سایر منابع:
سایر خبرها
نوروز؛ آیینی که به جامعه یادآوری می کند زندگی متوقف نمی شود**
** نوروز؛ آیینی که به جامعه یادآوری می کند زندگی متوقف نمی شود** اهالی هنر ؛در روزهایی که بسیاری از مردم هنوز خبرهای تلخ را در ذهن مرور می کنند و نگاه ها میان امید و اضطراب در نوسان است، نوروز از راه می رسد؛ درست مثل نفسی عمیق در میانه طوفان. نوروز فقط آغاز یک سال تازه نیست؛ آیینی است برای ادامه دادن زندگی. گاهی آنچه یک جامعه را در روزهای دشوار کنار هم نگه می دارد، نه تصمیم های بزرگ سیاسی، بلکه آیین های ساده ای است که یادآوری می کنند هنوز می توان کنار هم ایستاد. در روزهایی که دل آشوب جمعی به بخشی از تجربه روزمره تبدیل شده است، جامعه بیش از هر زمان دیگری به نشانه هایی نیاز دارد که ...
این روزها در گلزار شهدای بهشت زهرا چه می گذرد؟
وارد سالن می شوم. همه این تصاویر برایم آشناست. جنگ 12 روزه و شهدای فتنه 18 و 19 دی ماه هم به همین روال تشییع و به خاک سپرده شدند. این شهدا با هم شباهت های زیادی نسبت به دیگر شهدای مدفون در گلزار شهدای بهشت زهرا دارند. همه شان توسط شقی ترین انسان ها به شهادت رسیدند و اغلب شان بی گناهانی از جنس مردم عادی بودند که نه لباس نظامی بر تن داشتند و نه حتی اسلحه ای برای دفاع از خود. زنان و کودکان و جوانانی که تنها جرمشان این بود که در ایران مشغول گذران زندگی روزمره شان هستند. خانواده ها عکس شهیدانشان را در آغوش گرفتند و منتظرند تا اقامه نماز بر پیکرها انجام شود. در یکی از این روزها میان آن همه ...
سبک متفاوت عزاداری هایی که این روزها ترند شده اند!
عوض شده است. دیگر خبری از میز های شام ده رنگ و تاج گل های چند طبقه که تا ورودی تالار صف می کشیدند نیست. مردم ترجیح می دهند هزینه های هنگفت مراسم را صرف امور خیریه به نام متوفی کنند یا آن را برای تامین نیاز های ضروری بازماندگان نگه دارند. این تغییر زبان مادی، در سنگ قبر های جدید بهشت زهرا هم دیده می شود. گرایش به سمت سنگ های ساده، تیره و بدون نقوش برجسته پرهزینه، نشان از نوعی سوگواری مدرنِ متواضعانه دارد. انگار جامعه به این نتیجه رسیده که بزرگیِ یادِ یک عزیز، در ارتفاع تاج گل یا قیمت سنگ قبر نیست؛ بلکه در کیفیتی است که آن فرد در زندگی دیگران به جا گذاشته است. این یعنی زبان دارایی جای ...
شش فیلم که حال شما را در روزهای سخت عوض می کنند
بعضی روزها، شهر شبیه اتاقی می شود که پنجره اش رو به اضطراب باز مانده است. خبرها از در و دیوار بالا می روند، صداها زودتر از واژه ها به دل می نشینند و آدم، در میانه این همه سنگینی، دنبال روزنه ای می گردد تا چند دقیقه ای نفس بکشد. در چنین روزهایی، سینما کار عجیبی بلد است؛ بی آنکه واقعیت را پاک کند، دست مخاطب را می گیرد و او را از میان تیرگی عبور می دهد. فیلم خوب، مثل دوستی است که کنار آدم می نشیند، سکوت را می فهمد، زخم را می بیند و با این همه، آرام در گوشمان می گوید: زندگی هنوز جریان دارد. در روزهایی که کشورمان زیر فشار جنگ تحمیلیِ آمریکا و اسرائیل ایستاده و دل ها بیش از هر زمان دیگری به پناهی ...
17 روز و شب با موشک و پدافند و انواع بمب ها!
17 روز گذشت از اولین انفجاری که بسیاری را آواره کرد. تا شب نشده، بسیاری تهران را ترک کردند. خیلی ها هم برخلاف جنگ 12 روزه در تهران ماندند. آنها که رفتند، نمی دانند هنگام بازگشت با چه شهری روبه رو خواهند شد؛ شهری که در این روز ها لحظات تلخ و آخرالزمانی زیادی را تجربه کرد: از سیاهی آسمان و باران سیاه تا خیابان های خلوت در روز هایی که معمولا بوی بهار و خرید های نوروزی در هوا می پیچید. در میان این شهر زخمی، روایت های مردم تصویری زنده از تهران در جنگ می سازد؛ شهری که هنوز ایستاده، اما زیر سایه ای از ترس، سکوت و انتظار. ...
دهه هشتادی که قلبش برای مام میهن می تپید
فرزند رشیدش ایستاده و نشان می دهد که آرمان شهادت، در رگ و پی این مردم جاری است. هنوز عطر تسلیت میهمان ها در فضای خانه جاری است، خانه ای که یک هفته است قهرمانش را به خاک سپرده اما یادش را به آغوش کشیده. می گویند خاک سرد است، اما خانه ی شهید ابوالفضل به حرمت حضور وفادارانه ی فامیل، گرم تر از همیشه است. به پای صحبت های پدری که جگرگوشه اش را فدای آرمانش کرده، می نشینم او نه ناله می کند و نه گلایه، بلکه با نگاهی که به عکس جوان برومندش دوخته شده، با صلابت می گوید: ابوالفضل متولد 1385 و 19 ساله بود، او علاقه وافری به انقلاب اسلامی داشت و از کودکی همراه من در راهپیمایی ها شرکت می ...
زندگی زیر صدای جنگنده ها
مراقب باش روی جسد ها پا نگذاری پریسا می گوید بعضی از صحنه هایی که در این روز ها دیده، بیشتر شبیه تصاویر فیلم ها بوده تا واقعیت. یکی از تلخ ترین لحظات برای او صبح روزی بود که خبر حمله به پالایشگاه و انبار نفت منتشر شد. او تعریف می کند: صبح حدود ساعت 7:30 در بزرگراه امام علی به سمت جنوب می رفتم که دیدم آسمان کاملا سیاه شده. اول فکر کردم ابر است، اما بعد دیدم نه، کل آسمان مخصوصا سمت جنوب سیاه و تاریک است . به گزارش روز نو به گفته او، فضای اتوبان عجیب و نگران کننده بود. همه ماشین ها چراغ های شان را روشن ...
نورانی شو/ از فرصت جنگ و ماه رمضان حسن استفاده کنیم
به گزارش یزدفردا؛ روزه اولی های بسیاری، ماه رمضان امسال را با شوق و اشتیاق متفاوتی آغاز کردند و بچه های کم سن وسال دیگری هم همراه خانواده شان با شروع این ماه مبارک، خود را شریک کارهایی کردند که بزرگ ترها به آن مشغول بودند: مثل چیدن سفره افطار با خرما و زولبیا و بامیه و نان تازه و چای داغ. این سفره با هر سفره دیگری فرق می کند؛ اما جنگ و تجاوز دشمن و بیگانگان به خاک وطن مان ایران، حال وهوای متفاوتی برای روزه داران رقم زد. بچه ها درگیر اخبار جنگ و پیامدهای آن شدند و چه بسیار کودکانی که مثل کودکان مدرسه شجره طیبه میناب به دست دشمنان کشته شدند؛ کودکانی که شاید آن ها هم جزو روزه اولی ها ...
مهم ترین رسالت تربیتی والدین، سلامت روان فرزندان است
نسا کرمی مزین در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی شبکه اطلاع رسانی مرصاد؛ اظهار داشت: مهم ترین رسالت هر والدین تربیت فرزندانی است که در آینده سلامت روان داشته باشند. هیچ کودکی به شکل مادرزاد و ژنتیکی لجباز، حرف گوش نکن، دروغ گو، یا اذیت کار نیست، این ویژگی ها را صرفاً در خانواده پیدا می کند. وی افزود: این روزها که مضطرب هستیم، با چالش بیشتری نسبت به همسر و در نتیجه فرزند خود رو به رو هستیم. مدیریت خشم، جا به جا نکردن خشم بر روی فرزندان، توانایی حل مسئله و بازی با آن ها، بهترین نذر معنوی می تواند باشد. این دانش آموخته دکترای روان شناسی سلامت در ادامه با بیان اینکه والدین ...
وقتی بازی، امید را به خانه می آورد
در شرایط حساس و بحرانی مانند جنگ، نقش والدین در حفظ آرامش روانی خانواده اهمیت دوچندان پیدا می کند. بیشتر بخوانید بازیران عیدانه ای از بازی های ایرانی برای کودکان به گزارش برنا، یکی از مؤثرترین اقدامات، همراهی آگاهانه و هدفمند با فرزندان است؛ همراهی که فراتر از یک رفتار عاطفی ساده بوده و نوعی مدیریت فرهنگی فعال در فضای خانواده به شمار می آید. والدین با حفظ آرامش، انتخاب هوشمندانه فعالیت های مشترک و هدایت مصرف فرهنگی خانواده، می توانند فضای خانه را از اخبار اضطراب آور و تنش زا دور کرده و آن را به محیطی سرشار از امید، نشاط و تاب آوری تبدیل کنند. چنین ...
روایت تاج از بسته پیشنهادی آمریکایی – استرالیایی برای پناهندگی دختران ایران/ اقامت، خانه، 15 هزار دلار!
می شوند؛ وزیر کشور و وزیر جهانگردی. ترامپ خطاب به دولت استرالیا توییت می زند که اگر شما به آنها اقامت نمی دهید خودم این کار را برایشان انجام می دهم و دولت استرالیا هم برای اینکه عقب نماند دو وزیر را می فرستد و آنها هم تک تک بچه های ما را می خواهند. حالا هم این بازیکنان به خاطر غیرت و خاک و مردانگی، برای همه عزیز هستند. تاج افزود: آنها پیشنهاد اقامت آمریکا + 15 هزار دلار پول را رد کردند. این فقط از عشق به میهن است. البته ما از زهرا قنبری به عنوان کاپیتان و بزرگتر تیم انتظار آن تصمیم را نداشتیم، اما او هم تحت تاثیر قرار گرفته بود. به او یک خانه هم پیشنهاد داده بودند، اما مردانگی کرد و تصمیم گرفت به کشور برگردد. آنها را ترسانده بودند و یکسری بی سلیقگی هم در داخل شده بود. با خانواده او در ارتباط بودم و مادرش پیگیر بود که او حتما برگردد. ...
زرین کوب و راز ماندگاری ایران؛ پاسخی که باید خواند
...، نیروهای امدادی و سربازان وظیفه و کارگران و عابران پیاده را می زند و خلاصه آن که غیرنظامی ترین آدم ها و مکان ها را می کوبد و حد یقف هم ندارد بی شرف. راستش نمی دانم قرار است نوروز 1405 زیر آتش جنگ آغاز شود یا نه. آیا مژده بهار که بیاید، حال مان بهتر می شود و سبزه می دمد یا تلخی و تاریکی و تباهی این هفته ها تداوم خواهد یافت و به قول احمد شاملو بی چلچله بی بنفشه می آید/ بی گندمِ سبز و سفره می آید/ بی پیغامِ خموشِ ماهی از تُنگِ بلور . هر چند بیش از هزار و 444 خانواده، وقتی دور سفره هفت سین بنشینند، تازه اگر دل ودماغی مانده باشد، جای کسی در میان شان خالی است؛ پدری، مادری، فرزندی، همسری ...
روایتی از سکوت شرکت های بیمه/جنگ که می شود، چرا بیمه ها حامی نیستند
این روزها دیگر برای هیچکس پوشیده نیست که اسرائیل و آمریکا به کشورمان حمله کرده است و موشک ها و راکت هایی که باریده بر روی خانه ها و ماشین های مردم. چند هفته ای است که آسمان بعضی شهرهای ایران امنیت همیشگی را ندارد و خیلی از هموطنان ما با خانه های ویران و ماشین های سوخته شان روبرو شده اند. طبیعی است که اولین جایی که به ذهن آدم می رسد، شرکت بیمه باشد. مگر نه اینکه سال هاست برای همین روزها پول می دهیم؟ مگر نه اینکه هر سال بیمه بدنه ماشین و بیمه آتش سوزی خانه را تمدید می کنیم تا خیالمان راحت باشد؟ اما این بار، خیال هیچکس راحت نبود. واقعیت این است که از تهران تا شهرهای دیگری ...
ناگفته هایی از شهید دهه هشتادی جنگ رمضان/ محمد صادق نظافتی را بیشتر بشناسید
محمدصادق نظافتی یکی از شهدای جنگ رمضان است که در جریان حمله تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری به شهادت رسید. باشگاه خبرنگاران جوان -این روزها کشورمان درگیر جنگ تحمیلی دیگری شده است و جوانان این مرز و بوم جانانه در حال دفاع از میهن خود هستند و برخی نیز در این راه شهید می شوند. یکی از شهدای این جنگ، محمدصادق نظافتی است که در جریان حمله تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری به شهادت رسید. او متولد 19 تیرماه 1383 بود و در 11 اسفندماه 1404 شربت شهادت را نوشید. آنچه در ادامه می خوانید گفت و گو با مادر این شهید والامقام است. مادر شهید محمدصادق نظافتی با بیان ...
روایتی از ایثار دو شهید اورژانس فارس در حمله هوایی به شیراز
...... مانیتور صدای کشیده ای داد. خط صاف شد. آن لحظه... یکی از تلخ ترین شیفت های خدمتم در اورژانس شیراز بود. سجاد چرخنده رفت. پدری که دختر هفت ساله اش هنوز نمی دانست آن شب... پدرش دیگر به خانه برنمی گردد. اما هنوز یک امید در دل همه ما بود. هوشنگ... جوانی که تازه استخدام شده بود. پسری آرام، مودب، بی حاشیه... که همه همکاران دوستش داشتند. عروسی اش نزدیک بود. چند وقت دیگر قرار بود لباس دامادی بپوشد. منتظر بودم، هوشنگ تماس بگیرد و بگوید: زنده ام... ...
روایت مردی که پس از بخشش، زندانی آزاد کرد| مردی که طعم زندان را چشید و برای آزادی دیگران قدم برداشت
معتبر بودم و درآمد خوبی داشتم. خانواده ام هم از نظر مالی در وضعیت مناسبی هستند. این کارها را کردم تا چند نفر دیگر هم طعم آزادی را بچشند و از کابوس زندان رها شوند. اما خودش هنوز از آن روز تابستانی فاصله نگرفته است. می گوید: همه چیز در یک چشم بر هم زدن اتفاق افتاد آن روز بخت با من یار نبود و همیشه با خودم می گویم کاش اصلاً از خانه بیرون نمی آمدم. این حس عذاب وجدان حتی یک لحظه هم از من جدا نمی شود و تا وقتی نفس می کشم، با من خواهد ماند
بهاریه ای از نوع مقاومت؛ تهران دلیران و دلبران
های دشمن سنگین و موثر بدار. نوروز به ما یاد می دهد که هر زمستانی رفتنی است، و عید فطر یادمان می آورد که پس از صبر و روزه داری، پاداشی از جنس نور و آرامش می رسد. من هم در این روزهای منتهی به دو عید برای دوستان تهرانی که این روزها در خط اول حمله دشمن آمریکایی و صهیونیستی قرار دارند، روزهایی امن، دل هایی آرام، و خانه هایی پر از خنده آرزومندم. اعتراف می کنم، با همه این غم ها، چیزی هست که به ما نیرو می دهد. مقاومت مردم تهران. این ایستادگی، این آرامش در دل سختی ها، برای ما الهام بخش است. شما مردم پایتخت هستید؛ شهری که نگاه خیلی ها به آن است. وقتی شما محکم می ایستید، دل من و خیلی ها در شهرهای دیگر هم قرص تر می شود. در این روزهای عید، دعای من برای شما همین است، خدا دل هایتان را آرام کند، یاد شهیدانتان را زنده نگه دارد و سایه امنیت و رحمتش را بر تهران و مردمش بیفکند. به زودی پیروزی بر جبهه آمریکایی صهیونیستی را با هم جشن بگیریم. || جعفری ...
طعم بهشتی یک افطار دسته جمعی در شعاع گنبد طلا امام رضا(ع)
دگرگون کرده است که تمام خستگی سفر و روزه داری را فراموش کرده ام. وقتی می بینم همه از هر شهر و زبانی کنار هم نشسته اند، حس می کنم چقدر ما مسلمان ها به هم نزدیکیم و این سفره نماد واقعی یکی شدن ما است. سعی می کنم در این سفر، هر شب برای افطار خودم را به این جا برسانم، چراکه این حس ناب را هیچ کجای دیگر پیدا نمی کنم. زهرا مقدسی، 35 ساله، مجاور از مشهد می گوید: برای ما مشهدی ها افطار حرم یعنی تجدید قوا برای ادامه سال، آرامشی که این جا می گیریم تا مدت ها در زندگی مان جاری است. این نوع افطاری دادن باعث می شود که آدم ها احساس کنند عضوی از یک خانواده بزرگ هستند و خودخواهی ها جای خودش را ب ...
[منوچهر دین پرست] گویید به نوروز که امسال نیاید
منوچهر دین پرست – روزنامه اطلاعات: سال 1404برای بسیاری از مردم ایران سالی سخت، تلخ و فراموش نشدنی بود؛ سالی که گویی هر فصلش با خبری سنگین آغاز می شد و با اندوهی تازه پایان می یافت. در این سال، جامعه با مجموعه ای از بحران ها روبه رو شد که هر کدام به تنهایی می توانست زندگی میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. از همان روزهایی که خبر جنگ دوازده روزه منتشر شد، نگرانی و اضطراب میان مردم موج می زد. صدای درگیری ها، خبرهای پی درپی از خسارت ها و نگرانی از گسترش تنش ها، فضای جامعه را سنگین کرده بود. هنوز مردم از شوک آن روزها فاصله نگرفته بودند که ناآرامی ها و اعتراضات دی ماه در گوشه و کنار ...
دیپلماسی در مسیر عزت یا ذلت؟
جشن؟ وقتی هنوز قاتلان امام شهید زنده باشند، آمران و جنایتکاران این جنایت ها به حیات خود ادامه دهند جشن معنایی ندارد. وقتی امام امت هنوز امنیت ندارند، جشن یعنی چه؟ استفاده از واژه جشن نشان از دور بودن و عدم فهم و درک رابطه امام و امت را می رساند. نشان از بیگانه بودن با مفهوم ولایت و خون خواهی خون مقدس ولی فقیه دارد. جشن را فقط با ظهور می توان متصور شد. ماموریت توقف جنگ را چه کسی به شما داده است؟! وزیر خارجه در مصاحبه با ان بی سی افاضه کرده اند که ماموریتشان توقف جنگ است. سوال این است: این ماموریت از طرف چه کسی به شما داده شده است؟ توقفی که نجات و ...
آیه 58 سوره یس ؛ جلوه ای از بهشت بر زمین
ب می شود. در قرآن آمده است که در بهشت هیچ سخن لغو و بیهوده ای شنیده نمی شود و هر چه هست، سلام است. خداوند در آیات 25 و 26 سوره مبارکه واقعه می فرماید: لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا، إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا. در تفسیر نمونه تأکید شده است که این سلام فقط لفظ نیست؛ البته لفظ نیز هست، اما صرف آن نیست، بلکه اثری آرام بخش و سلامت آفرین در عمق روح و جان انسان دارد و انسان را در صلح، صفا، آرامش و امنیت فرومی برد. اکنون به تفسیر المیزان، اثر علامه طباطبایی(ره) مراجعه می کنیم. ایشان در ترجمه آیه می فرماید: در آن روز، به عنوان پیام از پروردگار مهربان، به آنا ...
روابط عاطفی در روزهای جنگ
تواند قلبی را آرام کند که از ترس و بی ثباتی پر شده است. جنگ آدم ها را به یاد آسیب پذیری شان می اندازد. وقتی آینده نامطمئن می شود، انسان ها بیشتر از همیشه به یکدیگر نیاز پیدا می کنند. در چنین شرایطی، روابط عاطفی دیگر فقط یک بخش از زندگی نیستند؛ آن ها تبدیل به ستون هایی می شوند که روح انسان را نگه می دارند. در دل تاریکی، این روابط مانند چراغ هایی کوچک می درخشند و نشان می دهند که هنوز چیزی برای حفظ کردن وجود دارد. در بسیاری از خانه ها، روزهای جنگ با نگرانی های مشترک سپری می شود. خانواده ها کنار هم می نشینند، خبرها را دنبال می کنند و در سکوت یا گفت وگو سعی می کنند ترس های خود را ...
وقتی لشکر کاپشن صورتی پرچم خونخواهی را بلند می کند
به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، قدش آن قدری نبود که بتواند جلوی جمعیت را ببیند، موج جمعیت چونان امواج دریا پیوسته بالا و پایین می رفت و هر بار که کسی پرچم ایران را بالا می برد، فقط رنگ های سبز و سفید و سرخ لحظه ای از میان سرها پیدا می شد و دوباره گم می شد. دخترک چند بار روی پنجه پایش ایستاد، گردنش را کش داد اما فایده ای نداشت. ملتمسانه به پدر نگاه کرد که یعنی مرا روی شانه ات بنشان و بگذار من هم مشت های کوچک اما نیرومندم را به جنایتکارانِ کودک کش تاریخ نشان دهم؛ قاتلانی که هم سن و سالانم را پشت میز و نیمکت های مدرسه شجره طیبه میناب به خاک و خون کشیدند؛ پدر تاب نیاورد، آخر دخترکش را ...
نصف جانِ مسافران شمال در تهران جامانده است
...، خودروها را بازرسی می کردند، نبود. تنها جمعیتی اندک دور میدان مشغول بازگشت به خانه بودند. صداها نزدیک تر می شد. تا شب صداها بیشتر شد. ساعت از نیمه شب گذشته بود که آماده خوابیدن می شدیم، اما صداهایی که نمی دانم هواپیما بودند یا جنگنده درست از بالای سرمان آمد. صداها که برای چند لحظه قطع شد، دیگر خانه با همه شیشه هایش می لرزید. برادرزاده ام میان خواب و بیداری شوکه شده بود و گریه می کرد و آرام نمی گرفت. نشستیم کنار راهرو و چسبیدیم به هم. صداها قطع نمی شد و مدام به ما از رگ گردن نزدیک تر می شد. حالا حتی به پارکی که روز گذشته در آن می دویدم هم رحم نکرده بودند. شکافی عمیق در انتهای ...
قربانیان بی دفاع زیر سایه آتش
کودکش خریده بود اما حالا منتظر شده تا امدادگران جسم ظریف فرزندش را از زیر خرابه خانه ای که تا چند دقیقه پیش پر از خنده های کودکانه بود، بیرون بکشد. کودکی کمی آنطرف تر بهت زده به مادرش چنگ زده، ترس از نگاهش فوران می کند، درکی از این شرایط ندارد و نمی داند که چه اتفاقی افتاده ، با ترس به اطراف نگاه می کند. در میان آمار و ارقام، آنچه بیش از همه خودنمایی می کند، روایت های انسانی است، روایت کیف مدرسه ای که نیمه سوخته از زیر آوار بیرون کشیده شد، دفتر مشقی که صفحه آخرش ناتمام مانده و خانه ای که دیوارهایش فرو ریخته اما قاب عکس هایش بر زمین مانده است. جنگ، هر نام و ...
چهارشنبه سوری در سایه جنگ؛ سنتی که فراموش نمی شود
تمام شهرستان ها دستور دادند که گشت های ویژه برای کنترل این ممنوعیت تشکیل شود.مسئولین گفتند که هدف از این ممنوعیت حفظ جان مردم و جلوگیری از حوادث است.آنها تأکید کردند که چهارشنبه سوری باید بدون خطر و بدون آسیب برگزار شود. نحوه برگزاری امسال در شرایط جنگی با وجود جنگ و بمباران و موشک، مردم هنوز به چهارشنبه سوری وفادارند اما به شکل متفاوت: بسیاری از خانواده ها به جای آتش بازی بزرگ، آنها می گویند شمع روشن می کنند و دور هم جمع می شوند.بعضی از مردم در خانه هایشان آتش کوچک می افروزند و از پنجره ها به آسمان نگاه می کنند.بعضی از مردم به جای ترقه از نورهای رنگی و چلچراغ استفاده می کنند.شاید به این علت که براین باورند که گرچه جنگ است اما نباید گذاشت سنت ها قربانی آن شوند. انتهای پیام/ ...
دختران فوتبال در مسیر ایران: کاپیتان هم برگشت ⠀
بودند اما مصاحبه به موقع وزیر ورزش و اعلام حمایت از تیم زنان ایران یک قدم بسیار مهم در این رابطه بود. پس از آن محدثه زلفی، یکی دیگر از بازیکنان تیم ملی و زهرا سلطان به عنوان عضو کادرفنی، به آن پنج نفر اضافه شدند و در واقع لیستی شامل 2+5 نفر از اعضای تیم ملی زنان ایران برگه های ماندن در استرالیا و دریافت ویزای پناهجویی را امضا کردند که این ضربه ای حیثیتی به چهره ایران در حال جنگ محسوب می شد. این خبر در صدر اخبار ورزشی و سیاسی چند کشور قرار گرفت. ایران، استرالیا و آمریکا. هفت عضو تیم ملی زنان ایران در استرالیا پناهنده شدند و در شرایط فعلی ایران که در جنگ مستقیم با رژیم ...
خرده روایت هایی از شب های عاشقی قزوینی ها
خانه اش آورده است. پرچم هایی که قرار است هر کدام شان بروند روی دیواری و ابزارِ کنشگری کسی بشوند در ابراز ارادتش به انقلاب. من می روم نماز عصرم را بخوانم پشتم به دخترهاست و فقط صدای یکیشان را می شنوم که می گوید: از روز اول جنگ هر جلسه ای دعوت شدم نرفتم، فقط وقتم گرفته می شد، ترجیح دادم در میدان باشم و همین کار کوچک خودمان را جلو ببرم. و من فکر می کنم، دکترین مدیریت موزاییکی امام شهید که این روزها حرفش هست فقط منحصر به بعد نظامی نیست، در همین دسته دخترانه ای که سر ترکیب رنگ چانه می زنند تجلی پیدا کرده است. امامِ شهید هجرت کرده از دنیای ما و سربازانش ...
صاحب این عروسک ها کجاست؟
...> مابین کلی عروسک نرم و خوشحال، دلش خواسته دست این یکی را بگیرد ببرد خانه. روز اولی که با هم از در خانه وارد شدند، در حالی که پاهایش کشیده می شده روی سرامیک ها، آورده گذاشته روی تخت. نشان باقی عروسک ها داده. تا مدت ها، او سوگلی عروسک ها بوده. اسمش را هم احتمالا از روی آخرین کارتونی برداشته که چند روزی می شده پشت سر هم نگاه می کرده است. حالا دیگر عوض تماشای تلویزیون، ساعت ها با عروسک جدید صورتی اش خوشحال بوده است. آن یکی، اما هدیه بوده. هدیه تولدی که اصرار داشته فقط دوستانش باشند. مهمان ها یکی یکی وارد می شدند و همان اول کاری چشمش افتاده بوده به آن خرس خجالتی با کلاه بنفش که هیچ شبیه ...
روایت های امدادگری تیم واکنش سریع هلال احمر خراسان رضوی در تهران / فرصتی برای همدردی
خارج شوند و اصلاً نمی شد او را کنترل کرد و این احتمال وجود داشت که به خودش یا دیگران آسیب وارد کند. تنها کاری که از دست من برمی آمد این بود که او را در آغوشم بگیرم، نوازش کنم و با او حرف بزنم تا متوجه شود خانواده اش سالم هستند. پسربچه نزدیک به 20دقیقه در آغوش من گریه کرد و در لحظه لحظه این مدت احساس می کردم فشارهای روانی او به خاطر اعتمادش به لباس یک امدادگر و توان ما برای کمک کردن، در حال کم شدن است؛ تا پیش از این چنین چیزی را تجربه نکرده بودم. وی در ادامه به مردم توصیه کرد: در شرایط جنگی عملاً حضور شهروندان عادی برای کمک معنا ندارد، چون هر میزان که شهر خلوت تر باشد آسیب های جانی کمتر ...