زبان حال حضرت رقیه/ شعر - حج
سایر خبرها
بند انگشتی
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: هانس کریستین آندرسون برگردان: کامبیز هادی پور در زمان های خیلی دور زنی زندگی می کرد که دلش می خواست یک بچه ی خیلی کوچولو داشته باشد. او نمی دانست که چنین بچه ای را باید از کجا پیدا کند؛ برای همین یک روز تصمیم گرفت که پیش یک پیرزن جادوگر برود و از او کمک بگیرد. وقتی پیش جادوگر رسید به او گفت: من دوست دارم که یک
فرهنگ در رسانه
خوانندگی این اجراها را برعهده خواهم داشت.سرپرست گروه موسیقی فردوسی اضافه کرد: سال های زیادی است که من در محضر استاد شهرام ناظری چه به لحاظ تلفیق شعر و موسیقی و چه به لحاظ بعضی نکات آوازی، آموزش دیده ام. اطلاعات/معاون فرهنگی ارشاد: کتاب را به کالایی مدفون تبدیل نکنیم سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سه شنبه (26 آبان ماه 1394) در اختتامیه چهاردهمین جشنواره
می دانم زنده ای! با تو زندگی می کنم مصطفی
گرفتم تا برای آخرین بار او را از زیر قرآن رد کنم. وقتی تربت امام حسین(علیه السلام) را در قبر گذاشتند و پرچم گنبد حضرت را روی مصطفی انداختند، قرآنم را درآوردم و به عموی مصطفی که داخل قبر بود دادم. گفتم که این قرآن را روی صورت مصطفی بگذارند و بردارند. به محض اینکه قرآن را روی صورت مصطفی گذاشتند، شاید به اندازه دو یا سه دقیقه نشده بود که دهان و چشم مصطفی بسته شد. همانجا گفتم: می خواستی در آخرین لحظه
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
شهلا و اکبر با هم به آنجا می روند. در آنجا مرحوم تختی حضور داشت. اکبر، تختی را خیلی خوب می شناخت، شاید تختی هم اکبر را می شناخت، برای همین با هم سلام و احوال پرسی می کنند. شهلا دختر بسیار خوبی بود و همیشه شان و سنگینی یک دختر را در مراسم ها حفظ می کرد. تختی در کل آدم چشم پاکی بود؛ اما وقتی اکبر (برادر شهلا) با تختی صحبت می کرده تختی متوجه حضور شهلا می شود، و بعد یک خانمی به عنوان واسطه پیدا می شود
مردم کتاب نخوان سر ذوق آمدند/ چیستا یثربی، نویسنده پاورقیِ پستچی کیست؟
ازدواج هم خوانی روح لازم است، نه معیارهای مادی. او معتقد بود حتی ممکن است کارگر شهرداری از نظر فرهنگی بالاتر از پزشک باشد. پدرم علاوه بر دکترای اقتصاد، فوق لیسانس علوم تربیتی داشت و شناخت کاملی روی اطرافیانش داشت. پدرم می گفت تو دختر طبیعی نیستی و از بچگی نبودی. ساعت ها با گل ها حرف می زنی و برای پروانه ای که مرده، شعر می گویی. به جایش نمی توانی حتی نیمرو درست کنی. من هنوز هم از کار خانه بیزارم. پدرم
مگر می شود در مرگ عزیزان اشک نریخت؟
خوبی به دست می آید که مراد از بی صبری گریه، اشک و عزاداری نیست، بلکه مراد جزع، فزع و اظهار سخنان بیهوده و باطل در هنگام مصیبت و اظهار نارضایتی نسبت به قضا و قدر الهی است، چنان که پیامبر اکرم(ص) در مصیبت فرزندش ابراهیم، در حالی که اشکش جاری بود فرمود: و انّا بک لمحزونون، تبکی العین و یدمع القلب و لا نقول ما یسخط الرب عز ّو جل (9)، فرزندم! برای تو غمناک هستیم، چشم می گرید و دل می سوزد، اما چیزی که موجب
عاقبت فردی که عزاداران حسینی را مسخره کرد
تو رفتیم و همانجا ماندیم همزمان با فرا رسیدن ماه صفر و ایام عزاداری سید و سالار شهیدان، حضرت امام حسین(علیه السلام)، سوگواره عاشورایی بر آستان اشک - شب های شعر و مرثیه خوانی هم نوا با کاروان اسراء کربلا- به مدت 3 شب از 26 تا 28 آبان ماه در آمفی تئاتر فرهنگ سرای اندیشه برگزار می شود.
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
زیاد داشت؛ اما ازدواج نمی کرد و می خواست درسش را بخواند. یک روزی عروسی دخترمحمودی(رییس شرکت راه آهن) بود که شهلا و اکبر با هم به آنجا می روند. در آنجا مرحوم تختی حضور داشت. اکبر، تختی را خیلی خوب می شناخت، شاید تختی هم اکبر را می شناخت، برای همین با هم سلام و احوال پرسی می کنند. شهلا دختر بسیار خوبی بود و همیشه شان و سنگینی یک دختر را در مراسم ها حفظ می کرد. تختی در کل آدم چشم پاکی بود؛ اما وقتی
برگی از آسمان
، حتی یک تعجب خشک و خالی هم نکردند. دختری خیلی زیبا که دل خیلی پاکی هم داشت آمد توی جنگل و زیر آن گیاه زیبا ایستاد و شروع به خواندن کتاب مقدس کرد. او دختر یک خانواده ی فقیر بود و از تمام دار دنیا فقط همان یک کتاب را داشت. اما آن کتاب برایش این قدر ارزشمند بود که هیچ وقت از خواندنش سیر نمی شد. در آن قصه ی حضرت یوسف (علیه السلام) که برادرانش به او خیانت کردند و او را در چاه انداختند و رفتند و
شاعر تهران 75 ساله شد
ترین جایزهٔ شعرِ فرانسه) را نیز در کارنامه خود داشت که گواهی است بر سرشناس بودن وی در مجامع فرهنگی بین الملل. محمد علی سپانلو که در اواخر عمر، با بیماری های متخلفی همچون سرطان ریه و دیابت مبارزه می کرد، سرانجام در اردیبهشت ماه امسال (سال 94)، چهره در نقاب خاک کشید. یادش را گرامی می داریم با یکی از معروف ترین سروده هایش با نام نام تمام مردگان یحیی است . این شعر در سال 1366، زمانی که
شاعری که عزای سیدالشهدا را مسخره کرد و جذام گرفت
/> در پیش چشمش روضه های مادری باشد وای از دل زینب که باید روضه اش امشب بابا ! مرا این بار با خود می بری؟ باشد بابا ! مرا با خود ببر ، می ترسم آن بدمست در فکر مهمانی و تشت دیگری باشد باید بیایم با تو، در برگشت می ترسم در راه خار و سنگ های بدتری باشد باید بیایم با تو، آخر خسته شد عمه شاید برای او شب راحت تری باشد
ماجرای خط و نشان سید ابراهیم برای شهید گمنام
. سمت مسجد رفتم و پیش نماز مسجد در حال خواندن ترجمه فارسی دعای علقمه بود. مصطفی همیشه می گفت که حتما تو باید راضی باشی تا من شهید شوم. وقتی که در مورد حضرت عباس(ع) صحبت می کردند یک لحظه خجالت کشیدم که چرا دعا می کنم مصطفی سالم برگردد؟ همان جا گفتم که خدایا هر چه که می خواهی همان است البته به فاصله 4-5 دقیقه دوباره برگشتم و دعا کردم که مصطفی سالم برگردد. اکنون که ساعت شهادت ایشان را با ساعت تسلیم
سنگ قبر قدیمی
کرد که یک فرشته پشت پنجره آمد و به او گفت: تو پسر کنجکاو و باهوشی هستی. تو می توانی در آینده یک نویسنده شوی و داستان این پیرمرد، پیرزن مهربان را بنویسی تا همیشه خاطره ی آنها در دل مردم زنده بماند و هیچ وقت فراموش نشوند. تو باید زندگی این جور آدم ها را بنویسی و نگذاری که هیچ وقت فراموش بشوند. تو با این کارت باعث می شوی که آنها دوباره جان بگیرند و زنده بشوند و زندگی بکنند. مردم داستان های تو را می خوانند و از وجود آنها لذت می برند. منبع مقاله : اندرسن، هانس کریستین؛ (1394)، مجموعه 52 قصه از هانس کریستین آندرسن، ترجمه کامبیز هادی پور، تهران: انتشارات سماء، چاپ سوم ...
یل دیگری در تیپ 27 !
، نویسنده دلسوز عرصه ادبیات و تاریخ دفاع مقدس می شناسند. چرا که بیشتر یک چهره فرهنگی است تا یک آدم نظامی. مردی که با انگیزه شخصی و عزم محکم پای کار روایت گری، خاطره نگاری و ثبت و ضبط تاریخ هشت ساله دفاع مقدس و قهرمانان آن ایستاد. او خاطره از رهبر معظم انقلاب دارد مبنی بر این که در جلسه ای حضرت آقا درباره کتاب های همپای صاعقه و ضربت متقابل سه بار فرموده بودند: این ها خیلی خوب است. او می گوید حاج
چرا آیت الله العظمی مرعشی سراغ شهریار را گرفت؟
مقامات بلندپایه لشکری و کشوری و مراجع عظام، مدرسین و علمای حوزه های علمیه و نیز نمایندگان سیاسی کشورهای اسلامی در ایران تشییع گردید. وصیت جهت دفن در کتابخانه ی خویش سالها قبل از رحلت ایشان، تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه (س) محل دفنی برای ایشان در داخل حرم و در نزدیکی ضریح مطهر در نظر گرفته بود، لیکن حسب وصیتشان که مرقوم فرموده اند: مرا در راهروی ورودی کتابخانه زیر پای
ویژه نامه ولادت امام موسی کاظم علیه السلام
ممالک اسلامی مال به او می دهند تا آنجا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در کنار قبر حضرت رسول(ص) گفت یا رسول اللّه از تو پوزش می خواهم که موسی بن جعفر را به زندان می افکنم زیرا او می خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بریزد. آن گاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده
گفتگوی خواندنی خانواده شهیدهمدانی در اربعین شهادت ایشان
بازگشت ایشان از سوریه به ایران اعزام شده است. من باور نکردم. این تماس ها قلبم را بیرون می آورد. اما دختر ها خیلی بی تابی می کردند. گفتم چرا اینطور می کنید ؟ زهراجان، ساراجان ! پدرتان قطعاً شهید شده است، شماکه بابا را خیلی دوست داشتید و بابا هم عاشق شما بود. اگر بابا را دوست دارید باید صبوری کنید. یادتان هست که بابا چقدر برای شهادت بی قراری می کرد. کسی که عاشق معبودش باشد آنطور بی قرار
چرا آزار و ستم برای امام کاظم(ع) بیشتر از پدرانش بود؟/ پرهیز امام از سوءظن به افراد و دشمن سازی فرضی
نباید در مطبوعات او را بکوبد ... نصیحت باشد پرده دری نباشد (صحیفه19/392) حضرت رسول خدا (ص) فرمود: به اندازه ای که جبرئیل مرا متعهد نمود به دوری از عداوت و کینه ورزی، به چیز دیگری مرا متعهد ننمود (کافی / 788) 2) مقابله با سوء ظن ها و دشمن سازی های فرضی اصل دیگری که باید در برنامه سیاسی شیعیان با تأسی از حضرت کاظم (ع) قرار داشته باشد پرهیز از دشمن سازی های فرضی است که
میمون و تمساح
آورم. زن که سعی می کرد شوهرش متوجه خوشحالی او نشود، گفت: دارویی که باید بخورم قلب میمون است. تمساح گفت: قلب میمون؟ زن گفت: بله. تمساح گفت: ولی میمونی در این نزدیکی نیست. زن با غصه گفت: هست، دوستت؛ همان که روی درخت انجیر زندگی می کند. تمساح به چشم های زنش خیره شد و گفت: می دانی چه می گویی؟ او بهترین دوست من است، چطور می توانم او را بکشم و قلبش را برای تو بیاورم
شاعران در رثای ام المصائب خواندند/مصیبت ماند و حیرت ماند و غربت ماند و عشق تو + گزارش تصویری و متن اشعار
گزارش تصویری عقیق: مراسم شب های شعر آئینی بر آستان اشک همنوا با کاروان اسرای کربلا در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. به گزارش عقیق، در دومین شب این برنامه که روز چهارشنبه 30 آبان ماه ساعت 18 با موضوع و محوریت حضرت زینب کبری(س) برگزار شد، علیرضا قزوه، سعید بیابانکی، وحید قاسمی، رسالت بوذری، میلاد حسنی، امیر مرزبان حضور داشتند و به شعر خوانی و مدیحه سرایی در رثای سالار شهیدان
ویژه نامه هفتم صفر؛ شهادت امام حسن مجتبی(ع)
!رسول خدا دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو تحویل دهم. همچنانکه آن حضرت مرا وصی خود ساخته و کتاب و سلاحش را به من داده است و مرا مأمور کرده که به تو فرمان دهم در آخرین لحظات زندگی ات، آنها را به برادرت حسین بدهی . امام حسن (علیه السّلام) به جمع مسلمانان درآمد و بر فراز منبر پدرش ایستاد. خواست درباره فاجعه بزرگ شهادت پدرش، علی (علیه السّلام) با مردم سخن بگوید. آنگاه پس از
نهادهای حقوقی غرب را چشم بسته نپذیرید
است. وی ادامه داد: پیامبر اکرم(ص) در هنگام رحلت به عباس عموی خود فرمودند تو وصی من باش اما او نپذیرفت و هنگامی که به امام علی(ع) فرمودند تو وصی باش پذیرفت که پیامبر اکرم(ص) بعد از قبولی وصایت از سوی امام علی(ع) فرمودند دین مرا ادا کن؛ منظور از ادا کردن دین این است که تکالیف و وظایفی که بر عهده من به عنوان ولی مسلمین قرار داشت تو ادا کن. حجت الاسلام وحدتی شبیری در پایان با اشاره
کرامات امام رضا (ع)
موسی الرضا (ع) است . اگر توسل بجوئید شفا می دهد . سلطان سنجر به وزیرش می گوید نامرد ! تو شیعه بودی و از من پنهان می کردی ؟ تو را خواهم کشت . وزیر تقاضا می کند که امشب را به من مهلت بده . اگر امام رضا (ع) شما را شفا داد مرا نکشید . سلطان سنجر مهلت را قبول کرد . وزیر می آید کنار قبر حضرت . صورت را روی خاک می گذارد و عرض می کند : آقا جان ! اگر مرا بکشند فدای شما . اتفاق خاصی نمی افتد
جدایی های توافقی ؛ از عشق های یواشکی تا ازدواج های آبکی
بلوغ اجتماعی نرسید، بدون شک پایه های زندگی مشترک را سست کرده و به جامعه نیز انتقال می دهد. * با عشق های زودگذر نمی توان زندگی بادوام و مفید شکل داد اندرخورا با اشاره به عشق های زودگذر، گفت: بعضی از ازدواج هایی را مشاهده می کنیم که دختر و پسر عاشق دل باخته هم هستند، اما بعد از مدت کوتاهی آتش عشق و علاقه بین آنها خاموش شده و به یک میدان جنگ تبدیل می شود، سوال اینجاست که آیا
گاهی نقطه سکوت واسوخت را فریاد می زند
دل وی گوش دهند. او برخلاف شاعران پیشین خود بر سر معشوق فریاد می زند. این فریاد در این بیت مشاهده می شود: پیش او یار نو و یار کهن هر دو یکی است/ حرمت مدعی و حرمت من هر دو یکی است این ندانسته که قدر همه یکسان نبود/ باغ مرا مرتبه مرغ خوش الحان نبود اما این عصبانیت در بیت های پایانی شرح پریشانی خاموش می شود و به پایان می رسد. شعر گاهی فقط سکوت اثر فاضل نظری را از نظر
بخشی از وصایای امام موسی بن جعفر(ع): از کسی که به شما ستم کرده گذشت کنید و بر کسی که از شما دریغ داشته ...
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: روز هفتم ماه صفر سال 129 ق زمانی که امام جعفر صادق علیه السلام به همراه خانواده و اصحابشان از سفر حج به مدینه مراجعت می کردند، در مکانی به نام اَجواء ، کودکی، از مادری به نام حمیده اندلسیه به دنیا آمد که حضرت، نام او را موسی گذاشتند و فرمودند: این فرزند بعد از من امامی برای خلق است . درباره مدت امامت امام موسی کاظم(ع) آمده است: از زمان شهادت پدرش، امام
شکست سیاست نفوذ دشمن توسط شهدای مدافع حرم/ شهدای لشکر فاطمیون نشان از حضرت زهرا(س) دارند
لب شان مدام "لبیک یا زینب" بود. آنها می گفتند سر و جان مان فدای حضرت زینب(س)، فرزندان مان فدای حضرت زینب(س). شهید حسن زاده یک دختر کوچک داشت که خیلی بی تابی می کرد؛ خانواده نگذاشتند که صورت بابا را ببیند. اما بعد از حادثه عاشورا و در خرابه شام نازدانه اباعبدالله الحسین(ع)، حضرت رقیه(س) بی تابی می کرد و می خواست بابا را ببیند؛ اما سیه روزان، سر امام حسین(ع) را برایش آوردند و حضرت رقیه(س) آنقدر بابا بابا گفت تا به شهادت رسید. در پایان این مراسم، مهدی مختاری و جواد حسن زاده با ذکر مصیبت امام حسین(ع) اشعاری را در وصف سید و سالار شهیدان و شهدای مدافع حرم خواندند. انتهای پیام/ ...
چه بد بند حجاب را به آب دادید و حریم حیا را به باد!/ حماسه ای از جنس آخرالزمان
عفاف را دوست دارم به راه می انداختی. چرا که عفاف آن صدی هست که نود – حجاب – را در دل خود دارد. اما واقعیت این است که می توان محجبه بود و در عین حال عاری از حیا بود و التزامی به عفاف نداشت. وانگهی عفیفه که باشی، برای حفظ عفت خود، گریزی از ایجاد حریم توسط چادر برای خود نداری. آنجاست که پوشش برتر تو، همراه با منش عفیفانه ات، خبر از باورهای عمیقت دارد. اما وقتی تنها چادری باشی و وجه شباهت تو با
عدالت خواهی عامل پیوند نهضت حسینی و قیام مهدوی
و نشانه های ستم و عبودیت غیر خدا و گسترش عدالت حقیقی، بر مبنای حقوق واقعی انسان، در پرتو وحی الهی و عقل بشری." آن حضرت در بیان زیبایی فرمود: "بارالها! تو به یقین می دانی آنچه از ما سرزده است، برای سلطه طلبی و کسب قدرت و دست یازیدن به متاع دنیوی نبوده است؛ بلکه قیام ما برای ارائه نشانه های دین تو و پدید آوردن اصلاح در شهرهای تو بوده است و برای اینکه بندگان مظلوم و ستمدیدة تو احساس امنیت
نیم نگاهی به خدمات و زندگی سراسر نور کبوتر حرم آیت الله العظمی مرعشی نجفی
به اقا سیدالشهدا. پیاده رفتم کربلا و شب در حرم ماندم، عبادت و زیارت کردم و خوابم برد یک مرتبه در آنجا در خواب دیدم که حضرت روی صندوق ضریحشان نشسته اند و به من اشاره کردند که سید شهاب بیا اینجا! رفتم جلو و سلام کردم. فرمودند: تو دیگر این موضوع را پیگری نکن، من دعا کردم که خداوند ذهن شما را فعال کند و فراموشیتان به فراموشی سپرده شود. درباره آخرین روز زندگی شریفشان بفرمایید. چه شد که به