جنایت هولناک در آخرین ملاقات - جام نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
قصاص؛ پایان عشق 18 ساله
به ریاست قاضی محسن زالی محاکمه شد و در مقابل درخواست قصاص اولیای دم گفت: من پیمانکار ساختمان هستم و 20 سال پیش با سهیلا آشنا شدم. ما 18 سال با هم دوست بودیم، اما هیچ وقت ازدواج نکردیم چون تفاهم اخلاقی نداشتیم. روز حادثه سوار ماشین بودیم که ناگهان سهیلا به مادرم فحش داد. من عصبانی شدم و او را خفه کردم، سپس جسدش را به خانه ام بردم و مثله کردم. بقایای آن را هم در دو کیسه انداختم و کنار سطل زباله رها کردم. در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص و پرداخت دیه جنایت بر میت محکوم کردند. جام جم ...
پایان تلخ دوستی با خواستگار سارق در تلگرام
کردند. دختر 16 ساله به افسر تحقیق گفت: دو ماه قبل به طور اتفاقی در یک گروه تلگرامی عضو شده و در آنجا با پسری نوجوان آشنا شدم. تلفنی با هم حرف می زدیم و گاهی نیز در بوستان و کافی شاپ همدیگر را ملاقات می کردیم و بعد از مدتی به هم علاقه مند شده و تصمیم به ازدواج گرفتیم. می دانستیم والدینمان به خاطر سن کم ما با این وصلت مخالفت می کنند. پسر مورد علاقه ام به بهانه ازدواج فریبم داد. او می گفت باید
انسان ها ی واقعی در دنیای مجازی
اینستاگرام بود، روزی که بعد از چهار - پنج سال برای نخستین بار از خودش یک ویدئو به اشتراک گذاشت و در آن با زبان اشاره صحبت کرد و گفت با اینکه ناشنواست خودش رایک زن موفق، همسر موفق و مادر موفق می داند و این یعنی اعتماد به نفس. و حالا که پارسا پسر 9 ساله اش هم به جمعمان اضافه شده، بیشتر این حس موفقیت را می شود لمس کرد. پارسا مثل هر پسر بچه 9 ساله دیگری در چشمانش بازیگوشی است اما تمام این دوساعت گفت و گو
40 سال است که نه رادیو گوش می کنم نه روزنامه می خرم / ما از هنرپیشه ها چیز یاد گرفتیم، الان هنرپیشه ای ...
زد، عرق شدید کردم. اما گفتم و تشویق هم شدم. بعد از آن هم تا شب ایستادم و فیم را تماشا کردم. شب شد موقع برگشت تنها بودم. به من گفتند آقای فلانی تنها نرو اینجا سگ زیاد دارد. ممکن است حمله کنند. ما همیشه گروهی می رویم شما هم با ما بیایید. خلاصه با هم آمدیم از دو ریالی که داشتم یک ریال دیگه هم به اتوبوس دادم و تا در خانه آمدم. نصرالله مدقالچی چه زمانی فکر کرد که می تواند در دوبله حرفه ای
جانبازی که دوبار طعم جانبازی را چشید!
دیدم. او در را قفل کرد و گفت شرطش این است که اول نحوه ازدواج و بعد هم خاطره ای از جبهه برایم بگویید. من هم قبول کردم و خاطره ای را هم برایش نقل کردم که دیدم همان خاطره هفته بعد در صفحه جنگ روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شده است. فاش نیوز: خانواده همسرتان نسبت به ازدواج دخترشان با شما چه عکس العملی داشتند؟ - روز خواستگاری من خودم نرفتم و پدر و مادرم رفتند که پدرخانمم دنبالم آمد گفت
کابوس در شب های زندان برای قاتل پسر بچه / گفت و گو با مرد بی رحم
دوران نوجوانی به شاگردی در نانوایی مشغول شدم بعد از آن هم که دیگر این کار را یاد گرفتم خودم شاطر نانوایی بودم. سیگار هم می کشی؟ بله! اولین بار چگونه سیگار مصرف کردی؟ آن زمان 15 ساله بودم که برای اولین بار هوس کردم کشیدن سیگار را تجربه کنم. همان روز یک نخ سیگار خریدم و به طور پنهانی کشیدم. بعد از آن هم به کشیدن سیگار عادت کردم. الان هم سیگار می کشی؟
فاطمه حشمتی؛ قهرمان ماراتن 81 ساله ی شیرازی
روستا کوهنوردی می کردم. با بچه های همسن و سال خودم طناب بازی می کردم و گاهی هم با هم مسابقه دو می دادیم. در آبادان نیز ورزش را رها نکردم و در کنار کمک به مادرم ورزش می کردم. از وقتی به یاد می آورم، از یک جا نشستن بیزار بوده ام و همیشه دوست داشتم جنب و جوش داشته باشم. زندگی برای من جذابیت خاصی داشت و همیشه دوست داشتم سالم باشم. در آبادان به مدرسه رفتم و بزرگ شدم و ازدواج کردم و خانواده
شهریه های نجومی را تکذیب می کنم/ نقدهای غیر منصفانه به جای استفاده از تجربیاتم
کردید؟ بعد از اینکه سه یا چهار جزء از قرآن را در عالم کودکی خودم به صورت پراکنده حفظ کرده بودم، به صورت حرفه ای وارد عرصه حفظ قرآن شدم و اینکه از اول قرآن حفظ را آغاز نمایم، حدود 12 ساله بودم. مدت زمان حفظ شما چند سال طول کشید؟ مفید یک سال و پنج ماه به طول انجامید که کل قرآن را حفظ شدم. از چه سالی به تدریس پرداختید؟ همزمان از سال 72، در حالی که
داستان کارگر و کارفرما
بر اساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران، 84.1 درصد از کل کارکنان کشور، در بخش خصوصی کار می کنند. 85.4 درصد از مردان و 78.4 درصد از زنان شاغل در این بخش مشغول به کارند. 80.2 درصد از شاغلان نقاط شهری و 94 درصد از روستایی ها، در این بخش کار می کنند. 49.8 درصد از افراد نیز شاغل در بخش خدماتی و 31.5 درصد، فعال در بخش صنعت هستند. آمارهای رسمی دیگر هم نشان می دهد که در ایران، 152 هزار کارخانه وجود دارد و 36 هزار مدیر خصوصی، فعالیت می کنند.
با الهه فرار کردم اما با سارا سر سفره عقد نشستم!
روزگار را سپری می کردم. مرد جوان ادامه داد: آن زمان 17 بهار بیشتر از عمرم نگذشته بود که عاشق الهه شدم. خانواده او از جنوب کشور به حاشیه شهر مشهد مهاجرت کرده بودند و در همسایگی ما زندگی می کردند. با وجود این که الهه چند سال از من بزرگ تر بود اما من اهمیتی نمی دادم چرا که در سن شور و هیجان جوانی قرار داشتم و با احساسم تصمیم می گرفتم. حرف های دیگران برایم مهم نبود و تنها به
روایت ابتکار از پیشنهاد شوک آمیز روحانی
حوزه مهم است، چقدر بحث های زنان، جهانی است؛ هم در بخش غیردولتی و هم در بخش غیردولتی، من با خیریه ها به صورت شخصی ارتباطاتی داشتم؛ مادرم خیریه بنیاد زینب کبری را در سال 1358 تأسیس کرد. در جریان کامل فعالیت هایش بودم. یک انجمن زنان نیروی کار در مقطع انقلاب داشتم و چند سال بعد از انقلاب بود که در جریان آن بودم. انجمن خیریه کهریزک که مرحوم خانم بهادرزاده تأسیس کرده بود که یک خیریه بود برای معلولان و
حرف های تازه از تام هنکس
ناتنی داشت و با تغییر و تحولات زیادی در زندگی روبه روشده بود.در این باره می گوید: تا وقتی 10 ساله شدم در 10 خانه مختلف زندگی کرده بودم . او می گوید: اما همه این وقایع مثبت بودند و ما از این بابت خیلی خوش شانس بودیم. او می افزاید: هنوز هم دست پاچگی این پسربچه را به یاد می آورد. می گوید: احتمالا بتوانم با انگشتان یک دستم بشمارم که چند بار با مادرم در یک اتاق یا در اتومبیل تنها بوده باشم. این تنها
نگارگر نقش های عشق و حماسه
را در اختیار فرزندانش قرار می داد تا برایش بخوانند. دنیای کودکی ام مثل همه بچه های آن سال ها در روستا سپری شد. پدرم با وجود آنکه سواد نداشت اما شاهنامه را از بر بود و حماسه پهلوانان شاهنامه زمزمه مدام او و لالایی ما بود. به یاد دارم که پدر اشعار شاهنامه را برایم می خواند و درباره آن ساعت ها صحبت می کرد. وقتی به سن 7 سالگی رسیدم به مکتب رفتم. معلم مکتب به من خواندن و نوشتن آموخت و بعد از دو سال از
گفت و گوی اختصاصی با ابوذر خدایاری هنرمند خوشنویس
کردم. ** چرا و چطور شد که از بین هنرهای مختلف به خوشنویسی علاقه مند شدید؟ چون خط تحریری یا همان خط خودکاری به حمدلله در بین خانواده ما ارثی است، و همگی خط خوبی داریم. و خودم هم در سال دوم ابتدایی خطم خودش را نشان داد. معلمین و مدیران مدرسه از خط خوبم تعجب میکردند و یادم هست که یکی از معلمین می گفت این پسر در آینده خطاط می شود در حالیکه من نمیدانستم اصلا خطاط یعنی چه؟ و یک بار سر
ابتکار:رئیس جمهور به من گفت از محیط زیست برو/فعالان زن اصلاح طلب گفتند مسئولیت معاونت امور زنان را نپذیرم
های زنان، جهانی است؛ هم در بخش غیردولتی و هم در بخش غیردولتی، من با خیریه ها به صورت شخصی ارتباطاتی داشتم؛ مادرم خیریه بنیاد زینب کبری را در سال 1358 تأسیس کرد. در جریان کامل فعالیت هایش بودم. یک انجمن زنان نیروی کار در مقطع انقلاب داشتم و چند سال بعد از انقلاب بود که در جریان آن بودم. انجمن خیریه کهریزک که مرحوم خانم بهادرزاده تأسیس کرده بود که یک خیریه بود برای معلولان و سالمندان. همین طور خاله
حلب تا موصل زیر چتر امن تکاور ایرانی
: *چند سال است که با هم ازدواج کرده اید؟ چطور شد که به خواستگاری شما آمدند، شرطی چیزی نداشتند؟ 23 سال. ایشان پسر عمه بنده است.ما یک خانواده مذهبی بودیم و با هم نسبت داشتیم، پسر عمه، دختر دایی بودیم و ایشان از بچگی در سپاه بودند و پدر من هم کارمند راه آهن بودند و ایشان هم بسیج می رفتند، منزل ما در سربندر خوزستان بود و وقتی که خرمشهر اشغال بود ما زیر بمباران بودیم و ما را زیر بمباران رها
حلب تا موصل زیر چتر تکاور ایرانی
با این همسر شهید را می خوانید: *چند سال است که با هم ازدواج کرده اید؟ چطور شد که به خواستگاری شما آمدند، شرطی چیزی نداشتند؟ 23 سال. ایشان پسر عمه بنده است.ما یک خانواده مذهبی بودیم و با هم نسبت داشتیم، پسر عمه، دختر دایی بودیم و ایشان از بچگی در سپاه بودند و پدر من هم کارمند راه آهن بودند و ایشان هم بسیج می رفتند، منزل ما در سربندر خوزستان بود و وقتی که خرمشهراشغال بود ما زیر بمباران
قربانی کردن عشق به پای قدرت در بازیِ مردان پاکدل: مقطع مشروطه همواره جذاب بوده و درام نویسان تا ...
البکای تعزیه که بعد از دیدن اندوه پری خواسته او را برای اجرای تعزیه اُرَینَب در برابر ام السلطنه می پذیرد تا شاید گره از مشکل او باز کند. جاوید: ابتدا می خواهم به نکته ای در مورد شیوه کارگردانی خیرالله تقیانی پور اشاره کنم که برای من به شدت یادآور روش کیانوش عیاری است. در سریال دکتر قریب که بازیگر کیانوش عیاری بودم، می دیدم که چطور با ذهنی سر صحنه می آمد که همزمان کار مونتاژ هم می کرد! و
می خواست پشت یخچال قصابی مرا آزار دهد که
مظنون بازداشت کرد. شواهد نشان می داد قربانی و عرفان آخرین بار در پارک با هم در حال صحبت بودند. زخم های روی دست پسر نوجوان شک پلیس را دو چندان کرد و وی به قتل اعتراف کرد. پسر نوجوان گفت: من محمدرضا را کشتم . در این چند روز سرگردان بودم و حتی ماجرا را به خانواده ام هم نگفتم اما دیگر تحمل این وضعیت را ندارم و می خواهم حقیقت را بگویم. وی گفت: سالهاست که درسم را رها کرده ام و در قصابی
واکنش تند پدر اهورا به تهمت های خواننده معروف پاپ +عکس
راهنمای سفر من : حمید عسکری خواننده پاپ کشور در اینستاگرام خود پستی راجع به اهورا کودک 2 ساله منتشر کرد که پدر اهورا در مورد آن به خبرنگار رکنا توضیحاتی داد. در اهورا در گفت و گویی، دل پری از قضاوت های مردم داشت، می گفت برای چه خواننده مملکت بی آنکه چیزی بداند تهمت می زند، من از روی هوس ازدواج نکردم، من هفت سال با این زن زندگی کرده بودم، سال پنجم زندگیمان بچه دار شدیم، کسی چه می داند
گفت و گو با پابلو نرودا از سیاست، زندگی و ادبیات آمریکای لاتین
پاشیدند. بعضی ها مثل گارسیا لورکا و میگل ارناندث درست همان جا قتل عام شدند، برخی دیگر هم در تبعید فوت کردند، بقیه هم هنوز در تبعید هستند. این دوره از زندگی ام پر از اتفاقات و احساسات پرشوری بود که سیر زندگی ام را تغییر دادند. الان اجازه ورود به اسپانیا را به شما می دهند؟ به طور رسمی ورود من به اسپانیا ممنوع نیست. یک بار از طرف سفارت شیلی در آن جا برای سخنرانی دعوت شدم. احتمال
وقتی شوهرم در کمپ ترک اعتیاد بود، هاله مرا در پارتی به فساد کشاند!
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، دختر 20 ساله ای که معتقد بود حسادت های زنانه دوستش زندگی او را از هم پاشیده است به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری کاظم آباد مشهد گفت: 9 سال بیشتر نداشتم که متوجه شدم مادرم فروشنده مواد مخدر است هر روز تعداد زیادی از معتادان برای خرید مواد مخدر به خانه ما می آمدند و مادرم ماده سفید رنگی را روی ترازوی گوشه اتاق وزن می کرد و به آن ها می داد. پدرم به بیماری
پایان مرگبار مثلث عشقی
های اولیه مشخص شد فردی به نام سلیمان 30 ساله، پشت فرمان خودرو پراید شخصی اش از ناحیه گردن و سینه مورد اصابت ضربات جسم قرار گرفته و به قتل رسیده است.با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای عمومی و انقلاب شهرری، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و شاهد صحنه جنایت در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: در خانه نشسته بودم؛ ناگهان متوجه
هنوز اشعارم ثبت نشده اند
پیش خدمت به خانه ی میر هاشم شمس رفتم و سال ها نزدشان زندگی کردم در 19 سالگی این بار به انتخاب میر هاشم ازدواج کردم که آن هم پس از چند سال به جدایی منجر شد و چندین سال پس ازآن بازهم ازدواج کردم، ازدواج سومم هم دوامی نداشت. چراکه من یک تنه مجبور به گرداندن امور زندگی بودم هیچ یک از همسرانم اهل زندگی نبودند، در شرکت اشتغال زایی زنان که توسط خانم مریم بهنام را اندازی شده بود مشغول به کار شدم، جایی
ماجرای قتل اهورا؛ از اعتراف قاتل تا ادعای پدر | اهورا چطور به قتل رسید؟ +عکس
بیشتر بخوانید: حمید عسکری درباره اهورا چه گفت؟ بیشتر بخوانید: قاتل اهورا ناپدری او نبود ؟ بیشتر ببینید: عکس های مادر اهورا . پدر اهورا درباره روز مرگ کودک دو ساله اش چه می گوید؟ پدر اهورا درباره نحوه قتل اهورا می گوید: وقتی این خبر را به من دادند در گیلان نبودم. ساعت پنج و نیم به بیماستان رسیدم و خیلی از کارکنان بیمارستان ناراحت بودند. من وقتی با پزشک مت
هدفم فرار بود نه قتل
جایگاه حاضر شد. او با بیان اینکه متوجه نشده ضربه چطور وارد بدن مقتول شد، گفت: ما با هم درگیر شدیم و من برای اینکه بتوانم از دست او رها شوم مرتکب قتل شدم، البته اصلا متوجه نشدم ضربه را چطور به بدنش وارد کردم اما واقعیت این است که زخم های ایجادشده روی دستم به خاطر همین درگیری بود. بعد از اینکه زخمی شدم از محل فرار کردم و چند روزی به خاطر موضوعی که اتفاق افتاده بود بدحال بودم به همین دلیل هم مخفی
ناگفته های دختر سن بالا / چرا مجرد ماندم ؟!
، خاله، عمه، خواهر بزرگ و... بود که در جمع های محلی، اداری، خانوادگی، مذهبی و... بالاخره چشمشان اول به جمال لیلی منور و بعد که به دلشان می نشست رفتار را تحت نظر وایشان را کاندیدا برای جناب داماد که مثلاً ماها باشیم می کردند، حتی گاهی عنان از کف داده و بی توجه به رسومات از سر ذوق در همان دیدار اول فرد مورد نظر بی خبر از همه چیز را، در آغوش گرفته و عروس خودم، عروس خواهرم، عروس خانواده ام
واکنش تند پدر "اهورا" به تهمت های خواننده پاپ
پدر اهورا در گفت و گویی با خبرنگار جنایی رکنا، دل پری از قضاوت های مردم داشت، می گفت برای چه خواننده مملکت بی آنکه چیزی بداند تهمت می زند، من از روی هوس ازدواج نکردم، من هفت سال با این زن زندگی کرده بودم، سال پنجم زندگیمان بچه دار شدیم، کسی چه می داند داخل زندگی من چه می گذشت. در آن زمان این زن برای من فرشته بود، او هم مانند من تنها فرزند خانواده خود بود، البته خانواده هایمان مخالفت هایی داشتند
این زن پس از سال ها اعتیاد، کارآفرین موفق شد
. پدرم اهل خوشگذرانی بود و در کنار انواع دل مشغولی هایش به قاعده تریاک مصرف می کرد. از نوجوانی، بدون آنکه متوجه شوم به بخشی از زنجیره مهیا کردن بساط پر زرق و برق دود و دم او و دوستانش تبدیل شده بودم. وقتی دیپلم گرفتم، به اصرار پدر و مادر به عقد مردی درآمدم که 17 سال از من بزرگ تر بود. تحصیلات عالی و مال و منال زیاد و خانواده اصیلی داشت. ازدواج با شکوهمان در اردیبهشت ماه 1358 مثال زدنی بود.
قصاص پایان رابطه 18 ساله
مرد جوانی که دختر مورد علاقه اش را بعد از 18 سال وعده دروغین به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده بود، به قصاص و پرداخت دیه محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، نوزدهم بهمن ماه سال 94، مأموران کلانتری 125 یوسف آباد در جریان کشف بسته ای مشکوک از زباله های خیابان کردستان قرار گرفتند که دست و پای بریده شده زن جوانی در آن قرار داشت. همزمان با آن خانواده ای مأموران را از ناپدید شدن دختر 35 ساله شان