مبادا که در فراق مهدی و حُب حسین فقط لاف زنیم - خبرگزاری مهر
سایر منابع:
سایر خبرها
سرهنگ متکبر خواستگار دخترش را تحقیر کرد(پاورقی)
. آخرین باری که در راه مدرسه مریم را دیده بود، دو هفته قبل بود. آن روز مریم التماس کرد: عباس تو را به جان هر که دوست داری بیا خواستگاری ، پدرم موضوع را فهمیده ، قدغن کرده تو را ببینم ، مرا دارند به پسر عمه ام می دهند! - اما تو که او را دوست نداری ، داری ؟ - مسئله این نیست عباس ، اگر پدرم بخواهد، من نمی توانم مخالفت کنم . - یعنی چی که نمی توانی ؟ تو اگر نخواهی نمی شود. تو می
شعر امیری اسفندقه برای حضرت زینب(س) در آستانه اربعین حسینی(ع)
/> غریب تا که نمانَد حسین بی عباس به جای خواهری آن جا، برادری کردی گذشتی از همه چیزت به پای عشق حسین چه خواهری تو برادر، که مادری کردی تو خواهریّ و برادر، تو مادریّ و پدر تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد به خون نشستی و در خون، شناوری کردی پس از حسین، تو بودی که شرح عصمت را که روز واقعه
پدرم تا لحظه آخر چشم انتظار بازگشت علی اکبر بود
. وی ادامه می دهد: وقتی ازخواب بیدار شدم مدام به فکر این رزمنده بودم و مدام با خودم می گفتم این مصطفی کیست؟ بعد از چند روز آقای داوودآبادی برای رونمایی از کتابشان با عنوان "دیدم که جانم می رود" از من دعوت کرد که به مزار یک شهید بروم. روز مراسم جزء اولین نفراتی بودم که به بهشت زهرا(س) رفتم، به طوری که همه گمان می کردند که من خواهر این شهید هستم و بعد از رونمایی از کتاب فهمیدم که این کتاب
شعری از امیری اسفندقه در وصف حضرت زینب(س)/حسین بود و تو بودی
همه چیزت به پای عشق حسین چه خواهری تو برادر، که مادری کردی تو خواهری و برادر، تو مادری و پدر تو راه بودی و رهرو، تو رهبری کردی پس از حسین، چه بر تو گذشت وارث درد به خون نشستی و در خون، شناوری کردی پس از حسین، تو بودی که شرح عصمت را که روز واقعه، را یاد آوری کردی به روی نیزه، سر آفتاب را دیدی ولی شکست نخوردی و سروری کردی
در دل این همه جمعیت مشتاق گُمم
نیازهای پیوسته مادرم و ختم چهل روز زیارت عاشورا یا همه این ها دلایل انتخاب شدنم برای این سفر بودند، اما دلیل اصلی اش را محبت و کرامت اهل بیت(ع) بویژه آقا امام حسین(ع) می دانم. جانباز قطع عضوی را می بینم که به همراه پدر و مادرش در این سفر عاشقانه، شرکت کرده است. او می گوید: آرزو داشتم یک بار هم شده با زائران پیاده اربعین حسینی همراه و همقدم شوم و بگویم آقاجان ما به عشق تو پا جای پای زینب(س
اربعین، بیعت دوباره با عاشوراست
شهیدان نینوا بوسه گاه خاکساران و دلنثاران امیر حماسه و نور است. امروز هستی، حسین را زمزمه می کند و عطشناکان ولایت، عباس بن علی را می خوانند. اربعین، بیعت دوباره با عاشوراست. اربعین، بعثت جان های ملتهب است و تکرار پیمان پایدار شیعه در غدیر. اربعین، روز برائت از سلطه ستم و هنگامه عهد عاشقان شهادت است. اربعین، یادمان روزهایی است که خورشید را فراز نیزه های جهل دیدیم و بر
رهیافتی تاریخی به دلایل سنت پیاده روی اربعین
نخواهی دید(سر را به تو باز نمی گردانم) و جز تو کسی زنان را به مدینه باز نمی گرداند اما اموالی که از شما گرفته شده است چند برابر قیمتش را می پردازم. امام پاسخ داد: مال تو را نمی خواهم و آنچه از ما گرفته اند نیز از آن جهت طلب کردم که چرخ نخ ریسی فاطمه (سلام الله علیه) دختر پیامبر، روپوش، گردنبند و پیراهنش در میان آن هاست. یزید فرمان داد این اموال را به اهل بیت برگردانند. 200 دینار نیز بر این اموال
خانواده امام چگونه ندای مظلویت امام حسین (ع) را سر دادند؟/ سخنرانی زنان اهل بیت در مسیر کربلا تا شام
می شد نزد پدرم رفت و گفت: وای از این مصیبت! ای کاش مرگ مرا در کام خود فرو می برد و زندگانی مرا تمام می کرد! امروز مادرم فاطمه، پدرم علی، برادرم حسن را از دست دادم ای جانشین گذشتگان و پناه بازماندگان. امام حسین (ع) او را دلداری داد و به او فرمود: راه صبر و شکیبایی پیشه کن و بدان اهل زمین و اهل آسمان می میرند و همه چیز جز وجه خداوند هلاک می گردد و برای من و برای هر مسلمانی رسول
عنوان اشتباهی بر سنگ مزار شهید مدافع حرم
. *پدر شهید: شهادت محمد حسین مایه افتخار است شهید میر دوستی یک پسر سیزده ماهه به نام سید محمد یاسا از خود به یادگار گذاشته است. وقتی پیکر شهید را آوردند و به معراج الشهدا رفتیم پدرم گفت: پسرم در راه ولایت و امام حسین(ع) به شهادت رسید و این باعث سرافرازی و مایه افتخار من است. *عبارت اشتباه بر سنگ قبر یک شهید مدافع حرم چند روز پس از خاکسپاری سازمان بهشت زهرا(س) یک سنگ
به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: شاعر: محسن حنیفی به غمزه ای نظرت صد مه و ستاره کشید نظاره تو ابوحمزه و زراره کشید غریب هستی و چون مادرت نشد آقا سر مزار شما گنبد و مناره کشید به زخم های دلت مرهمی نشد پیدا که زهر از جگرت طرح پاره پاره کشید تو را میان دعا، بی نمازها بردند تو را پیاده به
آنچه بر کاروان اسیران کربلا پیش از اربعین گذشت
غارت بردی و خانواده اش را به اسارت گرفتی؟ امام پس از این با صدای بلند گریست و گفت: به خدا سوگند اگر در دنیا کسی باشد که رسول خدا جد او باشد، جز من کس دیگر نیست. پس چرا این مرد پدرم را ستمگرانه کشت و ما را همچون اسیران روم به بند کشید؟ آنگاه دیگر بار رو به یزید کرد و گفت: ای یزید، پدرم را می کشی و می گویی محمد رسول الله و روی به قبله می کنی، وای بر تو، روز قیامت جد و پدرم دشمن تو و خونخواه
دل نوشته پرویز پرستویی برای باباها
است که در کتاب جایی ندارد و هیچ چیز زیر پایش نیست.... بی مِنَت از این غریبگی هایش می گذرد تا پدر باشد... و پشت خنده هایش فقط سکوت می کند... خدایا بالاتر از بهشتت چه داری برای پدرم می خواهم. تقدیم به همه باباها...
پیاده روی اربعین در کلام آیت الله بهجت
گشود که در آن بوی خوش بود و خود را معطر کرد و هر گامی که بر می داشت ذکر خدا می گفت تا نزدیک قبر مقدس رسید و به من گفت: دستم را بر روی قبر بگذار! چون چنین کردم، بر روی قبر از هوش رفت. من آب بر روی جابر پاشیدم تا به هوش آمد، آن گاه سه مرتبه گفت: یا حسین! سپس گفت: حبیب لا یجیب حبیبه! و بعد اضافه کرد: چه تمنای جواب داری که حسین در خون خود آغشته و بین سر و بدنش جدایی افتاده است! و
کرامات قمر بنی هاشم(ع) از زبان خادم حرم ابوالفضل اعباس(ع)(التماس دعا)* حکایت اسحاق یهودی * حکایت عرب ...
شهر گرداندند و در خیابان ها شیرینی پخش کردند، پدر دختر با چهل نفر از سنی های تکریت شش شتر آوردند. پنج شتر را در پنج درب صحن مطهر قربانی کردند و یک شتر را هم به من هدیه دادند، آن روز در کربلا کسی نبود که از این گوشت نخورده باشد. این واقعه نیز در زمان حسن البکر اتفاق افتاد. شیخ عباس در رهگذر انس و الفت با عارفان و عالمان ربانی و نیز صفای باطنی و عنایات اهل بیت(ع) دریافت هایی دارد که ضمن
بیستم صفر؛ اربعین حسینی+ متن کامل زیارت
حاج شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال از سیّد بن طاووس نقل می کند که اهل بیت حرم حسینی(علیه السلام) در مسیر بازگشت به مدینه، نخست به کربلا آمدند و زمانی به آنجا رسیدند که جابربن عبدالله انصاری و گروهی از بنی هاشم به زیارت امام حسین و یارانش آمده بودند (و با توجه به اینکه جابر در بیستم صفر به کربلا آمد، بنابراین اهل بیت نیز ورودشان به کربلا همان روز بود). اما مرحوم حاج شیخ عباس قمی با توجه
عطش خون در خاک کربلا
. اربعین حسین و یارانش یعنی بر سر تمام کودکان دشت، دست نوازش بکشی و در جواب کودکی که از تو نشان از پدر می گیرد بگویی کربلا هنوز حرف برای گفتن دارد، به تمام زنان بیوه بگویی کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا و اربعین یعنی چله نشین غم و سوگواری در زمین و فرازی رو به آسمان و اربعین هر روز و هر ساعت ادامه دارد که اربعین یعنی هجرت از خاک به افلاک. " السلام علی الحسین و علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین." گزارشی از نازیلا انصاری انتهای پیام/گ
پهلوانان نمی میرند تا شهیدان زنده اند
نیروهای شبه نظامی شیعه عراق گفته می شود که در سالهای اخیر مقابل تکفیریها و جاهلان ایستادگی کردند. نیروهای بسیج مردمی در آزادسازی این مناطق: جرف الصخر (جرف النصر)، آمرلی، الضلوعیه، بلد، دیالی، الدور، العلم، ناحیه البغدادی و تکریت شرکت داشتند. اما پدر در واپسین لحظات حیات، آنگاه که در بستر شهادت آرمیده بود و آخرین وصایای خویش را به اطرافیان می فرمود، ناگهان تو را صدا زد. تو شتابناک
در شام
لجة خون دست و پا نمود هر کودکی به ناله که در این زمین فلک ما را بدرد بی پدری مبتلا نمود هر نورسی گریه که با حلق تشنه شمر اینجا جدا سر پدرم از قفا نمود آن در فغان که داغ علمدار کربلا اینجا قد رسای حسین را دوتا نمود آن در امان که شمر ز نعش پدر مرا در این زمین به ضربت سیلی جدا نمود بعد از نوای ناله حریم شه امم سوی مدینه روز صف کربلا نمود صامت همیشه بود عزادار و اشکبار تا از جهان مقام به دار بقا نمود ...
آغاسی چرا سکته کرد؟!
/> کارم موسیقی نیست امیرحسین آغاسی درباره فعالیت های شخصی خود بعد از فوت پدر می گوید: زیاد درگیر موسیقی نیستم. حرفه من موسیقی نیست ولی گاهی ساز می زنم. فعالیت های شخصی دیگری دارم ولی همیشه موسیقی جزو بزرگی از زندگی ام بوده. در حوزه گرافیک فعالیت می کنم. با توجه به اینکه همه امور هنری و کاری پدرم بعد از فوت اش را برادرم علیرضا انجام می دهد، او قطعا بیشتر و بهتر در این زمینه می تواند حرف
آواز دهل شنیدن از دور خوش است
می خواندم. وقتی از صندلی کنکور بلند شدم به همه گفتم نمی دانم چطور تست ها را زدم. مطمئن بودم دانشگاه دولتی قبول می شوم، اما خوابش را هم نمی دیدم که رتبه ام دو رقمی شود! چشم های همه چهارتا شده بود و چشم های مادر و پدرم خیس خوشحالی و غرور؛ فکر کنم تا آخر دنیا همان روز بهترین روز زندگی ام باشد. موقع انتخاب رشته، مادرم می خواست من در دانشگاه شهر خودمان بمانم اما پدرم با غرور می گفت: دختر من
پیامک های منتخب تسلیت اربعین حسینی 94
/> ******** سفر کردم به دنبال سر تو سپر بودم برای دختر تو چهل منزل کتک خوردم برادر به جرم این که بودم خواهر تو // چهلمین روز گریه های سپهر جان بر لب، در فراق حسین و زینب(ع)، تسلیت و تعزیت ******** جابر این جا حرم محترم خون خداست هر طرف سیر کنی جلوه ی مصباح هداست غسل از خون جگر کن که مزار شهداست
اس ام اس های زیبا برای تسلیت اربعین حسینی
در روز قیامت علمدار شفاعت زهراست علم فاطمه دست قلم عباس است **** اس ام اس های زیبا برای تسلیت اربعین حسینی **** فرشته ها از امشب صبوی غم می نوشن دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می پوشن
دعایی که رسول خدا به فاطمه زهرا آموخت
ای دخترم ! آیا می خواهی دعایی بیاموزمت که هیچ کس آن را نخوانده جز اینکه دعایش استجابت شده باشد و هیچ جادو در آن جایز نیست و هیچ دشمنی قادر به سرزنشت نیست و شیطان از تو دور شود و خدای مهربان از تو روی نگرداند و قلبت مضطرب نشود و دعایت رد نشود و همه حوائجت برآورده شود . پاسخ داد : پدرم این ( دعا ) برای من از دنیا و هر چه در آنست دوست داشتنی تر است . فرمود : این دعا را می
این افراد مانند حاضرین در واقعه کربلا می باشند
بر دوش افکند. پس گشود بسته ای را که در آن سُعد بود، از آن بر بدن خود پاشید. پس به جانب قبر روان شد و گامی برنداشت مگر با ذکر خدا، تا نزدیک قبر رسید. مرا گفت تا دست مرا به قبر گذار. من دست وی را به قبر گذاشتم. چون دستش به قبر رسید بی هوش بر روی قبر افتاد. پس آبی بر وی پاشیدم تا به هوش آمد و سه بار گفت: یا حسین! پس گفت: حَبیبٌ لا یُجیبُ حَبیبَهُ؛ آیا دوست، جواب نمی دهد دوست خود را؟ پس
جام وجود از حسرت دیدار تو لبریز شد
اما به یکباره وقتی شیپور جنگ در همه جا نواخته شد، دنیای شاد ما نیز همچون خیلی های دیگر جایش را به غم، ترس، امید و انتظار داد و با شروع جنگ ناخواسته و رفتن پدر شادی ها نیز از خانه کوچک ما رخت بربست. هر بار که از جنگ باز می گشت، انگار دنیا را به ما می دادند، از سر و کول خسته و زخمی اش بالا و پایین می پریدیم، بچه بودیم و چیزی از جنگ و بازی بزرگان نمی دانستیم، فقط آمدن گاه و بیگاه و کوتاه مدت
فلسفه، آثار و برکات عزاداری برای اباعبدالله الحسین(ع)
فَوْزاً عَظِیماً (ای کاش با ایشان بودم و به رستگاری بزرگی می رسیدم). ابن شبیب، اگر شادمانی تو در این است که با ما در درجات بالای بهشت باشی، به اندوه ما اندوهگین باش و به شادی ما شادمان باش و بر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را هم دوست داشته باشد، خداوند او را با آن سنگ محشور می کند. (وسائل الشیعة ج 13 ص 503) ◀-امام صادق علیه السلام بر سجّاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل
عملی که از یک هفته طواف خانه خدا محبوبتر است!
به گزارش قدس آنلاین، در این باره علامه مجلسی نقل می کند که ابن مهران گفت: در محضر مولایم حسین بن علی (ع)، نشسته بودم که مردی آمد و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا؛ فلانی از من طلبی دارد و می خواهد، مرا به زندان افکند. حضرت فرمود: به خدا سوگند! نزد من، هیچ پولی نیست تا بدهی تو را بپردازم. عرض کرد: با او صحبت فرما شاید راضی شود. فرمود: هیچ آشنایی با او ندارم [نمی پذیرد]؛ امّا از پدرم امیرمؤمنان علی (ع
اولین زائر مزار اباعبدالله(ع) چه کسی بود؟
نویسندگان سیره برای درستی رأی خود، دلیلی و یا دلیل هایی آورده است... این زیارتگاه ها (شام و مصر) از مصادیق بیوتی است که نام خدا در آن ها به بزرگی یاد می شود و دوستداران اهل بیت با خلوص نیّت فراوان، مراتب ارادت خود را به کسی که آن مزار به نام اوست، بیان می دارند و با پیغمبر خود و خانواده او تجدید عهد می کنند. (14) جهت آگاهی بیشتر به مطالب زیر توجه فرمایید: در مورد ولادت حضرت زینب(ع
اولین زائر مزار اباعبدالله(ع) چه کسی بود؟
. مسلّم است که زینب(س) پس از بازگشت از شام، مدتی دراز زنده نبود، چنان که مشهور است سال شصت و دوم از هجرت به جوار حق رفته است. در کجا؟ مدینه؟ دمشق؟ قاهره؟ هر یک از نویسندگان سیره برای درستی رأی خود، دلیلی و یا دلیل هایی آورده است... این زیارتگاه ها (شام و مصر) از مصادیق بیوتی است که نام خدا در آن ها به بزرگی یاد می شود و دوستداران اهل بیت با خلوص نیّت فراوان، مراتب ارادت خود را به کسی که آن مزار به نام
ای غایب از نظر، نظری کن به خواهرت ...
امان از دل زینب(س) همه را با تو رو به رو میکرد نیزه را در گلو فرو میکرد سر ِ عباس را زمین میزد دختر ِ تو عمو عمو میکرد اربعین حسینی بر شما و عاشقان حسین تسلیت ........... کوچه به کوچه پشت نی از بس دویده ام باور نمی کنم سر قبرت رسیده ام مهمان خسته آمده از جا بلند شو دیگر توان نمانده مرا قد خمیده ام