پسر 3 ساله قربانی کینه توزی خاله - پایگاه خبری ذاکر
سایر منابع:
سایر خبرها
قتل همسر خیانتکار و مردی که با او رابطه داشت!
به گزارش خلیج فارس به نقل از ایران؛ به دنبال اعلام این خبر تیم کارآگاهان پلیس آگاهی سمنان وارد عمل شده و با حضور در محل، جسد زن جوانی را که کنار یک مینی بوس مقابل ساختمان در حال ساخت افتاده بود پیدا کردند. زن جوان با ضربات چاقو به قتل رسیده بود اما دستگیره خونی مینی بوس و صدای گریه بچه ها از داخل خودرو حکایت از حادثه ای دیگر نیز داشت.مأموران با ورود به خودرو با جسد مرد جوانی مواجه شدند که او نیز
التماس های 2 اعدامی برای رهایی از بلاتکلیفی
به گزارش جام جم ، 7 فروردین 84، به ماموران کلانتری یوسف آباد خبر رسید یک مرد 55 ساله به نام مصطفی که نمایشگاه خودرو داشت در خانه اش به طرز مشکوکی جان سپرده و چند روز از مرگ وی گذشته است. پلیس به نشانی مورد نظر رفت و با جنازه مصطفی که شواهد نشان می داد خفه شده است، روبه رو شد. همسایه ها به خاطر بوی تعفنی که از خانه مرد تنها به مشام می رسید به ماجرا مشکوک شده و پلیس را مطلع کرده بودند
هیجان در روزهای پایانی جشنواره جهانی فیلم فجر
اکران می شود. محسن کیایی، هادی حجازی فر، حسین پاکدل، سیامک صفری، باران کوثری، نیکی کریمی و بهنوش بختیاری بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش می پردازند. مردی بعد از جدایی چند ساله از خانواده برگشته و می خواهد خانه اش را از زن و پسر و عروس و نوه اش پس بگیرد. پسرش که در زیرزمین خانه زالو پرورش میدهد و می خواهد از این راه ثروتی بهم بزند، سعی می کند زن و مرد را آشتی دهد تا در
نزاع مرگبار در مشهد
بردیم.برادر مقتول نیز گفت: من خانه خواهرم بودم که فردی گفت: برادرت را کتک می زنند من هم بلافاصله به محل آمدم و در درگیری با آنان زخمی شدم که اورژانس مرا به بیمارستان طالقانی برد.، تحقیقات بیشتر در این باره از سوی مقام قضایی همچنان ادامه دارد./ خراسان کلمات کلیدی قتل جوان 22 ساله افغان مشهد مجروحیت برادر نزاع دسته جمعی
تار مو قاتل را لو داد
پرونده که دیروز در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد خواهر و برادرهای قربانی در جایگاه ویژه ایستادند و برای دامادشان به اتهام قتل اشد مجازات خواستند. خواهر منظر به هیات قضایی گفت: خواهرم همیشه با من درد دل می کرد.او گفته بود با شوهرش اختلاف دارد. آخرین بار هم وقتی با من تماس گرفت صدایش گرفته و مشخص بود گریه کرده است. شوهر خواهرم او را
درد دل با خدا
بگذارد مبادا کسی او را بشناسد. برشی تلخ و خواندنی و عبرت آموز از زندگی اوست وقتی که درد و رنج امانش را بریده بود. خدایا ما را شرمنده این بچه ها مگردان. *** اوج بیماری روحی و روانی من در میان سال های 80 تا 82 بود. ازدواج کرده بودم و دو دختر هم داشتم. سوگلی ام فاطمه دختر چهار ساله ام بود. ساعت از دو نیمه شب گذشته بود که انگار صدایی را از دور شنیدم. مثل قطاری که هر چه نزدیکتر می شد صدایش هم
کودکان زباله گرد قربانی مافیای میلیاردی پسماند
ساعت 11 تا ساعت 12 شب دنبال بار می گردیم. 12 شب ماشین ما را به گاراژ برمی گرداند تا ساعت 6 صبح باید بیدار بمانیم و بار ها را تمیز کنیم. فقط از 6 تا 10صبح می توانیم، بخوابیم بعد ناهار می خوریم و دوباره دنبال بار می گردیم. این پسر بچه 12 ساله که هیچ بخشی از زندگی اش شبیه کودکان عادی نیست، روزی نزدیک به 19 ساعت کار می کند و ماهانه 300 تا 400 هزار تومان حقوق می گیرد، از درس خواندن و بازی
شجاعت و شهامتش مثال زدنی بود
هم آن مجروح را به همراه یک نفر دیگر سوار موتور من کرد و حرکت کردم. در راه برگشت، مامور ها کوچه را بستند. حکومت نظامی شدیدتر شد. من هم ابراهیم را گم کردم. هر طوری بود برگشتم به خانه. عصر رفتم منزل ابراهیم. مادرش نگران بود. هیچ کس خبری از او نداشت. خیلی ناراحت بودیم. آخر شب خبر دادند ابراهیم برگشته. خیلی خوشحال شدم. با آن بدن قوی توانسته بود از دست مامور ها فرار کند. روز بعد رفتیم بهشت
قتل مرد ثروتمند برای 60 هزار تومان
دروغ گفته و مقتول مرد بسیار خوبی بوده و جمعه به خاطر ثروت مقتول چنین نقشه ای کشیده بود. وی گفت: بعد از قتل نمی دانستیم باید با جسد چه کنیم. به همین خاطر با یکی از دوستانمان تماس گرفتیم و گفتیم فردی را کشته ایم و نمی دانیم با جسدش چه کنیم؛ او هم گفت: بهتر است جسد را آتش بزنید؛ ما هم مقداری چوب و بنزین روی جسد ریختیم و آن را آتش زدیم و بعد فرار کردیم، اما از آنجا که مأموران فهمیده بودند ما
وقتی به خانه خواهرم آمدم جنازه او را دیدم
بردارم. من کاملا شوکه شده بودم و حرف های او را باور نمی کردم. بعد از اینکه محمود سوار موتورش شد و محل را ترک کرد، به خانه خواهرم آمدم و جنازه او را دیدم . یکی از اهالی ساختمان محل سکونت مقتول نیز به کارآگاهان گفت: این زن و شوهر همیشه با هم اختلاف داشتند و صدای دادوفریادشان نیز به گوش می رسید. شب قبل -شب حادثه- باز هم صدای این دو را شنیدیم، اما چون فکر می کردیم موضوع بعد از چند ساعت حل می
ر. اعتمادی: دیگر کتاب جاودانه نداریم
مجلات پیش از انقلاب است. او سال ها به عنوان سردبیر مجله جوانان و نیز خبرنگار دبیر و معاون سردبیر روزنامه اطلاعات فعالیت داشته است. ر. اعتمادی در خانه اش در شهرک اکباتان به گرمی پذیرای ما شد و با او سفری به گذشته داشتیم؛ از دوره طلایی روزنامه اطلاعات و مجله جوانان تا نوشتن اولین کتاب های پرفروشش. با ما در این گفتگو همراه باشید. بسیاری از ما کتاب خواندن را با آثار نویسندگانی چون شما آغاز
حجت چطور توانست بدون اِلِنا برود
نوچمنی تماس گرفتیم. ایشان به رغم شوکی که از شنیدن خبر شهادت همسرش داشت و شرایط روحی نامناسب پذیرای گفت وگوی مان شد. فصل آشنایی شما و شهید نوچمنی چطور رقم خورد؟ من و حجت الله نسبت فامیلی داشتیم. پسر خاله پدرم بود. ایشان متولد 57 بود و من متولد 68. سال 84 با هم ازدواج کردیم. ایشان در سال 89 به عضویت سپاه پاسداران درآمد. حاصل زندگی مشترک مان علیرضا شش ساله و النا سه ماهه است. با
بلای وحشتناکی که به خاطر زن و شوهر جوان سر دایی آمد | به خاطر کاری که با دختر خواهرم کردن به آنها حمله ...
که در سال 1381 به پیشنهاد خواهرم با دختر همسایه آن ها که در منطقه خواجه ربیع سکونت داشتند ازدواج کردم. دو سال بعد هم زندگی مشترکمان آغاز شد و من صاحب سه فرزند شدم. با وجود این در خانه پدرم ساکن بودیم و من با کارگری و بنایی اموراتم را می گذراندم تا این که با غرق شدن یکی از بستگانمان در استخر آب، ماجرای پرداخت دیه از سوی طرف های مقابل به کینه ای عمیق بین خانواده های ما تبدیل شد و مدام برای
اعجوبه ای که وسط جنگ، زائر کربلا شد + عکس
. حمید هم که در این زمان 16 ساله بود در این جریان انقلاب حضور به سزایی داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید رمضانی در دبیرستان با بحث و گفت وگو، تشکیل نمایشگاه و روزنامه دیواری به ارشاد هم سالانش می پرداخت. مدتی بعد به رغم سن کم وارد کمیته انقلاب اسلامی و سپس سپاه شد تا با ضدانقلاب مبارزه کند. حمید از استعداد تحصیلی بالایی برخوردار بود و چند بار در آزمون سراسری شرکت کرد و در رشته های مختلف
گفت وگو با محمد نصیری ، از روزگار تختی تا روزگار ما (2)
سالنامه اعتماد - وحید جعفری: محمد نصیری از آن دست آدم هایی است که اگر قهرمان هم نمی شد، هر آدمی با هر عقیده و نظری با یک بار دیدنش هرگز از یاد نمی بردش و دوستش می داشت؛ چه سیاسی، چه هنرمند و چه ورزشکار. برای همین هم وقتی قهرمان شد، عالمی را عاشق و شیفته خود کرد تا هرگز از یادها نرود. حتی وقتی سالیان سال در غربت زندگی کرد و از خانه دور بود، باز هم در ذهن ها ماند و امروز بعد از چند دهه از درخشش اش
درباره قمر بنی هاشم(ع)
گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند. امّ البنین اجازه نمی داد که او را فاطمه صدا کنند زیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود . ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام، چهار پسر به نام های عباس، عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود. فاطمه را
شاهد دستگیری مرتضوی: حکم را که پاره کرد،گرفتنش/ خانمی هی میگفت نبریدش
اصلا از این خانه صدای زن نمی شنوم. رفت و آمدشان هم همه اش از ساعت دو شب به بعد است. حرف و سروصدایشان هم همه اش ساعت دو و سه شب به بعد است. چند نفر بودند؟ من احساس کردم دو نفر بودند؛ ولی می آمدند و می رفتند. بعد من به شوخی به دخترم گفتم چند روز دیگر از این خانه یک صدایی می آید که کشف بزرگ ترین مواد منفجره (خنده)... به خدا... چون خودم یک حس بدی داشتم. دخترم گفت نه مامان این چه حرفیه
عروس بی رحم پای چوبه دار
به گزارش شمانیوز:23 آبان 94 خبر کشته شدن یک زن 78 ساله به نام سکینه و نوه 29 ساله اش به نام محمد به ماموران کلانتری 123 نیاوران رسید.مرد میانسالی که با پلیس تماس گرفته و از جنایت فجیع در خانه پسرش خبر داده بود، به ماموران گفت: مادرزنم در طبقه دوم ساختمان و پسرم محمد و همسرش شیرین که یک سال است ازدواج کرده اند، در طبقه پایین همین ساختمان زندگی می کنند. پسر و عروسم با هم اختلاف داشتند. به همین خاطر
قتل فجیع اشکان 17 ساله به جرم نگاه کردن به فتانه
جوان، متهم که سروش نام دارد بامداد روز جمعه 24 فروردین ماه امسال در درگیری حوالی فلکه سوم خزانه پسر 17 ساله ای به نام اشکان را با ضربه چاقو مجروح کرد. اشکان پس از انتقال به بیمارستان آیت الله کاشانی صبح روز دوشنبه 27 فروردین ماه به علت شدت خونریزی فوت کرد. پس از اعلام این خبر بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران همراه تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در محل به تحقیق پرداختند
مردان خارجی قتل را گردن هم انداختند
که جسد مقتول در آن کشف شده بود، گریخته اند و از آنها خبری نیست. به این ترتیب آن دو کارگر به عنوان اولین مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفتند تا اینکه دو پسر جوان به نام های عزیز 17 ساله و نظیر 21 ساله در اردوگاه افغانستان واقع در ورامین در حالیکه قصد فرار به کابل را داشتند شناسایی و بازداشت شدند. متهمان با انتقال به پلیس آگاهی به قتل مرد میانسال با همدستی یکی از دوستانشان به نام محمد 17 ساله اعتراف
نیت خدایی ، پیوند آسمانی
باید خانه بگیریم، مدت عقد، مهریه و این چیزها. آقا مهدی اصلاً موافق مراسم نبود. می گفت: من اصلاً وقت ندارم و الان هم موقعیت جنگ اجازه نمی دهد. گمانم عملیات رمضان بود. حالا که دلم گواهی می داد این آدم می تواند مرد زندگی ام باشد، بقیه چیزها فرع قضیه بود. دیگر همه خانواده مان سر اصل قضیه ازدواج ما موافق بودند. مردها معمولاً در این کارها آسان گیرتر هستند. ایرادهای مادرم را هم خوشرویی و تواضع آقا مهدی
مردی که برای وساطت وارد یک درگیری شده بود مرتکب قتل شد
بازپرس مرادی تحقیقات برای یافتن متهم فراری ادامه یافت. در تحقیقات صورت گرفته توسط کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت هیچ رد و سرنخی از عامل جنایت به دست نیامد. درحالی که ردیابی ها برای شناسایی و دستگیری متهم فراری ادامه داشت سرانجام با گذشت 4 سال از این جنایت، کارآگاهان جنایی موفق شدند شامگاه یکشنبه 2 اردیبهشت متهم را در خانه اش دستگیر کنند. مرد جوان در بازجویی ها به قتل
شیشه زندگی ام ر ا شکست
، چند کیلومتر جلوتر توقف کردم و تا صبح کنار خیابان خوابیدم. دم ظهر بود که ماشین را نزدیکی های خانه مان قفل کردم و به خانه رفتم. وقتی به خانه برگشتم، همسرم از مسافرت آمده بود. ساعتی بعد پدر و برادر علی همراه دوستم رضا به خانه ما آمدند؛ دنبال علی می گشتند. به آن ها گفتم که تا ساعت 6 صبح پیش من بوده و بعد یک پیامک برایش آمد و سریع از اینجا رفت. وقتی رفتند، به طرف ماشین علی رفتم تا آن را به
از خوسه آنتونیو تا حسین همراه با یک مبلغ فعال آمریکای لاتین
کنند. در مورد شغلش سوال پرسیدم، گفت که در کار ساخت و ساز ساختمان است و بیش از صد نفر کارگر به همراه او کار می کنند که اکثر آنها الان مسلمان هستند و حتی ماه رمضان روزه می گیرند. حسین حتی توانسته بود یکی از عرفای مسیحی که یک فرقه پر جمعیت دارد را به اسلام دعوت کند. نکته جالب این است که بعد از مسلمان شدن حسین و تعداد دیگری از جوانان دانشجو آنقدر آمریکایی ها نگران شده اند که پنجمین پایگاه
سقوط مشکوک خانم دکتر از برج
شکایت کرد. وی به بازپرس پرونده گفت: شب قبل از مرگ دخترم، او همراه دو فرزندش به خانه مان آمد و بچه ها را نزدم گذاشت و به خانه خودش بازگشت. حال و روزش خوب بود و قرار شد روز بعد بیاید و بچه ها را ببرد و اگر نتوانست من بچه ها را نزدش ببریم. دیگر از او خبری نداشتیم تا این که روز بعد از طریق دامادم با خبر شدیم که دخترم براثر سقوط از برج فوت کرده است. نمی دانم چرا این اتفاق افتاده است. من به مرگ او مشکوک هستم. با شکایت این زن، قرار شد تحقیقات از شوهر خانم دکتر برای رازگشایی از سقوط مرگبار آغاز شود. ...
پایان 4 سال فرار عامل قتل در شهربازی +عکس
چاقو داشت و به سمتم حمله کرد، ناراحت شدم و با هم درگیر شدیم. چاقویش افتاد و آن را برداشتم. خواستم او را بترسانم که چاقو ناخواسته به او اصابت کرد. مردجوان افزود: بعد همراه همسرم به خانه بازگشتم. چند روز از خانه بیرون نرفتم و بعد از آن به همان بوستان رفتم و پرس وجو که کردم متوجه مرگ آن جوان شدم. همسرم نمی دانست آن مرد را کشته ام. عذاب وجدان داشتم اما می ترسیدم خودم را تحویل پلیس دهم. در این سال ها ماجرای جنایت را از همسرم و بقیه خانواده پنهان کردم. این مدت در تهران بودم و کارم پیک موتوری است. متهم روانه بازداشتگاه اداره دهم پلیس آگاهی تهران شده و تحقیقات از او ادامه دارد. ...
ماجرای سقوط مرموز خانم روانشناس از طبقه نوزدهم
به گزارش پایگاه خبری ربیع ، به نقل از ایران، تحقیقات جنایی برای حل معمای سقوط مرموز زن روانشناس از طبقه نوزدهم یک مجتمع در شرق پایتخت آغاز شد. این حادثه ساعت 4:50 دقیقه بامداد 4 فروردین به مأموران کلانتری 124 تهرانپارس و بازپرس کشیک قتل پایتخت اعلام شد. دقایقی بعد تیم تحقیق راهی محل شده و با جسد زن 39 ساله ای مواجه شدند که از طبقه نوزدهم خانه اش سقوط کرده بود. در تحقیقات اولیه
ستاره واترپلویی که بهترین دستیار پپ شد
ایتالیا کند، اما در نهایت پس از تلاش 12 ساله موفق به کسب مدال نقره شد. پپ چندی بعد از قهرمانی در جام باشگاه های اروپا همراه آبی اناری ها در المپیک حاضر شد. پس از برتری ماتادورهای جوان برابر لهستان مدال طلای المپیک بر گردن پپ آویخته شد، طلایی که در نیوکمپ به دست آمد. فینال برای مانو تلخ بود، اما برای پپ یکی از شیرین ترین خاطرات دوران بازی اش برای همیشه شد. اشک های استیارته پس از شکست در وقت های اضافه
وحید قاسمی: شاعر باید نسبت به مسائل روز واکنش نشان دهد/ شعر انتقادی باید بی پروا باشد+فیلم
حدودا زمانی که 7،8 ساله بودم تصمیم گرفتیم با بچه های محله مان یک هیئت بزنیم و با چادر مشکی مادرهایمان این هیات را گوشۀ خیابان بنا کردیم. بعد گفتند هیات وسیله می خواهد، یکی گفت من از پدرم پول می گیرم طبل می خرم، یکی گفت سِنج می خرم و هر کسی یک چیزی می گفت، آن زمان ما خیلی تمکین مالی نداشتیم ، گفتم من چه کنم؟ بعد بچه ها گفتند این هیات مداح ندارد تو مداحی کن! گفتم من مداحی بلد نیستم! یکی از بچه ها گفت
تأیید حکم قصاص تازه عروس به جرم قتل
) برای تعویض لباس های خود و رفتن به محل کارش به خانه رفته بود که با من تماس گرفت و گفت همسرش به خانه اش مراجعه کرده اما در ورودی را از داخل قفل کرده است. در بررسی تیم جنایی در محل وقوع قتل یک کارد آشپزخانه خونین همراه پیچ گوشتی بزرگی کشف و در ادامه با بررسی بیشتر، ردپای دو آشنا در قتل مادربزرگ و نوه شناسایی شد و در نهایت همسر و پسرعموی مقتول خود را به پلیس تسلیم کردند. زن جوان در بازجویی ها