شهید مرادخانی به آرزویش رسید/ادامه راه شهدا ارج نهادن به حضرت زینب (س) است - شبکه اطلاع رسانی دانا
سایر خبرها
پسرم می گفت من جوان می میرم + عکس
(س) شهرک توحید خدمت کرد. کلاً به بسیج و شهدای دفاع مقدس خیلی علاقه داشت و به خاطر عشقش به شهادت بود که شغل پرخطر نیروی انتظامی را انتخاب کرد. پدر شهید ادامه می دهد: محمدعلی از بسیجی های فعال بود. خیلی وقت ها با دوستانش به راهیان نور می رفتند و به شهدای دفاع مقدس ارادت داشت. بعدها که وارد نیروی انتظامی شد، فرصت کمتری برای حضور در بسیج داشت اما هیچ وقت ارتباطش را با بسیج قطع نکرد. بعد از
زنی که همسرش را در آخرین سه شنبه سال از دست داد
تا او درد یتیمی را نچشد. برای این که بهانه پدرش را نگیرد یا از نظر روحی اذیت نشود، همه عکس های مجتبی را در خانه جمع کردم. کار همسر شما چه بود؟ سوپرگوشت داشت، در بلوار صیاد در وکیل آباد مشهد. خانه خودمان هم دو کوچه بالاتر از مغازه مجتبی است. هنوز هم همان جا زندگی می کنیم. مجتبی مرد آرامی بود. اصالتا اهل زنجان بود اما سال ها پیش همراه خانواده اش به مشهد آمده بود. آن
چشم براهیِ مادر شهید چشم براه
تکرارناشدنی بوده است. یکی از همرزمانش در خاطراتش با او گفته است: یک بار که با هم کردستان بودیم، هوا بی نهایت سرد بود. من قرار بود به همه سنگرها سر بزنم تا کسی خوابش نبرد. خدا خدا می کردم که زمان زود بگذرد و من از سرمای هوا به جایی گرم پناه ببرم. توی همین سرزدن به سنگرها بود که متوجه شدم یک نفر دولا شده است. اول ترسیدم، گفتم شاید دشمن است اما وقتی جلوتر رفتم متوجه شدم سعید پشت یکی از همین سنگرها و در آن هوای
روایتی از شهید بیست ساله/ دختری که پدرش را ندید
و استان اصفهان است. چهار ساله که بود پدرش را از دست داد و مادر و برادر بزرگش عهده دار زندگی شان شدند. در سن نوزده سالگی و زمانی که رزمنده بود و دایم در حال رفت و آمد بین جبهه جنگ و خانه بود با دختر دایی اش ازدواج کرد. مجروح شیمیایی جنگ بود و سرانجام در بیست و دو سالگی در حالی که هنوز سه ماه به تولد تنها فرزندش مانده بود در عملیات کربلای 4 و در جزیره ام الرصاص به شهادت رسید .
تقویم ها خجلت زده از گذر روزهای انتظار یک همسر شهید
3 ساله و پسرم نیز تازه به دنیا آمده بود همسرم در 18 دی ماه سال 64 به سربازی اعزام شد و در نهایت در دهم اردیبهشت سال 65 که مصادف با ماه رمضان بود، در منطقه فکه به درجه رفیع شهادت نائل شد. آن مرد آمد، آن مرد در برف و کولاک آمد این همسر شهید با بیان اینکه همسرش خیلی به دخترش علاقه داشت، برایمان چنین تعریف کرد: آقا رضا در قزوین در یک نانوایی مشغول به کار بود و هر روز مسیر روستا
روایتی از "قهرمان" گردان 502/ شهیدی که برای عملیات لحظه شماری می کرد + تصاویر
دستگاه خودرو و 6110 قبضه اسلحه انفرادی و آرپی جی هفت. لشکر 11 حضرت امیرالمومنین(ع) ایلام یکی از یگان های عمل کننده در عملیات والفجر 10 بود، شهید قهرمان مهدی زاده از رزمندگان لشکر امیرالمومنین(ع) و آرپی جی زن گردان 502 امام حسین (ع) بود که در این عملیات جانانه جنگید و به فیض شهادت نائل آمد. زندگی نامه شهید قهرمان مهدی زاده شهید قهرمان مهدی زاده در سال 1348در خانواده ای
سالروز شهادت سردار شهید عباس کریمی
شهید چراغی به جبهه های جنوب عزیمت کرد و به عنوان مسئول اطلاعات – عملیات تیپ محمدرسول الله(ص) به فعالیت خود ادامه داد. مجروحیت و ازدواج این سردار دلاور اسلام در عملیات فتح المبین از ناحیه پا بشدت مجروح شد و حدود دو ماه بستری بود و در این ایام (به توصیه پدرش) مقدمات ازدواج خود را فراهم کرد. بنابه اظهار همسر شهید، مراسم عقد آنان در 21 مهر سال 1361 انجام شد. فردای آن
روی خط آفتاب
می آید؛ در بین راه دیدم و اتفاقا از آزمون تیز هوشان سخن به میان آمد. پرسیدم فرزندت را کجا ثبت نام می کنی تا ادامه تحصیل دهد؟ پاسخ داد : تیزهوشان گفتم تو که همه جا از فرصت برابر بچه ها و دیگران حرف می زدی چطور شد امروز چنین می گویی!؟ خیلی ساده جواب داد: تو می گویی بچه ام را بفرستم مدرسه ای که فقیر هستند؟ ممکن است فقر آنها و اخلاق آنها در فرزندم رخنه کند. انگار سطلی آب یخ رویم ریختند. از او جدا شدم
گزارش کامل از جلسه استیضاح ربیعی؛ وزیری که با رأی ناپلئونی ماند / ماجرای خوشحالی ربیعی برای تاجگردون / ...
بها نمی دهید؟ ازبین بردن فقر 20 سال برنامه نیاز دارد علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از استماع صحبت های موافقان استیضاح، برای دفاع از عملکرد خود پشت تریبون رفت و با بیان اینکه “همواره گفته ام استیضاح حق مجلس است و به تعبیر امام مجلس عصاره ملت است”، اظهار داشت: مشارکت مردم، استیضاح مجلس و سؤال مجلس چیزی است که از نوجوانی برای آن مبارزه کرده ام و معتقدم مسیر ما برای
آقای شهردار عاشق شهادت بود
به گزارش ایرنا مهدی باکری هنگام ازدواج شرطی بجز اطاعت از دستور الهی و پیروی از خط امام خمینی (ره) نداشت و حلقه طلایی به قیمت 800 تومان برای همسرش خرید و یک جلد کلام الله مجید و کُلت کمری اش را به عنوان مهریه تعیین کرد و درست روز بعد به جبهه رفت. آقای شهردار به اندازه ای عاشق شهادت بود که وقتی در اسفند 1363 به زیارت امام خمینی (ره) رفت، در آنجا از آیت الله خامنه ای خواهش کرد که از امام
نخستین یادواره دانش آموزی شهید محسن حاجی حسنی برگزار شد
به بیان خاطراتی از برادر شهید خود پرداخت و بیان کرد: نیمه شبی محسن را در حال گریه به درگاه خدا دیدم، اول فکر کردم برای کسب مقام و یا ازدواج دست به دعا برداشته است اما وقتی علت را جویا شدم، گفت: شاید مرا مسخره کنی ولی از خدا طلب شهادت کردم . طلب شهادت از خدا وی افزود: محسن سال 93 در شب شهادت امام رضا(ع) در حرم مطهر رضوی تلاوت داشت وقتی برگشت با من تماس گرفت و در خصوص تلاوتش بحث
چند روایت از شهید کامبیز ملک شامران؛ معلم و نویسنده کودکان
فاش نیوز - 17 اردیبهشت، سالروز شهادت شهید کامبیز ملک شامران (مشهور به یوسف) یکی از چهار شهید شناخته شده عرصه داستان نویسی در جنگ تحمیلی است. شهید ملک شامران در 25 شهریور 1341 در خانواده ای مرفه در تهران متولد شد و پس از گذراندن دوران دبستان در شهرهای لنگرود و اراک در مدرسه فراز تهرانپارس به ادامه تحصیل پرداخت. دوران دبیرستان او که به واسطه آشنایی با یک کتابدار انقلابی نقطه عطفی در زندگی اش بود در
10 داستان با مضمون خیانت
پیدا کنیم. مثل آن وقت ها که هنوز این جوری نشده بود. آهسته و زیر لب می گویم: تو از کی اینجوری شدی؟ نیشخند می زند و می پرسد: چطوری شدم؟ می خواهم دستش را بگیرم، اجازه نمی دهد. دستش را پشت میز قایم می کند. توی دلم حرص می خورم اما سعی می کنم خودم را خونسرد نشان دهم: همین رابطه برقرار کردن با یک مرد متأهل، همین قرار و مدار ازدواج، همین داستان های عاشقانه که همه می دانند بجز من! باز هم بگویم؟ می گوید
قزوین| شهید "سیاهکالی مرادی" نمونه یک ابر قهرمان ملی است
فرزانه سیاهکالی مرادی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در قزوین با اشاره به اینکه شهید حمید سیاهکالی مرادی متولد سال 1368بود اظهار داشت: او با این سن کم توانسته بود فرمانده مخابرات گردان سیدالشهدای تیپ صاحب الامر(عج) استان قزوین شود. وی با اشاره به اینکه این شهید هم زمان مسئول فرهنگی این تیپ نیز بود، افزود: 5 آذرماه سال 1394 در حلب سوریه مثل حضرت عباس(ع) از ناحیه دو دست و دو پا دچار مصدومیت
22 اسفند؛ مشروح جلسه استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتمای
چه بگو چه نگو. اگر از جناح چپ استخدام کنم می گویند یک جهت استخدام کرده است اگر همه را ببرم می گویم شرکت سهامی شده است. ربیعی ادامه داد: شما در مباحث مطرح کردید باید از حیثیت مسلمان دفاع کنیم. دو میلیارد گفته شد که هزینه شده است. من مادرم لک و پدرم ترک است. من آن روزنامه را نمی شناسم. من یک ریال نمی شناسم. من وقتی شام بیرون می روم پول آن را پرداخت می کنم. بپرسید این وزارتخانه فسادساز
ساعت به وقت شارع الحسین(ع)...
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از مرآت ، دو سال قبل بود و هنوز دو هفته از شهادت مدافع سمنانی حرم آل الله، محمد طحان نگذشته بود که بخت یارمان شد تا با دلی پرشور به محضر خانواده ای از جنس مقاومت پذیرفته شویم. خانواده ای که جان فرزندشان، چند روز پیش از حضور ما، آتشین دم و پای کوبان از زنجیر دنیا رهیده بود تا نامش را در جریده مدافعان حرم ثبت کنند... آن زمان درددلی از غم جا ماندن ما که با
برخی می خواهند ارزش های شهدا را زیر پا بگذارند/ ابلاغ سلام رهبری به خانواده های شهدا
شهداست. اگر شهدا در جبهه های جنگ و در مبارزه با ضدانقلاب ها و در دفاع از حرم اهل بیت(ع)، فداکاری نمی کردند، امروز در آرامش نبودیم. ما همه مدیون شهدا هستیم. وی بیان کرد: شهدا امتیازاتی دارند که یکی از این امتیازات معاف بودن شهدا از پرسش های شب اول قبر است. همچنین شهدا وقتی به شهادت می رسند با همان جامه خون آلود و بدون غسل دفن می شوند. ابلاغ سلام مقام معظم رهبری به خانواده های
شهید یعنی قله افتخار یک ملت
جنوب عزیمت کرد و به عنوان مسئول اطلاعات عملیات تیپ محمدرسول الله(ص) به فعالیت خود ادامه داد. این سردار دلاور اسلام در عملیات فتح المبین از ناحیه پا بشدت مجروح شد و حدود دو ماه بستری بود و در این ایام (به توصیه پدرش) مقدمات ازدواج خود را فراهم کرد. بنا به گفته همسر شهید، مراسم عقد آنان در 21 مهر سال 1361 انجام شد، فردای آن روز با هم به گلزار شهدای دارالسلام رفتند و با شهدا تجدید عهد و
حواشی استیضاح ربیعی | امروز در مجلس؛ ربیعی با رای ناپلئونی وزیر ماند | آرای استیضاح، چهاربار بازشماری شد!
قرار بر این است که مدیریت وزیر مورد بررسی قرار بگیرد نه اینکه ما درباره همسر فوت شده وزیر صحبت کنیم و این چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد. خانم آقای ربیعی رزمنده بوده و فرزندانش را در زیر بمباران ها در زمان جنگ تحمیلی تربیت کرده است. وی به دیگر گفته های نمایندگان اشاره و خاطرنشان کرد: برخی گفتند شما مسئول رفاه نیستید و مسئول تبعیض هستید. من هم نسبت به او گله دارم اما او از همه وزرا
گزارش کامل از جلسه استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی/ ربیعی وزیر ماند
رخ داد. چه شد در این شش ماه که برگه برگشت؟ ربیعی شهادت دهد. من و جمعی خدمت ربیعی رسیدیم. گفتم جناب آقای ربیعی می دانم از همه طرف به تو هجمه است و این بنگاه و آن بنگاه را از تو می خواهند. شاید دوست نزدیک من هم چنین چیزی بخواهد؛ اما با هیچ کسی معامله نباید کرد. باید مستقل بایستی. ربیعی عزیز چهار سال با تو همراه بودیم که خوب کار کنی و برنامه هایت را اجرا کنی ولی عنان را رها کردی. بسیاری از بخش های
مهر تأیید شهید همدانی بر کتاب خاطرات همسرش
دیدیم که در مراسم تشییع او آنطور که رهبر انقلاب فرمودند همه آمدند ، همه ای که جزو همرزمان او نبودند بلکه مردم کوچه و خیابانی بودند که حتی رزم او را هم ندیده بودند. وی دشمن شناسی را دومین خصوصیت این شهید معرفی کرد و گفت: از سال های پیش از انقلاب این مسئله در او وجود داشت و همین باعث شد که شهید همدانی ذره ای از مسیر انقلاب منحرف نشود. وقتی فته 88 پیش آمد او جلودار بود و حتی بر این باور بود که دفاع
گزارش جلسه استیضاح ربیعی در مجلس
قرار بگیرد نه اینکه ما درباره همسر فوت شده وزیر صحبت کنیم و این چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد. خانم آقای ربیعی رزمنده بوده و فرزندانش را در زیر بمباران ها در زمان جنگ تحمیلی تربیت کرده است. وی به دیگر گفته های نمایندگان اشاره و خاطرنشان کرد: برخی گفتند شما مسئول رفاه نیستید و مسئول تبعیض هستید. من هم نسبت به او گله دارم اما او از همه وزرا فعال تر است و در همه جلسه ها حضور دارند
زنانگی مدرن؛ تکاپویی برای هویت یابی جدید
دهد، با اتفاقی که 1400 سال پیش رخ داده، متفاوت است. مگر شما می توانید آنچه را که در 1400 سال پیش بوده، اینجا اشاعه دهید. همتی: ما اجتهاد متکی بر متن مطابق با زمان داریم. اصلا صحبت های شما برای من تعجب آور است. شاهزیدی: شما در متنی زندگی می کنید که یک زن نمی تواند..... همتی: من سی سال است مشاوره می دهم، آن وقت واقعیت های جامعه را نمی بینم!؟ آکوچکیان: ما مسائل را با هم خلط می
رازهای مگو به همسر
حتما به او می گفتی؟ فکر نمی کنم این کارش نشان از عشق و علاقه داشته باشد. او خودش باید این کار را می کرد . درست است، اما این گل ها زیبا و دوست داشتنی اند مهم نیست که به او گفتی یا نه! حالا یک دسته گل زیبا و دوست داشتنی هدیه گرفته ای که می توانی به خاطرش خوشحال باشی. در این صورت ممکن است زن رو به همسرش کند و بگوید: وقتی دو سال تمام به تو می گفتم که گل ها زیبا هستند، پیش خودت چه فکری می کردی؟ مرد در
دنیا کوچک نشده بود، تو بزرگ شده بودی
رزمنده دوران دفاع مقدس بوده است، می گوید: گاهی با خودم می گفتم که چقدر شهادت به حسین می آید، پیش از اینکه دفاع از حرم بی بی زینب (س) در سوریه پیش بیاید، با خودم فکر می کردم که امثال حسین چه می شوند، راه شهادت برای این جوان ها باز است؟ مادرش می گوید: بار اول که قرار بود حسین را به سوریه بفرستیم، شرایط برایمان خیلی سخت بود. پدرش توضیح می دهد: یکی از دوستانش چون نمی خواست حسین برود، دل ما
خوشا آنان که شهادت را پسندیدند و رفتند .../شهید؛ والاترین مکبّر آزادگی
در این دنیا همین است، آمدن ما به جهت امتحان بود، معنویات را باید دریابیم و کارهای آخرت را درست کنیم چون که این دنیا کاروان سرایی بیش نیست". - نخستین شهید مدافع حرم شهید سیدرضا طاهر هریکنده ای فرزند سیدکاظم در سال 1364 به دنیا آمد و نخستین شهیدی بابلی بود که در دفاع از حریم حضرت زینب (س) بانوی نمونه صبر به شهادت رسید. این عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، داوطلبانه
عادت های نوشتن جعفر ابراهیمی/دوست داشتم لحاف دوز شوم!
بودن با شعرهای فروغ در من ایجاد شد. نخستین اشعار من همه نیمایی بودند در آن زمان 14 ساله بودم و معلمان و دوستانم باور نمی کردند که من این شعرها را گفته باشم. خانواده تان چه عکس العملی به چاپ نخستین شعرتان نشان دادند؟ آیا آن ها مشوق شما بودند؟ به یاد دارم زمانی که اولین شعرم سکوت دشت ها چاپ شد بسیار خوشحال شدم و دنبال کسی می گشتم که این شعر را به او نشان دهم. ناگهان پدرم را دیدم و
نصرالله شاه آبادی؛ خلف صالح پدر
/> وی در سال 94 در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کرده بود. وی این حضور در انتخابات را نیز از راه استخاره به دست آورده بود؛ در این خصوص می گوید: در دوره قبل انتخابات خبرگان من سوریه بودم. مکرر تلفن کردند که آقا اجازه بدهید ما شما را ثبت نام کنیم. من زیر بار نرفتم تا بالأخره دیدم خیلی اصرار کردند. گفتم من می روم خدمت حضرت زینب(س) استخاره می کنم؛ اگر خوب آمد، می گویم ثبت نام کنید. اما دیدم بد آمد
گزارش از جلسه استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی / ربیعی وزیر ماند
شد در چند روز گذشته استیضاح های این مجلس را مرور کردم، گفت: استیضاح ناطق نوری و عبدالله نوری و مهاجرانی و استیضاح فرجی دانا؛ در همه این ها دو گفتمان مطرح شده است. همیشه بین دو گفتمان دو موضوع مطرح بود. من امروز از ساحت قانون معذرت می خواهم اگر مطالبی گفته می شود که در شان نمایندگان نیست. تاجگردون گفت: چهار سال پیش بنده حقیر پشت این تریبون از علی ربیعی دفاع کردم؛ آن روز ربیعی برای من
فرزندانم خوشحال هستند که پدرشان به آرزویش رسید
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ سالاری، همسر شهید مدافع حرم حاج عبدالله اسکندری، در گفتگو با صادقون ، به فصل آشنایی شان با شهید اسکندری پرداخت و گفت: من و شهید با هم پسر خاله و دختر خاله بودیم. برای همین شناخت کافی داشتیم. من آن زمان 16 سال داشتم و بعد از خواستگاری و مراسمی که معمولاً وجود دارد، در نهایت اول خرداد سال 1360با هم ازدواج کردیم. وی افزود: سالگرد ازدواج ما با سالگرد