عجیب ترین دلیل اعدام در کره شمالی - سیتنا
سایر منابع:
سایر خبرها
انصار الله چگونه به قوی ترین نیروی یمن تبدیل شد؟
پیروان او نتوانند آرامگاهی برای او بسازند. این در حالی بود که سید حسین قبل از سقوط منطقه ماران، دستور داده بود سید عبدالملک الحوثی از آن منطقه به نقطه دیگری منتقل شود. سید بدرالدین ظاهراً برای عبدالملک برنامه های خاصی داشت، اگرچه این برنامه را برای کس دیگری فاش نکرده بود. مرگ سید حسین الحوثی رهبر زیدی ها و بسیاری از دستیاران او نگرانی های صالح و علی محسن الاحمر در مورد وضعیت در صعده را
31 میلیارد ریال برای ایمن سازی بوستان های شهر قم اختصاص یافت
مفتح جنوبی کوچه 4 و در منطقه 4 شهرداری قم به وقوع پیوست. مرگ این نوجوان در حالی رخ داد که بهار سال گذشته نیز دختر بچه ای چهار ساله در منطقه فضای سبز واقع در میدان روح الله قم در حادثه مشابهی با برخورد با تیر برق دچار برق گرفتگی و سپس مرگ شده بود. 31 خرداد ماه امسال شهردار قم در جمع اعضای شورای اسلامی این شهر به دارا بودن مشکلات ایمنی عدیده در بوستان های قم معترف شد. سید مرتضی
احسان علیخانی در ممنوع التصویریم بی تقصیر است/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ
نبود. من آن آدم را بخشیدم و اعلام می کنم که ممنوع التصویر نیستم. به نظر من به تیم 98 که کارهای خیر زیادی انجام داده، باید وقت بیشتری داده می شد. وقتی برنامه را دیدم و متوجه شدم فقط 10 دقیقه به بچه ها فرصت دادند، خدا را شکر کردم که به این برنامه نرفتم. شأن تیم 98 بیش از این است و باید وقت بیشتری به آن ها داده می شد. کاش موقع دیگری دعوت می کردند و این همه ایستادند تا فقط 10 دقیقه به برنامه بروند. بچه
قلب ملت هنوز به خاطر فتنه 88 در تاثر است/ راهبرد جنبش دانشجویی مدد به دولت یازدهم است
لبنیات و دیگر اقلام ضروری و مصرفی خانوارهای ایرانی نشان داد؟ در ادامه این سخنان دیانی آمده است: تعامل و همگرائی با غرب قرار بود، عزت و احترام بین المللی را به ایرانیان بازگرداند اما عملا وقایعی همچون تهدید ایران توسط کشور 800 هزار نفری جیبوتی، خط و نشان کشیدن های عربستان و ماجرای فرودگاه جده و ماندن سیصد و چند روزة سفیر ایران پشت درهای سازمان ملل نشان داد، که ذوق زدگی جناح غرب گرا
اعترافات قاتل 18 ساله/افشای راز جنایت پس از 87 روز
اعلام این خبر بلافاصله اکیپی از ماموران کلانتری 148 انقلاب در محل بیمارستان حاضر شدند و تحقیقات درباره مرگ مشکوک جوانی که به دلیل خونریزی روی تخت اورژانس بیمارستان جان داده بود را آغاز کردند. گزارش یک قتل مشکوک همراهان مرد جوان که ادعا می کرد هیچ نقشی در قتل دوست و همکارش ندارد به عنوان تنها مظنونان ماجرا قتل عمد باز داشت شدند. از سوی دیگر با اعلام خبر قتل عمد به بازپرس کشیک جسد برای
ناگفته های باقری از مرگ 48 دقیقه ای
به گزارش فرهنگ نیوز ، اگر درباره وزنه برداری بخواهید صحبت کنیم، حرفی ندارم. این دیالوگی بود که بعد از تماس تلفنی با کوروش باقری شنیدم. قرار شد گفت وگویی با وی داشته باشیم که این روزها چه می کند و به هیچ وجه از وزنه برداری حرف نزنیم اما از همان ابتدا روند مصاحبه برعکس قرارمان شد. از وزنه برداری شروع شد و حواشی و حرف هایی که پشت سرش بود تا از لحظاتی که با مرگ روبه رو شد و به مبارزه به آن پرداخت
روحانی عوض شده یا مردم دوره امام حسن(ع)؟/ واکنش اسرائیل به یادداشت ظریف
رهبر انقلاب درباره بورسیه ها قرار شد کمیته ای با حضور نماینده ای از وزارت بهداشت، نماینده رئیس نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، نماینده دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی، رئیس کمیسیون اصل 90 و وزیرعلوم پرونده حدود 220 بورسیه را بررسی کنند. ** آرمان مرگ کارگر فداکار پتروشیمی شنیده شد که شهرام محمدی کارگر فداکار پتروشیمی مارون که به آتش زده و جان صدها نفر را در این
تنها دو سال و نیم از زندگی مشترک ما می گذشت/ دلم که می گرفت به خوابم می آمد
گذشت. سمیه شیرخشکی می خورد که آن زمان کمیاب بود و فقط یک نوع شیرخشک با او سازگار بود. روزی به طلافروشی رفتم تا النگویم را بفروشم و چند شیرخشک برای دخترم بخرم. محمد از من خواسته بود تا دستم را جلوی کسی دراز نکرده و بچه ها را مستقل بار بیاورم. طلافروش از آشنایان بود و علت فروش را از من پرسید و به او گفتم. آن وقت به زن تنها خانه اجاره نمی دادند و من در خانه پدرم زندگی می کردم. خبرشیرخشک
درد دل های بیماران مبتلا به EB:ما را زیر چتر بیماران خاص ببرید
. مهمونی هم نمی ریم چون فامیل ها اگر بدونن ماهم دعوتیم نمیان. فکر می کنن این بیماری واگیردار و بچه هاشون از دخترم می گیرن. اگر هم بیان نمی ذارن بچه هاشون به دخترم نزدیک بشن و دخترم به خاطر همین رفتارها افسرده و گوشه گیر شده، حتی با عروسک هاش هم بازی نمی کنه. مادر جنوبی حال و روز بهتری از دخترش ندارد و دوست ندارد کسی دخترش را ببیند. وی از مشکلات دیگر دخترش می گوید، مثلاً به خاطر این بیماری غذا
دانشجویان در دیدار با رهبری چه گفتند؟
قبال اعلام مواضع تشکل های دانشجویی که مبتنی بر حفظ عزت و کرامت ملی است، به انتصاب عناوین غیر منصفانه ای مبادرت ورزیده اند. وی ادامه داد: تاکید می کنیم که نتیجه مذاکرات هسته ای از سه راه خارج نخواهد شد، یا در نتیجه مقاومت مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی و پیروی کامل از رهنمود های رهبر معظم انقلاب و با اتکا به خطوط قرمز وضع شده توافقی خوب حاصل خواهد شد که خواسته آحاد ملت است. به گفته
شکست کودتا در ایران برای دشمن برد بود/ نقش آیت الله خامنه ای در ساماندهی ارتش
توانستند در مقابل دشمن سینه سپر کنند. تعدادی از بهترین نیروهای این یگان هم اعدام شدند. وقتی نفراتی اعدام می شوند دو سه برابر این ها از دور خارج می شوند. نگران می شوند، که نکند ما هم متهم شویم. گاه هم مخفی و یا فراری می شوند. یگانهای لشگر 21 حمزه که صبح پیروزی انقلاب با سخنرانی سرلشگر شهید ولی فلاحی با استقبال از خطر مرگ به سنندج رفتند و درخشیدند و اولین شهدا را دادند. آنها هم ضربه بزرگی دیدند
اینجا هر کس کشته شود شهید نیست
هستند، پشت سر موضع دفاعی نداریم، پس چاره ای نداریم الا اینکه به قلب دشمن بزنیم! بچه ها که گویی منتظر این حرف بودند، زود اعلام آمادگی کردند و هرچه دم دستشان بود برداشتند. ناگهان فریاد الله اکبر خاکریز را برداشت. بچه ها از خاکریز به پایین سرازیر شدند و با تیربار و کلاش و آر.پی.جی به طرف تانک ها آتش گشودند. آقا! اگر این امداد الهی نباشد، پس چه خواهد بود؟ باور کردنی نبود، تانک ها سر و ته
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (72)
وسیله اختراع میکردند که از خروپوف برق تولید کنه الان بابام یه نیروگاه هسته ای محسوب می شد! 18. تو این فیلم خارجیا که نشون میده مادر و پدره دعواشون میشه یه دفعه بچه میگه : مامان بابا بس کنید من خستم ... انقدر دعوا نکنید!!! بعد پدر و مادره شرمنده میشن و دیگه دعوا نمیکنن ... خواستم بگم اینا همش دروغه من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هردوشون خوردم که تا یه هفته به دیوار سلام میدادم!
آمار افراد اعدام شده به دستور اون
کره از 1950 تا 1953 جناح های چین گرا و حامی روسیه را در سال های قدرت خود حذف کرد. کارشناسان معتقدند که رهبر جوان کره شمالی تلاش دارد تا با این اقدامات جایگاه خود را مستحکم کند اما با این اقدامات راه به جایی نمی برد خصوصا اگر نتواند اقتصاد متزلزل کشورش را احیا کند. براساس اعلام آژانس جاسوسی کره شمالی، کیم ماه مه دستور اعدام هیون یونگ چون، وزیر دفاع کره شمالی را با استفاده از سلاح ضد هوایی صادر کرد و علت آن انتقاد از سیاست های این رهبر جوان، غیبت وی و چرت زدن در جریان یک نشست اعلام شد. *ایسنا ...
چه وزنی برای یک خانم باردار مناسب است؟
کاهش دهد و باعث کاهش رشد داخل رحمی جنین شود. از طرف دیگر چاقی می تواند همراه با افزایش فشار خون بارداری باشد. حتی جدا شدن جفت و مرگ داخل رحمی جنین هم ممکن است اتفاق بیفتد و در موارد بسیاری مشاهده می شود که مجبوریم جنین را به طور زودرس به دلیل اختلال خونرسانی که به علت فشارخون مادر ایجاد شده است خارج کنیم که عوارض زایمان زودرس و مشکلات ریوی ممکن است گریبانگیر بچه شود. در کل در هر دو صورت
اخبار جنایات داعش/داعش 13 عراقی را زنده زنده سوزاند/هلاکت مرد شماره یک داعش در افغانستان/داعش برپایی ...
علت خارج شدن از خانه برای فرار از فلوجه بدون پرداخت مبلغ هر نفر 800 دلار ، زنده در یک قفس در آتش سوزاندند. هایس افزود: پس از محاصره گروه های تروریستی به دست نیروهای امنیتی و تنگ شدن محاصره و قطع مسیرهای امدادی، اعضای داعش اهالی فلوجه را مجبور کردند برای ترک این شهر هر نفر باید 800 دلار پرداخت کند. این گروه همچنین 3 زن را به اتهام مخالفت با پیوستن فرزندانشان به داعش در شهر
راهی برای برگشت
اندیشند و مسیر جدایی را در پیش می گیرند اما بسیاری هستند که به دنبال حل مشکل و ساختن دوباره زندگیشان هستند. برای این آدم ها مهم نیست چه کسی مقصر است، زیرا به ترمیم پل های شکسته پشت سرشان فکر می کنند و حتی به این مسئله می اندیشند که چگونه می توانند به همسرشان کمک کنند که این گناه را جبران کرده و دوباره به روزهای آرامش زندگی مشترک برگردد. بسیاری هستند که تلاش می کنند زندگی خود را از نو
ما سند زنده نقض حقوق بشر غرب هستیم
تیپ 57 سپاه حضرت ابوالفضل(ع) لرستان، محمودوند به صورت مستمر به خدمت جنگ در می آید و پوتین رزم را به پا می کند و در بسیاری از عملیات های هشت سال دفاع مقدس شرکت می کند. این رزمنده در بسیاری از عملیات ها دچار موج گرفتگی می شود. او سه روز قبل از شیمیایی شدن به خدمت سردار نوری- فرمانده اکنون سپاه استان کرمان- می رود و سردار بار دیدن وضعیت وی دستور می دهد که در پشت خط بماند. در همان روزها عراق
جریان های افراطی دین داری خردستیز
مخالفت صدرا با اندیشه خردستیزی دین جهان اسلام اندیشمندانی را به خود دیده است که از خردستیزی گزاره های دینی سخن گفته اند. اینان منبع گزاره های دینی را در اموری از قبیل وحی یا ایمان محدود ساخته، رأی به آن داده اند که در توزین گزاره ها در ترازوی عقلانیت، هرگز جایی برای سنجش گزاره های دینی نیست؛ بلکه عقلانیت در ستیز با آن گزاره هاست. در این مجال ضمن اشاره به سخنان برخی از این قائلان، به
افشای نقش غرب در کشتار مسلمانان سربرنیتسا / گزارشی از اد والیامی در گاردین
کردند. دادگاه جنایات جنگی در لاهه این اقدام را نسل کشی اعلام کرده است، و رادوان کاراجیچ و راتکو ملادیچ رهبران صرب به خاطر مدیریت این قتل عام در انتظار حکم دادگاه به سرمی برند. تقصیر این کشتار را به گردن نیروهای هلندی هم انداخته اند، که هزاران نفر را که خواهان پناهندگی در مرکز فرماندهی شان بودند بیرون راندند، و این منظره را تماشا می کردند که صرب ها زنان و بچه های خردسال را از قربانیان
پرویز کردوانی: شهرداری ها هزینه "کاشت گل" را از فروش تراکم تأمین می کنند / علماء باید در مسأله آب ورود ...
کردند توسعه انجام می دهند. با پارتی بازی شهر را توسعه دادند و کشاورزی را توسعه دادند و آبها را غارت کردند. منابع آب دریاچه ارومیه از سه منبع بارش، آب های زیر زمینی و رودها بود. با احداث سد ها حق آبه دریاچه قطع شد و با حفر چاه های بسیار سطح آب های زیرزمینی را پایین آوردند. آنقدر این سطح پایین آمده که حالا آب شور از طرف دریاچه به سمت سفره های آب زیر زمینی روانه می شود. هر چه آب ببندیم به
از بحران کم آبی تا بی برنامگی برای مهار آب های سطحی در کجور
اطراف آن هم بردند و هر چه قدر هم که به رئیس آبفار زنگ می زنیم اما ترتیب اثری نمی دهد. وی خاطرنشان کرد: در یک مورد نیز انشعاب غیرمجاز از سوی افراد غیربومی در همین روستا رخ داده است که بلافاصله به رئیس آبفار زنگ زدم و او گفت به متولی این امر در منطقه اطلاع می دهم تا این انشعاب غیرمجاز را قطع کند که البته نیز این گونه شد ولی در کمال تعجب، فردای همان روز مجدد دستور داد دوباره همان انشعاب
گفتگوی “محمد جعفر محمد زاده” با “مهدی نژاد” امام جمعه سابق کوهدشت
به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری [...] به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی عالم ربانی حضرت آیت الله حاج شیخ ماشا الله مروجی (ره) گفتگوی صمیمانه دکتر محمد جعفر محمد زاده را با حاج سید علی مهدی نژاد امام جمعه سابق کوهدشت و امام جمعه فعلی گرمسار را خدمت مخاطبان ارائه دهیم . دکتر محمد جعفر محمد زاده : در یک روزجمعه بهاری با قرار قبلی راهی گرمسار شدم .از سالهایی که جناب حجه الاسلام والمسلمین حاج سید علی مهدی نژاد کوهدشت بوده تا الان ارتباط مستمر و البته خانوادگی ام با ایشان قطع نشده است. بار چهارمی است که به گرمسار می آیم ، سه بارش جمعه بوده و توفیق شرکت در نماز جمعه را هم یافته ام. واین بار به قصد دیگری آمدم ،چهارمین سالگرد رحلت حضرت آیت الله مروجی نزدیک است و قصد دارم برای سالگردش مجموعه مختصری منتشر کنم .بعد از نماز جمعه به منزل آمدیم و آقای مهدی نژاد با همان صمیمیت قدیم و قبلی گرم پذیرایی و صحبت شد. اجازه خواستم بحث را روی موضوع اصلی متمرکز کنم ضبط را روشن کردم وبحث آغاز شد. بحث کوهدشت که به میان می آید آقای مهدی نژاد گل از گلش می شکفد و با لذت خاطرات کوهدشت را تعریف میکند.صحبتها از مرحوم اقای مروجی شروع شد و به دوران دفاع مقدس و ویژگی های مردم کوهدشت وبرخی تلخ وشیرین های کوهدشت کشیده شد.وقتی از کوهدشت و مردمش به اسم یاد می کند تو گویی که زاده کوهدشت و دهها سال در میان مردم بوده است.هنوز هم ارتباطش را با برخی اهالی کوهدشت قطع نشده و بعضی ها استخاره و مسایل شرعی شان را تلفنی با وی در میان می گذارند.سال 65 که در میان استقبال مردم وارد کوهدشت شد 28-29 سال بیشتر نداشت وده سال در میان مردم ماند وعلیرغم خواست مردم و علاقه قلبی اش به شهرستان الیگودرز رفت و حدود 8 سال هم آنجا ماند و پس از آن به گرمسار که استان زادگاهش هست آمده است. اکنون هم فعال و با نشاط علاوه بر کار امامت جمعه مسئولیت اداره حوزه های علمیه استان را بر عهده دارد و به همین جهت است که غالبا هفته ای سه روز را در سمنان و یا سایر شهرستانها برای رسیدگی به امور حوزه می گذراند.در این سفر سید حسن پسر ارشدشان که تا اوایل دوره راهنمایی را در کوهدشت درس خوانده بود دیدم و متوجه شدم که پس از ده سال درس و بحث مستمر حوزوی در قم به گرمسار آمده و کمک کار پدر شده است ودر غیاب او نماز جماعات را به جا می آورد و نایب پدر است.و چقدر شبیه روزهایی است که پدرش به کوهدشت آمده بود. پدری که امروز دانه های موی سیاه در سر وصورتش نایاب شده است. با تشکر از جنابعالی که فرصت دادید و مجالی فراهم فرمودید تا در باره موضوعاتی که قطعا مورد علاقه شما هم هست گفتگو کنیم.شما ده سال از بهترین سالهارا در کوهدشت سپری کردید ،بهترین که می گویم از چند جهت ،یکی اینکه دوره ای به کوهدشت آمدید که تجربه قبلی امامت جمعه در دو شهر را داشتید وامام جمعه با تجربه ای محسوب می شدید و دیگراینکه حدود یک دهه از انقلاب اسلامی گذشته بود و مردم کوهدشت هم به بلوغ سیاسی اجتماعی خوبی رسیده بودند و دوران شور و شعور دفاع مقدس هم بود و بعد هم از جهت میزان اثر گذاری حضور ده ساله شما که واقعا دوره ای ماندگار و به یاد ماندنی و پر خاطره است، به مناسبت سالگرد رحلت مرحوم آیت الله مروجی بحث را از ایشان شروع می کنیم و از جنابعالی میخواهم هر طور صلاح می دانید آغاز بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. ضمن تشکر و قدردانی از شما به خاطر ایده خوب و خیری که در زمینه کارهای فرهنگی دارید به ویژه این که در باره آیت الله مروجی می خواهید کاری انجام دهید. زمانی که کوهدشت بودم هر موقع مهمانی برای ما می رسید به ویژه مهمانانی که مقداری به طرف دنیا متمایل شده بودند تلاش می کردیم هرجور شده ترتیب ملاقات آنها را با آقای مروجی بدهیم ومعمولا این اشخاص وقتی می رفتند و بر می گشتند خیلی تحت تاثیر قرار می گرفتند وخود شان به زبان می آوردند که ما بد جوری در مسایل دنیا گرفتار شده ایم و باید برویم تغییری در خودمان ایجاد کنیم.ایشان دو تا اتاق کوچک داشت که خود من چند بار به ایشان گفتم که اجازه بدهید دستی به سر و روی این دو اتاق بکشیم و حد اقل سفیدشان کنیم و او می گفت نه نیازی نیست، تا به حال عمر من اینگونه گذشته است . در هر صورت تا آنجا بودیم حتی اجازه سفید کردن آن دو اتاق را ندادند.همه مردم کوهدشت هم معتقد بودند از منزل ایشان تا مسجد جامع، مردم مسیر از برکت وجودشان متاثر شده اند.اهل ذکر بودنش و ذکر گفتن و تواضعش و سلوک و راه رفتنش و نحوه برخوردش با مردم به نحوی بود که همه مردم را تحت تاثیر قرار داده بود. بالاخره ایشان تقریبا تنها روحانی مقیم شهر بودند و شما هم امام جمعه شهر ،قطعا به واسطه دغدغه های مشترک و از جمله حوزه علمیه ارتباطات شما در آن ده سال با ایشان زیاد بود و می دانستید که مرحوم آقای مروجی نسبت به حوزه علمیه باقر العلوم که خودش بنا نهاده بود حساسیت ویژه داشت.نگاه ایشان به حوزه و تربیت طلاب چگونه بود؟ گاهی اوقات راجع به حوزه باهم صحبت می کردیم که خوب است مقداری بیشتر به طلبه ها برسیم واز جهت امکانات و شهریه قدری توجه بیشتری بکنیم.ایشان می گفت:طلبه اگر سختی نبیند در آینده نمی تواند فرد مفیدی باشد باید در شرایط سخت با زی طلبگی درس بخوانند تا بتوانند رشد معنوی کنند.در هر صورت ایشان به همان اندازه ای که برای خودشان چیزی نمی خواستند در نقطه مقابل دغدغه حوزه و طلبه ها را داشتند. به نظر شما راز محبوبیت ایشان و جایگاهشان در دلهای مردم چه چیز می تواند باشد؟ ایشان در رفتار شخصی شان بسیار اهل مراقبت بودند، روزی به ایشان تعارف کردم که از چای و امکان پذیرایی که بود میل بفرمایند ،گفت نذر کرده ام اگر بیشتر از مقدار معین و مورد نیاز مثلا بیشتر از یک چای بخورم روزه فردا بر من واجب شود وخودم را عادت داده ام که کم غذا بخورم و کم استفاده کنم. کارهایش روی حساب و کتاب بود،در خوردن و آشامیدن در سخن گفتن وخیلی چیز های دیگر اهل رعایت و مراقبت بود.مردم هم واقعا چون می دیدند ایشان عالم عامل است و خودش اهل عمل است خیلی متوجه ایشان بودند و احترام می گذاشتند و در دل مردم جای گرفته بود . ارتباط کاری شما با ایشان در بحث مراجعات مردم و پاسخگویی به نیاز های دینی مردم چگونه بود؟در هر صورت شما امام جمعه شهر بودید و ایشان روحانی قدیمی، شما جوان و پر انرژی بودید وایشان دوران کهولت و پیریشان را می گذراندند. در طول ده سالی که در کوهدشت بودم ارتباط من با ایشان بسیار گرم و صمیمی بود.اواخر صحبت شده بود که بعد از ده سال از کوهدشت به الیگودرز بروم خوب مردم آن زمان خیلی لطف داشتند وایشان با اینکه اهل فضل و دانش بود و من هیچ گاه خودم را طلبه ای بیشتر در مقابل شان نمی دانستم دیدم با جمعی از معتمدین شهر آمدند منزل ما و تعبیراتی به کار بردند که باعث شرمندگی من شد، این روحانی پیرمرد با آن اوصاف معنوی و شان و جایگاه معنوی که داشتند گفتند:امام جمعه در یک شهر حکم پدر را دارد و پدر هیچ موقع بچه هایش را رها نمی کند برود،الان اگر شما این شهر را رها کنید و بروید این شهر بی صاحب میشود وامروز که در کوهدشت یک وحدتی ایجاد شده است وجود شما ضروری است . خلاصه اینکه ایشان وقتی بنا بود برای خودشان قدمی بر دارند هیچگاه جلو نمی افتاد اما وقتی می دید موضوعی برای عموم است پیش قدم میشد .ضمن اینکه واقعا پشتوانه بزرگی برای فعالیتهای دینی و مذهبی امام جمعه در شهر بودند. یکی دیگر از ویژگی های مرحوم آیت الله مروجی عزت نفس ایشان بودکه من در ده سالی که در کوهدشت بودم یک بار ندیدم که یک جمله ای مبنی بر احتیاج و نیاز شخصی خودشان بر زبان بیاورند و تا جایی که بیاد دارم ندیدم از کسی یا جایی چیزی بخواهد و اظهار نیازی بکند،عزت نفس ایشان به اندازه ای بود که هیچ موقع نه به خودش و نه به دیگران اجازه نداد برای او چیزی بخواهند مستغنی مستغنی بود.با حد اقل ممکن زندگی می کرد و زندگی ایشان هم برای ما و هم برای همه کسانی که می آمدند و می دیدند باعث عبرت بود.روزی یکی از آقایان روحانی که در تهران برای خودش زندگی مرفهی درست کرده بود به دیدن من آمد،من دیدم بهترین راه برای اینکه ایشان مقداری متنبه شوند این است که ببرمشان پیش آقای مروجی ،وقتی برگشتیم دیدم که ایشان بسیار متاثر شده و با خود می گفت:خدایا ایشان دارد زندگی می کند ما هم داریم زندگی می کنیم،او به چه فکر می کند و ما در چه افکاری هستیم وبه چه صورت دارد حرکت می کند وچه کسی را الگوی خود قرار داده است.به این جهات بود که مردم به او علاقمند شده بودند وهمیشه هم این مطلب را داشت و می گفت:باید اول خدا را راضی کرد بعد مابقی چیزها خودشان درست می شوند. او به این حد از اطمینان قلبی رسیده بود. خدمات مرحوم آیت الله مروجی و مشخصا خدمت ماندگار ایشان یعنی تاسیس وتداوم حوزه علمیه حضرت باقرالعلوم(ع) حایز اهمیت است،از آنجایی که شما به حسب مسئولیتتان در شهر در جریان کار حوزه و نقش مرحوم ایشان بوده اید در این زمینه اگر نکته ای باقی مانده بفرمایید. حوزه علمیه در هر جایی چراغ دین در آن جا محسوب می شود.آقای مروجی برای حوزه علمیه خیلی زحمت کشیدند و خیلی تلاش کردند.علیرغم اینکه آقای مروجی اهل هیچ درخواستی نبود ولی ایشان برای ارتقا حوزه از هیچ کوششی فر گذار نبودند برای پیشرفت حوزه هر گاه موقعیتی پیش می آمد مثلا مسئولی می آمد و یا خودشان در زمینه جمع آوری زکات، با زحمت فراوان اقدام می کردند.بلاخره حوزه ای را که خودشان سالها پیش با جمع محدودی طلبه پایه گذاری کرده بودند ، بنای ساختمانی اش هم با همت خودش آغاز شده بود وتا بود تمام توانش این بود که حوزه را به نحواحسن اداره کند و البته به اداره حوزه بر اساس روش سنتی حوزه هم اعتقاد داشت.همانطور که امام فرموده بودند به فقه جواهری اعتقاد دارند ایشان هم بر این روال معتقد بود وبرای تربیت طلاب با زی طلبگی، از ظاهر گرفته تا درس و بحث بسیار کوشا و جدی بودند والحمد لله امروز حوزه کوهدشت از حوزه های خوب و فعال استان لرستان محسوب می شودکه طلاب خوبی تربیت کرده و آینده درخشانی هم دارد که جزو باقیات الصالحات ایشان محسوب میشود. شما ده سال یعنی از سال 65 تا 75 در کوهدشت بودید.قبل از آن هم تجربه امامت جمعه در رامشیر و رامهرمز را هم داشتید از سال 75 هم تا کنون در شهرهای الیگودرز و گرمسار مشغول اداره این جایگاه اجتماعی و معنوی هستید .کوهدشت را در مقایسه با جاهای دیگر چطور دیدید؟ بنده تقریبا 31 سال است که امام جمعه هستم. در کوهدشت یکی از ویژگی های مردم این بود که ظاهر و باطن مردم یکی بود،در این مدتی که من کوهدشت بودم مردم اعتماد خاصی پیدا کرده بودند که من این اعتماد را نه قبل دیده بودم و نه بعد که تا این اندازه به یک طلبه اطمینان شود. مثلا در نماز وقتی برای باران دعا می کردیم مردم اعتقاد داشتند که حتما باران می آید واصل هم برای استجابت دعا هم همین اعتقاد است، لذا به خاطر همین اعتقاد خداوند هم تفضل می کرد و باران رحمتش را نازل می نمود.ویژگی دیگر مردم کوهدشت این بود که زیاد سخت گیر نبودند که همه چیز را از لحاظ قانونی حل وفصل کنند سعی می کردند کمتر دادگاه بروند و راضی بودند مشکلاتشان را پیش یک طلبه مطرح کنند تا بروند دادگاه پیش قاضی و این هم نشانه اعتمادشان به روحانیت بود شما آن زمان را به یاد بیاورید یک شهرستان بود و یک قاضی به نام آقای عبداللهی که به همه امور می رسید برای اینکه مردم قسمت عمده مسایلشان را در بین خودشان و یا در دفتر امام جمعه رفع و رجوع می کردند.ویژگی دیگر مردم کوهدشت سخاوتمندی آنها بود علیرغم اینکه وضع مالی آنجا خیلی خوب نبود ولی با این وجود مردم بسیار سخی بودند و خدا هم بر همین اساس خیر و برکتش را بر مردم نازل می کرد .خصوصیت دیگر مردم پافشاریشان بر حق بود معمولا مردم اگر به مطلب حقی می رسیدند دیگر رها نمی کردند.ما اول که آمدیم مردم خیلی روی خوش نشان ندادند 150 نفر بیشتر نماز جمعه نمی آمدند بعد وقتی دیدند راهی که ما دنبال می کنیم راه حقی است و دنبال خط و جناح نیستیم دیگر رها نکردند و از این رو تا روزهای آخر که آنجا بودیم همیشه نماز جمعه با شکوهی داشتیم ولذا وقتی آقای موسوی دامغانی معاون شورای سیاستگذاری ائمه جمعه برای معرفی امام جمعه بعدی رفته بودند تعریف می کرد می گفت من اولین باری است که برای معرفی امام جمعه ای می روم می بینم مردم برای امام جمعه قبلی گریه می کنند.و لذا این را که گفتم فقط برای این بود که بگویم مردم کوهدشت وقتی حقی و یا راه درستی را تشخیص می دهند پای کار می ایستند و در حمایت از مسیر درست هم همواره حساب شده و با اعتقاد هستند. مردم کوهدشت در شجاعت هم کم نظیرند. آیت الله نعیم آبادی امام جمعه ونماینده فعلی ولی فقیه در بندر عباس، آن زمان آمده بود کوهدشت و رشادت رزمندگان کوهدشت را که دیده و شنیده بود می گفت نظام به جای اینکه برود در برخی جاها برای جنگ سرمایگذاری کند بهتراست قدری بیشتر به کوهدشت توجه کند و توانش را اینجا بگذارد همین جوانان تکلیف جنگ را روشن می کنند. در عملیات مرصاد هفت هزار نفر از مردم کوهدشت رفتند و سینه سپر کردند جلوی دشمن ایستادند واین در حالی بود که خیلی از شهرها ی اطراف تخلیه کرده و رفته بودند در هر صورت در کنار سایر صفات خوب مردم کوهدشت شجاعت،سخاوت و یک رنگی از مشاهدات عینی من در آنجا بود. شما در طول مدتی که در کوهدشت بودید منشا برکات و خدمات خوبی شدید با وجود اینکه می فرمایید در ابتدا کار سخت بود اما به سرعت توانستید در دل مردم جا باز کنید از روزهای آغاز کار و کلا فضای کارهای فرهنگی کوهدشت حتما گفتنی های فراوانی دارید که البته باید در مجال جداگانه ای به آن پرداخت ولی مایلم از این فرصت پیش آمده قدری خاطرات شما را مرور کنیم. از همان ابتدا در کوهدشت احساس می کردم اگر سخنی می گویم هدر نمی رود. مثلا یک روز همان اوایل رفتم مجلس ختمی در مسجد دیدم از شدت دود داخل مسجد پیدا نیست گفتم این جا چه خبر است؟گفتند در فاتحه خوانی رسم است که تا پایان چند بار سینی پر از سیگار را می چرخانند ومردم هم سیگار بر می دارند و می کشند. من دیدم عجب چیز بدی است، یک اطلاعیه ای دادم و در آن پیشنهادهایی نوشتم که در مراسم ختم و فاتحه چه بشود و چه نشود،خیلی زود مردم همراهی کردند ،خادم مسجد آمد گفت که در اولین مجلس سیگار آورده اند و من گفته ام که امام جمعه ممنوع کرده است و صاحب عزا بدون هیچ مقاومتی پذیرفته است . یا مثلا دیدم در کوهدشت تا چهل روز در منزل صاحب عزا خرج می دهند ، اطلاعیه دادم که برای اموات، مستحب چیست و واجب کدام است و توصیه دین چیست،دیدم خیلی زود جا افتاد و مقاومتی هم نشد. همان طور که گفتم در حل و فصل دعوا ها و اختلافات مردم بیشتر حکمیت یک طلبه را می پذیرفتند تا محکمه و قاضی و دادگاه واین را شما در خیلی از جاها نمی دیدید.الان هم من در جاهای دیگر وقت می گذارم و صحبت می کنم ولی تاثیری که در کوهدشت می دیدم نمی بینم. از ویژگی های کوهدشت خیلی می توان گفت.من وقتی از سفر مکه برگشتم به آقای هادیان گفتم که برای نزدیکان و مسئولین شهر یک نوبت شام بدهیم شما خودتان هم در جریان بودید ،دیدم مردم به اندازه ای لطف کردند ومحبت نمودندکه ما چندین شبانه روزشام و نهار درست کردیم و مهمانی دادیم. البته مایه اش هم خیرات خود مردم بود که هدیه می آوردند وما هم فقط درست می کردیم وتبدیل به غذا می کردیم و پذیرایی می کردیم تا جایی که من دیگر توان سر پا ایستادن نداشتم.محبت مردم به گونه ای بود که امام جمعه را متعلق به خودشان می دانستند به نحوی که من احساس می کردم مهمان مردم هستم. سالهای اول حضور شما در کوهدشت مصادف بود با سالهای اوج دفاع مقدس که دوران افتخار آمیزی برای تاریخ کوهدشت است و شما خیلی از شهدای گرانقدر که سرمایه های ابدی مردم کوهدشت هستند و خانواده های آنها را می شناسید به نظر شما مناسبات مردم با دفاع مقدس چگونه بود؟ گذشته از گردانهای رزمی جوانان کوهدشتی و دلاوری هایشان ،مردم عادی در کمک به جبهه و جنگ با اینکه وضع مالی مناسبی هم نداشتند در بحث کمک به جبهه بسیار فعال و سخاوتمند بودند. به خاطره دارم که یک روز سردار حاج نوری فرمانده لشکر 57 حضرت ابوالفضل(ع) تماس گرفتند وگفتند که رزمندگان در کردستان با کمبود آذوقه به ویژه گوشت و مواد پروتئینی مواجه اند.با اینکه شهر بمباران می شد ومردم در شهر نبودند همان موقع در دفتر امام جمعه جلسه ای تشکیل دادم و گفتم از جبهه این پیغام رسیده است.در مدت یک هفته 13 کامیون گوسفند جمع آوری شد و من خودم و نماینده وقت و چند نفر از مسئولین شهرستان رفتیم منطقه عملیاتی “گمو”و” گرد رش” هدایای مردم را به رزمندگان رساندیم و برگشتیم. شما میدانید که موشکهایی که به عراق اصابت میکرد بخشی از مناطق اطراف کوهدشت پرتاب می شد اما من نشنیدم که کسی پیدا شود و علیه نظام قدمی بردارد و اسرار نظام را افشا کند.مردم واقعا در شرایط سخت جنگ همراهی شان با نظام در سطح عالی بود در برخی جاها می شنیدیم مردم به خاطر کمبود آذوقه اعتصاب و یا اظهار نارضایتی می کردند اما در کوهدشت در آن شرایط سخت نانوایی ها نانشان می ماند ،علتش هم این بود که روستاییان که میزبان مردم جنگ زده بودند خودشان آذوقه مردم را تامین میکردند وکمبودی احساس نمی شد حتی در قم از این دست مشکلات وجود داشت و البته ما وقتی تعریف می کردیم خیلی ها باورشان نمی شد. رابطه مردم کوهدشت را در کل با روحانیت چگونه ارزیابی می کنید؟ روحانیت در کوهدشت علیرغم تعداد کم، خوب عمل کرده است و به همین جهت مردم هم خوب برخورد می کردند حتی اگر شخصی عملکرد بدی هم داشت مردم رازداری می کردند.مثلا طلبه ای رفته بود جایی و بد عمل کرده بود ولی مردم به من منتقل نکردند بعد گفتم چر نگفته اید گفتند ما سعی کردیم که پنهان کنیم که هم شما را ناراحت نکنیم هم آسیبی به آبروی روحانیت وارد نشود.در کل روحانیت نزد مردم کوهدشت احترام داشت و رابطه حسنه ای وجود داشت که البته احترام و رابطه دو طرفه ومتقابل بود. در مدتی که در کوهدشت بودید حتما به این نکته التفات فرمودید که مردم کوهدشت و به ویژه جوانان آن از هوش سیاسی سرشاری بهره مند هستند و قطعا خاطرات خوبی هم دارید. بله واقعا کوهدشتی ها دارای اطلاعات و معلومات عمیق سیاسی هستند.شش ماه قبل از اینکه آقای منتظری برکنار شوند آن موقع در دبیرستان امام جعفر صادق(ع) که من رفته بودم برای سخنرانی برخی آمدند و به من گفتند این شیخ هم که خراب کرده است و این نشان میداد که مردم و به ویژه جوانان نسبت به موضوعات سیاسی حساس وپیگیر هستند واز مسایل سیاسی پشت پرده هم با اطلاعند، لذا همانطور است که می گوئید مردم کوهدشت دارای بینش سیاسی دقیق و عمیقی هستند و فکر می کنم از قبل هم چنین بوده اند. دوره ای که شما کوهدشت بودید حوادث تلخ و شیرین سیاسی زیادی مخصوصا در جریان انتخابات کوهدشت رخ می داد، حتما خاطراتی هم از آن دوره دارید.مخصوصا آن واقعه تلخی که چند نفر بی گناه کشته شدند و درگیریهایی در اطراف فرمانداری رخ داد. انتخابات(سال68) را به آرامی پیش برده بودیم، ولی معاون سیاسی و فرماندار وقت مقداری کار شکنی کردند ونگذاشتند. همان روز ها رییس اداره اطلاعات وقت کوهدشت آمد و گفت اگر شما ورود نکنی اینها نمی توانند هیات اجرایی تشکیل بدهند. البته آنها نمی خواستند امام جمعه در کارشان دخالت کند بعد دیدند ظاهرا چاره ای ندارند ،بعد از نماز مغرب و عشاء بود که فرماندار آمد پیش من و گفت خوب است امشب شما هم سری بزنید فرمانداری. من هم رفتم و با وساطت من و صحبتی که با عقلای هر دو طرف کردم لیست هشت نفر را به 30 نفر مدعو دادم و گفتم لطفا به اینها رای بدهید تا غائله بخوابد با اینکه برخی معترض بودند ولی با رای زنی با اشخاصی مثل مرحوم حاج سید علی رضا هاشمی،ابراهیم باقری وعلی تیموری به نتیجه رسیدیم تا اینکه ساعت 11 شب قبل از اتمام مهلت قانونی هیات اجرایی تشکیل شد. در کل مسئولین سیاسی شهر و استان به علت محاسبات غلطی که داشتند دچار اشتباه شدند و بعد ازانتخابات مردم متاسفانه به خیابانها ریختند و بعد چند نفر بی گناه هم کشته شدند. اگر به محض وقوع هم من در جریان قرار می گرفتم شاید می شد مانع از آن اتفاق ناگوار شد ولی چون نمی خواستند من در مسائلشان دخالت کنم مرا در جریان نگذاشتند . بعد هم وقتی رییس اطلاعات گفته بود برویم فلانی را بیاوریم گفته بودند که در شهرستان نیست در حالی که بودم و اگر در بین مردم حاضر می شدم مردم به حسب تجربه در موقعیت های دیگر حرف مرا گوش می کردند و متفرق می شدند . بعد هم وارد ماجرا شدیم و با کمک معتمدین، شهر آرام شد وجالب که همان کارهایی که در دفتر من مکتوب و به توافق وامضای طرفین رسید تا شهر آرام گرفت را در شورای تامین استان بدون اینکه نامی ببرند به عنوان کار خودشان معرفی کردند . البته خاطرات شیرین کوهدشت بیش از تلخی هاست . مجددا از شما سپاسگزارم که وقت دادید و این مجال فراهم شد. برای بنده هم فرصت مغتنمی بود تا هم امروز در نماز جمعه با شکوه گرمسار شرکت کنم و تداعی خاطرات 20-25 سال پیش بشود و هم از سخنان ارزشمند شما در باره مرحوم آیت الله مروجی وسایر موضوعاتی که مطرح شد بهره ببرم. من هم برای شما توفیق آرزو می کنم و امیدوارم در مسیر فعالیتهای فرهنگی تان خداوند شما را یاری بدهد . کانون فرهنگی سبحان تصاویر : اختصاصی میرملاس درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت ) ...
حال زندگی خیلی ها خوب نیست
ساله آنها با درآمد اندک حاصل از کار کردن در خانه دیگران، به سختی سفره خانه را زرق و برق می دهد! مادری هم هست که بیماری قلبی دارد و پزشکان گفته اند، هرچه زودتر باید برای ادامه درمانش اقدام کند و یک ماه بستری بودن در بخش سی.سی.یو بیمارستان به معنای اتمام درمانش نیست! پدری که تا می توانست روی پاهایش راه برود با یک گاری دستی، خودش را شرمنده خانواده اش نکرده بود؛ چون فرزندانش
معرفی وزیر دفاع کره شمالی
را تقویت کرده بود. پاک در سال 1999 در ارتش کره شمالی به عنوان ژنرال ارتش برگزیده و در ماه می ژنرال چهار ستاره شد. دستگاه های اطلاعاتی کره جنوبی پیشتر اعلام کرده بودند: هیون یونگ چول ، وزیر دفاع پیشین کره شمالی به علت بی احترامی به کیم جونگ اون، رهبر این کشور در 30 آوریل و در حضور صدها مقام کره شمالی اعدام شده بود. گفته شده بود که وزیر دفاع اعدام شده کره شمالی در یک رویداد نظامی چرت می زد و به این مراسم که در حضور رهبر کره شمالی انجام می شد، بی توجهی کرده بود.
یک سال پس از فاجعه: تراژدی کودکان غزه و بحران آسیب های روانی / گزارش نشریه نیشن
ذهن-بدن در غزه بود و دیدار ما در اتاق پذیرایی خانه اش در غزه صورت گرفت. عطی می گوید: وقتی از "اختلال فشار روانی پس از آسیب" صحبت می کنیم، باید یک "پس"ی وجود داشته باشد. اما در غزه هیچ "پس"ی وجود ندارد. نور چراغ قوه ی یک گوشی تلفن همراه صورتش را روشن می کرد؛ برق چند دقیقه پیشتر قطع شده بود. با گذشت شش ماه از آتش بس، غزه تنها شش ساعت در روز الکتریسیته دارد، که علت آن آسیبی است که به تنها نیروگاه برق
نشریه خبر روز جامعه مدرسین مورخ 1394/04/20
جدیدترین تسلیحات نظامی در استان حضرموت یمن مستقر کرد. همچنین منابع خبری اعلام کردند که اخیرا تعداد زیادی از افراد مسلح با لباس های متحد الشکل نظامی از سمت عربستان به منطقه العبر واقع در حضرموت وارد شده اند. رژیم سعودی آتش بس در یمن را نقض کرد تسنیم/ رژیم سعودی با حمله به یک کامیون حامل مواد غذایی بار دیگر آتش بس انسانی در یمن را نقض کرد. عبد الملک الحوثی رهبر انصارالله با
وزیر دفاع جدید کره شمالی منصوب شد
اعلام کرد که پیونگ یانگ، هیونگ یونگ چوی وزیر دفاع وقت این کشور را به جرم خیانت به کیم جونگ اون رهبر کره شمالی اعدام کرده است. خبرگزاری کره شمالی نیز روز شنبه اعلام کرد که پارک به عنوان رییس نیروهای مسلح و ارتش که همطراز وزیر دفاع است، اخیرا ریاست گفت وگوها با مقامات بلندپایه نظامی لائوس در پیونگ یانگ را به عهده داشته است. وی از جمله مقام های نظامی است که اخیرا رهبر کره شمالی را در برنامه
کسی که از محبت شدید برخوردار نیست نیمه افسرده زندگی می کند
که مورد انتظار است) و اگر در جامعۀ ما احیاناً تعداد آدم های گرفتار زیاد است، یقین بدانید که ما اولاً از دین کم گذاشته ایم که وضع مان این گونه است. نه اینکه بگوییم: ما دین مان خوب است ولی قسمت های دیگر زندگی ما خوب نیست نه! ما در زمینۀ دین خودمان کم گذاشته ایم که الان زندگی مان خوب نیست. نباید بگوییم: در کنار دین داری، باید به زندگی هم بپردازیم! این درست نیست؛ مگر دین به ما دستور نمی دهد
مرجع تقلیدی که پدرش اورا وقف امام زمان کرد
(کسی بود که سایه به سایه ما حرکت می کرد) او می گفت با پدرم صحبت کردم که دستور داده اند من آقای مکارم (و همراهان) را به رگبار ببندم،پدرم به من گفت گمان نمی کنم کسی که مکارم را بکشد روز قیامت اهل نجات باشد، همین مسأله در من اثر گذاشت و مانع شد که من آن دستور را اجرا کنم. حادثه دوم درس را ظاهراً تمام کرده بودم و به طرف منزل می آمدم، جوانی پشت سر من سایه به سایه حرکت می کرد، دم در