خاطره یک ارمنی از سفر با راهیان نور - شهدای ایران
سایر خبرها
ابتکار: ما دلیلی برای پشیمانی از تسخیر سفارت آمریکا نداریم
بود صبح در دولت بحث آلودگی هوا مطرح شود، متن مصوبه ای که آخرش10اردیبهشت مطرح شد که مبنای اقدامات آلودگی هوا بود. نگران بودم که دیر نرسم، باران آمده بود وترافیک بود، تند رفتیم و اشتباه کردیم و دستم از چند نقطه شکست. الان پلاتین گذاشتم. خداروشکر بهترم به پزشکان ومتخصصین کشور افتخارمیکنم. ابتکار در پایان در خصوص بنیاد خیریه اش گفت: خیریه مربوط به مادر است و حدود200-300خانواده عزیز دارد که
(16+) واقعیاتی تکان دهنده از زندگی زنان معتاد
بود. تو یه مکانیکی کار می کرد. صاحب مغازه به خاطر دزدی بیرونش کرد، هر جا هم رفت به خاطر سابقه بد و اعتیادش به شیشه چند روز بیشتر نگهش نداشتن. هر روز هم مصرفش بیشتر و بیشتر می شد، منم باهاش مصرف می کردم. اوایل، مصرفم خیلی کم بود ولی کم کم وقتی شوهرم خونه نشین شد، بیشتر مصرف کردم. حامله شده بودم. دردی که داشتم باعث می شد دیگه شیشه جوابگو نباشه. هروئین و مورفین کنارش مصرف می کردم. بچه م پسر بود. وقتی
خلاصه رمان زیبای جمجمه ات را قرض بده برادر
است؟ مصطفا گفت: تو که بهتر از من باید این را بدانی. نه؟ هلال گفت: نه. از کجا؟ مصطفا گفت: شاید در آینده بهتر دانستی. کسی نمی داند چه به سرمان خواهد آمد. هلال سوزن به پارچه زد و نگاه داشت. هرچیزی که پی اش را بگیری عوالمی دارد برای خودش. عجب حسی دارد این دوختن. ولی یک چیزی. روز را که ازت نگرفتند. چرا گذاشتی برای شب. اینجا که نور درست و حسابی ندارد با این
فیروز کریمی: ملوان شخصیت قهرمانی دارد
هدیه ای باشد برای مردم خوب استان و کلیه ورزش دوستان و عاشقان واقعی ملوان که هیچ وقت ما را از حمایت هایشان بی بهره نگذاشتند. انشاالله که حمایت هایشان بدرقه راهمان باشد. تیم ملوان واقعا دوست داشتنی است و باید بهترین جایگاه را داشته باشد. در راه این توفیق و پیروزی کمال تشکر را دارم از تمام کسانی که کنارمان بودند پیشاپیش سال نو را به هموطنانم و تمام هم استانی هایمان که در تیم های سابقم در استان های
سحر دولتشاهی: عاشق باشی، خوشبختی+ عکس
کرده بودم که اگر سیمرغ گرفتم، بگویم اما آن قدر استرس گرفتم که تمامش یادم رفت، با این حال اسم تک تک اعضای خانواده ام را گفتم؛ چرا که فقط بحث تشویق کردن هایشان نبود، آنها بزرگ ترین منتقدان من هم هستند. خواهر و برادرم آدم های با معلوماتی هستند و هروقت قرار است خانواده ام بیایند و کار جدیدی از من ببینند، به شدت هیجان زده می شود که نکند الان این یکی را نپسندند؛ مثلا این جوری نیست که پدرم برای هرکاری که
بنیاد در آینه مطبوعات
برویم. منزل شهید قهرمانی در روستای خوسف بیرجند قرار داشت؛ روستایی که تا آن زمان از نعمت برق محروم بود! او ادامه می دهد: خانواده اش از شهادتش خبر نداشتند. مچ دست را از معراج شهدا تحویل گرفته و در پارچه سبزی پیچیده بودیم. به همراه سردار نجاتی و حاج آقا صرافان و چند نفر دیگر حرکت کردیم. اول به منزل شهید مصطفی حسین زاده در کاشمر رفتیم و بعد سری زدیم به منزل شهید نظری در فردوس و دست آخر راه بیرجند را در
دشواری ساخت فیلم به علت جناح بندی ها در ایران
در سینمای ایران، توضیحاتی درباره لوکیشن های ایران برگر ارایه کرد و گفت: ذات فیلم وحدت چند پارگی است. تمام عناصر فیلم پاره پاره است که همه یک جا جمع شده اند. به همین دلیل چاره ای نبود جز اینکه لوکیشن فیلم هم پاره پاره باشد. ایران برگر آشفته بازاری است که باید همگون نمایش داده شود. بنابراین تعدد لوکیشن داشتیم. مثلا خانه ماه گل خود متشکل از یک کوچه، خانه و بالکن است که همه مجزا هستند در حالی که همه را
منصوریان: استقلال پیشنهاد دهد سرمربی می شوم/ می توانستیم بازنده باشیم
حرفه ای نیست اما من با استقلال بزرگ شده و با آن زندگی کرده ام. این همان هواداری است که به خاطرش در سال 73 وقتی از پله ها بالا می رفتم، نزدیک بود از خوشحالی سکته کنم. من به استقلال احترام می گذارم و قبول دارم احساسم به منطقم غلبه کرد. وی درباره استقبال کم هواداران از این دیدار عنوان کرد: دلایل مختلفی در اینجا مطرح است. اگر فوتبال کشی نکنیم و آن را جلوی مردم و دیگر ورزش ها نگذاریم، مردم
منصوریان:طبیعی است که فشار جمعیت به جوانان نفت وارد شود/در بازی آسیایی هم این جی پی اس را بستیم/یکی از ...
کنم. از کادر پزشکی باشگاه هم تشکر می کنم. حدود 15 نفر به من در مسائل فنی کمک می کنند و حتی وقتی امروز برای این مسابقه می آمدیم داشتیم برنامه غذایی فردا را مشخص می کردیم. وی در این خصوص که چرا در کل مسابقه روی نیمکت نشست و کنار زمین نیامد بیان داشت: قبول دارم این حرکتم حرفه ای نیست اما من به هواداران تیم استقلال احترام می گذارم. زمانی بود در سال های 71،72 خودم روی این سکوها بودم و آرزو
منصوریان: یکی از سخت ترین روزهای عمرم بود؛ جاده برای استقلال همچنان باز است
به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری تسنیم ، علیرضا منصوریان در کنفرانس خبری پس از بازی استقلال و نفت تهران که با پیروزی یک بر صفر تیمش همراه بود، گفت: قبل از اینکه بازی آغاز شود با امیر قلعه نویی در خصوص هفته شهدا صحبت کردیم و فضای خوبی بود. این موضوع را وارد فضای فوتبالی نمی کنم. باید بگویم که اگر شهدا نبودند این خاک نبود. باید همین جا خانواده شهید سردار صفری سلامی عرض کنم که این خانواده عزیز را ما
گره 20 ساله بیمارستان امام خمینی (ره) شهریار به دست بنیاد شهید باز می شود
یک بیمارستان کامل و مجهز با همه گونه امکانات است که امروز به مناسبت روز بزرگداشت شهید و شهدا آن را تقدیم مردم شهریار می کنیم و ما هر چه داریم از برکت خون شهداست. گره 20 ساله بیمارستان امام خمینی (ره) شهریار به دست بنیاد شهید باز می شود این مسئول در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به گلایه نمایند مردم و فرماندار شهریار از بلاتکلیفی 20 ساله بیمارستان امام خمینی (ره) این شهرستان
آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است
زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه می رفت متدینتر بود. یاد گرفتن زبان خارجی، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار می رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت
بالاخره یک نفر باید اعتراض می کرد
شد و آلبوم هم معلق ماند. تنها امیدمان این بود که بتوانیم 8 اسفند یک اجرا داشته باشیم که آن هم کنسل شد. * البته این موضوع فقط مختص این سبک موزیک نمی شود و در چند ماه اخیر، کنسرت های مختلفی در تمام ژانرها مثل کنسرت گروه لیان ، سیروان خسروی ، علیرضا قربانی و... در شهرستان های مختلف لغو شده است. روزی که قرار شد گروهم را ثبت کنم، به من گفتند سبک کارم را بنویسم موسیقی تلفیقی ، چون در بخش
در این سفر روحانی می آییم که بر خاک تو بوسه زنیم
طور مکان ها و خاطره ها را همیشه عزیز بدارد. این وظیفه همه ماست و امیدوارم که این تجمع شما برادران و خواهران در این مکان که نموداری از احساسات ملت ایران است پاسخ یاوه گویان را بدهد. (در جمع راهیان نور در پادگان دوکوهه نهم اردیبهشت 1381) اگر شهدا نبودند... امروز شرکت من در مجموعه زایران خاک خونین شلمچه، برای بزرگداشت یاد و نام شهیدان عزیز و مردان بزرگی است که با خون خود، با جهاد و همت خود
آب و کوه و کتاب
که من 13جلد آن را ترجمه کردم. پس از آن هم چند کتاب در زمینه های نظری در همین حوزه کار کردم؛ مثل قدرت اسطوره ، اسطوره های موازی و تاریخ مختصر اسطوره شناسی . هیچ وقت نشد که از ترجمه کردن منصرف بشوید؟ اگر می خواستم با هر اتفاقی کنار بکشم همان موقع که کتابم گم شد باید این کار را می کردم. دوره ای که در کرمان سرباز صفر بودم کتابی به نام حال تاریخ است را ترجمه کردم و با ناشری هم
کریمی: آبرویم را بردند باید برمی گشتم و ثابت می کردم
توجه دارید به موازات آن مسائل فنی را هم پخش کنید ولی چه فایده! آنها به خواست مخاطب خودشان نگاه کردند. * همین مسئله دلیلی شد تا خیلی ها افت این چند ساله شما را به حساب شوخی هایتان بگذارند و بگویند آقافیروز کار را رها کرده و بی خیال فوتبال شده و... - سر همین اول حرفت بحث دارم. من همان فیروز کریمی هستم و علاوه بر تمام توانایی هایم باتجربه تر هم شده ام. حالا چرا می گویی افت؟ بیا با هم
از طلبگی تا فرماندهی ناجا
داریوش همایون به حضرت امام باعث شروع قیام مردم قم شد، یکی از دوستانم را که برای طلبگی به قم رفته بود را دیدم و به دلیل فضای خوبی که در قم بود، مدتی در مدرسه غدیریه مهمان او بودم. آن زمان من در مقطع سوم نظری تحصیل می کردم تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و به قم بروم. از ابتدای سال تحصیلی 57 هم درس علمی را اول در مدرسه رضویه و بعد در مدرسه حقانی آغاز کردم. در همان دوران ما کار انقلاب را تعقیب می کردیم. آیت
خبر شهادت این شهید را وزیر دولت نهم داد + عکس
برای استراحت به کنار زاینده رود رفتم. کیف سامسونت جیمز باندی و عینک دودی ام غلط انداز بود. در حال خودم بودم که خبر نگاری با یه دوربین به سمت من آمد. بعد از مٍن و مٍنی گفت : مستر، دو یو اسپیک انگلیش؟ (آقا آیا شما می توانید به انگلیسی صحبت کنید؟) خنده ام گرفته بود، عینک رو برداشتم، نگاهی به چشمان متعجبش انداختم و گفتم:"نو ، آی اَم لُر" (نه، من لر هستم) دکتر محمد سلیمانی وزیر دولت نهم
مراسم تجدید میثاق خواهران با شهدا در تفرش برگزار شد
همبستگی، اعتقاد و ایمان باید ثابت کنید که اگر شهدا رفتند شما هستید تا پرچم اسلام را در همه جا به اهتزاز درآورده و تا پای جان ایستاده اید. "فهمیده" در خصوص زندگی محمد حسین فهمیده، افزود: محمد حسین سخنرانی های امام (ره) را در زمان انقلاب در کرج توزیع می کرد و چند روز قبل از ورود امام خمینی (ره) به میهن تصادف کرد و در بیمارستان بستری بود و از این که نمی توانست در روز ورود امام (ره) برود اظهار
ناگفته های یک وهابی/ چرا از وهابیت متنفرم؟
تا وضو بگیرم در خواب دیدم دو تن از دوستانم در حال مشاجره هستند پس از آن دیدم که نماز جماعت شیعه برپاست. می خواستم به شکل وهابی ها نماز بخوانم که فردی به من گفت دیگر نیازی نیست و مثل شیعیان نماز بخوان. آن جا ایستادم و مثل شیعیان نماز خواندم. آن جا در تشویش به سر می بردم. دیدم که یک روحانی شیعه به من نگاه کرد و لبخند زد و این لبخند مانند آبی بر روی آتش بود.
طولانی ترین سابقه حضور یک فرمانده در ناجا
روی دست مانده ات را می خواهی به ما بدهی که من گفتم حتی پول نیروها را خودم می دهم و فقط تحت امر تو باشند تا با جرایم مقابله کنند. در حوزه بانک مرکزی نیز به آقایان مظاهری و بهمنی روسای سابق و کنونی این بانک گفتم پلیس بانکی راه اندازی بشود اما هیچ استقبالی نشد. به نظرم این موضوع نیاز به قانون دارد و با رایزنی حل نمی شود، امروز جرایم بسیار پیچیده شده است و قوانین مبارزه با جرایم و فساد بانکی و اقتصادی
راهیان نور دارالشفای آزادگان جهان
آمیز بیدار شوند و منتظر تلنگری هستند. ای زائر سرزمین نور پس از رسیدن به مناطق عملیاتی، از دل هزاران شهید عبور می کنی و با روایت راویان راهی روز عاشورا می شوی، شایددر هر مکانی که نامی از شهید و قدمگاهش بود می رسی، با خود زمزمه می کنی ای کاش من هم جز شهدا بودم و غفلت از اینکه چرا جا مانده ام. آری درست است زمانه ما را از قافله کربلا جا گذارده است اما هنوز هم می توان مانند سید
این جانباز را بیمارستان قبول نکرد!
/> رفتم بیمارستان، کارت جانبازی و بیمه ام را نشان دادم. فرم پر کردم. دکتر برایم یکسری عکس نوشت که در بیمارستان امام گرفتم. عکس ها را به بیمارستان ....که بردم، دکتر گفت لزومی ندارد آنجا بستری ام کنند. به او گفتم من حالت خفگی دارم. من هر چند قدم که راه می روم به نفس نفس می افتم. خودت قضاوت کن، آدم زنده نمی خواهد راه برود؟ دایما احساس می کنم دارم خفه می شوم. اسپری استفاده می کنم. شب ها از حال
فدایی زینب را به مادرش زهرا هدیه کردم
... . خیلی برایم عجیب بود. بزرگ تر که شد، می گفت مامان، این دنیا با همه قشنگی هایش تمام می شود. بستگی به ما دارد که چطور انتخاب کنیم. مامان شهدا زنده اند. سر نمازهایش به مدت طولانی دستش بالا بود و گردنش کج! من هم به خدا می گفتم: خدایا! من که نمی دانم چه می خواهد هر چی می خواهد به او بده. می دانستم دنبال شهادت بود. هیچ گاه هم زیر بار ازدواج نرفت. مهدی همه زندگی ام بود. شب های جمعه می رفت بهشت
بازگشت از جهنم مالزی
سال 90 بود که با اتوبوس به سوریه رفتیم و دو روز در آنجا بودیم که محبوبه و منصوره پیشنهاد سفر مالزی را به ما دادند. پروانه حرف دخترش را قطع می کند و ادامه می دهد:البته از تهران که راه افتادیم این دوخواهر مدام در گوشم می خواندند که بعد از سوریه، به مالزی برویم و از آنجا جنس بیاوریم و در ایران بفروشیم. ابتدا حرف هایشان را باور نکردم، حتی به آنها شک هم کردم تا اینکه در سوریه آنقدر
راهیان نور به روایت یادمان های دفاع مقدس جنوب کشور
سیم خاردار محصور شده و به عنوان معبری امن ازمناطق آلوده اطراف خود جدا شده است. علاوه بر راهیان نور این قتلگاه همه ساله در ایام محرم و عاشورای حسینی میزبان عزاداران حسینی است. چزابه منطقه ای است در 17 کیلومتری شمال غربی شهر بستان به عرض متغیر دو تا چهار کیلومتر که از شمال به منطقه فکه از جنوب به شهر بستان و از غرب به خط مرزی ایران و عراق از شمال شرق به ارتفاعات میشداق محدود می شود. بین تپه
کهرم: خودم هم نخود هر آش هستم!
کرد که ایشان را در حال تماشای ریزگردی نشان داد که نه کارش است و نه تخصص دارد. قصد من از گفتن نخود هر آش هم همین موضوع بود. البته نخود هر آش هم به آدم خیلی فعال می گویند که همه جا حضور دارد. بنده خودم هم نخود هر آش هستم که راجع به هوا صحبت می کنم راجع به پلنگ هم صحبت می کنم! وگرنه بنده قصد هیچ توهین و بی احترامی به وزیر بهداشت نداشتم. اما بهره برداری های سوء از این مصاحبه شما شد و به نوعی
نکات کلیدی راهیان نور در کلام امام خامنه ای
نمونه های برجسته آن است. یاد شهدا گرامی باد! یاد سرداران شهید و مجاهدان راه خدا گرامی باد! یاد شهیدان خوزستان و جوانان مخلص عرب - از اهواز و سوسنگرد و شادگان و حمیدیه و هویزه و دیگر مناطق این استان و شهیدان آبادان و خرمشهر - گرامی باد! اینها این کشور را بیمه کردند. (بیانات در دیدار کاروان های راهیان نور در دهلاویه، 1385/01/05) آمدن به این مناطق جنگی، بسیار کار پسندیده ، درست و
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (20 اسفند)
اهدای جایزه پولار 2015 به امیلیو هریس و اولین گلنی ، ویژه نامه ای برای سالروز تولد منصور نریمانی پدر عود ایران، انتشار سالنامه موسیقی 93 ایران، سفر انور براهم به ایران برای اجرای آلبوم Souvenance ، نوروز همراه با سه تارنوازی عطا جنگوک ، حضور بازیگران مطرح در پروژه موسیقایی جزیره پرواز ، انتشار آلبوم بانگ سحر و آلبوم یک، دو، سه، چهار ، انتشار آلبوم تگرگ با صدای میثم ابراهیمی و درنهایت گفت و گویی خواندنی با حافظ ناظری یک روز پس از رونمایی آلبوم پرحاشیه اش سرخط مهمترین اخبار موسیقی امروز را به خود اختصاص داد. ...
بستن میدان آزادی برای اولین بار در گذر از رنج ها
بود در یک قسمت جنگ شود، مهرداد شهید شود و 30 سال هم بگذرد؟ عاشوری: فیلمنامه ما فوق العاده بود. من وقتی فیلمنامه سریال را گرفتم، با خودم گفتم تقسیم بندی می کنم و به مرور کل آن را می خوانم. ساعت 17 روز اول بود که قسمت نخست را خواندم و فردای آن روز ساعت 16 با گذشت کمتر از 24 ساعت فیلمنامه را تمام کردم. اولین بار بود که این اتفاق برایم می افتاد. فکر می کنم سوال شما هم بیشتر به قابلیت های