ماجرای خواستگاری فتحعلی شاه از فرزند مرجع تقلید - پارسینه
سایر خبرها
سوختن به خاطر ادامه رابطه ی نامشروع
از وضعیتی که دارم نجات یابم. آنها دودختر همسن من داشتند و گفتند تو هم دختر ما می شوی. من هم قبول کردم و به خانه کریم رفتم. در مدتی که آنجا بودم با من خیلی خوب رفتار کردند. دختر جوان ادامه داد: کریم به من گفته بود به شرطی مرا در خانه اش می پذیرد که زندگی سالمی داشته باشم. من هم عباس را برای همیشه از زندگی ام بیرون کردم و به خانه کریم رفتم. در آن مدت خیلی راحت زندگی می کردم و تصمیم داشتم
همسر طیب حر انقلاب در گذشت + زندگینامه و تصاویر
نمی شناسم؛ اما با او در نمی افتم. عاقبت دادگاه شاه به اسماعیل حاج رضایی، طیب حاج رضایی، من و حاج علی نوری حکم اعدام داد و به برادران کاردی و شمشاد و بقیه، ده تا پانزده سال زندان دادند. بعد از اعلام حکم، ما را به بندهامون منتقل کردند. نصف شب، مأمور شهربانی آمد و زد به در زندان و گفت: محمد باقری! حاج علی نوری! اعلاحضرت با یک درجه تخفیف، عفو ملوکانه به شما داده. اینها
مرموزترین نخست وزیر شاه چه کسی بود
گرفت. هویدا پس از گذراندن مراحل اولیه تحصیلات، راهی اروپا شد. تنها کتابی که به همراه داشت مائده های زمینی نوشته آندره ژید بود که از کتاب های محبوب وی محسوب می شد.کتابی که نویسنده آن اعلام می کرد که دیگر به گناه ایمانی ندارم . او آرزو داشت تا در دانشگاه فرانسه درس بخواند. ابتدا به انگلستان رفت و طی مدت یک سال زبان انگلیسی راتکمیل کرد و آماده بود تا برای دانشگاه به فرانسه برود که ناگهان
ماجرای ساواک و ریش سفید تولستوی در خاطرات مدیر نشر نقش جهان / اداره دارایی گفته کتابفروشی شما را می ...
که با هم پیدا کردند و کسادی بازار کتاب در سال 57 و 58 عملا انتشارات نیل از بین رفت و محسن بخشی بعدا خودش انتشارات آگاه را راه اندازی کرد. بعد از آن موقع دیگر کتابی از نیل چاپ نشد و اکثر کتاب هایی هم که داشت مولفان و مترجمانمانند آقای به آذین، کریم کشاورز، ساعدی و بسیاری دیگر، کتاب های خود را گرفتند. شما در سال 56 که وارد انتشارات نیل شدید، در آنجا چه کار می کردید؟ من ابتدا
انتشار 309 کتاب دینی در روزهای آخر سال 93/ گزیده کتابشناسی 9 روز پایانی اسفند 93 در 6 بخش حوزه دین
پور؛ سهراب بهادری؛ جمال صوفیه، ساد، 192 صفحه، رحلی (شومیز)، چاپ 1 سال 1393، 500 نسخه، 300000 ریال. • اختلاف پیشوایان فقهی، رحمت امت اسلامی ترجمه ی: "رحمة الامه فی اختلاف الائمه" (فقه تطبیقی) محمد بن عبدالرحمن دمشقی عثمانی؛ گردآورنده: مصطفی شیخ مصطفی؛ مترجم: جلال جلالی زاده، ایلاف، 404 صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ 1 سال 1393، 2000 نسخه، 150000 ریال. • اصول فقه هیأت
دعا کردم تا مفقودالاثر شوم
رابطه ات را با درس و مدرسه کم کردی؟ ابتدا بهانه در آورد که چو شما - پدرومادر- تنها هستید و به خرج منزل نمی رسید من به خاطر شما درس را رها کرده ام. اما من بعدا فهمیدم که چون با انقلابیون بر علیه شاه فعالیت می کند به این خاطر به دبیرستان نمی رود که مبادا گیر بیفتد. این اواخر - سال 1356- گاهی اوقات شب ها دیر به منزل می آمد بعضی وقت ها متوجه می شدم که کاغذهای لوله کرده ایی را از من و و ماردش
سفر تا دل سیاه چادربلوچ ها؛از تهران تا ایرانشهر و زابل
شمار می رود. سوهان خوش عطر و طعم قم نیز نیاز به معرفی ندارد. حالا اگر به سمت آران و بیدگل راه بیفتید، در میانه های راه، حتماٌ دیدن دریاچه نمک چند دقیقه ای از وقت سفر شما را خواهد گرفت. از قم تا آران و بیدگل تا حالا آیا از خودتان پرسیده اید که اسم کویر مرنجاب را چه کسی انتخاب کرده است؟ او کسی نیست جز شاه عباس صفوی؛ البته خودش هم خبر ندارد! حتی آن زمان که در هر شهر و مسیری
ایران گردی در اروپا و آمریکا!
کشور باستانی سر از موزه هایی در آورده که حداکثر 500 سال از ورود تمدن به کشورشان می گذرد. 13هزار اثر ایرانی در موزه بریتانیا موزه بریتانیا یکی از کهن ترین و غنی ترین موزه های ملی جهان است که بیش از هشت میلیون اثر هنری و فرهنگی از سراسر جهان را در خود جای داده است. این موزه در نخستین روز بازگشایی، بیش از 71 هزار اثر هنری و فرهنگی را از مجموعه سر هانس سلوان دانشمند زیست شناس
سردار شهید "خوش سیرت"؛ 16 عملیات و 13 بار جانبازی + تصاویر
خواندیم. گفتم: عزیز من! همین الان اذان گفتند، شما کی؟ نماز چی خواندید؟! گفتند: آقا مهدی داشت نماز می خواند، شاید یک ساعت پیش! ما هم نماز خواندیم و خوابیدیم. خنده امانم را بریده بود، گفتم: آقا مهدی داشت نماز شب می خواند، حیرت بچه ها در خواب و بیداری دیدنی بود، ناگهان خنده فراگیر شد همگی می خندیدیم، بچه ها پا شدند و همگی نماز را به امامت آقا مهدی خواندیم. به نماز اول
صادق طباطبایی برای تهیه سلاح در زمان جنگ چه نقشی داشت
طباطبایی در طول هشت سال دفاع مقدس معلوم می شود. امثال اینها بودند که اسلحه های لازم برای جنگ را از این سو و آن سوی دنیا تهیه می کردند و به دست رزمندگان می رساندند. اگر زحمات و فداکاری شکننده های محاصره استکباری نبود، جوانان جان بر کف چگونه می توانستند جلوی حملات وحشیانه مزدوران صدام را بگیرند و سرزمین مقدس را از رجس آنان پاکسازی کنند؟ *با عنایت به دوره حضور طولانی شما در لبنان، ایشان
حاج علی آهی ، ذاکر صاحب سبک اهل بیت عصمت و طهارت
استاد علی آهی فرزند حاج قربانعلی آهی در روز دوشنبه 21 جمادی الاول 1346 هجری قمری مطابق با 14 آبان ماه 1307 هجری شمسی در تهران، بازارچه پامنار که یکی از محله های قدیم پایتخت به شمار می رود و مرکز مبارزه سیدالمجاهدین حضرت آیت الله حاج سید ابوالقاسم کاشانی ( رضوان ا... تعالی) بود، در یک خانواده مذهبی قدم به دنیا آمد. البته . پدر وی از اهالی آبعلی بود که به تهران رفته و مقیم پایتخت گردیده بود از این رو حاج علی آهی اصالتا اهل آبعلی است.
شعری که پیرغلام اهل بیت دوست داشت روی کفنش نوشته شود
خوام بگم که شما در هر جایی هستید با عالم محلتون رابطه داشته باشید اگر با عالم انسان رابطه داشت به خطا نمی افته. من از آیت الله میلانی (رضوان الله تعالی علیه) استفاده کردم از میرزا جواد آقای تهرانی، زاهد بزرگ مشهد آقای طبسی، خواستش گفت: من تو حرم حضرت (ع) قبر برات آماده دارم ایشون فرمود من وصییتمو عوض نمیکنم منو تو قبرستان عمومی دفن کن علامتی هم رو قبرش نیست یه خورده از زمین بالااومده با سیمان، این
ناگفته های کرباسچی از زندان پیش و پس از انقلاب
تاریخ ایرانی : 11 ساله بود که در حوزه علمیه قم ثبت نام کرد؛ به مدرسه حقانی رفت که مدیرش از شاگردان پدرش بود. در این مدرسه از رتبه سوم وارد کلاس ها شد، هم دوره ای هایش علی فلاحیان، حسن ابراهیمی، طباطبایی، اسلامی، سیدمحمد هاشمی، محمدی عراقی، طارمی و... بودند؛ هم مباحثه ای اش حسینعلی نیری که بعد ها معاون دیوان عالی کشور شد. سه ساله درس آیات منتظری و وحید را گذراند و سال 1351 با تشویق شهید بهشتی به
مروری بر زندگانی و سوابق حاج علی آهی
معارف ادعیه از محضر و درس آیت الله میرزا محمّدعلی شاه آبادی (استادِ بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)). در اخلاق و علوم اعتقادی در شعر و شاعری از محضر آیت الله حاج شیخ جواد خراسانی (تهران)، آیت الله العظمی سید محمّدهادی میلانی (مشهد)، آیت الله حاج میرزا جواد تهرانی (مشهد)، آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی (نجف اشرف)، آیت الله العظمی سید محمّدرضا گلپایگانی (قم)، آیت
حاج علی آهی چگونه به استادی رسید؟+وصیتنامه
خودداری کردن مرا " از انجام کارهای نیک " به فضل و کرم آشکارت در گذر شایان ذکر است بنا به وصایای پیغمبر اسلام حضرت محمد (ص) که به امیرالمومنین(ع)فرمودند : یا علی لَیْسَ عَلَی النِّساء جُمْعَهٌ اِلی اَنْ قال و لا اِِتّْباعُ جَنازَه ( یا علی . . . بر زنان تشییع جنازه جایز نیست) نماز شب را فراموش نفرمائیدکه پیغمبر اسلام به امیرالمومنین(ع)فرمود : عَلَیْکَ بِالصَّلوه الَیْلْ. قابل تذکر است اگر
در دیدار شاه با صدام چه گذشت/ چه کسی صدام را مقدس می نامید/ طرح البکر و حافظ اسد برای بیرون کردن صدام از ...
دلار بود ولی در سال 1974، ده برابر شده و رسیده بود به 5.7 میلیارد دلار. -بله بله. یعنی پیش از ملی کردن نفت در آن سال هایی که من عضو شورای رهبری بودم به درجه ای از فقر و تنگدسی دچار بودیم که حتی یک بار از یک کشور عربی حدود 5 میلیون دلار قرض خواستیم تا کارهای دولت روی زمین نماند. وضعیت اقتصادی مان بسیار بسیار وخیم بود. *پس عراق بعد از سال 1972 وارد دوره ی رشد سهمگین [درآمدها] شد در
رابطه ما با رهبر انقلاب دلی و محبت آمیز بود
؟ گفتم چادرنمازتان را، مهر و تسبیح و سجاده تان را، گفت چادر نماز را نمی دهم چون آقا شاید راضی نباشد! و من از شنیدن آقا فهمیدم وفاداری این بزرگ زاده به همسر تمامی ندارد. آقا که گفت فهمیدم آقا سید روح الله را می گوید، آقا سید روح الله چند سال قبل به رحمت الهی رفته بود... از جایش بلند شد؛ محکم و استوار و چون بازگشت کیسه ای پلاستیکی را گرفت رو به رویم و من مات و مبهوت فقط نگاه می کردم. گفت این هم هدیه
شهیدی که "اعلامیه شهادتش" را نوشت +عکس
باشد وقتی هم که دید پدرش سراغ سعید برادر کوچک خود را می گیرد، گفت: می روم جبهه و سعید را می فرستم تا نزد شما بیاید. حجت به جبهه رفت و سعید را برگرداند. رادیو چند روزی مدام خبر از عملیات می داد و ما نگران بودیم چون هر وقت خبر عملیاتی به گوش حجت می رسید، بدون اطلاع ما می رفت و بعد از چند روز خبر می داد که جبهه است. *یکی از دو پسرِ مجردم را قبول کن باز مادر شهید نقل می کند: سال
حضور اهل کتاب در امت واحده پیامبر(ص)/ تقریب مذاهب سیاسی نیست
نیستند بعضی ها نماز شب می خوانند، بعضی از اهل کتاب امانت دارند. دین آسمانی به ما می آموزد که نباید جزئی بین و کلی گو باشیم. آنی که واقعاً دشمن اهل بیت است بگوییم بد و آنی که دوستار اهل بیت است خوب است. من جلسه ای در عربستان با معاون مفتی عربستان داشتم به او گفتم که شما چرا شیعه را مشرک می دانید؟ گفت چون اینها خدایشان علی است، قرآن شان مصحف فاطمه است، حجشان کربلا و نجف است، کعبه شان هم
مروری بر زندگی پیرغلام اهل بیت(ع) علی آهی
/> متولد 14 آبان 1307 در تهران، بازارچه پامنار، یکی از محله های قدیم و اصیل تهران بود. دارای سه فرزند پسر به نام های حسین، حسن، محمّد و سه فرزند دختر بود. تحصیلات متداول مکاتب قدیم را طی کرده و تحصیلات وی تا آستانه درس خارج بود. ادبیات عرب، منطق، فقه، اصول، تفسیر، رجال و حدیث را نزد حضرات آیات حاج سیدعلی اصغر میردامادی، حاج شیخ احمد مجتهدی، حاج سیدمحمّد ضیاءآبادی فراگرفته بود.
حاج علی آهی: ان شاءالله اهل بیت(ع) دست من را در قیامت بگیرند
علامه و غیره. از اهل بیت(ع) دو چیز می خواهم؛ اول، نابودی آمریکا و اسرائیل تسنیم: حاج آقا خواسته شما از اهل بیت (ع) چیست؟ از آقا چه چیزی می خواهید؟ من دو حاجت شخصی و عمومی دارم اول حاجت عمومی من این است که، از اهل بیت(ع) می خواهم مملکت ما را از شر آمریکا و اسراییل حفظ کنند، انشالله خدا ریشه اسراییل، آمریکا و ریشه ابرقدرت هایی که نسبت به مسلمانان نظر بد دارند را بکند
نامه تکان دهنده به یک شهید
پرستارای بیمارستان شرکت نفت رفته بودن و بی هیچ توقّعی و بدون دریافت حتّی یک ریال حقوق، به درمان مجروحین کمک می کردن و هیچ نمی گفتن ... روزهای جنگ سریع و سخت می گذشت. تمام جنگ رو تو جبهه بودی. تابستون سال61 تو عملیّات رمضان، ماشین تبلیغات سپاه آبادان رو مین رفت و تو هم با اونا بودی. رفته بودی با دوربین عکّاسی ای که توی یه کیف برزنتی کهنهء سبزرنگ همیشه همراهت بود، از صحنه های رشادت و فداکاری
روایت بازمانده خانواده ضعیف تن ها از موشکباران 30 فروردین 1367 شیراز
ها، سکینه نجاری که از آن شب فراموش نشدنی و از شهدایش اسدالله ضعیف تن همسر و ژاله ضعیف تن، ابوالقاسم و لیلا ضعیف تن فرزندانش می گوید. خانواده ضعیف تن چهار شهید را تقدیم کرده اند، برای شروع از خانواده تان بگویید. من سال 1337 ازدواج کردم. 15 سال بیشتر نداشتم که با اسدالله ضعیف تن پسر خاله ام ازدواج کردم. ایشان هشت سالی از من بزرگ تر بود، متولد 1314. اسدالله پدر و مادر نداشت، او
مرا بکشید ولی چادرم را برندارید!
باید برای آقای خمینی بریزد سال 1342، سال درگیری شدید در قم بود. ما هم ساکن قم بودیم. طیبه شش ساله بود. شعار ها و حرف هایی را که در خانه زده می شد می شنید. دور حیاط چرخ می زد و شعار می داد: خمینی عزیزم، بگو که خون بریزم / خمینی خمینی شاه به قربان تو / مملکت ولیعهد خاک زیر پای تو. من مدام می گفتم: مادر می آیند تو را می کشند. از این حرف ها نزن.از ساواک ترس داشتیم. یک بار خورد
تقدیم به آن هایی که جشن توافق هسته ای را بر پا کردند
غروب روز سیزده رجب 1327 قمری بود. وقتی به پایه ی دار نزدیک شد، برگشت و مستخدم خود را صدا زد و مهرهای خود را به او داد تا خرد کند، مبادا بعد از او به دست دشمنانش بیفتد و برای او پرونده سازی کنند. پس از آن عصا و عبایش را به میان جمعیت انداخت و روی چهارپایه رفت و قریب ده دقیقه برای مردم صحبت کرد و فرمود: خدایا، تو خودت شاهد باش که من آنچه را که باید بگویم به این مردم گفتم خدایا
گفتگویی متفاوت با مرحوم علی آهی، فقیه مداحان : زندگی مداح نباید حسرت انگیز باشد/مداحان مروج تصوف، ادبیات ...
به گزارش نامه نیوز، علی آهی از پیرغلامان اهل بیت(ع) و رئیس هیئت مدیره خانه مداحان روز گذشته به دلیل بیماری دارفانی را وداع گفت. بدون شک او را می شد فقیه مداحان نامید. پیرغلامی که سال هاست اشعار و نوحه های خود را با فقه و مکتب گره زده بود و حساسیت فراوانی نسبت به استفاده از اشعار حسینی در قالب فقه و اصول ادبی داشت. یکی از آخرین گفت وگوهای این مداح اهل بیت با ما را که در سال گذشته انجام
اهمیت و آسیب شناسی تاریخ و تاریخ نگاری از منظر امام خمینی
هایشان، آنهایی که شما وقتی که اسمش را می نویسند، می شنوید، یک تعریفی از او توی دلتان می آید، یا توی یک کتابی می بینید که نوشتند جنت مکان ، همین جنت مکانشان مردم خبیثی بودند. همان شاه عباسِ جنت مکان است که پسر خودش را کور کرد! (8) برای خاطر مملکت؛ برای خاطر جاه طلبی ... خدا می داند که ایران از این پادشاه ها چه بر او گذشته ... . (9) نکته شایان ذکر اینکه، این نوع نگاه امام به تاریخ شاهان و
من از هواپیما می ترسم
آن استان یا شهرستان خودش مداح دارد، اینها شما را دعوت می کنند تا روی مداح شهر خودشان را کم کنند. این را وقتی من خیلی کوچک بودم حاج منصور یادم داد، گفت : ببین بابا جان حواست باشد، یک وقت می شود که تو را برای شهری دعوت می کنند تا روی مداح شهر خودشان را کم کنند، مثل چند سال پیش که من را برای یک هیاتی در قم دعوت کردند، آنها یک مداحی داشتند که الان اسمش را در ذهنم نیست ولی مهم اینجاست که وقتی من شروع
بولتن تئاتر ؛ بی مهری با پژمان و استقبال از رابینسون (16فروردین)
سخن گشوده و نسبت به کسانی که وی را نابازیگر یا ستاره پوشالی قلمداد کردند با بیان چند خط نوشته ناراحتی خود را رسانه ای کرد. سلام هرچند مدتیست خبردار شدم فوتبالیست بزرگی نبودم و حالا هم فهمیدم بازیگر خوبی نیستم و صفاتی چون نابازیگر وکرم شب تاب و ستاره پوشالی و مگسی در جولانگاه سیمرغ و طعمه ای برای گول زدن و کشاندن تماشاچی به سالن های تئاتر و ... رو در سال گذشته با موفقیت وتلاش
زنی که در ادبیات فارسی تک ستاره شد +تصویر
نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش