15علامتی که نشان می دهد شما یک معتاد فرهنگی هستید - الف
سایر منابع:
سایر خبرها
چرا مدام خسته ام؟
کوتاه اطلاعی نداشته باشید. پس اگر چاق هستید، حتما وزن کم کنید، سیگار نکشید، وعده شامتان سبک باشد و چهار ساعت پیش از خواب هم غذا نخورید. با رعایت این نکات ممکن است مشکل آپنه تنفسی درمان شود، در غیر این صورت باید به متخصص مراجعه کنید. سندرم مخصوص خسته ها چنانچه خستگی شما بیش از دو ماه ادامه داشته و شدت خستگی به حدی باشد که از عهده کارهای روزانه خود برنمی آیید، احتمال ابتلا به سندرم
طمع دین محمدی برای لژیونر شدن / می گفتند با پیراهن استقلال می توانی یخچال بخری!
هواداران برخوردارید، احساس می کنید علت علاقه هواداران به شما چیست؟ من همواره سعی کرده ام به همه افراد احترام بگذارم چرا که یک روز فوتبال تمام می شود. دوست ندارم زمانی که فوتبال تمام می شود، دوستم نگاهش را از من بگیرد. از اینکه آدم ها به جای دور شدن به یکدیگر نزدیک می شوند برایم لذت بخش است. یک روز 50 نفر به دنبال تو می آیند و از تو امضا می خواهند اما یک روز می بینید که کسی شما را تحویل نمی
روایت شاگرد ممتاز مدرسه زینبیه میانه از بمباران 12 بهمن 65+تصاویر
بودند، اما در فوق لیسانس بچه ها را نمی شناختم، محیط سردتر بود؛ مثلاً برای انجام دادن کارها، پایان نامه، خواندن کتاب و مقاله کسی کمک نمی کرد؛ اگر کسی پولی نیاز داشت، می گرفت و کار انجام می داد. در مدرسه نمره هایم خیلی خوب بود، اما در لیسانس و فوق لیسانس از 19 20 خبری نبود. در مدرسه و دانشگاه برخی از علت جسمی می پرسیدند، من هم واقعه بمباران را توضیح می دادم؛ بیشتر کسانی که در
طنز؛ هنر نزد بعضی از ایرانیان است و بس!
سمت خود کناره گیری و به خاطر کارش به همراه پدرش میان مردم رفت و به صورت عمومی عذرخواهی کرد پدر وی نیز که ریاست شرکت هواپیمایی کره را بر عهده دارد، گفت: فرزند ارشدش از تمام مسئولیت های اجرایی در گروه هانجین که مالک هواپیمایی کره است، کناره گیری کرده است و او، از این که نتوانسته فرزندش را بهتر بزرگ کند، متاسف است! اینجا است که هنرمندی بعضی ایرانی ها به صورت گل درشت توی چشم می زند: شما تاحالا شنیده اید کسی مثلا بابت اختلاس های 4 هزار میلیاردی و 12 هزار میلیاردی حداقل در پیش زن و بچه خودش شرمنده باشد؟!... ببینید ما هشت سال چه هنرمندهایی داشتیم و قدرشان را ندانستیم! ...
گفتگو با وحید طالب لو و همسرش سوگل + عکس
، معلوم بود داخل آن چیست. وحید: نه اصلا حرکت مهم نیست شما از همه بچه ها بپرسید من با امیرحسین صادقی و خسرو هم اتاق بودم آنها این قرآن را به زمین می آوردند و می بوسیدند، چندین بار سیاوش اکبرپور این قرآن را آورد. اصلا بعد آن صحبت هایی به وجود آمد که من خودم تعجب می کردم یامثلا در کرمان با مس بازی داشتیم قرآن را از پشت دروازه برداشتند من از بچه های شبکه سه و برنامه 90 قرآن گرفتم و گذاشتم.
حضرت آقا یارانی مثل شهید تهرانی مقدم می خواهند/ خدا می خواست با صدای انفجار زاغه مهمات همه را بیدار کند
داشت. گاهی ما شهدای جنگ را به 30 یا 40 سال پیش ارجاع می دهیم و می گوییم مثلا شهید همت و باکری برای دوران جنگ بوده اند. شرایط آن زمان با الان خیلی فرق داشته. اگر ما هم در جبهه بودیم مثل آن ها می شدیم. شرایط امروز ما با آن ها خیلی فرق دارد. الان شرایط رفاه و دنیا است. اما شخصیتی مثل شهید تهرانی مقدم عینیتی برای امروز ماست. ایشان کسی بود که مثل ما لباس می پوشید و زندگی می کرد اما در عین حال
شایعه شد که پسر یا داماد آقاسی هستم/ صدایم به درد مداحی نمی خورد
افتاده بود. تا اینکه برایش اتفاقی افتاد و پایش به این وادی کشیده شد. وقتی به او پیشنهاد گفت وگو دادیم. گفت درباره چی؟ گفتیم چه چیز بهتر از امام رضا(ع) و شهادت ایشان؟ درنگی کرد و گفت: نمی دانید چه سعادتی است با علی بن موسی الرضا(ع) مشهور شدن و ادامه داد: اصلا با این نام زیبا حشر و نشر داشتن لذت دیگری دارد. خاصیت این آقاست که همه را بالا ببرد . اینها بهانه ای شدند برای مصاحبه با صابر خراسانی، شاعری
خانه اربابی بوهین
مو آویزان بود و همچون گوی بلورین فالگیرها می درخشید. دوشیزه هلنا یکباره به این ذره رنگارنگ سوزن های نورانی خیره ماند، تا وقتی که چشمانش درد گرفتند یا در واقع به اشک افتادند، تا لحظه ای که آن قطره شب زاده رطوبت در سبزی کم رنگی محو شد و از بین رفت. دوشیزه هلنا با خودش گفت: چرا از دیروز توی دلم می لرزد، چرا تمام شب انگار یک چیزی از خواب بیدارم می کرد، چرا ترس برم داشته، بیش تر از هر موقع دیگری
زیر فشار اتاق بغلی!
. بچه های ما به طور مرتب باید در کتاب های درسی شان بتوانند نمایشنامه بخوانند. در طول روز یا هفته با مقوله ای به اسم تئاتر برخورد کنند. باید همه این اتفاق ها بیفتد و اگر اتفاق افتاد آن ترجیحی که شما می گویید می تواند صورت واقعی پیدا کند. یعنی من وقتی به کتاب فروشی می روم و کتاب شعر یا رمان می خرم، کسی هم که نمایشنامه را می شناسد می رود و نمایشنامه می خرد و از آن استفاده می کند، اما الان در واقع ما
گپی با مهدی کرمپور، کارگردان سریال سال های ابری
سینما و تلویزیون را تدریس کرده ام که البته این کار مربوط به یک دهه پیش است. طبیعی است الان وقتی در تلویزیون خودمان کار می کنم برای آن فلسفه ای دارم. مثلا در تلویزیون فرانسه فیلم هایی که حاوی صحنه های خشن است در ساعات پایانی شب و بعد از آن که بچه ها می خوابند به نمایش درمی آید. امکان ندارد یک فیلم خشن را پیش از ساعت 9 شب به نمایش بگذارد. ساعت پخش آثاری که به لحاظ اخلاقی برای کودکان مناسب نیست هم در
هفت خاطره، هفتاد سال نوجوانی
پانزده سالگی برای اولین بار لباس تیم ملی فوتبال ایران را بر تن کردم. در این مسابقات که اولین حضور تیم فوتبال بانوان جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب بود، موفق شدیم نایب قهرمان آسیا شویم. در تیم ملی من سنم از همه ی بچه ها پایین تر بود و همان طور که گفتم برای اولین بار پیراهن تیم ملی را بر تن کرده بودم. موقعی که سرود ملی کشورمان پخش می شد و من هم زمزمه کنان به پرچم کشورمان نگاه می کردم
فصل آخر تابستان با داستان
مسابقه، درباره ی کتاب خوانی نوجوانان گفت: خوب است که نوجوانان وقتی کتابی می خوانند آن را عمیق مطالعه کنند و نکاتی درباره ی آن بنویسند. این گونه خواندن، مهم تر و تأثیرگذارتر از مطالعه ی معمولی است. سیامک گلشیری نیز در پاسخ به پرسش یکی از نوجوانان درباره ی فکر اولیه ی داستان های خون آشام، گفت: ایده ی داستان از خانه ای مخروبه شکل گرفت که کسی در آن جا زندگی نمی کرد، اما من در نوجوانی دوست
حماسه فرهنگی فرهنگ حماسی
معروف و نهی از منکر کارهای دیگری باید کرد. در سوره ی آل عمران دعوت را مقدم بر امر به معروف و نهی از منکر می کند. مهم این است که دل بسوزانید. خصوصاً بر و بچه های هنر و رسانه ای و عناصر فرهنگی. همۀ شما عضو این حرکت با عظمت بشوید. امام صادق (ع) می فرماید: علیکم بالنصح لله فی خلقه ، بر شما باد دلسوزی به خاطر خدا در میان مردم. نصیحت و دلسوزی یعنی به کار مردم برسید و از کنار مردم بی تفاوت رد نشوید. فلن
بولتن سینما ؛ مجلۀ خبری روزانۀ سینما (7 بهمن)
کارگردان درباره "عامه پسند"، فیلم تازه اش می گوید: "ما همزمان با پروانه ساخت، پیش تولید فیلم را آغاز کرده ایم و با توجه به اینکه فیلم یک پارودی هجو آمیز با 60 بازیگر و خرده داستان های فراوان است، از همه پتانسیل سینمای ایران استفاده خواهیم کرد." "عامه پسند" توسط محمود کلاری، مدیر فیلمبرداری به نام ایران به تصویر کشیده می شود؛ او با خواندن فیلمنامه اذعان داشته که "عامه پسند" یکی از متفاوت
هدیه مخصوص رهبری به نوعروس مازندرانی
/> در زمینه انتقال ارزش های متعالی سال های دفاع مقدس در محیط کار و در بین دانش آموزان چه برنامه هایی را دنبال می کنید؟ وقتی با دانش آموزان صحبت می کنم و از گذشته برای شان می گویم، بچه ها هاج و واج نگاه می کنند و به آنها می گویم این ها داستان و افسانه نیست، این ها همه روایت زندگی یک نسل است، ما بچه های آن دوره یعنی دوره شصت و قبل آن خیلی چیزها را لمس کردیم که بچه های امروز آن را درک
درباره عکس سلفی به ما تذکراتی داده شد
برایت تمام شده است. هر زمان تعداد بازی های ملی ات به بالای 70،80 رسید آن وقت می توانی حرفی برای گفتن داشته باشی. نکونام 150 بازی ملی انجام داده است و این کار هر کسی نیست. شما باید خودتان را در بهترین سطح حفظ کنید که جواد این کار را در این سال ها کرده است. مطمئن باشید او دنبال رکورد نبوده است که بخواهد به علی دایی برسد. جواد، جلال، مهرداد و همه بچه های تیم ملی وقتی لباس تیم را بر تن می کنند درون زمین
سرش را توی توالت کردند، 3 نفر را کشت +عکس
نمی کنند. شاهدان عینی می گویند روز حادثه بری، 14 ساله، با لباس کابویی( لباس هفت تیرکش های غرب وحشی)، به مدرسه آمد و تیپ عجیب و غریبش برخی را به خنده انداخت غافل از این که او، زیر لباسش، سه اسلحه و تقریباً یک قطار فشنگ همراهش داشت. بری به کسی مهلت نداد حرفی بزند ناگهان یکی از اسلحه ها را در آورد و به همکلاسی 14 ساله اش، مانوئل ولا شلیک کرد که او در دم جان سپرد و بعد بلافاصله به قفسه
با مشفق کاشانی؛ از سهراب سپهری تا علیرضا قزوه
کنم که بهترین دوستان من از همین حوزه بودند. دکتر امین پور، علیرضا قزوه، بیگی، عبدالملکیان و... همگی از دوستان خوب من بوده و هستند که در حوزه هم فعالیت می کردند. راجع به استاد مهرداد اوستا و استاد محمود شاهرخی که شما به این دو بزرگوار ارادت زیادی داشتید برای مان بیشتر بگویید. قطعا این دو استاد به همراه شما بار سنگینی را برای جریان شعر انقلاب اسلامی به دوش کشیدند. از جمله
اگر یک مرد را بکشم، دو مرد را کشته ام!/ مشاهیر جهان چه نگاهی به عشق و ازدواج دارند؟
مقدمه خود بر این کتاب می نویسد: آیا تمام این زوج ها از هفته های اول زندگی، دچار تفرق احساسی شده بودند؟ بدون شک پاسخ منفی است، زیرا زمینه داستان ها در جوامعی است که افراد بنا به میل و سلیقه خود دست به گزینش می زنند، حال چرا همین زوج ها بعد از مدتی، چه بسا کم تر از دو/سه سال به طرف مقابل بی علاقه می شوند و کار حتا به نفرت هم کشیده می شود؟ پرسشی نیست که جواب ساده یی داشته باشد. چرا حدود سی وپنج درصد
داغ دختران شین آباد فراموش نشود
تمام کلاس می ریزد. خانم معلم و سرایدار از روی آتش می پرند و خود را به بیرون می رسانند. اما آتش تمام منطقه جلوی در کلاس را می گیرد. بچه ها همه به عقب کلاس هجوم می آورند. آتش هر لحظه به انتهای کلاس نزدیک تر می شود. دیوار و کف اتاق به حدی گرم می شود که پوست دست و پای این دانش آموزان به در و دیوار بسیار داغ اتاق درس می چسبد و کنده می شود. دو تا از دختران به شیشه پنجره هجوم می برند و آن را
از سیر تا پیازِ مدیریت روز و جشنِ عروسی
بگذرد، زندگیِ مشترک، زیر یک سقف با تمام تلخی و شیرینی و فراز و فرودش شروع می شود و شما می شوید نقش اول درام غیرقابل پیش بینی زندگی؛ پس سعی کنید یک شروع خوب و پرانرژی داشته باشید. پرونده امروز، توصیه هایی است برای مدیریت و شیرین تر کردن این شروع. با ما همراه باشید. توصیه هایی به عروس خانم ها یکی از دوستان، از عروس خانمی تعریف می کرد که بعد از چندین ماه دوندگی و هماهنگی، برای برگزاری
حراج آبرو به اسم عکاسی
مدیر به همین چند جمله اکتفا نکرد و پاکت عکس ها را از دستم گرفت و با یک نگاه حق به جانب گفت ضمناً شما حق نداری عکس بقیه خانم ها رو هم ببری. خانم مدیر همه عکس ها را از پاکت درآورد و با تطبیق دادن عکس ها را به تک تک خانم ها داد و بعد با گفتن یک خوش اومدید به سلامت کشدار ما را به سمت در خروجی هل داد. قاب هشتم: ماجرای آتلیه به اینجا ختم نشد چون ما همچنان از بودن فایل ها در آتلیه آن
مردم آمل فرمان تیرباران ضد انقلاب را صادر کردند
شهادت رسانده بودند. در تمامی این وقایع نیز از لباس فرم بچه های سپاه برای فریب مردم استفاده می کردند. در مقابل ما نیز تصمیم گرفتیم پایگاه هایی را در خارج از شهر و در دل جنگل ایجاد کنیم که به واقع ضربه کاری به آنها زد. بعدها دستگیر شدگان این گروه می گفتند همین پایگاه های خارج از شهر شما باعث شد پایگاه های امن خودمان را از دست بدهیم و آواره شویم. لذا با فرارسیدن سرمای زمستان، مجبور شده بودند حمله خود
خستگی فقط یک بار پشیمانی هرگز
دهد و موضوع جالبی را مطرح می کند: یک بار در کرج که بودم، موضوعاتی پیش آمد که خیلی خسته شدم و فکر کردم دیگر حوصله این کار را ندارم. برای همین وقتی به خانه آمدم پیش خودم تصمیم گرفتم که این کارها را رها کنم. در همین فکرها خوابم برد و خواب عجیبی دیدم که هنوز برایم تعریف کردنش هم سخت است. بعد از آن خواب عجیب وقتی بیدار شدم حالت طبیعی نداشتم. نه دست و پایم درست حرکت می کرد ونه می توانستم درست
انتقاد نویسنده انقلابی از مسئولان
یک سال و اندی تقریبا متوقف شد؛ به خاطر این که فضای قبل از انقلاب که در رمان ترسیم کرده بودند فضایی به شدت فسادآور در روابط انسان ها با هم و مناسبت های اجتماعی بود، همه ی این ها را من با جزئیات توصیف کرده بودم. تمام حرف من همین بود که اگر فضا، فضای فساد آلوده نبود، چه نیازی بود انقلاب کنند؛ مردم انقلاب کردند برای این که از آن فضا خلاصی پیدا کنند. فضای مدرسه که بخش عظیمی از داستان در آن می گذرد و
گفتگو با حمیدرضا میرزایی زاده کارگردان تئاتر و نویسنده گنبدی
شاعران:از اکتاویو پاز، نرودا و لورکا گرفته تا الیوت و ازرا پاوند، الوآر. راه طولانی در پیش داریم و من همچنان خود را در ابتدای راه می بینم. کمی در مورد سایر آثارتان بگوئید. یکی از علاقه مندی های بنده، قلم زدن و مطالعه در فضای جبهه ، و ثبت و تحریر تاریخ شفاهی هشت سال دفاع مقدس، این میراث ماندگار برای آیندگان می باشد. در این خصوص دو مجموعه ی داستان کوتاه نوشته ام: * مجموعه داستان های کوتاه
پیرآندلو، نویسنده ای جهانی با دنیای داستانی گسترش یافته/ نگاهی به مجموعه داستان یک عالم با شما حرف ...
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- خواندن و بازخواندن چهارده داستان کوتاه از پیر آندلو که به ترجمه بهمن فرزانه با عنوان یک عالم با شما حرف دارم... چاپ و منتشر شده است، احتمالا خواننده حرفه ای ادبیات داستانی را به این نتیجه می رساند که این داستان نویس در کسوت یک نویسنده تمام عیار و صاحب اصالت، یگانه است و مثل هیچ نویسنده دیگری از هر جای جهان نیست. با تأمل بر همین چهارده داستان مجموعه یک عالم
حسن بیگی: ماهیت داستان تاریخی با تاریخ فرق دارد/ جمله های آغازین مروارید ری در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) شکل ...
خیال، تحریف تاریخ نیست بلکه بیان جنبه های ناگفته در تاریخ، آن هم از نگاه نویسنده است. به نظر شما چرا گرایش به نوشتن داستان و رمان زندگی شخصیت های مذهبی اندک است؟ پرداختن به شخصیت های مذهبی ژانری است که بعد از انقلاب مورد توجه اهالی قلم قرار گرفت. قبل از انقلاب جز چند اثر دینی که آقای محمود حکیمی نوشته بود، نویسندگان رغبتی به نوشتن چنین آثاری نداشتند. بعد از انقلاب بود که ژانر
قلب ها را مراعات کنید
همه در یک سطح و اندازه قلمداد می شدند، دور هم روی موکت و فرش پاره و بعد ها روی پیت حلبی و چهارپایه و کمی اینطرف تر روی صندلی های زهواردررفته و بعضا رادیاتور ها و صندلی های جدا شده از ماشین های اوراقی جهاد به نقد و نظر، شعرخوانی می پرداختند. حضور گهگاهی استاد محمدرضا حکیمی، علت و جذبه ای برای پیداشدن سر و کله جوانان علاقه مند به ادبیات شد. قیصر امین پور هم که از گتوند دزفول و اندیمشک و پس از قبولی در
اردبیل در نهضت امام خمینی
اطلاع از محل سکونت وی، به منزل مجاور یورش برده درب خانه را شکستند. حضرت امام خمینی(ره) که طبق معمول برای نماز شب از خواب برخاسته بودند و متوجه حملة مأمورین و ضجة افراد شده بودند از داخل حیاط فریاد زدند: روح الله خمینی منم، به کسی کاری نداشته باشید . لذا لباس پوشیدند و از منزل خارج شدند و مجدداً به سرِ مأموران فریاد کشیدند: روح الله خمینی منم، چرا این بیچاره ها را کتک می زنید . حاج آقا مصطفی از پشت