سایر منابع:
سایر خبرها
چشم ما دنبال مال و محبت دیگران نیست
19 ماهه در دست داشتم و دو فرزند دیگرم به دنبالم می دویدند، برای دیدن شهید رفتم. در آن لحظه فقط خدا را صدا می زدم. هنگام خاکسپاری، برخی به جای دلداری، زخم زبان به من می زدند. یکی از اقوام کنارم آمد و گفت: همین را می خواستی؟ ریشهای او را بلند کردی، وارد سپاه کردی، به جبهه فرستادی و حالا هم جنازه اش را تحویل ما دادی! من در آن لحظه سخت، بچه را زمین گذاشتم و سه بار بلند و با گریه گفتم، ا
خانواده 11 نفره ایرانی با 6 معلول ذهنی!
حتی چون در خانه پدرخانمم زندگی می کردیم، تا مدتی بعد از ازدواج هم متوجه این بیماری نشدم چون معلولیت همسرم مانند فرزندان آنچنان وخیم نیست ولی به هر تقدیر بچه ها از مادرشان ارث برده اند. تنها نان آور خانه هستم از پیگیری های پزشکی برای درمان بچه هایش می پرسم: بچه کوچک من 25 سال سن دارد. قدیم نه ما سواد چندانی داشتیم و نه درمان و پزشک اینقدر زیاد بود. آنقدر اطلاعاتم کم بود که تا
در نشست آسیب شناسی خصوصی سازی ورزش چه گذشت؟
گرا. ما در کشور فوتبال برنامه محور نداریم. یک عده سعی می کنند فوتبال برنامه محور داشته باشیم ولی صدایشان به جایی نمی رسد. حاج رضایی ادامه داد: من سوال دارم چرا در مورد خصوصی سازی پرسپولیس و استقلال فقط صحبت می کنیم؟ چون این دو تیم ویترین وزارت ورزش هستند و وزارت ورزش می تواند روی این دو باشگاه مانور دهد؟ او ادامه داد: فوتبال ما را چند چیز تهدید می کند. یک تهدید فرهنگی مثل
بابا دست و پا ندارد ؛ 19 عمل جراحی هم افاقه نکرد + تصاویر
مایحتاج زندگی خانواده اش را تامین کرده و حاصل زندگی 7 ساله اش دو پسر یک و نیم و سه ساله است اما یک حادثه کوچک یا شاید بی احتیاطی آینده ای را که برای پیشرفت خود ترسیم کرده بود، تغییر داد ... وارد منزل خانواده باوندیان که می شوم، ورودی درب در کنار کفش های جفت شده رقیه و کودکانش، یک ویلچر نیز به حالت جمع شده قرار گرفته بود ویلچری که انگار جای کفش های پدر را پر کرده بود. خانه ای کوچک و نقلی که
آسوده نخوابید، شهر در امن و امان نیست
یک سال و دو ماه است که سرنوشتش با تخت اتاقش گره خورده. از همان روزی که آن حادثه شوم در پارک ارم برای او و دو دوست دیگرش اتفاق افتاد. جمعه 19 اردیبهشت 93. همان شبی که قرار بود شبی خاطره انگیز برای سه دوست هم دانشگاهی و همراهان شان باشد. همه چیز هم خوب پیش می رفت. ساعت های خوش تفریح و بازی و شادی در لونا پارک ارم. تا اینکه به تصویب جمع قرار شد همگی بازی موش دیوانه را تجربه کنند. کابین هایی که روی ریلی مارپیچ با سرعت حرکت می کنند تا آدرنالین خون تان به غایت بالا رود و به قول معروف خون تان به جوش آید. ...
افطاری های ساده کف خیابان
جا می آورند. امّا درکنار این پیرمرد مهربان، پسر جوانی هم که علیرضا نام دارد، مشغول پذیرایی از روزه داران است. جلوتر می روم و از او درباره حال وهوای این افطاری می پرسم؛ درحالی که عرق از سر و رویش سرازیر شده می گوید: پذیرایی از میهمانان ماه خدا عین عبادت است و خدا کسانی را که سهمی در افطاری دادن به روزه داران دارند، دوست دارد. *حمایت خیّرین گمنام از سفره های افطار خیابان های
احمدزاده: جشن رمضان سیاهنمایی نیست
فقط چند صندلی داشت و دو در، یکی از درها همان دری بود که من از آن داخل شدم و دیگری دری که به یک اتاق دیگر راه داشت. اتاق چهار صندلی داشت و دو نفر روی صندلی ها نشسته بودند و من وارد اتاق شدم. حسینی و نوری که از عوامل پشت صحنه بودند در حال صحبت با آقایی بودند که داشت از روزهای سختی که پشت سر گذاشته بود می گفت. او فردی سُنی بود که به تازگی شیعه شده بود. دختر بچه ای شش ماهه را در آغوش داشت و مشغول
قرآن کتاب حکایت و قصه نیست
و اما حجابش را از دست ندهد. قانون محیط می گوید تعرّب بعدالهجره حرام است. قانون محیط می گوید چرا به جایی رفتی که نتوانستی دینت را حفظ کنی. قانون محیط می گوید مگر نمی دانستی قانون محیط تأثیر عجیبی روی تو می گذارد. قرآن می فرماید تقلید از کسی است که نفهم و کودن باشد و کشش فکری نداشته باشد یا چاره ی نداشته باشد. مثل اینکه کسی بچّه اش مریض است و دکتر نیست و باید به دکتر برود یا می خواهد
روایت شاهد عینی قیام مسجد گوهرشاد از قتل عام مردم مشهد
مشهد شهرت یافت که آقای بهلول در مسجد منبر رفته و راجع به بیحجابی که دولت میخواهد ایجاد کند صحبت کرده و او را گرفته اند، در کشیک خانه ی صحن بزرگ زندانی شده، که من خودم رفتم و دیدمش. بعداً گفته شد فردای آن روز در صحن کوچک منبر رفته و از طرف لشگر رضاخان سربازها آمدند جلوی صحن برای جلوگیری که با مقاومت مردم و پرتاب سنگ روبه رو شده و مقداری تیراندازی کرده اند و مردم متفرق و منبر خاتمه یافته. روز بعد
قصه غربت زمزم رضوی در حوالی مشهدالرضا
نتیجه می ماند. اما این اتفاق هم خالی از حکمت نیست، چون موجب شد با زائران و اهالی با صفای روستا همصحبت شوم. * این چشمه، معجزه امام رضا ست حاج غلامرضا نقیمی که به گفته خودش ازروستای سلطان آباد معدن نمک در نزدیکی نیشابور است، برای دیدار با دختر و دامادش به ده سرخ آمده است، اطلاعات خوبی درباره چشمه حضرت دارد. او می گوید: در این چند باری که برای زیارت به این روستا آمده ام
دولت بجای دخالت،زیرساختها را بسازد
توانند بیرون بیاورند، این یک دیوانه ای بود که یک اقدامی کرد و یک سنگی را در چاه انداخت و موجب زحمت ملت خودش، ملت ما و سایر ملت ها گردید، که حالا دست به دامن دولت ها شده است تا آن ها بیایند و وساطت کنند و میانجی گری کنند، او را نجات بدهند. او دیگر قابل نجات نیست و ما هم یک قدم عقب نخواهیم نشست... [1] امام (ره) پا جلو گذاشتند. * بغض در گلو و ساخت ایران برگر جعفری
دوس،دوس ،دوست علی؛ می دی یا بریم؟...
هدیه های بود که از طرف صاحب خانه داخل پلاستیک بچه ها ریخته می شد. رضا کارگران معروف به رضا گل نیز در این بین عنوان می کند: خدا لعنتش نکنه شب بیست و هفتم برای بار اول به خانه یکی از هم محله ایها رفتیم تا درب زدیم ظرف آب جوش از بالای پشت بام بر سرمان خالی شد. هنوز نمی توانم این خاطره را از یاد ببرم .تمام مغز سرم تا چند روز می سوخت. از ترس بعد از آن جریان هم دیگر دوس دوس نرفتم. بچه های
همه مواضع رهبر انقلاب درباره مذاکرات
دیگری فعلاً با آمریکا مذاکره نداریم؛ هیچ؛ این را همه بدانند؛ نه در مسائل منطقه، نه در مسائل گوناگون داخلی، نه در مسائل بین المللی؛ امروز فقط موضوع مورد بحث و مورد مذاکره، مسائل هسته ای است. حالا، این تجربه ای خواهد شد؛ اگر طرف مقابل از کج تابی های معمولی خودش دست برداشت، این یک تجربه ای برای ما میشود که خیلی خب، پس میشود در یک موضوع دیگر هم با اینها مذاکره کرد؛ امّا اگر دیدیم نه، این
وودی آلن فیلم را برای مسابقه دادن نمی سازد
کیتون یا اما استون در آن بازی کنند، مشکلی با تدوینش ندارم. اما وقتی تدوین به پایان رسید، مجبورم که فیلم را به حال خود بگذارم، چون درگیر این احساس می شوم که چه بر سر چنین آدم های بزرگی آورده ام، حالا دایان ویست باشد یا نیومی واتس یا هر بازیگر دیگری که در طول سالیان متمادی با آنها کار کرده ام. آنها به من اعتماد کامل داشته اند و با پول اندکی حاضر شده اند با من کار کنند و من همیشه احساس کرده ام که آنها
هیئت ها در سیاست گذاری های کلان دیده نمی شوند
دیدم ایشان از بین جمعیت بلند شد و با آن لهجه مربوط به خود گفت آقای طاهری کجا؟ گفتم من فردا باید بروم تهران. یک دفعه از بین مردم داد زد گفت مگر علی مال ما نیست؟ علی فقط برای شما شیعیان است؟ ببینید او نمی خواهد شعار بدهد و یا خودش را در جمع نشان دهد. او آنچه در قلبش دارد ارائه می کند. نمونه های متعددی را در این خصوص دیده ام. در سنندج احساس کردم نیمی از جمعیت اهل سنت هستند که من یک دفعه
حال و هوای عاشقان علی بن موسی الرضا(ع) پای سفره های اکرام رضوی
مشکلی در زمان پذیرایی پیش می آید از دست ما خارج بوده، اما غذا کم نیست و غذای مهمانان باقی مانده را سر سفره تقدیم می کنیم. وی افزود: این دعوت عظیم از مجاوران حضرت رضا(ع) از 25 شعبان آغاز شده است و همه روزه تا 25 ماه مبارک رمضان ادامه دارد، همچنین در ماه مبارک رمضان مهمانسرای حضرت رضا(ع) ویژه زائران امام رضا(ع) است و هرشب 2 هزار زائر در وعده افطار مهمان مهمانسرای امام رضا(ع) هستند.
انتصاب در شیراز اعتراض در بهارستان/ دولت مسیر گرانی را باز کرد
. هیجانی که تنها چند دقیقه بعد با جیغ های ترس آور سه دختر جوان در هم می آمیزد و فاجعه ای بی سابقه را رقم می زند. میله شفتی که کابین را به ریل های مارپیچ دستگاه متصل می کرد می شکند و کابین فلزی با سه سرنشین آن از ارتفاع شش متری به سمت زمین سقوط می کند و... از همان روز نگار 24 ساله دیروز و 25 ساله امروز که تا قبل از این حادثه یکی از بچه های شوخ و شر فامیل به شمار می آمد، ساکن دایمی اتاقش شده است. حالا
جست وجویی برای یک شهید در 80 سال پیش
تا فهمید در پی شهدای مسجد گوهرشاد هستیم با همان اختیارات محدودی که داشت همکاری بیشتری با ما کرد. حالا دیگر اطلاعات مان بیشتر از یک نام و نام خانوادگی بود، اما باز برای یافتن بازماندگان شهید کافی نبود. متوفی ردیف 1441 دفتر گلشور محمد جعفر دانشمند نوروزیان نام داشت؛ 17 ساله. با جستجوی در اینترنت متوجه شدیم در خیابان احمدآباد مشهد، طلافروشی هست به دانشمند نوروزیان. چند بار در ساعت های مختلف
حاج منصور ارضی: بعضی ها اصلا شبهه ایجاد می کنند/چهار بیماری بعد از ایمان + گزارش تصویری و صوت
روزنامه اش، با منبری که می رود این شبهه را به بقیه هم منتقل می کند " خَالِصا مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَ شُبْهَةٍ " من را خالص کن از هر شک و شبهه ای. خدا نکند کسی دچار شبهه شود، اگر کسی دچار شود قلبش مریض می شود، بعضی که در سیر غیبت و ظهور کلا دچار تردید می شوند. یک وقتی اصلا شبهه را ایجاد می کنند، با روزنامه اش، با منبری که می رود این شبهه را به بقیه هم منتقل می کند، حالا این شبهه چه در رابطه با
از سیاست رهایی نداریم
هیچگاه دوست ندارم در 29 خرداد از شریعتی حرف بزنم یا در اسفند از دکتر مصدق یا از طالقانی در شهریور. به همین ترتیب ترجیح می دهم آرمان هایی را که احساس تعلق می کنم محدود به یک ماه یا یک زمان مشخص نکنم. شاید عنوان ماه عدل ، عدالت را مناسبتی کند در حالی که عدالت، دست کم در خوانشی که من از زندگی ام دارم، یک مفهوم پایه است. عدالت در تشیع یک مفهوم پایه است. به اعتقاد من تشیع یعنی عدالت، حتی امامت هم
وقت افطار پای سفره ساده
کمک مالی به سفره شکسته و حالا هم سعی دارد در درست کردن شربت به چند بانی کوچک دیگر مثل خودش کمک کند. محدثه و چند دختر 12یا 13ساله دیگر هم پای ثابت کمک در این سفره افطاری هستند و هر کاری از دست های کوچکشان بربیاید دریغ نمی کند. آنها هم پول توجیبی هایشان را برای افطار صرف کرده اند؛ خیلی ها برای کمک پیشقدم می شن. حتی همسایه هایی که قبلا اینجا بودن و حالا رفتن یه محله دیگه، شب های قدر و محرم ها دوباره
آقای علیخانی! ماهت عسل نیست این روزها
گدائی می کنیم و این هیچ تناسبی با برنامه ای که قرار است حتی در لابلای تلخی ها به ما امید بدهد، ندارد و به شدت موجب رخوت و دلسردی می شود، منصفانه نیست اگر این یادداشت را به پایان ببریم بی آنکه اشاره داشته باشیم به اینکه، فراموش نمی کنیم نگاه ماه عسل موجب شد تا جوان غول آسای منزوی حالا یکی از بازیکن های والیبال نشسته کشور باشد و یا بچه های کاری که با مدیوم این برنامه صاحب خانه شدند و... اما انتظار داریم که ماه عسل بتواند جایگاه و نگاه مناسبی برای آینده داشته باشد.
کورش باقری: نمی خواهم در مورد نیش عقرب حرفی بزنم
ای جز ضرر هیچ کمکی به سلامتی نمی کند! * در دوران مربی گری ماشین 10 میلیونی ام 80 میلیون شد چند وقت است از وزنه برداری دور هستید؟ نمی توان گفت از وزنه برداری دور هستم. پس از آنکه بهبودی نسبی حاصل شد دوباره به دنیای وزنه برداری بازگشتم. باشگاه گل گهر سیرجان قرارداد یک ساله ای برای استعدادیابی با من بست که تجربه بسیار مفیدی هم بود. سال گذشته آنجا بودم و امسال شرایط
قلعه را به خدا سپرده اند!
زنان ساکن قلعه درباره تاریخچه آن اظهار می کند: فقط شنیده ایم اینجا برای پسرعموی رضا شاه و شخصی به نام "مفید" بوده است. در گذشته شب ها در قلعه را هم می بستیم تا کسی وارد نشود اما الان دیگر این کار را انجام نمی دهیم. همین طور که دارم با او صحبت می کنم زنان و بچه های دیگر با خوشحالی می گویند چند روز پیش جمشید مشایخی به قلعه ما آمده بود و در یکی از خانه ها فیلم بازی کرد. اغلب
مشکلات مطرح شده؛ فاضلاب شهری مسکن مهر به خیابان می ریزد/ طرحی شکست خورده قاصدک در بیمارستان ها
آبلیموهای تقلبی را غدقن کرده پس چرا آنها را از مغازه ها جمع نمی کند من دیروز تعداد زیادی از آبلیموی دست چین را در بازارهای مشهد دیدم با سلام لطفا از طرح شکست خورده مبتنی برعملکرد و یا قاصدک در بیمارستانها گزارش بگیرید و به اطلاع ناآگاهان برسانید . این طرح سمی در کالبد بدنه بهداشت است و کیسه خوبی برای جمع آوری افراد با نفوذ است . نانوایی سنکک محله آزادشهر ،نان رو خیلی سبکتر نسبت به اندازه معمول میپزه امروز که ما چند نفر اعتراض کردیم گفت همینه که هست باید به کجا شکایت کنیم؟ 17304 ...
راز و رمز اسم ها
تصرفی هم کردید؟ رشیدی: نه، فقط در حد راوی و آن توضیحاتی که در اول نمایش در مورد خیابان ها و شخصیت ها می دهد. صدای راوی تا زمانی که خودش وارد شود، روی تصویر شخصیت ها بود که ما آن چند تکه را درآوردیم. منظور من همان دیالوگی است که ونسان به کلود می گوید و در آن از ویسکونتی و کری گرانت اسم می برد. خب، همه ما ماجرای کری گرانت را می دانیم اما من فکر کردم نکند ویسکونتی را هم به زور چپانده اید
باید به فکرِ خود تعهد داشت
تعداد نبوده. وقتی مولوی و سعدی شعرهاشان را می گفتند کتاب چاپی نبود که دست همه بیفتد و همه بتوانند این شعرها را بخوانند. کسی از این شعرها نسخه برداری می کرده و فقط عده معدودی به این نسخه ها دسترسی داشته اند. قرن ها طول کشید تا این کتاب های فارسی چاپ شود و در دسترس همه قرار بگیرد. من یادم است سال 1334 یعنی شصت سال پیش در تهران دنبال یک نسخه چاپی از مثنوی می گشتم و پیدا نمی کردم. مثنوی را خانه پدرم
یک گفتگوی جالب با احمدپورنجاتی: فرهنگ حاکم بر مدیران کشور باید نقد بی رحمانه و البته خیرخواهانه شود
بود که گفت کرگدن یک پرسوناژ است؟ یک شخصیت است؟ 19 سالم بود که از قم به تهران می آمدم به تالار مولوی می رفتم و تئاترهای دانشجویی را می دیدم. برای اولین بار بازرس گوگول را در تالار سنگلج دیدم، یعنی چند ماه قبل از اینکه دستگیر شوم و به زندان روم. بنابراین این علاقه از قدیم بوده. در واقع فراغت از مسئولیت های سیاسی باعث شد که برگردید به اصل و اساس خودتان؟ بله. حالا که دیگر مسئولیت
عادت ها یی که هر روز شما را تنهاتر می کند
/> کافی است چند عادت اصلی را که می تواند شما را به فردی آزاردهنده تبدیل کند و باعث شود که دیگران دور شما خط بکشند کنار بگذارید تا همیشه اولین گزینه دوستان و آشنایان تان برای تنظیم قرار ملاقات باشید. وارد جزئیات شوم؟ به منطق آدم ها اعتماد کنید! باور کنید وقتی به اندازه کافی به شما اطلاعات نمی دهند، منظورشان این است که کمی از آنها فاصله بگیرید و وارد جزئیات زندگی شان نشوید. این
گذری در کوچه خاطرات یک رزمنده متفاوت
رسیدند به تهران و با اشاره دست گفتم بله. بعد شروع کردند محله های تهران را پرسیدن تا بالاخره یکی پرسید مال سی متری جی هستی؟ اشکم که در آمد فهمیدند مال آن محله هستم. بعد با اشاره انگشت تلفن منزل خواهرم را دادم. بعد به خواهرم تلفن می کنند. از خانواده تان چه کسانی آمدند؟ داداش خدا بیامرز و پسرعمو، شوهر عمه و پدر و مادرم همگی آمدند. برادرم چون خودش چند بار مجروح شده بود، گفته بود اول