سایر منابع:
سایر خبرها
15 سال زندگی مخفیانه پس از قتل همسر
موضوعی مشاجره کردیم . لحظاتی بعد مشاجره لفظی ما بالا گرفت که او را ناخودآگاه به پایین هل دادم و همسرم روی پله ها غلت خورد و به داخل حیاط سقوط کرد. همسرم خونین روی زمین افتاد که متوجه شدم نفس نمی کشد. چرا او را به بیمارستان نبردی ؟ واقعیتش ترسیدم. او روی 9پله غلت خورد و داخل حیاط افتاد که احساس کردم فوت کرده است. بعد از فرار به کجا رفتی ؟ پس از فرار به
جوان متجاوز: این کار را کردم تا اعدام شوم!
ماشین پیاده شد شروع به گرفتن عکس با گوشی اش کرد آن موقع شیشه ماشین را پایین دادم و گفتم شماره را با دقت یادداشت کن؛ ماشین سرقتی است و دستت به هیچ جایی نمی رسد بعد هم گاز دادم و رفتم. اعتیاد داری؟ بله، 6 ماهی هست که مواد مصرف می کنم. سابقه داری؟ چهار سابقه کیفری درباره دعوا، سرقت، دزدی موتور و کیف قاپی دارم. دفعه اول در یک نزاع دسته جمعی بازداشت شدم و به
قبل از هر تجاوز شیشه می کشیدم!/ عکس
حضور در اداره شانزدهم پلیس آگاهی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: ساعت یک بعدازظهر 15مهرماه در خیابان سبلان به عنوان مسافر سوار خودرو پراید سفیدرنگی شدم که راننده آن جوانی حدودا 25ساله بود. مقصد من میدان نوبنیاد بود پس از رسیدن به آنجا، راننده ناگهان تغییر مسیر داد و وارد خیابان یک طرفه شد و توقف کرد. او با پیچ گوشتی به سمت من حمله ور شد و مرا به شدت کتک زد. راننده جوان قصد آزار و اذیت مرا داشت، اما
ربودن زنان با شیوه خفاش شب
ایستاد. راننده گفت: تا نزدیک آژانس مرا می رساند. پس از سوار شدن به ماشین فهمیدم که راننده بیراهه می رود و دستگیره های ماشین را هم برداشته است؛ درحالی که بشدت ترسیده بودم از راننده خواستم توقف کند تا پیاده شوم که ناگهان مرا هدف ضرب و شتم شدید قرارداد. بعد هم وارد کوچه خلوت و تاریکی شد و مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و بعد از رهاکردنم در خیابان فرارکرد. وقتی از ماشین به بیرون پرتاب شدم، بسرعت با دوربین
علی انصاریان : من یک رکورد ویژه در شهرآورد دارم
/> *بدترین شکست پرسپولیس در زمان تو کدام بود؟ علی انصاریان – همان باخت 3 بر 2 که در دقایق آخر پیروز قربانی به ما گل زد. *سرسخت ترین بازیکن مقابلت کدام بازیکن بود؟ علی انصاریان – انصافاً همیشه استقلال مهاجمان خوبی داشت و ما هم خط دفاع کاملی داشتیم. *انتظار داشتم بگویی علیرضا اکبرپور! علی انصاریان – در آن شهرآورد که اکبرپور از من عبور کرد و به ما
هشت سال ناعادلانه من را حذف کردند
پیش هم به من می گفتند قطعا متوفقش می کردم. ولی متاسفانه دغدغه دوستان اصلا فرهنگ و هنر نبود و تبعیض و بی عدالتی موج می زد و به قول معروف آنکه البته به جایی نرسد فریاد است. *در دولت قبل (نهم و دهم) اصلا فرصت مذاکره به من داده نشد و من اصلا نمی دانستم که مشکلم چیست، مهم این است که گذشت. من از زمانیکه آقای روحانی منصوب شدند پیگیر کارهایم شدم و نامه ای به آقای جنتی وزیر ارشاد نوشتم و تمامی
مصیبت دیدگان خطای پزشکی
ساده نام برده بود، شد علت مرگ. رضا دو روز در کما بود و بعد برای همیشه رفت و الهه ماند و دختربچه اش؛ دختری که هنوز بعد از گذشت یک سال نتوانسته از شوک مرگ پدر بیرون بیاید. الهه لحنش پر از درد است. یک جوری که توصیفش سخت است: پزشکان اصلا قائل به توضیح دادن نیستند اما همراه بیمار هم حق دارد درباره بیماری عزیزش بداند. زمانی همسرم را بستری کردیم که چهار روز تعطیلی رسمی در کشور داشتیم. حتی قبل از
افشاگری نیکبخت از پشت پرده رفتنش به پرسپولیس
هم به عنوان مدافع و هر جوری بازی می کردم، مطمئن بودم بازی بعدی برمی گردم روی نیمکت. * پشیمان هستی از حضور در پرسپولیس؟ من استقلالی هستم و دوست نداشتم بروم پرسپولیس و هنوز از من گلایه می شود. چند روز قبل رفته بودم بیمارستان نیکان تا از کمرم MRI بگیرم، مسئول آن قسمت استقلالی بود و به من گفت وقتی رفتی پرسپولیس، یک سال درس را کنار گذاشتم. من هم ضمن عذرخواهی گفتم آخه اونا
احمد به وصال شهادت می رسد/ چند قدم مانده تا بهشت
شده بود، اما گویا هنوز ذهنش درگیر ماجرا بود وقتی اومد خونه ازش پرسیدم چی شد؟ چی گفتن؟ پاسخ داد اجازه رفتن به میدون جنگ رو ندارم؛ البته من که خواهرش بودم خیلی خوشحال شدم؛ چراکه برادرم دیگر در خطر نیست . اما درآخرین سفری که به ایران آمده بود؛ خواهرش از او خواسته بود که دیگر به عراق برنگردد؛ اما همانند همیشه با مخالفت احمد روبرو می شد نه من طاقت دوری از حرم رو ندارم؛ تو نمی دونی که نماز
مطهری به وزیر پیشنهادی علوم: مرد ایستادگی در مقابل فشارها و محدودیت ها هستید؟ /غلامی زیر تیغ اصلاح طلبان ...
حاضر شد تا به همه سوالات و ابهامات درباره عملکرد خودش که دانشجویان به دست نمایندگان رسانده اند پاسخ دهد. او در این جلسه با سوالات و اظهارات صریح نمایندگانی مواجه شد که برخی مانند محمود صادقی حالا و بعد از چندین جلسه دیدگاه مثبت اولیه شان نسبت به او تغییر کرده است. این نشست سه شنبه برگزار شد اما سایت فراکسیون امید روز گذشته جزییات آن را منتشر کرد. آیا مرد ایستادگی در مقابل فشارها هستید
روحانی در میان دانشگاهیان محبوب نیست
من نگرانم اصلاح طلبان به میدان نیایند و جدی کار نکنند، اما اصلاح طلبان با تمام توان آمدند. این موضوع را من می گویم که هم در سال 76 در ستاد اصلاح طلبان فعال بودم و امسال نیز بعد از 20 سال در سال 96 می دیدم که جوانان و زنان اصلاح طلب برای پیروزی آقای روحانی چه کارهایی انجام می دادند. آنها با تمام توان و انرژی به میدان آمدند و حتی می توانم بگویم که بیش از سال 76 تلاش صورت گرفت. گرچه در سال 76 هم
نذری حال می دهد ، به خصوص که "بزم رزم" باشد
. "بزم رزم" برای من فیلم نبود. لحطه لحظه هایی که نشان می داد و قطعه قطعه نواهایی که پخش می کرد ، زندگی من بود بین سالهای 1357 و 1367. از این پس هر خاطره ای که از آن روزها یادم بیاید حتما بک گراندش تصاویر فیلم "بزم رزم" خواهد بود و موسیقی متنش،نواهایی که در "بزم رزم" شنیدم. قبل از انقلاب بنا به تربیت خانوادگی ام - که بشدت از آن دفاع می کنم - اهل موسیقی و سینما نبودم . به همین
ادعای عجیب یک رمال: برخی از "فرماندهان انتظامی" و "مدیران" زنگ می زنند و من با "فال" می گویم چه کار کنند!
هایی که گفتید اتفاق نیفتاده است. زن فالگیر با اطمینان کامل می گوید که گفته هایش همه راست است و هیچ وقت چیزی را پنهان نمی کند، رو به دوستم می گوید چه بخواهی چه نخواهی این ها که گفتم در مسیر راهت قرار دارد و زندگیت نسبت به قبل بهتر می شود، نقل وانتقال داری و از نظر کاری تعلیق داری و آهنگ بازگشت به کارداری. 25 سال است که به صورت حرفه ای فال می گیرم نگاهی به کتابش
صیادمنش: در جنگل و ساحل تمرین می کنم
بارسلونا بازی می کند و کاپیتان تیم نوجوانان اسپانیا است. این قیاس تاثیری روی بازی تو نگذاشت؟ به هیچ وجه. بازی های رویز را دیده بودم. بخصوص در این مسابقات. او مهاجم توانایی بود اما اینکه قیاس با او بخواهد روی بازی من تاثیر بگذارد هرگز. مقابل اسپانیا هم دیدید من مثل بازی های قبل دویدم، جنگیدم و سعی کردم گل بزنم اما واقعا موقعیتی نصیبم نشد. روی گل هم سعی کردم سعید کریمی را در موقعیت قرار بدهم
دو گروهی که جهنمی خواهند شد
رحیمیّت خاص او که قوی ترین تابش را دارد و چه کارها که برای دنیا و آخرت انسان نمی کند، انسان و جن می توانند از این روبرگرداند و اصلاً خودش را از این رحمت گم کند که به او نتابد. این گم شدن را در قرآن به ضلالت تعبیر می کند. ضلّ یعنی گم شد که ما می گوییم گمراه شد یعنی راه را گم کرد. این بیچاره هم اول خودش را گم کرده و از شناختِ خودش محروم شده است، وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوااللَّهَ
جدول تشویقی کودکان، روش زیاد است
که گفتم لباست رو بپوش بریم بیرون، خودت لباست رو پوشیدی! - تشویق بسیار مؤثرتر بود، اگر این مادر عزیز همان سه روز قبل که کودک به طور مستقل لباسش را پوشیده بود، نزد او می رفت، او را در آغوش می گرفت، می بوسید و می گفت: آفرین به دختر گلم که خودش لباسش رو پوشید. به خاطر همین یه شکلات برات آوردم. پاداش و تنبیهی که کودک خیلی انتظار بکشد تا به آن برسد ارزشی ندارد و نمی تواند باعث
جزئیات جدید از تجاوز به 8 زن در تهران + تصاویر
دستگاه خودرو مزدا 3 تیره رنگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، در اظهارات به کارآگاهان گفت: ساعت 22 از محل کارم در سعادت آباد خارج شدم. در خیابان ایستاده بودم که یک دستگاه خودرو مزدا 3 جلوی پای من ایستاد و گفت: تا نزدیک آژانس مرا می رساند. پس از سوار شدن به ماشین فهمیدم که راننده مزدا 3 بیراهه می رود و دستگیره های ماشین را برداشته؛ از راننده خواستم که توقف کند تا پیاده شوم که ناگهان باضرب و شتم شدید
نقش بازاریان قم در بزرگداشت سیدمصطفی خمینی
خطرکردن نشدند، از سر ناچاری به منزل شیخ محمد گرامی رفتیم از ایشان خواستیم تا به ما کمک کند، او گفت ساواک من را می شناسد و بلافاصله مجلس را به هم می زنند، همان جا آقای عبدوست را به ما معرفی کرد. قبل از اینکه ایشان به منبر برود عمامه اش را عوض کردیم، طوری که وقتی از منبر می آید پایین شناسایی و دستگیر نشود، چون در بازار ساواک و اطلاعات آمده بودند. رئیس ساواک سرهنگی بود به نام گل غصه هیکل درشت و بزرگی
کارآفرینی با لوفا
ها از کشور ترکیه و چین وارد ایران می شود و نمونه های خارجی کیفیت مناسبی هم ندارند. او تصمیم گرفت اگر قرار است کاری را شروع کند، بهترین شیوه ممکن را به کار گیرد حتی به قیمت سودآوری پایین تر، محصولی منحصر به فرد ارائه کند. حمید یادآور می شود: بنابراین بعد از هشت ماه تحقیق درباره فرآوری گیاه و انواع محصولاتی که امکان تولیدش وجود داشت، با کمک حاج آقا، چرخ صنعتی تهیه و خیاط استخدام کردم و
پنج شجریان
. گفتم: این چه حرفیه بابا! شما که چیزی ت نیست خدا رو شکر! منتها دیدمش که تو ام با آهی غلیظ دوباره گفت: می دونی یاسر؟ و بعد از چند دقیقه پرسید: به نظرت من کجای زندگی اشتباه کردم؟ این یکی از معدود سوالات قابل تأمل پدرم در کل 60 سال زندگی اش بود چون کاری که او با ما 5 تا کرده بود، مته برقی با آسفالت خیابان نکرده بود. اما دلم نیامد. گفتم: شما اتفاقا همیشه زحمت کشیدی. هیچی هم برای ما کم نگذاشتی پدرم سر
گفت و گو با - امین حیایی - ؛ بازیگری که پیر نمی شود
نقش مادر مرا بازی کنند، خانم هما روستا این نقش را بازی کردند و این شروعی شد برای کار سینمایی من با یک گروه حرفه ای. بعد از آن با آقای هاشمی و آقای اسعدیان که دستیار ایشان بودند آشنا شدم. هم کار را خیلی دوست داشتم و هم وارد یک دنیای جدیدی شده بودم که هیچ اطلاعی از آن نداشتم. البته بازیگری کرده بودم ولی خب از سینما، کار با دوربین، کار با صدابرداری که البته خاطرم هست آن زمان صدابرداری نمی شد
هکر 18 ساله ای که 1500 سایت را از کار انداخت: هدفم خدمت بود
ادامه گفت وگوی جام جم با این هکر را می خوانید: چقدر درس خواندی ؟ بعد از گرفتن دیپلم، درس را رها کردم. چطور هکر شدی؟ من برنامه نویسی بلد بودم. علاوه بر آن با رصد انواع سایت های داخلی و خارجی، ساعت های زیادی را صرف جست وجو در این آنها می کردم. من به هک کردن علاقه داشتم و می خواستم نقاط ضعف هر سیستم امنیتی را پیدا کنم و آن را به رخ مدیران سایت ها بکشانم.
لحظه شهادت شهید مهدی آقا شریعتی به روایت همرزمش شهباز صلبی
شریعتی با هم بودیم، شریعتی در اتاق همجوارمان بود و از قبل هم با شهید اسماعیل صلبی رابطه صمیمی و خوبی داشت، در این لحظه از من پرسید اسماعیل کجا شهید شد؟ گفتم بله؛ گفت شهباز پس تو با من باش، او که از نزدیک حمایت های شهید اسماعیل را از من دیده بود در قبال حفاظت از من احساس مسئولیت می کرد وقتی خبر شهادت اسماعیل را شنید خیلی ناراحت شد یک لحظه می خواست گریه کند ولی در آن شرایط نمی شد. من و شهید
فرزاد فرزین: از بچگی عاشق پرسپولیس بوده ام
طرفداری خود گفت: من پرسپولیسی هستم. از بچگی عاشق این تیم بودم و خوشحال هم هستم که از این تیم طرفداری می کنم. پرسپولیسی بودن از بطن زندگی و زمانی که خودم را شناختم با من بوده است. همه اینها را گفتم که بگویم پرسپولیسی و طرفدار رنگ قرمز بودن در خون من است. این خواننده پاپ وقتی با این سؤال که چه اتفاقی افتاد که تصمیم گرفت پرسپولیسی باشد هم این توضیحات را ارائه داد: همان طور که گفتم از کودکی
فریدون اعلا: دل بسته تاریخم اما عاشق طب خون
کتاب شکسپیر را به فارسی تجربه کرده است. او حتی به مدت 5 سال در دوره احمد شاه، نائب سلطنه ایران بود که مجلس او را به دلیل لیاقتی که داشت، به این سمت انتخاب کرده بود. تا احمدشاه به سن قانونی رسید و تاج را بر سر او گذاشتند. همچنین پدرم نخستین ایرانی است که به ویست مینستر رفته و خودم هم مدرک پزشکی ام آرسی پی را گرفته ام. شما خانواده بسیار سیاسی ای داشتید. رابطه تان با سیاستمداران، قبل و بعد
طناب دار برگردن قاتل 10 نفر
شوم. من متولد 69 هستم و 7سال داشتم که اشرار پدرم را کشتند و چند سال بعد عمویم را. من با همسرم رقیه مشکلی نداشتم و به خاطر اختلاف با خانواده اش دست به این کار زدم. البته قبل از آن می خواستم خودکشی کنم ولی فقط خدا می داند چه شد که دست به این کار زدم و به خانه پدر همسرم رفتم و هر کسی را که در آنجا بود، به گلوله بستم. من از قرآن فاصله گرفتم و نتیجه زندگی ام این شد. اظهارات شهروز در دادگاه در
آفتاب بکاری سایه هم خواهی داشت
محمد مهر چند وقت پیش در مسیری سوار تاکسی شده بودم. به محض اینکه سوار شدم راننده پرسید یک چیزی بگویم به شما ناراحت نمی شوید؟ گفتم نمی توانم قولی بدهم ولی بگو. راننده برگشت گفت راستش وقتی شما را از دور دیدم گفتم آخ جون! یک 2هزار تومانی دیگر. البته وقتی مسیر را گفتی دیدم 500 تومانش پرید و ماند هزار و 500 تومان ولی خب من به همان نیت 2 هزار تومان شما را سوار کردم. من هاج و واج مانده بودم و
امام جماعتی که نماد عقیده و جهاد بود
پیرسپیدمویی که در گفت وشنود پیش رو ما را به میهمانی خاطرات خویش از دوران مبارزه برده، مهندس محمدعلی گل افشانی از فعالان خدماتی و مبارزاتی مسجد جلیلی تهران در دوران پیش از انقلاب و از یاران دیرین مرحوم آیت الله مهدوی کنی است. وی درآستانه سالگرد رحلت آن بزرگوار و در مصاحبه حاضر،شمه ای از خاطرات خویش را از شیوه مسجدداری آیت الله دردوران رژیم گذشته بیان داشته است. امید آنکه تاریخ پژوهان تاریخ انقلاب وعموم علاقه مندان را مفید و مقبول افتد.
گفت وگوی با متجاوز به 8 زن و دختر
به گزارش گلستان ما به نقل از تسنیم ، خودش می گوید قبل از هر باری که به زنان و دختران تجاوز می کرده مصرف شیشه داشته و مطمئن هم بوده که دستگیر می شود؛ خودش می گوید اولین سابقه مجرمیتش در 15 سالگی بوده که به خاطر نزاع و درگیری دو ماه به زندان رفته و آنجا سرقت موتورسیکلت و خودرو را یاد گرفته و بعد از آزادی 6 ماه برای سرقت موتور و چند بار هم برای سرقت خودرو به زندان رفته و همه چیز را هم در زندان یاد
کودک بالاسر جسد مادرش ماند
خسته شدم به خانه یکی از دوستانم رفتم. تقریبا یک شبانه روز از جنایت گذشته بود که به مادر منیر زنگ زدم و ماجرا را گفتم. بعد هم از ترس دستگیر شدن به تهران رفتم، اما از آنجا که خون مقتول همیشه دامن قاتل را می گیرد، پلیس مرا دستگیر کرد. من مطمئن بودم اگر به آن طرف دنیا هم فرار کنم باز هم دستگیر می شوم. همسرم زن خوبی بود و هر چند گاهی اوقات به او حق می دادم، اما پولی نداشتم که بخواهم به او بدهم. من قاتل شدم چون پول کافی نداشتم تا خواسته های زنم را برآورده کنم.