بیعت با امام حسین بیعت با خداوند سبحان است - رسا
سایر خبرها
روز سوم"روز سوم محرم بنام روز حضرت رقیه (س) نامگذاری شده است.بهمین مناسبت مطالبی کوتاه در خصوص این ...
کلمه رقیه، در اصل از ارتقاء به معنی صعود به طرف بالا و ترقی است .این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته، مثلا نام یکی از دختران هاشم( جد دوم پیامبر اکرم (ص)) رقیه(ع) بوده است، که عمه پدر رسول خدا (ص) رقیه می شود. نخستین کسی که در اسلام، این نام را داشت، یکی از دختران رسول خدا(ص) از حضرت خدیجه(ع) است. پس از آن، یکی از دختران امیر المومنین علی(ع) نیز رقیه(ع) نام داشت، که به همسری حضرت مسلم بن عقیل (ع) درآمد . در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکی از دختران امام حسن مجتبی(ع) و دو نفر از دختران امام موسی کاظم(ع) که به رقیه و رقیه صغری خوانده می شوند . اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین(ع) ذکر کرده اند؛ اما علامه ابن شهر آشوب، و محمد بن جریر طبری شیعی، سه دختر به نامهای سکینه، فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت بر شمرده اند.در میان محدثان قدیم، تنها علی بن عیسی اربلی- صاحب کتاب کشف الغمه ( که این کتاب را درسال 687 ه.ق تالیف کرده است )- به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین(ع) شش پسر و چهار دختر داشت؛ ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب، سکینه وفاطمه را نام می برد و از چهارمی ذکری به میان نمی آورد .احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیه(ع)بوده باشد . علامه حائری در کتاب معالی السبطین می نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می نویسد: امام حسین(ع) دارای ده فرزند، شش پسر ، و چهار دختر بوده است. سپس می نویسد: دختران او عبارتنداز : سکینه، فاطمه، صغری، فاطمه کبری، و رقیه علیهن السلام . سوالی که در ذهن بسیاری مطرح میشود این است که آیا نبودن نام حضرت رقیه (ع) در میان فرزندان امام حسین (ع) در کتابها و متون قدیم- مانند : ارشاد مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الامامه طبری – بر نبودن چنین دختری برای امام حسین(ع) دلالت ندارد؟ در پاسخ میتوان چنین گفت که اولاً: درآن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان (ع) از سوی دیگر، وسانسور و اختناق حکومت بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند ازسوی سوم، و بالاخره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان (ع) موجب شده که بسیاری از ماجراهای زندگی آنان در پشت پرده خفا باقی بماند؛ بنابراین ذکر نکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد. ثانیاً: گاهی بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیه(ع) در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است. همچنین گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلا طبق قرائنی که خاطر نشان می شود به احتمال قوی همین حضرت رقیه (ع) را فاطمه صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع، باعث غفلت از نام اصلی او شده باشد . بعضی از علمای بزرگ ، از حضرت رقیه (ع) به عنوان دختر امام حسین (ع) یا دکرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند . پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترسی آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیه(ع) سخن به میان آورده اند؛ کتابهایی که در دسترس دیگران نبوده است، و در دسترس ما نیز نیست . بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیه(ع) در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دختری برای امام حسین (ع) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیاری از جزئیات ماجرای عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران، در کتابهای مربوطه، دلیل آن نمی شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است. هر چند فلسفه قیام عاشورا و هدف حضرت امام حسین(ع) را نباید با اینگونه شبهاتی تحت تاثیر قرار داد.چرا که صحت وسقم وجود برخی از افرادی که در حادثه عاشورا مورد اختلاف نظر است، کوچکترین تاثیری بر اصل محتوای قیام امام حسین(ع) نخواهد داشت.وشاید برخی از معاندان و مغرضان برای ایجاد تفرقه و کمرنگ کردن اهداف قیام عاشورا،به چنین مسایلی دامن زده اند. وقایع مهمی که در روز سوم محرم سال 60 هجری روی داده است –اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا، – خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام ، –نامه عمر بن سعد، –نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد، – عبیدالله در نخیله. **اعزام لشکر عمر بن سعد به سوی کربلا عمر بن سعد یک روز بعد از ورود امام حسین علیه السلام به کربلا یعنی روز سوم محرم با چهارهزار سپاهی از اهل کوفه وارد کربلا شد. بعضی از تاریخ نویسان نوشته اند که بنوزهره که قبیله عمر بن سعد بودند نزد او آمدند و گفتند تو را به خدا سوگند میدهیم از این کار درگذر و تو داوطلب جنگ با حسین مشو زیرا این باعث دشمنی میان ما و بنی هاشم میگردد عمر بن سعد نزد عبیدالله بن زیاد رفت و استعفا کرد، ولی عبیدالله استعفای او را نپذیرفت و او تسلیم شد. **خریداری اراضی کربلا توسط امام حسین علیه السلام: از وقایعی که در روز سوم ذکر شده است این است که امام علیه السلام قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده است، از اهل نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری کرد و با آنها شرط کرد که مردم را برای زیارت قبرش راهنمایی نموده و زوار او را تا سه روز مهمانی نمایند. هنگامی که عمر بن سعد به کربلا وارد شد، عزرة بن قیس احمسی را نزد امام حسین علیه السلام فرستاد تا از امام سؤال کند برای چه به این مکان آمده است و چه قصدی دارد؟ چون عزره از جمله کسانی بود که به امام نامه نوشته و او را به کوفه دعوت کرده بود از رفتن به نزد آن حضرت شرم کرد. پس عمر بن سعد از اشراف کوفه که به امام نامه نوشته و او را دعوت به کوفه کرده بودند خواست که این کار را انجام دهند. تمامی آنها از رفتن به خدمت امام حسین علیه السلام خودداری کردند. ولی شخصی به نام کثیر بن عبدالله شعبی که مرد گستاخی بود برخاست و گفت: من به نزد حسین رفته و اگر بخواهی او را میکشم . عمر بن سعد گفت: چنین تصمیمی را فعلا ندارم، ولی به نزد او برو و از او سؤال کن به چه منظوری به اینجا آمده است؟ کثیر بن عبداله به طرف امام حسین علیه السلام رفت، ابوثمامه صائدی که از یاران امام حسین علیه السلام بود چون کثیر بن عبدالله را مشاهده کرد به امام عرض کرد: این شخص که میآید بدترین مردم روی زمین است، پس ابوثمامه راه را بر کثیر بن عبدالله گرفت و گفت: شمشیر خود را بگذار و نزد حسین برو! کثیر گفت: به خدا سوگند که چنین نکنم! من رسول هستم، اگر بگذارید، پیام خود را میرسانم در غیر این صورت برمیگردم. ابوثمامه گفت: من دستم را روی شمشیرت میگذارم تو پیامت را ابلاغ کن. کثیر بن عبدالله گفت: به خدا سوگند هرگز نمیگذارم چنین کاری کنی. ابوثمامه گفت: پیامت را به من بازگو تا من آن را به امام برسانم، زیرا تو مرد زشت کاری هستی و من نمیگذارم به نزد امام بروی. پس ازاین مشاجره و نزاع کثیر بن عبدالله بدون ملاقات بازگشت و جریان را به عمر بن سعد اطلاع داد. عمر بن سعد شخصی به نام قرة بن قیس حنظلی را به نزد خود فرا خواند و گفت: ای قره حسین را ملاقات کن و از علت آمدنش به این سزمین جویا شو. قرة بن قیس به طرف امام حرکت کرد، امام حسین علیه السلام به اصحاب خود فرمود: آیا این مرد را میشناسید؟ حبیب بن مظاهر عرض کرد: آری! این مرد، تمیمی است و من او را به حسن رأی میشناختم و گمان نمکردم او را در این صحنه و موقعیت مشاهده نمایم. آنگاه قرة بن قیس آمد و بر امام سلام کرد و رسالت خود را ابلاغ کرد، امام حسین علیه السلام فرمود مردم شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدن من ناخشنودید باز خواهم گشت، قرة چون خواست برگردد حبیب بن مظاهر به او گفت: ای قرة وای بر تو چرا به سوی ستمکاران باز میگردی؟ این مرد را یاری کن که بوسیله پدرانش به راه راست هدایت یافتی. قرة گفت: من پاسخ این رسالت را به عمر بن سعد برسانم، سپس در این امر اندیشه خواهم کرد. پس به نزد عمر بن سعد بازگشت و او را از جریان باخبر ساخت. **نامه عمر بن سعد به عبیدالله بن زیاد: حسان فائد میگوید: من نزد عبیدالله بن زیاد بودم که نامه عمر بن سعد را آوردند و در آن نامه چنین آمده بود: چون من با سپاهیانم در برابر حسین و یارانش پیاده شدم قاصد ی نزد او فرستادم و از علت آمدنش جویا شدم، او در جواب گفت: اهالی این شهر برای من نامه نوشته و نمایندگان خود را نزد من فرستاده و از من دعوت کرده اند، اگر آمدنم را خوش نمیدارید باز خواهم گشت. عبیدالله چون نامه عمر بن سعد را خواند گفت: اکنون که در چنگ ما گرفتار شده امید نجات دارد ولی حالا وقت فرار نیست. **نامه عبیدالله بن زیاد به عمر بن سعد: عبیدالله به عمر بن سعد نوشت: نامه تو رسید و از مضمون آن اطلاع یافتم از حسین بن علی بخواه تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند اگر چنین کرد ما نظر خود را خواهیم نوشت. چون نامه به دست عمر بن سعد رسید گفت: میپندارم که عبیدالله بن زیاد خواهان عافیت و صلح نیست. عمر بن سعد نامه عبیدالله بن زیاد را به اطلاع امام نرسانید زیرا میدانست که آن حضرت با یزید هرگز بیعت نخواهد کرد. عبیدالله بن زیاد پس از اعزام عمر بن سعد به کربلا اندیشه سپاه انبوهی را در ذهن میپرورانید. **عبیدالله بن زیاد در نخیله: عبیدالله شخصا از کوفه به طرف نخیله حرکت کرد و کسی را نزد حصین به تمیم که با قادسیه رفته بود فرستاد و او به همراه چهارهزار نفر که با او بودند به نخیله آمده سپس کثیر بن شهاب حارثی و محمد بن اشعث و قعقاع بن سوید و اسماء بن خارجه را طلب کرد و گفت: در شهر گردش کنید و مردم را از اطاعت و فرمانبرداری از یزید و من فرمان دهید و آنان را از نافرمای و برپا کردن فتنه برحذر دارید و آنان را به لشکرگاه فرا خوانید. پس آن چهار نفر طبق دستور عمل کردند و سه نفر از آنها به نخیله نزد عبیدالله بن زیاد بازگشتند و کثیر بن شهاب در کوفه ماند و در میان کوچه ها و گذرگاه ها میگذشت و مردم را به پیوستن به شکر عبیدالله بن زیاد تشویق میکرد و آنان را از یاری امام حسین علیه السلام بر حذر میداشت. عبیدالله گروهی سواره را بین خود و عمر بن سعد قرار داد که هنگام نیاز از وجود آنها استفاده شود و در هنگامی که او در لشکرگاه نخیله بود شخصی به نام عمار بن ابی سلامه تصمیم گرفت که او را ترور کند، ولی موفق نشد به طرف کربلا حرکت کرد و به امام ملحق گردید و شهید شد. منابع وماخذ: -ارشاد، شیخ مفید، ج2- - مستدرک الوسایل، ج14، -مجمع البحرین، ج5 -تاریخ طبری، ج5 - بحار الانوار ج15 - سرگذشت جانسوز حضرت رقیه(ع) گردآوری وتنظیم: مجید کریمی ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
آداب مدح و منبر
شعارسال: حین بازگشت از مسجد به منزل به همراه دو فرزندش به شهادت رسید. ایشان صاحب آثار متعددی در حوزه اسلام شناسی و فقه و عقاید و تاریخ است و دو تألیف مستقل هم درباره نهضت امام حسین(ع) دارد. وی در این دو کتاب می کوشد با تحلیل قیام سیدالشهدا پرتوهایی بر این واقعه بیفکند و به برخی پرسش های مطرح درباره علل قیام و اهداف آن پاسخ دهد. متن حاضر، ترجمه بخشی از کتاب اضواء علی ثوره الحسین (ع) (پرتوهایی بر
خواستگاری معاویه از دختر حضرت زینب سلام الله علیها
حضور حضرت رقیه (س) در کربلا/ 10 ذکر مصیبت در مورد حضرت رقیه (س) که هیچ سندی ندارد) زینب کبری سلام الله علیها که بود؟ او ادامه داد: این بانو معدن عاطفه در کربلا بوده است و می توان گفت مدیریت داخلی حرم امام حسین علیه السلام در کربلا با ایشان بوده است. حضرت زینب سلام الله علیها پرستار امام سجاد علیه السلام بودند و حفظ جان امام سجاد علیه السلام به عنوان ادامه امامت، به ایشان بستگی
آیت الله مکارم شیرازی: دشمن به دنبال ترویج قمه زنی و نفوذ در مجالس عزاداری سیدالشهداء است
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم ، به نقل از روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی استان قم، آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی در دیدار با حجت الاسلام والمسلمین عباس اسکندری مدیرکل تبلیغات اسلامی استان قم و اعضای شورای هیئت های مذهبی استان قم اظهار داشت: شهادت شهدای کربلا، سرمایه عظیمی به عالم اسلام داد؛ چنان که در زمان خودش سبب رسوایی خاندان بنی امیه شد. مرجع تقلید شیعیان افزود: خاندان بنی
هیأت ها چگونه می توانند در مقابل نفوذ فرهنگی سد ایجاد کنند؟
اهل بیت هستند، دچار توهم معنویت می شوند، درحالی که هیچ حرکت و جنبشی مشاهده نمی شود. هیئت رفتن این عده فقط جنبه ی تخلیه کردن عواطف و احساسات پیدا می کند. هیئت مخدر یعنی هیئتی که انسان را مست و مدهوش و بی خبر و بریده از امام حسین علیه السلام بار می آورد. به عنوان پنجمین مؤلفه باید بگویم هیئت یک مأمن امن و پناهگاه مطمئن است که نقش بسیار سازنده ای در تأمین امنیت و آرامش دارد. در زیارت
یادواره شهدای وحدت در خراسان شمالی برگزار شد
جامعه اسلامی ما به این عنصر اساسی به شدت نیاز دارد. سردار مرتضوی با بیان اینکه شهدای ما به این باور و معرفت رسیده بودند که کلام و بیان امام راحل در واقع کلام خداوند سبحان، پیامبر و ائمه اطهار(ع) است و جان خود را فدای اسلام کردند، افزود: اگر ملت ما به ویژه جوانان به این باور برسند عقب نشینی، شکست و نابودی دشمن در تمامی عرصه ها حتمی است. وی مقاومت و ایستادگی را از دیگر ویژگی های
چهارم محرم؛پیوستن پیک عمر سعد به سپاه امام حسین (ع)
نزدیک شوی. کثیر خشمگین شد به سوی عمر بازگشت و گفت نگذاشتند به حسین نزدیک شوم و پیامت را برسانم. کسی دیگری را بفرست. *پیوستن پیک عمر سعد به سپاه امام (ع) پس از بازگشت کثیر بن عبدالله ، ابن سعد پیک دیگری به نام خزیمه به سوی حسین (ع) فرستاد، خزیمه مقابل سپاه امام ایستاد و گفت : السلام علیک یابن بنت رسول الله. سلام بر تو ای پسر دختر رسول خدا! امام (ع) پاسخ او را داد و فرمود: این مرد
مجری صدا و سیما که دختر نه ساله اش هم چادری است
بیت الله الحرام در فاجعه منا را که تعدادی از همکاران بنده هم در میان این شهدای مظلوم بودند، خدمت امام زمان حضرت مهدی موعود(عج)، نایب آن حضرت رهبر حکیم و بزرگوار انقلاب اسلامی، خانواده آن عزیزان و همه ملت سوگوار ایران تسلیت می گویم و علو درجات را برای آن شهدا از خدای متعال مسالت می کنم. در دوران کودکی خاطراتی تکرارناپذیر برای همه رقم می خورد. اگر ماجراجو هم باشیم این دوران جذاب تر و شیرین تر می
ثواب عزاداری و گریه بر مصائب امام حسین و دیگر امامان مظلوم علیهم السلام
مشرق: از اهل بیت علیهم السلام در باره فضیلت و ثواب عزاداری و گریه برای امام حسین و نیز دیگر امامان مظلوم و شهید علیهم السلام روایات متعددی نقل شده است که در زیر گزیده ای از آنها را از نظر می گذرانید: امام حسین علیه السّلام فرمود: هیچ بنده ای نیست که چشمانش برای ما یک قطره اشک بریزند یا پر از اشک شوند مگر اینکه خداوند وی را در بهشت جای خواهد داد. (مجالس مفید و امالی شیخ طوسی)
بسته پیشنهادی کتاب های عاشورایی برای اعضای کتابخانه های عمومی کشور
فرهنگی عاشورا/ 856 صفحه این کتاب دارای چهار فصل است که در هریک، به زندگانی و نهضت امام حسین(علیه السلام) در ادوار تولد تا امامت، امامت تا شهادت و پس از شهادت ایشان اشاره شده است و در نهایت در فصل چهارم به تبیین مواریث علمی و احادیث و روایات رسیده از امام(علیه السلام) پرداخته است. مطالب و درون مایه کتاب مستند و با بهره گیری از منابع اصیل و درجه اول و همچنین منابع دوران معاصر در حوزه
فلسفه عزاداری سیدالشهدا از منظر آیت الله مکارم
مجلس عزاداری امام حسین(علیه السلام) به یقین تأکید و توصیه ای که در روایات نسبت به برپا نمودن مجالس عزا و گریه بر مصائب امام حسین علیه السلام وارد شده است، نسبت به هیچ یک از امامان معصوم علیهم السلام حتّی وجود مقدّس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وارد نشده است. گویا در این مسئله سرّی نهفته است که ائمّه اطهار علیهم السلام این همه آن را مورد تأکید و سفارش قرار داده اند. حفظ مکتب اهل
دین آدم را فکور و عمیق بار می آورد
به گزارش افکارخبر ، امسال هشتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق (ع) -هئیت میثاق با شهدا- است و میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش هایی از دومین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع نزدیک شدن به خدا را در ادامه می خوانید
امام حسین با خون خود اسلام را حفظ و جاهلیت جدید را رسوا کرد
، به عنوان مردم به عنوان عبال الله و به عنوان عباد الله و به عنوان خلق خداوند وظایفی در قبال آنان دارند، وواقعا چه کسی در این کار بر امام حسین علیه السلام اولا تر هستند تا این مسئولیت را بپذیرند ؟ بنابراین مسئولیت و قبول مسئولیت وجود دارد، مساله دیگر براساس تشخیص است، الاهم فی المهم را می شناسند، هم اکنون بزرگ ترین تهدیدی که اسلام و مسلمانان را تهدید می کند چیست؟ برای امام حسین مساله چنین
هدایتگری اباعبدالله تا لحظه شهادت ادامه داشت
به گزارش خبرگزاری حوزه ، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا صادقی واعظ در شب چهارم ماه محرم و در جمع عزاداران هیأت خادم الرضا قم با بیان اینکه انتخاب هدایت یا ضلالت، یکی از راه های رسیدن به سیدالشهدا(ع) است، اظهار داشت: امام حسین(ع) در میان اهل بیت (ع) به عنوان نماد هدایتگری معرفی شدند؛ البته تمام امامان معصوم (ع) هدایتگر بودند؛ اما نماد آنان مطابق با روایات، امام حسین(ع) بوده است. وی با
تناقض حجاریان درباره عاشورا و شهادت !
حسین مغایر عقل است. کجا مغایر عقل بود؟ ما می گوییم. اَشٌهَدُ اَنَّکَ قَدٌ اَقَمٌتَ الصَّلاة وَ اتَیٌتَ الزَکاة وَاَمَرٌتَ بآلمَعروف ونَهَیٌتَ عَنِ المُنکروجاهَدٌتَ فی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ وَاَطَعٌتَ الله حتّی اَتَیکَ الیَقینِ به مرحله یقین رسیده است امام حسین. پرده ها از جلوی چشمان ایشان کاملاً رفع شده است. لذاعاشق هم بوده است. رابطه امام حسین علیه السلام با خدا رابطه محب با محبوب بوده است. لذا می
تحریفها و انحرافها در تاریخ نگاری عاشورا
از چنین خاندانی برخاسته بود، و از همان آغاز جانش با مهر علی(علیه السلام) و خاندان او پیوند یافته بود به جمع اصحاب امام صادق(علیه السلام) پیوست و شاید به دستور آن حضرت به گردآوری احادیث بویژه اخبار مربوط به واقعه کربلا همت گماشت. البته اصل این مقتل هم اکنون در دست نیست، فقط روایات او را می توان در کتابهای سیره و تاریخ از جمله تاریخ طبری و ارشاد شیخ مفید و دیگران یافت. ناگفته نماند مقتلی را هم
آخرین سرباز ابا عبدالله(ع)/شهادت حضرت عبدالله ابن الحسن (ع) در آغوش عمویش+ تصویرسازی
گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آنها هم بازگشتند و آن حضرت را محاصره کردند. عبدالله پسر امام مجتبی(علیه السلام) هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و درخیمه گاه با زنان به سر می برد. هنگامی که متوجه حمله دشمن به جانب امام شد، ازخیمه گاه بیرون دوید. او سراسیمه و شتابان رو به جانب امام حسین(علیه السلام) رفت ودر کنار عمویش ایستاد. حضرت زینب (علیهاالسلام) او را دنبال کرد و به اورسیده بود
شکستن ارزش ها در ملأعام قابل اغماض نیست/در برابر منکر باید ایستاد
این نکته که مرز قانون توسط دو دسته از افراد به صورت مخفیانه و در ملأعام شکسته می شود، تصریح کرد: مرز شکنی در خفا کیفر در محدوده خود شخص دارد و جامعه را تهدید نمی کند اما اگر مرز و قانونی در ملأعام شکسته شود جامعه را دربرگرفته و باید نسبت به فرد خاطی برخورد جدی صورت گیرد . آیت الله اراکی ارتکاب جرم در انظار عموم را توهین به تمامی افراد، ارزش ها، عدل و مرزهای جامعه دانست و ابراز کرد: در
اسرار ضریح امام حسین + عکس
روزگاری نه چندان دور، دیدن حتی تصویری از ضریح 6گوشه امام حسین (ع) تبدیل به آرزویی برای هموطنان ما شده بود.آن زمان حتی کسی تصور نمی کرد که افتخار ساختن ضریح جدید سیدالشهدا(ع) نصیب ایرانیان شود. با فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری سید و سالار شهیدان، محبان اهل بیت علیهم السلام از سرتاسر جهان دل های خود را روانه کربلا و ضریح 6گوشه امام حسین(ع) می کنند؛ ضریحی که افتخار ساخت آن نصیب
چرا بعد از 1400 سال، هنوز بر مصائب حسین بن علی (ع) گریه می کنیم؟
1394/7/26 - 12:02 494510 به گزارش گروه اندیشه خبرگزاری شبستان، به مناسبت فرا رسیدن محرم حسینی و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) با حجت الاسلام اکبر روستایی، استاد حوزه و دانشگاه، کارشناس تاریخ اسلام و کلام پیرامون بحث گریه بر امام حسین (ع) و اثرات آن به گفت و گو نشسته ایم، گفت و گوی ما را با کارشناس شبکه جهانی ولایت می خوانید: گریه کردن بر مصیب های فردی که 1400
چرا محرم؟! اعمال ماه محرم
موجب امنیّت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است. (5) 2 احیای این شب.(6) 3 نیایش و دعا.(7) روز اول محرم اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد. (8)
ولایت؛ کلید اصول دین/رمز مصونیت اعتقادات از نفوذ یهود چیست؟
: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ [2] ، بنای اسلام بر پنج چیز است. در یک روایت دیگری هم عنوان عَلَی خَمْسَةِ أَشْیَاء است. الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَایَةِ ، نماز، روزه، حجّ، زکات و ولایت. ولایت؛ کلید اصول دین زراره، راوی این روایت است. او از اصحاب هم امام باقر و هم امام صادق، باقرین صادقین(ع) است. عرضه می دارد: قَالَ زُرَارَةُ
مباحثی پیرامون عزاداری
کارنامه درخشانی در این عرصه دارد. در ادامه، بعضی از آثار پژوهشی را در زمینه هنر و ادبیات مذهبی که از سوی سوره مهر منتشر شده اند، مرور می کنیم: * از مدینه تا مدینه کتاب از مدینه تا مدینه به نقد و بررسی روایات، احادیث و چگونگی واقعه کربلا می پردازد و مصائب و مشکلات و آنچه بر حضرت سید الشهداء و خاندان و یاران وی آمده را از زمان حرکت امام از مدینه تا بازگشت اهل بیت پس از شهادت حضرت
قافله عشق به سر منزل جاودان خویش نزدیک می شود/ سخنی که پشت شیطان را می لرزاند
بر سر ما لانه ساخته است. ابی مخنف گوید: از دَلهم دختر عمرو که همسر زهیر بود، اینچنین روایت شده است: من به زهیر گفتم: آیا فرزند رسول(ص) خدا تو را دعوت می کند و تو از رفتن امتناع می ورزی؟ سبحان الله! بهتر نیست که به خدمتش بروی، سخنش را بشنوی و سپس بازگردی؟ زهیر با ناخشنودی پذیرفت و رفت، اما دیری نگذشت که با چهره ای درخشان بازگشت و فرمود تا خیمه اش را بکنند و راحله اش را نزدیک امام حسین(ع
توهین به دیگران در مجالس دینی حد شرعی دارد
مداحی ها با ساز و نواهایی عجین شده اند که کمتر بویی از حال و هوای عزاداری های سنتی سال های گذشته را دارد. فرهنگ دینی و شیعی جامعه ایران می طلبد که موضوع مداحی به خصوص در ایام محرم و صفر مورد بررسی و آسیب شناسی قرار گیرد. مشروح میزگردبا حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی مهریزی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دین و یدالله بهتاش ازپیر غلامان اهل بیت، مداح سنتی و قدیمی تهران به شرح زیر می
اینجا مسیحی ها عزادار حسین ع هستند
متدینین به اتمام رسید. گلدسته مسجد با کاشی های فیروزه ای و گل های اسلیمی تزئین شده و آیه های قرآن در بدنه آن به چشم می خورد. سقف مسجد شیروانی است و در قسمتی از فضای بیرونی آن، کتیبه ای با عنوان السلام علیک یا اباصالح المهدی و دعای زیارت امام زمان(عج) بر آن نقش بسته است. پنجره های آجری رنگ چوبی با شیشه های رنگارنگ، شما را یاد ارسی های قدیمی می اندازد. چند پیرمرد و یک روحانی روی نیمکت کنار مسجد نشسته
مولوی شه بخش: اقدام شهید شوشتری در بومی سازی سپاه زاهدان دل ها را به هم نزدیک کرد
وضوح وجود داشت موضع اهل سنت بلوچ نسبت به ترور شهید شوشتری چطور بود؟ اکثراً ناراحت بودند، به ویژه تمام کسانی که با ایشان برخورد داشتند و حتی تعدادی از کسانی که برخورد هم نداشتند، ناراحت بودند. شهادت ایشان واقعاً تکان دهنده بود. شهید شوشتری با طرح خود اقوام و طوایف هر منطقه را جمع کرده بودند لذا حتی کسانی که نسبت به مقر ایشان دور بودند، هنگام شهادتشان خیلی ناراحت بودند. طوایف دور
نوکر واقعی امام حسین (ع) کیست؟
سیدالشهداء (علیه السلام) را دیدم که فرمودند: قم قد عافاک الله تعالی ببرکة اقامة تعزیتی؛ برخیز که خداوند به خاطر برپاداشتن عزای من تو را عافیت بخشید. وی در آموختن احکام الهی کوشش می کرد و با خانواده خود که آن ها نیز مسلمان شده بودند از هند به کربلا هجرت کرد و اموال قیمتی خود را به آستان حسینی هدیه نمود و اکنون از اعبد و ازهد مردم آنجا می باشد. (وقایع الایام: ص 12٫) یکی از
توصیه های رهبر انقلاب به هیئات مذهبی
ی اهمیت و کارکرد منبر در هیئت فرمودند: هیئت های مذهبی باید کلاس درس باشد. یعنی این طور می فرمایند که اگر کسی 10 جلسه یا یک دهه رفت پای منبری نشست، آخر دهه احساس کند یک مطلب را فهمیده است. مثلاً فهمیده باشد که خواص و عوام عاشورا چه کسانی بودند و چه موضوعاتی موجب شد تا عده ای در برابر امام معصوم علیه السلام قرار بگیرند و او را به شهادت برسانند. لذا ایشان در مورد بحث منبر می فرمایند که عزاداری را