سقوط مرموز و مرگبار یک مرد به چاهی در نزدیکی محل تمرین بازیکنان یک تیم فوتبال تهرانی - رکنا
سایر منابع:
سایر خبرها
احتمال قتل در پرونده سقوط مرگبار به چاه
به گزارش بولتن نیوز، عصر چهارشنبه گذشته در تماس پسران فوتبالیست با کلانتری 135 آزادی تهران، ماموران از سقوط مرگبار دو نفر به داخل چاهی در زیر پل ستاری تهران باخبر شدند. ماموران که در آنجا حاضر شدند، مشاهده کردند آتش نشانان جسد یک نفر و پیکر مجروح مرد دیگری را از چاه خارج کرده اند. خودروی وانت آنها نیز در همان حوالی کشف شد. با دستور بازپرس محسن مدیرروستا، کشیک قتل تهران تحقیقات آغاز شد
دختربچه زیرک آدم ربایان را گرفتار کرد
.... لیوان را شکستم و در حالی که دستم زخمی شده بود، موفق شدم طناب را ببرم. وقتی دست ها و پاهایم آزاد شد، جلوی پنجره رفتم و با داد و فریاد از مردم درخواست کمک کردم. من با صدای بلند به رهگذران گفتم که مرا ربوده اند تا اینکه لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد خانه شدند و مرا نجات دادند. متهمان در پایان برای تحقیقات بیشتر و روشن شدن زوایای پنهان حادثه به دستور قاضی سهرابی در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفتند. سرهنگ کارآگاه حمید مکرم معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران تحقیق از دو متهم برای پی بردن به انگیزه آدم ربایی در جریان است. ...
تماس مرموز با خانواده سرباز ربوده شده در میرجاوه
اوایل اردیبهشت امسال 12مامور مرزبانی نیروی انتظامی شامل 9سرباز و 3نیروی کادر که برای گشتزنی و جلوگیری از ورود اشرار و تروریست ها به کشور راهی منطقه مرزی چاهندو در میرجاوه سیستان و بلوچستان شده بودند، در کمین تروریست ها گرفتار شدند. تروریست های مسلح که در خاک پاکستان کمین کرده بودند با استفاده از سلاح دوربرد شروع به تیراندازی کردند که در این حادثه 10مرزبان به شهادت رسیدند و یکی از سربازان مجروح شد
داریوش شایگان: مسحور نیچه ام
تو کابین من است خواستن یا دانستن؟ غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد پیشین فلسفه دانشگاه تهران: در ایران کسی نیست که نیچه را نشناسد. من سخنم را با شعری فارسی شروع می کنم و معتقدم نیچه مصداق این شعر فارسی است: زین نقطه که هست در میان جانم/ پرگار صفت همیشه سرگردانم. اشاره شد که نیچه حافظ شاعر ایرانی را دوست دارد. حافظ به مضمون این شعر اشاره کرده است: آسوده در کنار چو پرگار می شدم
سقوط مرگبار مرد جوان در یک مهمانی شبانه
منتقل و تحقیقات درباره مرگ مرموز آغاز شد. در ادامه رسیدگی به پرونده، محمود؛ شخصی که اجاره نامه محل حادثه به نام وی بود، به اداره آگاهی احضار شد و در اظهاراتش به مأموران گفت: من در کار خرید و فروش لوازم یدکی هستم و هرچند وقت یکبار به تهران رفت وآمد می کنم، با متوفی (کامران) از چندین سال قبل آشنا شدم و پدر وی نیز از دوستان پدرم بود، من چند روز قبل از حادثه به تهران آمدم که پدر کامران با من
قتل؛ حاصل دوئل تلگرامی بر سر یک دختر
هم اختلاف پیدا کردیم. او اصرار کرد تا در محلی قرار بگذاریم و همدیگر را ببینیم. قبول کردم و روز حادثه همراه دوستم – افشین - سر قرار رفتیم. مقتول را با چند نفر از دوستانش دیدم که به محض روبه رو شدن با هم درگیر شدیم. در آن درگیری او مرا زمین زد و با مشت و لگد به جانم افتاد. مجبور شدم برای دفاع از خودم دست به چاقو شوم که منجر به قتل او شد. بعد از شرح ماجرا دوست متهم - افشین 24 ساله - با پنج
اینجا پایان راه نیست؛ از دختر 16 ساله فراری تا آینه های آرایشی و ساقی های همه چیز دار!
شوند. بلیت ها را در دست های شان جابه جا می کنند و مقابل اتوبوس مشهد می ایستند. ساعت حرکت اتوبوس شان یک ساعت دیگر است. از مغازه های ترمینال یکی یک لیوان چای می خرند و مشغول خوردن می شوند. آنکه مهدی نام دارد، می گوید: ما نوازنده خیابانی هستیم. شاید ما را با هم دیده باشید. دوستش امید در ادامه می گوید: معمولا میدان تجریش یا هفت تیر می ایستیم و ساز می زنیم. شاگرد اتوبوسی که مشغول تمیز کردن داخل اتوبوس
ادعای عجیب ماجرای مرگ در چاه را پیچیده تر کرد
به گزارش خلیج فارس به نقل از تسنیم؛ بعدازظهر 22 شهریور ماه جاری مردی دوان دوان و درحالیکه زخمی به نظر می رسید خودش را به چند جوان رساند و از آنها برای نجات دوستش کمک خواست. این مرد اعلام کرد همراه با دوستش در یک چاه سقوط کرده بودند، خودش در نهایت از داخل چاه خارج شده اما دوستش در عمق چاه گرفتار است. لحظاتی بعد آتش نشانان و مأموران انتظامی کلانتری 135 آزادی در محل حادثه واقع
فیلم دانکرک ؛ معجزه ی رهایی 300 هزار سرباز
فیلمی که در عرض یک هفته اکران به فروش 100میلیون دلاری در گیشه ها دست پیدا کرده، این طور در گاردین نوشته است: سوژه به نظر خیلی جذاب می آید: افسانه دانکرک که قرار است در آن نیروهای ارتشی به کمک قایق های نجات از ساحلی پرآشوب به ساحلی آرام در وطن خود برسند. اما سینما قرار است چه چیزی از مهارت های لجستیکی، شجاعت، تردیدها، بحث و جدل ها و ترس های آدم های درگیر این ماجرا به نمایش بگذارد؟ پرسش کاکس به نظر
ادعای عجیب ماجرای مرگ در چاه را پیچیده تر کرد
چاه گرفتار است. لحظاتی بعد آتش نشانان و مأموران انتظامی کلانتری 135 آزادی در محل حادثه واقع در جاده مخصوص، پل صنایع هوایی، زمین خاکی کنار جاده حاضر شده و مشغول خارج کردن مردی شدند که به داخل چاه ده متری سقوط کرده بود. دقایقی بعد آتش نشانان مرد را از داخل چاه خارج کردند که پس از بررسی اولیه مشخص شد وی جانش را از دست داده است،همچنین دوست متوفی (ناصر) که دچار مجروحیت شده بود
تحقیق درباره مرگ مردی که به چاه افتاد
دهم پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس جنایی در محل حضور یافتند و تحقیقات درباره موضوع را آغاز کردند. در ابتدا یکی از بازیکنان تیم راه آهن گفت: من و دوستم می خواستیم سوار موتورسیکلت بشویم و به خانه برویم که مردی جلوی ما را گرفت و از ما کمک خواست. او به ما گفت که با دوستش در چاه سقوط کرده است، ما هم سر چاه رفتیم و به آتش نشانی زنگ زدیم که بعد از بیرون آوردن دوست این مرد فهمیدیم مرده است.مرد جوانی که
اشرف زنی که در ارتباط کثیف با 2 مرد ناپدید شد + عکس
بازجویی ها گفت: مادرم با یک مرد 37ساله به نام ابراهیم در ارتباط است. آخرین بار هم به دیدن ابراهیم رفته بود که ناپدید شد.گمان می کنم ابراهیم مادرم را کشته باشد. با اطلاعاتی که این دختر به پلیس داد ابراهیم بازداشت شد اما خودش را بی گناه خواند. وی ادعا کرد از سرنوشت اشرف بی اطلاع است اما در بازجویی های بعدی حرف های تازه ای شد. وی گفت: مدتی بود با اشرف در ارتباط بودم. آخرین بار دوستم رضا را
شکایت از مرد آشنا در ماجرای سقوط مرگبار به چاه + عکس
به گزارش گروه تحقیقات در این پرونده از عصر چهارشنبه گذشته شروع شد. آن روز مردی با سر و صورت زخمی خودش را به بازیکنان یکی از تیم های فوتبال که سرگرم تمرین در یک ورزشگاه در غرب تهران بودند، رساند و گفت که او و دوستش به نام مسعود داخل چاهی همان حوالی کرده بودند. با گزارش ماجرا به آتش نشانی، جسد بی جان مسعود از داخل چاه بیرون کشیده شد. مرد زخمی مدعی بود که او و دوستش از 2 یا 3روز پیش به داخل چاه سقوط
کودکی های بازیگوشانه ی ما
می شد و معلوم نبود دست کدام کارگردان در کار است. در یکی از همین بازی ها من مجروح شدم. البته این را بگویم که تفنگ من چوبی بود. یعنی دسته اش چوبی و لوله اش پلاستیکی بود. چیزی تو مایه های لوله ی آفتابه ی اسقاط شده. بله همان طور که عرض شد بازی ما که از عصر شروع شده بود هم به شب کشیده شد و هم به خشونت. یادم است پشت تیر چراغ برق که مثل درختی تنومند بود پناه گرفته بودم و داشتم
فریبا نادری قبل و بعد از عمل بینی + عکس
. آشنایی با مسعود رسام هیجده، نوزده سالم بود که همراه دوست گریمورم به دفتر مسعود رسام رفتم تا تست بازیگری بدهد. مسعود بازیگران فیلم مروارید سرخ را انتخاب می کرد و از افراد مختلف تست می گرفت. من هم اصلا در این فکرها نبودم که از اتاق بیرون آمد و گفت: نوبت شماست. گفتم: من برای تست نیامدم؛ دوستم آمده است. مسعود هم گفت حالا که تا اینجا آمده ای بیا تست بده. آن روز خیلی خوشحال شدم اما
شاهد ماجرا: شب حادثه مشروب خورده بودیم
. پدر من و پدر شاهرخ با هم دوست بودند و از طرفی من و شاهرخ هشت سال قبل در باشگاه بوکس با هم آشنا شدیم تا اینکه چند روز قبل شاهرخ همراه پدرش به تهران آمدند و قرار بود چند روزی او مهمان من باشد و بعد که خانه اجاره کرد به خانه خودش برود. پدرش در کار مبل بود و شاهرخ هم برای جذب مشتری به تهران آمده بود . دو روز قبل از حادثه من به شهرستان رفتم و شاهرخ هم همراه یکی از دوستانش به نام ایرج در تهران بودند تا
میز خبر
وحشتناک مردان هفت تیرکش افتادند. نخستین شکایت از اعضای این باند 31خردادماه مطرح شد. شاکیان 3زن جوان بودند که نیمه های شب برای قدم زدن به پارک سیمای ایران در حوالی شهرک غرب رفته اما گرفتار 2زورگیر خشن شده بودند. یکی از شاکیان به مأموران گفت: زورگیران کلت کمری و قمه در دست داشتند. مرد مسلح لوله اسلحه را روی پهلوی من گذاشت و دیگری هم تیغه قمه را زیر گلوی دوستم قرار داد و با تهدید و
توطئه شوم 4 زن تهرانی برای یک جوان / آن ها مدعی بودند به زور به یک ویلا برده شده اند!
به گزارش سفیر افلاک رسیدگی به این پرونده از سه ماه قبل به دنبال شکایت یک زن جوان در دستور کار پلیس Police قرار گرفت. این زن جوان به نام پریا با مراجعه به اداره آگاهی از جنایت Crimeسیاه یک مرد جوان خبر داد. وی در تشریح جزییات ماجرا گفت: اوایل سال 93 دوست صمیمی ام پروانه هراسان با من تماس گرفت و در حالی که اشک می ریخت گفت از سوی یک پسر جوان مورد آزار قرارگرفته است و مرد جوان از او فیلم
آیا زن بلافاصله بعد از عقد ازدواج مالک مهریه است و حق دخل و تصرف در آن را دارد؟
ایران آنلاین /حس عجیبی بود باید به او نزدیک می شدم. دختر خیلی زیبایی نبود، لحن حرف زدن و ادبیات زیبایش بود که مرا به خودش جذب کرد. با یک نگاه عاشقش شده بودم. راستش از آن پس هرگاه او را می دیدم قلبم تندتر می تپید، دست و پایم را گم می کردم و تا چند روز همه فکرم درگیر ش بود.یک سال همه این ماجرا هی تکرار می شد و من ترسوتر از آن بودم که حرف دلم را به او بزنم. چند بار هم می خواستم جلو بروم و همه چیز را
رهایی عنکبوت زرد از اتهام آزار و اذیت سریالی زنان
از سقوط دو مرد جوان به داخل چاهی در زیر پل ستاری خبر داد. ماموران با حضور در آنجا مشاهده کردند آتش نشانان یک جوان را نجات داده و جسد دیگری را از چاه خارج کرده اند که با هماهنگی قضایی جسد او به پزشکی قانونی منتقل شد. مرد مصدوم در جریان تحقیقات به افسر تحقیق گفت: من و دوستم سوار خودروی وانت به این محل آمدیم. نشانی محلی را که قرار بود به آنجا برویم، گم کردیم. او پیاده شد تا از
دشتی: از گلی که زدم حظ کردم / من استعداد کشف شده تارتار هستم
سیدیاسر رضوی / بی شک او را می توان پدیده این فصل رقابت های از لیگ برتر دانست. پسرک سیه چرده کنگانی حالا چشم همه فوتبال ایران را به فوتبال فانتزی اش جلب کرده است. علی دشتی که از فصل پیش استارت چهره شدن را در تیم تارتار زد، حالا با اعتمادی که سرمربی پارس جنوبی به او کرده، به مرد همه کاره این تیم در خط حمله بدل شده است. علی دشتی در دیدار با استقلال تیر خلاص را به آبی های پایتخت زد. او با گل زیبایی
بازیکنان راه آهن ناجی مرد گرفتار در چاه
به گزارش بولتن نیوز، عصر چهارشنبه گذشته یکی از ماموران کلانتری 135 آزادی تهران با محسن مدیر روستا، کشیک قتل دادسرای جنایی تهران تماس گرفت و از سقوط دو مرد جوان به داخل چاهی در زیر پل ستاری خبر داد. ماموران با حضور در آنجا مشاهده کردند آتش نشانان یک جوان را نجات داده و جسد دیگری را از چاه خارج کرده اند که با هماهنگی قضایی جسد او به پزشکی قانونی منتقل شد. مرد مصدوم در جریان
جزئیات انهدام باند زورگیران مسلح
آرمان - سارقان موتورسوار که با تهدید سلاح گرم وسرد، اقدام به زورگیری در مناطق غرب و شمال پایتخت کرده بودند، دستگیر شدند. ساعت 24 روز 31 خردادماه وقوع یک مورد زورگیری در پارک سیمای ایران در محدوده شهرک قدس از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 تهران بزرگ به ماموران کلانتری 134 شهرک قدس اعلام شد. با حضور ماموران کلانتری در محل، سه خانم جوان با حالتی پریشان و مضطرب به ماموران مراجعه و اظهار داشتند که
محاکمه متهمان پرونده قتل بدون جسد
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، آبان 88 دختری با مراجعه به کلانتری از مفقود شدن مادرش خبر داد و گفت: مادرم پونه، امروز به خانه یکی از آشنایانمان به نام کریم رفت و از آنجا با من تماس گرفت و گفت برای شام به خانه برمی گردد اما ساعت ده و نیم شب تلفن همراهش از دسترس خارج شد. با ثبت این شکایت کریم دستگیر شد و با اعتراف به قتل پونه گفت جسد را با همدستی دوستش رامین به بیابان های اطراف تهران
پایان مرموز زندگی راننده نیسان در چاه
به گزارش ایران خبر ، با اعلام این موضوع به مأموران کلانتری 135 آزادی و آتش نشانی، پیکر بی جان مرد جوان از داخل چاه 10 متری بیرون کشیده شد.بعد هم بازپرس کشیک قتل پایتخت و تیم تحقیق راهی محل شده و تحقیقات در این خصوص کلید خورد. مأموران در جریان تحقیقات مقدماتی خودرو نیسان قربانی را در 500 متری چاه پیداکردند. به این ترتیب دوست راننده نیسان که تنها شاهد ماجرا بود مورد تحقیق قرار گرفت و گفت
مرگ مشکوک مرد جوان در چاه 10 متری
. من داخل چاه روی شاهرخ افتادم که متوجه شدم او هم قبل از من به داخل چاه سقوط کرده است. سپس با زحمت زیاد خودم را از چاه بیرون کشیدم و موضوع را به بازیکنان فوتبال اطلاع دادم. همزمان با ادامه تحقیقات، جسد مرد جوان برای انجام آزمایش های لازم و مشخص شدن علت اصلی مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شد. همچنین قاضی مدیر روستا دستور داد مرد زخمی پس از درمان بازداشت و برای بازجویی به دادسرای جنایی منتقل شود تا زوایای پنهان این حادثه بر ملا شود.
پدرم ابراهیم
قرار دارد و روبه رو هم کتابخانه و میزهایی که با عکس های یادگاری زینت شده اند. اتاق، نزدیک ورودی خانه است که از درِ حیاط تا سالن، با دسته گل های سفیدرنگ مزین به روبان مشکی، پر شده است؛ گویی در و دیوار آن خانه عزادار است. مصاحبه که تمام می شود، وارد سالن می شوم. سوران خانم، همسر و ایمان، دختر دکتر یزدی، میزبان گروهی میهمان هستند. سوران خانم سرش را پایین انداخته، دست روی دست می گذارد، به نقل از دکتر می
چه خوبه که با همیم
، گم می شوند و بچه ها فرصت طلایی شان برای بازی کردن و کشف جهان را از دست می دهند. از آموختن ضروریات زندگی به بچه ها گفتم، یادم آمد استادی می گفت: ما فرزندمان را زن و شوهر و پدر و مادر تربیت نمی کنیم؛ یعنی یادمان می رود او چندسال دیگر قرار است همسر و والد بشود، برای آن روز آماده اش که نمی کنیم، مانعش هم می شویم. این وابسته بارآوردن بچه ها، یکی از آسیب هایی است که دامن خانواده هایمان را گرفته و بی خبر
زندگی ابرهیم یزدی از آغازتاپایان به روایت فرزندش
. معتقد بود درست نیست شاگردی لایق تر جای خود را در دانشگاه از دست بدهد. به پدر گفتم معنی حرف شما این است که من نمی توانم اینجا ادامه تحصیل بدهم و باید بازگردم به آمریکا. با اینکه ایران را دوست داشتم؛ اما وقتی پدرم کاری انجام نداد، بازگشتم. چهلم شهید مطهری بود که به ایران آمدم و بعد هم برای ادامه تحصیل دوباره از کشور خارج شدم. زمانی که پدر وزیر خارجه بود، یک سوئیت پشت دفتر وزیر وجود داشت که
باز هم شلوار مهدی طارمی سوژه شد + عکس
از بحران است. طارمی از جمله شهرستانی هایی است که خیلی زود به حاشیه نرفته و حتی تهران را هم هنوز خیلی بلد نیست. او خودش را شهرستانی می داند و دوست ندارد دایی باشد و می خواهد در آینده به او لقب اسطوره پرسپولیس دهند. مهدی طارمی برخلاف سایر جوان های پرسپولیس که خیلی زود به حاشیه رفتند، روش متفاوتی را در زندگی در پیش گرفته و هنوز امیدوار است کی روش سرمربی تیم ملی بماند تا در جام