غافلگیری باجگیران آدم ربا در سر قرار - خبرگزاری تابناک
سایر منابع:
سایر خبرها
بچه ها انیمیشن ببینند/ با معراجی ها همراه شوید
به گزارش خبرگزاری مهر ، فیلم های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن ضد گلوله ، خاطرات مرد نامرئی ، مردان آفتاب ، جک ناقلا ، امید و شجاعت ، میش ، گربه کلاه به سر ، سر پر سودا ، مزرعه ، شرف خانواده فاضل ، افسانه ناشناخته ، معراجی ها ، سفر بزرگ ، بزرگ ترین نبرد محمدعلی ، میمون قهرمان ، تجارت آلوده ، مدرسه پیر مردها ، پیمان جاودان زندگی ، به دام افتاده ، مار و پله ، معمای ارتا ، ابراهیم خلیل الله ، سخره
چگونه با ورشکستگی و بیکاری همسرمان برخورد کنیم؟
نقش زن خانه در شرایط ورشکستگی اقتصادی، بیکاری و بحران مالی با همسرش خیلی مهم است فشار روانی، استرس و تحمل تنش های بسیار، عدم رضایت از خویشتن، احساس خود کم بینی و بی ارزشی کردن، ناامیدی، حس تنهایی و طرد شدن، مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفتن، آلوده شدن به اعتیاد و جدایی از جمله پیامدهای منفی بیکاری بر مرد خانه است. هر کسی در زندگی خیلی راحت می تواند کار پیدا کند، اما خیلی راحت تر
خاطرات خبرنگاران از اولین روز مدرسه
به گزارش دولت بهار به نقل از فارس، به مناسبت اولین روز سال تحصیلی به سراغ خبرنگاران رفتیم و از آنها درباره خاطره اولین روز سال تحصیلی سوال کردیم. * اول مهری که یک سال زودتر به مدرسه رفتم رضا امامی: نخستین روزی که من به مدرسه رفتم مهر ماه سال 67 بود که مادرم صبح زود بیدارم کرد و بعد از خوردن صبحانه، روپوش سرمه ای یقه گشادی را تنم کرد، یک کیف صورتی هم که چند روز قبل پدرم از
رژیم صهیونیستی باباجون را به اسکار فرستاد
. داستان این فیلم بر مرد جوانی متمرکز است که رویایش این است که به یک حرفه ای در دنیای دوچرخه سواری بدل شود. ایسلند: قوچ ها ساخته گریمور هاکون آرسون زندگی در دهکده ای آرام در ایسلند را مورد توجه قرار داده که دو برادر قوی برای نجات گوسفندان شان تلاش می کنند. ایرلند: زنده باد ساخته پدی بریتناچ، فیلمی اسپانیایی زبان درباره کوبا است که با تحسین جشنواره تلوراید روبه رو شد. در حالی
اولین شغل ثروتمندترین های جهان چه بود؟
مجلل او کنار تپه ای مشرف به دریاچه واشنگتن قرار دارد که مالیات سالانه این خانه 991 هزار دلار است. بیل گیتس 58 ساله که اکنون ثروتمندترین فرد جهان است توانست در سال گذشته با افزایش 8/15 میلیارد دلاری سرمایه خود دوباره جایگاه اول را در میان سرمایه دارهای دنیا به دست بیاورد. کارلوس اسلیم هلو، $ 61.8 Billion محال است وارد مکزیک شوید و هر لحظه پول تان به جیب اسلیم نریزد. کارلوس اسلیم هلو، دومین مرد
تصاویر/اتفاقی مرموز در کره شمالی
سی ان ان اطلاع دادند که چند مرد مون را به زور سوار خودرو کردند و او را بردند. اما یکی از مقامات کره جنوبی ادعا کرد که این گفته از کاملا بی اساس است. حال آنچه اهمیت دارد ناپدید شدن مون است. خانواده او بسیار از این بابت نگران هستند. کیم سون جونگ (مادر) و مون سونگ جین (پدر) این دختر بسیار مضطرب هستند سفر به پیونگ یانگ سی ان ان با والدین مون در آپارتمان آن
زن شجاع مرد هوسران را به دام انداخت
دست داد و تصادف کرد. متهم نیز بعد از مرخص شدن از بیمارستان در بازجویی ها گفت: من معتاد به شیشه هستم. روز حادثه مقدار زیادی شیشه مصرف کرده بودم و توهم داشتم. وقتی زن جوان را به عنوان مسافر سوار خودرو کردم، نقشه سیاهی به فکرم رسید و تصمیم گرفتم او را بربایم و پس از اجرای نیت شومم اموالش را سرقت کنم و با پول آن شیشه بخرم اما هرگز فکرم نمی کردم که او زن ورزشکاری است و این گونه مرا گرفتار می کند. متهم برای تحقیقات بیشتر به دستور قاضی ایلخانی در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت.
کمک بزرگِ کوچک مرد کرمانی به انجمن حمایت از زندانیان
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمان ، محمد محمدی دانش آموز کلاس چهارم مدرسه مهر کرمان در یک اقدام خداپسندانه مبلغ بیست میلیون ریال پول نقد قلک خود را به انجمن حمایت از زندانیان کرمان اهدا کرد. وی گفت: این مبلغ را با هدف خرید لوازم التحریر وپوشاک برای دانش آموزان بی بضاعتی که والدینشان در زندان بسر می برند کمک کرده ام. این خیر خردسال با بیان اینکه الگوی او در این زمینه پدرش است
آدم ربایی 17ساعته در پارک چیتگر
مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : ساعت 10 صبح دیروز مرد 50 ساله ای به نام قاسم در پیکانشهر در حالی که داشت ماشینش را داخل کوچه می شست توسط سه سرنشین پراید سفید رنگ ربوده شد. همسایه ها که متوجه ماجرا شدند خانواده این مرد را در جریان موضوع قرار دادند. در حالی که دختر جوان با مراجعه به کلانتری 181 عوارضی شکایت خود را مبنی بر ربوده شدن پدرش ثبت کرد آدم ربایای با تلفن او تماس
همه چیز درباره ابو عمر الشیشانی
فراوانی از سکنه ی پانکیسی می گویند اواسط دهه 2000 این وضعیت باعث دو پاره شدن ساکنان منطقه شد که اغلب بر حسب سنشان در دو گروه متفاوت قرار گرفتند، و در نتیجه آنها که سن و سالشان بیشتر بود به همان مسجد اصلی صوفی می رفتند و جوان تر ها با تعلیمات مسجد جدید رادیکال می شدند. این مسئله به تنش های قابل توجهی با پلیس منجر شد تا اینکه همه چیز با انقلابی که در هزاران مایل دورتر رخ داد حل و فصل شد. بزرگ
نظر مردم درباره رهبر معظم انقلاب
نذری پیام را تمام می کردند: هزار حمد را به اشک می خوانم. آن ها نوشتند که این خبر حتّی از خبرِ مرگِ پدرشان هم نارحت کننده تر بود: وقتی سه ماه پیش پدرم فوت شد، طبیعتا ناراحت شدم، اما وقتی خبر پریروز رو حوالی 8 صبح از دوستان شنیدم، دنیا رو سرم خراب شد. برخی هم مطمئن نوشته اند؛ بی غلط و با زبانی شیوا: اینجا برای کوری دشمنانت دود اسفند به چشم آسمان فرستادیم و نذر سلامتی ات ختم صلوات گرفته ایم. بسیاری
بمباران قبرستان، اجساد شهدای دفن شده را بار دیگر تکه تکه می کرد/فقط روز اول و دوم 64 زن و کودک دفن کردند
/> 6 مهر حال مادرم بد شد و پدرم مجبور شد که از خرمشهر با برادر کوچکم به طرف شوشتر بروند آنها با خود یک مختصر وسیله مانند: قالیچه کوچک، والر نفتی، گاز پکنیکی برای پخت و سه تا رختخواب .. برداشتند و در مدرسه ای در شوشتر مستقر شدند. سیار وضعیت بدی داشتند و پولی هم نداشتند با کمک خانواده های خرمشهری که در شوشتر رفته بودند در مدرسه سکنی گرفتند، مردم فکر می کردند حداکثر یک ماهه به شهر برمی
بزک BBC فارسی روی چهره کودتاچی ایرانی
همچون لرد کرینگتون و ادوارد هیث، نخست وزیر سابق انگلستان و چند شخصیت ایرانی در انگلستان داشت. در ملاقات بعدی به کمک خانم ویوین تماس با دکتر اعتبار حاصل شد. دکتر اعتبار این مسئولیت را به شرطی پذیرفت که بختیار در جریان قرار نگیرد، چون بر این باور بود که بختیار با دخالت خارجی ها در خروج خود از ایران موافقت نخواهد کرد. ویوین قبول کرد که پدر را در جریان پروسه خروج وی از ایران نگذارد. داوود
از رنگ خون خدا عکاسی کردم
رودهای اعزام رزمندگان انداختید. این تصویر چگونه ثبت شد؟ *مویدی: این عکس مربوط می شود به روزهای اعزام نیرو و وداع مادر ها با پسرانشان. وقتی این لحظه را دیدم سریع در سه فریم آن را ثبت کردم. وقتی بردم اداره آقای کلاری و یکی دیگر از همکار ها عکس را دیدند و تعریف کردند. خب من یک جوان 26 ساله بودم و این برایم خیلی خوشایند بود که عکسم مورد توجه قرار گرفته است. کم کم عکس در خیلی جاها
بزک BBC فارسی روی چهره کودتاچی ایرانی در لندن+تصاویر
بود که نقشی عمده در نخست وزیری بختیار به خاطر دوستانی همچون لرد کرینگتون و ادوارد هیث، نخست وزیر سابق انگلستان و چند شخصیت ایرانی در انگلستان داشت. در ملاقات بعدی به کمک خانم ویوین تماس با دکتر اعتبار حاصل شد. دکتر اعتبار این مسئولیت را به شرطی پذیرفت که بختیار در جریان قرار نگیرد، چون بر این باور بود که بختیار با دخالت خارجی ها در خروج خود از ایران موافقت نخواهد کرد. ویوین قبول کرد که پدر را در
بابک زنجانی یا بابک مرتضی زنجانی متولد 1353 تاجر ایرانی /معمای قرن 21 که قوه قضاییه از آن پرده برداری ...
به ترکیه فرستاده بودم. سفته های ترکیه را داشتم. کسی هم به من کمک نکرد. حتی پدرم نیامد با طلبکارها صحبت کند تا من بتوانم سفته هایم را به پول برسانم. همه ایستادند و نگاه کردند. * یعنی خانواده تان اصلا کمک تان نکردند؟ – خیر. حتی یک بار هم جلو نیامدند. * آقای زنجانی، چه وقت ازدواج کردید؟ – من هنوز ازدواج نکرده ام. یک موردی برای ازدواج بود که اتفاق نیفتاد. * به خاطر چک های
دزدی که شگردش برای سرقت خنثی شد: چاره ای نداشتم،روزی40هزارتومان پول شیشه می دهم
مسافر مسیر تربت حیدریه سوار یک خودرو شده و پس از عوارضی با حالتی خشن به سمت راننده حمله ور شده و ادعا داشته که مسیر را اشتباه می روند. پس از توقف راننده در کنار جاده، مسافران از خودرو پیاده شده و مرد جوان نیز با برداشتن سوئیچ خودرو به سمت بیابان های اطراف می دود و کلید را به داخل زمین های اطراف بزرگراه پرت می کند. وی خاطرنشان کرد: در این لحظه راننده به سمت کلید می دود و مرد جوان نیز با عجله
ناگفته های اولین مجری نابینای تلویزیون
باشد اگر بدانید این برنامه در منزل شخصی خانم مجری تصویربرداری شده است. علایی بارها در حین ضبط برنامه برای مهمانانش چای دم کرده و شربت و شیرینی آماده کرده است. و به قول خودش همه چیز در این برنامه واقعی واقعی است. نمی توانستم قبول کنم نابینا شدم مسیح علایی متولد متولد 22 مهر سال 57 در تهران است. پدرش یکی از همافران ارتش بود. بنابراین از دوم ابتدایی با خانواده اش به دزفول رفت و دوم و
کادوهای عروسیش را به خانواده های شهدا داد
آقا گوشه ی حیاط گریه می کرد. خودش هم گریه ش گرفته بود. دستم راگذاشت توی دست مادر، نگاهش را دزدید. سرش را انداخت پایین و گفت دلم میخواد دختر خوبی برای مادرم باشی. دستم را کشید، برد گوشه ی حیاط . گفت این پاکت ها را به آدرس هایی که روشون نوشته م برسون. وقت نشد خودم برسونمشون زحمتش میافته گردن تو. پول هایی که برای کادوی عروسیش جمع شده بود، تقسیم کرده بود. هر پاکت برای یک خانواده شهید.
پایان 17ساعت گروگانگیری برای 4میلیون تومان
یکی از گروگانگیران هستند که برای گرفتن پول سر قرار حاضر شده بودند. راننده آژانس خود را بی گناه دانست و مدعی شد که اصلا آدم ربایان را نمی شناخته است. وی گفت: آنها با آژانس تماس گرفتند و درخواست خودرو کرده بودند. 2نفری که سوار ماشینم شدند از من خواستند که به محل مورد نظر بروم و بسته ای تحویل بگیرم. من اصلا نقشی در این گروگانگیری ندارم و نمی دانستم که این مرد میانسال گروگان آنها بوده است.
سرقت های پلیس قلابی با کارت جعلی + عکس
چرخ های خودروی او را هدف گرفتند و پس از اصابت چند گلوله به چرخ ها، خودرو متوقف شد. این اما پایان ماجرا نبود؛ چرا که راننده تصمیم گرفت با پای پیاده به فرار ادامه دهد که مأموران او را هدف گرفتند و با شلیک گلوله به پایش، وی را دستگیر کردند. مرد جوان به خودروی پلیس منتقل شد و مأموران در بازرسی بدنی او، یک کارت شناسایی جعلی با عنوان سرگرد پلیس مبارزه با مواد مخدر کشف کردند. به این ترتیب وی
شهید همت در سپاه مظلوم بود
تماس گرفتم، هیچ کس جواب نداد. دلم شور می زد. دیدم مهندسین در خط مشغول کار خود بودند و خاکریز می زنند. دیگر دلم طاقت نیاورد. سوار ماشین شدم با بی سیم چی و راننده به خط رفتیم. سراغ حاج رضا را گرفتیم اما خبری نبود. پای میدان مین عراقی ها رفتم. گردانی که باید به ارتفاعات قلاویزان می رفت هم مانده بود. دستور دادم تا راه را باز کنند و سریع بالا بروند. ساعت حدود 45/3 صبح بود. برگشتم دیدم مهندسین لشکر کار
نجات 7 گروگان نوجوان از شکنجه گاه مردان خشن
نوجوان در اظهاراتی مشابه به کارآگاهان گفتند از سوی پنج مرد خشن ربوده شده و برای اخاذی از خانواده هایشان تحت شکنجه قرار گرفته بودند. یکی از آنها گفت مدتی قبل بود که همراه دوستانم که همگی نوجوان هستند برای یافتن کار به صورت غیر قانونی از مرز عبور کردیم و خودمان را به پایتخت رساندیم. چند روز قبل بود که مردی افغان به ما گفت که کار خوبی در یکی از باغ های فردیس کرج برایمان پیدا کرده و کارفرما حاضر است
فرهنگ در رسانه
سپردند که به مقصد تهران حرکت می کردند. طبیعی است تازگی این گزارش ها از دست می رفت. بارها پیش آمده بود گفت وگوی گزارشگران ما با یک رزمنده زمانی پخش می شد که خبر شهادتش به تازگی به خانواده اش رسیده بود و خانواده ها با رادیو جبهه تماس می گرفتند و می گفتند ما امروز صدای فرزندمان را از رادیو شنیده ایم، پس او شهید نشده است و آن وقت باید توضیح می دادیم گزارش ها یکی دو هفته پیش ضبط شده است. خیلی ناراحت
پیدا شدن جسد کودک یازده ساله در بیابان های دولت آباد
به گزارش قدس آنلاین از اصفهان ، سرهنگ حسین حسین زاده در نشست خبری خود با خبرنگاران اظهار داشت: حدود یک و نیم ماه پیش خانواده ای در دولت آباد اصفهان با اعلام مفقودیت پسر بچه یازده ساله خود به نام "سید مهدی" از درب منزل یکی از بستگان ، پلیس آگاهی استان را در جریان پیگیری این پرونده به صورت ویژه قرار دادند.وی با بیان این که تحقیقات پلیس یک ماه به صورت مستمر ادامه داشت، خاطرنشان کرد: در طول این مدت
گذری بر تجربه های سخت زنان جنگ زده
دوچرخه شدن یا دیدن بچه ای در ماشین پدرش برای بسیاری از بچه ها یک حسرت بزرگ بود. زندگی های مرفهی که دیگر اثری از آن نبود بسیاری از زنانی که در سال های اول جنگ آواره شدند تا قبل از شروع جنگ، شرایط خوبی داشتند. عده ای از آنها جزو اقشار مرفه جامعه بودند و اکنون با آغاز جنگ، باید همه زندگی خود را در بقچه ای می پیچیدند و از ترس جان خود و خانواده شان، آواره کوه و صحرا می شدند. این شرایط
کیمیاگران دفاع مقدس
سرانجام خبر شهادت رزمندگان را به خانواده آنان داده بودم و با این کار سعی داشتم کمی از آلام و چشم انتظاری خانواده های این عزیزان بکاهم ولی این بار گویی زبانم قفل شده بود و نمی توانستم خبر شهادت حمید را به خانواده اش بدهم چون حمید تنها نوزده ساله بود که با اصرار فراوان توانسته بود رضایت کسانی را که برای او در حکم پدر و مادر بودند،جلب کرده و و راهی سرزمین عاشقی بشود. چون حمید پدر و مادر جوان
جوانان ایرانی که با افغانی ها ازدواج می کنند
ایرانی مدعی است روزی سه زن ایرانی برای ازدواج با مرد افغان و هر پانزده روز یک بار سه پسر ایرانی برای ازدواج با دختر افغانی به این سفارتخانه مراجعه می کنند. **پای علاقه در میان است چند سالی است که ازدواج تا حدودی از قالب سنتی خارج شده و علاقه بین دختر و پسر در اولویت قرار گرفته است. زهرا17 ساله از اتباع افغانی درباره علاقه خود و همسرش می گوید: علاقه ای که بین من و شوهرم وجود داشت ما
جولان لوازم التحریر خارجی در بازار لرستان در نبود نظارت
کتاب های درسی که در مقایسه با سال های گذشته قابل مقایسه نیست و خیلی بالا رفته است، تنها یک دست کتاب درسی دوره ابتدایی بیش از 30 هزار تومان قیمت دارد و این اصلاً قابل قبول نیست. مریم ابراهیمی که به همراه دختر 9 ساله اش برای خرید لوازم التحریر به بازار آمده در پاسخ با این سؤالم که امسال قیمت های لوازم التحریر چطور است؟ با گلایه کیفی را که برای دخترش خریده باز می کند و چند دفتر 40 برگ از آن
گفت وگویی با پدیده خندوانه
او رشته تجربی را بخواند اما این اصرار هیچ فایده ای نداشت او می گوید : آنقدر مردود و مردود و مردود شدم که آخرش پدرم با پای خودش رفت دفترچه سربازی گرفت تا من سربازی بروم. من کلا از درس بدم می آمد. همین الان هم اگر شما یک چیزی دست به من بدهید و بگویید باید بخوانی بدم می آید و نمی توانم انجام بدهم. پدرم کلا نقطه مقابل من بود. خدابیامرز یک نظامی فوق العاده جدی بود. هیچ وقت نمی خندید. صبح ها ساعت پنج و