زندگی تلخ مردی که همسرش را بخاطر خیانت طلاق داد و حالا دخترش هم گرفتار رابطه نامشروع است - الف
سایر منابع:
سایر خبرها
از شک طلبه جوان تا داستان فلج شدن هانیه اورسن ولز،راسل کرو،هریسون فورد،بن افلک و میشل فایفر از بازیگران ...
سال 1976 از هم جدا می شوند. خانواده 4 نفره ای که پسر و دختری دوقلو داشتند. پس از وقوع زمین لرزه پدر خانواده می میرد و کودکان زیر آوار می مانند. برای بیرون آوردن آنها مادر به ناچار باید یکی را انتخاب کند و در حالی که دو کودک صدای مادر را می شنیدند مادر پسرک را انتخاب می کند و این در حالی است که پس از ترک محل دختر زنده می ماند.... پیش خواهد آمد کارگردان: بهروز شعیبی
معتاد نیستم اما ...
به گزارش جام نیوز ، مرد 29 ساله ای که در پی ایراد ضرب و جرح همسرش به کلانتری احضار شده بود درحالی که سعی می کرد اعتیادش را پنهان کند تا خدشه ای به موقعیت اجتماعی اش وارد نشود، به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری شهید هاشمی نژاد مشهد گفت: 9 سال قبل در حالی که به تازگی ازدواج کرده بودم، وضعیت جسمانی ام به هم ریخت به طوری که بر اثر ضعف و بی حالی به زمین افتادم و اطرافیانم بلافاصله مرا به مرکز درمانی
باب شدن زندگی مجردی جوانان در کلان شهرها
و تنها زندگی می کنم از ازدواج با من پشیمان می شود. گاهی فکر می کنم اشتباه کردم و زود تصمیم گرفتم. جامعه ما ... حتی مردان جوان که مثلا امروزی هستند، نمی پسندند دختری را انتخاب کنند که تنها زندگی می کند. در تمام این سال ها خیلی ها فقط دنبال این بودند که با یک دختر مستقل زندگی مجردی داشته باشند بدون آن که آن را رسمی کنند. من هم که اهلش نبودم. فرصت هایم یکی یکی از دست رفت. همیشه همین قدر
کاری کردم که دوست زنم از شوهرش طلاق بگیرد و صیغه من شود!
اگر به همین نصیحت هایش گوش می کردم، چنین آتشی به جان زندگی ام نمی افتاد. من شش سال قبل با دختر یکی از اقوام ازدواج کردم. من و همسرم صاحب یک فرزند شدیم و زندگی آرام و شیرینی را سپری می کردیم. دو سال قبل برای تفریح به مناطق ییلاقی اطراف شهر رفته بودیم. همسرم به طور اتفاقی یکی از دوستان قدیمی اش را دید. از خوش حالی در پوست خودش نمی گنجید و از همان روز رفت وآمد او و دوستش آغاز شد. چند ماه
مادر آبستن ایران به چه می اندیشد؟
شاگرده. هفته پیش اومده بود واسه معاینه، دیدمش دختری گندمگون با شیطنت و هیجان این ها را می گوید. پرونده ای سبزرنگ در دست دارد و با همان شور ادامه می دهد منم چهار ماهه باردارم. برای اینکه شوهرم دلگرم زندگی شه بچه دار شدم. دیپلم که گرفتم عاشق شدم و ازدواج کردم.21سالمه. مامان جوونی ام. نه؟ دستش ناخودآگاه روی شکمش می رود و نگرانی جای خود را به شیطنت چشم ها می دهد: نگرانم. نگران مخارجش. واسه همین
معمایی به نام "ماری ترامپ" /مادر ترامپ که بود و چرا او از مادرش یاد نمی کند؟
ترامپ در سال 2000، شش ماه قبل از مرگش 2. ماری به همراه دونالد و اولین همسرش ایوانا در سال 1985 3. ماری قبل از ازدواج دونالد و ملانیا از دنیا رفت، عکس در مارآلاگو سال 2000 4و6. در سال 1993، دونالد با حضور مادر و دیگر اعضای خانواده با "مارلا میپلز" ازدواج کرد. 5. ماری در جشن تولد ایوانا در سال 1990. در این دوران دونالد و ایوانا در شرف طلاق بودند که گفته می شود ماری از ایوانا پرسیده "چه جور فرزندی
من عثمان، پسر دین محمد، فرزند کویرم
به شما زن نمی دادند و آن قدر سماجت کردید که آخر پدر دختر راضی به ازدواج شد. ماجرا به همین صورت است؟ زمانی که نوجوان بودم دیدگاه مردم به ساز و هنر مانند حالا نبود. پدر و مادرم با موسیقی به شدت مخالف بودند و به خاطر نوازندگی دوتار مرا نفرین می کردند. آن ها نوازندگی من را بی آبرویی می دانستند. دلیل مخالفت آن ها هم فقط حرف مردم بود. مردم در کوچه پس کوچه های خواف وقتی دین محمد (پدرم) را می
گفت و گو با - جواد علیزاده - درباره زندگی و نوستالژی هایش
کارهای نویی در آن هست... ضمن این که این مشکل تمام نشریات کاغذی است، دوران عوض شده و ... من منظورم بیشتر محتواست. موقعی که من از رفتم از خوانندگان سوال کرده بودید که چرا وقتی روی قطار درحال حرکت می پرید، قطار از زیر شما نمی رود! بعد از 15 سال هنوز هم دارید همین را می پرسید! نه! اتفاقا چند ماهی است این سوال را عوض کرده ایم! ببین خب تا حدودی قبول دارم که نتوانسته شرایط قبل را
پسر شجونی:سال 88 برای مرحوم پدر صدقه می دادیم
مراسم عروسی یکی از خبرنگاران خبرگزاری ها بود که از صبح می گفت شب باید عروسی بروم. آن شب همراهش بودم، به خدا قسم با تمام عشق به مراسم عروسی آن خبرنگار رفت و هنگام برگشت نیز بسیار خوشحال بود. * یکبار یک دختر و پسر را دید که باهم در حال قدم زدن هستند، حاج آقا صدایشان زد و بعد از خوش و بش گفت کی برای ازدواج اقدام می کنید؟ آنها هم گفتند به زودی. حاج آقا گفت یعنی الان به هم "محرم" نیستند؟ اینکه که
مستند انقلاب جنسی ، از اشاعه فحشا تا آب ریختن در آسیاب سند 2030
که در کف جامعه و در تیررس چشم افراد است برمی-گردد. • علت بسنده کردن افراد به یک دوست دختر و پسر در غرب، که خلاف آن نیز البته وجود دارد، تقریبا عدم امکان آن است؛ با این توضیح که دوستی با جنس مخالف و ارتباط نامشروع غالبا در یکی از این دوشکل متصور است؛ یا به صورت هم باشی (ازدواج سفید!) و یا به صورت باهم بودن در لحظات و ساعاتی محدود که آنچه در غرب اتفاق افتاده از نوع همباشی است زیرا در فرهنگ
کودکانه هایی که در افیون و روابط زودرس دود شد
مواد مخدر من رو خواب می کرد . نفس ادامه می دهد: بیشتر از یک سال با اونا زندگی کردم. نمی ذاشتن که برم دیدن خانوادم، خودش و خواهراش کتکم می زدن. بالاخره مادر و برادرم فهمیدن که معتادم کرده و برای طلاق من اقدام کردند. شوهرم کارشکنی می کرد و به طرق مختلف پرونده رو عقب می انداخت، بالاخره بعد از 6 سال تونستم طلاق بگیرم . نفس بعد از طلاق به کمک برادرش درس می خواند و دیپلم می گیرد
مادرها و پدرهایی که بوی “نا” می دهند!/ بررسی آزار کودکان در برخی خانواده های ناتنی
آمار به طور مجزا به خشونت ناپدری و نامادری علیه کودک اشاره نشده اما تجربه کودکانی مانند کیمیا و اهورا و صدها بچه ای که داستانشان هیچ گاه رسانه ای نشده نشان از آن دارد که به موازات افزایش طلاق و ازدواج دوباره والدین، هنوز تعریف درستی از فرزندخوانده و نقش ناپدری و نامادری در فرهنگ ما شکل نگرفته است. حافظ هایی که سکوت می کنند "دانش آموز دبیرستانی بودم که عاشق رضا شدم و قبل از اینکه
همقدم با زائران
صبریه رازی را به پرچم و بیرق سیه آذین می بندند. مجالسی که در این خانه برپا می شوند، بیشتر اختصاص به خانم ها دارد و در آن برای حضرت سیدالشهدا(ع) روضه خوانی و مرثیه سرایی می شود. او می گوید: پدرم ایام محرم خود را وقف خدمت به عزاداران امام حسین(ع) در همین خانه می کرد؛ چند سال قبل در یکی از شب های محرم دلم گرفت و با بغض به خواهر و برادرانم گفتم، کاش راه پدر را ادامه می دادیم و به عزاداران آقا خدمت می
این قدر زوج ها را “کِش” می داد تا منصرف طلاق شوند/می گفت در قیامت درباره تبعیت از آیت الله خامنه ای ...
ازدواج بسیار فعال و در طلاق بسیار کمرنگ بود با آماری که ما از وضعیت طلاق داریم دفتر ایشان چگونه می توانست چنین آماری داشته باشد؟ شجونی: دقیقا همین بود. به ما می گفت وقتی می بینیم دو جوان که همدیگر را دوست دارند، نمی توانند ازدواج کنند، افسوس و غصه می خورم. بعضا به برخی دختر و پسرها در خیابان توصیه می کرد که به دفتر بیایید؛ با آنها آنقدر درباره ازدواج صحبت می کرد که کارشان به عقد می رسید. اما
مرثیه ماندگار بانوی بوشهری
مراسم وفاتی شرکت نکند و برای هیچ متوفایی نخواند و تمام انرژی اش را تنها و تنها بگذارد برای سیدالشهدا و ائمه و معصومین(ع). از آن سال تاکنون هیچ دعوتی را نپذیرفته و در هیچ مراسم فاتحه، سوم و چهلمی نخوانده است؛ با وجود این، اگر شخصاً خانواده بی بضاعتی را بشناسد، به همراه دخترش صرفاً به خاطر ثواب آن، مراسم نوحه خوانی انجام می دهد. می گوید: نمی دانم که چه اتفاقی افتاده که نوحه خوان ها این روزها قیمت های
آقای جیرانی! کسی در آسانسور دچار خفه گی نمی شود+ تصاویر
است؟ اگر مثلا نام فیلم همت یا نیایش بود، تغییری در کلیت قضیه ایجاد می شد؟ اگر این نام پیوندی ملموس با درام و سیر رویدادهای فیلم داشت، بحثی نبود، لیکن پارک وی حتی محل آشنایی رها و کوهیار نیست، چرا که اصولا آن ها همدیگر را در یک کافی شاپ ملاقات می کنند. این مناقشه از این باب اهمیت دارد که متاسفانه در سال های اخیر در سینمای ایران باب شده که بعضا عناوین فیلم ها هیچ پیوندی با محتوای آن ها ندارد و با
همشهری کین به شبکه یک می آید
ماه ساعت 13:30 از شبکه پنج پخش می شود. در این فیلم با بازی ناوزالدین سیدیقی و آشوتوش آچارا خواهیم دید: در یکی از روستاهای هند ارباب از یکی از رعایای خود می خواهد که در ازای طلب؛ فرزندش را برای کارگری به او بدهد ولی فرزند فرار می کند. او بعد از چند سال به همان روستا برمی گردد و ازدواج می کند. زمانی که همسر او بچه دوم اش را باردار است در حال بردن غذا برای شوهرش از کوهی که در ان محل وجود
ساز هنرمندی که بیماری را از مرگ نجات داد
صحبت کند همیشه می گفت مادر بگو ساعت بیاید و برایم فلوت بزند. حالا من از شما خواهش می کنم که به خانه ام بیایید و برای او کمی بنوازید. تجویدی می افزاید: من حدود نیم ساعت بربالین دختر فلوت نواختم و به اتفاق دوستانم با نهایت تاثر از خانه بیرون آمدیم.روز بعد با تقاضای ان مادر نواختن موسیقی برای مدت یک هفته تکرار شد. روزی مادرش با خوشحالی بسوی من آمد و گفت از دیروز خونریزی بینی دخترم قطع شد و پزشک معالجش
سرقت پراید برای خوابیدن! +تصاویر
انگیزه کامران برای سرقت پراید است. عملیات دستگیری او با شلیک پنج گلوله از سوی ماموران و تخریب 18 خودرو توسط متهم همراه بود. سابقه داری؟ 13 فقره سرقت خودرو و موتور و قمار دارم. چرا دست به سرقت زدی؟ چهار ماه پیش از زندان آزاد شدم اما شب ها جایی برای ماندن نداشتم برای همین خودرو دزدیدم تا بتوانم در آن بخوابم. ازدواج کرده ای؟ همسرم
35 سال شکنجه و آزار در خانه شوهر
بیماری شوهرش را به دادگاه ارائه دهد تا درباره اش تصمیم بگیرد. با ختم دادرسی همه بلند شدند تا دادگاه را ترک کنند. قاضی قبل از خروج حاضران به دختر جوان گفت: مراقب پدرت باش دخترم. دختر هم با تکان دادن سر حرف قاضی را تأیید کرد و در حالی که اشک چشمانش را با پشت ناخن می گرفت از دادگاه بیرون رفت
روزی که رهبر و حاج قاسم به دیدار ام البنین کرمان رفتند + تصویر
خواهند از سومین شهید خانه بگوید و او هم می گوید: محمدحسین بین دو برادر دیگرم به دنیا آمد، یعنی از محمدحسن کوچک تر و از محمدعباس بزرگ تر بود. محمدحسین 19 سالش بود که ازدواج کرد بعد هم به جبهه رفت و شهید شد. داداشم در عملیات والفجر 8 شیمیایی شد. دو سال شیمیایی بود. برادرم دو دختر دارد؛ یکی زمانی که جبهه می رفت و دختر دومش هم زمانی که شیمیایی شد به دنیا آمد.در همین بین آقای برهانی داماد
پایان 7سال کابوس نوعروس
قتل رسانده است. زن جوان که اشک می ریخت از مأموران خواست زودتر خود را به محل حادثه برسانند. دقایقی بعد مأموران پلیس آگاهی خود را به خانه این زوج رساندند و با جسد تازه داماد رو به رو شدند. این زن و شوهر 10 ماه قبل با یکدیگر ازدواج کرده اما در این مدت با یکدیگر دچار اختلاف شده بودند. شواهد نشان می داد مقتول بر اثر اصابت یک ضربه چاقو جان باخته است. همسرش در اعترافات خود
پرسش و پاسخ حقوقی
یدک کش و سه هفته خواب خودرو در تعمیرگاه به عهده کیست؟ بنده که دو روز از محل کار مرخصی گرفته و سه هفته بدون خودروبودم، خسارتش به عهده کیست؟ برای مطالبه خسارات مورد پرسش باید اقدام به تقدیم دادخواست در مراجع صالح حسب مورد شورای حل اختلاف یا دادگاه کنید. سلام بنده در سال 92 ماه رمضان که از تهران به شهرستان می آمدم و مسافر بودم، در پیاده رو یک لیوان آب خوردم که ماموران گشت بنده را
حمید رزروشن هتل بود و از من خواست دخترم را به عقد مسافر عرب در بیاورم که ..! + عکس و جزئیات
دوست بودیم و گاهی هم شوخی می کردیم، اما هیچ زمانی با خانواده یکدیگر شوخی نکردیم. روز حادثه Incident مسافر عربی به هتل آمد. مسافر عرب، مرد پولداری بود که قبل از این هم چند باری به هتل ما آمده بود. حمید به من گفت دخترم را به ازدواج این مرد عرب پولدار در بیاورم. خیلی ناراحت شدم و به او تذکر دادم درباره خانواده ام شوخی نکند که حمید گفت نه جدی می گویم که با هم درگیر شدیم. ما یقه به یقه شدیم
وقتی فهمید باردار هستم کتکم زد / او بی غیرت بود و با دوستش در خانه بود که..!
هم می ریخت می گفت او را ترک می دهیم و کمکش می کنیم. متأسفانه شوهرم وقتی مواد مصرف می کرد و دچار توهم می شد دیگر نمی فهمید چه کار می کند. بداخلاقی می کرد و مرا به باد کتک می گرفت. خانواده ام با او دست به یقه شدند اما اجازه ندادند شکایت کنم. یک شب جروبحثمان بالا گرفت. می خواست خفه ام کند. من که تازه فهمیده بودم باردار هستم و حالم اصلا خوب نبود به خانه پدرم رفتم. چند روز گذشت. وقتی می دیدم پدر و
سمفونی رنج یک زن کارآفرین
مشهد بازگشت از برادرهایم شنیدم که آب و هوای مشهد سرد شده و برف می آید، دلم به شور افتاد اما شوهرم بعد از اینکه رسید با من تماس گرفت و گفت نگران نباش رسیده ام شما تا دوزادهم نوروز در بیرجند بمانید و بعد بلیت بگیرید و باز شد، این آخرین صدایی بود که از او شنیدم. فردای آن روز متوجه شدم که همسرم شب بخاری را زیاد می کند تا بخوابد اما دیگر از خواب آرامی که در آن فرو رفته بود بیدار نمی شود، او دچار
دستگیری 373 تبهکار در عملیات رعد 4
سال داری و چندمین بار است که دستگیر می شوی؟ 39سال دارم و پیش از این 13بار به اتهام سرقت، رابطه نامشروع و... دستگیر شده ام و حدود 6سال در زندان بودم. من متاهلم و یک دختر 15ساله دارم اما چون به هرویین و شیشه معتاد شده بودم همسرم از من جدا شد و دخترم هم با پدر و مادرم زندگی می کند. قبل از آنکه سرقت خودرو را شروع کنی چه کار می کردی؟ قمار می کردم. چون در این کار حرفه ای
مادر مریم از اثبات 21سال رنج و سرگردانی خود در امریکا بازماند
دادگاه تجدیدنظر استان تهران مهرماه امسال حکم برائت دولت امریکا از قتل دختر معلول ایرانی را تأیید کرد. دختر ایرانی که مریم نام داشت، 21 سال قبل به طرز مرموزی در ایالت مینه سوتای امریکا به قتل رسیده بود و ناکامی تلاش های مادرش برای اثبات قتل وی در خاک آن کشور سبب شده بود تا این مادر سختکوش پرونده را از دستگاه قضایی ایران دنبال کند که تلاش های او تاکنون فرجامی جز برائت امریکا از این اتهام نداشته است
حیوان آزار ها از مریخ نمی آیند
خانواده کار کردم. هزینه های حمایت از حیوانات را طی سال هایی که به این کار مبادرت کردم، از محل کسب وکار شخصی خودم – که خیاطی است – پرداخته ام. البته طی سال های اخیر ورشکستگی مالی هم در کسب وکار خیاطی داشتم و اوضاع مالی من چندان مناسب نبود، ولی باز هم سعی کردم حمایت از حیوانات را به هر صورتی که می توانم، ادامه دهم. مشوق شما در این کار چه کسی بوده است؟ باید بگویم مشوق اصلی من
آرزوی یک دختر داعشی برای داشتن فرزندان تروریست! +عکس
حمله تروریستی 11 سپتامبر به برج های دوقلو این تصمیم را گرفتم. من با رفتارهای نژادپرستانه زیادی مواجه شدم. ما همسایگان بسیار بدی داشتیم. من به دنبال راهی بودم که تلافی کنم. من در زمان حمله به برج های دوقلو 17 ساله بودم. وقتی این اتفاق را دیدم تصمیم گرفتم به گروه های افراطی بپیوندم. وی در ادامه گفت: من چند سال بعد با یک وبسایتِ همسریابی آشنا شدم. در آنجا با جان جورجلاس ، یک آمریکایی که به