارشنبه های بتهوونی بودم. علی لطیف که استواری سخنش خبر از دانش و تسلط زیادش در موسیقی می داد از سونات مهتاب بتهوون گفت و آثاری که در دوران ناشنوایی اش ساخته بود. در میان حرف هایش شوقی بود که من شاگرد کم سواد کلاس سرشار می شدم از فا و ر و میم و انرژی فوق العاده ای که تمام مسیر از آموزشگاه تا خانه را پیاده می رفتم و در وجودم خبری از خستگی نبود
اعزام دستگیرشدگان سال88به کهریزک دستور من بود
معمول همه متهمان است اما اگر دلایلی بود چون در برابر وجدان خودم مسئول بودم، می پذیرفتم و بارها سر همین موضوع با کارشناس مربوطه به اختلاف خوردیم و متهم را برخلاف نظر کارشناس اطلاعاتی آزاد کردم چون احساس می کردم به او اجحاف شده است. ناگهان شما پس از این پرونده ها در برابر حوادث سال 88 قرار گرفتید.اول بگویم بنده در سال 88 عضو ستاد انتخاباتی هیچ نامزدی نبودم و حتی قاضی ناظر بر انتخابات هم نبودم. در
اقدامات کثیف مرد لیسانسه چون بیکار بود
روز نو : جوان تحصیلکرده برای فرار از بیکاری و حرف های خانواده اش به سراغ مرد مواد فروش رفت و در آبادان اقدام به فروش مواد مخدر کرد. چندی قبل اهالی منطقه کشتارگاه آبادان در تماس با ماموران کلانتری 13 قدس از رفتارهای مرموز پسر جوانی به نام پوریا که در این منطقه پرسه زنی می کند اعتراض کردند. بدین ترتیب تیمی از ماموران برای بررسی موضوع وارد عمل شده و در تحقیقات ابتدایی
جسد دختر دانشجو در سعید آباد شهریار کشف شد
19 مهرماه به کلانتری 151 یافت آباد اعلام شده بود. قاتل که حدود 4 ماه با مقتول عقد بوده است، در اعترافات اولیه گفته که روز سه شنبه او را از مقابل دانشگاه سوار ماشین کرده و در مسیر بازگشت به سمت خانه پس از مشاجره لفظی، او را خفه و جنازه را در جاده شهریار رها کرده است. به گفته رئیس پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعتراف صریح متهم مبنی بر رها کردن جسد مقتول در شهرستان شهریار – جاده سعید آباد ، موضوع به پلیس آگاهی این شهرستان اعلام و در بررسی های بعمل آمده مشخص شد که جسد خانم جوانی ناشناس با مشخصات مقتول در محل اعلامی از سوی متهم کشف و به پزشکی قانونی منتقل شده است. ...
قاضی پرونده کهریزک: مرتضوی مرا به دادسرای امنیت فرستا
. برای مثال در پرونده حسین موسویان به شدت مخالف محکومیت او بود. پس از تعلیق از قضاوت کجا مشغول شدید؟ بعد از حادثه کهریزک حدود یک سال در معاونت حقوقی قوه قضائیه به عنوان رئیس اداره تدوین برنامه واحدهای قضائی مأمور به خدمت شدم. در خدمت آیت الله رازینی بودم. ایشان را ازجمله قضات مجتهد، مدیر و مدبر و ولایت مدار کشور می دانم که در عین شجاعت، بسیار مردم دار است و شایسته
پنه لوپه کروز از فیلم جدید فرهادی و همکاری با او می گوید
روزنامه شهروند : همه می دانند نام فیلم جدید اصغر فرهادی در مقام نویسنده و کارگردان است. فیلمی که بعد از دو سال از فیلم فروشنده جلوی دوربین رفته و به سیاق اغلب فیلم های کارنامه این کارگردان جهانی شده ایرانی درامی خانوادگی و روانشناسانه است. داستان همه می دانند ساده و تک خطی است: کارولینا برای دیدار با خانواده اش از آرژانتین به زادگاهش اسپانیا بازمی گردد. در این سفر که پیش بینی می شد به تجدید دیدار
در اتاق خواب کیارش چیزی دیدم که خشکم زد!
سایت خبری تحلیلی هنگام Hengamnews.com: زن میان سال درحالی که بیان می کرد اگرچه پسرم از منزل فرار کرده است اما باز هم امنیت جانی ندارم، به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد افزود: روزگاری زندگی آرام و شیرینی داشتیم. همسرم در یک شرکت خصوصی کار می کرد و من هم به امور خانه داری مشغول بودم. چند سال از زندگی مشترک من و قاسم در زیر یک سقف می گذشت و ما صاحب دختر و پسری
راهنمای خرید بخاری در ابتدای فصل سرما + جدول قیمت
پدال نیوز: وقتی حرف از بخاری به میان می آید، نا خودآگاه خاطره ای روشن در ذهنم مرور می شود. آن زمان مدرسه می رفتم و اوایل آذر بود. طی یک شبانه روز ... به گزارش پدال نیوز، وقتی حرف از بخاری به میان می آید، نا خودآگاه خاطره ای روشن در ذهنم مرور می شود. آن زمان مدرسه می رفتم و اوایل آذر بود. طی یک شبانه روز، چنان برفی بارید که همه مقاطع تحصیلی تا چهار روز متوالی تعطیل شد. به
یک عاشقانه اسپورت
/> اول از همه درباره انتخاب قایقرانی به عنوان رشته ورزشی ات بگو. آمدنم به این رشته کاملا شانسی بود. در یک استعدادیابی استانی به دلیل شرایط فیزیکی ام انتخاب شدم و به تدریج حضورم را در این رشته به صورت حرفه ای آغاز کردم. در زنجان امکانات زیادی برای قایقرانی نبود و ما فقط یک قایق شکسته داشتیم که در سد 100 متری استفاده می شد؛ با وجود این علاقه زیادی به قایقرانی داشتم و این رشته را ادامه
ماجرای صحبت های درگوشی یک شاعر با رهبر انقلاب
یادآوری شد، از ذهن من رفته بود که موسّسه شهرستان ادب را بگویم. با سیّار دوست شدم و بعد با میلاد. یک بار تهران بودم به میلاد زنگ زدم که تهران آمدم، به فامیل و دایی خود سر بزنم، بیایم شما را ببینم؟ گفت اتّفاقاً بیایید، دفتر موسسه را راه انداختیم. حالا نمی دانم قبل از این تأسیس شده بود یا نه! گفت آن جا بیایید. رفتیم آن جا و آقای مودّب و میلاد بودند. یعنی ارتباطم با شهرستان ادب قبل از آفتابگردان ها و از
حتما باید سرتان کلاه می گذاشت تا بفهمید آمریکا قابل اعتماد نیست؟!/ حامی نشریه هتاک فرانسوی مشاور روحانی ...
هیچ بحثی هم نمی شود که چه زمانی - مثلاً هشت یا نه سال بعد- برداشته خواهد شد. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در ادامه گفت: آن وقت تبعات تحریم چرخه دلار علیه ایران چه چیزی است؟ یک مورد آن عدم امکان باز کردن حساب دلاری توسط اتباع و نهادهای ایرانی است که پیشتر به آن اشاره کردم. هیچ یک از اتباع ایرانی با هویت ایرانی و حتی سفارتخانه های ما در هر جای دنیا حساب دلاری نمی توانند داشته باشند
گفتگوی جذاب با یک روحانی نابینا
، اینکه یک نفر قبلا بینا بوده و یک مرتبه نابینا می شود... بله، یک سال از لحاظ روحی خیلی به مشکل برخوردم و خانه نشین شدم، تصمیم گرفتیم به اتفاق خانواده به زادگاهم شهر شوط برگردم، تا شاید کمی از مشکلات عاطفی ام مرتفع شود. بعد از مواجه شدن با مشکل نابینایی و مراجعت به زادگاه، چه فعالیت هایی داشتید؟ در سال های 1386 و 1387 در مجالس مختلف منبر داشتم و روضه خوانی هم می کردم
شاتر برای شلیک به قلب محرومیت+تصاویر
. چطور به این موضوع پرداختید؟ بحث اربعین همیشه برای من مهم بوده؛ من هم مثل خیلی از هموطنانم عاشق بودم، دلداده سیدالشهدا بودم که این مسیر را جلو رفتم. یعنی از بچگی هرجا اسم امام حسین (ع) می آمد ، جلو می رفتم. در بحث اربعین هم اولین بار سال 81 بود که به کربلا رفتم. آن موقع تازه مرز عراق بی حساب و کتاب شده بود و من پیاده از مرز وارد عراق شدم.. آن موقع حتی یک عکس کوچک هم از این مراسم در
مرگ و زندگی نخبه ریاضی در دست پزشکی قانونی
انداخت. من عقب عقب رفتم، پایم پیچ خورد و روی زمین افتادم. نفهمیدم چاقو را چطور درآوردم. همان موقع وحید روی من پرید اما وقتی بلند شد، دستش را روی شکمش گذاشت. نفهمیدم چطور چاقو به او خورد. متهم در آخرین دفاع خود نیز از اولیای دم درخواست بخشش کرد و گفت: من فقط به درس و مشقم فکر می کردم و تا آن موقع با هیچ کسی درگیری نداشتم. نمی دانم چطور شد قتل رخ داد. با حرف هایی که وحید به من زد، روحم در عذاب بود
پاسخ تهمینه میلانی به اتهام سیاسی کاری
روزنامه شرق: اخیرا جایی خواندم که مخالفان فکری شما در اظهار نظری اعلام کردند که شما جدا از فیلم سازی، با ساخت فیلم زن زیادی به ارگان تبلیغاتی حزب مشارکت تبدیل شدید. اصلا تابه حال کار سیاسی کرده اید؟ بله. اول انقلاب که دانشجوی سال اول بودم، به اقتضای آن روزها، من هم در دانشگاه همه جریان های فکری را دنبال می کردم و در بحث ها شرکت می کردم. یعنی هوادار یا عضو تشکیلات سیاسی خاصی
ماجرای اسلام آوردن یک دختر مسیحی توسط شهید علمدار
/> کتاب دعا را برداشتم و شروع کردم خواندن هرچه بیشتر در دعا غرق می شدم احساس می کردم حالم بهتر می شود نمی دانم در کدام قسمت از دعا بود که خوابم برد. در عالم رؤیا دیدم در بیابان برهوتی ایستاده ام دم غروب بود، مردی به طرفم آمد و به من گفت: زهرا، بیا بیا . بعد ادامه داد: می خواهم چیزی نشانت بدهم . با تعجب گفتم: آقا ببخشید من زهرا نیستم اسمم ژاکلین است . ولی هرچه می گفتم گوشش بدهکار نبود مرتب مرا
اولین و آخرین شکارم آهو بود
میش، شب کمین می کنند؛ جاهایی که زیر سر محیط بانه و آنها تردد زیادی دارند. شکار برای منی که از بچگی با پدرم راهی دشت می شدم و با محیطش کاملا آشنا بودم، خیلی سخت نبود. بچه که بودم، دنبال پدرم به دشت می رفتم تا پوکه های فشنگ را از میدان تیر جمع کنم. بعد هم چوپانی کردم و کم کم دشت را مثل کف دستم شناختم. پدر و پسر به دشت می رفتند؛ اما پدر همیشه مخالف شکارکردن پسر بود: پدرم راضی به شکار نبود و
سید احمد صالحی خوانساری: شورخوانی و هیاهو را مداحی نمی دانم/ بعضی ها از جمعیت هیئت خود سوءاستفاده کردند
و کار را رها نکن. همچنین حاج آقا علی انسانی که خود از مداحان و کاسبان خوشنام هستند نیز 25 سال پیش این مطلب را نسبت به من متذکر شدند. ذات مداحی، یک هنر است هر چند که به عنوان کسب و کار دیده شود. در ورود شما به عرصه مداحی، برادرتان مشوق و استاد راهنمای شما بود، حالا که شما به جایگاه استادی رسیده اید، چه توصیه ای در این خصوص به جوانان دارید؟ بار ها پشت تریبونی که در مجمع
علی نصیریان؛ از تئاتر باربد لاله زار تا امروز
که همه جا مورد توجه بودید برای همسرتان دشواری نداشت؟ نصیریان: همسرم خیلی درک خوبی ازر کار من دارد و خیلی خوب با من مدارا کرده است و در تمام این سال ها مواقعی بود که بیشتر از خانواده در کنار گروه بودم همسرم تحمل می کرد. بسیار زن خوبی است و من بسیار از او راضی هستم. خدت ان شاءالله شفایش بدهد. اگر من توفیقاتی داشتم بخشی از آن بخاطر صبر و تحمل همسرم بوده است. شهیدی فرد: آشپزی می
سیا چطور برای دانشمندان هسته ای ایران تور پهن می کند؟
اگر فقط حرف های عادی بزنید، دفعۀ بعد می توانید بگویید: شما را در استانبول ندیده بودم؟ اف. بی. آی در سال 2011 دربارۀ همایش ها به دانشگاهیان هشدار داد، و این سناریو را ذکر کرد: دعوت نامۀ ناخواسته ای برای ارسال مقاله به یک همایش بین المللی به یک پژوهشگر می رسد. او مقاله ای می فرستد که پذیرفته می شود. در همایش، میزبان ها یک نسخۀ ارائه اش را می گیرند. میزبان ها یک فلش به لپ تاپ او وصل می کنند
جوانی در مه غلیظ فراموش می شود
ته سیگارهای مانده در جاسیگاری را می بینم! می گویم همه این ها را تو به تنهایی دود کردی؟ همه باهم می خندد و تائید می کنند. صدایش با سرفه و خنده یکی می شود، می گوید: من از پنج سالگی سیگار کشیدن را دوست داشتم و عاشق بوی سیگار بودمصدایش با سرفه و خنده یکی می شود؛ می گوید: من از پنج سالگی سیگار کشیدن را دوست داشتم و عاشق بوی سیگار بودم؛ وقتی احساس کردم بزرگ شدم سیگاری هم بودم، دوست کناری اش
پلیس در پی رازگشایی ازقتل راننده مسافرکش
. دو روز بعد پلیس جسد دست وپا بسته ای در حاشیه یکی از خیابان های شهرستان ملارد پیدا کرد که متعلق به همان مرد مسافرکش بود. این آغاز پرونده ای است که بررسی قضایی آن 11 سال طول کشید و سرانجام ابتدای امسال حکم نهایی متهمان از سوی قضات شعبه دوم دادگاه کیفری تهران صادر شد. ناصر متهم ردیف اول به اتهام مباشرت در قتل راننده پیکان و همچنین سرقت مقرون به آزار به قصاص و دو همدستش نیز به 100 ضربه شلاق
شکایت زن افغان از همسرش به اتهام کودک آزاری
و شکنجه می کرد. یک روز که از فوتبال برگشته بود، تعداد زیادی قرص در شیر ریخت تا با خوراندن آن، مادرم را بیهوش کند و خودش راحت تر بتواند مرا آزار دهد. انگار شیطان در جلدش رفته بود. سرانجام یک روز وقتی به من پول داده بود تا از داروخانه برایش قرص بخرم، به خانه یکی از فامیل هایمان رفتم و تصمیم گرفتم شکایت کنم. مادر راحله نیز با تائید اظهارات دخترش، گفت: همسرم در این چند سال بارها دخترم را آزار داد و هر
اعتراف فرزاد به قتل هشتمین زن در شمال ایران
زندگی آنها پایان می دادم. گاهی به زنان چاقو می زدم یا اینکه خفه شان می کردم. پس از آن اجساد را مثله کرده و در حاشیه شهر رشت، داخل جنگل یا رودخانه رها کرده یا اینکه در جایی دفن می کردم. وی گفت: تا سال 88، 3 زن را به قتل رساندم اما پس از آشنایی با همسردومم قتل ها را متوقف کردم چون زن خوبی بود و به همین دلیل توبه کردم و مدتی بعد صاحب یک دختر شدیم. اما در سال 95به دلیل مشکلات مالی و این بار به خاطر
حضور تاسف انگیز جاسوس در دستگاه دیپلماسی/ وقایع نگاری یک خیانت زنجیره ای + تصاویر
عبدالرسول دری اصفهانی اولین و آخرین مورد از جاسوسی و نفوذ در تیم مذاکرات نبود. یک بار دیگر، نماینده انقلابی و پیگیر مجلس، جواد کریمی قدوسی، وارد عمل شد و در 26 اردیبهشت ماه سال جاری، در مصاحبه ای از جاسوسی 3 نفر دیگر(علاوه بر دری) خبر داد که هر سه نفر ان ها فراری از کشور هستند. یکی از این افراد سیروس ناصری بود . متهم به جاسوس هسته ای، تروریست اقتصادی سیروس ناصری زمانی که به عنوان
نمی خواهم عکس همسرم منتشر شود
خوبی را به جبران دو سال اخیر تمام قد و تمام وقت در خدمت پناه و همسرم بودم. *چرا اسم پناه را انتخاب کردید؟ در واقع خرد جمعی بود. اسمی بود که مطرح شد و همه دوست داشتند. *اسم منحصر به فردی است که زیاد هم تکرار نشده است. بله. این اسم را واقعا دوست داشتم و یکهو به دلم نشست. این طور نبود که این اسم را در اطرافیان شنیده باشم یا کسی به من پیشنهاد داده باشد. *دوست دارید که بازیگر