محمدپور: کاش زیر وزنه 190 کیلوگرمی نمی رفتم - تماشاگر
سایر خبرها
خبرنگاری را برای شغل خانگی رها کردم
یاد می گیرد. بعد از ازدواج هم صفحات آشپزی و اینترنتی را که می دیدم دوست داشتم و از این همه رنگ و سلیقه لذت می بردم. اما هر غذایی که درست می کردم و بقیه از آن می خوردند می گفتم ببخشید خودم می دانم که چقدر بد شده. یک بار به خودم گفتم تا کی مدام این جمله را بگویم. بالاخره باید یک روز اصلاح شود. بعد از بچه دار شدن خیلی دلم می خواست که کلاس آشپزی بروم. اما خیلی قیمت های عجیب و غریبی بود. مثلا دوساعت کلاس
رضازاده می خواست رییس جمهور شود
هفته نامه تماشاگران امروز: وزنه بردار، سرمربی، رییس فدراسیون و عضو شورای شهر، پله های ترقی رضازاده در ورزش و سیاست، آنقدر سریع طی شد که خودش هم انتظارش را نداشت. حضور رکورددار سنگین وزن جهان در لباس مربیگری و مدیریت فدراسیون، کم حاشیه هم نبود. رضازاده در این سال ها با وزنه برداران زیادی به مشکل خورد. گروهی موقتا خداحافظی کردند، بعضی مثل سعید علی حسینی به خاطر دوپینگ مادام العمر محروم
پرده برداری از یک تخلف بزرگ در فدراسیون پرورش اندام
قهرمانی جهانی برگزار شد و باز هم همان تیمی که قبلا انتخاب شده بود، انتخاب شد. در همان روز به 6 ورزشکاری که قرار بود در بازی های ساحلی شرکت کنند، گفتند که شما به نمازخانه بروید چرا که ماموران وادا در راه هستند و می خواهند تست دوپینگ بگیرند. در نمازخانه دراز کشیده بودم و پیش خودم می گفتم اصلا مهم نیست که می خواهند تست دوپینگ بگیرند، چرا که من پاک هستم و مشکلی با این مسائل ندارم. قهرمان
نظر شهرام جزایری درباره زنجانی و مه آفرید
خاطره. مگر بیکارم بشینم خاطره بنویسم.(خنده) زندان فرصت خیلی خوبی برای مطالعه و نوشتن بود. از قطار زندگی پیاده شدم، راه های گذشته و نواقص شان را مطالعه کردم. برنامه های آینده را با شرایطم انطباق دادم و به نظر می رسد که دوران سخت اما بسیار مفید و خوبی بود. با توجه به تخصصی که در حوزه دندانپزشکی یا اقتصادی داشتید، برای سایر زندانیان چه کردید؟ آیا هیچ وقت از این تخصص ها در زندان و واحد حرفه
آئیش: حتی برای کار به رستوران هم رفتم/ طهماسبی: گفتن من مردم!
را داشتم. باید حرف می زدم و معلم ها را ناراحت می کردم. بعد از پنجم ابتدایی طنزی در وجودم احساس کردم و بچه ها را می خنداندم. بچه ها را دور خودم جمع می کردم و برای آن ها نمایش اجرا می کردم، حتی سناریو تک نفره نوشتم و تئاتر اجرا کردم. طهماسبی: دوران ابتدایی هیجان انگیز بود، چرا که من از 6 سالگی مدرسه غیرانتفاعی رفتم، چون مدرسه دولتی قبولم نمی کرد و همچنین برای سوم ابتدایی 3 ماه
توکلی:بهداد از نظر جسمانی دچار مشکل شد
بردار در رکوردگیری از ناحیه دست مصدوم شد و بعد از اینکه عکس برداری انجام شد خداروشکر دچار شکستگی نشده است و تنها تاندوم های دستش دچار پارگی شده است اما به طور قطع در مسابقات جهانی امریکا نمی توانیم از محمدپور استفاده کنیم و نبود این وزنه بردار از نظر روحی به تیم هم ضربه زد. سرمربی تیم ملی و ز نه بر د ار ی در پاسخ به این سئوال که چقدر از رکوردهایی که ملی پوشان به ثبت رسانده اند راضی بوده است
زندگی در سرویس های بهداشتی!
گیرد، برای یک میلیون و 128 هزار تومان با عیدی؛ سرپرست خانواده است. این جا نه غذا می خورد نه می خوابد: روزی دو بار کل دستشویی ها را می شورم، هر وقت اینها میان داخل دستشویی، کثیف می کنن، مجبورم دنبالشون برم، تمیز کنم ؛ اینها یعنی کارتن خواب ها، معتادها. یه روز چند دقیقه رفتم بیرون، برگشتم دیدم کیف و موبایلمو بردن. ساعت 6 که می شود، برای نجات فرقی نمی کند، کسی می خواهد بعدش
بی توجهی به قویترین مرد سال 2013 آسیا/اشتغال دغدغه اصلی ورزشکاران
شریفی،وزنه بردار پرافتخار شهرستان لنجان که عنوان قویترین مرد سال 2013 آسیا را در کارنامه خود دارد اشاره کرد. امروزه تقریباً همه علاقه مندان به رشته وزنه برداری نام رشید شریفی را شنیده اند و این ورزشکار عناوینی نظیر قویترین مرد آسیا،قوی ترین مرد مسابقات وزنه برداری کشوری را در کارنامه خود به همراه دارد که به تازگی به علت پارگی تاندون های پا از حضور در میادین وزنه برداری باز مانده است
با کاپشن گران قیمت در صف گزینش سپاه!
به گزارش افکارخبر ، ما 3 نفر پیرمردهای سپاه بودیم؛ من، نورعلی شوشتری و حسین همدانی این را چند سال قبل، سردار جعفر اسدی فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه می گفت و حالا از این 3 نفر، 2 تن آنها به شهادت رسیدند. یکی درست 6 سال پیش در عملیاتی تروریستی در منطقه سیستان و بلوچستان و دیگری همین چند روز قبل در حین ماموریت مهمی در حوالی حلب در سوریه. امروز 26 مهرماه ششمین سالگرد شهادت نورعلی شوشتری
ناگفته های مردی که کارش رضایت گرفتن است
قاتل را پای چوبه دار می بردند زجر آور بود و مادر مقتول با دیدن ترس این جوان 22 ساله دلش به رحم آمد. گفتم اگر اجازه بدهید به او بگویم که رضایت داده اید، این بانوی بزرگوار گفت: خودم به او می گویم. بوسیدش و با کلام مهرآمیز او را پسر خودش خطاب کرد. البته مقتول به خواب مادرش آمده و گفته بود مادر، من ضامن او می شوم اینجا جایم خیلی خوب است. فضای عجیبی بود و همه مسئولان گریه می کردند
آخرین لحظه حیات آیت الله مهدوی کنی
بودند و کارهایشان را دقیقاً نوشته اند که موجود است. کارهای باقیمانده را ارجاع داده بودند. اظهارات ایشان در روزهای آخر را، از کسانی که به ملاقات ایشان می رفتند، شنیده ام که کاملاً نشان می دهد ایشان خود را آماده کرده بودند. روز آخر خدمتشان رفتم و گفتم: حاج آقا! فکر می کنم برای شما خوب نیست به مرقد امام تشریف ببرید. فرمودند: خیر، حالم بد نیست، برویم. *شما همراهشان بودید؟ بله
دشمن پوست های حساس را بشناسید
پزشک متخصص پوست مراجعه می کنند صاحب پوست های حساس هستند. با این حال در برخی موارد عوامل دیگری مثل نوسانات هورمونی یا استفاده افراطی از محصولاتی که مواد ناملایم دارند نیز در این موضوع دخیل هستند. امروزه زنان بیش از هر زمانی از محصولات ضدپیری پوست استفاده می کنند. این در حالی است که مواد لایه بردار قوی موجود در آنها باعث سوزش و ناراحتی پوست می شود، به همین دلیل بروز حساسیت های پوستی بین
هشتمین نشست سبک زندگی
فرد و جامعه و تقدم اینها نیست . حتما در حیات طیبه هر دو با هم توام خواهد بود . از این منظر به حیات طیبه نگاه نشده است . نکته آخر یک سوال دارم . من در مورد حضرت سید الشهدا زیاد حرف زدم و زیاد نگارش دارم و خیلی هم تامل دارم و از نظر اعتقادی خودم سر سپرده معرفت این بزرگوار هستم . حضرت سید الشهدا (ع) واجد حیات طیبه بودند یا نبودند؟ خوب مسلما بودند . پس باید راضی می بودند دیگه! برای چی پس
ای بابا من نگران سگم بودم نه جنبش سبز
گرفت و مرا سوار ماشین کرد. من با خودم گفتم لابد مرا شناخته و می خواهد نصیحت کند اما یک باره دیدم سر مرا فشار داد پایین و یک اسلحه هم گذاشت و گاز ماشین را گرفتند و رفتند... من فقط نگران سگم بودم و آن قدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و بهش آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا؟ وی با بیان اینکه به آنان که دستگیرم کردند حق می دهم
دیجیتال عکاس ها را تنبل کرده
گفتم می خواهم عکس تو هم در کتابم باشد، اما وقت کمی دارم. او گفت الان روحیه خوبی ندارم؛ چون همسرم فوت کرده است. گفتم می دانم، اما فرصت دیگری ندارم و اگر به آتلیه ام بیایی، یک ربع بیشتر وقتت را نمی گیرم. وقتی آمد در یک ربع، از همان قیافه حزن انگیزش عکس گرفتم و به نظرم خوب شد؛ چون حالت ممیز همان بود. موردی داشته اید که نتوانسته باشید با او ارتباط برقرار کنید و برای عکاسی چالش داشته باشید؟
درباره ریشه موهای زیر پوستی بیشتر بدانید
توانید با یک قاشق چایخوری جوش شیرین و پودر جودوسر و یک قاشق غذاخوری آب، یک اسکراب لایه بردار خانگی تهیه کنید. مواد نامبرده را با هم مخلوط کنید تا به شکل خمیر درآیند. به آرامی این خمیر را روی پوست مالیده و بگذارید تا بیش از 5 دقیقه روی نواحی مورد نظر باقی بماند. سپس با آب ولرم شستشو دهید و با ملایمت پوست را خشک کنید. این درمان را 2 بار در روز انجام دهید. 3- روغن تی تری (روغن تی تری و روغن زیتون
چندبار با کروبی صحبت کردم - روحانی از اصولگرایان شناسنامه دار است
ما به آقای انصاری قول دادیم. آن زمان هم خدمت آقای ناطق نوری رفتم و هم خدمت آقای هاشمی و گفتم که معاون امور تقنین هستم این دو بزرگوار اظهار خوشحالی بسیاری کردند. چون شما می دانید که معاون امور تقنین باید مجلس را خیلی خوب بشناسد. تعبیر یکی از این دو بزرگوار این بود که یکی از پست های کارشناسی را به شما که بنده باشم داده اند. بنابراین این سمت من به اعتنا هیچ یک از جریانات سیاسی نبود بلکه به دلیل
بعد از ده سال دوباره به سینما آمدم
شود و تجربیات جدید به آن اضافه شود. پس باید نترسید و تجربه کرد. وقتی پروژه ای که از ابتدا با کارگردان آن در ارتباط بوده اید، می خواهد استارت بخورد، در پروسه چکش زدن و فرم دادن به فیلم نامه هم شرکت می کنید؟ در پروسه نگارش فیلم نامه دخالتی نمی کنم چون خودم را آن قدر در امر فیلم نامه نویسی توانا نمی بینم اما به قول شما در چکش زدن فیلم نامه حضور دارم البته اگر فیلم نامه این نیاز
شاید این مصاحبه هم چاپ نشود
/> مقوله فرهنگ برای من مثل یک غذای مانده است که کم کم دارد حال خودم را هم به هم می زند. تکرار حرفی که 30 سال است تکرارش می کنم و هیچ وقت هم برای خودم نبوده است. سانسور باعث شده در این 30 سال جز در زمان کوتاه هشت ساله آقای خاتمی هیچ اثر قابل توجهی خلق نکنیم. هیچ اثری! حتی در عرصه سینما هم همین طور است چرا، چون فیلمنامه موثری مثل آژانس شیشه ای نداریم، اثری رئال که در آن شخصیت های هر دو طرف حرف می زدند
سعید محمدپور از دو هفته دیگر تمرینات خود را آغاز می کند
به گزارش خبرنگار مهر ، سعید محمدپور روز جمعه در مسابقات هفته دوم رقابتهای لیگ وزنه برداری که انتخابی تیم ملی برای رقابتهای جهانی آمریکا هم محسوب می شد از ناحیه آرنج چپ دچار دررفتگی شد و بلافاصله به بیمارستان آتیه منتقل شد. دکتر داود باقری در گفتگو با خبرنگار مهر از جدی نبودن مشکل محمدپور خبر داد. وی گفت: امروز عکس های آم آر آی محمدپور را به پزشک متخصص نشان دادیم و متوجه شدیم
نوجوان روستایی که بار سازمان های عریض و طویل را به دوش می کشد!
رفت و آمد با هم دارند. ما در مدرسه شیعه و سنی در کنار هم درس می خواندیم. با خودم گفتم چرا این فرهنگ را نتوانیم به دیگران نشان دهیم که می شود در عین اینکه عقائد خود را حفظ کنیم، در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم. تقریبا یک سال از این ماجرا می گذشت که تصمیم گرفتم در اینستاگرام یک کار فرهنگی را با موضوع وحدت انجام بدهم. می خواهم در ثواب صفحه شریک باشم! وی درباره آغاز
حسین جان یاری مان کن!...
/> آن لحظه ای که شمر جمعیت عزاداران را می شکافت و سوار بر اسب به مقابل حسینیه می رسید تا تیر آخر را رها کند! یعنی شهید کردن حضرت و آتش زدن خیمه ها؛ آن لحظه ای که زن و مرد ضجه می زدند و تو را صدا می کردند؛ من با خودم می گفتم: چرا شمر زیر لباس قرمزش پیراهن مشکی برتن دارد؟ چرا وقتی تو را شهید می کند با صدای بلندی که می لرزد می گوید: سر حسین، یا حسین...؟ آن لحظه ای که هیئت، پرشور به حسینیه می
اعلام ممنوعیت استفاده از رژ لب برای مردان/ پشت پرده تصویب برجام/ قایم شدن پشت پرده برای دست ندادن با ...
بریتانیای کبیر از آیت الله العظمی میرزای بزرگ شیرازی وقت ملاقات گرفت که بیاید و در سامرا، ایشان را ملاقات کند.وقتی به ملاقات آقا آمد. خودش چند مطلب را نقل می کند:خانه، خانه محقّری بود، امّا چنان این سیّد ابهّت داشت، کأنّ من در کاخ، پیش پادشاهمان و یا حتّی برتر از او هستم. ابهّت او مرا گرفت. من به او گفتم: ما مسیحی ها می دانیم که تولیت این اماکن با شماست (معلوم می شود مطالعه داشتند و
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
موردش بیشتر خواندم و با تک تک شخصیت های این فیلم ها از نزدیک آشنا شدم. برای ما که بچه پایین شهر بودیم، دیدن این فیلم، لذت فوق العاده ای داشت. ما با فیلم دیدن بزرگ شدیم. عاشق سینما بودم من از همان بچگی عاشق سینما بودم و بعدها هم این عشق را گسترش دادم. هر وقت فیلمی می آمد، اول می رفتم و آن را تهیه می کردم تا ببینم. در سینماهای پیوند، سایه، میلاد و مراد فیلم دیدم. در روز شاید بارها به
رسایی: صالحی پیش حسینیان گریه کرد/ لاریجانی من را هل داد
آن طرح فوریتی داریم. خُب ببینید این حرف روی ذهن مخاطب چه تاثیری می گذارد! خصوصا وقتی یک عده ای هم در کف مجلس راه بروند و بگویند با دفتر چک شده نظر دفتر این است، نظر رهبری این است. کسی به این صحبت ها اعتراض نکرد؟ چرا اعتراض شد. در جلسه غیرعلنی با اعتراض های صورت گرفته، بنده و آقای حسینیان و کوچک زاده فرصت صحبت پیدا کردیم که همان روز من متن صحبت خودم را روی صفحه اینستاگرامم
در عزاداری امام حسین(ع) افراط معنا ندارد
زنجیر و تیغ بزنند و خون بیاید، هیچ اشکالی ندارد. عظمت مصیبت چنان است که بکی علیه ما یری وما لا یری، بنابراین زنجیر زدن من و سیاه شدن تن من، کجا به گرد این مصیبت می رسد. الهی! به خون پاک آن حضرت به ما معرفت بده. بسم الله الرحمن الرحیم هر کسی کاری که مشغول است، باید آن کار را بشناسد. شناخت، کار ساده ای نیست . هم مبدا هم منتهی هم وسط باید کاملا شناخته بشود. هر چه هست در قرآن است. اَلَمْ
قمه زنی چماق دشمن برای کوبیدن بر سر تشیع است/ حتی اگر یک بچه شیعه را از دست بدهیم ضرر کرده ایم
بسیاری از قمه زنان را با ادبیات مناسب و دوستانه جذب و اعتماد آن ها را جلب کردم. قمه زنی مقداری هم سیاسی شد. بنده به عده ای از قمه زنان اصفهانی گفتم: اگر مسئولان دستور قمه زنی می دادند، چه کار می کردید؟ گفتند: ما در این صورت حاضر به قمه زدن نبودیم. بنده به آن ها گفتم: پس هدف شما عزاداری نیست، بلکه قضیه سیاسی شده است. برخی بیهوده شعار می دهند، درحالی که هدف آن ها از این سبک عزاداری ها سیاسی و
شرط آیت الله بهجت برای خیاط خصوصی اش/ تقاضای فروشنده لباس روحانیت
گفته را از زبان همکارانش شنیدم خیلی شگفت زده شدم و با عجله سراغ مغازه علی باباخانی رفتم ولی مغازه او شدیدا شلوغ بود و امکان نداشت بشود با او به راحتی مصاحبه گرفت، با خودم گفتم کسی که لباس آیت الله بهجت را بدوزد باید هم مغازه اش اینطور شلوغ باشد. بعد از مدتی انتظار وقتی دیدم مغازه اش خلوت نخواهد شد مجبور شدم خودم را در حالی که خیاط مشغول فروش بود معرفی کنم، وی با لهجه شیرین ترکی که داشت به
دکتر معین: فروپاشی اخلاقی محصول دولت احمدی نژاد بود
گفتند که این ها نظرسنجی نیست، بلکه نظرسازی است. وگرنه برای من انجام صحیح انتخابات و تقسیم نشدن آرای اصلاح طلبان هر دو اهمیت داشت تا اینکه فردی انتخاب شود که در عین داشتن صلاحیت، اقبال و گرایش مردم هم به سمت او بیشتر باشد. این بود که چون نظرسنجی انجام نشد و بنده به طور نسبی خودم را واجد شرایط می دانستم، باید تا آخر می ایستادم و گفتم که با همه نیز رقابت می کنم، به هر بهایی ولی نه با هر روشی. من تنها
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
شأن قرآن غافل است بی حیا، یابن الدّعی کم نیزه بر رویش بزن صورتش بهر رسول الله ماه کامل است فکر کرده می گذارم با سنان نهرش کند دست های کوچکم بهر امام حائل است خوب شد رفتم نمی بینم که دیگر بعد از این قسمت ناموس حیدر ناقه ی بی محمل است خوب شد رفتم نمی بینم که دیگر بعد از این کاروان عشق را در کنج ویران منزل است (مصطفی هاشمی