پدر بزرگ نوه آلمانی اش را ربود - شفاف
سایر منابع:
سایر خبرها
جسدی که شش سال در سطل یخ مخفی بود
داستان حاضر یکی از دلخراش ترین داستان های جهان است که به آن می پردازیم. تیان زومینگ چند سال قبل پسر خود را از دست داد و تصمیم گرفت جسد وی را داخل یخچال خانه نگهداری کند. بعد از آن روز می توانست همچنان پسر خود را ببیند و با وی حرف بزند. اگرچه حتی بازهم تحمل غم از دست دادن پسرش سخت بود. تیان زومینگ 60 ساله، نجار ساکن دهکده هوانگ لینگ در چین در سال 1979 ازدواج کرد و زندگی فقیرانه ای را با
سرداری که در سرباز شهید شد
که رزمندگان خراسان که در چند مدرسه مستقر شده بودند دیدم. در بین آنها، فرد شاخصی که قوی هیکل بود و با یک چهره پرصلابت خودش را نشان می داد، وجود داشت. این شخص، شهید شوشتری بود که با او آشنا شدم. شهید شوشتری به پایگاه منتظران شهادت که پیشتر باشگاه گلف آمریکایی های پیش از انقلاب بود و در زمان جنگ تبدیل به پایگاه منتظران شهادت شده بود و محل تجهیزات و تدارک و فرماندهی هم آنجا قرار داشت
دردسر دفن سگ برای پلیس پایتخت
ماموران پلیس وقتی در تماس اهالی جنت آباد برای بررسی موضوع دفن جسد رفتند نمی دانستند با لاشه یک سگ روبرو می شوند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان،روز جمعه مرد میانسالی هراسان با پلیس تماس گرفته و از دفن یک جسد در کنار خانه اش خبر داد. با حضور ماموران در جنت آباد تحقیقات از مرد همسایه که موضوع را به پلیس اطلاع داده بود آغاز شد. مرد میانسال گفت: ساعتی قبل در حال تماشای خیابان بودم که یک پراید سفید
سریال گمشده را از دست ندهید
کنیم؛ قصه درواقع در یک رفت و برگشت زمانی 15 ساله روایت می شود و پدر در سال 2013 میلادی، هنوز در حال ردیابی اثر پسر گمشده اش است. او هر راهی را می رود و تن به هر خطری می دهد. با این که 15 سال از واقعه گذشته، موفق می شود با مدرک کوچکی از پسرش، کارآگاه اصلی پرونده یعنی جولیان باپتیست را که حالا بازنشسته شده، در این جست و جو با خود همراه کند. ما بارها به زمان حال و زمان گم شدن کودک
روزهای آخر پادشاهی تروریست پرورآل سعود درمیان خون وآتش/ سران سعودی درسیاست خارجی مردود ؛ در برابرعربها ...
اند. در اوائل سپتامبر ملک سلمان 79 ساله همراه با پسر 30 ساله اش سفری به واشنگتن داشت. در آن هنگام به رغم آنکه هنوز موضوع جانشینی پادشاه عربستان، یک مساله فرعی بود در پس زمینه قرار داشت، آمریکا نگران بود که امکان دارد، پسر پادشاه با ولیعهد بر سر جانشینی پادشاه وارد مبارزه قدرت شود. واشنگتن نظرش بر محمد بن نایف است، چون او را در مبارزه علیه القاعده قابل اعتماد می شمرد. اما
صمدی آملی:هبوط حضرت آدم(ع)، در کدام سرزمین بود/خاتم انبیا قبل از حضرت آدم نبی بود/دو طفل مسلم(س) چگونه ...
شروع به تولید مثل کنند. طولی نمی کشد که جمعیت زیاد شود. اگر خشکی بخواهد با رفتن ستاره ی ثوابت، ولو یک درجه وقت بگیرد، این یک درجه، 7200 سال شمسی طول می کشد که در این مدت، حضرت آدم حدود 170 فرزند و نوه و نتیجه و نبیره داشتند که دور ایشان جمع می شدند و حرف می زدند، اما آدم سکوت می کرد. حضرت آدم بسیار کم حرف بودند، به این علت که خدای متعال از ایشان تعهد گرفتند که با سکوت او را ملاقات کند. فلذا آن که
روایتی از جنایت سعودی ها در به خاک و خون کشیدن مجلس عروسی در یمن
به رسم و رسوم یمنی ها، با ورود عروس و داماد مردها باید خانه را ترک کنند. به جز عموی عبدالله، یکی از عروس ها و 10 نفر دیگر از اعضای خانواده وی از جمله پدربزرگ و مادربزرگ اش کشته شدند. یکی از مقامات وزارت بهداشت در استان ذمار گفت: شمار کشته شدگان به 66 نفر -33 زن، 18 مرد و 15 کودک - افزایش یافته است؛ در حالی که 54 نفر زخمی شده اند. تصویر به اشتراک گذاشته شده توسط پدر عبدالله نشان می دهد
پسر نوجوان قربانی انتقام خواستگار مادر
ادامه با حضور مادر مقتول در پزشکی قانونی، هویت پسر وی شناسایی شد. با تحقیق از مادر مقتول، او در اظهاراتش گفت: پس از فوت شوهرم با فرزندم زندگی می کردم و قرار بود به زودی ازدواج کنم و هرازگاهی هم مردی که از آشنایان خانوادگی مان بود، در امور خانه به ما کمک می کرد و آخرین بار هم پسرم قرار بود با حمید آشنای خانوادگی به خرید برود که از آن موقع به بعد دیگر از او خبری ندارم و حتی این مرد پاسخگوی
این دل شده هیأت اباعبدالله(32)/دستش به دست زینب و میخواست جان دهد
چنین با غریب تا نکنید دستهای مرا جدا سازید تار مویی از او جدا نکنید پیر مرد است بر زمین خورده است نیزه ی خویش را عصا نکنید نعل تازه بر اسبها نزنید حلقه در حلقه چکمه پا نکنید آب هم نخواستیم ای قوم به تنش تیغ ونیزه جا نکنید با خدا حرف می زندآرام جان زهرا سر و صدا نکنید دستش از کتف
بازتاب خبر مرگ سفیر سابق کانادا در تهران در رسانه های غربی
مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه کالیفرنیا برکلی کسب کرد. او تا سال 1984 میلادی سرکنسول کانادا در نیویورک بود. پس از آن وی به عنوان مشاور بحران های سیاسی با شرکت "نابیسکو" همکاری کرد. او یک پسر به نام داگلاس و دو نوه داشت". روزنامه "واشنگتن پست" از "تیلور" به عنوان "مرد قهرمان" و "ناجی گروگان های امریکایی در تهران" یاد کرده است. این روزنامه امریکایی تاکید کرده زمانی که فیلم "آرگو
اشعار شب چهارم محرم؛ دو طفلان حضرت زینب(س)
، پرپر ِ تو خارج از گود مکن این دو کفن پوش مرا طفل هایم به فدای علی ِ اکبر تو چقدر برزخ سردی است دراین ظهرعطش چقدر گرگ نشسته است به دور و بر تو آینه های مرا خرد بکن زیر غمت تا نبینند به سر نیزه سر اصغر تو بپذیر این دو پسر را که خدا ناکرده تا نبینند اسیری من و دختر تو دربساطم به جز این دو پسرم هیچ نبود شرمگین است
مرحمت بالازاده؛ شهید 11 ساله ای که حکم جهادش را از دستان مقام معظم رهبری گرفت
برگشته و با این مجوز وارد تیپ عاشورا شد و در عملیات های بسیار جانفشانی کرد. شهید بالازاده حدود سه سال در جبهه های جنگ حق علیه باطل با دشمن جنگید و خیلی کم به خانه و نزد خانواده اش می آمد و هر وقت هم که چند روزی به مرخصی می آمد، در مساجد و منابر و مجالس، روز و شب به تبلیغ و جذب نیروی داوطلب بسیجی برای اعزام به جبهه می پرداخت. وی حتی راضی نبود که پدر و مادرش متوجه مجروحیت و آثار زخم های
مداحی، اشعار و مقتل چهارم محرم فرزندان حضرت زینب (س)
/> مردی نمانده غصه نخور زینبت که هست جانم فدات ناله غربت نکش فقط مویم سفید شد به تماشای عشق تو من مادر شهید شدم پای عشق تو.. سید محمد میرهاشمی : زینبم ، عقل ، پریشان من است عشق ، سر گشته و حیران من است رو کنم برگه ی دیگر در عشق وقت جانبازی طفلان من است روز عشق است کنون این دو غزل بهترین
ورود تضادهای سیاسی به سفره مردم به جای نان!
اجازه می دهد در این زمینه اظهارنظر کند، جزء عوامل محیطی کمرنگ شدن اعتماد در جامعه است. سومین شکاف هم شکاف اعتقادی است. هر چه جامعه از معیارهای اخلاقی و مبانی دینی فاصله بگیرد نتیجه آن افزایش آسیب های اجتماعی می شود. بنده چند روز پیش مشهد بودم خجالت کشیدم وارد یکی از اماکن مقدس شوم وقتی زنان و دخترانی را دیدم که با چه پوشش و آرایشی در حرم حضور داشتند. چرا اعتقادات جامعه تا این حد کمرنگ شده است؟ چرا
نخستین برپاکننده مجلس امام حسین(ع)
، فاطمه(علیهاالسلام) بودم. چون حسین(علیه السلام) به دنیا آمد، رسول خدا(صلی الله علیه وآله) به من فرمود: ای اسماء! فرزندم را بیاور! من نیز حسین(علیه السلام)را در پارچه سفیدی پیچیدم و نزد آن حضرت آوردم. ایشان در گوش راست او، اذان و در گوش چپش، اقامه گفت و آن را در دامن خود گذاشته و گریست. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت باد! برای چه گریه می کنید؟ فرمود: بر این پسرم می گریم. گفتم: او که هم اکنون به دنیا
این دل شده هیأت اباعبدالله(30)/ لطفی کن و اجازه بده ای برادرم!
یاران شد و...حرفی نزدم اکبرت راهی میدان شد و...حرفی نزدم در حرم تشنه فراوان شد و...حرفی نزدم بگذار این پسران نیز به دردی بخورند این دو تا شیر جوان نیز به دردی بخورند نذر خون جگرت باد ،جگر داشتنم سپرسینه ی تو سینه سپر داشتنم خاک پای پسران تو پسر داشتنم سر به زیرم مکن ای شاه به سر داشتنم سر که زیر قدم
روستایی که رکورددار بیشترین نابینای کشور است
گردد به بی توجهی و نادیده گرفتن مسئولان. وقتی دختری جایی کار کند روی پای خودش است، درآمد دارد و بالاخره یک نفر هم پیدا می شود که شاید به عنوان زن دوم هم که شده او را بگیرد. حرف های آخر علی مثل یک لیوان چای سیاه و غلیظ است که بخواهی بدون قند پایین بدهی: بعضی بچه های ما از بیکاری دارند به مواد رو می آورند، تا حالا یک دختر و چند تا پسر داشتیم، چرا؟ چون کسی ما را نمی بیند. یک دختر دیگر
تبعیض بین فرزندان عامل قتل شد
او می خواست انتخاب کردم. اما بعد از اینکه قبول شدم برای اینکه به حرف آن ها گوش ندهم به دانشگاه نرفتم. سال بعد دوباره در کنکور شرکت کردم و رشته ای را که می خواستم انتخاب کردم. شقایق هیچ وقت با من مشکلی نداشت و حتی بیشتر اوقات که با مادر و پدر بحثم می شد طرف من را می گرفت که از شدت دعوا بکاهد، ولی نمی دانست همین کارهایش من را عصبانی می کند. ترم چهار دانشگاه بودم که با همسرم آشنا شدم و
مرثیه عاشورایی علی معلم دامغانی به مناسبت حلول ماه محرم
/> غرق خون گشت روستای زمین سال خونین که قریه ابری شد پدرم بود کدخدای زمین سال نفرین مادرم تا حشر گشته چون سایه در قفای زمین پدرم مُرد و مادرم دق کرد پسری گشت پیشوای زمین خاک کرد آن دو کشته غم را در زمین رسم شد عزای زمین پسر پیر رفته شاعر بود شعرها گفت در رثای زمین آسمان سوگوار شد چون خواند تنگ دل گفت مرحبای زمین با سلامش
نذری برای سلامتی شهید
خالی مادر آن روز که برای تهیه گزارش به خانه شهید خشم فر رفتیم مادر شهید در خانه نبود. آقای خشم فر، پدر شهید می گفت: چند روز پیش حالش بد شد و او را به بیمارستان بردیم. همسرم بیماری قند دارد، کلیه هایش مشکل پیدا کرده، مجبور است انسولین تزریق کند. در کنار بیماری قند مشکلات دیگری هم برایش به وجود آمده. مثلا چشم هایش به شدت کم بینا شده و دیگر نمی تواند چهره افراد را تشخیص دهد. پدر شهید نگاهی
شاه گفت به جان مصدق آسیبی نرسد
11 صبح جلسه مشاوره آن روز خاتمه یافت و عده ای از حاضرین در آن مجلس به شهر مراجعت کردند و فقط چند نفری همانجا ماندند. پدرم تا یک ساعت بعدازظهر مشغول انتخاب افراد برای پست ها و مقامات حساس بود تا بلافاصله پس از ابلاغ فرمان به مصدق، مشغول کار شوند و هیچ فراموش نمی کنم که در همان اطاق، میز کوچکی قرار داده شد که آقای پرویز یارافشار که بعدا هم سمت رئیس دفتر مخصوص نخست وزیر را عهده دار شد پشت آن نشسته
موسوی تبریزی: امام اجازه اجرای حکم سنگسار را نداد
لاجوردی، دادستان انقلاب تهران دستگیر شده بود: مرحوم آقای لاهوتی را من از زمان شاه می شناختم و به ایشان علاقه داشتم. مجلس هم بود که ما در دوره اول نماینده بودیم. با آقای هاشمی هم رفیق و فامیل بود و دو پسرش دامادهای آقای هاشمی هستند. منزل ما هم جماران بود و همسایه بودیم. خانم من با دختران و خانم آقای هاشمی ارتباط داشتند. من دادستان کل انقلاب بودم اما از بازداشت آقای لاهوتی خبر نداشتم. بعدازظهر آقای
شاهد کودتا که ناجی کودکان فلج شد
نزدیک شاهد فجایع آن روز بودم، علاقه ام بیشتر به ایشان شد. ما ناظر بودیم که اراذل و اوباش و یک عده ای ناراضی هجوم آوردند به خانه ایشان و باز می شنیدیم که دکتر مصدق گفته بودند که من اینجا می نشینم با همسرم. این مرد بزرگ حاضر بود که این ها بیایند ولی ایشان از آنجا خارج نشوند و به زور دکتر مصدق را از راه دیگری بیرون بردند و گویا از آنجا ایشان تسلیم دولت شد. پس از دستگیری دکتر مصدق به وسیله یکی از
زندگینامه امام حسین (ع)
دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت
مراسم مامی توانیم با حضور علی مشهدی
نباشید مادر و خاله ها و مادربزرگ و بلند شدن پیش پایش، احساس کرده که دیگر مرد شده. پسر کلاس پنجمی که به صورت خانوادگی در تابستان در منزل خیاطی می کرده اند، گفته که ما بچه ها سعی می کنیم پر توقع نباشیم و آرزوهای پرخرج نداشته باشیم تا پدرمان کمتر سختی بکشد! پسربچه ای که با ده هزار تومانیِ اولین حقوقش به خانه آمده و وقتی می بیند مهمان دارند و چیزی در خانه ندارند، از همه ده هزار تومان دل کنده برای حفظ
سخنان افراد گرفتار در دام ماهواره
، طلاق و جدایی، ایستادگی در برابر والدین و قوانین خانواده در ذهن مخاطب ، و برداشت غلط از مضامینی همچون آزادی زنان یا برابری زن و مرد در جامعه می شود. تماشای ماهواره عامل طلاق یک زوج جوان شد زن جوان نفس عمیقی کشید و افزود: چند ماه دیگر هم گذشت و منصور روز به روز نسبت به مسائل اعتقادی و تعهدهای زناشویی مان بی تفاوت تر می شد تا این که فهمیدم با زن دیگری نیز ارتباط برقرار کرده است
روز سوم محرم الحرام چه اتفاقاتی رخ داد؟
به گزارش شیعه نیوز ، وقایع روز سوم محرم الحرام ورود عمر سعد به کربلا سعد بن ابی وقاص با خاندان رسول اکرم(علیهم السلام) رابطه خوشی نداشت حتی در شورای عمر حق رأی را به عبدالرحمن بن عوف داد و بعد از کشته شدن عثمان با حضرت علی(علیه السلام)بیعت نکرد. پسرش عمر بن سعد راه پدر را ادامه داد و با این خاندان که هادی امت بودند رابطه خوبی نداشت، ابن زیاد ملک ری رابه عمر سعد داده بود. چون ابن
به اندازه یک تراکت دستت را دراز کن
تبلیغی سفره خانه را پخش کند. سرش را می خاراند: یعنی گارسونم اما بخشی از کارم هم اینه دیگه. در کنار محمد پسر بچه کوچکی را می بینم که تراکت های همان سفره خانه را پخش می کند: مادرم آشپز این سفره خانه است، من هم بنر پخش می کنم. 14 ساله است و تا چهارم ابتدایی درس خوانده، با لکنت حرف می زند: ماهی 500 هزار تومان می گیرم بخشی را پس انداز می کنم مقداری را می دهم به مادرم. حتی درست نمی داند چند ساعت در روز
36 نکته ای که هر مردی باید درباره بارداری بداند!
. 4. بدون شک اطرافیان به خصوص آنهایی که به زودی قرار است پدربزرگ و مادر بزرگ شوند (هرچند احتمالا پیشتر و با به دنیا آمدن نوه های دیگر به چنین مقامی رسیده اند!) شوکه خواهند شد. پس احتمالا تغییراتی در رفتار آنها خواهید دید. خود را برای همه چیز آماده کنید. 5. همسرتان باردار است و دوست دارد در خانه به نوعی حکمرانی کند. شما به عنوان شوهری که او را درک می کنید و خواسته هایش را حتی اگر
بن بست سالمندی!
سلامت و جایگاه اجتماعی-فرهنگی در ایران اشاره کرده است. نگاه به سالمندان در قالب مادربزرگ و پدربزرگ دلسوز اشتباه است وی همچنین با نقد نگاه به سالمندی در ایران اظهار کرد: از این دیدگاه انزوا چه برای سالمندان زن و چه برای سالمندان مرد وجود دارد. نمود آشکارش این که سالمندان کمتر از گروه های دیگر در رسانه ها مخاطب قرار می گیرند. حضور آنان در رسانه ها اساسا در قالب نقش های کلیشه ای