سایر منابع:
سایر خبرها
دختر کوچولوی کرمانی دیگر به زندگی می اندیشد
لکه های قرمز رنگی پوشیده شده بود شاید برای دقایقی نگران شده بودم، اما زود به خود آمدم و دخترم را به آغوش کشیدم و با آنچه که خداوند در توانم گذاشته بود تا امروز که او 12 سال دارد از او نگهداری کردم. بعد از رفت و آمدهای فراوان به مراکز درمانی استان راه معالجه دخترم مشخص شد و زهرا در 11 سالگی درمان شد، اما هزینه های درمان او را نتوانستیم تأمین کنیم. طی چند روز گذشته خبرهایی از
سحر قریشی: من هم دوست دارم مادر شوم!
خوب نیست و احساس می کنم از احساسات زنانه ام دور شده ام که این طرز تفکر به وجود آمده است. عدم علاقه سپهر به بازیگری سپهر به این عرصه علاقه ندارد. من خیلی دوست دارم که سپهر هم وارد این عرصه شود و بارها با او در این باره صحبت کرده ام. کارگردان ها و تهیه کننده هایی هم هستند که به من لطف دارند و اگر از آنها بخواهم حتما برای سپهر نقشی دارند ولی خودش علاقه ای به این کار ندارد. هرچند
چه زود مادر شدم
نگاهت به سوی کودکانی برمی گشت که پدر یا مادر آنها به هر دلیلی در حبس بودند و از طرز رفتار یا نوع پوشش شان می توانستی به راحتی تشخیص دهی که کدامیک از آنها فرزند زندانی و کدامیک از خانواده های خیرین هستند. ** بابا نگین انگشتر زندگی ات اینجا جا مانده است دخترکی هشت ساله روی سن آمد تا درد دل خود با پدرش را در قالب نامه ای قرائت کند؛ این دختر که نامش نگین بود خود را نگین انگشتر زندگی پدرش می دانست و
آفت تازه خانواده ها: غیبت روانی
های مان بهتر است ولی پدرم نم پس نمی دهد خسیس است. سالی یک بار بیشتر برای مان لباس نمی خرد. ظهرها که به خانه می آمد بعد از ناهار تا ساعت4 می خوابید. کسی حق نداشت آن دو ساعت سر و صدا کند چون با خشم و عصبانیت پدر روبه رو می شد. شب ها ساعت9 می آمد وسط هال دراز می کشید و زیر سرش متکا می گذاشت و تلویزیون نگاه می کرد تا زمانی که سفره باز شود. بعد از شام هم چند کلمه ای با مادرم حرف می زد که آن روز
بازار داغ سلفی ارسطو در پشت صحنه پایتخت
یقین تبدیل شد و متوجه شدم ما مهمان خانه ارسطو و همسر چینی اش هستیم و به همین خاطر از المان های چینی تا این حد در فضای خانه استفاده شده است. همبازی شدن دو قلوها با پسر بهبود آن چیزی که به وضوح در حیاط خانه به گوش می رسید، صدای شیطنت دو قلوها بود. آنها لحظه ای آرام نمی نشستند و مدام در حال شیطنت بودند. عوامل هم حسابی هوای آنها را داشتند تا مبادا آب در دل شان تکان بخورد. در سری
سرقت های سریالی برای خرید خانه اجاره ای
پسر جوانی که برای خرید خانه اجاره ای شان دست به سرقت های سریالی می زد، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد. چندی پیش ماموران پلیس در جریان وقوع کیف قاپی های سریالی از مردم در جنوب پایتخت قرار گرفتند که بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند. متهم به این بهانه که باید پول خرید خانه را از هر راهی که شده فراهم می کردم ، دست به این فعالیت زده بود. با آغاز تحقیقات ماموران موفق شدند
جزئیات حمله وحشیانه با اسید به خانه برادر
به گزارش صبحانه ، این حادثه هولناک شامگاه سه شنبه دوم تیرماه سال جاری در روستای بلوران در کوهدشت لرستان رخ داد و مادر و دختر در غیاب پدر خانواده قربانی اقدام جنون آمیز میهمان ناخوانده شدند.عموی خشمگین وقتی فریادهای سوختم سوختم مادر و دختر در حیاط خانه شان پیچید به جای فرار از صحنه چاقو کشید و به سمت آنان حمله ور شد. مادر خود را روی دخترش انداخت و دست خود را برای دفاع از خود سمت برادر شوهرش برد
شوهرم به خاطر پارک بردن دختر خردسال مان مرا کتک زد
زن جوان وقتی با مادرش به پارک رفت نمی دانست که زندگی مشترک با شوهرش از هم می پاشد. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم بر سر اینکه من فرزندم را به همراه مادرم به پارک بردم چنان جنجالی به راه انداخت که تصمیم گرفتم از او جدا شوم. زن جوان ادامه داد:من چند شب پیش وقتی به خانه مادرم
کیف قاپی برای خرید خانه
سال پیش پدرم به دلیل سکته قلبی فوت کرد. متهم ادامه داد: با مرگ پدرم سرپرست خانواده شدم. ما در تمام مدتی که پدرم زنده بود و حتی پس از مرگش در یک خانه اجاره ای زندگی می کردیم و به آن خانه و محل زندگی مان عادت کرده بودیم. هرسال نیز صاحبخانه مبلغی به اجاره اضافه می کرد و اجازه می داد باز هم در آن خانه زندگی کنیم. اما چند ماه پیش صاحبخانه به منزل ما آمد و گفت که قصد فروش خانه اش را دارد و ما
جزییات شهادت شهید سلطانی/ شهید با گفتن یااباعبدالله(ع) به درجه شهادت رسیدند
شد مریم حسن پور همسر شهید سلطانی از نحوه آشنایی با ایشان بیان داشت: حاج روح الله پسر عمه بنده بودند که پس از دو سال علاقه مندی یک طرفه به همراه خانواده شان به خواستگاری ام آمدند و با رضایتمندی خانواده های این وصلت انجام شد. ایشان طی دوران زندگی مشترک شان یادم نمی آید که لبخند از لب شان خارج شود همیشه خوش رو و خوش اخلاق بودند و با فرزندان خود خیلی با مهربانی برخورد می کردند
نقش هایی ویژه که عابدی از دست داد
داریم اما چرا این خلاقیت بارور نمی شود؟ چرا در سال تنها یکی دو فیلم یا نمایش هستند که سروصدایی را ایجاد می کنند؟ در سال های گذشته تئاتر که نسبت به سینما محدودیت کمتری هم دارد، داشت جریان سازی انجام می داد اما رفته رفته به دلایل مختلف این روند کند یا متوقف شد. هر هنرمندی که در ایران کار می کند، به یک سری خط قرمزها اشراف دارد و حتی قائل به آن هست اما وقتی میزان این ممیزی بیش از حد می شود، هنرمند را
گفتگو با فردی که مادر خود را کشت!!!
با اعلام فقدانی یک زن که سرپرست و نان آور یک خانواده بود تحقیقات کارآگاهان اداره جرایم جنایی پلیس آگاهی ادامه داشت تا اینکه فرزند مقتول به عنوان متهم اصلی پرونده شناسایی و تحت بازجویی قرار گرفت و سرانجام جسد این زن در بیابان های اطراف شهر کشف شد. "مادرم که از یکی از روستاهای شهر بود با مردی براساس سنت های قدیمی بدون اینکه علاقه ای بین آنها باشد ازدواج کرد و نتیجه این ازدواج من وخواهرم بودیم
یک دیدار و یک دنیا حرف! / دختری که بابا برایش غریبه شد
شهادت رسید، شهید کاظم سیفایی. فارس: کسی دیگر از خانواده شما هم هست که به جبهه رفته باشد؟ بله! برادرم علی اصغر که خودش جانباز 35 درصد است، سال 60 از ناحیه یک چشم مجروح شد. فارس: آقای اصغری! سهم همسرتان از ایثارگری تان چقدر است؟ همه سهمم متعلق به او است. فارس: حاج خانم! خودتان را معرفی کنید، بعد اگر مطلبی درباره پاسخ همسرتان دارید، بفرمایید.
افشای یک جنایت پس از نیم قرن
شدند." سال 1951 بود، و هلن و خانواده اش در "نوک"، پایتخت گرینلند، زندگی می کردند. "یک مترجم همراه آنها بود و من و خواهرم فکر می کردیم که برای چه کاری به خانۀ ما آمده اند. ما خیلی کنجکاو بودیم. وقتی که با مادرمان صحبت می کردند، ما را بیرون فرستادند." "آنها از مادرم پرسیدند که آیا حاضر است که من را به دانمارک بفرستد؟ به او گفته بودند که در این صورت دانمارکی یاد می گیرم و
کیف قاپی برای خرید خانه
پسر جوانی که برای خرید خانه اجاره ای شان دست به سرقت های سریالی می زد، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد. به گزارش اعتماد، چندی پیش ماموران پلیس در جریان وقوع کیف قاپی های سریالی از مردم در جنوب پایتخت قرار گرفتند و رسیدگی به آن را آغاز کردند که در همان تحقیقات اولیه، سارق کیف قاپ دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد. پسر جوان پس از انتقال به پلیس آگاهی در بازجویی ها به کارآگاهان گفت
سرنخ دختر گمشده دست داماد خانواده بود
به گزارش خبرنگار ما، دو هفته قبل زن میانسالی پلیس را از ناپدید شدن ناگهانی دختر 18 ساله اش باخبر کرد. شاکی گفت: دخترم امروز برای گرفتن کارنامه از مدرسه خانه را ترک کرد. وقتی آمدن او طولانی شد، نگرانش شدم، ابتدا با تلفن همراهش تماس گرفتم که جواب نداد و بعد به مدرسه رفتم اما وقتی مدیر گفت که شهین اصلاً به مدرسه نرفته احتمال دادم حادثه بدی برایش پیش آمده باشد، به خاطر همین تصمیم گرفتم شکایت کنم.
چطور به مادرم کمک کردم از کره شمالی فرار کند؟
فرار کند؟ مین هو گفت که آن ها دوباره تا قبل از سحر تلاش خواهند کرد. مین هو و مادرم به چانگبای برگشتند و من هم به هتل رفتم. انگار به سرعت خوابم برده بود، زیرا با صدای زنگ گوشی بیدار شدم. مین هو بود: ساعت شش آنجا خواهیم بود. من یک دقیقه بعد جلوی هتل بودم و سریع تاکسی گرفتم. او دوباره زنگ زد: ما رد شدیم. الان در آن همان خانه متروکه ایم. از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجیدم. 11 سال و
فرزندان پدران علاقه مند به فضای مجازی، کتاب خوان نمی شوند
سلامت نیوز : دایانا جراد مدیر موسسه فرهنگی تراست می گوید تحقیقات ما نشان می دهد که تقلید از رفتار پدران به عنوان عنصر فعال تر در خانه یکی از مهم ترین اتفاق هایی است که موجب جدایی کودکان از مطالعه کتاب و علاقه آنها به ادبیات شده است. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه قانون، وی می گوید: پدرانی که در خانه بیشترین فرصت خود را با ابزارهای الکترونیکی و حضور در فضای مجازی می گذرانند
ریما رامین فر: کاش مثل هما بودم...
شروع به ساخت می شود، قلب من هم به تپش می افتد؛ چراکه بعد از گذشت سال ها دیگر خانواده معمولی به خانواده دوم من بدل شده و دلم برای آنها تنگ می شود، برای همین سعی می کنم آیین را متقاعد کنم که دوری ام را تحمل کند؛ هرچند در این راه نمی توانم منکر حمایت های همسرم شوم؛ او قدرت پذیرش نقش هایی از این دست را در من ایجاد می کند، مسوولیت های آیین را می پذیرد و خیالم را راحت می کند. همه از بازیگر
دوربین جلویی موبایل های مبتنی بر ویندوز 10 موبایل از قابلیت دنبال کردن چهره پشتیبانی می کند
دوربین جلویی دستگاه های موبایل در اغلب موارد رزلوشن دوربین های اصلی شان را ندارند. با این همه، زمان در حال تغییر دادن این قاعده است و شرکت های سازنده دستگاه های موبایل نیز به خاطر توجه و علاقه کاربران به سلفی، اهمیت بیشتری به کیفیت دوربین جلویی موبایل های تولیدی شان می دهند. حال خبر رسیده که در ویندوز 10 موبایل نیز به این مساله توجه شده است. در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید تا
نقش ایمان در عشق به همسر
به گزارش شیعه نیوز ، دوستی و علاقه محور و اساس خانواده است و اگر نباشد زندگی جهنمی سوزان و محیطی سرد و بی روح است، البته ابراز دوستی و محبت تنها به گفتن و لفظ نیست، گاهی احترام کردن، نوازش کردن، هدیه دادن و سوغات خریدن و این گونه حرکات، نشانه عشق و دوستی است. بدون شک اساس خانواده عاطفه و محبت است و بدین خاطر گاهی گفتن کلمه”دوست دارم” شعله محبت را در داخل خانه فروزان می کند و به زندگی
همسر دور از خانه
به سفر کاری برود، او را با آرامش راهی کنید. گریه و بی قراری و احیاناً بهانه گیری شما برای همراهی با او، فقط شرایط را برای شما سخت تر خواهد کرد. برای یک خانم مقاوم لازم است که به همسرش آرامش بدهد که در نبودش می تواند همه امور خانه را به راحتی کنترل کند و مشکلی پیش نخواهد آمد. همسرتان را با خیال راحت راهی سفر کنید. هرچند که فکر او پیش شما خواهد بود، اما با دیدن روحیه قوی شما
داوران بخش ویدیو آرت جشنواره هنر جوان معرفی شدند
به گزارش روز دوشنبه گروه فرهنگی ایرنا این جشنواره که با موضوع خانواده از منظر اسلام (فرصت ها، تهدیدها، چشم انداز) برگزار می شود، اصغر کفشچیان مقدم، احمد نادعلیان و بهنام کامرانی داوری بخش ویدیو آرت را بر عهده دارند. به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، اصغر کفشچیان مقدم متولد 1342 مشهد است.وی دکترای هنرهای تجسمی دارد و به عنوان طراح، نقاش، هنرمند حوزه هنر جدید، پژوهشگر و عضو هیات علمی و استادیار
بانگ اذان میراث پدر برای فرزندان
و لحن زیبا به حاج حسن رضاییان هم رسیده و بعد از او پسرش سجاد، در این عرصه وارد شده است. هرچند که سجاد رضاییان این روزها در رادیو قرآن مشغول فعالیت است و در هیچ مسابقه قرآنی شرکت نکرده است اما کسب رتبه اول در مسابقات قرآنی کارکنان صدا و سیما در رشته اذان نشان دهنده تبحر او در این حوزه و ارث قرآنی است که از پدر و اجداد خود به یادگار دارد. انس با قرآن کریم تنها به مردان خانواده رضاییان اختصاص
روضه حر نجاتم داد/ به آخر خط رسیده بودم
. در حال حاضر راهنمای ترک اعتیاد و مشاور ترک اعتیاد هستم. هنرنا: گفتید خانواده تان ورزشکار بودند، از سوابق ورزشی خانواده خودت بگو: پدر من بین سالهای 1327 تا 1330 به مدت سه سال قهرمان وزنه برداری کشور بوده، و خود من از سال 1375 در رشته پرورش اندام، و بین سالهای 1378 تا 1381 کشتی آزاد، و از سال 1387 تا 1391 در رشته جودو فعالیت کردم. هنرنا: از فعالیت هنری ات بگو: من
هیچ کس حالم را نمی پرسد
؟ نه. تازه اول کار بودم. بعد انقلاب شد رفتم سراغ کار اجرایی. خوب؟ قصدم خدمت بود. اینجا و آنجا چه فرقی دارد. خدمت به مملکت. بچه کدام محله هستید؟ قدیمی ترین محله تهران. درخونگاه سنگلج. توی محل دعوا هم می گرفتید؟ آدم شری بودم ولی دعوا را دوست نداشتم. انجامش می دادید؟ نه. راستش نه. فقط یک بار توی گوش یک
جواب رد ورزشکار ایرانی به رژیم صهیونیستی
/> شمشیر بازها، مانند راکت به دستان شمشیر مخصوص خود را دارند یا با اسلحه همدیگر هم مبارزه می کنید؟ بله، هر کس شمشیر مخصوص به خودش را دارد و با آن تمرین می کند و به همان عادت دارد مانند راکت تنیس بازان. از چه سالی شمشیر بازی را آغاز کردید؟ سال 1375، وقتی 15 سالم بود. با برادرتان در خانه هم شمشیربازی می کردید؟ بله، زیرزمین خانه مان را با چوب شبیه پیست درست
پیوندی با قلب های پیوندی
و گذشت از ثانیه های عمرش، لحظه به لحظه روزهای خوش را به زندگی او گره زده است. آهنگ ضعیف قلب فرزند آخر خانواده هستم و در محله الهیه کرمانشاه به دنیا آمدم. 12 بهمن سال 62در خانواده ای متولد شدم که 3 خواهر و یک برادر بزرگ تر از خودم داشتم. دوران کودکی ام در بازی با خواهران و برادرم سپری شد و شیطنت کودکانه ام اجازه نمی داد یک لحظه هم در خانه بمانم و همیشه در کوچه و خیابان در حال
تعداد شهدای هفتم تیر واقعاً چند نفر بود؟
در شرف به ورود دبیرستان بودم و بین 14 و 15 سال سن داشتم. آن زمان که حادثه اتفاق افتاد، جزئیات به دقت و شفاف در خاطرم بود اما اکنون که 33 سال از آن واقعه گذشته برخی از جزییات را به خاطر نمی آورم.چون حال و هوای آن ایام، حس و حال ترور، شهادت و اخبار جنگ بود، تقریبا همه اعضای خانواده پدری و مادری ام درگیر انقلاب و جنگ بودند بنابراین آمادگی دریافت چنین اخباری را داشتیم از این رو شهادت پدر آن ایام خیلی
درد دل دردسرساز با دوست همسر
زندگی سمیرا و مجید تنها به خاطر درد دل مرد با دوست همسرش از هم پاشید. مجید با دوست صمیمی همسرش درد دل کرده بود و سمیرا هم بعد از شنیدن این موضوع راهی دادگاه خانواده شد تا درخواست طلاق بدهد. حالا زن جوان روی صندلی نشسته و بسیار خونسرد است اما همسرش با اضطراب در راهروی دادگاه خانواده تهران قدم می زد تا این که منشی دادگاه نام آنها را صدا می زند.