عذاب وجدان افرادی که در دوره کرونا به سفر رفتند/ مادرم را من کشتم/ آن پسر 11ساله را من یتیم کردم - تیک
عذاب وجدان افرادی که در دوره کرونا به سفر رفتند/ مادرم را من کشتم/ آن پسر ...
سایر منابع:
سایر خبرها
کاش خبر شهادت همسرم را بهتر می گفتند! / قبل از تشییع، یک شب پیکر محمد در منزل بود
و تلفنی خداحافظی کرده بود ولی خب! برای یک مادر خیلی سخت است، چون محمد پسر بزرگ خانواده بود، خیلی هم به خانواده اش می رسید. گاهی شب ها دیر می آمد خانه، وقتی می گفتم کجا رفتی؟ می گفت رفتم پیش خواهرم، نیاز داشت با کسی درددل کند. اینطور کسی بود برای خانواده. اعزام محمد واقعا به گونه ای بود که انسان احساس می کرد دعوت شده است. انگار واقعا خدا برایش دعوتنامه فرستاده بود. * همان طور که گفتم
وقتی مدافع حرم، نصف شب استخاره می خواهد
. خیالت راحت. گوشش بدهکار این حرف ها نبود و باز دو دقیقه بعد تماس می گرفت که کجایی؟ با کمی کلافگی از تماس های مکرر گفتم پدر من! در دوقیقه چند کیلومتر می توانیم جلوتر آمده باشیم؟ بالاخره نزدیک نماز صبح تماس گرفت و سفارش کرد بروم پیش پسر عمویش که از سپاه تهران در مرز مهران مامور بود و اسکان زائران را بر عهده داشت. گفت برو خیالم راحت باشد. گفتم بابا جان! این همه ما آمدیم سفر به عراق شما یک بار نگران نشدی
به خدا گفتم فقط بچه زنده بماند تاریخ تولدش را نمی خواهم!/ چند کودک قرار است قربانی آخرین تاریخ رُند قرن ...
دیدن آن حجم لوله و دستگاهی که به یک بچه دوکیلو و نیمی وصل بود زانوهایم شل شد. مرتب به خودم می گفتم من این کار را با او کردم. حتی پرستارهای بخش مراقبت های ویژه نوزادان هم که گویی از ماجرا خبر داشتند طوری نگاهم می کردند که خجالت می کشیدم. شاید هم آنموقع احساس من این بود چون خیلی افسرده و مصیبت زده شده بودم. اولین بار بعد از 14 روز وقتی حال عمومی پسرم کمی تثبیت شده بود اجازه دادند لباس مخصو
ماجرای تحول پربرکت یک روحانی
اما در تمام این سالها از اینکه پدر و مادرم اینقدر از کارهای من در رنج هستند خجالت می کشیدم. حتی در برهه ای تصمیم گرفتم از کرمانشاه بروم. چندتا از نزدیک ترین دوستانم در درگیری کشته شدند! چون چندتا از نزدیک ترین دوستانم در درگیری کشته شده، چند نفر زندانی شده بودند و چند نفر اعدام. همه اینها باعث شده بود که من به فکر تغییر فضایی که داشتم بیفتم، اما نمی دانستم چه کنم تا اینکه یک
واکنش ماهور احمدی و غزل شاکری به درگذشت خالق "گلنار"
ایم، شمایل دو خرس و یک دختر با لباسی که برایم نا آشناست و یک قورباغه بر درختان جلوی سینما نصب شده، دو ساعتی است در صف هستیم، بچه ها با مادر و پدرشان از در دیگر سینما بیرون می آیند، آهنگی را زمزمه می کنند و می خندند، من نظاره شان می کنم ، به گیشه می رسیم ، بلیت فروش می پرسد ؛ چند نفر هستید؟ مادرم می گوید دو نفر، بلیت فروش می گوید فقط یک بلیت دارم ، مادرم می گوید روی پایم می نشیند، بلیت فروش می گوید
میم مثل مادر مثل مهر
از حس و حال بسیجی بودن برایمان صحبت می کند و می گوید: در دوران جنگ در پشت جبهه خدمت می کردیم و حالا هم مثل آن ایام، حس بسیجی بودن داریم و انگار خدا این مسیر را جلو راهمان قرار داده تا خودمان را محک بزنیم. رسالت مهم بسیج، همدردی و کمک به انسان های گرفتار و درمانده است. شناسایی خانواده های بی بضاعت در محله ها و تهیه اقلام، اجناس و کالاهای ضروری از جمله روغن نباتی، برنج، گوشت، مرغ و... از جمله
بانوان جهادگر آبادگران بی ادعا/گره عشق بر تار اقتصاد روستایی
خبرگزاری فارس ، معصومه درخشان - پنج سال پیش دیدار خواهران بسیجی از یک مادر شهید در شهرستان مراغه و تمیز کردن خانه او پایه گذار تشکیل یک گروه جهادی شد. گروهی که حالا دامنه فعالیت های خود را گسترش داده و تنها به دیدار از خانواده معظم شهدا بسنده نمی کنند بلکه با روحیه جهادی خود در صحنه های اقتصادی، کشاورزی، باغداری و کارآفرینی و اشتغال برای زنان بی سرپرست و بدسرپرست فعالیت می کنند.
خاطرات زن نجات یافته از کرونا
شدن از رختخوابم رو نداشتم. من از اوایل کرونا هر زمان حالتی شبیه به این حس می کردم از همه، حتی فرزندانم و مادرم که بیماری زمینه ای دارد فاصله می گرفتم. در این مدت که بیماری ام مسلم شد به هیچ وجه نه از اتاقم خارج شدم و نه دیگه اجازه ورود بچه هام رو دادم. همه ترسم از این بود که خدایی نکرده کسی رو مبتلا کنم، این ترس همیشه با من بود. صحبت ها که به اینجا که رسید، انگار یادآوری آن روزها عذابش
کرونا ؛ نابغه ها را نشانه گرفته است
حرکات و رقص های دختران با پارچه های رنگی بود که بارها و بارها بعد از تماشای فیلم در خانه مادربزرگم آن را بازی می کردیم و همه با هم می خواندیم گلنار مثل گلی بود که گفتن پرپر گشته این حال و هوای زیبا و دوست داشتنی همراه ما بزرگ شد، گاهی برای گرامیداشت روز جمعه ای که فیلم گلنار را تماشا کرده بودیم بچه می شدیم به همین سادگی و همان جمع دخترخاله و دخترعمه آوازخوان همدیگر را در آغوش می کشیدیم، آخرین بار
روایت بچه های سردار از شهید طهرانی مقدم / از تأمین معیشت نیروها تا تلاش های خستگی ناپذیر
جا من محافظی نمی خواهم. آدم در خانه خودش که محافظ لازم ندارد! این ها خیلی به من نزدیک هستند و من هم دِینی دارم به این ها، هیچ موقع نگذارید فاصله من با این ها زیاد شود. وقتی هم که حاجی به شهادت رسید، به دلیل این بود که به بچه ها نزدیک بود، کنار بچه ها بود و پشت میز نشین نبود. همیشه او نفر اول بود و بعد ما نفر دوم و سوم، پشت سرش بودیم. الان هم درست است که در ظاهر نیست؛ اما وقتی در محوطه
کرونا از هر خانواده عزیزی گرفته است
، تستم مثبت شد و از همان زمان خود را قرنطینه و نزد مادرم نرفتم اما نمی دانم چطور ویروس از من به او منتقل شده بود. وی بان می کند: حالش خوب بود و یک دفعه بد شد به بیمارستان بردیم و اصلا تصور نمی کردیم که به کرونا مبتلا شده و بعد از دو روز بستری بودن در بیمارستان فوت شد. ما بر اثر یک تصادف یکی از اعضای خانواده خود را از دست دادیم و بعد از گذشت سه چهار ماهی هم پدرمان به رحمت خدا رفت و
فواید کریر نوزاد چیست؟ ارزش خرید داره؟
برای تان شرح می دهیم؛ نحوه استفاده اش را می گوییم و در نهایت انواع و مدل های خوبش را معرفی می کنیم. مهم ترین فواید کریر نوزاد چیست؟ مادر و پدر از بغل کردن نوزاد خسته نمی شوند. کمربند دارد و نوزاد در جای خود محکم و امن قرار می گیرد. سایه بان دارد و بچه در نور خورشید و چراغ اذیت نمی شود. با کالسکه ست می شود و می توان یک سیسمونی جالب با آن تهیه کرد. با چند جزئیات به عنوان صندلی ماشین نوزاد
90 دقیقه بمباران/شهری که وقت نکرد آخ بگوید! + تصاویر
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ،ساعت 11:45 دقیقه 4 آذر 1365 بود، دقیق یادم مانده، چون تا چند ربع بعدش باید سروکله ی بچه ها پیدا می شد، که پیدا هم شد، اما خونی و بریده! لیوان آب را برداشت، دست هایش می لرزید، اما صدایش را هرچند ثانیه یک بار قورت می داد که شیشه شکسته های سال ها بیقراری را در پستوی حنجره اش نبینم. رنگ روغنی آبی دیوار زار میزد، پنجره ها دهان باز کرده
خوشگذرانی لاکچری نرگس محمدی در یک ویلا با حجاب ناجور + عکس
کردند.نرگس محمدی می گوید مادرم کارمند صدا و سیما بود و با محیط های هنری آشنایی داشت، از طرفی تمام اعضای خانواده ام به فیلم علاقه مند بودند.اما موضوعی که وجود داشت این بود که خانواده ام اصرار داشتند اول درسم تمام شود و بعد به طور جدی وارد عرصه بازیگری شوم که خدا را شکر این اتفاق هم افتاد. مادر نرگس محمدی می گوید: من از نرگس در مورد کارهای خانه راضی ام. نرگس تنها دوست من بوده و همیشه در کنار من
کور کردن چشم به هواخواهی مادر
سر و صدای من، پسرم و برادرم از خانه بیرون آمدند تا مرا از دست این پسر خشن نجات دهند. اما تلاش خانواده ام بی نتیجه بود. بیتا به همراه سه مرد با میله و چوبدستی به ما حمله کردند. بعد هم شهریار، پسر بیتا با چاقو ضربه ای به چشم چپم زد و چند ضربه هم به بدنم زد. من خونین روی زمین افتادم. با شکایت مرد جوان به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی شهریار، پسر همسایه بازداشت شد. اما منکر ادعای
تظاهر به بارداری برای سرقت های سریالی
اش نیاز به کار دارد و حاضر است در خانه های مردم کارگری کند. من هم دلم برایش سوخت و او را به عنوان آشپز به خانه ام بردم. حتی کبری را به سه نفر از دوستانم که آن ها هم شاغل هستند معرفی کردم. گاهی اوقات هم برای خودش یا بچه هایش لباس و مواد غذایی می خریدم. تا اینکه دو روز قبل کبری برای ناهار قورمه سبزی درست کرد و وقتی غذا را خوردم بیهوش شدم. الان هم فهمیدم پول و طلاهایم را سرقت کرده است.
شهید رضا پناهی بزرگ مرد کوچک البرز/رزمنده 12 ساله ژنرال های بعثی را سرکار گذاشت+صوت وعکس
شدم. وضو گرفتم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم خدایا تو می دانی که رضای من چقدر عاشق است، اگر تو هم عاشق رضای من هستی، به دل پدرش الهام کن که برای فرستادن رضا به جبهه پیش قدم شود. چند وقتی گذشت، علاقه رضا روزبه روز برای رفتن به جبهه بیشتر می شد. دیگ ربه همه ما ثابت شده بود که رضا درصدد رفتن است. یک روز به من گفت: می توانم جبهه بروم؛ ولی رضایت قلبی شما و پدرم برایم خیلی مهم است. من نیز به
تلخ ترین روز کرونایی یک پزشک یزدی
، بالاخره در "آی سی یو" تسلیم مرگ شد؛ سه روز قبل از فوتش از من پرسید "کی مرخص می شوم"؟ و منم گفتم انشالا 2 هفته بعد؛ گفت "خیلی دیره دلم برای فرزند هشت ساله ام تنگ شده است". به او گفتم دوست داری فرزندت را به اینجا بیاوریم که گفت "می ترسم بیمار شود"؛ گفتم از پشت پنجره او را ببین که گفت "نه، من را اینطوری ببیند ناراحت می شود، صبر می کنم بروم خانه و او را ببینم" . او از پیش ما رفت اما
رییس بخش عفونی بیمارستان لقمان تهران: نمی توان از پزشکان توقع داشت اما مردم درسفر و مهمانی باشند
مهمانی و دورهمی عامل مهمی در انتقال کرونا است اما مگر کسی اهمیت می دهد؟ برای برخی ها انگار نه انگار که کرونایی وجود دارد. وی افزود: در حالی محدودیت تردد وسایل نقلیه شخصی از ساعت 9 شب تا 4 صبح اعمال می شود که تاکسی های اینترنتی فعال هستند و هرکس بخواهد به مهمانی برود از این بستر استفاده می کند. در این شرایط تعداد افراد بیشتری سوار خودرو می شوند و احتمال آلودگی و بیماری هم افزایش می یابد. رییس
نکاتی از نسل بومرنگی که نمی دانید
خانه ی پدری برمی گردند یا اینکه اصلا خانه را ترک نمی کنند. این گروه از افراد جوان که به آن ها نسل بومرنگی می گویند، تعدادشان رو به افزایش است. بیشتر پدر و مادر ها برای این مرحله جدید از زندگی شان آمادگی ندارند و سوال های زیادی برای شان مطرح می شود که چگونه باید با این موقعیت برخورد کنند. بخصوص اینکه خیلی از والدین، بازنشسته شده اند و از نظر مالی مشکلاتی دارند. علت چیست؟
خریبین: نبیل معلول به مادرم توهین کرد
آورده ام (منظور نوع نشستن عمر خریبین در جلسه است) در حالی که من به دلیل استراحت و خستگی در چنین وضعیتی بودم و این را به او گفتم. او ادامه داد:" او به من گفت که آصف خلیفه بدون اطلاع از او با رسانه ها صحبت کرده و این کار درستی نیست." نکته قابل توجه اینکه قبل از بازی سوریه برابر ازبکستان معلول قبل از اینکه اخراج خریبین را از کل اردو اعلام کند او را از لیست بازی خارج کرد. خریبین 26 ساله 45 بازی با پیراهن تیم ملی سوریه انجام داده و 18 گل به ثمر رسانده است. او اولین بار در سال 2012 پیراهن تیم ملی سوریه را پوشید ...
واکنش جنجالی نفیسه روشن به خبر ازدواج مجددش همه را شوکه کرد + عکس
برای سفر است. یک هفته می می شود که برنامه سفرمان را می ریزیم، چمدان هم می بندیم و در فاصله یک تماس تلفنی همه چیز بر هم می ریزد. مخصوصا در فصل های پر سفر که هیچ خبری از مرخصی نیست. فصل هایی مانند تابستان یا عید نوروز. گاهی اوقات من، هم مرد خانه ام و هم زن خانه. یکسری مسئولیت ها بر دوش خود من است. اوایل ازدواج پول آب و برق خانه را نمی دادم و منتظر می نشستم که خودش بیاید بدهد اما بعد از یک
تلخ و شیرین از آی سی یو
خانم مسن حرف دلم را زدم و گفتم حاج خانم، مادرم از من راضی نیست که به اینجا آمده ام، دعا کنید رضا به دلش بیفتد. اولش با لهجه دزفولی پرسید که مادر جان، برای پول آمدی یا فی سبیل الله؟ گفتم حاج خانم برای کمک فی سبیل الله، گفت پس چرا مادرت ناراحت است؟ گفتم چون تازه عقد کرد ه ام و حلقه ام را از پشت دستکش نشانش دادم؛ حاج خانم تا این را فهمید کلی برای من و مادرم دعا کرد و خدا خودش شاهد بود تا
کودکان بی شناسنامه با مادر ایرانی چشم انتظار تابعیت | بیش از 9000 نفر در خراسان رضوی ثبت نام کرده اند
فرزندانی که نه می توانستند به راحتی به مدرسه و دانشگاه بروند، نه تحت بیمه و خدمات درمان قرار بگیرند. نه آینده شغلی داشته باشند و مهم تر از همه، نه مدرکی رسمی برای شناسایی شان، در صف ثبت نام، تازه شده است. آرزو های سوخته در کنار امید به آینده در دفتر کفالت اتباع غیرایرانی، هر مادری از مشکلات فرزندان خودش می گوید. آسیه 24 سال بیشتر ندارد، اما مادر سه بچه قد ونیم قد است. یکی را در
اوقات قرنطینه کرونایی کودکان و نوجوانان را چگونه پر کنیم؟
با در خانه ماندن جبران کنیم. این روان شناس تاکید کرد: توصیه من به والدین این است که در این روزها نصیحت و پند دادن را خاتمه دهند؛ خصوصاً به نوجوان ها و جوان ها. این کار در این شرایط به صلاح خانواده ها و بچه ها نیست. باز از سوی دیگر نقش پدر کمرنگ به دلیل مشغله هایی که داشته کمرنگ بوده است. حالا وقت بازی ایجاد شده، وقت حرف زدن ایجاد شده است. وی در پاسخ به این پرسش که بهترین کار
نگاهی به مصرف فرهنگی کودکان به بهانه روز کودک
چقدر کودک داریم که به خاطر فقر پدر و مادر اصلا رنگ مدرسه را نمی بینند؟ می دانید چقدر کودک داریم که در فضای خانه و کنار پدر و مادر بزرگ نمی شوند و همه عمرشان را در مراکز بهزیستی و در آرزوی داشتن پدر و مادر سر می کنند؟ همه این سوال ها را پرسیدم تا بگویم روز کودک فقط برای کودکانی نیست که سقفی دارند و پدر و مادری و به دور از دغدغه های روزمره زندگی می کنند. روز کودک برای کودکانی هم است که پدر