سایر منابع:
سایر خبرها
سعید محمدپور از دو هفته دیگر تمرینات خود را آغاز می کند
به گزارش خبرنگار مهر ، سعید محمدپور روز جمعه در مسابقات هفته دوم رقابتهای لیگ وزنه برداری که انتخابی تیم ملی برای رقابتهای جهانی آمریکا هم محسوب می شد از ناحیه آرنج چپ دچار دررفتگی شد و بلافاصله به بیمارستان آتیه منتقل شد. دکتر داود باقری در گفتگو با خبرنگار مهر از جدی نبودن مشکل محمدپور خبر داد. وی گفت: امروز عکس های آم آر آی محمدپور را به پزشک متخصص نشان دادیم و متوجه شدیم
گفتگوی جنجالی اکبر عبدی با رضا رشید پور
برای حضور در برنامه های تلویزیونی حاضر می شوم از من می خواهند که برای ضبط برنامه کرواتم را در بیاورم و من می پذیرم. ادامه گفتگو را در ادامه می خوانیم: آیا این کروات زدن با نقش هایی نظیر نقش روحانی که شما ایفا کرده اید در تضاد نیست؟ من روحانی نسیتم و فقط نقش روحانی را بازی می کنم، این کروات برای بنده نظم ایجاد می کند و به گونه ای مرا مرتب و منظم نشان می دهد و کمک می کند که مرتب تر
نوجوان روستایی که بار سازمان های عریض و طویل را به دوش می کشد!
رفت و آمد با هم دارند. ما در مدرسه شیعه و سنی در کنار هم درس می خواندیم. با خودم گفتم چرا این فرهنگ را نتوانیم به دیگران نشان دهیم که می شود در عین اینکه عقائد خود را حفظ کنیم، در کنار یکدیگر زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم. تقریبا یک سال از این ماجرا می گذشت که تصمیم گرفتم در اینستاگرام یک کار فرهنگی را با موضوع وحدت انجام بدهم. می خواهم در ثواب صفحه شریک باشم! وی درباره آغاز
ناگفته های مرد شیرازی که تاکنون 100 نفر را از پای چوبه دار نجات داده است
؟ شب اجرای حکم تا صبح راه می رفتم و نتوانستم حتی یک ثانیه هم بخوابم. ساعت 5 صبح با آنها تماس گرفتم و خواهش کردم برای رضایت به دفتر من بیایند، گفتم این راز بین من و شما و خدا می ماند اما تقاضا می کنم رضایت محضری بدهید تا خیال من هم راحت باشد که سرانجام پذیرفتند. لحظه ای که قاتل را پای چوبه دار می بردند زجر آور بود و مادر مقتول با دیدن ترس این جوان 22 ساله دلش به رحم آمد. گفتم اگر اجازه
ای بابا من نگران سگم بودم نه جنبش سبز(خبر ویژه)
. دستم را گرفت و مرا سوار ماشین کرد. من با خودم گفتم لابد مرا شناخته و می خواهد نصیحت کند اما یک باره دیدم سر مرا فشار داد پایین و یک اسلحه هم گذاشت و گاز ماشین را گرفتند و رفتند... من فقط نگران سگم بودم و آن قدر گریه کردم که خودش شماره یکی از دوستانم را گرفت و بهش آدرس داد که برو و سگ را بردار. تازه بعد از اینکه رسیدیم مرا شناختند و گفتند شما چرا؟ وی با بیان اینکه به آنان که دستگیرم کردند حق می
حسین جان یاری مان کن!...
/> آن لحظه ای که شمر جمعیت عزاداران را می شکافت و سوار بر اسب به مقابل حسینیه می رسید تا تیر آخر را رها کند! یعنی شهید کردن حضرت و آتش زدن خیمه ها؛ آن لحظه ای که زن و مرد ضجه می زدند و تو را صدا می کردند؛ من با خودم می گفتم: چرا شمر زیر لباس قرمزش پیراهن مشکی برتن دارد؟ چرا وقتی تو را شهید می کند با صدای بلندی که می لرزد می گوید: سر حسین، یا حسین...؟ آن لحظه ای که هیئت، پرشور به حسینیه می
اعلام ممنوعیت استفاده از رژ لب برای مردان/ پشت پرده تصویب برجام/ قایم شدن پشت پرده برای دست ندادن با ...
بریتانیای کبیر از آیت الله العظمی میرزای بزرگ شیرازی وقت ملاقات گرفت که بیاید و در سامرا، ایشان را ملاقات کند.وقتی به ملاقات آقا آمد. خودش چند مطلب را نقل می کند:خانه، خانه محقّری بود، امّا چنان این سیّد ابهّت داشت، کأنّ من در کاخ، پیش پادشاهمان و یا حتّی برتر از او هستم. ابهّت او مرا گرفت. من به او گفتم: ما مسیحی ها می دانیم که تولیت این اماکن با شماست (معلوم می شود مطالعه داشتند و
شهرام جزایری: مفلس فی امان الله هستم
مطالعه کردم. برنامه های آینده را با شرایطم انطباق دادم و به نظر می رسد که دوران سخت اما بسیار مفید و خوبی بود. با توجه به تخصصی که در حوزه دندانپزشکی یا اقتصادی داشتید، برای سایر زندانیان چه کردید؟ آیا هیچ وقت از این تخصص ها در زندان و واحد حرفه آموزی آن استفاده کردید؟ من هرجا هستم و بودم اطرافیانم همین سوالات اقتصادی را از من پرسیده اند که چطور پولدار بشوم؟ چطور مشکلات اقتصادیم را حل
این جایزه تقدیم به هادی | فوتبال ایران پرشده از برادران آب منگُل!
موردش بیشتر خواندم و با تک تک شخصیت های این فیلم ها از نزدیک آشنا شدم. برای ما که بچه پایین شهر بودیم، دیدن این فیلم، لذت فوق العاده ای داشت. ما با فیلم دیدن بزرگ شدیم. عاشق سینما بودم من از همان بچگی عاشق سینما بودم و بعدها هم این عشق را گسترش دادم. هر وقت فیلمی می آمد، اول می رفتم و آن را تهیه می کردم تا ببینم. در سینماهای پیوند، سایه، میلاد و مراد فیلم دیدم. در روز شاید بارها به
رسایی: صالحی پیش حسینیان گریه کرد/ لاریجانی من را هل داد
آن طرح فوریتی داریم. خُب ببینید این حرف روی ذهن مخاطب چه تاثیری می گذارد! خصوصا وقتی یک عده ای هم در کف مجلس راه بروند و بگویند با دفتر چک شده نظر دفتر این است، نظر رهبری این است. کسی به این صحبت ها اعتراض نکرد؟ چرا اعتراض شد. در جلسه غیرعلنی با اعتراض های صورت گرفته، بنده و آقای حسینیان و کوچک زاده فرصت صحبت پیدا کردیم که همان روز من متن صحبت خودم را روی صفحه اینستاگرامم
در عزاداری امام حسین(ع) افراط معنا ندارد
زنجیر و تیغ بزنند و خون بیاید، هیچ اشکالی ندارد. عظمت مصیبت چنان است که بکی علیه ما یری وما لا یری، بنابراین زنجیر زدن من و سیاه شدن تن من، کجا به گرد این مصیبت می رسد. الهی! به خون پاک آن حضرت به ما معرفت بده. بسم الله الرحمن الرحیم هر کسی کاری که مشغول است، باید آن کار را بشناسد. شناخت، کار ساده ای نیست . هم مبدا هم منتهی هم وسط باید کاملا شناخته بشود. هر چه هست در قرآن است. اَلَمْ
قمه زنی چماق دشمن برای کوبیدن بر سر تشیع است/ حتی اگر یک بچه شیعه را از دست بدهیم ضرر کرده ایم
بسیاری از قمه زنان را با ادبیات مناسب و دوستانه جذب و اعتماد آن ها را جلب کردم. قمه زنی مقداری هم سیاسی شد. بنده به عده ای از قمه زنان اصفهانی گفتم: اگر مسئولان دستور قمه زنی می دادند، چه کار می کردید؟ گفتند: ما در این صورت حاضر به قمه زدن نبودیم. بنده به آن ها گفتم: پس هدف شما عزاداری نیست، بلکه قضیه سیاسی شده است. برخی بیهوده شعار می دهند، درحالی که هدف آن ها از این سبک عزاداری ها سیاسی و
افشای تخلفی بزرگ در فدراسیون پرورش اندام پرده برداشت
درون اردویی برای مشخص شدن تیم اعزامی به مسابقات قهرمانی جهانی برگزار شد و باز هم همان تیمی که قبلا انتخاب شده بود، انتخاب شد. در همان روز به 6 ورزشکاری که قرار بود در بازی های ساحلی شرکت کنند، گفتند که شما به نمازخانه بروید چرا که ماموران وادا در راه هستند و می خواهند تست دوپینگ بگیرند. در نمازخانه دراز کشیده بودم و پیش خودم می گفتم اصلا مهم نیست که می خواهند تست دوپینگ بگیرند، چرا که من پاک هستم و
زندگی های زیرپوستی درسرویس های بهداشتی
اینها میان داخل دستشویی، کثیف می کنن، مجبورم دنبالشون برم، تمیز کنم ؛ اینها یعنی کارتن خواب ها، معتادها. یه روز چند دقیقه رفتم بیرون، برگشتم دیدم کیف و موبایلمو بردن. ساعت 6 که می شود، برای نجات فرقی نمی کند، کسی می خواهد بعدش دستشویی برود یا نرود، در را قفل می کند و می رود. این جا امنیت نداره. ساکنان پارک هم همان جا، داخل پارک، کارشان را می کنند، این را از بوی تند ادرار کنار دیوارها می شد فهمید
ضمانتی که سردار همدانی به بشار اسد داد
فارس: ما 3 نفر پیرمردهای سپاه بودیم؛ من، نورعلی شوشتری و حسین همدانی این را چند سال قبل، سردار جعفر اسدی فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه می گفت و حالا از این 3 نفر، 2 تن آنها به شهادت رسیدند. یکی درست 6 سال پیش در عملیاتی تروریستی در منطقه سیستان و بلوچستان و دیگری همین چند روز قبل در حین ماموریت مهمی در حوالی حلب در سوریه. امروز 26 مهرماه ششمین سالگرد شهادت نورعلی شوشتری (مسیح سیستان
شرط آیت الله بهجت برای خیاط خصوصی اش/ تقاضای فروشنده لباس روحانیت
گفته را از زبان همکارانش شنیدم خیلی شگفت زده شدم و با عجله سراغ مغازه علی باباخانی رفتم ولی مغازه او شدیدا شلوغ بود و امکان نداشت بشود با او به راحتی مصاحبه گرفت، با خودم گفتم کسی که لباس آیت الله بهجت را بدوزد باید هم مغازه اش اینطور شلوغ باشد. بعد از مدتی انتظار وقتی دیدم مغازه اش خلوت نخواهد شد مجبور شدم خودم را در حالی که خیاط مشغول فروش بود معرفی کنم، وی با لهجه شیرین ترکی که داشت به
دکتر معین: فروپاشی اخلاقی محصول دولت احمدی نژاد بود
گفتند که این ها نظرسنجی نیست، بلکه نظرسازی است. وگرنه برای من انجام صحیح انتخابات و تقسیم نشدن آرای اصلاح طلبان هر دو اهمیت داشت تا اینکه فردی انتخاب شود که در عین داشتن صلاحیت، اقبال و گرایش مردم هم به سمت او بیشتر باشد. این بود که چون نظرسنجی انجام نشد و بنده به طور نسبی خودم را واجد شرایط می دانستم، باید تا آخر می ایستادم و گفتم که با همه نیز رقابت می کنم، به هر بهایی ولی نه با هر روشی. من تنها
آخرین لحظه حیات آیت الله به روایت پسر
کارهایشان را دقیقاً نوشته اند که موجود است. کارهای باقیمانده را ارجاع داده بودند. اظهارات ایشان در روزهای آخر را، از کسانی که به ملاقات ایشان می رفتند، شنیده ام که کاملاً نشان می دهد ایشان خود را آماده کرده بودند. روز آخر خدمتشان رفتم و گفتم: حاج آقا! فکر می کنم برای شما خوب نیست به مرقد امام تشریف ببرید. فرمودند: خیر، حالم بد نیست، برویم. *شما همراهشان بودید؟ بله، ظاهر حاج آقا
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
شأن قرآن غافل است بی حیا، یابن الدّعی کم نیزه بر رویش بزن صورتش بهر رسول الله ماه کامل است فکر کرده می گذارم با سنان نهرش کند دست های کوچکم بهر امام حائل است خوب شد رفتم نمی بینم که دیگر بعد از این قسمت ناموس حیدر ناقه ی بی محمل است خوب شد رفتم نمی بینم که دیگر بعد از این کاروان عشق را در کنج ویران منزل است (مصطفی هاشمی
مجتهدزاده: دیپلماسی ما در برابر عربستان به گونه ای بود که انگار محتاج جواب سلام آنها هستیم
مطالعات گسترده ای برنامه ریزی شود. در کوتاه مدت من معتقدم که باید با عربستان سعودی که در همسایگی ما از سوی اسرائیل تشویق به ستیزه جویی شده است با استفاده درست از تاکتیک یا استراتژی استفاده از چماق و هویج عمل کنیم. خوب نظام جمهوری اسلامی هم همین رویه را تا کنون در خصوص عربستان به کار برده است. همانگونه که رهبر معظم انقلاب هم اشاره کردند ما نسبت به عربستان با رعایت اصل برادری و رأفت اسلامی
بانوی اهل کوثر مجری توانمند شبکه یک شد
شد. البته سال 76 هم رتبه اول را در سطح استان اردبیل در مسابقات قرآن دانش آموزی کسب کرده بودم. پس از این موفقیت، در زمان آقای مهندس فرهمند، مدیر وقت شبکه قرآن به عنوان جوان موفق در یکی از برنامه های این شبکه حضور یافتم. بعد از گذشت 15 روز از پخش این برنامه، تهیه کننده برنامه با من تماس گرفت و گفت: می توانید برنامه تخصصی قرآنی را اداره کنید؟ من در آن زمان فکر می کردم رسانه جایی
ماجرای تشکر پدر مرحومم از جمعیتی که برادر شهیدم را در گمنامی تشییع کردند
و لشکری همه حضور دارند. در خواب دیدم پدرم آمد و از حاضرین تشکر کرد. بعد از خواب بیدار شدم و گفتم این چه خوابی بوده است و چرا پدرم باید از این جمعیت تشکر کند؟ تشکر پدر مرحومم از جمعیتی که برادر شهیدم را در گمنامی تشییع کردند او ادامه می دهد: فردای آن روز وقتی اخبار را گوش کردم، فهمیدم دو شهید را در تهران تشییع کرده اند که یکی از آن ها در عملیات فتح المبین شهید شده بود. یک حس
در بررسی صلاحیت ها در مورد همه جناح های سیاسی مطابق قانون رفتار خواهد شد
اعلام کرد هر وقت بخواهند می توانند ضمانت اجراها و تحریم ها را برگردانند؛ مسئولین و دولت ما نیز می توانند از اقدامات داوطلبانه خودداری بکنند چون برجام سند حقوقی الزام آور برای طرفین تلقی نمی شود و مجلس هم اساساً با همین تلقی وارد بررسی جزئیات تدابیری که در این برنامه طراحی شده بود، بر نیامد. شورای نگهبان هم مصوبه مجلس شورای اسلامی را موضوع بررسی قرار داد، نه جزئیات قول و قرارهای اجرایی را که دولت و
مداحی، اشعار و مقتل روز پنجم محرم حضرت عبدالله بن حسن(ع)
/> تازه وقت کلوخ و سنگ شده تو نفس می زنی هنوز اما سر پیراهن تو جنگ شده آی نامرد بی حیا بس کن جان من رابگیر عمو را نه تیغ از حنجر عمو بردار دست من را ببر گلو را نه روی زانو نشست حرمله، باز دلم از خنده های تلخش سوخت تن من از تنت جدا شده بود تیر او آمد و مرا به تو دوخت مسعود اصلانی
افشاگری های باورنکردنی جلال طالبی از تیم ملی
قبول کنم. به همین خاطر گفتم اگر اجازه بدهید من در فرصت دیگری با شما همکاری می کنم. بعد از چند ماه دوباره صفایی به من پیغام داد که به فدراسیون بیا. وقتی رفتم گفت می خواهم مشاور من در کنار تیم ملی بزرگسالان باشی. بازی ها و تمرینات بازی ها را ببینی و برای ما گزارش بیاوری. 40 روز به مسابقات جام جهانی مانده بود و تیم ملی در ایتالیا بود. من باید گزارشی از کار بدنسازی و کارهای تاکتیکی می نوشتم و در قالب
ترکیب تیم ملی وزنه برداری برای مسابقات جهانی آمریکا
این در اردوی تیم ملی وزنه برداری 11 وزنه بردار حضور داشتند که سعید محمدپور به دلیل مصدومیت در رکوردگیری تیم ملی مسابقات جهانی را از دست داد و علی میری نیز به تشخیص کادرفنی در رکوردگیری شرکت نکرد و کنار گذاشته شد. علی مرادی رییس فدراسیون وزنه برداری در مورد ترکیب تیم ملی بیان کرد: در جلسه کمیته فنی، سرمربی تیم ملی و مربیان گزارشی را از عملکرد وزنه برداران ارائه کردند و در کمیته فنی تصویب شد که تیم
محمدپور مسابقات جهانی را از دست داد
آمریکا شود که بنا به درخواست کادر فنی رکوردگیری از این نفرات در دو روز گذشته در هفته دوم رقابت های لیگ باشگاه های کشور انجام شد، اما در جریان این مسابقات اتفاق تلخی برای سعید محمدپور، وزنه بردار دسته 105 کیلوگرم کشورمان افتاد تا از حضور در پیکارهای قهرمانی جهان محروم شود. محمدپور که به عنوان ورزشکار آزاد در لیگ شرکت کرده بود، در حرکت یک ضرب ابتدا وزنه 180 کیلوگرمی و سپس 185 کیلوگرم را مهار کرد، اما در
همسر آیت الله مهدوی کنی: بعد از رفتن آیت الله در دانشگاه کانه هیچ اتفاقی نیفتاده است/ زندگی عاشقانه ما ...
. رفتم و گفتند: مثل اینکه اینها می خواهند حلقه دست دختر کنند. گفتم: هیچ کس اینجا نیست، حتی مادرم هم نیستند. گفتند: ان شاءالله بعداً این برنامه ها را انجام می دهیم، مسئله ای نیست. گفتم:نه عروس آمادگی دارد و نه ما آمادگی داریم! من هم بچه اولم بود که می خواستم شوهر بدهم. سه تا فرزند که بیشتر ندارم. دو دختر و یک پسر. گفتند: اگر می خواهید خدا رضایت داشته باشد، آسان بگیرید. همین که رضایت حاج آقا را دیدم، نه
میرکریمی: باور کرده بودیم سینما برای ما نیست, محمد رسول الله(ص) معادلات را تغییر داد
بزنی، بسیار پیش می آید که در ابتدای صحبتشان می گویند من البته سینما نمی روم، ولی سینما چیز خوبی است و باید ازش استفاده کنیم. در محفلی بودم که تعدادی از مسئولان نشسته بودند، همه شان شروع صحبتشان با همین جمله بود که من سینما نمی روم، به من برخورد. گفتم آدم وقتی کار زشتی می کند اینقدر روی آن تأکید نمی کند! خب چرا سینما نمی روید؟ اگر در ابتدای صحبت خودتان را مبرا می کنید و می گویید من سینما نمی روم پس
داستان عشق هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری
شاهد یک بلبشو در بازار ترجمه هستیم. ترجمه هایی با زبان بد و به دور از دانستن ابتداییات زبان منتشر می شود. در این فضا که تعداد کتابخوانان بسیار کم هستند، بر تعداد مترجمان روز به روز افزوده می شود. شما وضعیت را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این ترجمه ها می توانند مانع از دیده شدن ترجمه های خوب شوند؟ نه آثاری که امروز منتشر می شود خیلی تأثیرگذار و دوران ساز است و نه آن مترجمان بحث شان آن بحث های