روضه حر نجاتم داد/ به آخر خط رسیده بودم - صاحب نیوز
سایر خبرها
سلام دو معتاد زنجانی به زندگی سالم/ همایش بهبود یافتگان مواد مخدر در زنجان برگزار شد
زندگی کنم و برای بدست آورد آن هر کاری انجام می دادم. در حال حاضر 7 سال و 6 ماه و 5 روز است که از مواد مخدر پاک هستم و خستگی از این وضعیت سبب تمایل به ترک من شد و این از وضعیتی که داشتم از خانواد ترد شده بود و آن رابطه گرم در بین خانواده وجود نداشت و رابطه پدر و فرزندی گرم وجود نداشت. تنها چیزی که تاثیر داشت اجبار بود که احساس می کردم که به آخر خط رسیدم از افرادی بودم در سال 55
گفتگو با فردی که مادر خود را کشت!!!
مواد کرد و من هم با اوهم مصرف شدم وپس ازگذشت مدتی هرچه درآمد داشتم برای خرید مواد هزینه میکردم. به دلیل بالا رفتن مصرفم و با پیشنهاد وی به کارخرید وفروش موادمخدر باهمدستی او پرداختم و سود خوبی که بدست می آوردیم علاوه برتامین مواد مصرفی پس اندازخوبی نیزداشتیم. من که با راه یافتن به منزل وی ازخانواده ام دور شده بودم مرتب با مادرم بر سراین موضوع درگیربودم ومادرم ازاین رابطه بسیارناراحت
قتل برای جلوگیری از تعرض
فرار کرده بودم. در تهران معتاد شدم و شیشه مصرف می کردم با اینکه می دانستم این وضعیت خوب نیست اما به دلیل مشکلاتی که با خانواده ام داشتم، نمی خواستم به خانه برگردم تا اینکه با کامران آشنا شدم و قرار شد به خانه او بروم تا با هم مواد مصرف کنیم، من چند بار این کار را کردم. البته همیشه در خانه کامران نبودم اما هربار که می خواستم مواد بکشم، به منزل او می رفتم. روز حادثه بعد از اینکه کامران مواد مصرف کرد
پشت میله های پشیمانی؛ وقتی خوشی های زندگی یک لحظه بر باد می رود
افت تحصیلی اخراج شده است. این زندانی می گوید: گاو داری داشتم و از لحاظ مالی کمبودی حس نمی کردم ولی اعتماد به دوست سبب معتاد شدنم شد و این اعتماد به بهای دود شدن زندگی ام و تمام تلاشی که در مدت 40 سال کشیده بودم، تمام شد. وی افزود: پولی که از راه مواد فروشی به دست می آید هیچ برکت و خیری ندارد، نه تنها سبب نابودی زندگی خودم شدم بلکه زندگی حال و آینده فرزندانم را نیز نابود کردم
اعتیاد= بر باد رفتن موقعیت اجتماعی و خانوادگی
آمیخته به حشیش را تجربه کردم. وی اظهار می کند: با اولین تجربه مواد احساس سرخوشی عجیبی به من دست داد تا جایی که ترغیب به مصرف مقدار بیشتر و مواد جدید شدم. وی می گوید: بعد از گذشت چهار سال از اولین مصرف تبدیل شدم به جوانی که نه شخصیت اجتماعی دارد و نه در خانواده برای او چیزی باقی مانده است. حال تصمیم گرفته ام که خود را از شر این بلای خانمانسوز رها کرده و تلاش کنم تا جایگاه خود
گفتنی های یکی از کوچکترین رزمندگان دفاع مقدس
نظر آباد از تیپ علی بن ابیطالب علیه السلام که بعداً تبدیل به لشکر شد با دست کاری شناسنامه ام در تاریخ اول تیرماه 1361 راهی مناطق عملیاتی کوشک و حسینیه شدم. وی افزود: من آن ایام امتحانات کلاس دوم راهنمایی را تازه تمام کرده بودم و سنم هم بین 12 و 13 سال بود، پیش از من هم دو برادر دیگر من که آن زمان یکی 15 و دیگری 18 سال داشتند به جبهه رفته بودند؛ البته آنها در لشکر 27 محمد رسول الله صلی
روایت دلبستگی دختر و پسری که قلب هایشان متعلق به خودشان نیست
نخستین زوجی که با قلب پیوندی به زندگی سلام دوباره ای کرده اند بر صفحه تاریخ حک شود. کاظم کهتری جوان 32ساله کرمانشاهی فرصت دوباره زیستن را مدیون اهداکننده ای است که با بخشش و گذشت از ثانیه های عمرش، لحظه به لحظه روزهای خوش را به زندگی او گره زده است. آهنگ ضعیف قلب فرزند آخر خانواده هستم و در محله الهیه کرمانشاه به دنیا آمدم. 12 بهمن سال 62در خانواده ای متولد شدم که 3 خواهر و یک برادر
جواب رد ورزشکار ایرانی به رژیم صهیونیستی
؟ مشهد هنوز هم مشهد زندگی می کنید؟ بله، مشهد هستم البته زمان هایی که دانشگاه کلاس داشته باشم به خانه ای که در تهران دارم می آیم و در هر دو شهر در حال آمد و رفتم. دانشجوی چه مقطعی هستید؟ من سال آخر، دکترای تربیت بدنی هستم. کدام دانشگاه؟ دانشگاه تهران لیسانس و فوق لیسانس چه رشته ای بودید؟ دوره کارشناسی، در رشته عمران تحصیل کردم
دختر نامشروع شاه و گوگوش کیست؟(+عکس)
یک عمر آزار ساواک در حق من از 5 سالگی به بعد و تنهایی و آزار و سو استفاده جنسی اعضای خانواده حقیقی نامادریم [فرح دیبا] که همگی در ساواک استخدام بودند، من به دلیل تجربه حیات با آنها امروز به درد شدید روحی دچار هستم و حال و روز من در حال حاضر طوری است اگر جواب این سوال از من پرسیده می شد من حتی "خوبم مرسی” را فقط وقتی خیلی مجبور بودم می گفتم بقیه اوقات داد میزدم: به توچه ......؟ خوک کثیف
سحر قریشی: من هم دوست دارم مادر شوم!
دروغ می گوید به شعور من توهین کرده است. به همین خاطر دوست ندارم خودم به شعور دیگران توهین کنم. در دروغ گفتن کم حافظه هستم و نمی توانم آن را حفظ کنم. آمادگی برای مادر شدن بارها شده با دیدن اقوام یا همکاران بچه دار، دوست داشتم که من هم مادر شوم. ولی دوست دارم زمانی به این مقوله فکر کنم که از هر نظر آمادگی اش را داشته باشم. تفاوت سنی من با پدرم 20 سال و با مادرم 16 سال است و همیشه
قاتل: از 12 سالگی شیشه می کشیدم!
پیدا کردم. بعد هم از خانه بیرونش کردم و به او التماس کردم که دیگر به سراغ پسر من نیاید اما دست بردار نبود تا اینکه حادثه اتفاق افتاد. فریبا زمانی که در جایگاه قرار گرفت اتهام خودش را قبول کرد و در شرح ماجرا گفت: مدت زیادی بود که با وحید دوست بودم. از او شیشه می گرفتم و پولش را هم نمی دادم. چند بار با هم بیرون رفتیم و مواد مصرف کردیم. روز حادثه با وحید به خانه دوستم یگانه رفتیم و هر سه
چطور به مادرم کمک کردم از کره شمالی فرار کند؟
که به خاطر رابطه خوبت با آن ماموران، تو را خلاص خواهند کرد. وقتی با مین هو حرف می زدم او هیچ واکنشی نشان نمی داد، انگار نه انگار که من دارم حرف می زنم. راه دوم این است که... برنگردی. حرف هایم سکوتی را در اتاق حاکم کرد. بعد از چند دقیقه دوباره با لحنی آرام گفتم: دخل آن دوست مامورت خواهد آمد. من برای او متاسفم. ولی خب ما خانواده تو هستیم. مین هو تو نباید برگردی. در واقع تو نمی
اقرار شیاطین شب به 8 جنایت
سرنوشتی در انتظار شما است؟ اعدام گفت وگو با دومین متهم سعید شما چقدر درس خواندی؟ من سیکل دارم. چون معتاد شدم نتوانستم ادامه تحصیل بدهم. شما همیشه به عنوان مسافر نما بودی؟ نه من بیشتر راننده بودم. یک بار فقط مسافر بودم به همین خاطر فقط من به یک مسافر تعرض کردم. چرا گریه می کنی؟ می ترسم. هنگام آدم ربایی و تعرض نمی ترسیدی؟ سکوت می کند. سابقه داری؟ نه شما پیشنهاد آدم ربایی و سرقت دادی؟ نه، دو نفری تصمیم گرفتیم. یک روز که در حال مصرف شیشه بودیم این تصمیم را گرفتیم. ...
زنان معتاد بیشترین ضربه را به پیکر جامعه وارد می کنند
انقلاب وارد بدنه نهادهای مقابله با دشمنان نظام شدم. عطا سلیمی افزود: متاسفانه به خاطر برخی مشکلات از جمله دردهای رماتیسم به سمت مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کردم و سال های زیادی از عمرم را در منجلاب اعتیاد غرق بودم. وی با بیان اینکه مصرف انواع مخدر موجب شده بود گرفتاری های زیادی را برای خود و اطرافیانم به وجود آورم، گفت: خوشبختانه با حمایت بهزیستی و دانشگاه علوم پزشکی بهبود پیدا کردم.
افشای یک جنایت پس از نیم قرن
/> "پیش خودم مرتب فکر می کردم، که چرا اینجاییم و کی به خانه می رویم؟ دلم برای مادرم تنگ شده بود و هنوز عزادار پدرم که چند ماهی بیشتر از مرگش نمی گذشت بودم." ورود کودکان اینوئیت، پروژۀ چنان با پرستیژی بود که ملکۀ دانمارک شخصاً از کمپ بازدید کرد. بازدید ملکه تیسن می گوید: "هیچ چیز را درک نمی کردم. شدیداً ناراحت بودم و تمام مدت با قیافۀ جدی برای خودم قدم می زدم."
مرد جوان در دادگاه خانواده ؛ همسرم به جای آرامش به دنبال پول است
شدم. بعد از مدتی متوجه شدم او همان دختری است که من به دنبالش بودم و تنها کسی است که به خاطر پولم به سراغم نیومده است. همسرم همیشه می گفت من تنها به دنبال آرامش هستم و پول برایم مهم نیست. اما تازه بعد از ازدواج بود که متوجه شدم این زن هم مثل بقیه به دنبال پول و ثروتم بوده است. مرد جوان ادامه داد:از وقتی ازدواج کردیم رفتارهایش به کل تغیر کرد. زنی که همیشه می گفت به دنبال آرامش است، حاضر می
بانوی ووشو کار از دنیای ورزشی اش چه می گوید؟
/> جیم:ورزش یک مساله ای است که ممکن است با آسیب همراه باشد به همین دلیل من نمی توانم جواب این سوال را بطور دقیق بیان کنم اما اگر خدا بخواهد تا دو سه سال دیگر ووشو را ادامه می دهم. سین: اگر دوباره متولد می شدید چه ورزشی را انتخاب می کردید؟ جیم : من چون در رشته ووشو موفق بودم بازهم ووشو را انتخاب می کردم. سین: بهترین الگوی شما در زندگی کیست ؟ جیم:بهترین الگوی هر
فاز جدید اعتیاد در بچه پولدارها
گوشخراش اتوبان را انباشته. با کمی چپ وراست رفتن وارد لاین سرعت می شود و ویراژ می دهد. *** من مشکلم از بابام شروع شد. پدرم چهارسال پیش، ما را ول کرد و رفت انگلیس. تو بدترین سن تنها شدم. با رفتن پدرم تمام انگیزه هام دونه دونه رفت. چون من عاشق پدرم بودم. آیدا قلاب توجیه را به سمت پدرش و زندگی تلخی که برای او باقی گذاشته گیر می دهد. توجیهش این می شود که از زندگی ناامید باشد که دور
انتشار تصاویر خصوصی از سوی عاشق شیشه ای
، متهم را طی یک عملیات غافلگیرانه و زمانی که در حال مصرف مواد روانگردان شیشه بود در یکی از مناطق کرج دستگیر و به منظور تحقیات بیشتر به پلیس فتا منتقل کردند . متهم با مشاهده شواهد و قرائن موجود به جرم خود اعتراف کرده و گفت: زمانی که در دانشگاه مشغول تحصیل بودم با شاکی آشنا شدم و وی که کاملا به بنده اعتماد داشت عکس های خصوصیش را در اختیارم قرار داد من نیز که قصد ازدواج با وی را داشتم پس از مدتی
به فرزندم می گویم در بارسا به من خوش گذشته
کنم. مردم در خیابان مرا متوقف کرده و از من تشکر می کنند ولی این من هستم که باید به خاطر بازی کردن در بارسا و افتخار بر تن کردن پیراهن این تیم متشکر باشم. به خاطر همه این تحسین ها احساس غرور می کنم. از همین رو راضی و خوشحالم و می خواهم از همه هواداران تشکر کنم. چون آخرین بازی های خانگی ام فوق العاده بودند. آغاز دوره جدید زندگی در قطر من تا چند ماه دیگر پدر می شوم و داشتن یک فرزند تو
عاشق پرسپولیسم و شرطی برای باشگاه نگذاشتم | باید غرور را به تیم برگردانیم
ندارم. نه ادعایی دارم و نه می خواهم با شرط و شروط برای پرسپولیس بازی کنم. هدف من مشخص است و همیشه تلاش کردم بهترین بازی هایم را ارائه دهم. فکر می کنم در این سال ها ثابت کرده ام که با تمام وجود برای تیمم فوتبال بازی می کنم و خوشحالم از اینکه هواداران مرا در جمع خانواده چند میلیون نفری پرسپولیس قبول کرده اند. شرط گذاشتن برای پرسپولیس معنا نمی دهد. اینجا بزرگ ترین و پرتماشاگرترین باشگاه آسیاست.
پسری باهوش از میانه،خوش پوش و عشق بروسلی
؟ جیم: خانواده ام، همسرم که چند سال تمام روزهای سخت را تحمل کرد. سین: تا به حال در زندگیتان اتفاقی افتاده است که بگویید، معجزه خداوند را به چشم خود دیدم؟ جیم: بله زیاد در ورزش که در بیشتر مبارزه هایم خدا دستم را گرفته است، بعد هم همین بچه های سالم دارم یعنی معجزه دیگه. سین: فرزندانتان را کتک هم می زنید؟ جیم: از نظر من سیستم تربیتی گذشته بسیار کارساز بود اکنون
"نگار عابدی" از همسرش "هدایت هاشمی" جدا شد!
سال هاست که ما عادت کردیم خودمان را پشت نقابی از کلمات و رفتارهای غیرواقعی پنهان کنیم و چهره واقعی مان را به دیگران نشان ندهیم. حال نکته جالب اینجاست که پدیده نقاب زدن در بین چهره های سرشناس ما بیشتر رواج دارد و بسیاری از سلبریتی ها ترجیح می دهند تصویری که از خود به مخاطب نشان می دهند متفاوت تر از تصویر واقعی شان باشد، شاید به همین خاطر است که وقتی با فردی مانند نگار عابدی همکلام می شوم از هم
"ماه عسل" ناجی یک معتاد شد
24ساله این خانم به کنار مادرش آمد و دستانش را بوسید، محمد گفت که حدود 6 ماه و 15روز از ترک اعتیادش می گذرد و در حال حاضر پاک است. محمد، دلیل نرفتن نزد مادرش را در طی این مدت اینگونه عنوان کرد که با خرابکاری هایی که کردم، روی نگاه کردن به صورت مادرم را نداشتم و منتظر بودم تا در فرصتی خودم را به او ثابت کنم. لیلا مهمان دیگر برنامه، حدود 11 سال مواد مصرف کرده و 30 بار هم اقدام به
داد دختر 6 ماهه از پدر شیشه ای قاتل
است. در شاخه دیگری از تحقیقات، کارآگاهان بعد از تحقیق، پدر کودک را که مردی معتاد بود، شناسایی و بازداشت کردند. حمید در اولین بازجویی ها به قتل کودک اقرار کرد و گفت من و همسرم هر دو به مصرف شیشه اعتیاد شدید داریم. البته ما سه فرزند دیگر هم داریم و یگانه آخرین بچه ما بود که فوت شد. متهم در توضیح ماجرا گفت: از مدت ها قبل دوستان من و همسرم که همگی به مصرف مواد اعتیاد دارند برای مصرف به خانه ما می
محمد علی بهمنی: اگر شاعر نبودم، تو خیابون پرسه می زدم
حاضر هم دوست عزیزم حسین منزوی ممیزی از نظر شما؟ اگر ممیزی از دیدگاه کارشناسی باشد که بتواند قوت و ضعف کار را نشان دهد. از نظر من این نوع ممیزی به جا درست است و امیدوارم همیشه ممیزی کارشناسانه باشد. اولین شعر تون در سال 1330 به چاپ رسیده حس چاپ اولین غزلتون رو برامون بگید؟ حس خوبی بود چون شعر برای مادرم بود؛ همین که مادرم شعر را پسندید برای من کافی بود و
قتل پیامکی شوهر!
. چرا؟ همه بدبختی های ما از تهران شروع شد. من بعد از اینکه به تهران آمدیم به شوهرم بدبین شدم. یعنی قبلاً با هم اختلاف نداشتید؟ نه زیاد اما به خاطر اینکه قبلاً خواستگار دختر خاله ام بود، کمی به او بدبین بودم. در تهران چی شد؟ ما در شهرستان با هم خوب و خوش زندگی می کردیم تا اینکه به تهران آمدیم. یک سالی که گذشت کم کم به رفتار شوهرم مشکوک شدم. چند بار که گوشی اش را
اعتراف شیاطین پایتخت به آزار واذیت 8 دختر و زن جوان!
بزنیم. برای همین به سمت بلوار آبشناسان و میدان دانشگاه در غرب تهران رفتیم زیرا این مناطق به بزرگراه ها ختم می شد و براحتی می توانستیم قربانیان را به حاشیه شهر ببریم. همچنین اگر کسی متوجه ماجرا می شد فرار می کردیم. وی ادامه داد: چند بار همراه سعید به این مناطق رفتیم و زنان و دختران جوان را سوار کردیم و در منطقه فیروز بهرام پس از مصرف مواد و قرص، مورد آزار اذیت قرار داده و پس از سرقت
آقا سید خلیل و چشمی که روزه بود
شاید خیلی ها تنها یکماه از سال را روزه بگیرند اما کسی هم هست که اغلب روزهای سال را روزه می گیرد .بعداز ظهر ها که به خانه برمی گشتم چهره سر تا پا سبز پوشش را جلوی چشم می دیدم که عصا به دست همراه پسرش از خیابان رد می شد اوایل آنقدرها برایم جلب توجه نمی کرد تا اینکه داستان زندگیش را شنیدم و این بود که آن مرد سبز پوش را از دیگران برایم متمایز ساخت.حکایت تمایز مرد سبز پوش کلاه به سر این بود که برای معاش خانواده اش در طول سال نماز و روزه قضای اموات را می گرفت و از این راه کسب در آمد می کرد .
بسیج برای مبارزه با مواد مخدر در ساوجبلاغ وارد عمل می شود
حوره جنگ نرم وارد مبارزه شود، اگر بسیج پرچم در دست بگیرد می تواند با مواد مخدر مبارز کند و برای مقابله با ناهنجارهای اجتماعی و فرهنگی باید به کمک نیروی انتظامی بشتابیم. وی در مورد مصرف مواد مخدر در سطح منطقه و در بین خانواده تذکر داد و گفت: ما باید “نه گفتن” را به فرزندان آموزش دهیم و آن را به یک فرهنگ در جامعه تبدیل کنیم. پالیز گیر با بیان اینکه بسیج باید فرهنگ سازی کند و