نابغه قاتل، جنون دارد - هراز نیوز
سایر خبرها
بازداشت مظنون به قتل زن جوان
خانه شان خارج شدم. فردا ظهر پسرش با من تماس گرفت و گفت مادرش در خانه را برای او باز نمی کند. وقتی با هم به خانه شان رفتیم هرچه زنگ زدیم، رکسانا در را باز نکرد. از خانه صدای تلویزیون می آمد اما رکسانا جواب گو نبود. ما هم در خانه را شکستیم و وقتی داخل شدیم جسد رکسانا را درحالی که یک پتو رویش کشیده شده بود، پیدا کردیم . مأموران درادامه به تحقیق از پسر مقتول پرداختند. کودک 10ساله ماجرای شب
گروگانگیری 6 ساعته به خاطر گردنبند طلا
. وی ادامه داد: چند روزی گذشت تا اینکه امروز تماس گرفت و خواست برای دیدن او و دوستش به قهوه خانه بروم. ساعت 15 بود که به قهوه خانه رفتم و با کریم ملاقات کردم و با هم قلیان کشیدیم. یک ساعت و نیم بعد هم دوستش سیروس با خودرو زانتیایی جلو قهوه خانه آمد و هر دو سوار شدیم. او روی بازوهایش خالکوبی های زیادی داشت. بعد از دادن نشانی مغازه ای که در آن کار می کردم به راه افتاد. هنوز مسافت زیادی را
اگر به وجود اوتیسم در کودک مان مشکوک شدیم چه کنیم؟
، یک کودک اوتیستیک به دنیای خود پناه می برد. به گفته او، این کودکان معمولاً لبخند هدفمند به دیگران نمی زنند و حالت انتظار برای در آغوش گرفته شدن در آنها وجود ندارد. به پدر و مادر وابستگی عاطفی زیادی ندارند و در محیط های غریبه احساس اضطراب جدایی نمی کنند. تماس چشمی ندارند یا اینکه تماس چشمی شان کوتاه است و زود قطع می شود. اکثراً واکنش خوبی به اسمشان نشان نمی دهند که گاه تصور می شود دچار
دعای عارفانه ات در عرفات به حق به عروج عرفانی ات انجامید
خدایش خواسته بود....چه زود حاجت روا شد! اما به حق سعادتمند شد، در بهترین حالت، بهترین اعمال و بهترین زمین... اندک اندک قاصدک های عروج کرده برگشتند و با دستان شرمنده نسیم، راهی دشت های لاله گون شان شدند، اما در گوشه ای آن طرف تر، عده ای هنوز چشم به راه بازگشت قاصدکشان هستند و چه سخت است این انتظار و دوری... دیدن روی ماهت از وقتی که حاجی شده ای حاج محمد سعید ، دیدنی تر شده است... کاش می
هشدار کمیسیون اصل 90 به بابک زنجانی / روایت مرتضوی از آشنایی با بابک زنجانی /تاجر زرنگ یا قربانی سیاست؟ ...
خیر خواهانه نیز شرکت دارد. او در مهر ماه سال 91 مبلغ 500میلیون تومان به زلزله زدگان استان آذربایجان شرقی کمک مالی کرد. اما علیرضا پسر کوچک حاج حسین سالها است که در ترکیه به فعالیت اقتصادی می پردازد او مالک یکی از بزرگترین صرافی های استانبول است. علیرضا را در ترکیه با شهرت"صراف" می شناسند، شاید پیشه او باعث شده است که این گونه شهرت یابد. اما برخی رسانه های ترکیه می گویند او فامیل خود را
اشک شوق زن اعدامی برای آزادی 2 دخترش
دختر جوان که در 13 سالگی با همدستی مادرش، پدر خود را به قتل رسانده و جسد را در خانه دفن کرده بودند، هشت سال پس از جنایت با حکم سه قاضی جنایی از مجازات قصاص نجات یافت و آزاد شد. مادر و دو دخترش در راهروی دادگاه منتظر حکم سه قاضی جنایی بودند. وقتی به آنها اعلام شد دختر کوچک خانواده از مجازات اعدام نجات یافته و امروز آزاد می شود، صدای فریاد شادی آنها سکوت راهرو را شکست. مادر، دو دخترش را
اگر سفارت آمریکا تسخیر نمی شد ما هنوز اسیر این کشور بودیم/ از حق خود می گذریم تا انقلاب بماند
به گزارش خبرگزاری دفاع مقدس از مشهد، باز پاییز آمد و ماه آبان فرارسید و در این ماه روز سیزدهم درخشش دیگری دارد. در این روز بود که دانش آموزان به حمایت از رهبر بت شکن خود امام خمینی(ره) اجتماع و راهپیمایی را سازماندهی کردند و با پیوستن دانشجویان به آنها، مقدمات اعتراض علیه رژیم طاغوت فراهم شد و به برکت این حرکت آنها پایه های حکومت جائرانه شاه متزلزل شد. امام خمینی (ره) در پیامی که از
دستور 5 میلیونی عمه برای آدمکشی
همیشه با مشکل روبه رو بودم وقتی عمه ام پیشنهاد داد اگر شوهرش را بکشم به من پنج میلیون تومان پول خواهد داد، پذیرفتم.بنابر این صبح زود در کوچه شان به کمین وی نشستم، وی از خانه بیرون آمد از پشت سر به او حمله کردم و با چاقویی که داشتم او را به قتل رساندم.وی افزود: عمه ام قرار بود به من 5 میلیون تومان پول بدهد، او به من 500 هزار تومان داد.این عمه و برادرزاده در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به
ماجرای سوختن یک جوان درشعله های آتش پراید
شیشه پراید کوبید. جوان 30ساله که هنوز از حالت گیجی خارج نشده بود، با چشمانی نیمه باز متوجه آتش شد. او که دست و پایش را گم کرده بود، سعی داشت در سمت دیوار را باز کند اما در پراید تنها 10سانتی متر با دیوار فاصله داشت و تلاش های او با کوبیدن در به دیوار بیهوده بود. گزارش خراسان حاکی است: این جوان با کمک راننده و دیگران از خودرو بیرون کشیده شد اما شعله های آتش هر لحظه گسترده تر می شد. دیگر
نگاهی به تظاهرات و ناآرامی وسیع در تهران57
و پس از تجمع مجددا شروع به دادن شعار می کردند. اجتماع این دانشجویان با مداخله و واکنش شدید ماموران متفرق می شد و این وضع به صورت جنگ و گریز تا بیش از 6 ساعت ادامه یافت. کسانی که از خانه هایشان با همهمه و صدای تیراندازی بیرون خانه آمده و در خیابانها بودند و همچنین بسیاری از دانش آموزان گریه می کردند. پس از انتقال مجروحان به بیمارستانها گروه بزرگی از دانشجویان دختر و پسر برای دادن خون به
نگاهی نو به اصول بشری در پرتو حسین(ع)+فایل صوتی
و از عصر اولین زنده ای که در روی زمین از جان خود دفاع کرده، میلیون ها سال گذشته است. آیا حالا بگوییم آن دوره گذشت؟ ما حقایق و موضوعات ثابت داریم، ھم چنین متغیرھایی نیز داریم، که ثابت ها آن هارا تفسیر می کنند. قرن هابگذشت این قرن نوی است/ ماه آن ماه است، آب آن آب نیست آب در جریان است، ولی شکل ماه روی آن به صورت ثابت افتاده است. البته مثال است، والا ماه ھم ثابت نیست.
زندگی ما نقاش ها رنگی ندارد
دارند. سمج ایستاده اند و سمج حرفی نمی زنند. خط های عمیق پیشانی یکی شان خبر از سال ها تجربه می دهد. بالاخره بغضش را می خورد و لب باز می کند. دست های زمخت و پینه بسته اش 50 سال است که با ماسه و سیمان و گچ کار کرده اند. خانه های زیادی را تعمیر کرده. هم بنایی می کند، هم نقاشی. بستگی دارد که مشتری چه بخواهد. بیشتر مشتری هایش از جنوب شهرند. اما گاهی هم از شمال تهران مشتری دارد. 50
شباهت عجیب در قتل دو زن در پایتخت
بودند، همسر و پسر وی بودند. کارآگاهان ابتدا به تحقیق از پسر قربانی پرداختند. او گفت: شنبه شب (یک شب پیش از حادثه) پدرخوانده ام خانه ما بود که حدود ساعت 10:30 رفت. پس از خوردن شام دچار خواب آلودگی شدید شدم به طوری که روی کاناپه در داخل پذیرایی خوابم برد. ساعت 6 صبح وقتی چشمانم را باز کردم دیدم که روی تخت خودم هستم. اصلا متوجه نشدم که چه کسی مرا به داخل اتاقم برده بود. همان لحظه مادرم را
تنهایی در آخر تهران +(تصاویر)
نماینده تحصیلکرده های زندان آماده می شود برای حرف زدن. محمدِ 33 ساله که لیسانس حقوق دارد و فوق لیسانس مدیریت بازرگانی. او یک مرد خنده روست و چشم هایش تابه تاست. دست هایش را گذاشته توی جیب هایش و می گوید که هنوز باورش نمی شود زندان شده عاقبتش: 3 ماهه که داخلم. یک سال حکم داشتم و تقریبا 2ماهش را در قزلحصار بودم. محمد معلم ماست. او به آنها که سواد ندارند، خواندن و نوشتن یاد می دهد و آنهایی
معمای پیچیده مرگ یک زن در آپارتمان شیک اش
به گزارش جام نیوز به نقل از ایران، ساعت 22 شامگاه یکشنبه 10 آبان ماه مأموران کلانتری 190 مجیدیه در جریان قتل زنی در خیابان مجیدیه شمالی قرار گرفتند. این جنایت تیمی از مأموران به محل اعزام شده و با جسد زنی روبه رو شدند که در کنار تخت پسر 10 ساله اش درحالی روی زمین افتاده بود که با گره خوردن شلواری پارچه ای دور گردنش خفه شده بود و پتو روی صورتش قرار داشت. بلافاصله با کشف این
قتل مادر کنار تخت کودک
وقتی که پسر 10 ساله به رختخواب می رفت نمی دانست که برای همیشه از نوازش های مادرش محروم خواهد شد. جسد مادر این کودک در حالی که با پارچه ای به دور گردنش به کام مرگ رفته بود، کنار تخت کودک کشف شد. به گزارش جوان، ساعت 19 و 30 دقیقه شامگاه یک شنبه، 10 مهرماه قاضی حسین پور، بازپرس ویژه قتل پایتخت با تماس تلفنی مأموران کلانتری مجیدیه، از قتل زن جوانی در خانه اش با خبر شد. پس از
پرونده 7 ساله یک جنایت با آزادی 2 خواهر بسته شد
آنها، پسر 8ساله حسین، راز هولناکی را برای ماموران پلیس فاش کرد و درنهایت مشخص شد که این مرد به قتل رسیده است. این پسر زمانی که پلیس به خانواده اش مشکوک شده بود، راز جنایت را فاش کرد. وی به ماموران گفت: مادر و دو خواهرم با همدستی یک مرد غریبه پدرم را کشتند و جسدش را در خانه خودمان دفن کردند. با اظهارات این پسر مادر و دخترهای 13 و 16ساله اش دیگر راه فراری نداشتند و درنهایت جزییات ماجرای قتل
پری کوچک دریایی
آسمان را برای اولین بار دید. همین طور ابرها و پرندگان را. او قوهای سفید زیبایی را دید که روی دریا پرواز می کردند. پری دریایی از دیدن این همه زیبایی خیلی خوشحال شده بود. یک سال دیگر هم گذشت و خواهر سوم به بالا سفر کرد. او آن قدر زرنگ بود که تا دم رودخانه شنا کرد. آنجا سنگ های بزرگی بود که بر روی آنها شاخه های درخت انگور پیچیده بود. وقتی او بالا رفته بود فصل تابستان و هوا گرم بود، برای همین هر وقت
دانلود مقاله رایگان/مالیات
مقررات این قانون بوده و فقط از لحاظ اعمال نرخ مالیات بر درآمد عملکرد منتهی به سال 1367 تابع نرخ مالیاتی مقرر در سال مزبور خواهند بود . ماده 100-مودیان موضوع این فصل این قانون مکلفند اظهارنامه مالیاتی مربوط به فعالیتهای شغلی خود را در یکسال مالیاتی برای هر واحد شغلی یا برای هر محل جداگانه طبق نمونه ای که وسیله سازمان امور مالیاتی کشور تهیه خواهد شد تنظیم و تا آخر تیر ماه سال بعد به اداره امور
پرونده بابک زنجانی روی میز کمیسیون اصل90 / ارتباط داغ شدن کرسنت و بابک زنجانی / "من مخالف اعزام افراد به ...
بود که هنگامی که محله خاک سفید معروف به جزیره پاکسازی شد، اولین بار از کهریزک در آنجا استفاده شد. چرا که هر خانه ای را که در خاک سفید جمع می کردند، اسباب و اثاثیه شان را جمع آوری و اسم خانواده شان را رویشان می زدند و در کهریزک این اسباب را نگهداری می کردند تا این خانواده ها تعیین تکلیف شوند. در این منطقه چند انبار متعلق به یگان های ویژه بود که برخی زاقه ای برای مهمات بود که متروکه هم شده بود
60 سال زندان برای متجاوزان به دختر افغان
ستاره : در آخرین روزهای سال گذشته دختر 18 ساله ای با وحشت خود را به ماموران پلیس آگاهی شهرری رساند و راز این جنایت سیاه را فاش کرد. او به ماموران گفت: اهل افغانستان هستم و همراه مادرم در شهرری زندگی می کنیم. امروز بعد از تمام شدن کار، راهی خانه مان شدم. یک خودروی پراید با دو سرنشین مقابلم توقف کرد. چون رفتار آنها عادی بود، مشکوک نشدم و سوار شدم. پس از طی مسافتی متوجه شدم راننده تغییر
چون پیرمرد قصد آزار مرا داشت، جانش را گرفتم
مرا داشت که من هم عصبانی شدم و او را کشتم. بعد از آن با خانواده ام تماس گرفتم و گفتم که این مرد را کشته ام، ولی آنها اهمیتی به حرفم ندادند. بعد از آن با شوهرم تماس گرفتم و او هم آمد و جسد را به بیرون بردیم. بعد هم آن را داخل خودرواش آتش زدیم. با اعتراف این زن شوهر وی نیز دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد. در ادامه زن جوان به ماموران گفت: شوهرم از من خواست به دروغ اعتراف به قتل
زندگی به سبک یک مجاهد
نشد. لاجرم تماس گرفتم منزلشان در شوشتر مادرش گفت هادی خانه نیست. فردا دوباره تماس گرفتم و با او صحبت کردم و گفتم من واسطه کار شما شدم و به آنها قول دادم شما رفتید و خبری نشد. هادی گفت راستش می خواستم بیایم ولی خوزستان درگیر جنگ است و باید بروم جبهه. گفتم: شما با آن وضعیت؟ گفت فعلا می روم بخش فرهنگی سپاه تا بهتر بشوم. *** - تا سال 61 با سپاه به صورت افتخاری همکاری فرهنگی داشت
روایتی از مادرها و پدرهای کهریزک
به گزارش ستاره ها؛ حتی نوای آن ترانه شلوغ که از رادیو ضبط پرتابل پخش می شود هم به لب پدرها و مادرهای محکوم به زندگی در کهریزک لبخند نمی آورد. اینجا لبخند دیگر اعتبار خودش را از دست داده است. لبخند مال آن روزهایی بود که خانه ای بود. حالا، در این حکایت رانده شدن، لبخند دیگر جایی ندارد. از راهروهای بخش های آسایشگاه که بگذری، پدرها و مادرها، مبهوتند. مادرها مبهوت مانده اند به گل روسری همدیگر. پدرها مبهوت مانده اند به تاب خوردن تسبیح های ار
معمای قتل زن جوان در شرق تهران
همزمان با قتل زن جوان در شرق تهران، همسر او به عنوان مظنون به قتل دستگیر شد. به گزارش جام جم، ساعت 22 یکشنبه ماموران کلانتری مجیدیه متوجه مرگ مشکوک زنی جوان در خانه اش شدند. با حضور ماموران، آنها با جسد زنی 30 ساله به نام لیلاکه شلواری دور گردنش پیچیده شده بود، روبه رو شدند. پسر ده ساله لیلادر تحقیقات به ماموران گفت: صبح امروز وقتی می خواستم به مدرسه بروم مادرم خواب بود و بیدار نشد. با
اگر تمام فرزندانم پسر بود...
تماس گرفت و قبولی رضا در کنکور را اعلام کرد ولی رضا رفته بود. 6 ماه بعد از شهادت اصغر، رضا در عملیات خیبر مفقودالاثر شد. خانواده احتمال اسیر شدنش را می دادند ولی اکبر به من گفت: " به مادربزرگ بگوید که عمورضا اسیر شده تا نگران نباشد. ولی او شهید شده و یا در قیر (باتلاق) فرو رفته است." اکبر درست می گفت او شهید شده بود. 8 سال بعد پیکرش بازگشت. بعد از رضا هم چند نفر از اقوام به
جنون خطرناک نابغه ریاضی او را به آسایشگاه روانی کشاند
، قاضی حسین پور با تماس تلفنی مأموران کلانتری شهر زیبا از قتل زن سالخورده ای در خانه اش حوالی خیابان سازمان برنامه باخبر شد. وقتی تیم جنایی در محل حادثه حاضر شد با جسد زن 80 ساله ای به نام شهربانو روبه رو شد. نخستین بررسی ها نشان داد مقتول از سوی پسر 50 ساله اش که سیامک نام دارد، به قتل رسیده است. بنابراین مأموران پلیس سیامک را که در محل حضور داشت، بازداشت کردند. وی که مدعی بود نابغه ریاضی است و در
دختر 13 ساله فراری و سرنوشت شومی که در انتظارش بود
فهمیدم اما هر روز به جای مدرسه در مسیر دادگاه قرار می گرفتم. بالاخره مادرم طلاق گرفت ولی دادگاه مرا به پدرم سپرد تا با او زندگی کنم. چند روز بعد پدرم زنی که به خانه ما آمده بود را به من معرفی کرد و گفت: او از امروز مادر تو است. بعدها فهمیدم که همه اختلافات پدر و مادرم به خاطر همین زن بوده است و پدرم قبلاً با او ازدواج کرده بود. من دیگر در آن خانه به موجودی تنها تبدیل شده بودم و آن ها با
کودک ایرانی، اعجوبه بی وقفه حیرت!
بگوییم. کافی است تنها نگاهی به این عکس ها بیندازید تا همه چیز دستگیرتان شود. می خواهیم برگردیم به کمی قبل تر. به یک سال و چند ماه پیش. پدر آرات حرف های شنیدنی از 3 ماهگی پسر حیرت انگیزش دارد. از سه ماهگی متوجه دستان فوق العاده قوی آرات شدم. همه نوزادان وقتی انگشت دست تان را به سمت شان ببرید، دست شان را حلقه می کنند به دور انگشت شما. این یک حس غریزی و مشترک در همه نوزادان است. آرات من
آزادی مردی که همسر باردارش را با چوب و قیچی کشت
در حالی که نفس نفس می زد گفت پدرش، مادرش را به باد کتک گرفته است.ما هم سریع خودمان را به آنجا رساندیم ولی دیر شده بود و شمس الله را با لباس خونین در کوچه دیدیم، وقتی به خانه رفتیم دخترم را در حالی که به طرز هولناکی به قتل رسیده بود دیدیم که همراه بچه ای که در شکم داشت از دنیا رفته بودند. پسر 12ساله قربانی نیز که بشدت از مرگ مادرش شوکه شده بود به پلیس گفت: پدرم از عصر با مادرم درگیری