پسر همسایه فکرش را نمی کرد که مرا باردار کرده است! - اتاق خبر 24
سایر منابع:
سایر خبرها
50 فیلم سهم آخر هفته تلویزیون
ازدواج کرده و با پسر کوچکش زندگی می کنند. پائولت روابط چندان خوبی با دختر و دامادش ندارد و..... ************************************* فیلم سینمایی ملک سلیمان به کارگردانی شهریار بحرانی، شنبه 27 آذر ماه ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در این فیلم خواهیم دید: خداوند به وسیله نشانه هایی به سلیمان نشان می دهد که باید از شرایط سختی برای رسیدن به یک جامعه آرمانی عبور
شاید در کار تجارت و خیریه بروم
انتقال با گذشت زمان چه احساسی داری؟ زمانی که خیلی جوان بودم به روسیه آمدم. به همین دلیل همه چیز خیلی سخت به نظر می رسید زیرا من تنها 17 سال سن داشتم و این واقعاً خیلی سخت بود. اینجا برای من شبیه کشور خودم است. من در ایران متولد شدم و پس از آن به روسیه آمدم و البته این موضوع را خیلی ناراحت کننده دیدم؛ اما همه چیز دو یا سه ماه طول کشید و من به خودم گفتم که از زندگی در روسیه باید لذت ببرم و
حاج رحیم ثواب مجاهدت هایش را با من تقسیم کرده بود
بود که چند سال در جبهه دفاع مقدس با حاج رحیم همرزم بودند. خدا دو فرزند به ما هدیه داد. پسرم متولد سال 69 است و دخترم متولد سال 1375٫ همسرم قبل از ازدواج به من گفت از خودم چیزی ندارم اگر می خواهی با من ازدواج کنی بنده خوبی برای خدا و زن خوبی برای شوهرت و مادر خوبی برای بچه ها باش. شکر خدا آن چیزی که او می خواست بودم. می گفت خانم اگر شما نبودید من به اینجا نمی رسیدم و هر جایی می روم نصف ثوابش مال
نفوذ ایوانکا بر ترامپ
ریاست جمهوری آمریکا مواردی بوده اند که دختران رئیس جمهور گاه به جای مادر نقش بانوی اولی را در استقبال از میهمانان یا ایراد سخنرانی های کوچک برعهده گرفته اند، اما تاکنون سابقه نداشته دختر یک رئیس جمهور به طور جدی در فعالیت های سیاسی پدرش دخالت داشته باشد و به او مشاوره دهد . ایوانکا، کارآفرین و معاون اجرائی شرکت ترامپ، ستاره درخشان خانواده توصیف می شود. او که 35 سال دارد و مادر سه فرزند است، فرزند
طلاق اجباری زوج عاشق به خاطرمادر شوهر لجباز
. آن وقت ها برادرم مسعود هم تازه ازدواج کرده و یک دخترزیبای یک ساله داشت. اما مادرم با همسر مسعود قهربود و از همان سال های اول ارتباط خانوادگی ما با آنها قطع شد. پدرگفت: تو که مادرت را خوب می شناسی، اول سعی کن رضایت او را جلب کنی بعد به خواستگاری برویم چون من دیگر طاقت ندیدن تو و همسرآینده ات را ندارم و احساس تنهایی می کنم. هرم گرما خود را تا عمق اتاق های قدیمی خانه به عزانشسته پدری ام می کشاند و
روایتی از اتوبوس های ایدز در میدان های تهران
، می گوید: مطابق هماهنگی با کمیته ایدز کشوری، انجمن سلامت خانواده به عنوان یک سازمان مردم نهاد اعلام آمادگی کرد تا در قالب یک اتوبوس سیار در سطح شهر حاضر شود و اطلاعات خود را در اختیار مراجعه کنندگان قرار دهد. اتوبوسی هم که می بینید شهرداری در اختیار ما قرار داده و تست هایی هم که انجام می دهیم زیر نظر دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام می شود. افرادی که به ما مراجعه می کنند ابتدا مشاوره می شوند، درصورتی
عارف: به احمدی نژاد اولتیماتوم دادم/ هیچ کس در سال92موافق کاندیداتوریم نبود
شما در خانواده ای که بازاری بوده بزرگ شدید، چه طور به سمت درس و تحصیلات عالی کشیده شدید؟ اینکه چه طور شد، شاید قضا و قدر باشد. اما من از بچگی در بازار بودم چون هم پدرم و هم پدر بزرگم بازاری بودند. من به پدر بزرگم (پدر مادرم) خیلی علاقه مند بودم و می گویند خیلی هم تحت تأثیر او بودم. در سن 10 سالگی پدر بزرگم را از دست دادم و تا قبل از فوت ایشان به مغازه پدربزرگم در بازار می رفتم. تقریباً تا
اقدام زشت با دختر دانشجوی شهرستانی
سرهنگ غلامی ثانی ، رئیس اداره جنایی به تحقیق در این باره پرداختند. بنابر این گزارش، دختر جوان که برای ادامه تحصیل از استان یزد به مشهد آمده بود، در تشریح ماجرای آدم ربایی گفت: آن شب برای خرید غذا از منزل اجاره ای بیرون آمدم و سوار یک دستگاه خودروی رانا شدم که راننده آن جوانی 23 یا 24ساله بود. من با گوشی خودم سرگرم بودم و توجهی به راننده خودرو نداشتم تا این که در اطراف میدان شهدا پیتزا
وقتی ارتباط پنهانی اش را با من قطع کرد به سراغ دوست حامد رفتم
به گزارش سرویس حوادث"جام نیوز" ، دختر جوان در دایره اجتماعی کلانتری 36 مشهد افزود: من و حامد چند ماه به طور پنهانی و بدون اطلاع خانواده ام با هم رابطه داشتیم و هر موقع دلتنگ هم می شدیم در پارک قرار ملاقات می گذاشتیم. او در این مدت با وعده های پوشالی مرا خام کرد ولی پس از آن که این رابطه مثلا عاطفی به سوءاستفاده های مکرر ختم شد خودش را کنار کشید و گفت خانواده اش راضی به این ازدواج
گفتگوی خواندنی با بازیگر نقش کودکی پیامبر +تصاویر
بازی من را می بینند، اما بعد از چند بار برای من عادی شد. البته اولین صحنه من در عسلویه چون سوار شتر بودم سخت نبود، اما از جایی که در همان صحنه دیالوگم شروع شد و آن دیالوگ هم در تدوین حذف شد، ترسیدم به نحوی که زانوهایم سر جایش نمی ایستاد. ما سه روز بسیار عزیز همراه با عزاداری را می گذرانیم احساس و صحبت شما به عنوان کسی که نقش حضرت محمد (ص) که وفات ایشان نیز در این سه روز است
پایان حسرت های 61 ساله یک زن
تهران پیدا شد. این زن که طاهره نام داشت گفت: پدرم به رحمت خدا رفته است اما اواخر عمرش می گفت دختری در کرمان دارد که فقط او را در نوزادی دیده است. وقتی اقوام پدری ام به من گفتند خواهرم پیدا شده در اوج ناباوری خیلی خوشحال شدم و بی صبرانه در انتظار دیدار ش هستم. پدرم پیش از ازدواج با مادر من، همسری را در کرج اختیار کرده بود و از او هم یک دختر به نام شکوفه دارد. من آخرین بار او را 16 سال قبل در مراسم چهلم
نگذارید تکواندو یک رشته متوسط شود
مهری مصور قبل از المپیک ریو، حساب زیادی بر روی رشته تکواندو باز شده بود و رسانه ها از فرزان عاشورزاده به عنوان یکی از شانس های کسب مدال طلا و از سجاد مردانی به عنوان یکی از شانس های مدال آوری یاد می کردند، اما آنچه در میدان ریو 2016 رقم خورد، ضعیف تر از حد انتظارات بود و اگر مدال برنز کیمیا علیزاده و تاریخ سازی اولین بانوی ورزشکار ایرانی در المپیک نبود، لقب بدترین عملکرد به این رشته
قصه "تلخ و شیرین" غربت برای یک زوج "زابلی"
نماینده شهرستان زابل در تهران تقاضای کمک کردم تا شرایطی را فراهم کنند و خانواده ام در این مدت سرپناهی داشته باشند. قول مساعدت دادند و خوشحال بودم که من و همسرم دیگر قرار نیست غصه محل زندگی در این سه ماه را بخوریم، اما این خوشحالی عمری نداشت. درست از صبح همان روزی که قرار بود ابراهیم مرخص شود و او را به خانه ای که نماینده شهر زابل قول داده بود، ببریم، تلفنش از دسترس خارج شد و دست ما به جایی نرسید. دنیا
خاطرات خواندنی از 60 سال جراحی/خدمت بزرگ پزشکی ایران به آمریکا
تنها باشد و من در خارج از کشورم بمانم. ازنظر مالی به خانواده کمک می کردید؟ ازنظر مالی نه. اوایل که مادرم هنوز حقوق بازنشستگی پدرم را می گرفت. خانه وزندگی داشت. ملک هم داشتند و آذوقه زندگی تامین می شد. خرجی نداشت. چند فرزند دارید؟ یک دختر و دو پسر در ایران هستند؟ پسر بزرگم در تهران کار می کند. دخترم، در شیراز ازدواج کرد و دو فرزند خوشگل دارد. پسر
قلقلی: مدیون تلویزیون هستم
یک اسباب بازی فروشی من سال 94 برای ایجاد یک حرکت جدید در کارنامه هنری ام به شهر رامسر رفتم، اما از آنجا که این شهر کوچک است و در ایام خاصی مسافر دارد، نتوانستم در برنامه ریزی ام موفق شوم. البته در یک مغازه اسباب بازی فروشی کار می کردم که برای خودم نبود. مانی و نگهبانی شاهزاده خیلی خوشحالم که پدرم، شهرام لاسمی است. سال گذشته همراه پدرم در فیلم سندباد و سارا نقش
رایزنی مجلس برای بازنگری در قانون ازدواج دختران زیر 13 سال
سر آیت الله مکارم شیرازی برای افزایش سن ازدواج و تغییر قانونی که ازدواج را از 13 سال به بالا تعیین کرده است، قرار بگیرند.یک سردفتر هم در گفت و گو با ایران ازدواج در سن 13 سال را مختص خانواده های فقیر و آسیب دیده نمی داند و می گوید: من خودم چند روز پیش عقد یک دختر خانم 13 ساله را خواندم که از خانواده ای میلیاردر بود. راه ازدواج موقت بسته شود زهره ارزنی حقوقدان اعتقاد دارد که واقعیت
بنیاد در آینه مطبوعات
بازگشت پدر تزیین کردم سیدروح ا...، تنها فرزند شهید علیرضا موسوی، صحبتهای عمه را اینگونه ادامه میدهد: روزهای بازگشت اسرا به میهن، حدودا 10ساله بودم و بیش از بیست یا سی بار خانه را خودم برای ورود پدر تزیین کردم، اما آخرش هم نیامد. ازطرفی چون در جمع سایر خانواده های شهدا زندگی میکردیم، نبود پدر برایم طبیعی شده بود و فکر میکردم روال همین است که پدر کلا یا بعداز مدتی، برای همیشه برود و نباشد
حامد همایون؛ بچه درسخونی که خواننده شد
آن قرار حامد دو، سه روز پیدایش نبود و بعد با آهنگ مردم شهر پیش من آمد. یک هفته بعد با ترس ولرز عجیبی پیش آقای رجب پور برگشتیم و حرکتی از ایشان دیدم که به عمرم ندیده بودم؛ ایشان ایستادند و برای ما دست زدند. اینجا بود که تمام خستگی و بی خوابی ها و شَکَم درباره ماندن در ایران برطرف شد. احساس کردم تمام موسیقی برایم اینجاست، چون اصولا متقاعدکردن آقای رجب پور کار مشکلی است. در این مدت، خیلی
ادعای جالب رونالدو درباره مسی
درباره مسی زمانی که کوچک تر بودم و می دیدم بازیکنان بزرگ جهان صاحب چنین جایزه با عظمتی می شوند احساس عجیبی به من دست می داد. به عنوان یک پرتغالی توپ طلای فیگو را خیلی خوب یادم می آید. یکی دو بار اولی که خودم در لیست دریافت این جایزه قرار می گرفتم تلاشم این بود که حداقل جز کاندیدای نهایی باشم. من اطمینان داشتم که می توان در آینده برنده این عنوان شد. اما اعتراف می کنم هیچ وقت فکر بردن چهار
درسی که دختر جوان روستایی به دکتر جوان داد
عصبانیت از جا پرید چشمانش را باز کرد و با لهجه شیرین مازندرانی گفت: چرا این طوری می کنی؟ و در همین هنگام همه اطرافیانش شروع به خندیدن کردند و دختر جوان وقتی دید مورد تمسخر افراد خانواده قرار گرفته و دستش رو شده است با عصبانیت روی زمین افتاد و خودش را به بیهوشی زد. در آن لحظه از کار خودم خیلی پشیمان شده بودم و احساس شرمندگی می کردم. بستگان دختر هم پس از این ماجرا مرا مورد مواخذه قرار
خوزه دونوسو؛ خالق حکومت نظامی
شدید شد که کشور را متزلزل کرد. در ژوئن 1973، سرهنگی با فرماندهی یک گردان تانک، تلاش ناموفقی برای سرنگونی آلنده داشت. در سپتامبر همان سال پینوشه، کودتای موفقی طراحی کرد که اولین دولت سوسیالیستی که به صورت دموکراتیک انتخاب شده بود را سرنگون کرد. آلنده در زمان محاصره کاخ ریاست جمهوری جان باخت. داستان هایی که دونوسو در رابطه با کودتا نوشت با داستان های قبل از آن از این جهت فرق دارند که امکان
در خانه دوست پسرم بود که تنها بودم و دو مرد جوان با من آن کار را کردند!
به گزارش سرویس حوادث"جام نیوز" ، در حالی که این دختر گفته است با پسری که قصد ازدواج داشته در منزلی بوده و ناگهان دو نفر با ورود به آنجا، نامبرده را مورد آزار و اذیت قرار داده اند، اما پلیس در تکاپوست تا با پیدا کردن سرنخ هایی، راز این جنایت را فاش کند. تحقیقات پلیس در این باره از چند روز قبل آغاز شد. آن روز دختر جوان به دادسرای یکی از شهرستان های فارس رفت و گفت دو مرد ناشناس او را مورد
این هزینه ها را از کجا تامین کنیم؟
به گزارش افکارنیوز ، حتما شما هم یادتان می آید. تا همین چند سال پیش، وقتی خانواده ای دختردار می شد، با گریه های اولیه نوزاد، مادر خانواده با شوق و ذوق می رفت سراغ جمع کردن جهیزیه برای دختر عزیزتر از جانش! دخترهای بی ادعا و پسرهای کم توقع آن روزها هم وقت ازدواج، همه ی آن جهیزیه لنگه به لنگه ای را که با خون دل تهیه شده بود، با جان و دل قبول می کردند و شاد و خوش می رفتند سر خانه زندگی شان
عشوه گری های دختر تهرانی شاگرد رانند اتوبوس را به دردسر انداخت/ الهه را عقد کردم ام یک ثانیه هم زنم نبود!
ادامه داد: اسم من الهه است. مدتی است که می خواهم بروم فرانسه پیش دوستم تا تحصیلاتم را ادامه دهم. اما چون مجردم به من گذرنامه نمی دهند. تو پسر خوب و چشم پاکی هستی به همین خاطر می خواهم کمکم کنی. قول می دهم به محض خروج از کشور طلاق نامه ام را برایت بفرستم و دیگر هیچ وقت مزاحم زندگی ات نشوم... بعد شروع کرد به قسم دادن و التماس کردن. من هم که جوان و بی تجربه بودم خام حرف هایش شدم و پذیرفتم. چند روز بعد
پخش بیش از 50 فیلم در روزهای پایانی هفته
برنادت لافونت و کارمن مائورا خواهید دید: پائولت پیرزنی تنهاست که با حقوق مستمری شوهر مرحومش روزگار می گذراند. دخترش با یک افسر پلیس ازدواج کرده و با پسر کوچکش زندگی می کنند. پائولت روابط چندان خوبی با دختر و دامادش ندارد و..... همچنین فیلم سینمایی ملک سلیمان به کارگردانی شهریار بحرانی، شنبه 27 آذر ماه ساعت 16 از شبکه یک سیما پخش خواهد شد. در این فیلم خواهیم دید: خداوند به وسیله
قتل در تهرانپارس با شوخی افغانی+عکس
و من نشانی از او ندارم با من تماس گرفت و کمکم کرد تا به زابل بروم. وی ادامه داد: من در آن زمان به تازگی ازدواج کرده بودم و خرج زندگی پدر و مادرم را هم می دادم. با نشانی که محمد به من داد در زابل در یک سوپرمارکت به عنوان کارگر مشغول به کار شدم تا بتوانم خرج زندگی خانواده ام را تامین کنم.حالا 40 روز است که فرزندم به دنیا آمده و من حتی فرزندم را ندیده ام. من واقعا خصومتی با
حمید تیزی چاقو را که روی گردنم گذاشت و هر کاریی که می خواست بامن کرد / این دختر در دانشگاه تهران قبول ...
که چانه اش گرم شده بود و برایم ورّاجی می کرد جلوی خانه ای توقف کرد. پرسیدم اینجا کجاست؟ با لبخندی از من خواست پیاده شوم. ازشنیدن این حرف ناراحت شدم. در این لحظه او چاقویی را روی گردنم گذاشت. حمید و پسر جوانی که انگار منتظرمان بود با تهدید چاقو از خودرو پیاده ام کردند. هوا تاریک بود و کوچه خلوت. آنها مرا با ضرب و شتم به داخل خانه بردند و از من فیلمبرداری هم کردند. در مسیر برگشت با دیدن خودروی پلیس درماشین را باز کردم و خودم را از ماشین بیرون انداختم و از پلیس کمک خواستم. حمید دستگیر شد و ... اخبار زیر را از دست ندهید: ...
دختر جوان از خیابان خلوت و آزار و اذیت داخل پراید توسط این دو پسر می گوید!
به گزارش سرویس حوادث"جام نیوز" ، بیست و چهارم خرداد 91 دختر جوانی به کلانتری قرچک ورامین رفت و از دو پسر جوان که وی را آزار داده بودند شکایت کرد. وی گفت: در یک مطب منشی هستم. یک هفته قبل با پسر جوانی به نام افشین که به عنوان بیمار به مطلب پزشک آمده بود آشنا شدم و او به من ابراز علاقه کرد. او با من قرار ملاقات گذاشت و ظهر بیست و چهارم خرداد با پرایدش دنبالم آمد. وقتی سوار پراید "پدرام
دردسر عقد پنهانی با دختر تهرانی برای تازه داماد اصفهانی هنگام عروسی با دختر فامیل / الهه حتی یک ثانیه هم ...
فکر می کردم تا زمانی که عقد کنیم می توانم با او در ارتباط باشم و شاید هم راضی اش کنم همسرم شود. اما این اتفاق نیفتاد. من هم همانطور که او خواسته بود بدون اینکه به کسی چیزی بگویم به محضر رفتم و بعد از عقد هم، دیگر او را ندیدم. حمید که به گفته خودش مدتی پس از این عقد پنهانی با دختر پیشنهادی خانواده اش ازدواج کرده بود و زندگی خوبی داشت ادامه داد: من زندگی خوب و آرامی داشته و واقعا همسرم
فوتبالیست قاتل دستگیر شد+عکس
گفت:با همسرم نسبت فامیلی دارم و مدت دو سال است که با یکدیگر ازدواج کردیم ؛ این اواخر همسرم به دلایل مختلف بویژه شغلم ، دائما به من ایراد و اشکال می گرفت و همین موضوع زمینه آغاز مشاجرات و درگیری ما دو نفر بود ؛ همسرم دائما بهمراه دوستانش بیرون می رفت تا اینکه روز حادثه بر سر همین موضوع با یکدیگر درگیر شدیم. او از من خواست تا به سرکار رفته و به نوعی قصد داشت تا مرا از خانه بیرون کند اما من به حرف های