سایر خبرها
روزی که جوادیه صدای جنگ را شنید
هفت صبح| ظهر روز جمعه 22 اسفند ماه امسال در چهاردهین روز جنگ بود که صدای مهیبی در میان هیاهوی محله جوادیه تهران پیچید و خبر از یک فاجعه داد. تنها در عرض چند دقیقه این محله با خاک یکسان شد و حالا دیگر اذهان همه مردم آماده است که در یک تجزیه و تحلیل چند ثانیه ای متوجه شوند که قطعا محلی هدف حمله موشکی قرار گرفته است. هدف این حمله کلانتری محله جوادیه بود اما شدت تخریب در اثر این انفجار در ساختمان های مجاور و نزدیک به کلانتری در حدی بود که تعداد زیادی افراد غیرنظامی زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند. از جشن تا آوار سعید میرزاییان نام یکی از اهالی محله است که خانه شان در ...
روایت آنهایی که زیر سایه جنگ در تهران ماندند/ خونم اینجاست، کجا ول کنم برم؟
بمب ها کجا فرو می ریزند و ما قربانی خواهیم شد، قلبم لرزید. اما وقتی به خودم آمدم دیدم آن وحشتی که در جنگ قبلی تمام وجودم را گرفته بود، این بار رنگ باخته است . پس از ساعت ها ماندن در ترافیک توانست به خانه برسد. در همان زمان تماس های خانواده و دوستانش شروع شد: عزیزانم مدام تماس می گرفتند و می گفتند نگرانند و باید هرچه زودتر تهران را ترک کنم و به شهرستان بروم . اما او هنوز مردد بود و بیشتر به آسمان شهر نگاه می کرد: من بیشتر به آسمان آبی و پاک آن روزهای تهران خیره می شدم . او تا روز چهارم جنگ در شهر ماند. در این مدت چند بار برای خرید نان و اقلام ضروری از خانه بیرون رفت: در ...
شب های سرخ مقاومت؛سربازان دهه نودی رهبر از انگیزه حضور شان در خیابان ها میگویند+ فیلم
به گزارش گروه استان های خبرگزاری دانشجو؛شامگاه گذشته، شیراز میزبان صحنه هایی متفاوت از عشق و ایستادگی بود. در حالی که بسیاری از شهرها به خواب رفته بودند، مردم ولایت مدار شیراز با حضور در خیابان ها و با به حرکت درآوردن خودروها یا پیاده روی، نشان دادند که برای دفاع از حق و حمایت از ملت مظلوم فلسطین، ساعت و زمان نمی شناسند. در این راهپیمایی های شبانه، فضایی معنوی و عاطفی حاکم بود. خانواده هایی با همراهی کودکانشان، جوانان و نوجوانانی که با اشتیاق شعار می دادند، همه و همه در کنار هم قرار گرفتند تا نشان دهند که انقلاب اسلامی در شبانه روز هم زنده است. بوق های خودروها که با ریتم شعارهای ...
اینجا بوی عید نمی آید
می کرد. شرایط این روزهایش را جویا شدم. با ناامیدی عمیقی گفت: داداش، از روزی که جنگ شروع شد، خدا شاهده کاسبی نکردم. قبلا حداقل روزی هفت، هشت بار جنس جابه جا می کردم و یک نون بخورونمیری درمیومد اما الان دو ساعته وایستادم، دریغ از یک نفر که سفارشی بده. اجاره خونه، خرج زن و بچه ، تازه شب عید هم هست و توقع دارن میوه و شیرینی بخرم ولی چه کنم. انگار هرچه سنگه، مال پای لنگه، از صبح تا حالا یک قرون هم دشت نکردم. او در ادامه به وضعیت خرید و فروش نیز اشاره کرد و گفت: آقایی که شما باشی، امسال اصلا مشتری خاصی ندیدم. دوستم که اینجا مغازه پارچه فروشی داره، بنده خدا خونه اش تو این چند روز آسیب دیده اما نه ...
مردم پای مردم؛ روایت پیوندی که از جنس سیمان و آهن نیست!
های جهادی که از صبح زود در محل حضور داشت، با همان چهره خسته اما نورانی اش تعریف می کرد: وقتی آمدیم، ساکنان خانه ها خیلی مضطرب بودند. طبیعی هم هست. همه دارایی شان را از دست داده اند. دختربچه ای را دیدم که عروسک نیم سوخته اش را بغل کرده بود و هق هق می زد. تا توانستیم دلداریشان دادیم. شیشه های ریخته را کنار زدیم، وسایل باقی مانده را جمع کردیم. به مردم گفتیم نگران نباشید، مدیریت بحران برای اسکان اضطراریتان برنامه دارد. صدایش گرم شد: واقعاً دیدن این صحنه ها سخت است؛ خانه هایی که برای شب عید رنگ آمیزی شده بودند، حالا زیر آوار مانده اند. خداروشکر مردم ما امیدوارتر شده اند به پیروزی اسلام ...
محسن چاوشی یک تنه مقابل همه ایستاد/ برخی سلبریتی ها دچار لکنت شده اند
یک جا هایی حق گم شده بود و حرف حق شنیده نمی شد و شیطان گوش ها را کر کرده بود. صفری ادامه داد: در روز های اول دشمنان می گفتند مدرسه میناب را جمهوری اسلامی زده است. اما حتی امروز نیویورک تایمز هم می گوید که حمله به مدرسه میناب کار خودمان بوده است. بنابراین، این جنگ با تمام مصیبت ها و تلخی هایش سبب شد که حدود حق و باطل روشن شود. چون هر چقدر که ما تبیین می کردیم و از دشمنان در رسانه می گفتیم، اثر نداشت. همین الان شاهد پخش خانه امن از شبکه آی فیلم هستیم. چند سال پیش مطرح کردیم که امریکا، امریکاست. امپریالیسم، امپریالیسم است. قرار نیست کمکی به ما شود. حتی به جو بایدن اشاره کردیم. کسی که ...
تاب آوری در جنگ؛ خانه را به لنگرگاه تبدیل کنید، نه ستاد جنگ
به گزارش میگنا ر ضا فریدی روانشناس بالینی و کارشناس آسیب های اجتماعی در گفت و گو با ایسنا، به ارائه راهکارهایی برای تاب آوری در روزهای بحرانی و جنگ پرداخت و با تاکید بر اینکه نوجوانِ امروز به واسطه گوشی هوشمندش، در خط مقدم جبهه روانی است اظهار کرد: تصور کن هر بار که شبکه های در دسترس فضای مجازی را باز می کنی، یک بمب خبری در مغزت منفجر می شود. اضطرابِ نکند چیزی را از دست بدهم در این شرایط تبدیل به ترس از فاجعه بعدی می شود. وی راهکار در دسترس رژیم خبری 20/20 را برای این شرایط توصیه کرد و گفت: به جای چک کردنِ لحظه ای، فقط دو بار در روز و هر بار حداکثر 20 دقیقه اخبار را از منابع رسمی ...
شب های تجریش
هم نظر خواهند بود که هم جمعیت چندبرابر شد، هم تنوع جمعیت متفاوت شده، هم شعارها فرق کرده و از قالب عزاداری به قالب حماسی درآمده است. شاید نوشتن این مطلب کمی عجیب باشد؛ اما باید بنویسم. در شرایط سخت جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه مردم خوب ما که هر روز اخبار ناراحت کننده ای را می شنویم و صدای انفجارهای مختلف در گوش های مان خاموش نمی.شود شب های تجریش تسکین دهنده ناراحتی های روزهای مان شده، برطرف کننده احساس تنهایی مان شده و اگر بگویم از بین برنده ترس های ناشناخته مان شده سخن گزافی نگفته ام. وقتی می بینی از خیابان ها اطراف دخنران جوان با پرچم های ایران عزیز وارد میدان می شوند ...
دروازه بان تیم ملی: تخریب خانه ام فدای سربلندی ایران
باقر محمدی راجع به تخریب خانه اش در جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیسم توضیحاتی ارائه داد. باشگاه خبرنگاران جوان -باقر محمدی دروازه بان تیم ملی فوتسال در خصوص اینکه خانه وی در جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیسم تخریب شده، اظهار داشت: یک واحد آپارتمان در محله جوادیه تهران داشتم که بر اثر حمله دشمنان متجاوز آمریکایی صهیونی تخریب شد. در آن واحد، خانواده خواهرم سکونت داشتند که خوشبختانه در زمان بمباران حضور نداشتند و به خانه مان در قرچک ورامین رفته بودند اما متأسفانه تعدادی از همسایگان در خانه های مسکونی خود بودند که شهید شدند و ثابت شد دشمنان برخلاف ادعای کذب شان به منازل مسکونی حمله می کنند ...
کنسرتی برای زندگی؛ روی پشت بام و در شب های جنگ
قدیمی را خواند. مردی که همیشه با عجله از کنار همه عبور می کرد، حالا روی لبه پشت بام نشسته بود و ریتم هنگ درام را با انگشت دنبال می کرد. در آن شب ها فهمیدم فاصله میان آدم ها گاهی با یک صدا، یک ساز یا یک ترانه کوتاه از بین می رود. جنگ، با همه خشونت و تاریکی اش، ناخواسته کاری کرده بود که ما همدیگر را پیدا کنیم. آدم هایی که یک سال در یک ساختمان زندگی کرده بودند، حالا زیر آسمان مشترک، موسیقی مشترک پیدا کرده بودند. وقتی آخر شب از پشت بام پایین می آییم، هرکس به خانه خودش برمی گردد؛ به همان آپارتمان هایی که پیش از این درشان برای هم بسته بود. با این تفاوت که حالا می دانیم پشت هر در، صدایی هست، دستی هست که می تواند سازی بزند و دلی هست که با یک ترانه گرم می شود. و عجیب این که در شبی که آسمان شهر پر از صداهای خشن است، روی پشت بام ساختمان ما، هنوز موسیقی جریان دارد. شاید همین چند ساز ناهماهنگ و همین ترانه های ساده، چیزی را زنده نگه می دارند که نامش زندگی است. ...
هر قطره، هر وات، یک سنگر برای میهن/امروز صرفه جویی یعنی هم سنگر بودن
روشنایی غیرضروری. کشیدن دستگاه های برقی را از برق، چون حتی در حالت آماده به کار هم انرژی مصرف می کنند. موکول کردن استفاده از لوازم پرمصرف (لباس شویی، اتو، جاروبرقی) را به ساعات غیر اوج (مثلاً آخر شب). پرهیز از روشن کردن وسایل گرمایشی یا سرمایشی اضافی وپوشش لباس مناسب فصل می تواند ما را یک قدم به پایداری نزدیکتر کند با رفتار های مؤثر برای مدیریت مصرف آب مانند: بستن آب هنگام شست وشوی ظرف یا مسواک زدن. تعمیر نشت های کوچک؛ چند قطره در دقیقه یعنی صد ها لیتر در ماه. کاهش زمان دوش گرفتن، سه دقیقه کمتر، سهمی بزرگ تر برای دیگران، استفاده از آب خاکستری (مثل آب شست وشوی اولیه میوه ها) برای آبیاری و... خوب است بدانیم هر خانه ای که چراغش را هوشمندانه روشن می گذارد و شیر آبش را با وجدان می بندد، در واقع پشت جبهه ای روشن از مسئولیت، همدلی و عشق به وطن ایستاده است. با هم می توانیم امید را زنده نگه داریم، قطره به قطره، وات به وات. ...
عضو فعال مرکز پاوه از جنگ نوشت
اکنون ما هم جزء نسل جنگ زده شده ایم؟!... منی که هنوز اول جوانیَم است، چیزهایی را به چشمانم دیده ام که روزی برایم خیال بودند!... چرا زندگی ما، شبیه فیلم هایی شده که حتی توان دیدن شان را نداشتم، چه برسد به تجربه کردن شان؟!... کاش برگردیم به دوران آرامش... کاش تمام شود این ترسی که هربار، با همکاری این صداهای وحشتناک و خیالات کُشنده، آدمیزاد را تا پای مرگ می کشاند... کاش می شد تمام کسانی را که از عمق جان دوست دارم، دور خود جمع کنم که هر بار از دیدن شان، بودن شان و سلامتی شان کیف کنم... کاش ها زیادند، اما کاش دنیا، آنگونه که می خواستیم، جای زیبایی بود و مأمنی برای ...
چهارشنبه ای که به کام دشمن نخواهد شد؛ جشن برای روزهای فتح و پیروزی
تلاش کردم به سهم خودم این اتفاق را رقم بزنم و شاید نقش خیلی کوچکی را در این بین ایفا کنم. من معتقد هستم که اگر کسی می خواهد این لوازم را تهیه کند دست کم از من فعلا تهیه نکند یکی دو هفته دیگر ان شاءالله در جشن پیروزی همه شان را می فروشیم. به قول این مغازه دار شاید همه یک طور فکر نکنند اما بسیاری هم هستند که به احترام این روزها به این پویش پیوسته اند و کار ارزشمندی را رقم زده اند یک زن و شوهر که در حال خرید عید هستند در گفتگو با خبرنگار مهر با استقبال از پویش نه به چهارشنبه معتقد هستند که این روزها باید احترام شهدا و جان باختگان جنگ رمضان را نگه داشت چرا که خانواده های بسیاری در ...
کودکان و اضطراب اخبار جنگ
.... برنامه ریزی مناسبی برای آن ها داشته باشید. با توجه به اینکه این روزها کودکان وقت زیادی را در خانه سپری می کنند و از کلاس های آموزشی دور مانده اند، داشتن برنامه ریزی جهت پرکردن اوقات فراغت می تواند اضطراب آن ها را کمتر کند. سعی کنید آرامش داشته باشید، همراه با کودک به انجام فعالیت های فیزیکی همچون درست کردن کاردستی، آشپزی یا دیگر علایق او بپردازید. انجام فعالیت های شاد، بازی های گروهی، ورزش، قصه گویی و برنامه های سرگرم کننده، به کودک کمک می کند تا ذهن خود را از اخبار نگران کننده دور کند و احساس کنترل بیشتری بر دنیای اطرافش داشته باشد. ایجاد فضایی گرم و ...
پسرعمو های پناهنده؛ هم زیریک برف نشین یا همسایه های اجباری؟
حمیدرضا خالدی:خانه احمدی ها دو اتاق داشت. چهار نفر خانواده ی اصلی. ناگهان پیامک آمد: "عمران از تهران می آید، سه نفر از شمال غرب، پسرعموی من است. چند روز است. " صدای مادر از اتاق می آمد: "چطور؟ خانه ی ما دو اتاق است، نه هفت اتاق! " پدرش در پاسخ می گوید: "حالا بچه ها چه طوری باشند؟ این خانواده ها از شمال غرب آمدند، جنگ است. نباید طردشان کنیم. " همسرش در حالی که آشپزخانه را جمع می کرد می گوید: "ولی ما چه کار کنیم؟ جای خواب مان کجا باشد؟ " پسرشان از اتاق بیرون می آید و می گوید: "بابا، من می توانم بروم پیش دوستم، اتاق را بدهیم به آنها. " پدر ...
اینجا همه چیز مردمی است!
جنگ مطرح بود، عبور کرده اند و تنها با اسم رمز "ایران"، برای حفظ این خاک فریاد می زنند. به راستی با چه تشویق و امتیاز و به قول برخی ها کیک و ساندیسی می توان این جمعیت میلیونی را در سرما و برف به مدت 14 شبانه روز در خیابان نگاه داشت؟ اصلا مگر هیچ مسئول و نهادی توان این کار را دارد؟ قطعا خیر. این مردم معادلات ابرقدرت های جهان با سال ها مطالعه و هزینه های سرسام آور را برهم زدند و در کنار هم نظم نوین جهانی را رقم می زنند. مگر نیروهای مسلح بدون حضور این مردم در خیابان و دلگرمی گرفتن از آن ها توان جنگ دارند؟ مگر حرامی های صهیونیست به غیر از قالب تهی کردن مردم دل خوش کرده بودند ...
شبی که کمک های آمریکا به اراک هم رسید...
21 اسفند در اراک مثل خیلی از شب های دیگر می گذشت؛ شب آرامی به نظر می رسید چراغ بعضی خانه ها روشن بود، بعضی ها بیدار بودند؛ برای احیای شب قدر بعضی ها تازه از کار برگشته بودند، بعضی ها دور سفره شام نشسته بودند اما ناگهان صدایی آمد که سکوت شهر را شکست آن شب،کمک هایی که آمریکا وعده اش را داده بود از راه رسید؛ این بار نه در میدان جنگ،بلکه در دل یک شهر فرود آمد. هدف،پایگاه نظامی نبود؛خانه هایی بود که پشت درهایشان زندگی جریان داشت. خانه هایی که قرار بودپناه آرامش باشند،در یک لحظه با صدای انفجار لرزیدند. آن شب خاطره ای تلخ در تاریخ شهر به یاد ماند. ...
ضرر باشگاه عربستانی از جنگ منطقه ای
تیم فوتبال الاتحاد در بازی مقابل الریاض شکست خورد. باشگاه خبرنگاران جوان – تیم فوتبال الاتحاد عربستان در رقابت های لیگ روشن این کشور در بازی مقابل تیم الر یاض با حساب 3 بر 1 شکست داد. هواداران الاتحاد جمعه شب گذشته پس از شکست غیرمنتظره تیمشان برابر الریاض در لیگ روشن عربستان، شب ناامیدکننده ای را سپری کردند. برخی رسانه های صعودی دلیل این کشست را تمرینات نامنظم این تیم دانستند و مدعی شدند به دلیل شرایط ویژه آنها آخرین تمرین را 24 ساعت قبل در جده انجام دادند و پس از آن بدون تمرین روی چمن به بازی با الریاضی آمدند. گفته می شود شرایط پروازی دلیل این اتفاق بوده است و عربستانی ها در فوتبال هم از جنگ منطقه ای ضرر کردند. منبع خبر: باشگاه خبر نگاران این خبر از سایت منبع نقل شده و پایگاه خبری زیرنویس در قبال محتوای آن مسئولیتی ندارد. در صورت نیاز، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا بررسی گردد. ...
تجمع جامعه ایثارگران مقابل دفتر سازمان ملل در محکومیت حمله آمریکا و رژیم صهیونی/ تصاویر
کلاسهایش شرکت کند و در حین شهادت دانشجو بود. صبح کلاس داشت و خانه ما هم شلوغ بود. در حدود ساعت 10 خانه آمد و ساعت 12 کلاس داشت. برای تولد دخترش بسیار شاد بود و به همه می گفت یک دختر ناز پیدا کردم. وقتی رفت دانشگاه گویا کلاسش کنسل شده بود و به یکی از دوستانش گفته بود من باید به منطقه برگردم و مرخصی ساعتی گرفته ام. سلماس برگشته بود. عصر بود که گوشهای دخترم را بردیم سوراخ کردیم تا تماس بگیرم و بگویم این بار آمدی گوشواره بخر. ساعت 12 شب بود که طاقت نیاوردم و خودم تماس گرفتم و تا ساعت 2 نیمه شب همچنان تماس می گرفتم. اما گوشی را جواب نمی داد. گویا در همان زمان درگیری در پاسگاه شده و ایشان به شهادت رسیده ...
گل های پرپر وطن به خواب ابدی رفتند
معلم با صدایی رسا گفت: دفترها را آماده کنید. و بر تخته نوشت: درس امروز: وطن. درس آغاز شد، اما پیکرهای کوچک دانش آموزان زیر آوار پنهان گشت. آنان مظلومانه به خواب رفتند؛ هرچه پدر و مادر را ندا دادند، نیامدند. هرچه منتظر ماندند، باز نیامدند. در قلب های کوچک شان زمزمه کردند: می خوابیم تا بیایند. فریاد مادران زیر آوار خانواده ها هجوم آوردند. مادری فضا را آرام کرد: آهسته تر سخن گویید! بچه ها می ترسند. دیگری نالید: فرزندم شب ها تنها نمی خوابد، بسیار هراس دارد. بگذارید کنارش بمانم. پیکرهای گل فشان پرپر را از عمق آوار بیرون کشیدند ...
اسکار 2026 در سایه جنگ
همکاری نزدیکی دارند، هرچند مقامات به هیچ خطر مشخصی برای جوایز اسکار اشاره نکرده اند. این مراسم که برای دومین سال پیاپی با اجرای کونان اوبرایان برگزار می شود، شاهد رقابت فیلم گناهکاران است که با 16 نامزدی -یک رکورد در تاریخ نزدیک به 100 ساله جوایز اسکار- در صدر آن قرار دارد. این رویداد در حالی برگزار می شود که هالیوود با تنش های ژئوپلیتیکی، ادغام در صنعت و نگرانی در مورد هوش مصنوعی هم دست وپنجه نرم می کند. این مراسم از ساعت 7 بعد از ظهر به وقت شرقی (نیمه شب به وقت گرینویچ) آغاز شده و به طور زنده از شبکه ABC متعلق به والت دیزنی و از طریق سرویس استریم هولو پخش خواهد شد. ...
خانه های این محله تهران، حالا دیگر پنجره ندارد
ثانیه جلوی خانه ها مکث می کنند: خانه ما دو کوچه بالاتر است، خدا رحم کرد که همان موقع از بالکن به داخل خانه رفته بودم، چون موج انفجار سنگ نمای ساختمان را خرد کرده و به داخل و بیرون از خانه پرت کرده بود . بیشتر ساکنان این کوچه به اجبار خانه و زندگی های خود را ترک کرده اند؛ خانه هایی خاک گرفته با در و پنجره های شکسته که دیگر نشانی از زندگی در آنها جریان ندارد. اهالی راه شان را به این کوچه می برند تا تخریب خانه ها را ببینند؛ اسکلت های سیاه و خاکستری ساختمان ها و آدم هایی که با لباس های خاکی در حال جمع کردن بخشی از تخریب خانه های خود هستند. این روایت مشابه محلات دیگر شهر تهران است؛ کوچه هایی که یک انفجار تمام زندگی آدم ها را نابود کرده، چراکه داستان جنگ همین است؛ ویرانی پشت منبع: روزنامه شرق ...
چادر عزا بر سر کوی وبرزن به همت بانوان محله بالاخیابان مشهد
برگشتم و چرخ سردوزم را هم با خودم آوردم. او که بی وقفه مشغول دوختن بنر های بزرگ است، می گوید: روز ها می آیم و قبل از افطار برمی گردم خانه تا غذای بچه ها را بدهم. بعد از افطار با خانواده می آییم و همگی کمک می کنیم. مردم همه پای کار هستند. ساعت 11 شب که ما می رویم، هنوز عده ای مشغول هستند. چند دختر نوجوان گوشه ای از مسجد خیلی آرام مشغول هستند. عطیه نوروزی که با دوستانش فاطمه مهدوی و فاطمه وطن خواه با ظرافت و دقت حاشیه پارچه ها را روی شمع می سوزانند می گوید: این کار را به ما سپرده اند. این طوری پارچه ها ریش نمی شوند و مقاومت بیشتری دارند. از آن سوی کشور هم برای کمک آمده اند. مونا مقدم ...
بررسی ظرفیت های شهرداری تهران و دولت برای اسکان افراد آسیب دیده در جلسه امروز کمیسیون اجتماعی
محمد سراج عضو کمیسیون اجتماعی درباره تدابیر اندیشیده برای اسکان افراد آسیب دیده از جنگ گفت: امروز بعدازظهر، برای همین موضوع جلسه ای داریم، تا ببینیم ظرفیت و نیاز در حال حاضر چقدر است و تدارک مجموعه دولت برای این موضوع چیست. ان شاءالله امیدواریم که امروز نتیجه روشن و مشخصی حاصل شود. وی در پاسخ به این سوال که در صورت تداوم حملات ممکن است تدابیری برای ایجاد اسکان موقت صورت بگیرد، گفت: آنچه که در حال حاضر مهم است این است که ببینیم شهرداری تهران چقدر ظرفیت و چه برنامه ای دارد و طبیعی است که برای همه شرایط باید آمادگی لازم را داشته باشیم. این عضو کمیسیون اجتماعی درباره حمایت ...
روایتی تکان دهنده از عراق زیر بمباران آمریکا
روحیه جست جوگر و قریحه ای طناز جزئیات را با نگاه تیزبین یک نقاش می دید و ثبت می کرد. توجه و محبتش به مردم و اطرافیانش را می توان از خلال کلمات دید، بی آن که آن را به رخ مان بکشد. در مقابل، انتقادهای تندو تیزش از غرب به ویژه آمریکا، که پیکان حمله را به سوی عراق گرفته اند و زندگی را بر او و هم وطنانش تنگ کرده اند، در کلمه به کلمه یادداشت های او مشهود است. یادداشت های روزانه او از روایت های بزرگ و ایدئولوژی فاصله می گیرد تا تنهایی آدمی در شب های بمباران و شرایط آخرالزمانی زندگی در دوره جنگ و تحریم را ثبت کند. در عین حال، ردپای زندگی و زیبایی را هم نشان مان دهد. تاریخ این ...
قاب امروز| برای آنهایی که با جنگ به دنبال آزادی بودند
حتما نداری که اینچنین با بی رحمی منتظر جنگ بودی؟! حتما از یک جایی حقوق هم می گیری و احتمالا دورکار هم هستی که برایت آن کارگر روزمزد که این روزها بیکار شده مهم نیست. نمی دانی تا کار نکند نمی تواند نان به خانه ببرد. یا آن کسبه که با هزار امید و قرض و قوله یک جایی را اجاره کرده بود تا دم عیدی یک کاسبی راه بیندازد و گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. حتما می دانی که همه کسب و کارها تعطیل شده و اکثر مغازه ها ویران... دیگر به کسب و کارهای اینترنتی نمی پردازم که با قطع اینترنت در پی همین جنگ به خاک سیاه نشستند. شمایی که زیر پست های ترامپ کامنت می گذاشتی حمله کن می دانی که تقاصش را مردم و ...
کمک به کودک از کابوس جنگ
درباره خوابش صحبت کند یا آن را نقاشی کند. بیان احساسات از طریق گفت وگو یا نقاشی، به مغز کمک می کند ترس را بهتر پردازش کند. طباطبایی، با اشاره به اهمیت حفظ روال زندگی در دوران بحران افزود: در شرایط جنگی نظم روزانه کودک باید حفظ شود. تعیین ساعت مشخص برای خواب، روایت قصه یا دعا پیش از خواب، نور ملایم شب و دوری از اخبار جنگ پیش از خواب می تواند به بازگشت حس کنترل و آرامش کودک کمک کند. وی، با اشاره به توجه به برخی نشانه ها گفت: به علائمی چون کابوس های مکرر، ترس پیش از خواب، شب ادراری، پرخاشگری، گوشه گیری یا دل درد و سردردهای بدون علت بایستی توجه کرد و در صورت تداوم این علائم، مراجعه به متخصص سلامت روان ضروری است. طباطبایی در پایان گفت: در روزهای سخت، کودکان بیش از آنکه به اخبار گوش دهند، به رفتار و چهره والدین نگاه می کنند. آرامش و امید والدین، امن ترین پناهگاه برای کودک است. ...
لبخند ایستادگی کنار آوار
، در میان آوارها، صدای اذان مغرب از مسجد محله به گوش رسید. صدایی که یادآور بود که حتی در تاریک ترین شب ها، نور امید و هدایت همیشه هست. زن و شوهر جوان، با وجود تمام غم و اندوه، سرشان را به سمت قبله خم کردند. آن ها می دانستند که خداوند پشتیبان مظلومان است و دشمنان در پیشگاه عدالت الهی، نابود خواهند شد. این قصه، قصه این دو نفر نیست؛ قصه هر ایرانی است که در برابر ظلم ایستاده است. قصه خانه هایی که ویران می شوند اما عشق و ایمان در آن ها هرگز نمی میرد. دشمنان بدانند که تا آخرین نفس، تا آخرین آجر، ما پایدار خواهیم ماند و از این خاک و این آب، دفاع خواهیم کرد. ...
پدرانه های ناتمام ابوالفضل
پینه بسته، قرار است چگونه صاحب فضل شهادت شود؟ در آن روز پرالتهاب، عقربه ها پیام آور دلهره بودند؛ چراکه حوالی محل کارش، درست از ساعت 7 شب به بعد، آسمان رنگ وحشت به خود می گرفت و سمفونی شوم بمباران ها آغاز می شد. ابوالفضل کارگر روزمزد بود؛ از آن ها که نان بازویشان را می خورند. آن روز، صاحب کار که دلش گواهی بدی می داد یا شاید فقط می خواست کارگرانش پیش از شروع سیاهی شب در پناه خانه باشند، کارگاه را زودتر تعطیل کرد. ابوالفضل پیاده به سمت خانه به راه افتاد. تمام دارایی اش از این دنیای بزرگ، اصالتِ خراسانی اش بود و همسری مهربان و البته یک پسر 14 ساله به نام طاها که تمام جان پدر به ...