روایت ایوب پسر 13 ساله از لحظه وقوع زلزله - تدبیر و امید

تدبیر و امید ۱۳۹۶/۰۸/۲۹ - ۱۰:۴۲

روایت ایوب پسر 13 ساله از لحظه وقوع زلزله

بغض ایوب می ترکد و می نشیند بالای سر مزارخانه شان و مثل ابر بهار گریه می کند. ایوب خواهرش را صدا می زند، خواهری که از او 2 سال کوچکتر بود. قادر زیر بغل ایوب را می گیرد و می برد پیش خانواده اش. بچه ها با چشمانی گرد خیره شده اند به پسر نجات یافته که چرا گریه می کند! ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)