تعدادی از مسئولان پرسپولیس به منزل پدر مرحوم نوروزی رفتند - باشگاه پرسپولیس
سایر خبرها
خودکشی طنزپردازان افسرده؛ تناقضی در دل تمدن غرب
انکار نمی کنیم که بسیاری از افراد تنها وانمود می کنند افسرده اند چون نوعی پرستیژ برای آنها به همراه دارد؛ بلکه تنها یک پرسش داریم و برای یافتن پاسخ آن بحث را آغاز می کنیم: چرا بسیاری از هنرمندان و حتی طنزپردازان غربی افسرده اند و گاهی کارشان به خودکشی می کشد؟ رابین ویلیامز، تسلیم افسردگی شد سال گذشته رابین ویلیامز 11 آگوست در منزل خود واقع در شمال سانفرانسیسکو به زندگی اش پایان
دانشگاه خرمشهر حقوق بازماندگان قاری مفقود شده در منا را قطع کرده است
موسوی در ابتدا که از حج بازگشته بودند، شرایط خوبی نداشتند، اما اکنون بهتر هستند. هر دو عزیز هم قصد دارند کار را ادامه دهند و به امید خدا پس از بهبودی پدر و بازگشت به خوزستان قرار است جلسه ای در منزل ما برگزار و در آن هماهنگی های لازم را برای آغاز دوباره کارگروه انجام دهیم. شرایط روحی شما و همسر و فرزندان حاج سعید اکنون چگونه است؟ متأسفانه شرایط روحی چندان خوبی نداریم و
این گلفروشی بدون فروشنده اداره می شود
سراغ هدایی رفت و به دلیل نوع رفتارش از او قدردانی کرد. خیلی ها برای حرم حضرت عبدالعظیم(ع) گل نذر می کنند و من به نیابت از آنها نذرشان را ادا می کنم. بسیاری از گلدان هایی که اطراف حوض صحن ها قرار دارد نذر ادا شده زائران حرم است. هدایی می گوید: حال و هوای حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در ماه محرم وصف ناشدنی است و اتفاقاً در این ماه عزا خدا رزق و روزی ما را بیشتر هم می کند گل نذر تو می کنم
عقب ماندگی از توسعه در دوران وفور منابع
خارج بروند (حتی اگر فارغ التحصیل دانشگاه آزاد و پیام نور... باشند) از اینها استقبال می کنند. چون که می بینند اینها بسیار خوب آموزش دیده اند. به جد عرض می کنم که به قیمت سوء تغذیه پدر و مادرها ،عمده درآمد خانوارها صرف آموزش خانواده می شود. بنابراین ما به لحاظ نیروی انسانی هم مشکلی نداریم. موانع توسعه ایران، تاریخی و اقلیمی است نه اقتصادی وی ادامه داد: اگر بخواهیم در چارچوب توسعه
با شاهزاده سعودی محبوب کاخ سفید آشنا شوید
تبعید شدند و دیگر نتوانستند در شبه جزیره عرب حکمرانی کنند تا آنکه ابن سعود با هدایت ارتش قبیله ای خود از تبعید خارج شد، ریاض را مجدداً فتح کرد، و سومین حکومت پادشاهی سعودی را تأسیس کرد، حکومتی که همچون قدرت و نفوذ وهابی ها تا به امروز ادامه پیدا کرده است. • اتحاد خانواده سلطنتی با وهابی ها با هدف سلطه بر جامعه عربستان • اتحاد وهابی ها با خانواده سلطنتی به آنها امکان داد تا
توصیه های حسام نواب صفوی به بابک زنجانی+عکس
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ حسام نواب صفوی در صفحه اینستاگرام خود نوشت: این پایان نامه پدر من در سال 1327.1328است که بعد تحصیلات خود را تا دکترای حقوق ادامه داد . چندی پیش به عنوان وکیل تسخیری جوانی که توان مالی برای گرفتن وکیل نداشت، انتخاب شدم امروز به دادگاه انقلاب رفته بودم که پرونده را بخوانم ،از خداوند میخواهم مرا یاری کند تا جوانی که از سر
این درد از سرطان هم دردناک تر است!
. شوهر خواهرم یک کارگر است و در مغازه کار می کند، بیمه شان هم که روستایی است. آخر این پول را از کجا بیاورد؟ ما سه خواهریم و همه هم مستأجر، اما همه کمک می کنیم، سراغ خیریه ها هم می رویم. پدر و مادرم زمین کشاورزیشان را فروختند و خرج خواهرم کردند. اما باور کنید سر هر ماه عزا می گیریم که ای وای این بار چه کنیم؟ زندگی مان جهنم شده، جهنم. اما مگر می شود زن 33 ساله را رها کنیم؟ گفتند شش ماه هم نمی ماند، ولی
شهدای مدافع حرم رفتند تا تروریست ها وارد کشورمان نشوند
نشست دنیای کودکان بدون ترور صبح امروز (شنبه) با حضور همسر شهید رضایی نژاد و تنی چند از خانواده های قربانی ترور در دبستان شهید بهشتی برگزار شد. همسر شهید رضایی نژاد در این مراسم با اشاره به سالگرد تصویب پیمان نامه حقوق کودک گفت: سازمان ملل در سال 1945 تاسیس شد تا پس از جنگ جهانی از جنگ جلوگیری کند و در آن تصویب روز جهانی حقوق کودک را شاهد بودیم. وی افزود: مجلس ما این پیمان
سلام بر حسین رمز نجات از عذاب قبر/ احیای سنت صله دادن در شب شعر عاشورایی
او بوده است و نشان می دهد که وجود مرحوم فرهنگ زمینه ساز خیر بوده است. *عدم وابستگی دلیل ماندگاری شب شعر عاشورا است کرونی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به یکی دیگر از اتفاقات خوب شب شعر عاشورا گفت: عدم وابستگی این مراسم یکی از اتفاقات خوبی است که پس از مرحوم فرهنگ از سوی خانواده وی مورد تأکید بوده است و دلیل ماندگاری شب شعر عاشورا همین نکته است، زیرا با تغییر مدیریت های دولتی
گزارش تمرین صبح پرسپولیس
تمرینات پرنشاط مشغول شدند تا خستگی حاصل از بازی دیروز را از تن خارج کنند. *سوشا مکانی دروازه بان پرسپولیس برای پیگیری مسائل شخصی خود و رسیدگی به شکایت یکی از مدیربرنامه ها از وی به دلیل حضور در باشگاه پرسپولیس در تمرین نوبت صبح غایب بود. *سایر بازیکنانی که روز گذشته مقابل استقلال اهواز بازی نکردند یا به عنوان بازیکن تعویضی به میدان آمده بودند امروز با حضور در سالن بدنسازی
گفت وگوی خواندنی باحسن عباسی درباره مسایل روز
در گرو غرب داشتند بعد از دولت موسوم به اصلاحات کلا از ایران رفتند و پناهنده شدند به آمریکا و اروپا و امروز در تلویزیون های معاند علیه جمهوری اسلامی حرف می زنند. در دوران سازندگی یک نگاه به بیرون مبتنی بر سیاست های سازمان ملل و نهادهای وابسته به آن در سیاست خارجی فعال بود و در دوره موسوم به اصلاحات، سیاست های در عرصه خارجی یک ویژگی خاصی داشت و از دورن یک تغییر ماهوی به غرب به وجود آمده
آخرین اخبار اسیدپاشی های اصفهان از زبان وزیر کشور
خبرگان زمان داریم. وزارت کشور آمادگی برگزاری این انتخابات را دارد؟ از اوایل امسال مقدمات برگزاری انتخابات را تدارک دیدم. جلسات متعدد در همه حوزه ها، از جمله آسیب شناسی انتخابات قبل، طراحی انتخابات جدید با توجه به فضای جدید و همزمانی دو انتخابات، هماهنگی لازم با دستگاه های نظارتی انجام شده. تدارکات برای انتخابات آماده شده. امروز گزارش دادند همه چیز مهیا است و مشکلی در مورد مهرها، تعرفه ها و
عذرخواهی هاشمی از مردم اردکان بخاطر چه بود؟
کردم و سیاست صنعتی دولت را توضیح دادم. ساعت هشت و نیم به منزل مرحوم [روح الله] خاتمی رفتم. در اجتماع روحانیون شرکت کردم. آقای [محمدعلی] صدوقی خیرمقدم گفت. برای طلاب صحبت طولانی کردم و نصیحت شان کردم که واقع بین باشند. شام را هم با آنها خوردم. خیلی جلسه خوبی بود. بسیاری از دوستان دوران طلبگی را دیدم. قرار بود که با کمیته بانوان و خانواده مرحوم آیت الله خاتمی هم دیدار داشته باشیم که به خاطر خستگی و دیر شدن انجام نشد. به استانداری آمدم. خاطرات را نوشتم و ساعت دوازده شب خوابیدم. استقبال زنان زرتشتی از هاشمی با اسفند و گل "روایت هاشمی از زرنگی یزدی ها" ...
مردم زرین شهر چشم انتظار نگاه های گرم مسئولین به توسعه گلستان شهدا
جایگاه رفیع این عزیزان راه شهدا را ادامه داده و به پیمان و قولمان به شهدا عمل کنیم. اما آنچه امروز روح بسیاری از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران شهرستان لنجان را آزار می دهد نگاه های سرد و بی مهری است که این روزها از سوی برخی افراد نسبت به گلستان شهدا زرین شهر و شاید شهدای آن روا داشته اند. آیا فراموش کرده ایم که شهدا کوچکترین دلبستگی به دنیا نداشتند و آنان تنها معامله گران با
وزیر صنعت و معدن یا وزیر خودروسازان!/تردد وسایل نقلیه با پلاک ع ممنوع/استاندار جدید قزوین در حال و هوای ...
مسمومیت یک خانواده چهار نفره در این استان شد. به نقل از ایرنا، مهدی جمشیدی افزود: این حادثه در منطقه نیروگاه قم به قوع پیوست و بر اثر آن سه خانم و یک آقا دچار مسمومیت شدند. هر چهار تن این خانواده به علت کاهش سطح هوشیاری به مرکز درمانی قم منتقل شدند. وی گفت: سردرد، سرگیجه، تهوع، استفراغ، کاهش سطح هوشیاری، تاری دید، فلج شدن عضلات از جمله عضلات تنفسی و در نهایت اغما و مرگ از
بی اطلاعی وزیر از ارتقاء یک شهرستان بعد از 3 سال
، پدر و مادر، جوانی و امنیت اشاره کرد. این فعال سیاسی با اشاره به شرایط امروز جهان گفت: ما نگاهی اجمالی به وضعیت امنیت و آرامش در کشورهای جهان به ویژه کشورهای همسایه مانند سوریه و ... به وضوح قدر نعمت امنیت را درک می کنیم. وی با اشاره به نعمت عزاداری حسینی و دین مبین اسلام عنوان کرد: در طول عمر با برکت انقلاب اسلامی شاهد هستیم که توطئه های مختلفی که دشمنان علیه ایران اسلامی
444 اصطلاح عربی مورد نیاز پیاده روی زائران در عراق
خبرنامه دانشجویان ایران: عاشقان وقت نماز است، اذان می گویند... به گزارش خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران ؛ معناطیس حرم اباعبدالله الحسین انگار بار دیگر شدت گرفته است؛ آری ذیحجه ی شهدای کربلا نزدیک می شویم؛ اربعین حسینی در راه است و میلیون ها عاشق دیگر در راه حرم قدم بر می دارند و طی طریق می کنند تا به زیارت مزار مطهر ارباب تشنه لب برسند. اربعین حسینی امروز بعد از گذشت سالیان
ماندیم و درجا زدیم زبان فارسی محدود ماند
جوان، می خواند و می نگارد و به جوانانی که افتخار دستیاریش را دارند، می آموزاند. هرچند که خود، مایل است که به بابل برگشته و ضمن گذران عمر در زادگاه، کتابخانه اش را هم در یک مرکز فرهنگی که قرار است شاگردانش بنیاد گذارند، جای دهد تا کمکی به ارتقای فرهنگی جوانان همشهری اش کند. * جناب آقای انوشه، در ابتدا و برای ورود به بحث، از خانواده پدری تان بگویید. اینکه آیا محیطی که در آن رشد یافتید، در
اختصاصی/هدیه سایت ناصر حجازی/سرداران آبی-مرور ناگفته هایی از بزرگان تاریخ استقلال
خانواده به او منصور می گویند، یک اتفاق تلخ برای خانواده او رخ داد و برادر دیگرش فوت شد و خانواده را به عزا برد. حسن روشن در سال 1369 و در آغاز جنگ برادر دیگر خود را هم از دست داد. برادر دیگر او در جبهه دفاع از کیان وعزت ایران برابر عراق شهید شد و یکی از اولین شهدای جنگ تحمیلی بود. روشن فرزند منوچهر روشن از فوتبالیستهای بزرگ دوران گذشته بود، مرد بزرگی که در دهه 30 یک فوتبالیست
آمارهایی از ماهواره های توقیفی /اکبرآقا، رمز دریافت وام/یک نظر درباره تایید صلاحیت هاشمی ها
حضورش در دادگاه انقلاب گفت: بنده امروز به عنوان وکیل تسخیری در یکی از پرونده ها در دادگاه حضور یافتم. نواب صفوی (با خنده) گفت که بنده وکیل پرونده نفتی نخواهم شد. عیادت وزیر بهداشت از وزیر ورزش شنیده شد که وزیر بهداشت به عیادت گودرزی، وزیر ورزش و جوانان رفت. میزان نوشت؛ صبح دیروز، سیدحسن هاشمی به عیادت محمود گودرزی، وزیر ورزش و جوانان در بیمارستان سینا رفت. عباس زارع نژاد، مشاور
مدرسه سازی با دستان خالی
، همراه مردم فرزند آخر خانواده هستم و سال 1356 به دنیا آمدم. ما 14 خواهر و برادر بودیم که 5 خواهر و برادرم در کودکی به دلیل ابتلا به بیماری تالاسمی فوت کردند. 5 پسر و 4دختر زیر سایه پدر و مادری زندگی کردیم که معلم بزرگ انسانیت بودند. پدرم اعتقاد داشت اگر می توانیم فرزندان خوب به جامعه تحویل دهیم باید بچه دار شویم. مادرمان یکی از 5 زنی بود که در کرمان دیپلم داشت و در خانه به درس ما رسیدگی می
روایت محسن هاشمی از مفهوم آقازادگی/ اعضای خانواده ما در برابر همه شایعات رو سفید شدند
اگر منظورتان از آقازاده ها، فرزندان آیت اله هاشمی رفسنجانی است، خوشبختانه در طول ده سال گذشته کذب بودن قریب به اتفاق شایعات مطرح شده علیه خانواده ما ثابت شده وروسفید هستیم و باید بگویم که من تقریبا از اوایل کودکی و وقتی که خودم را شناختم، هجوم ماموران ساواک به منزل مان ودستگیری های پدرم را بخاطر می آورم که مرتب تحت تعقیب و پیگرد بودیم. فرزند آیت الله هاشمی با یادآوری دوران قبل از انقلاب
یارانه نقدی برخی کارگران ساختمانی هم قطع شد
به گزارش تجارت امروز به نقل از مهر؛ غلامرضا عباسی با بیان اینکه متاسفانه تاکنون یارانه برخی گروه های کم درآمد مانند کارگران ساختمانی نیز در مواردی قطع شده است، گفت: در یک مورد دلیل این بود که پدر خانواده که کارگر ساختمانی بوده دارای دو فرزند پسر بوده که به دلیل ناتوانی در تامین هزینه ها در یک منزل سکونت داشتند، ولی یارانه پدر خانواده به دلیل اینکه دو فرزندش دارای خودرو بوده اند حذف شده، در حالی
نسخه اولیای الهی برای استعاذه/ ماجرای عبرت گرفتن یک عالم از کارتون پینوکیو
/> *حبّ و اطاعت؛ رمز پیشرفت میثم تمّار لذا ببینید جوانی که خودش را به امیرالمؤمنین(ع) سپرد، چه عاقبتی پیدا کرد. او جوانی بود که خیلی به امیرالمؤمنین(ع) علاقه داشت، یک مرتبه آن جوان، به محضر حضرت آمد و از ایشان سؤالی کرد، حضرت جوابش را دادند. مجدّد سؤال کرد و باز هم حضرت جوابش را دادند. بعد همراه ایشان تا درب منزل رفت، حضرت فرمودند: دیگر سؤالی نداری؟ گفت: نه آقا. حضرت داخل خانه رفتند
روایتی از حال و هوای رزمندگان مدافع حرم در "این روزها"
ناقابل در بدن دارم در قتال با دشمنان اهل بیت علیهم السلام از پا نخواهم نشست. برادر پاسدار حجت الله دوستی از دیار مقاوم دزفول به سوریه اعزام شد تا به تکلیف خود عمل نماید، روستازاده ای که جهاد را با آگاهی انتخاب و رخت پاسداری از ارزشها را با افتخار به تن کرده است و در روز تاسوعای حسینی در دفاع از حرم حضرت زینب(سلام علیها) با افتخار به جانبازی نائل آمد و امروز مفتخر است و به او می گویند
آقای کاظمینی! واقعیت ها را نباید نادیده گرفت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد بعد از انتشار سرمقاله های شماره 297 و 424 و 426 آیینه یزد تحت عناوین آیا با وضعیت موجود احداث مصلی یک ضرورت است و بار دیگر طرح احداث مصلی و نیازهای ضرورتی تر و ساخت مصلای یزد و درخواستی منطقی آقای میرزامحمد کاظمینی مطالبی در توجیه ساخت مصلی و پردیس فرهنگی در مرکز استان تنظیم نموده و روز 19/7/94 با تیتر ساخت مصلی ضرورتی برای یزد در سایت یزد فردا منتشر شده است. مدیر مسئول آیینه یزد در نظر دارد ضمن درج فرازهایی از مقاله آقای کاظمینی در این شماره با ارائه شرح و توضیح مختصری دقت و توجه خوانندگان را به نکاتی پیر امون آن جلب نماید. آنچه ادلّة جناب سلطانزاده برای نساختن مصلّی می باشد، نوع برداشت ایشان از هدف مصلّی است. شاید اینگونه در ذهن ایشان نقش بسته که قصد آن است که یک مسجد بزرگ چند هکتاری ساخته شده که صدها هزار نفر در آن جای گیرند که مقالات فوق را توجیه می کند و نباید دست رد به آن زد و باید یادداشت های ایشان را در شرایط فعلی پذیرفت. تعبیر دوم آن است که متأسفانه مقامات مسئول به تشریح اهداف و تشکیلات جامع مصلّی و پردیس فرهنگی یزد نپرداخته اند و الّا یادداشت های ایشان به سمت ضرورت ساخت مصلّی می رفت. حقیر معتقد هستم تعبیر دوم دربارة نوشته های آقای سلطانزاده تعمیم پیدا می کند و خوب است به روند تاریخی برخی مخالفت ها اشاره و به اهداف بلند بانی مصلای یزد بپردازم. 1 یادآوری این نکته ضروری است که در هیچ یک از سرمقاله های آیینه یزد با ساختن مسجد مخالفتی نشده است بلکه بنا به دلایلی اعلام گردیده که در موقعیت و شرایط کنونی نیازی به ساخت مصلی در یزد نمی باشد از جمله در مقالات آیینه مواردی درج گردیده که به اهم آنها به شرح زیر برای تاکید اشاره می شود. ... در طرح جامع و تفصیلی شهر یزد که هزینه های زیادی بر دوش شهروندان گذاشته شده احداث مصلی دیده نشده است و تغییرات لازم به هر طریق که صورت گرفته باشد یا بعدا به دنبال تهیه طرح و نقشه باشند مستلزم صرف مبالغ زیادی از محل بیت المال است و بار اصلی آن را مردم باید عهده دار شوند... مکانی که برای ساخت مصلی در نظر گرفته شده است آن طور که بعضی از مطلعین می گویند، تملک بخشی از زمین منطقه ترمینال با اکراه انجام گرفته و یقیناً زمین مورد بحث به منظور دیگری غیر از مسجد واگذار شده یا قسمتی از آن مصادره ای است و مالک بخشی از آن نیز هموطنان غیرمسلمان بوده اند... شهرداری حق واگذاری چند هکتار زمین مرغوب را که دهها میلیارد تومان ارزش دارد به فرد، موسسه و شرکتی ولو در زمینه فرهنگی و مذهبی بخواهد فعالیت کند ندارد مگر این که از وزارت راه و شهرسازی زمین معوض بگیرد آن هم یا دقیقاً باید برابر با ضوابط روشن و مشخص با کار کارشناسی تصمیم گیری نمایند... در سال جاری در استان یزد نزدیک به دو هزار و نهصد کلاس باید مقاوم سازی شود که بعضی از آنها احتمال ریزش سقف و دیوار دارد. تقریبا هفتصد کلاس جدید نیز باید احداث گردد. بسیاری از آموزشگاهها نمازخانه ندارند... حدود یکصد هزار دانش آموز در ناحیه یک و دو آموزش و پرورش یزد مشغول به تحصیل هستند با کمال تاسف بیش از ده درصد آنها یتیم و یا فرزند طلاق یا پدر و مادر هر دو معتاد و یا بد سرپرست و عده ای هم فرزند پدر و یا مادری هستند که به بیماری های سخت و صعب العلاج گرفتار و مبتلا شده اند. آیا کمک و مساعدت به این دانش آموزان باعث شادی و شعف آنها نخواهد شد؟.. . چه بسیار از مجموعه های مسکونی و پروژه هایی که در توسعه نامتوازن شهری یزد بدون برنامه ریزی ساخته شده است فاقد مسجد و نمازخانه می باشد... متاسفانه در استان یزد بیش از یکصد و پنجاه برابر سال 1358 و در حال حاضر حدود 3300 نفر زندانی داریم. در بعضی از خانواده ها پدر و مادر هر دو زندانی هستند، عده ای از آنها فرزندانی دارند که در جامعه رها شده اند رسیدگی به این خانواده ها و حل مشکلات زندانی ها باید در اولویت کاری متصدیان نهادهای فرهنگی و دینی باشد... استان یزد سال ها است با مشکلات خشکسالی روبرو است صدها روستای یزد آب ندارد، بسیاری از دهات و روستاها آب خوردنشان با تانکر تامین می گردد... محل شهادت سومین شهیدمحراب و قبل از آن مکان های درگیری نیروهای هوادار حکومت پهلوی با انقلابیون در حوالی میدان امیرچقماق، شهیدبهشتی، بعثت، خیابان قیام و امام و گوشه و کنار بازار و نزدیک همین مسجد و ارتباط و نزدیکی با پایگاه اصلی انقلاب یعنی مسجد روضه محمدیه(حظیره) و آن همه رخدادها و حوادث و جریانات که خود یادآور رخدادهای گوناگون تاریخ انقلاب در دارالعباده است آیا این مجموعه یک میراث گرانسنگ فرهنگی- تاریخی نیست که باید پیوسته زنده بماند؟ 2 آقای کاظمینی می نویسد: بدون وابستگی به هیچ نهاد و فردی و فقط آگاه به طرح جامع مصلی و پردیس فرهنگی یزد، یادداشت زیر را برای ثبت، نوشته است... 3 سوابق نشان می دهد در تاریخ 5 تیرماه و 26 آبان ماه 1391 آقای کاظمینی با انتشار مقالاتی با شدت و تندی از غفلت آقای فلاح زاده استاندار و آقای میروکیلی شهردار وقت یزد شکوه و گلایه نموده و می نویسد: چرا برای ساخت مصلای حوزه جامع علمیه و احداث دفتر نماینده ولی فقیه و امام جمعه و ساخت مصلای یزد که آن را ضرورتی به حقانیت اسلام دانسته !! اقدامی نشده است؟! 4 آیت ا... حاج شیخ غلامرضا یزدی (فقیه خراسانی)، به مرحوم حاج حسین برخوردار و مرحوم رسولیان پیشنهاد می دهند در دو نقطة مهم شهر در آن مقطع زمانی، مسجد بنا کنند که دوست جناب سلطانزاده (مهندس مهدی بازرگان)، مهندس ساختمان مسجد برخوردار بوده و این دو مسجد در آن مقطع زمانی در انتهای کوچة حنا و اول کوچة برخوردار چه معنایی می توانسته داشته باشد و الآن از مساجد پر رونق مردمی می باشد. بنابر این مخالفت با بناهای مذهبی با هر توجیهی ریشة تاریخی دارد... 5 اولاً ساخت مصلی ارتباطی به حقانیت اسلام ندارد و مسجد ریگ و مسجد برخوردار و مسجد رسولیان که درود و رحمت های بیکران الهی بر بانیان و سازندگان آنها باد از پول افراد خیر و تاجران مسلمان و خوشنام یزدی احداث شده است و نقل این گونه موارد صرف نظر از میزان صحت بعضی از استناد های آقای کاظمینی به عنوان شاهد و مثال و مقایسه آن با زمان حاضر بویژه اگر در این دوره و زمان استفاده از بیت المال و امکانات اداری و دولتی برای ساخت مصلی و یا پردیس فرهنگی در نظر باشد اصولی و منطقی نمی باشد. ضمناً مشخص نیست چرا آقای کاظمینی از شادروان مهندس مهدی بازرگان در نوشته خویش به عنوان دوست سلطان زاده نام برده است. گرچه باید به اطلاع ایشان برسانم بدون شک نگارنده این سطور همانند صدها هزار نفر دیگر با مطالعه کتاب های مجاهد و مبارزی نظیر آیت ا... طالقانی، شادروان مهندس مهدی بازرگان و زنده یاد دکتر علی شریعتی با رژیم ستمشاهی از سال های قبل از انقلاب و در دهه چهل مخالفت نموده و از طرفداران سرسخت امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شده اند بنابراین افتخار می کنم که از آن موقع به بعد دوست مرحوم مهندس مهدی بازرگان بوده ام. در سال های اخیر، 2 پروژه با مخالفت جدّی عده ای و کشاندن مباحث متعدّد در روزنامه ها و رسانه ها بود: یکی ساخت پارک کوهستان و دیگری ساخت پاساژ ستاره یزد که حقیر خود شاهد بحث های تندی در این باب از سوی موافقان و مخالفان بودم، امّا هر دو پروژه به اتمام رسیده و منشأ رفاه و خیر مردم است... 6 آقای کاظمینی حقایق و واقعیت ها را نادیده گرفته و آن چنان سطح موضوع و بحث را پایین اورده که عملکرد عده ای از مالکان و افرادی را که در ساخت و ساز پاساژ ستاره یزد آن هم به دلیل منافع اقتصادی یا مشکلات اداری با شهرداری که احیاناً با یکدیگر اختلاف مالی داشته اند یا نظرات موافقان و مخالفان احداث پارک کوهستان را با اظهار نظر و انتقاد سازنده و دلسوزانه کسانی یکسان دانسته که نه تنها مخالفتی با ساخت مسجد ندارند بلکه می گویند احداث مصلی که اکنون تبدیل به ساخت پردیس فرهنگی شده چه از محل بیت المال یا با پول مردم به ویژه اگر خدای ناکرده بخواهند از زراندوزان و سوءاستفاده کنندگان اقتصادی هم کمک بگیرند در حال حاضر به مصلحت شهر و دیار و حکومت نیست با عنایت به اینکه دهها طرح عمرانی نیمه تمام نیز بر روی زمین مانده است؟ آقای کاظمینی عالماً، عامداً یا سهواً نکته دیگری را تحریف نموده و نوشته است: نویسنده مقالات آیینه یزد، اشاره ای به جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه کرده اند که با دوچرخه و موتور به مسجد می روند که در سال های اخیر همة حوزه های شهری، بخصوص حوزة شهر یزد، نمازجمعه با شکوه و استقبال زیاد مردم برگزار و اگر روز جمعه از مسیر خیابان امام و قیام و بلوار امامزاده جعفر (ع) عبور نمایند، ازدحام وسایل نقلیه را مشاهده که گواه علاقه مردم به نماز جمعه می باشد و بیشتر از دوچرخه و موتور، ماشین هم می باشد!!... 7 بررسی آمار شرکت کنندگان در نماز جمعه یزد نشانگر این است که حدود 90 درصد هفته های سال، جمعیت شرکت کننده در نماز جمعه حدود 12 تا پنجاه درصد گنجایش مسجد ملااسماعیل می باشد و در بعضی از مساجد خیابان قیام و اطراف بازار یزد با آن همه رفت و آمد و پر جمعیت بودن خیابان و بازار و کوچه های اطراف، ظهرها یا درب مسجد بسته یا تعداد کمی نمازگزار شرکت می نمایند ضمناً در این بخش از نوشته خویش بگونه ای مرقوم داشته که مدیرمسئول آیینه یزد با خیابان قیام و اطراف مسجدملا اسماعیل و محل برگزاری نماز جمعه و یا نماز جماعت آشنایی ندارد و یا کسانی را که با اتومبیل به نماز جمعه می روند نادیده گرفته است!!. درود و الطاف پروردگار رحمان بر حجه الاسلام والمسلین حاج شیخ عبدالحسین عرب و عجم، آن روحانی ساده زیست و مورد اعتماد مردم یزد که از کلاس پنجم، ششم دبستان، حقیر را با کتاب صرف میر و مسجد و نماز جماعت آشنا نمود بویژه روال کار آن بزرگوار این بود که در روزهای جمعه چند نفر از شاگردانش از جمله این جانب را به مسجد جامع کبیر یزد می برد تا بعضی از نمازگزارانی که به مسجد می آمدند با تمایل خودشان حمد و سوره نزد دانش آموزانش بخوانند و در نهایت مرحوم عجمین بر آن صحه بگذارد. آقای کاظمینی در فراز دیگری از مقاله می نویسد: در مقالات مذکور اشاره ای به مالکیت محل در نظر گرفته شده برای مصلّی شده که باید گفت: بر اساس قانون مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام و احکام حکام شرع، زمین اراضی مورد نظر مصلّی هم باید خریداری شود یا معوّض داده شود، لذا مسلّماً عالم و مجتهد اوّل شهر بیشتر واقف به مکان نمازگزار می باشد که البته تذکر صاحب مقالات مذکور به جا می باشد، امّا مسلّماً قرار نیست مصلّی و پردیس فرهنگی شهر روی زمین غصبی بنا گردد... .8 اگر احداث مصلی بر روی زمینی که اشکال شرعی و قانونی داشته باشد نمایندگان محترم ولی فقیه و امام جمعه مناطق در هر یک از شهرها و مراکز استان ها نمی توانند بر خلاف قانونی که در نظام جمهوری اسلامی ایران به تصویب مراجع ذی صلاح رسیده نظریه دیگری ابزار نمایند. چه بسیار پسندیده و شایسته می باشد دستیاران و مشاوران نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد زمینه هایی فراهم نمایند تا از ساختمان های زیبا و وسیع و دارای امکانات لازم که در محلات گوناگون یزد به عنوان مسجد، حسینیه، بیت الحسین(ع)، بیت العباس(ع) ساخته شده و هر سال تنها چند روز یا چند هفته از آنها بهره برداری می شود با برنامه ریزی صحیح و با حضور وعاظ و گویندگان مطلع و آگاه به مسائل اجتماعی و فرهنگی و تربیتی اسلامی استفاده شود تا مقابله ای برای تهاجمات فرهنگی و جنگ نرم نیز باشد. حسن ختام مقاله به درج بخشی از تفسیر قرآن کریم ذیل آیه شریفه 18 سوره مبارکه توبه که درباره عمران و اهمیت بنای مساجد می باشد اختصاص می یابد. تدرباره اهمیت بنای مسجد احادیث فراوانی از طرق اهل بیت (ع) و اهل سنت رسیده است که اهمیت فوق العاده این کار را نشان می دهد... از پیامبر(ص) نقل شده که آن حضرت فرمود: کسی که چراغی در مسجدی برافروزد فرشتگان و حاملان عرش الهی مادام که نور آن چراغ در مسجد می تابد برای او استغفار می کنند. ولی امروز آنچه بیشتر اهمیت دارد، عمران و آبادی معنوی مساجد است و به تعبیر دیگر بیش از آنچه به ساختن اهمیت می دهیم باید به ساختن افرادی که اهل مسجد و پاسداران مسجد و حافظان آنند اهمیت بدهیم. مسجد باید کانونی باشد برای هر گونه حرکت جنبش و سازنده اسلامی در زمینه آگاهی و بیداری مردم و پاکسازی محیط و آماده ساختن مسلمانان برای دفاع از میراث های اسلام. مخصوصا باید توجه داشت مسجد مرکزی برای جوانان با ایمان گردد... 9 مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- یزد فردا 19/7/94 2- آیینه یزد شماره 404 3- یزد فردا 19/7/94 4-یزد فردا مورخ 5/4/91 و 26/8/91 5- یزد فردا مقاله آقای میرزا محمد کاظمینی، 19/7/94 6- همان 7- همان 8- همان 9-تفسیر نمونه، جلد هفتم، از انتشارات دارالکتب الاسلامیه، صفحه 318 و 319 ...
چهارم محرم"در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای ...
در روز چهارم محرم،ابن زیاد مردم کوفه را در مسجد جمع کرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شرکت در جنگ با امام حسین علیه السلام تشویق و ترغیب نمود. عبیداللّه به منبر رفت و گفت: ای مردم! شما آل ابی سفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید، یافتید! و یزید را می شناسید که دارای سیره و طریقه ای نیکو است! و به زیر دستان احسان می کند! و عطایای او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولی را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.وی برای مردم شام نیز عطایائی مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم برای حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوی نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند. برخی از مورخین تعداد افرادی که به سپاه عمر بن سعد پیوستند را در 4گروه ذکر کرده اند که شامل: شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛ یزید بن رکاب کلبی با دو هزار نفر؛ حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛ و مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛ این نیروها تا روز عاشورا در سپاه عمر بن سعد حضور داشته اند.در برخی از اسناد تاریخی هم تعداد لشکریانی که به عمربن سعد ملحق شدند را بیست هزار نفر ذکر کرده اند. حر بن یزید ریاحی آزاد مرد کربلا حر بن یزید بن ناجیه ریاحی، جد او، عتاب ، ندیم نعمان بن منذر ( پادشاه حیره ) و پسر عمویش، احوص، شاعر و از اصحاب رسول خدا بود.حر از سران کوفه بشمار میرفت. عبید ا...ابن زیاد او رابرای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد. حر اولین کسی بود که راه را بر امام علیه السلام بست و از ورود او به کوفه یا بازگشتش به مدینه جلوگیری نمود. حر علی رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، رفتارش خالی از ادب نبود و هنگامی که دید عمر بن سعد برای جنگ با امام حسین علیه السلام مصمم است، به کاروان حسینی ملحق شد، توبه کرد و در سپاه امام جنگید تا به شهادت رسید. در تاریخ آمده است: حر به امام حسین علیه السلام گفت: هنگامی که عبیدالله بن زیاد مرا به سوی شما روانه ساخت و از قصر بیرون آمدم، از پشت سرم صدایی شنیدم که می گفت: ای حر! شاد باش که به خیر رو می آوری. وقتی پشت سرم را نگاه کردم، کسی را ندیدم. با خود گفتم من به پیکار حسین علیه السلام می روم و این چه بشارتی است؟! هرگز تصور نمی کردم که سرانجام از شما پیروی خواهم کرد. (ابصار العین، صفحات 115 و 116) بعد از توقفگاه عقبه ، کاروان امام حسین یکسره تا منزل شراف رفت. هنگام سحر، امام به جوانان فرمان داد آب فراوان با خود بردارند و به راه بیفتند. نیمه های روز، همچنان که راه می رفتند، یکی از همراهان امام گفت: الله اکبر امام حسین علیه السلام فرمود: چرا تکبیر گفتی؟ عرض کرد: نخلستان دیدم. گروهی از اصحاب گفتند: به خدا سوگند، ما هرگز در این سرزمین، درخت خرما ندیده ایم. امام فرمود: پس چه می بینید؟ گفتند: به خدا سوگند آنچه می بینیم، تعداد زیادی اسب است. فرمود: به خدا من نیز همان را می بینم. آن گاه فرمود: اینجا پناهگاهی نداریم که به آن پناه ببریم؟ برخی از اصحاب گفتند: بله، داریم. توقفگاه ذوحسم سمت چپ ماست. اگر به آن جا برویم، تپه ای است که می توان از یک سو با این لشگر مواجه شد. امام به راه افتاد و اصحابش نیز به دنبالش به سوی ذوحسم رفتند. چیزی نگذشت که گردن اسبان نیز از دور پیدا شد. لشگریان ابن زیاد، چون دیدند کاروان امام حسین علیه السلام، راه خود را کج کرده است، آنان نیز راه خود را کج کردند و برای تصرف ذوحسم شتاب کردند اما کاروان امام زودتر به انجا رسید و آن را تصرف کرد. عصر شده بود و امام حسین علیه السلام و لشگر حر در راه کربلا در برابر هم قرار گرفته بودند. امام به سپاهش فرمود آماده رفتن شوند، آن گاه به منادی خود فرمود برای نماز عصر اذان بگوید. پس از نماز، امام حسین علیه السلام رو به لشگریان حر کرد و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: اگر از خدا بترسید و حق را برای اهل آن بدانید، خداوند خشنود خواهد شد. ما خاندان محمد صلی الله علیه و آله هستیم و از اینها به فرمانروایی بر شما سزاوارتریم. اینها مدعی چیزی هستند که به ایشان تعلق ندارد و به زور و ستم در میان شما رفتار می کنند. اگر فرمانروایی ما را خوش ندارید و می خواهید درباره حق ما نادان بمانید و نظرتان چیزی غیر از آن است که در نامه هایتان به من نوشتید و فرستادگان شما به من گفتند، اکنون باز می گردم. حرّ گفت: به خدا سوگند، من نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می گویی چیست؟ امام به یکی از یارانش فرمود: ای عقبة بن سمعان! آن دو خورجین را که نامه های ایشان در آن است بیرون بیاور. عقبه نامه ها را آورد و جلوی امام خالی کرد. حر گفت: ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را به تو نوشته اند. ما فقط دستور داریم که از وقتی تو را دیدیم، از تو جدا نشویم تا به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببریم. امام حسین فرمود: این آرزویی بیش نیست و محال است من با تو نزد عبیدالله بروم. امام حسین علیه السلام پس از آن که نماز عصر را در ذوحسَمَ به جا آورد و با لشگریان حرّ احتجاج نمود، به اصحاب خود دستور داد: به سوی مدینه باز گردید. اما لشگر حر از بازگشت آنان جلوگیری کرد. حسین علیه السلام به حر فرمود: مادرت به عزایت بنشیند! از ما چه می خواهی؟ حرّ گفت: غیر از شما، هر کس از تبار عرب بود و چنین می گفت، من نیز می گفتم مادرش به عزایش بنشیند، ولی به خدا نمی توانم نام مادر تو را جز به نیکی ببرم. امام حسین فرمود: از من چه می خواهی؟ گفت: می خواهم شما را نزد امیر عبیدالله بن زیاد ببرم. فرمود: به خدا من همراه تو نخواهم آمد. حرّ گفت: من نیز به خدا سوگند، دست از تو بر نخواهم داشت. این سخنان سه بار میان امام و حرّ رد و بدل شد و سرانجام حر گفت: من دستور جنگ با شما را ندارم. اما دستور دارم از شما جدا نشوم تا با من به کوفه بیایید. اکنون که از آمدن به کوفه خودداری می کنید، پس راهی را در پیش بگیرید که نه به کوفه برود و نه به مدینه؛ و نه حرف من باشد، نه حرف شما؛ تا در این باره نامه ای به عبیدالله بنویسم. شاید خدا راهی پیش آرد که سلامت دین من در آن باشد و درباره ی شما مرتکب گناهی نشوم. اینجا بود که امام علیه السلام از راه قادسیه (که به کوفه می رفت) به سمت چپ حرکت کرد و حر و همراهانش نیز به دنبال او به راه افتادند. امام حسین علیه السلام پس از رویارویی با حرّ و لشگریانش و اصرار حر بر رفتن امام به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد و اصرار سرسختانه امام بر بازگشت به مدینه، تصمیم گرفت راه سومی را پیش گیرد. بنابراین حرکت کرد و حر و لشگریانش نیز در پی او به راه افتاد. حرّ پیوسته به امام علیه السلام می گفت: ای حسین! به خدا سوگند اگر جنگ کنی، کشته خواهی شد! امام حسین می فرمود: مرا از مرگ می ترسانی؟ آیا گمان می کنید اگر مرا بکشید، کارهای شما رو به راه و خاطرتان آسوده خواهد شد؟ اشتباه می کنید! من در پاسخ شما همان چیزی را می گویم که برادر اوس به پسر عمویش گفت. آن هنگام که اوس می خواست به یاری رسول خدا برود و پسر عمویش او را می ترساند و می گفت: کجا می روی؟ کشته خواهی شد. اوس در پاسخش سه بیت شعر خواند: من می روم و مرگ برای جوان ننگ نیست، آن هنگام که نیتش حق باشد و در حال ایمان به اسلام بجنگد. و در راه مردان صالح و شایسته جانبازی کند و از نابودشدگان در دین جدا گشته، به گنهکاری پشت کند. پس در این صورت اگر زنده ماندم، پشیمان نیستم و اگر مردم، بابت تو که زنده خواهی ماند و بینی ات به خاک مالیده خواهد شد، سرزنشی بر من نیست. حر بن یزید با شنیدن این حرف ها دانست که امام حسین تن به کشته شدن داده ولی تن به خواری و تسلیم شدن به ابن زیاد نداده است. از این رو خودش را کنار می کشید و با همراهان خود می رفت تا اینکه حسین علیه السلام به منزل عذیب الهجانات رسید. حر بن یزید ریاحی هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با حسین علیه السلام مصمم است، به عمر بن سعد گفت: آیا با حسین جنگ خواهی کرد؟ عمر پاسخ داد: آری، به خدا سوگند جنگی کنم که آسان ترین اتفاقش افتادن سرها و بریده شدن دست ها باشد. حر گفت: آیا پیشنهادش راضی تان نکرد؟ ابن سعد گفت: اگر به دست من بود می پذیرفتم، ولی امیر تو، عبیدالله، نپذیرفت. حرّ که دید ابن سعد در جنگ با امام علیه السلام مصمم است، عقب رفت و در کنار لشگر ایستاد. مردی از قبیله ی او به نام قره بن قیس به او گفت: امروز اسب خود را آب داده ای؟ حر گفت:نه. گفت: نمی خواهی بدهی؟ من نیز اسبم را آب نداده ام و اکنون می روم آبش دهم. حرّ از آن جا که ایستاده بود کناره گرفت و اندک اندک به سوی سپاه حسین علیه السلام رفت. مهاجر بن ادس (که در لشگر عمر سعد بود) به او گفت: ای حرّ می خواهی چه کنی؟ می خواهی حمله کنی؟ حرّ پاسخی نداد و لرزه اندامش را فرا گرفت. مهاجر گفت: به خدا کار تو مرا به شک انداخته است. من در هیچ جنگی تو را به این حال ندیده بودم. هرگز ندیده بودم این گونه از ترس جنگ بلرزی. اگر به من می گفتند دلیرترین مردم کوفه کیست، تو را نام می بردم. پس این چه حالی است که در تو می بینم؟! حر گفت: به خدا سوگند خود را در میان بهشت و جهنم می بینم و جهنم را بر نمی گزینم گرچه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند. این را گفت و اسب خود را هی کرد و به حسین علیه السلام پیوست. حّر هنگامی که دید سپاه کوفه در جنگ با امام حسین علیه السلام مصمّم است، به سپاه حسینی پیوست و به امام گفت: فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی زدم. اکنون از کرده ام به سوی خدا توبه می کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟ حسین علیه السلام فرمود: آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا. حر گفت: من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری ات بجنگم تا کشته شوم. سخنان حرّ خطاب به سپاهیان یزید حرّ پس از آنکه به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و توبه کرد، در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت: ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟ راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره اش کرده اید و از رفتنش به سوی سرزمین ها و شهرهای الهی جلوگیری می کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده اند. چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند! . ظاهرا حر با اذن امام حسین اولین فردی است که به میدان رفت و در خطابه ای مؤثر، سپاه کوفه را به خاطر جنگیدن با حسین توبیخ کرد. چیزی نمانده بود که سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین منصرف سازد، که سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد حسین بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت و با رجزخوانی، به مبارزه پرداخت و کشته شد. رجز او چنین بود: اضرب فی اعناقکم بالسیف انی انا الحر و ماوی الضیف اضربکم و لا اری من حیف عن خیر من حل بارض الخیف که حاکی از شجاعت او در شمشیر زنی در دفاع از حسین و حق دانستن این راه بود. حسین بن علی بر بالین حر رفت و به او گفت: توهمانگونه که مادرت نامت را حر گذاشته است، حر و آزاده ای، آزاد در دنیا و سعادتمنددر آخرت! انت الحر کما سمیتک امک، و انت الحر فی الدنیا و انت الحر فی الآخرة و دست بر چهره اش کشید.حسین با دستمالی سر حر را بست. پس از عاشورا بنی تمیم او را بیرون کربلا دفن کردند، همانجا که قبر کنونی اوست، جایی که در قدیم به آن نواویس می گفته اند. درباره فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها) در منابع تاریخی آمده است که عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند. ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد: به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند. جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند. بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند: اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است. نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید. منقول است حضرت زینب(سلام الله علیها) زمانی که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) برای تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد. شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد. گردآوری وتنظیم:مجید کریمی ...
طلبه ای که با وام 30 میلیونی کارآفرین شد
. امیرالمومنین (ع) عالم ترین فرد به قرآن کریم، نوزاشگر ترین پدر برای ایتام، بهترین جنگجوی عرب و بهترین اقتصاددان است، معنای انسان کامل همین است." ماهانه 6 میلیون تومان سود خالص حجت الاسلام رحیم جعفری می گوید: "برای خرید زمین مناسب، پول کافی نداشتم. به همین دلیل از دو برادر و شوهر خواهرم برای مشارکت دعوت کردم و زمین مناسبی در روستا تهیه کردیم. در حال حاضر در هر دوره 12 تن ماهی
قانون درباره اشتغال بانوان چه می گوید؟
دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند. به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در چند سال اخیر و با توجه به تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور، اشتغال بانوان به امری بدیهی برای برخی از خانواده ها بدل شده است. گرایش بانوان به اشتغال در بیرون از منازل رو به افزایش است و این امر باعث تغییرات بنیادی بر ساختار شغلی جامعه و نظام خانواده شده است
روایت آیت الله آملی از توصیه رهبری
اسلامی استان تهران را دارد. بی هیچ اغماضی زندگی ایشان، سراسر سادگی و به دور از هرگونه تجملات و تشریفات بود و در نهایت احترام و تواضع و صراحت، پاسخگوی سوالات خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان شدند. روایت آیت الله آملی از توصیه رهبری آیت الله قاضوی صحبت خود درباره نحوه زندگی طلاب و روحانیون را با نقل خاطره ای آغاز کرد: مرحوم آیت الله میرزاهاشم آملی از مراجع معظم تقلید و پدر