نوحه آهنگران برای شهدای حج - شهدای ایران
سایر خبرها
عباس دست زد رو شانه ام و گفت: باید مرد باشی
. سفارش کرد سوار هواپیما که می شوم آیت الکرسی بخوانم. حج آن سال حج خونین مکه بود. شلوغ بود. بیمارستان ها پر از مجروح بودند. سعی کردم با دقت و حوصله همه مناسک را به جا بیاورم. انگار اصلا دو تایی آمده باشیم. محرم شدم. همه وقتی لباس سفید احرام را می پوشیدند. خوشحال می شدند، ولی من امیدم برای دیدن دوباره عباس کم تر و کم تر می شد. دیگر بعد از رفتن ما به عرفات پروازی نبود که او را از ایران به
پنجِ پنج عاشورای مردم اراک بود
صبح روز واقعه به بدرقه عمویم رفتم که به حج مشرف می شد. بعد به کارخانه رفتم. ساعت حول و حوش 9 و نیم صبح بود که ناگهان صدای مهیبی شنیدم. چون در جبهه تجربه داشتم، فهمیدم هواپیمای جنگنده است. در این حین یکی از همکاران خانم کنترل خودش را از دست داد و جیغ زد. او را هدایت کردم که از در بیرون برود و خودم در سمت مخالف پیش بچه های حسابداری می رفتم که بمبی به ساختمان افتاد و شیرجه زدم. هنوز متوجه نبودم بمب
گفت و گو با "خشایار اعتمادی"
موسیقی پاپ سرعت پیشرفت خود را از دست داده است و به نوعی با ورود بسیاری از جوانان به موسیقی و خوانش غیر اصولی این سبک سیر نزولی پیدا کرده است. آیا این نظر را قبول دارید؟ متأسفانه کم کاری ها، سوء مدیریت و بازار بی برنامه عرضه و تقاضا همه دست به دست هم داده اند که چنین اتفاقات ناخوشایندی رخ بدهد. در واقع از نیمه دوم سال 75 تا سال 80 موسیقی پاپ با رعایت اولویت بندی، حمایت ، هدایت و کارشناسی، بسیار
امنیت ملی از دستاوردهای توافق هسته ای/قطعنامه 2231 دستاورد بزرگ سیاسی و حقوقی
/> **به مردم توضیح خواهم داد که برما چه گذشته است رییس جمهوری ضمن تشکر از تیم مذاکره کننده افزود: من از تیم سیاسی مذاکرات که کار بسیار بزرگی انجام دادند، تشکر می کنم، از تیم اقتصادی، تیم فنی و البته از تیم خبری که این ها را کمک کردند، تشکر می کنم . همه دست به دست هم دادند و گرنه یک گروه که نمی تواند موفق بشود. روحانی به روزهای پر فراز و نشیب این دو سال اشاره کرد و ادامه داد
از فوتبال و والیبال تا تلاشی یک ساله برای کنکور
بخونم سین : از شب کنکور بگید که چجوری بود؟ جیم :چند روزقبل از کنکور سعی می کردم زود بیدار بشم تا ساعت بدنم مطابق بشه و روزقبل کنکور زودتر بلند شدم تا شب بهتر بخوابم و خدا رو شکر خوب خوابیدم و صبح با حال خوب سر جلسه حاضر شدم. سین : آزمون کنکور چجوری بود؟ جیم :کنکور امسال با همه سال ها فرق د اشت چون سال های قبل اگر یک یا دو تا درس سخت بود درس های بعدی اسون
با یک چوب دستی باید به جنگ تانک بروید
های اطراف به میادین مین تبدیل شده بود. خیابان ها پر بود از پوتین و کلا و باقی تجهیزات عراقی، به طوری که به سختی می شد با ماشین به راهت ادامه دهی. ناچار تویوتا را در محل مناسبی پارک کردیم و پیاده به راه افتادیم. روبه روی گمرک خرمشهر و درست مقابل ساحل ام الرصاص کشتی بزرگی ما را به سمت خود کشاند. کشتی به گل نشسته و از کار افتاده بود. ما نمی دانستیم که نیروهای عراقی هنوز در ام آلرصاص حضور
حصر با گفتن و توصیه حل نخواهد شد/ مقامات عالی باید مصلحت بدانند
به عنوان شخص خودم آن چه را که باید انجام می دادم را در حالت چراغ خاموش انجام دادم. البته صراحتا هم می گفتم که کاندیدای من کیست. در ادامه هم هر جا هم لازم بود از دولت حمایت کردم. راجع به مسائل هسته ای هم من از اول قسمت پر لیوان را دیدم و نسبت به نتیجه و دستاورد مذاکرات کاملا خوشبین بودم. وی درباره دلیل امیدواری خود نسبت به نتیجه مذاکرات هسته ای افزود: من به این دلیل نسبت به نتیجه دو سال
روایت کفشدار مسجد گوهرشاد از جنایت رضا خانی
کثافت کاری های شما را پاک کند بگذارید برود. باز آمدم جلوی مسجد رسیدم، سربازها جلویم را گرفتند. افسری برگشت به سربازها گفت این از مستخدمین مسجد است بگذارید برود. کثافت کاری های شما را پاک کند. وقتی رفتم به داخل مسجد دیدم که همه جا خون ریخته است، این طرف و آن طرف پر خون بود. چادر زن ها، تکه پاره لباس ها و کفش و کلاه ها بود که در مسجد ریخته شده بود اما کسی نبود. جلوی کفش کن پر از
یک گلزار شهدای متفاوت در دزفول+تصاویر
، پایی که با کفش یا بی کفش بودنش مهم نبود ، از پیکر جا ماندش دل را آزار می داد . و همه اینها معلوم نبود که صاحبش در بین کدام مزار از گلزار های شهدا خوابیده است؟ وقتی چندین خانه با هم ویران می شد و ده ها و گاه صدها تن تکه تکه می شدند ، معلوم نمی شد کدام انگشت ، کدام دست و یا کدام پا ، از کدام پیکر جا مانده است؟ اگر به نشانه ای معلوم می شد که متعلق به کیست، کنار پیکر
گفتگو با نجات یافته ای که از 6 سالگی معتاد بود!
روحی و روانی است: سال آخر دبیرستان کمتر به مدرسه می رفتم. یک روز مدیر مادرم را خواست و درباره غیبت های من با او صحبت کرد. مادرم هم از همه جا بی خبر، درباره مشکل روانی من توضیح داد و نامه پزشکم را به آنها نشان داد. از آنجا به بعد بود که دیگر درس نخواندم. مشکل اعصاب و وسواس را که از قبل داشتم، آن اواخر هم مشکل دوقطبی شدن به من اضافه شده بود، وضع طوری شده بود که دیگر همه چیز را رها کرده بودم
انتخاب های سخت (15)
آمریکایی ها، نام سومالی یادآور خاطرات دردناک ماموریت بشردوستانه سازمان ملل است که دچار مشکل شد و به وسیله رئیس جمهور جورج بوش در اواخر سال 1992 آغاز گردید تا اطمینان حاصل گردد که کمک های غذایی بدون دخالت جنگ سالاران در حال نبرد به دست گرسنگان سومالی می رسد. شوهر بیل هنگامی که رئیس جمهور شد به این ماموریت ادامه داد. سقوط غم انگیز بالگرد شاهین سیاه که طی آن هجده سرباز آمریکایی در موگادیشو کشته شدند، به
تا زنده ام ، این قضیه را برای کسی بازگو نکن
ناامید ، به ائمه (علیه السلام) متوسل شدم . یکی یکی سراغ آن ها رفتم .، امام علی (علیه السلام )،امام حسن (علیه السلام) ، امام حسین (علیه السلام) ... اما بی فایده بود . انگار همه با من قهر کرده بودند و جوابم را نمی دادند. یک لحظه یادم آمد که ایام فاطمیه است. دست دعا و نیازم را به طرف حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) دراز کردم و با تمام وجودم از او خواستم که نجاتم بدهد . نذر کردم . گریه کردم. التماس
ماجرای شاهدی که به قتل اعتراف کرد!
صراط: شب از نیمه گذشته بود که مرد میانسال با سر و وضعی خون آلود وارد منزلش شد. همسر او که با دیدن لباس های خونین و دست زخمی شوهرش دست و پای خود را گم کرده بود، نگران و حیرت زده، دست زخمی او را پانسمان کرد. مرد در حالی که لباس های خون آلودش را عوض می کرد در پاسخ به سوالات مکرر همسرش گفت: وقتی وارد خیابان محل سکونتمان شدم ناگهان 2نفر را دیدم که اموالی را داخل کیسه ریخته و از ساختمان در
روحانی در گفت و گوی زنده تلویزیونی: صداوسیما معمولا از صبح تا شب در مورد توافق صحبت می کند
کرد: همان وقت گفتم که پیروزی در سایه حمایت مردم، رهبری معظم انقلاب اسلامی و تدبیر دولت امکان پذیر است. رئیس شورای عالی امنیت ملی در ادامه اظهار داشت: در مقام عمل ما دیدیم که مذاکره می تواند موفق باشد، اما شرایط موفقیت آن مذاکره را یک ملت باید فراهم کند، یک رهبر باید فراهم کند و همه دست اندرکاران باید فراهم کنند. مقاومت ملت، یک سرمایه بزرگ بود. اگر مردم ایستادگی نمی کردند، ما حتما پیروز
جرأت داری این حرفها را بنویسی؟
و در ادامه گفته هایش هم چنین می گوید: از طرفی اکنون مهندسها و کارفرماها، کار را کنتراتی به ما می دهند تا خودشان مبلغ بیشتری بردارند، چرا ما باید کار دست دوم را برداریم؟ ما باید پول هنرمان را بگیریم، ولی اکنون داریم حمالی می کنیم که لقمه نانی در بیاوریم تا بتوانیم 400 هزار تومان کرایه خانه بدهم. بعد از صحبت با استاد نقاش، با آدمهای دیگری هم حرف می زنم، اما حرف همه یکی است، حتی یکی از
آیین دیدار فیلم هومن سیدی برگزار شد
دوست دارم. از دیدن مستند آقای میرطهماسب شگفت زده شدم. این همه تلاش و شعوری که یک نفر در کاری می گذرد که ظاهرا چرخه ای را هم قرار نیست بچرخاند اما باری به بار فرهنگی سینما اضافه می کند، خیلی ارزشمند است. گروه هنر و تجربه را چگونه می بینید و روندش را چطور ارزیابی می کنید. سال هاست فکر می کنم در ایران باید چنین گروهی به وجود می آمد ، یک ضرورت سینمایی است. مهم ترین اتفاق هنر و تجربه این است
امنیت ملی از دستاوردهای توافق هسته ای/قطعنامه 2231 دستاورد بزرگ سیاسی و حقوقی
تیم خبری که این ها را کمک کردند، تشکر می کنم . همه دست به دست هم دادند و گرنه یک گروه که نمی تواند موفق بشود. روحانی به روزهای پر فراز و نشیب این دو سال اشاره کرد و ادامه داد: وقتی که همه چیز تمام بشود در فرصتی برای مردم توضیح می دهم که چه شب هایی، چه روزهایی و چه ساعت هایی بر ما گذشت. وی با یادآوری خاطره ای بیان داشت: یک روز آقای دکتر ظریف، آقای دکتر عراقچی و آقای دکتر تخت روانچی پس
عادل غلامی, والیبالیست تیم ملی در خندوانه پدر شدنش را اعلام کرد!
شیرین همیشگی اش تعریف کرد . او گفت: پدرم بعد از 5 دقیقه خیره نگاه کردن به من گفت فکر میکنی چند درس را افتادی؟ من با شک گفتم 6 تا و او پاسخ داد کلا مردود خرداد شدی. از یک طرف بابت این که دیگرنمی خواستم تابستان درس بخوانم خوشحال بودم و از طرفی می گفتم دوباره باید همان کلاس ها را یک سال دیگر نیز بخوانم. و این اتفاق یکبار دیگر تکرار شد و من دوبار به طور کل مردود شدم، تا اینکه به هنرستان
بوسه ی امام بر پیشانی شهید جاویدی
به گزارش فرهنگ نیوز، سردار شهید "مرتضی جاویدی" فرمانده گردان فجر لشکر 33 المهدی(عج) در عملیات والفجر2 نقش آفرینی بسیاری داشت که در رابطه با وی کتابی با عنوان "تپه ی جاویدی و راز اشلو" به قلم "اکبر صحرایی" نویسنده شیرازی حوزه دفاع مقدس منتشر شده است که در آن کتاب با قلم داستانی به نقش این شهید در عملیات والفجر 2 پرداخته شده است که در ادامه بخشی از آن را می خوانیم: صبح دومین روز حمله
شیخ فضل ا..نوری با مشروطه مخالف بود؟
] بیناست] و به طرف چوبه دار به راه افتاد ... همین طور عصازنان و با طمأنینه به طرف دار می رفت و مردم را تماشا می کرد تا نزدیک چهارپایه دار رسید. یک مرتبه به عقب برگشت و صدا زد: نادعلی![نادعلی خادم شیخ بود] ... نادعلی فوراً جمعیت را عقب زد و خودش را به آقا رساند و گفت: بله آقا! ... دست آقا رفت توی جیب بغلش و کیسه ای درآورد و به نادعلی داد و گفت: علی این مهرها را خُرد کن! ... آقا بعد از اینکه از خُرد
کرانچار نگذاشت به جام جهانی بروم | دوست داشتم پیراهن مجیدی به من برسد اما نشد | استقلال مدت ها بود دنبال ...
مربیان نفت از نزدیک توانایی هایم را دیده بودند و سخت دنبال جذبم بودند. خدا کمک کرد و با اعتماد حاج حسین فرکی در سال اول توانستم بهترین پاسور نفت شوم و نزدیک به 10 پاس گل بدهم و یک گل بزنم. از همه مهمتر به جز سه، چهار هفته اول آن فصل که هنوز از نظر بدنی آماده نبودم، همه بازی ها را فیکس بازی کردم. این درخشش ادامه داشت تا جایی که از نفت به تیم ملی رسیدی؟ برای خودم اهداف بزرگی ترسیم
خاطره ای از مردودی های غفوریان و جاسوس شدن جناب خان در خنداونه
رفتم و برگشتم ولی بعد پدرم بعد از5 دقیقه خیره نگاه کردن به من گفت فکر میکنی چند درس را افتادی؟من با شک گفتم 6تا و او پاسخ داد کلا مردود خرداد شدی! از یک طرف بابت این که دیگرنمی خواستم تابستان درس بخوانم خوشحال بودم و از طرفی می گفتم دوباره باید سر آن کلاس بنشینم؟و این اتفاق یکبار دیگر تکرار شد و من دوبار به طور کل مردود شدم،تا اینکه به هنرستان رفتم و گرافیک خواندم و سرانجام دیپلمم را در
بزرگان هنر برای پرویز بهرام سنگ تمام گذاشتند/ جشنی در 82 سالگی
بزرگان تجلیل کنیم. آقای ملک مطیعی مهربان و پرویز بهرام عزیز ما سال ها است که از رو خوانده ایم، بلد نیستیم خوب حرف بزنیم معذرت می خواهم. جا دارد همین جا از هیات مدیره واحد دوبلاژ به خاطر برگزاری این مجلس تشکر کنم. وی در ادامه بیان کرد: همه حرف های خوب را جناب ملک مطیعی و بقیه دوستان زدند. اکنون می خواهم فقط دو خاطره از آقای بهرام و ملک مطیعی تعریف کنم. من هم سن و سالم کم نیست و اکنون 75 سال
برجام محدودیت های وحشتناکی در تحقیق و توسعه دارد
کشورهای سلطه پذیر تمایلشان به سلطه ستیزی بیشتر شده و قدرت کشورهای سلطه گر نیز کاهش یافته است. وی استراتژی آمریکا در طول 25 سال گذشته درباره جهان را یادآور شد و ادامه داد: بوش پدر سپتامبر 1991 اعلام کرد که ما نظم نوین جهانی می خواهیم که یعنی دهکده ای به کدخدایی آمریکا ایجاد خواهد شد؛ سه ماه بعد شوروی فروپاشید و همه فکر می کردند که دنیا یک طرفه شده است. نماینده مردم تهران در مجلس
می خواهم جبهه کار شوم و صدام از من بترسد
/> ماموریت در بیابان هیچ وقت درباره کارها و ماموریت هایی که می رفت به ما توضیح نمی داد، اگر می پرسیدم ماموریت به کجا می روی، یا می گفت بیابان یا اینکه همین جا تهران هستم. از طرف محل کار سبد کالا می دادند که هیچ وقت ما از آن اطلاع نداشتیم و بعد از شهادتش دوستانش سبد کالایی را که سر کارش مانده و وقت نکرده بود به نیازمند برساند، برایمان آوردند. دوستانش تعریف می کنند که مهدی همیشه
غواص شهیدی که بازگشتش را به پدر خبر داد
مشخصه هیچ شهیدی آنجا نیست. رفتم خانه. خیلی گشتم که پیدایش کنم. اندازه وزن او پول خرج کردم تا نشانی از او پیدا کنم. الان هم خیلی خوشحالم که پیدا شده. به همه مردم تبریک می گویم. تبریک تبریک. خدا قبول کند. خدا از ما این شهید را قبول کند. وقتی غواص های کربلای 4 را آوردند دیگر نتوانستم در خانه طاقت بیاورم ماجرای پیدا کردن فرزند در میان این 175 غواص دست بسته، ماجرای مفصلی است. پدر شهید
تنها نظارت عقلایی، نظارت استصوابی است
نماینده مجلس، نماینده خبرگان رهبری و رییس جمهور این گونه است. قهرا نظارتی که در این جا گفته می شود شکی نیست که برای اطمینان همه مردم صورت می گیرد تا مردم مطمئن شوند تا افرادی که می خواهند نماینده مجلس، رییس جمهور و نماینده خبرگان شوند صالح هستند که شرایط لازمی که باید داشته باشد را دارند؛ شورای نگهبان را نیز برای این گذاشته اند تا محکم کاری صورت گیرد تا افرادی که می خواهند نمایندگی و مسؤولیت
دوست داشتم پیراهن مجیدی به من برسد اما نشد
فوتبال را از کجا شروع کردی؟ از زمین خاکی های جنوب تهران آن هم با کلی مشکلات و کمبودهای مادی و معنوی. بعد فضایی مهیا شد تا هفت سال در تیم پاس بازی کردم. دو سال در مدرسه فوتبال و پنج سال هم در تیم های نونهالان، نوجوانان و جوانان بازی کردم. چی شد سر از استقلال درآوردی؟ یادم است برای یک بازی دوستانه با استقلال به ورزشگاه مرغوبکار رفته بودیم که من خیلی خوب بازی کردم. آن روز من موهای سرم را با تیغ زده بودم و به همین خاطر خیلی تو چشم بودم. بعد از
کنایه ناطق نوری به هاشمی
بلکه سال هاست مورد غفلت واقع شده است. رئیس مجلس پنجم شورای اسلامی در ادامه افزود: همیشه به دوستان خودم در تشکل های سیاسی یادآور شده ام که همیشه شما ستاد انتخاباتی را در آستانه انتخابات راه می اندازید، از نیروی جوان و بدنه جوان جامعه بهره می گیرد اما همین که انتخابات تمام شد به جای آنکه به کادر سازی بپردازید و پس از انتخابات هم از نیروی فعال جامعه بهره بگیرید همه چیز را فراموش می کنید
عزاداری پیامبر بر حمزه، پاسخی به ادعای واهی وهابیت
کرد. خودم را پشت یک سنگ و چند درخت پنهان کردم تا من را نبیند تا اینکه زوبین خود را به طرفش انداختم و او را از پا درآوردم. حتی در آن حال تاریخ می نویسد که حمزه سیدالشهدا می خواست به طرف وحشی حمله کند ولی شدت درد امانش نداد و روح از بدن مطهرش جدا شد. با این حال خود وحشی می گوید من با ترس به طرف او می رفتم و احتیاط می کردم که مبادا او سر از بستر خاک بلند کند و من را بکشد. با این حال به لشگرگاه