سایر منابع:
سایر خبرها
دویست و بیستمین شماره ماهنامه افضل منتشر شد
کرد و در ایامی که همسالانش با زوزه خمپاره به پناهگاه ها هجوم می بردند، مردانه به معرکه بلا رفت و رشادت های ماندگاری آفرید، همچون قاسم ابن الحسن در نوجوانی بزرگ شد، قد کشید و تا خدا رسید. اما جالب است بدانید، بین این شهید و شهید چمران علاقه ای متقابل وجود داشت. در موقع شهادت شهید چمران در مرخصی بود که به محض شنیدن این خبر مجدداً به جبهه برگشت. تنها پیامش به خانواده اطاعت از امام امت و ولایت
دیگران درباره جادوگر سورئال چه می گویند؟
افتخار نصیبش شود، آبروریزی کرد. بعد هم سرش را بالا گرفت و گفت: من که به شما گفتم آمریکایی ها تاجرهای درستکاری هستند. بونوئل تن به تحلیل روانشناختی نمی داد تا به آنچه بی گناهی ناب تخیل می نامید، دست یابد. ژان کلود کاریره دوست محبوب و همکار فیلمنامه نویس او که در آثار متعددی با او همکاری داشت، در سال 1981 هنگامی که جشنواره کن به او ادای احترام کرد، در مقاله ای با عنوان Le Malin (شیطان) نوشت
داماد 40 میلیون از عروس گرفت و فرار کرد!
زندگی با هم ندارید؟ مثلاً نمی شد شما هم با او می رفتید یا صبر می کردید به وطن برگردد؟ شبنم آهی کشید و گفت: دیگر نمی تواند برگردد. پناهنده شده. قبل از ناپدید شدنش به من هم می گفت بیا با هم برویم. اما من می دانم درد تنهایی چیست. نمی خواستم بروم اسیر غربت شوم. یک روز صبح بلند شدم دیدم رفته. مدارکش در خانه نبود. چند هفته از او خبری نداشتم. تا اینکه به خانواده اش زنگ زده و خبر داده بود در
حفظ قرآن در درسم تأثیر مثبت داشته است
دخترم هنوز مدرسه نمی رفت از طرف اداره اوقاف در مساجد طرح حفظ قرآن گذاشته بودند و دخترم را به آنجا بردم بعد دیدیم خیلی علاقه و استعداد دارد. مادر زهرا سادات عنوان کرد: با دیدن علاقه مندی دخترم به بحث حفظ قرآن به او گفتم: اگر بتوانی جزء سی ام قرآن کریم را در منزل، ظرف 20 روز حفظ کنی، من نام تو را در کلاس قرآن می نویسم و همینطور هم شد و زهرا سادات توانست در طی این بیست روز، جزء سی ام را
اصول گرایان افراطی و دولت روحانی
حالیکه اصولگرا نبود و خودش هم بعدها این را گفت. حتی بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 رسما در محافل متعددی گفته بود اگر حمایت برخی بزرگان از من نبود رایم خیلی بیشتر بود. البته وقتی می گویم احمدی نژاد اصولگرا نبود به این معنا نیست که در تشکل های اصولگرا حضور نداشت. چرا که عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین بود و در جمعیت ایثارگران هم رفت و آمد داشت. اما به شکلی که آقای مهدوی
درگذشت یزدی پایان نهضت آزادی است
سیاسی به فوت دکتر یزدی، این پیام از همه بی اجرتر و بی مقدارتر محسوب شد. برخی دوستان و دوستداران رییس جمهور دولت نهم و دهم، پیام وی را نیز منفعلانه و حسابگرانه توصیف کردند که با مشی و منش امام خمینی و یاران وفادار وی، مغایرت دارد. خبرگزاری دانشجو در گزارشی نوشت: ابراهیم یزدی، از جایی به بعد، مثل بسیاری از دوستان و همراهانش، عطای همراهی با انقلاب مردم را به لقایش بخشید و رفت گوشه ای نشست
باهنر: رئیسی چهره شاخص کاریزما نیست/ اصولگرایان، مجلس یازدهم و دولت سیزدهم را می خواهند
آقای رئیسی کنار می رفت، رای آقای قالیباف بیشتر بود. هر چند من این حرف را قبول ندارم، اما به هر حال همه این سناریوها محتمل است و طرفدار دارد. باهنر همچنین اظهار کرد: به طور کلی من فکر نمی کنم آقای رئیسی به عنوان یک چهره شاخص اصولگرای کاریزما به حساب بیاید و در حال حاضر اصولگرایان بعد از جریان آیت الله مهدوی کنی و آقای عسگراولادی، شخص حقیقی که بتواند همه مجموعه اصولگرایی را دور هم جمع کند
خسرو سیف: داریوش فروهر خبر درگذشت فرزند امام را اعلام کرد
از واکنش او به درگذشت هم بندش سید مصطفی خمینی پرسیده است. *** آشنایی داریوش فروهر با سید مصطفی خمینی چه نقشی در ارتباطات او با امام خمینی در سال های بعد از انقلاب داشت؟ آقای علی یونسی نقل کرده که امام یک بار برای داریوش فروهر گز فرستادند. این نشان می دهد که رابطه ای صمیمانه در بین بوده است. اینکه گفته می شود آقای خمینی به فروهر علاقه مند بوده اند، به این دلیل بود
جدال نابرابر خاک و نفت در اهواز!
دست پسرش را گرفته تا به زحمت از تپه خاکی بسُرد و پایین بیاید. شما این جا زندگی می کنید؟ زن حواسش به قدم های پسرک است. نفس نفس می زند: ما بالا زندگی می کنیم. یک سال است آمده ایم اینجا. چطور رفت وآمد می کنید؟ به اسیری. می بینید که. می رود که به مادرش سر بزند در محله پایین. از پرچین خانه های بالا مادر و چند کودک سرک می کشند. چند تا بچه داری؟
نقش پسر بزرگ امام در سا مان دهی نهضت چه بود؟
نشستیم و چای می خوردیم، می گفتند: این چه دعوایی است که بعد آن با هم می نشینند و چای می خورند؟ حاج آقا مصطفی(ره) گاهی به آشپز منزل امام(س) در آنجا، که در ضمن ساواکی هم بود، کمک می کرد و اگر چیزی بلد نبود، به او یاد می دهد. ایشان می گفت: او باید هر روز وضعیّت ما را گزارش می کرد، ولی به جای اینکه او از من اطلاعات بگیرد، من از او اطلاعات می گرفتم [11] مطلب فوق گواه آنست که لحظه به لحظه
سیداحمد خمینی می گفت: بابا روزی دوبار با آهنگ ای ساربان اشک می ریزد/امام دو فتوا درباره موسیقی داد/آیت ...
مربوط می شود که من آهنگ "ای ساربان" را خواندم. وقتی آهنگ "ای ساربان" را خواندم خود سیداحمد خمینی عین این جمله به من گفت که "بابا روزی دو بار با این آهنگ شما اشک می ریزد و گریه می کند." امام بعد از این قطعه بود که فتوا دادند و گفتند موسیقی در این فرم حلال است. این اتفاق در زمان پخش سریالی که اسمش را درست به خاطر ندارم "غروب پاییز" یا "غروب صحرا" بود چنین اتفاقی افتاد. در این دو مورد زنده یاد امام(ره
مشایخی به روایت صدایش
سن و سال باید مثل جواهری در پنبه پیچیده شوند. نمی شود به امان خدا رهایشان کرد تا وقتی که سرشان درد بگیرد و تازه بگوییم، خبر دار باشید که این بازیگر سردرد گرفته است. چرا تئاترهایی که اجرا می شوند دعوتشان نمی کنند تا نمایش ها با حضور این بزرگان آغاز شود؟ در مراسم های سینمایی باید اول از همه دعوت شوند و امکان حضورشان فراهم شود. وقتی خودمان این اساتید را نادیده می گیریم، نباید گله مند رخدادهای این
دست خالی قانون و مستاجر
. درواقع امکان ورود دولت وجود دارد، ولی براساس ارزیابی قیمت املاک. نیکبخت در ادامه گفت: اگر بخواهیم نتیجه گیری کلی به غیر از پیشنهادی که ارایه دادم، داشته باشیم، می توانیم بگوییم در قانون موجر و مستأجر سال 1376 که بیشتر قراردادهای اجاره هم از آن به بعد بسته شده، چون قبل از آن چنین چیزی وجود نداشت و پیش بینی نشده بود، باید نگاهی انداخت. همان طور که گفتم عقد قرارداد مقید به وقت است و خانه باید در پایان مدت
چاووشیِ بدرقه زوار، رسمی دیرین در رودان که نیاز به احیاء دارد
بین شیعیان چنین سنتی رایج بوده که برای تشرف یا رفتن به اماکن مقدس ،زوار چند شب قبل از حرکت ،چاووشخوان را دعوت کرده و به او می گفتند؛ چون ما قصد تشرف و رفتن به فلان زیارت را داریم، شما بر روی بام خانه ما رفته و با خوانندگی و چاووشی کردن رفتن ما را به مردم اطلاع دهید. چاووش خوان چند شب پیاپی بر بام خانه زوار می رفت و اشعاری را درباره فضیلت رفتن به مکه مکرمه، مدینه منوره، کربلای معلی و مشهد
نجفقلی حبیبی:مجلس درست عمل نمی کند
دانشگاه پیش گرفته بودید، چنین نظری درباره شما وجود دارد؟ من خیلی خوشحالم که چنین دیدی درباره من وجود دارد اما باید پاسخ این پرسش را از کسانی بپرسید که این قضاوت و تصور را نسبت به من دارند. شاید سختگیری هایی که بعد از من در دانشگاه به وجود آمد، باعث شده است که این تصور درباره من به وجود بیاید. شما در سال 68 عضو شورای بازنگری در قانون اساسی بودید. دورانی که خاطرات بسیاری برای گفتن دارد
الطاف خفیه شهادت سید مصطفی چه بود؟+تصاویر
. آنها با حاج آقا مصطفی خمینی آرام صحبت می کنند و بعد از آن حاج آقا مصطفی برای دوستان نقل می کنند که آنها گفتند ما اعضای تیمی هستیم که ساواک این تیم را فرستاده است. آنها به حاج آقا می گویند که رأی ساواک برگشته و قبلا می خواستند امام را ترور کنند اما بعدها گفتند که حاج آقا مصطفی را تعقیب و مراقبت کنید و الان برنامه ترور شما در دستور کار است. علت آن هم این است که امام عمر خود را کردند اما خطر جدی برای
در زندگی با همسرم، اختلاف نظرمان را پیش کسی نبردیم
علمی صاحب نام هستند. دومی نیز دکتری داروسازی دارد و فرزند یک پزشک است و معتقدم که از هر نظر بهترین افراد هستند. *آیا تمایل دارید فرزندانتان بعد از شما وارد حوزۀ سیاست یا مجلس شوند؟ فرزندانم همان طور که گفتم (یکی دکتری و دیگری کارشناسی ارشد دارد) اما هر دو می خواهند بعد از این درس، در حوزۀ علمیه طلبگی بخوانند و هیچ پست دولتی نیز ندارند و در هیچ کجا ورود ژنی هم پیدا نکرده اند. *آیا در
وجهه فقهی آیت الله شاه آبادی مغفول و مستور مانده است
تهران از مسجد تا منزل که می خواستند بروند ،اگر حتی یک کودک ده ساله می آمد محضرشان یا با ایشان حرفی داشت، می ایستادند ،به چهره ی او نگاه می کردند و باحوصله به حرف آن کودک گوش می دادند و اگر جوابی یا مطلبی بود به او می گفتند. وی در ادامه به ذکر یک خاطره پرداخت و افزود: خاطره ای هم دارم که از امام(ره) نقل شده است؛ امام می گویند ما دیدیم هنگامی که درسمان تمام می شد،طلبه جوانی می آمد محضر ایشان
گریه بر امام حسین موضع گیری سیاسی است
خواهد داشت. شعری که در مرثیه و یا مدح اباعبدالله علیه السلام و یا سایر حضرات معصومین سروده می شود، ما را سوق می دهد به چگونه زندگی کردن، ما را هدایت می کند به چه بودن، ما را به سمت اخلاق های حسنه و صفت های نیک، مثل شجاعت، صداقت و دین داری سوق می دهد. شعر مرثیه ای که سروده می شود، روایت این نیست که نشستند و گفتند و برخاستند، نه، این شعر بعد سیاسی دارد، بعد عاطفی دارد، بعد تربیتی دارد، تا ما هدایت به
برانکو اصلا زن ذلیل نیست!
مثل یک مهمان است. انگار به هتل آمده است. باز هم روی صحبتم با دختر برانکو است. دخترها با پدرهایشان رابطه صمیمانه تری دارند، دوری از پدر برای شما دشوار نیست؟ دختر برانکو: به این مساله عادت کرده ام. بچه که بودیم مادرمان ما را به مدرسه می بردو از ما مراقبت می کرد ولی پدر اصلا حضور فیزیکی نداشت و گهگداری به ما سر می زد.ولی او همیشه نگران ما بود و از ما دورادور توجه می کرد. هر وقت که به
چرا "بهزاد نبوی" به روحانی رای داد؟
88 که رسید، رو به جمع که عموما چهره های جوان بودند، کرد و گفت: فکر نمی کنم شما 88 را به یاد بیاورید! شماها بچه بودید! آرایش بعد 88 این گونه شد که یک طرف معتدل و یک طرف تندرو شکل گرفت. تعدادی از راست سنتی قدیمی هم با اینکه اعتقادی به این گرایش ها ندارند؛ اما دنبال این جریان می روند. انتخابات 92 نبوی ادامه داد: در سال 92 روحانی نامزد رئیس جمهوری شد. او عضو جامعه روحانیت بود و
کلید قفل افزایش سن قانونی ازدواج دختران در دست علما
دنبال زنی نبود. 8 تا بچه به دنیا آوردم و با حاجی هم زندگی خوبی داشتم. سال 79 که حاجی به رحمت خدا رفت خیلی سوختم. اما یک وقت هایی با خودم که حرف می زنم می گویم ای کاش یک کم بزرگ تر بودم و ازدواج می کردم تا این قدر حاجی را اذیت نمی کردم. حداقل گاهی با هم بیرون می رفتیم. چند وقت پیش به پسر بزرگم گفتم ای کاش پدرم و حاجی به جای اینکه آن سال ها با هم در یک حجره کار کنند و حاجی من را خواستگاری کند، چند
ویژگی عمّارهای امام زمان(عج)!
) در این واقعه حوادثی را می دیدند و به افراد تذکر می دادند به عنوان مثال پس از آنکه واقعه حکمیت بر حضرت(ع) تحمیل شد ایشان در مسیر بازگشت به کوفه فرمودند: من به شما گفته بودم که چنین مسایلی رخ خواهد داد. من نسبت به این مسئله به شما اخطار داده بودم که دشمن چه حربه هایی دارد و به دنبال چیست ؟ اما شما هشدارهای مرا نشنیدید. کارشناس مباحث مهدوی ادامه داد: در نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 220 و بحارالانوار
زندگی نامه شهید طلیسچی
امام راتنها نگذارید وهمه دست بدست هم دهید وبه دستورات خداعمل کنید وبرای ماها نیزدعا کنید چون دعای شما ملت رنجدیده است که در پیش خدا مقبول می باشدازشما استدعا دارم که درتشیع جنازه من ازخدا بخواهید که گناهم راببخشدچون باروی سیاه خجالت میکشم پیش خداروم وازبرادران متعهد ومسئول روحانیت تقاضا دارم مواظب جوانان ونوجوانان باشند محصوصاکه ازشماها انتطارات بیشتری دارند بعدراجع به جوانان وبرادران ونوجوانان
چرا "بهزاد نبوی" به روحانی رای داد؟
گفتند ما گرایش عدالت خواهانه نداریم؛ ولی مثل چپ ها هم اعتقاد نداشتند که باید کارهایی کرد؛ چه در قالب احکام دینی و چه نظراتی که مغایرتی با احکام شرع نداشته باشد تا بتوان عدالت اجتماعی را پیاده کرد. راست مسلمان معتقد بود و به چپ ها می گفت شما نمی خواهد به خدا کمک کنید. شما همین که احکام خدا را پیاده کنید، تکلیف عدالت مشخص می شود و کار اضافه ای نمی خواهد انجام دهید. شروع این موضوع از داخل سازمان بود و
پیروزتر از حضرت سیدالشهدا (س) کیست؟
توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی؛ برادر من زندگی اش طور دیگر است، او نمرد بلکه زنده تر شد. نکته ششم: در آن وقت مرثیه گوها مثل مرثیه گوهای حالا نبودند. کُمَیت مرثیه گو بود، دِعبل خُزاعی مرثیه گو بود؛ همان دعبل خزاعی که گفت: پنجاه سال است که من دار خودم را به دوش کشیده ام. او طوری مرثیه می گفت که تخت خلفای اموی و عباسی را متزلزل می کرد. او که محتشم نبود. شعرای ما چرخ و فلک را
آیت الله العظمی شاه آبادی در عرفان، فقاهت عالم بود
به گزارش سرویس قرآن و معارف خبرگزاری ذاکرنیوز، به مناسبت ارتحال فقیه بزرگوار و عالیقدر جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی میرزا محمد علی شاه آبادی(ره) با حجت الاسلام والمسلمین سعید شاه آبادی، نوه آیت الله العظمی شاه آبادی و مدیر مؤسسه غدیرشناسی گفتگویی انجام دادیم که در ادامه می خوانید. من حدود 9 سال بعد از وفات ایشان متولد شدم اما شاکر خداوند هستم که این توفیق را نصیبم کرد هم روی آثار و
باید با عکست زندگی کنم؟
کردم. یک عکس که شبیه همین عکس است را، قاب کردم. چون این عکس خیلی زیبا بود از دیدن آن لذت می بردم. آن چند روز که در آمل به میهمانی منزل مادرم و مادر همسرم رفتم، عکس همسرم را درآوردم و گفتم عکس عزیزم را ببینید چقدر خوشگل است. به منزل خواهرم که رفتیم، همسرم به همسر خواهرم گفت حاج علی، عکسم حاضر شده، شهادتم نزدیک است. به یک سال نرسید که حاجی به شهادت رسید. این عکس برای من بسیار خاطره انگیز بوده، ولی
روی خون من حساب کن
. همین نزدیکی به تهران نیز باعث شده بود تا وقتی سردار سلیمانی برای اولین بار صدای او را از پشت بیسیم بشنوند، از روی لهجه اش گمان کنند او جوانی تهرانی است. شهید صدرزاده از اولین دیدارش با حاج قاسم می گوید: وقتی از عملیات برگشتیم من خسته بودم. بچه ها صدایم کردند که حاجی با شما کار دارد. با همان سر و وضع نامرتب وارد اتاق شدم و دیدم که حاج قاسم نشسته است. بچه ها معرفی ام کردند و گفتند که
نقل قول های روز: لطف آقا فیروز
درباره احتمال حضورش در یک باشگاه غیرسوئدی بعد از آنکه درگیری ها به پایان رسید ذهن من خیلی مشغول بود و نگران محرومیت ها بودم. در بازگشت به منزل تلفن همراهم زنگ خورد و فیروز کریمی در آن سوی خط به من گفت اصلاً نگران و ناراحت نباش. من صحنه درگیری ها را دیدیم، تو در کمیته انضباطی بگو من برای اینکه این دو دوست خوب یعنی نوازی و استیلی را از هم جدا کنم وارد معرکه شدم و لگدم به کمر نوازی خورد