چراغ روشن جنگ در بهشت زهرا - سلامت نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت زهرا
شناس های جوادیه بودند. راکت دقیقا خورد وسط خانه شان، در حمله صبح جمعه. به جز خانه آقا فیض الله چند خانه دیگر هم تخریب شد. کسی نمی داند در آن لحظات و ثانیه ها بر آقا فیض الله، الهه و الهام و فریبرز و ایران خانم چه گذشت. در آن لحظات سخت جان دادن زیر آوار به چه فکر می کردند، حسرت کدام آرزوی برآورده نشده شان را می خوردند، چطور عشق در دل شان خاموش می شد ولی برادران و خواهران آقا فیض الله، خواهرزاده ها و برادرزاده هایش، برادرهای ایران خانم دور هم جمع شدند در بهشت زهرا قطعه 42، به سر و سینه کوبیدند و از مرگ 5تایی آنها گفتند، صدای ناله و سینه زدن هایشان چنان در محوطه می پیچید که می شد فهمید چقدر آرزو ...
یک روز در قطعه شهدای جنگ در بهشت زهرا / جان ها که رفتند، جگرها که سوختند
"بچه من کارمند بانک بود. نظامی نبود. بچه من 28 ساله بود. سخت حرف می زند و با ضجه خانواده زارعی ضجه می زند".
بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی
بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی بدرقه شهدای جنگ تا خانه ابدی به گزارش خبرگزاری صداوسیما ؛ آیین تشییع و تدفین شهدای جنگ رمضان در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) برگزار شد. عباسعلی رضایی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ، در آیین تشییع و تدفین شهدای جنگ رمضان در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) حضور یافت. در این مراسم که با حضور خانواده های شهدا و اقشار مختلف مردم برگزار شد، پیکر مطهر شهدای والامقام بر دوش مردم قدرشناس تشییع و در گلزار شهدای بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. گفتنی است آیین تشییع و تدفین این شهدا با حال و هوایی معنوی و با حضور پرشور مردم و مسئولان برگزار شد. ...
آسیب به 14 هزار ساختمان در حملات اخیر به پایتخت
: مدیریت میدان پس از حملات و انفجارها با شهرداری تهران است؛ ابتدا انتقال مجروحین، دوم آواربرداری برای کشف شهدا و سوم آواربرداری در حد بازکردن معابر انجام می شود. بلافاصله پس از انفجار در همان روز معابر مرتب و باز می شود. آسیب های جزئی نیز توسط پیمانکاران به سرعت بازسازی می شود تا نیاز به انتقال افراد به هتل جهت اسکان نباشد. رئیس کمیته عمران شورای شهر با اشاره به چگونگی اسکان خانواده های آسیب دیده در جنگ، افزود: خانواده هایی که سرپناهشان تخریب می شود یا امکان اسکان ندارند به هتل های شهرداری منتقل می شوند. حدود 3500 آسیب دیده در 13 هتل اسکان پیدا کرده اند تا در فرصت مناسب وضعیتشان بررسی شود ...
شهادت مجتبای 3 روزه؛ داغ کوچک ترین شهید جنگ رمضان
به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان خبرهای تلخ این روزها، نامی کوچک، اما سنگین از اندوه بر دل ها نشسته است؛ مجتبی ساجدی، نوزادی که تنها سه روز از آمدنش به این جهان گذشته بود، کودکی که هنوز فرصت نیافته بود چشمانش را به زندگی باز کند، هنوز لالایی مادر را به خوبی نشنیده بود و هنوز هیچ تصویری از دنیا در ذهن کوچکش شکل نگرفته بود. در حمله ای به یک خانه مسکونی در اطراف اراک، این نوزاد سه روزه به همراه خواهر دو ساله اش، مادر و مادربزرگش جان خود را از دست دادند و خانه ای که باید پناه امن یک خانواده می بود، در یک لحظه به صحنه ای از اندوه و ویرانی تبدیل شد و در میان آوار آن خانه، نه تنها دیوارها ...
بخشی از زندگی شهید لاریجانی که از آن خبر نداشتید | یک آه این زن می تواند آمریکا و اسرائیل را از ریشه ...
همسر علی آقای لاریجانی می گفت: علی نه هرگز از مجلس حقوق گرفت و نه از مسئولیت های بعدیش. حقوقش سالها همان چهل میلیون تومان استاد دانشگاهی است که تازه از آن هم مقداری هر ماه به حساب بیت المال می ریزد که مدیون نباشد. به گزارش توسعه برند به نقل از همشهری آنلاین؛، جماران نوشت: این متن را از روی دیدار دوساعته جذابم با فریده خانم (همسر علی آقای لاریجانی) می نویسم. دیداری که چند ماه پیش در عصری پاییزی در منزل شان اتفاق افتاد. قرار بود درباره مادرش حرف بزنیم اما در تمام طول صحبتمان علی از دهانش نیفتاد. می گفت: وقتی علی خونه نیست انگار دستام بریده شده! علی که باشه همه کارهای خونه رو انجام می ...
درجات اعلای بهشت، فقط با شهادت در راه خدا قابل دستیابی است
همسران و فرزندان شهدا را دارای اجر عظیم الهی خواند و گفت: دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران، مرهون ایثار و فداکاری شهدای عزیز و خانواده های معظم آنان است. نماینده ولی فقیه در استان با یادآوری جمله برای شهید شدن باید شهید زندگی کرد افزود: مرور سیره زندگی شهدا حاکی از آن است که این عزیزان لحظه به لحظه زندگی خود را با اندیشه شهادت و کمال بسوی خداوند سپری کرده اند. امام جمعه سمنان با بیان اینکه درجات والای بهشت برین فقط با شهادت در راه خدا قابل دستیابی است، گفت: رهبر شهید انقلاب اسلامی که جامع تمام کمالات بودند نیز در نهایت به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و در عالی ترین درجات بهشت جای گرفتند. حجت الاسلام والمسلمین مطیعی با اشاره به معرفی حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای بعنوان رهبر معظم انقلاب اسلامی از سوی مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: خداوند متعال را به سبب معرفی این شخصیت شایسته شاکریم و برای سلامتی و سربلندی ایشان دعا می کنیم. انتهای پیام/ ...
گزارش میدانی از بیمارستان هفتم تیر که راهروهایش پر از مصدومان جنگ شده
گوید که فکر می کند از 2- 3 شب پیش در بیمارستان بستری بوده است ولی براساس تابلوی بالای سرش از 13 اسفند به بیمارستان هفتم تیر منتقل شده است! تازه بعد از چند روز به گفته خودش؛ امروز دختر و پسرش برای عیادتش آمده اند اما هنوز از سرنوشت همسرش خبری ندارد! وقتی از همسرش صحبت می کند، لحظه ای سکوت می کند، آب دهانش را قورت می دهد و با همان صدای آهسته اما بغض آلود می گوید: نمی دانم کجاست؟ اصلا نمی دانم زنده است یا نه؟ چون کسی چیزی به من نمی گوید! اسم زنم کبرا بود. کبرا مقصودی! رسیدگی به بیماران بدحال با طعم گریه و استرس مقصد بعدی ما بخش آی سی یو بیمارستان هفتم تیر است که در ...
وقتی صدای انفجار می آید؛ زنان ستون پنهان تاب آوری جامعه اند
جبهه بودند، این زنان بودند که خانه ها را اداره کردند، خانواده ها را سرپا نگه داشتند و اجازه ندادند زندگی روزمره از هم بپاشد. همین حضور باعث شد معنای مشارکت اجتماعی در آن سال ها شکل تازه ای پیدا کند.در ماه های اول جنگ، بسیاری از این فعالیت ها خودجوش بود. مساجد و مدارس تبدیل به محل جمع شدن زنان شده بود. آنها برای رزمندگان غذا آماده می کردند، لباس می دوختند و بسته های پشتیبانی تهیه می کردند. شاید در نگاه اول این کارها ادامه همان نقش های خانه داری به نظر می رسید، اما در واقع به شبکه ای گسترده از پشتیبانی اجتماعی تبدیل شد که بخشی از بار جنگ را از دوش جامعه برداشت.کم کم این فعالیت ها شکل ...
قربانیان خاموشی که زود بزرگ می شوند
...، این هیولای بی رحم، دوباره بر زمین سایه انداخته؛ نه به نام قدرت یا شجاعت، بلکه به عنوان نشانی از درماندگی انسان. در حالی که کسانی در پشت میزهای تصمیم گیری، در امنیتِ کامل دستور حمله می دهند، صدای ناله ی کودکان، فریاد مادران داغدار و ویرانی خانه ها به گوش شان نمی رسد. آیا می دانند هزینه ی سنگین این جنگ ها می توانست صرف آرامش، آموزش و امید شود؟ جنگ فقط جان ها را نمی گیرد، بلکه ریشه ی امید را می سوزاند و نسلی را از درون تهی می کند. در میان صدای انفجار و گرد و خاک، کودکان اولین و آسیب پذیرترین قربانیان اند. آن ها نه تنها خانه و خانواده شان را از دست می دهند، بلکه درونشان با ترس ...
جزئیات جدید حمله به مدرسه میناب؛ دانش آموزان و معلمانی که پیدا نشدند/ 3 موشک با فاصله، فرصت نجات را ...
دانش آموز در خاک گورستان خوابیده اما از بدن معلم جوانش، راضیه، هیچ اثری پیدا نشده. چند روز پیش به خانواده زمانی گفتند باید آزمایش دی ان ای (DNA) دهند تا با تکه ها و اعضا و جوارحی که مانده مطابقت داده شود. اما محمود زمانی، برادر مرضیه بعید می داند که از اعضای باقی مانده آزمایشی گرفته شده باشد؛ چون همین دیروز (روز قبل از انجام مصاحبه، 21 اسفند) این اعضا را در نزدیک به 50 کاور، یک جا خاک کردند. آن طور که او به شرق می گوید، این اعضا دو هفته نگهداری شده بود، در حال فاسد شدن بودند و به همین دلیل همه را یک جا خاک کردند. خلاف گفته مسئولان پزشکی قانونی، هنوز از خانواده زمانی آزمایشی نگرفته ...
آخرین صلوات زیر آوارکه روح را به پرواز درآورد
باز می شود. یا شاید بخاطر جنگ بود؛ بخاطر پسرش و سربازانی که در برابر دشمن متکبر ایستاده بودند. او نمی دانست دقیقاً کدام یک بود، می دانست که تنها پناهش در این تاریکی و ویرانی، همین ذکر مقدس است. خاطرات مثل فیلمی تند در جلوی چشمانش رد می شد. یادش آمد سحر که بیدار شد، با اشتیاق سفره را چیده بود. حالا سفره شان زیر همین آوار مدفون بود. صدای موشک ها هنوز در گوشش زنگ می زد. لحظه ای که خانه شان لرزید و سقف فرود آمد، مثل کابوسی بود که بیدارش نکرد. زن احساس کرد که سرما دارد تمام وجودش را فرامی گیرد. دیگر دردی حس نمی کرد، فقط یک سنگینی بی پایان. نگاهش به دست راستش افتاد. دستگاه صلوات ...
روایتی از تلاش جهادگران حوزوی در جنگ رمضان
...، گروهی که در معراج الشهدا و بهشت زهرا خدمت می کنند، به صورت ویژه سختی می کشند. مواجهه ی مستقیم با بدن شهدا برای جابه جایی، غسل، کفن کردن و مواجهه با خانواده های داغ دار، توانی می خواهد که ممکن است از عهده ی بسیاری برنیاید؛ خاطرات طلابی که در این سنگر جهادی حضور دارند را در مستند کمک ها رسید خواهید دید. فعالیت ها به حدی گسترده است که نمی توان همه ی فروغ آن را انعکاس داد؛ آن چه که قابل روایت است، عزم راسخ همه ملت شانه به شانه و در کنار هم، برای رد شدن از این بحران است؛ امیدی که میان ارس تا کارون جاری شده است و استواری که از دامنه ی زاگرس و البرز تا قله تفتان و صخره های مرجانی ساحل خلیج فارس و دریای عمان در مردم وجود دارد، همه این ها نوید می دهد که پیروزی نزدیک است؛ دوباره لبخندها مهمان لب این ملت خواهند شد و مردانِ جهادگر این روزها، به دامن خانواده شان بازمی گردند اما تاریخ، این شکوه و عظمت را ارج می نهد و برای آیندگان برگی برای افتخار دارد. محمدحسن ضیاءالدینی ...
خانه حبیب آقا، موزه جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا شد
به گزارش خبرنگار ایکنا از آذربایجان شرقی، امروز محله زعفرانیه تبریز در سوگ حبیب آقای آرایشگر، آن مرد مهربان و دو فرزندش ماهان و ماهور روزها را سپری می کند و خانه ای که زمانی پناهگاه امنی برای این خانواده بود، اکنون به نمادی دردناک از جنایتی هولناک تبدیل شده است و موزه ای از جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکایی را رقم زده است. کوچه هنوز بوی مواد منفجره را در خود دارد و از دور نمای ویران ساختمان 3 طبقه ای که حبیب آقا در آن ساکن بود، پیداست؛ هر ساعت که می گذرد، جمعیتی از شهروندان و همسایه ها دور این خانه ویران شده حلقه می زنند؛ نگاه ها مملو از اندوه و اشک می شود و زمزمه های چه گناهی ...
نوروز 1405: فصل پیروزی در سایه مقاومت
" هتل ها و اقامتگاه ها"، علاوه بر پذیرش مسافران عادی، فضایی را برای "خانواده های آسیب دیده، آوارگان داخلی و عزیزانی که خانه های خود را از دست داده اند" فراهم کرده اند. این اقدام، نه فقط مهمان نوازی، بلکه پناهگاه مقاومت است. وقتی مهمانپذیر و خانواده ای همدرد ، درِ اقامتگاه و خانه ی خود را به روی هم وطنی گشوده که سر پناهی ندارد، یعنی "ایران، حتی در سخت ترین شرایط، خانه ومامن را برای همه نگه داشته است." سفر به مثابه ی پیغام: ما هنوز اینجا هستیم هر مسافری که در "نوروز 1405" به یزد و سایر شهرهای ایران قدم خواهد گذاشت، در حقیقت "پیام رسانی است برای دشمنان ایران" پیامی ...
جزئیات جدید از جنایت جنگی آمریکا و اسرائیل در مدرسه میناب/ سه موشک به مدرسه و کودکان زدند
، او و 167 دانش آموز دختر و پسر در مدرسه شجره طیبه میناب کشته شدند. خانواده میکائیل، اهل اندیمشک اند و به دلیل شغل پدرش به میناب مهاجرت کرده بودند. شکیبا دریکوند، آن طور که خودش می گوید، تک و تنها ، در غربت و در حالی که هیچ کس نبود دستش را بگیرد ، دنبال پسرش گشت، در مسیر خانه تا مدرسه، وقتی تمام شهر زیر پایش می لرزید، چند بار از هوش رفت. با پدرش تماس گرفتم که در آبادان کار می کند، منتظر بودیم مدرسه که تمام شد، خانه مان را بیاوریم خوزستان. پرسیدم چی شده؟ جنگ شده؟ همین طور که داشتم با او صحبت می کردم، موشک اول را زدند و آپارتمان تکان خورد. باز یکی دیگر. داد زدم و گفتم بچه ها ...
عید متفاوت امسال
شده است. سمیه، کارمند یک شرکت خصوصی در اصفهان، می گوید: ما همیشه برای عید سفر می رفتیم. حتی اگر کوتاه بود. امسال تصمیم گرفتیم اصلاً سفر نرویم. بیشتر پول را کنار گذاشتیم برای روز مبادا. خنده دار است اما حتی نمی دانیم این مبادا وجود دارد یا نه! اگر امشب یا همین امروز بحران جدی شود و فقط چند دقیقه برای ترک خانه وقت باشد، سؤال ساده اما تکان دهنده این است: مردم ایران واقعاً چه چیزی برای برداشتن آماده دارند؟ او می گوید خانواده اش هنوز خریدهای کوچک عید مثل شیرینی و آجیل را انجام می دهند، اما حجم خرید بسیار کمتر شده است: انگار همه چیز در حالت تعلیق است. آدم نمی داند چند ماه بعد چه ...
سند جنایت حملات آمریکایی صهیونی در ایران؛ شهید 3 روزه در حمله هوایی
فداکارشان شهیده سمیه محمدی و مادربزرگ مهربان خانواده نیز در همان حمله آسمانی شدند و این خانواده کوچک، یکجا به کاروان شهیدان پیوستند. خانه ای که باید صدای گریه نوزاد تازه متولدشده و خنده کودکانه دختر کوچکش را در خود می شنید، در یک لحظه به صحنه ای از خون و مظلومیت تبدیل شد؛ تصویری تلخ از جنایتی که بار دیگر چهره واقعی دشمنان ملت ایران را آشکار کرد. مجتبی تنها سه روز زندگی کرد؛ اما همین سه روز کافی بود تا نامش به عنوان مظلوم ترین و خردسال ترین شهید این جنگ در حافظه ملت ایران جاودانه شود. کودکی که در آغوش مادرش به شهادت رسید و سندی دیگر بر توحش دشمنان این سرزمین شد. اوج بی رحمی ...
برای مادران مینابی خیلی زود دیر شد! / بنفشه رضایی
لقمه نان پنیر و یا کوکو گذاشتی؟ دیدی درست حدس زدم؟ بله مادر مهربان مینابی حق با توست ظرف غذایشان باید به اندازه چند زنگ تفریح پر باشد تا مجبور نشوند از بوفه مدرسه هله هوله های ناسالم بگیرند. گفتی دخترک تو هم کلاس اول است؟ پس مجبوری دو سه بار در هفته روپوشش را بشویی و اتو کنی به خصوص امروز که شنبه است و همه بچه ها از تمیزی برق می زنند. او هم این روزها شعر آن تبلیغات تلویزیونی از زبانش نمی افتد؟ بله بله می دونم... چه دنیای شیرینی دارند برای خودشان! راستی معلم برایشان جشن اسم می گیرد؟ دختر تو هم بی قرار است تا به درسی برسند که حرف اول اسم خودش باشد وبا کیک و هدیه برایش در کلاس جشن ...
وقتی آرامش کرمانشاه شکسته شد
دیدند دو پرسش را تکرار می کردند: سالمی؟ خانواده همه سالم اند؟ ویرانی خانه هایشان برای آنها در مقابل جان همسایه ها و همشهری ها ارزشی نداشت؛ مهم جان بچه محل ها بود، نه محله! خانه پدری را که دیدم، بغض گلویم را فشرد. در نگاه اول، گویی تمامی آوار انفجار بر پشت بام آن انباشته شده، یک تکه شیروانی قرمزرنگ بزرگ بر روی بام افتاده بود، شیروانی دیگری نیز بر روی زمین و هوا معلق شده بود و هر لحظه ممکن بود سقوط کند، اما سیم برقی آن را نگاه داشته بود. وقتی کلید را به در خانه انداختم، تازه عمق فاجعه را دیدم. در بیرون فقط شیشه ها شکسته بودند، اما در حیاطی که مادرم شمعدانی هایش را پرورش می داد، دیگر نه ...
پدر دو دانش آموز شهید مینابی: زهرای 8 ساله ام را بعد از دیدن 150 پیکر پیدا کردم
آموزان شهیدش تا همیشه بر دل خانواده هایشان و در تاریخ این جنگ تحمیلی ماندگار است. یکی از خانواده های مینابی 2 فرزند دختر دانش آموز خود را در بمباران مدرسه از دست داده اند؛ برای مصاحبه با پدر تماس می گیرم؛ بعد از چندین بوق طولانی پدر تلفن را جواب می دهد؛ صدایش آرام است اما دلتنگی از بین واژه به واژه حرفهایش داد می زند. دلتنگی برای دخترک های کوچک و خنده رویش که صبح آخرین روز خودش آن ها را به مدرسه رسانده و در طول مسیر کلی با هم بگو بخند کرده و قرار گذاشته بودند با هم به خانه برگردند. به خانه ای که حالا قاب عکس هایی با روبان مشکی روی دیوارهایش نشسته و از خنده دختران اما دیگر ...
لحظه تحویل سال 1405؛ عید امسال چه روزی است؟
همزمان با 30 رمضان 1447 قمری است. به بیان دیگر، سال نو درست در آخرین روز ماه رمضان آغاز می شود و همین موضوع باعث می شود نوروز 1405 حال وهوای خاص و متفاوتی داشته باشد. در این روز خانواده ها کنار سفره هفت سین دور هم جمع می شوند، دعا می خوانند؛ با تبریک عید نوروز، دل ها پر از امید و انرژی تازه می شود. انتهای پیام/
نوروز؛ آیینی که به جامعه یادآوری می کند زندگی متوقف نمی شود**
** نوروز؛ آیینی که به جامعه یادآوری می کند زندگی متوقف نمی شود** اهالی هنر ؛در روزهایی که بسیاری از مردم هنوز خبرهای تلخ را در ذهن مرور می کنند و نگاه ها میان امید و اضطراب در نوسان است، نوروز از راه می رسد؛ درست مثل نفسی عمیق در میانه طوفان. نوروز فقط آغاز یک سال تازه نیست؛ آیینی است برای ادامه دادن زندگی. گاهی آنچه یک جامعه را در روزهای دشوار کنار هم نگه می دارد، نه تصمیم های بزرگ سیاسی، بلکه آیین های ساده ای است که یادآوری می کنند هنوز می توان کنار هم ایستاد. در روزهایی که دل آشوب جمعی به بخشی از تجربه روزمره تبدیل شده است، جامعه بیش از هر زمان دیگری به نشانه هایی نیاز دارد که ...
این روزها در گلزار شهدای بهشت زهرا چه می گذرد؟
وارد سالن می شوم. همه این تصاویر برایم آشناست. جنگ 12 روزه و شهدای فتنه 18 و 19 دی ماه هم به همین روال تشییع و به خاک سپرده شدند. این شهدا با هم شباهت های زیادی نسبت به دیگر شهدای مدفون در گلزار شهدای بهشت زهرا دارند. همه شان توسط شقی ترین انسان ها به شهادت رسیدند و اغلب شان بی گناهانی از جنس مردم عادی بودند که نه لباس نظامی بر تن داشتند و نه حتی اسلحه ای برای دفاع از خود. زنان و کودکان و جوانانی که تنها جرمشان این بود که در ایران مشغول گذران زندگی روزمره شان هستند. خانواده ها عکس شهیدانشان را در آغوش گرفتند و منتظرند تا اقامه نماز بر پیکرها انجام شود. در یکی از این روزها میان آن همه ...
سبک متفاوت عزاداری هایی که این روزها ترند شده اند!
عوض شده است. دیگر خبری از میز های شام ده رنگ و تاج گل های چند طبقه که تا ورودی تالار صف می کشیدند نیست. مردم ترجیح می دهند هزینه های هنگفت مراسم را صرف امور خیریه به نام متوفی کنند یا آن را برای تامین نیاز های ضروری بازماندگان نگه دارند. این تغییر زبان مادی، در سنگ قبر های جدید بهشت زهرا هم دیده می شود. گرایش به سمت سنگ های ساده، تیره و بدون نقوش برجسته پرهزینه، نشان از نوعی سوگواری مدرنِ متواضعانه دارد. انگار جامعه به این نتیجه رسیده که بزرگیِ یادِ یک عزیز، در ارتفاع تاج گل یا قیمت سنگ قبر نیست؛ بلکه در کیفیتی است که آن فرد در زندگی دیگران به جا گذاشته است. این یعنی زبان دارایی جای ...
شش فیلم که حال شما را در روزهای سخت عوض می کنند
بعضی روزها، شهر شبیه اتاقی می شود که پنجره اش رو به اضطراب باز مانده است. خبرها از در و دیوار بالا می روند، صداها زودتر از واژه ها به دل می نشینند و آدم، در میانه این همه سنگینی، دنبال روزنه ای می گردد تا چند دقیقه ای نفس بکشد. در چنین روزهایی، سینما کار عجیبی بلد است؛ بی آنکه واقعیت را پاک کند، دست مخاطب را می گیرد و او را از میان تیرگی عبور می دهد. فیلم خوب، مثل دوستی است که کنار آدم می نشیند، سکوت را می فهمد، زخم را می بیند و با این همه، آرام در گوشمان می گوید: زندگی هنوز جریان دارد. در روزهایی که کشورمان زیر فشار جنگ تحمیلیِ آمریکا و اسرائیل ایستاده و دل ها بیش از هر زمان دیگری به پناهی ...
17 روز و شب با موشک و پدافند و انواع بمب ها!
17 روز گذشت از اولین انفجاری که بسیاری را آواره کرد. تا شب نشده، بسیاری تهران را ترک کردند. خیلی ها هم برخلاف جنگ 12 روزه در تهران ماندند. آنها که رفتند، نمی دانند هنگام بازگشت با چه شهری روبه رو خواهند شد؛ شهری که در این روز ها لحظات تلخ و آخرالزمانی زیادی را تجربه کرد: از سیاهی آسمان و باران سیاه تا خیابان های خلوت در روز هایی که معمولا بوی بهار و خرید های نوروزی در هوا می پیچید. در میان این شهر زخمی، روایت های مردم تصویری زنده از تهران در جنگ می سازد؛ شهری که هنوز ایستاده، اما زیر سایه ای از ترس، سکوت و انتظار. ...
دهه هشتادی که قلبش برای مام میهن می تپید
فرزند رشیدش ایستاده و نشان می دهد که آرمان شهادت، در رگ و پی این مردم جاری است. هنوز عطر تسلیت میهمان ها در فضای خانه جاری است، خانه ای که یک هفته است قهرمانش را به خاک سپرده اما یادش را به آغوش کشیده. می گویند خاک سرد است، اما خانه ی شهید ابوالفضل به حرمت حضور وفادارانه ی فامیل، گرم تر از همیشه است. به پای صحبت های پدری که جگرگوشه اش را فدای آرمانش کرده، می نشینم او نه ناله می کند و نه گلایه، بلکه با نگاهی که به عکس جوان برومندش دوخته شده، با صلابت می گوید: ابوالفضل متولد 1385 و 19 ساله بود، او علاقه وافری به انقلاب اسلامی داشت و از کودکی همراه من در راهپیمایی ها شرکت می ...
زندگی زیر صدای جنگنده ها
مراقب باش روی جسد ها پا نگذاری پریسا می گوید بعضی از صحنه هایی که در این روز ها دیده، بیشتر شبیه تصاویر فیلم ها بوده تا واقعیت. یکی از تلخ ترین لحظات برای او صبح روزی بود که خبر حمله به پالایشگاه و انبار نفت منتشر شد. او تعریف می کند: صبح حدود ساعت 7:30 در بزرگراه امام علی به سمت جنوب می رفتم که دیدم آسمان کاملا سیاه شده. اول فکر کردم ابر است، اما بعد دیدم نه، کل آسمان مخصوصا سمت جنوب سیاه و تاریک است . به گزارش روز نو به گفته او، فضای اتوبان عجیب و نگران کننده بود. همه ماشین ها چراغ های شان را روشن ...
نورانی شو/ از فرصت جنگ و ماه رمضان حسن استفاده کنیم
به گزارش یزدفردا؛ روزه اولی های بسیاری، ماه رمضان امسال را با شوق و اشتیاق متفاوتی آغاز کردند و بچه های کم سن وسال دیگری هم همراه خانواده شان با شروع این ماه مبارک، خود را شریک کارهایی کردند که بزرگ ترها به آن مشغول بودند: مثل چیدن سفره افطار با خرما و زولبیا و بامیه و نان تازه و چای داغ. این سفره با هر سفره دیگری فرق می کند؛ اما جنگ و تجاوز دشمن و بیگانگان به خاک وطن مان ایران، حال وهوای متفاوتی برای روزه داران رقم زد. بچه ها درگیر اخبار جنگ و پیامدهای آن شدند و چه بسیار کودکانی که مثل کودکان مدرسه شجره طیبه میناب به دست دشمنان کشته شدند؛ کودکانی که شاید آن ها هم جزو روزه اولی ها ...