تهرانی که شبیه قبل نیست - خبرگزاری اقتصادی ایران
سایر منابع:
سایر خبرها
زندگی زیر صدای جنگنده ها
خیابان های اطراف خانه مان را . نرگس می گوید تجربه این روز ها برایش کاملا جدید است. راستش تا حالا چنین تجربه ای نداشتم که چند هفته کامل در خانه بمانم . او می گوید حتی در دوران کرونا هم چنین انزوایی را تجربه نکرده بود. آن موقع هم با ماسک از خانه بیرون می رفتیم، اما الان واقعا خانه نشین شده ام . در این میان، نکته ای که برای او جالب بوده، حضور بسیاری از مردم در تهران است. با اینکه جنگ است، خیلی ها هنوز در تهران مانده اند. در ساختمان ما هم تقریبا همه همسایه ها هستند و دوستانم هم بیشترشان در شهر مانده اند . برای گذراندن زمان، نرگس تلاش کرده خودش را با کار های مختلف سرگرم کند. خیلی سعی کردم ...
شب های دلهره آور جنگ
می کند. سریال هایی را که قبلا دیده، دوباره می بیند. نمی خواهد سریال جدیدی شروع کند: مغزم کشش کار جدید ندارد . مریم ورزشکار است. هر روز باشگاه می رفت و حالا خانه نشین شده. همه جا تعطیل است. به تازگی چند وزنه خریده و در خانه ورزش می کند: تا وقتی سر کارم، از دنیا باخبرم. اینترنت آنجا کار می کند. خانه که می روم همه اش بی خبری است. صدای موشک ها و جنگنده ها که می آید برایم مهم است بدانم هدفش کجا بوده، چه اتفاقی برای مردم افتاده. نکند خانه دوستانم را زده باشد. نکند کسی که من می شناسم مرده باشد . می گوید که حداقل تفریحاتش را از دست داده. نه کتاب می خواند و نه سریال می بیند: هر سال اسفند که ...
نوروز به حالت تعلیق در آمد / حذف خرید عید برای پس اندازِ روز مبادا !
که تورم بالا بود، رفت وآمد مردم در بازارهای شب عید قطع نمی شد.اما امسال داستان متفاوت است. بسیاری از مغازه ها یا کاملاً تعطیل اند یا فقط چند ساعت در روز باز می کنند؛ آن هم بیشتر برای این که چراغ مغازه روشن بماند. رضا، فروشنده پوشاک در یکی از پاساژهای مرکز تهران است. او می گوید: سال های قبل تو این موقع حتی فرصت نمی کردیم بنشینیم. از صبح تا شب مشتری بود. امسال بعضی روزها فقط دو یا سه نفر وارد مغازه می شوند. بیشتر مردم فقط نگاه می کنند و می روند. او می گوید؛ حتی کسانی که برای خرید می آیند، معمولاً به دنبال گزینه های ارزان تر هستند؛ قبلاً خانواده ها برای عید حداقل یک دست لباس ...
اینجا بوی عید نمی آید
آمدی داشتند، این روزها چهره ای خلوت و ساکت به خود گرفته اند. امسال عیدی نداریم در میان جمعیت اندک بازار، دو صاحب حجره را دیدم که مغازه شان با وجود آسیب نسبی هنوز باز بود و گرم صحبت با یکدیگر بودند. خشکبارفروش بودند و منطقی است که در چنین روزهایی، بازارشان باید سکه باشد اما از گفت و گویشان فهمیدم مدتی است فروش چندانی ندارند. یکی از آنها رو به همکارش گفت: بابا، این قدر همه چیز گرونه که مردم زورشون نمی رسه پسته و بادوم بخرن؛ ما الکی هرروز صبح میایم مغازه! دیگری با تکان دادن سر به نشانه تایید گفت: این جنگ کار ما رو خراب کرده. اگه این اتفاق نمی افتاد، حداقل چند نفر می اومدن خرید ...
روایت یک جوان ایرانی از امید در روزهای جنگ
امیدی دست به قلم برده ام اما این را خوب می دانم، ما مردمی هستیم که حتی در شبِ تاریک، فانوس کوچک امید در دل مان نور می افشاند. وطنِ من زخم می خورد و از میان همان زخم ها، باز جوانه می زند و دوباره سبز می شود. آرتور شوپنهاور می گفت زندگی چندان ارزش ندارد که به خاطر آن از سر ترس بر خود بلرزیم و یا دل افسرده شویم. بنابراین با شجاعت زندگی را بگذرانید و در برابر مصائب، سینه را گستاخانه سپر کنید. من، یک جوان ایرانی، میان این دود و اشک و روایت ها، باور دارم که ایران هنوز نفس می کشد. باور دارم که پس از هر ویرانی، دستی از دل خاک بیرون می آید، پر از نور، پر از شعر. ...
روایت انسانیت و امید از دل جنگ در ایران
هر بار که صدای انفجار از دوردست می آید، مردم ایران به جای وحشت، دست هایشان را به سوی دعا بلند می کنند. مادران در خانه ها، با اضطرابِ آرامی که میان اشک و لبخند جمع شده، غذا می پزند و زیر لب نام وطن را زمزمه می کنند. پدران با نگاهی استوار پشت پنجره می ایستند، به دوردست می نگرند و زیر لب می گویند: این خاک می ماند، حتی اگر آسمان تاریک شود . در خیابان های تهران، اهواز، تبریز و کرمان، زندگی هنوز ادامه دارد؛ مغازه داری که نان گرم می فروشد، دانش آموزی که دفترش را با جمله ی صلح نزدیک است تزئین می کند، و جوانی که بسته های کمک مردمی را به دست هم وطنانش می رساند. میان دود و غوغا، این مردم همان ...
چشم در چشم موشک | روایت کسبه ای که جان و مالشان را موشک برد
.... رحیم، هنوز به جای خالی ساختمان ستاد عادت نکرده: آن روز این دور و بر خلوت تر از روزهای قبل بود...چون از صبح داشتند موشک به نزدیکی خیابان های جمهوری و پاستور می ریختند...برای همین، خیلی ها دکان شان را قفل کردند و رفتند. سردستی، جارویش را به زمین می کشد و ادامه می دهد: ولی من سر شیفتم ماندم...مثل یکی دو سربازی که جلوی ساختمان موشک خورده، نگهبانی می کردند...بیچاره مادرهایشان... . لحظه انفجار، او در حال جاروکشی بود و بیشتر از 500 قدم در خیابان انقلاب اسلامی (ضلع شرقی میدان) پیش رفته بود. گوش راستش آسیب دیده و به گفته پزشک باید با کم شنوایی مدارا کند. کتاب و ساندویچ و بوی باروت جنگ ...
میدان شهدا و خیابان پیروزی در حملات هوایی چه شد؟ | کیک های ماسیده با تزئین شیشه و دود
های فروشگاه، جزو شنیده های خبرنگار انصاف نیوز هستند اما هنوز خبری از آمار دقیق نیست. آقایی که خانه شان پشت اتکا است به خبرنگار می گوید: موج انفجار آن قدر شدید بود که در و پنجره مان پرت شده بود. شانس آوردم خودم و زن و بچه ام خانه نبودیم. خانم جوانی از ساکنان همان محدوده هم از باد کردن درِ خانه شان روایت می کند و می گوید: طوری خراب شده است که باید خودمان پایین برویم و در را باز کنیم. یکی دو روز بعد از باران اسیدی تهران در بحبوحه ی جنگ، تعدادی از کارگران شهرداری مشغول کاشتن این گل ها بودند. گل ها کاشته شده اند و سر جایشان هستند اما بخش های کناری این گل ها بعد از حملات ناگهانی دوشنبه 25 اسفند، دیگر وجود خارجی ندارند و حالا گل ها هم حسابی پلاسیده اند... انتهای پیام ...
خمین؛ از شهر بی شیشه تا استواری مردم در هفده روز جنگ
. فرشتگانی که سفیدپوش بودند در میان آوارها و سکوت سنگین روزهای جنگ، دو تن از اعضای کادر درمان خمین یک پرستار و یک تکنسین اتاق عمل در جریان حمله هوایی به بیمارستان، به شهادت رسیدند. آنان روزی با دستان شفابخش خود درد بیماران را تسکین می دادند، اما این بار خود در آغوش خاک آرام گرفتند. خاطره فداکاری این فرشتگان سفیدپوش، در ذهن مردم خمین به عنوان نمادی از انسانیت و ازخودگذشتگی باقی مانده است. خمین استوار چون کوه با وجود حجم بالای خسارات و ویرانی ها، مردم خمین با روحیه ای مثال زدنی در حال بازسازی خانه هایشان هستند. حتی پس از حمله دشمن به منبع اصلی ...
چهارشنبه سوری امسال چگونه بگذرد؟ /نیروهای امدادی و آتش نشانی 17_18 روز است شبانه روز در ماموریتند
مراقب هستند و می دانند که الان زمان مناسبی برای برگزاری چنین مراسم هایی نیست. خیلی از مردم عزادار و زیان دیده هستند؛ احترامشان را نگه داریم ملکی در ادامه می گوید: مردم از چند نظر حساسیت شرایط فعلی را درک می کنند. جامعه ما الان جامعه عزاداری است؛ ما خیلی از مردم مان را در جنگ فعلی و در نتیجه بمباران مناطق مسکونی توسط دشمن از دست داده ایم و خیلی ها به شهادت رسیده اند؛ فرقی ندارد در کدام شهر و منطقه باشد ما همه هموطن هستیم. او می گوید: مردم الان در بسیاری از خانه ها عزادار هستند؛ خیلی ها هم اگر عزادار نباشند خانه و کاشانه شان را از دست داده و در اثر تخریب خانه شان ...
پدیده جدید در بازار مسکن/اجاره روزانه آپارتمان در پرند و پردیس+جدول قیمتی
اجاره واحدهای مبله در پرند ارزان تر از پردیس است، اما بعد مسافتی و نگرانی از احتمال حمله به مناطق نظامی و تاسیسات در حاشیه پرند باعث شده تا تقاضای اجاره روزانه خانه در پرند نسبت به پردیس در طول این جنگ کمتر باشد. بازار اجاره شبانه خانه در حاشیه تهران دور جدید حملات رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا به کشورمان که از صبح روز شنبه نهم اسفند ماه آغاز شد و همچنان نیز ادامه دارد به خروج بخشی از پایتخت نشینان از تهران و استقرار بخشی از آنها در شهرهای اقماری اطراف تهران حکایت دارد، با وجود این بررسی میدانی خبرنگار دنیای اقتصاد از دو شهر پردیس و پرند و گفت وگو با ساکنان بومی ...
آقای پزشکیان؛ نماد شجاعت ایران
جهان صنعت نیوز ، گاهی تاریخ در لحظه هایی کوتاه اما سرنوشت ساز نوشته می شود؛ لحظه هایی که در آن ها ملت ها تصمیم می گیرند بترسند یا بایستند. راهپیمایی روز قدس امسال در تهران، در میانه تهدید و صدای انفجار، از همان لحظه ها بود؛ لحظه ای که مردم ایران نشان دادند در سخت ترین شرایط نیز خیابان را خالی نمی کنند و پرچم ایستادگی را زمین نمی گذارند. دشمن گمان می کرد سایه جنگ می تواند ترس را به خیابان های ایران بیاورد. تصور می کرد صدای بمب، مردم را به خانه ها بازمی گرداند و شهر را از حضور آنان خالی می کند. اما آنچه روز جمعه در تهران رخ داد، تصویر دیگری از ایران بود؛ شهری که در آن مردم، با شجاعتی ...
روایتی عاطفی از روزهای پراضطراب جنگ به قلم یک روزنامه نگار زن/حلوا می پزم برای آرامش روح درگذشتگان/ ...
. درون قلبم حفره ای خالی حس می کنم اما سرپا می مانم. شب با سکوتش از راه رسیده و اهالی خانه ما به کمک قرص های آرامبخش به خواب می روند. اما من می دانم این سکوت دوامی ندارد. شده ام مایه خنده پسرها. با هیجان برای پدرشان تعریف می کنند تا خبر میاد فلان جا رو زده مامان گوشی رو برمی داره و به یکی دو نفر زنگ می زنه. یعنی همه جا آشنا داره و بعد بلندبلند می خندند. خوشحالم که دست کم توانسته ام بهانه ای باشم برای لحظه ای شاد بودنشان. جنگ، شادی را از دل ها می برد و ما که این را می دانیم، با جنگ می جنگیم؛ به هر شکل و با هر بهانه ای. بچه ها به تعریف شاهکارهای مادرشان ادامه می دهند. راحتشان می گذارم و ...
شور بازار نوروزی کرمانشاه زیر سایه جنگ
نوروز 1405 و بازار عید آن برای همیشه در گوشه ذهن مردم ایران می ماند. روزهایی که اگرچه سایه شوم جنگ بر سر شهرهای ایران سنگینی می کند، اما هنوز مردم در حال خرید سبزه و ماهی قرمز و لباس نو برای بچه ها هستند و این یعنی زور زندگی از جنگ بیشتر است. بازار کرمانشاه در واپسین روزهای سال هنوز زنده است، حتی در روزهایی که گاهی صدای انفجار از یک گوشه شهر بلند می شود و دود آن به آسمان می رود، اما در طرف دیگر شهر کره کره مغازه ها بالاست. شاید شلوغی خیابان ها به اندازه سال های قبل و شرایط عادی گذشته نباشد، اما همین حالا نیز اگر کسی بخواهد به بازارهای مرکز شهر کرمانشاه برود باید زمان ...
گزارش میدانی از بیمارستان هفتم تیر که راهروهایش پر از مصدومان جنگ شده
برای اینکه مردم با عجله به سمت خانه هایشان می روند تا قبل از تاریکی و احتمالِ آژیر بعدی، در کنار خانواده باشند. دوباره به یاد بخش هایی از حرف های پرستاران می افتم که چطور یک اتیکت روی لباس شخصی، می تواند از یک شهروند عادی، یک مدافعِ جان بسازد. در این روزهای خاکستری، شاید بیمارستان ها تنها جایی باشند که در آن، واژه ما هنوز بر من غلبه دارد. تهران می جنگد، تهران نگران است، اما تا وقتی این سربازانِ پشت صحنه بیدارند، قلب شهر همچنان می تپد. در مسیر برگشت و در بزرگراه امام علی به شمال، چند صدای مهیب از سمت ری بلند می شود. از آینه نگاهم به پشت سر می افتد. دود عظیمی از سمت جایی که تا همین یک ...
روایتی از آنها که تهران را خالی نکرده اند
شفاآنلاین جامعه نیمه اسفند ساعت 18؛ چند انفجار سمت شرق، مرکز و بقیه مناطق تهران رخ داده است. شهر خلوت است اما بعد از هر انفجار مردم وسط کوچه جمع می شوند، چند دقیقه ای از تجربیات، ترس و فضایی که لحظه انفجار تجربه کرده اند، می گویند و کم کم دوباره کوچه ها خلوت می شود طوری خلوت که انگار سال هاست کسی در این محلات زندگی نمی کند. به گزارش شفاآنلاین ، حدود دو هفته از شروع جنگ می گذرد، با وجود تجربه جنگ 12 روزه به نظر می رسد مردم همچنان در شوک اتفاقات چند هفته و چند ماه اخیر هستند. با هرکه صحبت می کنم، می گوید همه چیز شبیه یک خواب است، گویی وسط برگی از تاریخ رها شده ایم و به سرنوشت خودمان ...
دروازه بان تیم ملی فوتسال: بمب افتاد روی خانه من
.... ما همین طوری هم ورزشگاه کم داشتیم و در حال کمتر شدن هم هست حالا ان شاءالله بعد از جنگ درست می شود. این روزها که خبری از تمرین و بازی نیست چه کار می کنید؟ من در تهران هستم و آمدم پای ساختمان تخریب شده هستم تا ببینم وضعیت چی به چی هست. این روزها مثل تمام مردم عادی زندگی می کنیم و حالا مسوولیت اجتماعی خود را هم انجام می دهیم. یواش یواش کار بدنسازی مان را انجام می دهیم و به نظرم فدراسیون باید یواش یواش بازی ها را برگزار کنند تا مردم بازی ها را ببینند و کمی اوقات فراغتشان پر شود! فکر می کنید در این شرایط می شود مسابقات را برگزار کرد؟ من در همین شرایط هم حاضرم برای ایران بازی کنم. صحبت خاصی مانده؟ تشکر از شما و مردم عزیز که در حال تحمل هستند. شرایط سخت اقتصادی و جنگی را سپری می کنند و برای همه مردم آرزو دارم که روزهای خوبشان برسد. منبع: ورزش سه ...
رویای اینفلوئنسرها در باره دبی تمام شد؟
دست و پایتان را جمع کنید ایجاد یک شهر جهانی و قطب مالی برای رقابت با سنگاپور یا حتی لندن واقعاً کار آسانی نبود. آن هم در سرزمینی مثل امارات با آب و هوایی گرم و سوزان در وسط منطقه همیشه متلاطم خاورمیانه. اماراتی ها اما به لطف پول نفت و با حمایت آمریکا که امارات را به عنوان یک جای پا برای نظارت بر نفت و اوضاع منطقه می دید، این کار بزرگ را به سرانجام رساندند. طی چند سال اخیر هم از همه ظرفیت ها برای تبلیغ کردن دبی به عنوان منطقه امن اقتصادی، تفریحی و... استفاده کردند. از جمله اینفلوئنسرها که می توانستند آدم ها و سرمایه هایشان را از هر جای جهان به دبی بکشانند. گاردین هفته گذشته ...
نبض زندگی همچنان در تهران می زند | گزارش تصویری از شب عید پایتخت
همشهری آنلاین : اینجا، درست در روزهایی که شاید اخبار و تیترهای نگران کننده جنگ بخواهند سایه ای از اضطراب بر دیوارها و خیابان ها بیندازند، سمفونی بوق ماشین ها، قدم های تند و مصمم کاسبان در صبحگاه اسفندماه و صدای همهمه در ایستگاه های شلوغ مترو، روایتگر داستان دیگری است؛ داستانی از جنس تسلیم نشدن و ایستادگی. وقتی به تقویم نگاه می کنیم و بوی بهار از لابه لای دود و سیمان برج ها به مشام می رسد، نبض تهران تندتر و پرامیدتر می زند. بازارهای شب عید، از بساطی های رنگارنگ حاشیه پیاده روها که سین های هفت سین، سمنو و سماق را با وسواس روی پارچه های ترمه چیده اند تا مغازه های پرنور لباس فروشی و ...
قلب ایران نبض واحد دارد
دانیال ایری، مدافع جوان تیم ملی ایران با اشاره به جنایات رژیم صهیونیستی با همراهی آمریکا در جنگ رمضان اخیر علیه ملت ایران عنوان کرد:متاسفم که دشمنان این مرز و بوم با ناجوانمردی تمام رو به حمله به خانه های مسکونی و مکان های ورزشی آورده آند.این روزها ی می بینیم که خیلی ها عزادار شهیدان وطن خود هستند،شک ندارم از این رویه تجاوزکارانه دشمنان ایران تا قرن ها بعد به بدترین شکل در جهان یاد خواهد شد. او افزود: واقعا تلخ است که آنها به مدرسه و ورزشگاه رحم نمی کنند. قلب ملت ایران یک نبض واحد دارد که آن هم چیزی جز نام عزیز وطن نیست. ما بازیکنان فوتبال هم جزوی از این ملت هستیم و با تمام وجود برای اهتزاز این پرچم مقدس تلاش می کنیم. منبع خبر: افکار این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد. ...
پنج تکه از دو هفته جنگ تحمیلی | از آن بِه که کشور به دشمن دهیم
همشهری آنلاین_حمیدرضا محمدی: سحرها که بیدار می شوم پیش خودم می گویم اگر آن کلانتری را زد و در خانه باشیم چه می شود؟ اگر زد و در خانه نبودیم چطور؟ اگر قرار باشد آسیبی به خانه برسد، بود و نبود ما پس توفیری ندارد. پس شاید بهتر نباشد چندصباحی برویم منزل دوستی و آشنایی یا جنگ زدگان مهاجری باشیم در روستایی و شهری دورتر و دست کم جان مان را امان دهیم. دوباره می گویم مگر چندروز می شود رفت و نبود. شاید هم اصلاً آن جا را نزد یا اگر زبانم لال آن جغدهای شوم جنگ رسیدند بالای سرش، گزندی به ما نرسد. همه اش به خودم می گویم ما چه فرقی داریم با بقیه که ماندند در شهرشان و نرفتند. البته نه این که هرکس ...
گلدانی در میان باروت/ روایت عشق و وفاداری در گوشه دنج داروخانه
گریان اما قلب هایی مقاوم، به سمت میدان ها و خیابان های اصلی روانه می شدند. سیاه پوشی همه جا را فرا گرفته بود. بوی باروت و عطر نرگس در هم آمیخته بود؛ عجیب ترین تضاد دنیا. در این میان، عشق و ارادت مردم به رهبرشان شکلی نمادین و عجیب به خود گرفت. در خانه ها، کوچه و بازار، عکس های آن بزرگمرد با احترامی وصف ناپذیر نصب شد. اما قشنگ ترین و تأثیرگذارترین صحنه، نه در تظاهرات عظیم، بلکه در گوشه ای دنج و آرام رقم خورد. یک داروخانه در یکی از محله های شلوغ تهران. جایی که مردم برای درمان دردهای جسمی خود می آمدند، اما این روزها بیشتر برای التیام دردهای روحی به آنجا پناه می بردند. درست در گوشه داروخانه ...
ردادی: تجمعات شبانه و اطمینان نظامی، زندگی عادی را حفظ کرده است
محسن ردادی جامعه شناس و کارشناس مسائل سیاسی، در گفت وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم با اشاره به ادامه روند زندگی عادی مردم علی رغم شرایط جنگی، عوامل مختلفی را در این زمینه دخیل دانست. وی اظهار کرد: زندگی مردم در جریان است و با وجود حملات هوایی و بحث های مربوط به جنگ، مردم در حال پیگیری زندگی عادی خود هستند. ردادی یکی از دلایل اصلی این وضعیت را تجربه جنگ دوازده روزه پیشین عنوان کرد و گفت: در جنگ دوازده روزه، احساس می کردیم که شرایط فوق العاده است، اما الان مردم با توجه به آن تجربه، زندگی عادی خود را پیگیری می کنند. مغازه ها باز هستند، رفت و آمد در شهر جریان دارد و این ...
مردم پای مردم؛ روایت پیوندی که از جنس سیمان و آهن نیست!
های جهادی که از صبح زود در محل حضور داشت، با همان چهره خسته اما نورانی اش تعریف می کرد: وقتی آمدیم، ساکنان خانه ها خیلی مضطرب بودند. طبیعی هم هست. همه دارایی شان را از دست داده اند. دختربچه ای را دیدم که عروسک نیم سوخته اش را بغل کرده بود و هق هق می زد. تا توانستیم دلداریشان دادیم. شیشه های ریخته را کنار زدیم، وسایل باقی مانده را جمع کردیم. به مردم گفتیم نگران نباشید، مدیریت بحران برای اسکان اضطراریتان برنامه دارد. صدایش گرم شد: واقعاً دیدن این صحنه ها سخت است؛ خانه هایی که برای شب عید رنگ آمیزی شده بودند، حالا زیر آوار مانده اند. خداروشکر مردم ما امیدوارتر شده اند به پیروزی اسلام ...
پشت صحنه یک عملیات مردمی در تهران
: بچه ها معمولاً جزو اولین کسانی هستند که به محل می رسند؛ حتی قبل از برخی نیروهای امدادی. وقتی می رسند، فقط دنبال مجروحان نمی گردند. گاهی پیرمردی که شوکه شده وسط کوچه ایستاده، گاهی خانواده ای نمی داند باید خانه را ترک کند یا نه، و گاهی جمعیتی که از سر کنجکاوی نزدیک محل حادثه شده اند. در همان دقایق پرتنش، چند جوان که بتوانند فضا را آرام کنند، گاهی از هر تجهیزات امدادی مهم تر می شوند. وقتی موکب ها شهر را زنده نگه می دارند چند روز از جنگ که گذشت، تصویر دیگری هم در شهر شکل گرفت. موکب هایی که در نقاط مختلف تهران برپا شدند؛ بعضی توسط شهرداری و بعضی توسط دانشگاه ها. دانشگاه تهران ...
روزی که جوادیه صدای جنگ را شنید
هفت صبح| ظهر روز جمعه 22 اسفند ماه امسال در چهاردهین روز جنگ بود که صدای مهیبی در میان هیاهوی محله جوادیه تهران پیچید و خبر از یک فاجعه داد. تنها در عرض چند دقیقه این محله با خاک یکسان شد و حالا دیگر اذهان همه مردم آماده است که در یک تجزیه و تحلیل چند ثانیه ای متوجه شوند که قطعا محلی هدف حمله موشکی قرار گرفته است. هدف این حمله کلانتری محله جوادیه بود اما شدت تخریب در اثر این انفجار در ساختمان های مجاور و نزدیک به کلانتری در حدی بود که تعداد زیادی افراد غیرنظامی زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند. از جشن تا آوار سعید میرزاییان نام یکی از اهالی محله است که خانه شان در ...
این مردم نجیب...
مردم نو: در سال های گذشته، از هفته ها مانده به نوروز، کوچه ها و خیابان های شهر پر از صدای ترقه و فشفشه می شد. نوجوان ها با هیجان از چهارشنبه سوری حرف می زدند، مغازه ها پر از مشتری بود و در بسیاری از مغازه ها سفره های هفت سین کم کم شکل می گرفت. صدای خنده، خریدهای شب عید و نور چراغ مغازه ها حال وهوای خاصی به شهرها می داد. اما امسال، حال وهوای دیگری بر کشور حاکم است. امسال، آسمان ایران رنگ دیگری دارد. نه رنگِ دودِ نارنجک و ترقه های چهارشنبه سوری، که رنگِ خاکستریِ ابرهای جنگ. از نهم اسفند، با آغاز درگیری ها و حملات نظامی آمریکای جهانخوار و اسرائیل کودک کش به ایران، بسیاری از شهرها ...
زنان در جنگ تاب آورتر و بچه ها بزرگتر می شوند
فراموشی و تاب.آوری برای ساختن دوباره زندگی. اما در بحبوحه این جنگ تحمیلی، زنان ایران در کنار دفاع از سرزمینشان، حافظان زمین نیز هستند. در روزهایی که دود جنگ می توانست آسمان را برای همیشه تیره کند، آن ها یادآور شدند که خاک این سرزمین تنها میدان نبرد نیست، این خاک، خانه جنگل ها، رودها و پرندگانی است که هنوز آواز می خوانند. آن ها به یاد فرزندان این آب و خاک نهال کاشتند، در حالی که صدای موشک شنیده می شد. آن ها از آب، خاک، و از هوایی که نفس می کشیم پاسداری کردند چون می دانند آینده تنها با پیروزی در جنگ ساخته نمی شود بلکه با زنده نگه داشتن زندگی ساخته می شود. ...