آوای تار یحیی؛ ترکیب هنر قدسی با ایستادگی در برابر ظلم - مشرق نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
مروری برآثار مردی که قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار می نوشت
جمالزاده است. بسیاری این اثر را خواندنی ترین اثر جمالزاده می دانند. راوی پس از 35سال به اصفهان بازگشته، او اینک کنار زاینده رود نشسته و گذر شتابناک عمر را مرور می کند .و هنگام توصیف زندگی پدر خود روحانی مشروطه خواهی بود وضع سیاسی اجتماعی ایران در دوره مشروطه را شرح می دهد و.. قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار قصه های کوتاه برای بچه های ریش دار مجموعه دوازده داستان از جمالزاده است
جمال زاده؛ پیشاهنگ داستان نویسی کوتاه فارسی
بسیار ساده بود. پدر داستان نویسی کوتاه ایران توانست نخستین اثر خود به نام گنج شایگان یا اوضاع اقتصادی ایران را در این مجله منتشر کند که البته بعدها این اثر یکی از بهترین آثار وی در زمینه اقتصاد کشور معرفی شد. مجله ی کاوه اثر بی نظیر دیگری را از وی با نام یکی بود، یکی نبود که شامل داستان هایی کوتاه بود، در آخرین شماره ی خود با عنوان نخستین مجموعه ی داستانی فارسی با سبک تازه، به مردم
با قاسمعلی فراست در میان "نخل های بی سر" (به اهتمام دکتر ابراهیم جعفری )
اصلی اش نوشتن شد و به قول خودش حاصل عشق بازی او با کتاب ،آثار متعددی می باشد که از" نخل های بی سر"شروع و اکنون به مجموعه داستان هر زندگی یه قصه است رسیده است. پرداختن او به دفاع مقدس از زوایای گوناگون در قالب داستان فقط به "نخل های بی سر" محدود نمی شود، بلکه این موضوع در رمان های گلاب خانم ، آوازهای ممنوع ، عشق مانعی ندارد و نیاز نیز انعکاس یافته است. نتیجه این مجاهدت ادبی
بدیهیات اخلاقی را فراموش کرده ایم/ نوشتن کسب و کار من است
موتور هوندا کارش راه می افتاد ولی امروز با 10 تا ماشین آخرین سیستم هم راه نمی افتد. برای همین است که تکلیف خودم می دانم که به قدر وسع تذکر دهم. * موفق هم شده اید؟ یعنی حس می کنید تاثیر گذار هم بوده اید؟ از نظر کمی نه. اما باور دارم که این نوشتن ها تاثیر گذارند. دنبال جمع آوری آمار و ارقام نیستم. روی خودم هم بتوانم اثر بگذارم کافی است. ما معلم نیستیم بلکه فقط یادآوری می کنیم
قرار بود دانشمند شوم/ نوشتن برای بچه ها حس رضایت بیشتری با خودش دارد
بچه های آفرینش های ادبی برگزار می شود. اگر تو هم داستان می نوشتی، می توانستی بمانی. خوب معلوم است که خیلی خوش می گذشت و من واقعا دلم می خواست بمانم و نوشتن داستان هم آن قدرها سخت به نظر نمی رسید. گفتم خوب می نویسم. راستش خیال نمی کردم جدی بگیرند و راستی راستی مسابقه بگذارند و بخواهند که در همان سه روز داستان بنویسیم. موضوع هم دادند. پرنده، گل، سنگ! من که تا آن وقت فقط درباره تابستان خود
سلطان کلمات
دلتان خواست. در ابتدای کار قرار است که انس شما با قلم و کاغذ بیشتر شود؛ بعدی هایش مهم نیست. برای کسانی که مشتاق ترند چند دستور کلی برای نوشتن را در این بخش برایتان آماده کرده ایم. بخوانید:کتاب های داستان و خاطره و شعر و زندگینامه، مخصوصا از مدل ایرانی اش را، زیاد بخوانید. البته زیاد به خودتان فشار نیاورید. هر وقت حوصله داشتید، بخوانید ولی سعی کنید برنامه منظمی
توجه به ویژگی های بومی رمان ها را خواندنی می کند
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل کانون، این نویسنده صاحب نام کودک و نوجوان که روز 17 آبان میهمان کودکان و نوجوانان یزدی در قالب برنامه ملی دو پنجره بود پس از خوانش آثار بچه ها و شنیدن نقدهای آن ها گفت: نوشتن پی درپی و مطالعه و کتاب خوانی، نویسنده را برای تولید اثر ورزیده می کند. نویسنده ی رمان هستی افزود: یکی از ویژگی برپایی نشست های نقد آثار توسط مخاطبان این است که پنجره ی
حقیقت مانندی در قصه ی تهران
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: محسن حبیبی "حقیقت مانندی (verisimilitude) کیفیتی است که داستان را پیش چشم خواننده مستدل نشان می دهد و موجب پذیرش آن می شود. بسیاری از فیلسوفان هنر (زیبایی شناسان) درباره ی تمام هنرها تفسیر مشابهی ارائه داده اند. بنابراین ما از رمان و نمایشنامه، شعر نمایشی و شعر روایتی می خواهیم تا شباهتی از واقعیت را بیافریند." (میرصادقی
مخاطب را در آثار عاشورایی و دینی به چالش نمی کشیم
/> قیصری با اشاره به رمان شماس شامی خود نیز گفت: برای نگارش این رمان به ترفندی رسیدم که در ادبیات به آن جعل سند گفته می شود و از زمان انتشار کتاب دون کیشوت رواج پیدا کرده است و مجبور شدم این ترفند را پیاده کنم که مخاطب تصور کند متن از چند زبان ترجمه شده تا به زبان فارسی امروز رسیده است. سیدعلی شجاعی نویسنده نیز در ادامه نشست با اشاره به کتاب فصل شیدایی لیلاها ی خود که اخیرا نسخه گویای آن به
یکصد و نود و دومین نشست کتاب خوان در مراغه برگزار شد
: نترسیدن و نداشتن نفرت. امروز ترس و نفرت بر جهان چیره شده. هیچ صفتی را بدتر از این دو نمی توان برای یک فرد یا یک ملت تصور کرد. مقام معظم رهبری در مورد این کتاب می فرماید: باید این کتاب مهاتما گاندی را خواند؛ انصافاً رومن رولان در تصویرسازی آدم فوق العاده ای است هم در رمان هایش این طور است هم در شرح حال هایش...راجع به گاندی من خیلی کتاب خوانده ام اما هیچ کدام به خوبی این کتاب نبود . قصه های
پیشنهادهایی برای کتاب خوان ها
محک انتخاب شدن و انتخاب کردن می گذارد و نویسنده نامیرا فقط تصویرساز صادق این رویدادهاست. نویسنده کتاب را به سبک رمان های کلاسیک با شروعی آرام آغاز، تصویرسازی و شخصیت ها را یک به یک وارد داستان می کند، آن ها را معرفی کرده و با داستان پیش می برد. نامیرا اسیر اختلاف روایت های تاریخی نشده و البته از عقبه تحقیقی درستی بهره برده است. نوشتن داستانی که مخاطب، آخرش را می داند کار آسانی نیست. و این جاست که
' اشیاء از آن چه در آینه می بینید به شما نزدیک ترند ' در بوته نقد
رنج هم تن می دهد تا دروغگو شناخته نشود. لیلا زن قهرمانی ست پر از تضادها و تناقض ها؛ کسی که نماز می خواند ولی دروغ می گوید. وکارگردان این زن را با تمام ویژگی های منفی اش نشان داده است. نرگس آبیار، متولد سال 1349 در شهر تهران و فارغ التحصیل رشته ادبیات است. وی از سال 1376 فعالیت داستان نویسی خود را در حوزه هنری آغاز کرد و تاکنون بیش از سی جلد کتاب از وی در قالب رمان و داستان به
فتاحی: از حرف های سرهنگی حرصم می گرفت
به گزارش پایگاه انقلاب نیوز ، هفته جاری مراسم بزرگداشت مرتضی سرهنگی مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت در قالب پنجاهمین عصرانه ادبی فارس برگزار می شود. نویسندگان و اهالی فرهنگ و ادبیات مقاومت هر یک از زاویه نگاه خود این بزرگمرد حوزه فرهنگ را توصیف کردند. شاید همین چند ماه پیش بود که مراسم رونمایی از فرنگیس در حوزه هنری برگزار شد و نویسنده آن مهناز فتاحی مواردی را پیرامون ثبت خاطرات عنوان
کتایون امیرابراهیمی: پدرم مخالف بازیگری ام بود
خوشایند نیستند. عاشقانه های خوب از نوجوانی به کتاب علاقه داشتم. کتاب های باب طبع آن زمان ما رمان های عاشقانه بودند . خیلی آنها را می خواندم . حالا دو قفسه کتاب در خانه دارم که بیشتر مواقع به آن رجوع می کنم. البته این روزها رمان ها و کتاب های پلیسی مثل داستان های آگاتاگریستی را دوست دارم. از رمان های عاشقانه آبکی متنفرم . از شاعران ایران به حافظ خیلی علاقه دارم.
تأسف خوردم برای سکانس هایی که در خاکستر و برف تولید نشد
حال حاضر هم روی چند طرح و موضوع مشغول به کار هستم. *به خاکستر و برف برگردیم و اینکه به چه دلیل یک موضوع به نسبت تکراری را که آثاری نزدیک به آن نیز پیش تر در سینمای ایران تولید شده بود، دستمایه یک اثر سینمایی قرار دادید؟! جمله شما مثل این است که بگوییم: "اساساً چه نیازی به پرداختن به موضوعات جنگ هست، وقتی در طول سالیان گذشته بارها و بارها به این موضوع پرداخته شده است؟!" در
محمد علی جمال زاده که بود؟
داستان مجموعه یکی بود یکی نبود، یعنی فارسی شکر است ، در باره ساده نویسی و ساده گویی است . در این داستان جمالزاده آدمهایش را از طبقات مختلف برمی گزیند تا آشفته بازار زبان خواص و پیامدهای آن را برای مردم عادی و زبان فارسی نشان دهد. زبانی که معجونی است از واژه ها و عبارات عربی ، و گفتار نامفهوم فرنگی مآب تازه از فرنگ برگشته ای که ترکیبی نامأنوس از لغات فارسی و فرانسه است ، نمونه های طنزآمیزی از
شخصیت و شخصیت پردازی در قصّه ی تهران
نمونه هایی از این دست قابل مشاهده است. در داستان "روایت"، بزرگ علوی در خصوص گاراژی واقع در یکی از شهرستان ها (که در داستان نامی از این شهرستان برده نمی شود) می گوید: "از خیابان باغ سردار عبور کردند و به گاراژ مرحبا رسیدند. اتوبوس خراسان هنوز آماده نبود. زوار بدرقه کنان می آمدند و می رفتند و داد و فریاد راه می انداختند. شاگرد شوفرها بد و بیراه به هم می گفتند. رانندگان به آنها فحش می دادند. زیر درخت توت
معمای شاه ناامیدکننده بود
واقع با شروع قصه است که مردم تصمیم می گیرند سریالی را تماشا کنند یا نه. - ما باید شخصیت ها را اول در یک داستان معرفی کنیم، بعد سراغ روایت قصه برویم. یعنی فکر می کردید نمی شود داستان را همزمان با معرفی پیش برد؟ - بله اما اواسط آن آمده ایم بخش هایی را گذاشته ایم که مخاطب، معرفی شخصیت ها را به صورت صرف، پس نزند. البته در قسمت دوم، در کنار شخصیت پردازی خانواده وزیری، قصه
نگاه انسانی تبعیض جنسیتی در آثار ادبی را به چالش می کشد
فضایی ما باید بیشتر و پیشتر از بچه ها نگران خود باشیم. این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد: نوشتن شفای جراحت های آدمی است. من نگران بچه ها نیستم. بچه ها قصه های خودشان را می سازند. من نگران خودمان هستم. ما باید نیمه دیگر خود را کشف کنیم تا به نیمه مغفول مانده خود هم برسیم. در سال های اخیر حضور نویسندگان زن در ادبیات زنانه و داستان های آن ها افزایش یافته است. این کار من را می
طفلکی ترحم برانگیز/هیولای هولناک “
تشکیل شد خودشان گفتند از اولین فیلم های مدنظرشان پرویز است. فیلم اول گروه ماهی و گربه که فیلم خوبی هم هست قرار گرفت و بعد پرویز . می توانم بگویم مهم ترین قدمی که مدیریت جدید سازمان سینمایی یعنی آقای ایوبی برداشته همین تشکیل گروه هنر و تجربه است. /آیا پرویز را می توان در دسته بندی فیلم های تجربی گنجاند؟/ خود مجید برزگر در مصاحبه ای با چلچراغ دراین باره گفته :پرویز برای من فیلم
زیر پای هم پوست موز می اندازیم / سینمای ما کلاف سردرگم است
اتفاقات هستند. فقط مسئولین تقصیر ندارند. ما داریم زیر پای هم پوست موز می اندازیم. شما از دهه 60 سیمرغ های متعددی گرفتید. با مدیران مختلف کار کردید. ارزیابی شما از این دوره فعالیت مدیران سینما چیست؟ مسائل مختلفی دست به دست هم داده و این بلا سر سینما آمده است. شرایط اجتماعی، سیاسی در کل دنیا وجود دارد که نمی شود آن ها را بسط داد. فشارهایی که از بیرون به سینمای ما تحمیل می شود
شاهزاده روم انیمیشنی حرفه ای برای تجربه لذت تماشای خانوادگی
شاهزاده روم ؛ که در این سه اثر شاهزاده روم اصطلاح تلاش برای ساخت یک انیمیشن بلند را به خودش نمی چسباند و با تکنیکهای استاندارد سه بعدی وارد یک حیطه حرفه ای برای مخاطب شده است که باید ادامه یابد. باید صحبت کنیم تا سازندگان این انیمیشن که به لحاظ تکنیکی کاملا یک روند حرفه ای را گذراندند و تسلط خودشان را روی آن تکنیک نشان دادند به بحث جذب مخاطب که بسیار مهم است توجه کنند. تکنیک قوی
طهماسب: شاهزاده روم در آسیا بی نظیر است
باید مورد نقد قرار بگیرد. سالهاست در نگاه راهبردی این ارزیابی وجود داشت که موضوع شاهزاده روم توسط مسیحیان و غربی ها حتما مورد توجه قرار می گیرد. شما این هدفگذاری را از ابتدا داشتید؟ محمدیان:ایده و ایدئولوژی ما از ابتدا همین بود که چنین قصه ای که در دو دین بزرگ اسلام و مسیحیت مشترک است روایت شود. روایت این قصه تاریخی جذاب و عاشقانه همین هدف را هم پوشش می داد و می بینیم که
سریال هایی با اسم زنانه؛ از ستایش تا کیمیا
/> شهرزاد / ترانه علیدوستی شخصیت اصلی داستان، شهرزاد است. کل قصه در ارتباط با زندگی او اتفاق می افتد و پیش می رود. اینجا دیگر خبری از راوی نیست و طبیعتا نیازی به حضور شهرزاد در تمام سکانس ها وجود ندارد. در دو قسمت اول، نقش او کاملا محوری است و قطعا به واسطه این شروع، در ادامه هم همین مسیر ادامه پیدا می کند. وضعیت شهرزاد با تمام سریال هایی که در این بخش از آنها اسم بردیم فرق دارد
به توصیه گاردین این صفحه ها را دنبال کنید
چه جور جایی است و همین طور می خواستم با تصاویر مثبتی که شاهدشان بودم، با تصویر منفی رسانه ها از ایران مقابله کنم. یک سفر 30 روزه را شروع کردم تا بیشتر از عقبه خودم اطلاع پیدا کنم. در این مسیر، عکس هایی از هرجا که می رفتم، به خصوص طبیعت زیبای ایران، مردم و غذاهای ایرانی منتشر می کردم. در شرح هر عکس، قصه آن موضوع یا تجربه ام موقع عکس برداری از آن را می نوشتم. اول دوستانم می گفتند این قدر شرح های
حافظ هم شاعری شهرستانی بود!
مناقصه می گذاشتند هر کس پول بیشتری می داد، می رفت صاحب اقلیم مورد نظر می شد! اینکه شنیده اید ملوک ا لطوایفی، بخشی از آن، همین قصه بوده! یعنی هر کسی شاه منطقه خودش بوده و پایتخت خودش را داشته! این شیوه حکومت داری، اگر به نفع تاریخ سیاسی ایران نشد اما به توسعه ادبی کشور خیلی کمک کرد. فکر می کنید اگر یک حاکمی نبود که صرفاً برای حکومت بر یک شهر، خودش را شاه بنامد، مشهورترین شاعر ایران، که شاعری
مرضیه برومند وعلت ازدواج نکردنش
مرضیه برومند (زادهٔ 17 خرداد 1330در تهران -) کارگردان، بازیگر و عروسک گردان ایرانی است. وی کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دارد. او خواهر راضیه برومند گوینده، بازیگر و نویسنده، و همچنین خواهر احترام برومند مجری و بازیگر، و خواهر همسر داوود رشیدی می باشد بزرگ ترها، دوستان، پدر، مادر، خواهر، برادر و... چه نقشی در موفقیت جوان ها دارند؟ جوان به پشتیبانی، حمایت و راهنمایی نیاز دارد. اما هر کسی نمی تواند حتی با حمایت وارد یک حرفه و شغل شود. چون در هر کاری باید استعداد داشت. جوان ها باید در وهله اول تلاش کنند استعداد و توانایی های خود را بشناسند. چون متاسفانه سیستم آموزشی ما این کار را انجام نمی دهد و بچه ها را در شرایطی قرار نمی دهد که آنها پی به توانایی های خود ببرند. یک کودک، نوجوان یا جوان چگونه می تواند استعداد و توانایی های خود را شناسایی کند؟ مرضیه برومند :خیلی کار سختی است. نباید علاقه را با استعداد اشتباه بگیرند چون این دو با هم فرق می کند. علاقه مندی امکان دارد به دلایل مختلفی شکل بگیرد. ظاهر برخی از شغل ها و نگاه بیرونی به آن حرفه آنها را فریب می دهد و جذب آن شغل و حرفه می شوند. اما واقعیت این است که آنها به مسائل حاشیه ای و پیرامون آن حرفه علاقه مند شده اند. در شغل های هنری و بخصوص در بازیگری این اتفاق بیشتر رخ می دهد. یعنی جوانی که به بازیگری علاقه مند است فکر می کند استعداد بازیگری هم دارد و می تواند وارد این حرفه شود؟ مرضیه برومند بله اگر در خانواده و اطرافیان بازیگر یا هنرمندی وجود داشته باشد، آنها هم به این سمت گرایش پیدا می کنند، بدون این که استعداد بازیگری یا کارگردانی داشته باشند. در این شرایط باید به آنها گفت که باید رشته و حرفه دیگری انتخاب کنند. به آنهایی هم که توانایی فعالیت در حوزه های هنر را دارند باید در ابتدا کمک کرد تا وارد مسیر شوند و بعد از آن باید خودشان راه را ادامه دهند. در کشور ما و شاید هم در کشورهای دیگر ورود به یک رشته هنری بسیار سخت است. اما وقتی کسی وارد عرصه هنری شد کار اولش نشان می دهد که او در این عرصه ماندگار است یا نه و آیا راه را درست آمده؟ باید خودش را محک بزند اگر شرایط ماندن در این حرفه را داشت به کارش ادامه می دهد و گرنه نباید او را هل داد یا مجبورش کرد که در این حرفه بماند. امیرحسین صدیق با حمایت شما وارد حرفه بازیگری و موفق شد، مانی نوری هم با مجموعه زی زی گولو به دنیای بازیگری وارد شد. حمایت شما از آنها چگونه بود؟ آقای صدیق با حمایت من بازیگر نشد. او بازیگر تئاتر بود، در سینما در یک فیلم بازی کرده بود و در سنین جوانی در تئاتر پیروزی در شیکاگو به کارگردانی آقای داوود رشیدی بازی کرده بود. در تئاتر چایخانه پریان آقای هدایت بازی کرده بود و در کلاس های آقایان هدایت و خمسه شرکت می کرد. چند کار دیگر هم کرده بود که برای بازی در مجموعه زی زی گولو انتخاب شد. خیلی هم سخت انتخاب شد، چون من بیشترین سختگیری را درباره بازیگر نقش آقای پدر انجام دادم. آقای صدیق توانایی و اخلاق داشت و همین ها باعث شد در دنیای بازیگری ماندگار شود و تبدیل شد به بازیگر ثابت کارهایم و من همیشه با علاقه مندی از او دعوت کرده ام که در کارهایم بازی کند. مانی نوری هم بچه بود که برای بازی در زی زی گولو انتخاب شد. بچه بامزه ای بود. کارگردانان بچه ها را از میان اطرافیان انتخاب می کنند چون باید با روحیه بچه آشنا بود. اما بعضی وقت ها هم ما از بچه های مختلف آزمون می گیریم و آنها را برای بازی انتخاب می کنیم. اما مانی را می شناختم چون دایی مانی نوری همسر خانم معتمدآریاست. وقتی بچه بود از او پرسیده بودند چطوری برای بازی در این نقش انتخاب شدی؟ گفته بود: خالم دوست دایی ام بود. وقتی متوجه شوید جوانی استعداد دارد چگونه از او حمایت می کنید؟ هر آنچه در توان دارم در اختیار بچه ها و جوان هایی می گذارم که مستعد و توانا هستند و به کاری که انجام می دهند، ایمان دارند و پشتکار هم دارند. کاری که الان در خانه عروسک انجام می دهم همین است. این خانه با همکاری و مساعدت شهرداری منطقه یک راه اندازی شده است. این خانه مرکزی شده برای کسانی که به کار عروسکی علاقه مند هستند. کلاس های مختلف برایشان می گذاریم و به آنها کمک می کنیم تا کارشان را به سهولت انجام دهند. آقای حمید جبلی هم همراه من هستند و خیلی کمک می کنند به علاقه مندان کارهای عروسکی. البته بزرگان و پیشکسوتان عروسکی دیگری هم هستند که در این خانه به علاقه مندان مشاوره می دهند. شما متعلق به خانواده بزرگ برومند هستید، خواهر های شما، شوهر خواهران، خواهرزاده ها و... سال هاست که در حوزه آثار نمایشی فعالیت دارید، پدر و مادر شما چه نقشی در علاقه مندی شما به هنر داشتند؟ پدر من آدم بسیار بافرهنگ و علاقه مند به ادبیات و شعر بود و پایه علاقه ما به ادبیات را پدرم پایه گذاری کرد. مادرم خیلی خلاق بود اگر درس می خواند حتما هنرمند بنامی می شد. ایشان در شکل گرفتن شخصیت هنری ما نقش مهمی داشت. ما را به تئاتر و سینما می برد، در خانه امکاناتی را برایمان فراهم می کرد که نمایش اجرا کنیم. خواهر بزرگم (احترام) به هنر و ادبیات علاقه مند بود و همیشه شعرها را دکلمه و در مسابقات مدارس شرکت می کرد و رتبه می آورد. این علاقه در من هم وجود داشت و در راضیه هم بود، اما بقیه خواهر و برادرها در زمینه های دیگر فعالیت می کنند. قبل از این که وارد دانشگاه شوم، خواهرم با آقای داوود رشیدی ازدواج کرد و بعد از این که وارد دانشگاه شدم همکلاسی ام آقای شامحمدلو از طریق من با خواهرم راضیه آشنا شد و با هم ازدواج کردند، عادل بزدوده با خواهر کوچک ترم ازدواج کرد و این جوری شد که خانواده هنرمند ما گسترش پیدا کرد. یک سوال شخصی از شما بپرسم؟ بله. شما چرا ازدواج نکردید؟ با خنده! منو کسی نگرفت! هرکس منو دید با خواهرم ازدواج کرد. من ازدواج نکردم، اما این اتفاق به این معنا نیست که ازدواج خوب نیست. ازدواج خیلی خوب است به شرط این که زن و مرد به یکدیگر متعهد باشند. باید از من عبور کنند و ما شوند. باید به وصلت احترام بگذارند. وقتی می شنوم ازدواجی به طلاق منجر شده خیلی ناراحت می شوم به خصوص برای زوج هایی که بچه دارند. نهاد خانواده خیلی برایم ارزشمند است. چون شرایط کار و زندگی ام ایجاب می کرد که یکی را انتخاب کنم؛ کارم را انتخاب کردم. اگر ازدواج می کردم، مهم ترین چیز برایم خانواده بود. فکر می کنید چرا طلاق در جامعه ما زیاد شده و چرا خانواده ها اینقدر زود از هم می پاشند؟ به دلایل خیلی زیاد .من جامعه شناس نیستم، اما تجربه شخصی ام می گوید جوان ها این را نمی دانند که وقتی با هم ازدواج می کنند باید سازش داشته باشند. متاسفانه سازش ما خیلی کم است. ما حتی با طبیعت سازش نمی کنیم. سازش به معنای این نیست که سرمان را پایین بیندازیم و هر کاری گفتند انجام بدهیم. سازش یعنی با هم بودن و مشکلات را با هم حل کردن. پدر و مادرهای ما با یکدیگر سازش داشتند برای همین در زندگی مشترک موفق بودند. و سطح توقع شان از یکدیگر پایین بود و چیزهای معقول از هم می خواستند؟ بله! و به هم و خانواده احترام می گذاشتند. اما الان این احترام از بین رفته. البته همه اش تقصیر مردم نیست. شرایط اجتماعی هم در این بحران دخیل است. باید زیرساخت های جامعه درست شود تا راه موفقیت برای جوان ها فراهم شود. متاسفانه ازدواج ها بدون تفکر است و جوان ها بدون این که مفهوم زندگی مشترک را بدانند با هم ازدواج می کنند و بعد نمی توانند دوام بیاورند. شما به شخصیتی جدی معروف هستید که در کار با کسی شوخی ندارید و شنیده می شود زود هم عصبانی می شوید! اما در کارهای شما معمولا لایه های طنزی وجود دارد که بیننده را جذب می کند و در ذهن می ماند، این طنازی از کجا آمده؟ مگر نمی شود آدم هم جدی باشد هم طناز! اتفاقا من آدم بسیار شوخ طبعی هستم و پشت صحنه کارهایم همیشه سرزنده و شاد است. خودم از همه بیشتر شلوغ می کنم، اما کار برایم خیلی جدی است و به کار احترام می گذارم. توقع دارم کسانی که با من همکاری می کنند هم کار را جدی بگیرند و نهایت تلاش خود را بکنند که جلوی مردم شرمنده نشویم. وقتی برای تلویزیون برنامه می سازیم در واقع از پول بیت المال هزینه می کنیم بنابراین باید به پول مردم احترام بگذاریم و کم فروشی نکنیم. نگاهم به دنیا عبوس نیست و حتی در تلخ ترین مسائل هم رگه هایی از طنز می بینم. فکر می کنم با لبخند بهتر می توان مشکلات جامعه را یادآور شد و به مردم گفت که جور دیگر می توان به مسائل نگاه کرد. فیلم شناسی دایرهٔ مینا (نمایش در سال 1355–1357) شهر موش ها (کارگردان عروسکی و هنری 1364) تحفه ها (1366) میهمان ناخوانده (عروسک گردان 1368) پناهنده (1372) الو الو من جوجوام (نویسنده و کارگردان 1373) سیب سرخ حوا (1377) میکس (1378) قطعهٔ ناتمام (1379) مربای شیرین (کارگردان 1379) دربه درها (تهیه کننده 1383) دربه درهای دو (تهیه کننده، مشاور کارگردان و مجری طرح 1384) شهر موشها 2 (کارگردان 1393) مجموعه های تلویزیونی (به عنوان بازیگر، کارگردان و عروسک گردان) از سال 1347: امشب از خود می سازیم وای بر مغلوب سفر خوش سلطان صاحبقران حادثه در شهر عروسک ها دیو چو بیرون رود یک و دو، همه با هم (1362) حکایت مسافر گمنام (1364) مدرسهٔ موش ها (کارگردان) یک رو راویان اخبار قصه های تابه تا (1375، کارگردان) خونهٔ مادربزرگه (کارگردان) همه با هم آرایشگاه زیبا (کارگردان) دخو در تهران تهران 11- 595 ج 48 (1376–1375، کارگردان، نویسنده، بازیگر) هتل (1377) ورثهٔ آقای نیکبخت (1378، کارگردان) کارآگاه شمسی و دستیارش مادام (1380، کارگردان) کتاب فروشی هدهد (1385 کارگردان) نشانی (به کارگردانی رامبد جوان) همهٔ بچه های من آب پریا (1391–1389 کارگردان) بازیگری در سینما 1 - نخودی (1388) 2 - هیچ (1388) 3 - چند تار مو (1382) 4 - قطعهٔ ناتمام (1379) 5 - میکس (1378) 6 - سیب سرخ حوا (1377) 7 - الو! الو! من جوجوام (1373) 8 - پناهنده (1372) 9 - میهمان ناخوانده (1367) 10 - تحفه ها (1366) 11 - دایرهٔ مینا (1357) نمایش ها (تئاتر) شهر کوچک ما آدم آدم است کدو قلقله و دیو آنتیگون نبیه دانا دزد و رنگ قرمز الدوز و کلاغ ها داستان ضحاک کلاه و شالواره یک جفت کفش برای زهرا افرا، یا روز می گذرد (کارِ بهرام بیضایی) منبع:جام جم-ویکی پدیا ...
نگاهی کوتاه به دفتر برگزیده اشعار محمد شکری (آرش کرمانشاهی)/ ح- مولایی فر
که در برخورد باواقعیت های تلخ و شیرین جامعه جان می گیرند و در آسمان ادب پارسی بسان شهاب می درخشند! بدون تردید، هنر به ویژه ادبیات در حوزه ی داستان و شعر عرق ریزان روح است که در سطر سطر جویباری از نظم و نثر جاری می شود و مخاطب به هر دلیلی در کرانه ی این جویبار می نشیند و عطش خود را با نوشیدن پیاله ای از زلال معرفت سخنوران فرو می نشاند! اخیراً با چاپ دفتر برگزیده اشعار، جناب
پای زنان به زندان مهران مدیری باز شد
می گذرد، از پرواز 57 گرفته تا ساعت خوش و یا ببخشید شما و پاورچین تا مرد هزار چهره همگی را در ذهن ورق زده و به کارگردان خوش سلیقه طنز که نه تنها در این سالها بلکه از بیست سال پیش در حوزه خودش یکه تاز بوده، تحسین گفته و جمله هنرمندی که می گفت من برای رسیدن به موی سپیدم و چروک های صورتم تاوان زیادی دادم را به یاد آورده که مدیری برای تجربه هایی که تا الان در حوزه طنز کسب کرده و البته سپیدی مویش، در این
بازتاب مطالب سایت "آخاله" در ((مطبوعات))
بودند و در بیان دیدگاه های خود مشکلی نداشتند و آن چه از واژه های تخصصی و علمی بر زبان می آوردند، نشان از تاثیر مثبت آموزش بر آنان داشت. وجود تنی چند از آموزگاران بازنشسته هم که به باغداری گرایش یافته بودند، در این ارتباط دوسویه بی تاثیر نبود. باغداران نیز این طرح را پسندیده و اثربخش می دانستند و می گفتند وقتی مدرسه به مزرعه آمد، به کمک تسهیل گران دریافتند که باید مصرف سم را به کمترین