راه و رسم مادرشوهر بودن از دیروز تا امروز - جام جم
سایر خبرها
گفتگو با پیرمرد مشهور تلگرامی کهریزک! +تصاویر
بالاخره بغضش ترکید و یک دل سیر گریه کرد. از آن به بعد توانست حرف بزند و به همین خاطر هرکس به دیدنش می آید برایش عروسک می آورد! چشم بر هم زدنی کافی است تا متوجه شویم قریب 4 ساعت است در این مجموعه قدم زده و اشک ها و لبخندهای پدربزرگ ها و مادربزرگ های دوست داشتنی را از نزدیک لمس کرده ایم. باید رفت اما هنگام خروج، غمی در چهره هر ساکن اینجا که رفتن مراجعه کننده ای را می بیند، موج می زند. شاید باید بلند فریاد می زدیم که زود باز میگردیم، سریعتر از قبل و این بار با همراهانی بیشتر، شاید با آدم هایی از جنس فرزندان شما. ...
دختران ایرانی از ازدواج گریزانند یا پسران، علت چیست؟
و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال، یک میلیون و 300 هزار مرد بالای 35سال و زن بالای 30 سال در کشور داریم که 320 هزار نفر آنها پسر و 980 هزار نفرشان دختر هستند. هرچند که زندگی و روابط انسان ها مثل این آمار خشک و بسته نیست و احتمال زیادی وجود دارد که این حدود یک میلیون دختر مجرد در فاصله سرشماری 90 تا 95 ازدواج کرده باشند، اما مسئله مهم، زنگ خطری است که به صدا درآمده است. اما چرا آمار زنان مجرد بیش
ترس عروس 13 ساله در شب حجله از داماد 31 ساله / آن شب کتک خوردم و
دهد: درخواست رابطه نامشروع داشت. وقتی موضوع را به شوهرم گفتم، کتک مفصلی زد و از خانه رفت. همان طور که حرف می زند، نگاهم به مچ دست چپش می افتد. رد بریدگی زخم کهنه ای روی آن می بینم. دلیلش را می پرسم. سهیلا رد زخم را با انگشت لمس می کند و ادامه می دهد: از زندگی خسته شده بودم و می خواستم خودم را راحت کنم. آن روز من و پسر کوچکم در خانه تنها بودیم. تیغ را برداشتم و کشیدم روی مچ
ماه عسل در گذشته فرصتی بود برای ایجاد صمیمیت، اما امروز شاید ایده ای احمقانه باشدعلیه ماه عسل
از انقلاب عشقی، کارکرد این واژگان همانند گذشته نیست. در گذشته، دو نفر در یک روز وارد کلیسا می شدند و با رابطه ای جدید، مسئولیت هایی جدید و قوانینی جدید از آنجا خارج می شدند که در آن پیمانِ عمومی تجلی یافته بود. عروسی، صرف نظر از دیگر ابعاد اخلاقی آن، بر الگوی یک قرارداد مبتنی بود و، همانند قراردادها، قابل پیگرد قانونی بود. اما، هنگامی که عشق مبنای ازدواج می شود، پیمان ها معنای دیگری می
ناگفته هایی خواندنی از زندگی و مرگ تختی
. وقتی تختی این حرف را زد من با تعجب به حسین پور نگاه کردم اما حسین پور گفت تختی دقیقا این ها را می شناسد و بی حساب حرفی نمی زند. خلاصه ما همان طور آن پول را به آن کارمند بانک تحویل دادیم که دو روز بعد رفتیم پول را گرفتیم و به سمت بوئین زهرا حرکت کردیم. دقیقا مبلغ جمع آوری شده یادم نمی آید اما به قدری زیاد بود که با آن پول می شد یک دهکده خرید. کما اینکه با پولی که جمع آوری شد و از جاهای دیگر مثل خانی
بیان سخنان تفرقه انگیز بین مسؤولان درست نیست/ قوه قضائیه قاطعانه علیه پرونده های فساد حکم دهد
فرو پاشی خانواده اشاره کرد، کم کم حیا زن در خانواده از بین می رود و این آسیب خانواده را از بین می رود. وی افزود: آسیب های بدحجابی و بی حجابی به کل خانواده می رسد بی حجابی کم کم و آهسته مصرف گرایی و مدگرایی را به وجود می آورد و به راحتی روحیه معنوی را از خانه دور می کند. خطیب جمعه رباط کریم در بخش دیگری از سخنانش خود با اشاره به قیام مردم قم در نوزدهم دی ماه، این قیام را مهم
تختی به روایت مردم: خودکشی؟ کی باور میکنه؟
آی اسپورت- 18 دی بود. یک 18 دی سرد که خبر در شهر پیچید. آن روزها که مثل حالا نبود که با اینترنت و موبایل خبر به سرعت برسد. خبرها دهان به دهان گفته می شد مثل شایعه. اما این بار شایعه نبود؛ آقا تختی در هتل آتلانتیک مرده پیدا شده بود. علی آقا در بازار تهران طلافروشی کوچکی دارد. عکس کوچکی از تختی را در کنار عکس پدرش زده است. 47 سال از مرگ تختی گذشته است اما نام و یاد او نه فقط روی خیابان ها و ورزشگاه
شب نشینی در ساحل کارون، برف بازی در گردنه های تاراز
محدوده شهری، اهواز را بر جایگاه نخست خاورمیانه در خصوص داشتن بیشترین تعداد و زیباترین پل های رودخانه ای نشانده است به ویژه اینکه بدانیم پل هلالی یا سفید، قدیمی ترین پل هلالی فلزی خاورمیانه و پل هشتم بزرگترین پل معلق خاورمیانه به حساب می آیند. مسجدسلیمان این زادگاه نفت خاورمیانه نیز هنوز حرف های بی شماری را در دل خود جای داده است که شما با هر با قدم زدن در آن با بخشی از آن ارتباط برقرار می
برخی سیاسیون یک مشت ولنگار را دور خودشان جمع کرده اند
مرد در مهمانی ها را بگیرند ایشان، اختلاط بین زن و مرد را عاملی برای فساد خانواده ها دانست و گفت: ما که داد می زنیم برادران و خواهران، بیایید یک مقدار اصول دینی و اسلامی را در مسئله عفت و حجاب رعایت کنید در داخل خانواده های خودتان، این اختلاط بین زن و مردی که حتی متأسفانه در خانواده های مذهبی هم نفوذ کرده است؛ یک خواهر با حجاب انقلابی با یک مرد بیگانه آن هم آدم متدین حرف می زند مثل
امیر آقایی:در فیلمنامه اولیه پایان نامه بازی می کنم
خورده باشد. به نظرم الان توانایی یک بازیگر حرف اول را می زند. - مقطعی که من از تئاتر وارد سینما شدم، دقیقا زمان برو بیای بازیگران با صورت های جذاب و خوشگل بود. آن زمان جلوی یک جریانی ایستادم که مثلا نروم دماغم را عمل کنم. یک دفتر سینمایی در آن دوران از من دعوت کرد. آنجا که رفتم یک آقایی نشسته بود و دستیارشان و احتمالا مدیر تولید و در کل سه چهار نفری نشسته بودند. تا من وارد دفتر شدم
هرگز فراموش نمی کنم از کجا آمده ام/ تهران و برلین را دوست دارم
به گزارش وانانیوز ، اشکان دژاگه پس از یک نیم فصل کنار نشستن در تیم العربی، این روزها در حال بررسی وضعیت خود است تا در ادامه فصل برای آینده فوتبالش تصمیم گیری کند. البته او در این باره فعلا هیچ حرفی نمی زند و این را به خواست مسئولان باشگاه العربی قطر و البته مدیر برنامه هایش عنوان می کند. اشکان دژاگه در گفت و گویی ، درباره زندگی در قطر، تیم ملی فوتبال کشورمان و حضورش در امور خیریه و
نازنین من قصه ها و غصه ها دارد
پرواز بلند یک پرنده زیبا، به آرامی لبخند زد: " من مدت هاست که آماده ام؛ آماده پرواز به سوی آن یکتا خالق مهربان که داده را می ستاند و همه را به سوی خود فرا می خواند " – برای چه گریه می کنی بی بی جان؟! – برای سال های بر باد رفته عمرم؛ به خاطر همه از دست رفتگان، عزیزان، شهیدان، جگرگوشه ها و نورچشمان و همه اسیران خاک، گریه می کنم مادرجان! تو هم روزی این عکس را بر سر مزارم می گذاری و
راز جوانی ابدی چیست ؟
، خانواده و شرایط فیزیکی ای که با آن متولد می شویم. در این میان اهمیت سن ما مثل اهمیت رنگ چشم ها یا نام پدر و مادر ما است. چه فرقی می کند که با چشم های آبی، مشکی یا قهوه ای متولد شویم؟ مهم این است که بتوانیم با آن چشم ها ببینیم. چه اهمیت دارد که نام پدر و مادر ما چه باشد؟ مهم این است که آن ها چه جور آدم هایی باشند. سن هم این گونه ساده و بی اهمیت است. مهم نیست 20 ساله باشید یا 40 ساله یا 80 ساله. سن و
فیلم های پایان هفته تلویزیون در نیمه دی ماه
موسیقی، خود را نوازنده ای با استعداد جا می زند و دانش آموز محبوب خانم راتوو معلم موسیقی می شود... . ************************************* انیمیشن سینمایی اژدهاتونو چطور آموزش بدین به کارگردانی کریس ساندرس ، جمعه 17 دی ماه ساعت 8 از شبکه دو سیما پخش خواهد شد. در این انیمیشن خواهیم دید: هیکاپ نسبت به بقیه وایکینگ ها ضعیف تر است. پدر او رییس وایکینگ هاست. وایکینگ ها مورد
چیزهایی که درباره محسن مسلمان نمی دانستید
رختکن آمدیم و چون یک سری حرف ها بین من و مهدی رحمتی رد و بدل شده بود، خیلی اعصابم به هم ریخته بود. وقتی به بازی وارد شدیم آقای ترکی گفت که به خاطر شرایط ورزشگاه و اینکه هواداران آرام بشوند از مهدی رحمتی عذرخواهی کن و البته من هم علیرغم اینکه کاری بدی نکرده بودم پیش آقای رحمتی رفتم و از اوعذرخواهی کردم؛ البته در ادامه خدا کمک کرد تا گل چهارم را بزنم. محسن مسلمان؛ سلطان نائب قهرمان ها؛ 2
جریان مرد رمال و خانم معلم در خانه شان چه بود؟
قانونی زوجه نسبت به زوج است و از سوی دیگر زوج باید شرایط زندگی مناسب را برای خانواده فراهم کند. با این حال از زن خواست اموال و دارایی های شوهرش را به دادگاه معرفی کند تا درخصوص میزان پرداخت مهریه تصمیم بگیرد. با پایان دادرسی، فیروزه جلوتر از شوهرش از دادگاه خارج شد. بسرعت پله ها را طی کرد تا هر چه زودتر به خروجی برسد و گوشی موبایلش را تحویل بگیرد. ساعتی دیگر مدرسه ها تعطیل می شدند و می توانست با دختر و پسرش حرف بزند. دلش برای بچه هایش تنگ شده بود. ایران 110 این اخبار را ار دست ندهید: ...
انتقاد اعظم طالقانی از سریال معمای شاه : حذف منتظری تحریف تاریخ است
کرمان تبعید شده بودند، من هم کنارشان بودم، می دیدم که شب تا صبح ایشان بیدار می شود، دستش را به پشتش می زند و دائم راه می رود و برای اعدام هایی که در تهران صورت می گرفت، مثنوی، قرآن و نماز می خواند. شب تا صبح ایشان در فشار بود و اصلا خواب نداشت. من از ایشان می خواستم که کتاب های تفاسیرشان را کامل کنند؛ اما ایشان به من پاسخ دادند که من باید دو تا لومینال 5 بخورم تا بتوانم یک ساعت بخوابم
ماجراهای شگفت انگیز از تماس تلفنی با مردگان!+عکس
آقای فرانک فرزندش را مدتی قبل بر اثر ابتلا به تومور مغزی از دست داده بود و همسرش نیز سه ماه قبل از طرح این ادعا بر اثر سکته قلبی درگذشته بود. اما ماجرا دقیقا چه بود؟ فرانک می گفت، بدون این که موبایلش زنگ بخورد، روی آن یک یا چند تماس بی پاسخ نقش می بست. بخش عجیب ماجرا آنجا بود که این تماس ها از خانه ای گرفته می شد که قبلا خانواده در آن زندگی می کردند اما مدت ها بعد از مرگ آن دو
زیبا، کوچک و عمیق...
با آن ارتباط برقرار کرد. می توان آن را یک داستان عاشقانه، یک داستان مادر و پسری و البته داستانی درباره انزوا و جدایی فرد از روند زندگی و دنیا تا زمانی که متوجه شود جز پیوستن به روند و مسیر زندگی هیچ راه دیگری برای پیش رفتن و ادامه زندگی وجود ندارد، دید و بر همین پایه ها نیز آن را به ارزیابی نشست. درواقع مهم ترین نکته درباره فیلم مهتاب ساخته بری جنکینز این است که این فیلم در سطوح مختلفی تماشاگرش
مرد روزهای سخت سینما
گروه سینما و تلویزیون: دلم می خواهد از اقیانوس جنگ حرف بزنم؛ از بچه هایی که نگفتند به ما ربطی ندارند، نگفتند اگر اسلحه فلان جور باشد نمی جنگیم، نگفتند اینها جنگ بزرگ هاست، دیدند ناموس این مملکت در خطر است و جنگیدند . این جملات را ابراهیم حاتمی کیا وقتی چند سال پیش در برنامه پارک ملت، بغضش ترکید بر زبان آورد. چند سال بعد ابراهیم حاتمی کیا در برنامه هفت کارگردانانی را که دغدغه های سینمای متعهد را
دیدار صمیمی نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی با خانواده شهید یعقوب پور
به گزارش ذاکرنیوز از بیرجند ، تلاش داشتم زودتر از همه خود را به خانه اش برسانم. زنگ خانه را زدم و درب خانه باز شد. خانم خانه با مهربانی و رویی باز به من خوشامد گفت. رزمنده داستان من روی مبل با لبخندی بر لب نشسته بود، وارد خانه شدم به او سلام کردم با مهربانی به من خوشامد گفت. او می گفت مهمان حبیب خداست از شما خیلی ممنونم به خانه من آمدید خداوند مهمان را خیلی دوست دارد من هم به عنوان
طعم شهادت را قبلا چشیده بود/وضع مالی اش خوب بود اما خدا را می خواست
همسرگرانقدر این شهید بزرگوار را می خوانید. از ویژگی های اخلاقی همسرمی گویید؟ شجاع بود و سیاستمدار. در خانه خیلی با بچه ها مهربان بود. به خانواده خیلی احترام می گذاشت و اهمیت می داد. زمانی که بحث رفتن به سوریه را مطرح کردن چه واکنشی داشتید؟ خیلی خوشحال بودم که همسرم می خواهد به سوریه برود.باعث افتخارم بود و حتی یک بار هم مخالفت نکردم. خاطره ای از
بزرگداشت تکمیل همایون؛ سپاس از مورخ جامعه شناس
چشمش می گذاشت، اما سه بار گریه کرد. یک بار همین موقع بود که این مدیر حرف ناجوری زده بود. او دلش شکست. بعدازظهر 28 مرداد هم در خیابان آشیخ هادی بودیم؛ یخچال خانه مصدق را کسی به کولش گرفته بود، مستراح فرنگی خانه اش هم دست کسی دیگر بود. پدر من که دید گریه کرد و گفت یک روز خانه شاه را هم همین طور می کنند و ما زنده بودیم و دیدیم که این اتفاق افتاد. آن روز هم گریه کرد و بار آخر در فوت مادرم.
پاسخ شاه پور لطفی به مطلب اعتراضی به عملکرد اسماعیل دوستی در انتخابات مجلس سال قبل
شاه پور لطفی/ میرملاس: اندر احوالات خلق، راندن اهانت است به تنبور و به حلق، رواج نصیحت های نابه جا و کنار زدن پرده های احترام و به ابهام فرو در خفتن روشنی در سیاهی بازی های سیاست، کوشش و پویشی نادل پسند و خردسوز. در خوانش نصیحتی از آقای سینا قلندری، همشهری نادیده ام در تارنمای نشریه ی بلوطستان، نکاتی چند [...] شاه پور لطفی/ میرملاس: اندر احوالات خلق، راندن اهانت است به تنبور و به حلق، رواج نصیحت های نابه جا و کنار زدن پرده های احترام و به ابهام فرو در خفتن روشنی در سیاهی بازی های سیاست، کوشش و پویشی نادل پسند و خردسوز. در خوانش نصیحتی از آقای سینا قلندری، همشهری نادیده ام در تارنمای نشریه ی بلوطستان، نکاتی چند را خاطر نشان خواهم کرد، باشد که بر نهاده ای نو باشد در ملغمه سیاسی این شهر، خاصه نسل نواندیش و کتاب خوان! نسلی که نبایستی به سهو کلاه بپذیرد بر سروری سرش ، نسلی که پرسش گرانه پاسخ می خواهد بابت حق و حقوقش بابت کمی ها و کاستی ها ... جناب قلندری، قلندر باید شب بیدار باشد، تا خفاش در شمایل بختک به او شبیخون نزند. اما شما قدری بی تجربه، قدری به دور از تحلیل، پیرو یک خبر، در یک واکنش احساسی، شوریده اید، بدون دانستن این نکته که بازی قاعده ای دارد. آیا در آن منبر خطابه ای که نشسته اید مشخص است تخصص شما چیست ؟ نصیحت و مواخذه آقای دوستی کار قشنگی نبود و آن هم با درپیچیدن خانواده اش به چنین لفاظی و لفافه ای این حقیر به عنوان یک شهروند از چنین نگرش هایی خلیده خاطر می شوم. آیا وقت آن نرسیده است که نسلی تازه نفس، با اعتماد به نفس، با بینش و کنش مناسب و هم بسته، بازیگران سنتی سیاسی این شهر را مورد مداقه و نقد قرار دهد ؟ شهری که در چنپره نفوذ و نفاذ عده ای ویژه خواه دست به دست می شود و در این میان مردم انگار در گهواره ای مورد نغمه و نوازش اند و خوابشان بهترین اتفاق ! وقت آن است ضمن نه خسته ای به کنش گران سنتی فرسوده این دیار با تحلیل های درست ، آنها را دعوت به بازنشستگی کنیم. تا این شبانه آزگار بی تکان و تحرک خانه خراب کن، قطع شود . فعالانی که -هر چند کارنامه شان را با تخفیف هم می خوانیم-قابل دفاع نیستند ! اتفاق را از این جا مورد بازخوانی قرار می دهم؛ نهادن انگشت اتهام بر آقای دوستی در حمایت از ملکشاهی، در چرایی این تصمیم توضیح روشنی موجود است . در 4 سال اول حضور کُت پر ملکشاهی در فضای سیاسی این شهر، اقبال اصلاح طلبان به ایشان در آن روزها ، روزهای خزانی و برگ ریز طیف اصلاح طلب ، هدف گشایش راهی بود در بن بست ها، بنابراین ملکشاهی شد گزینه ی ناگزیر و شانس از این بلیغ تر دَرِ خانه ی کسی را نمی زند . اما در این دوره ، ملکشاهی بود به اضافه ی مهره های دست چندم به اصطلاح طلب و در این بازه، باز واقع گرایانه ترین گزینش ملکشاهی بود. حال از سر سیاست یا از سر ناچاری! همان گونه که بر آفتاب شد جریان موسوم به اصلاحات در بازی دادن به مهره های چراغ خاموش دچار اشتباه شد! و نتوانست اکثریت مجلس را تصاحب کند . بد رو دستی خوردند و کسی مثل محمدرضا عارف در مجلس به کُنج انزوا و گوشه نشینی کشیده شد! و چنین تدبیری امید را به اردوگاه اصول گرایان آورد و دیدیم آن روزها، غیبت اجباری اصلاح طلبان، اصول گرایان یکه تازی ها می کردند و بدون رقیب در درون دچار زوایه شدند اما با حضور مبهم این دوره اصلاح طلبان و با دمیدن در بوق و کرنا موجبات نزدیک شدن اصول گرایان به هم را فراهم ساختند در دوره ی اخیر باز هم انتخاب مناسب بازی با مهره های به اصطلاح معتدل بود و در حوزه ی کوهدشت می بینیم که سمت گیری آقای دوستی قرین به واقع است تا آن دوستانی که مردم را به سمت توهم کشاندند و در جریان شیشه شکستن ها، توان مطالبه گری مردم را هزینه و هدر دادند، بدون دست آوری برای مردم ! علم روان کاوی می گوید : خشم توان مطالبه گری دُرست را زایل می کند و انگشت توهم را متوجه فاعلان می کند ! وقت آن است که به تحلیل های درست بپردازیم و تن بزنیم از گمانه و حدسیاتی بر پایه و مایه ی شایعه و شنیده! من نه مدافع آقای دوستی ام و نه ایشان را حتی از نزدیک دیده ام ! اما بریدن ایشان از جریان بی راهه پوی اصلاح طلبی کوهدشت می تواند کلید و بزنگاه مناسبی باشد برای گذار نسل نواندیش از دوستانی که با فتار و شاکله ی ذهنی و سیاسی شان ، رقابت از جنس بدوی و قوم و قبیله ای است. دوستانی که متاسفانه از دور به شدت ویژه خواه به نظر می رسند و منافع احتمالی اصلاح طلبی را در شهرستان و استان به سود خود مصادره کرده اند ! و تمام هنرشان درگیر طردها و چینش هاست . بدون رعایت حقوق شهروندی، بدون در نظر گرفتن هیچ حرمتی. تراز آنها فقط سینه چاک بودن است، در خط بودن است و دیگر هیچ . در واکاوی کارنامه این دوستان متوجه می شویم که نه دوراندیشی بلدند، نه سیاست، نه حرمتِ حُریت معلم را نگه می دارند و نه مردم بجز در بزنگاه انتخابات در ذهنشان نیمکتی برای نشستن دارند! قلندرها باید بیدار باشند! عدم آگاهی از پیشینه ها، خدایی ناکرده می تواند جوانان جویای نام را گرفتار بازی کند در این نصیحت نامه آقای قلندری روشن نیست که ایشان سمت مردم ایستاده اند یا سمت آن دوستان – این ورطه گرداب ها حایلی است ناآشنا در آن غوطه نخورید ! دوستانی که موقع شناس نبودند و همیشه از بشقاب اصلاح طلبی لقمه برگرفتند و دست مردم را خالی گذاشتند از خرمای نفت ! جناب آقای قلندری در کشور ما هنوز هیچ حزبی وجود ندارد و جریان هایی که به راحتی متولد می شوند تعریفشان جناح است شایسته است قدری با چهارچوب های اولیه ی علوم سیاسی آشنایی داشته باشید تا احساستتان شما را به بن بست نکشاند و نهایتاً سر به بیابان نگذارید ! ما بر پایه همان استدلال ، بعنوان اصلاح طلب از آقای ملکشاهی حمایت کردیم و امروز نیز علی رغم برخی مسائل باز بر تصمیم خویش صحه می گذاریم و با وجود داشتن نقد بر ایشان (عدم بازگشایی دفتر ارتباطات مردمی، عدم ارتباط با رسانه های بومی و ...) برای تن زدن از شائبه ی تخریب این مقال را می گذاریم تا قال دیگر ... نکند برخی آن را بد تعبیر و تفسیر کنند، اما قول می دهم در زمان مناسب به صورتی استخوان دار ملکشاهی را نیز به بوته ی نقد بکشانیم. چرا که نسل امروز نبایستی فکر کند ماشین لنگی را هول داده و دستش بر هیچ بندی بند نیست ! ملکشاهی به هوش باشد ! به گوش باشد! به عنوان شخصی میانه رو نبایستی کنش هایش سبب رواج ناروایی های این چنینی و رها شدن تیر طعنه به سمت اصلاح طلبان همراه خویش شود. به هوش باشد! اگر فعالان سیاسی اصلاح طلب این دیار دست از حمایت ایشان بکشند مهره ی استخوان داری در حول ایشان یافت می نمی شود . ایشان باید تن بزند از پویه در ریل های 4 سال قبل و با فعالان سیاسی بومی در سمت گیری هایش مشاوره کند؛ تک روی منافات دارد با اعتدال. معتدل بودن فقط در حد حرف و شعار که پذیرفتنی نیست ! به زعم راقم این سطور سمت گیری جدید آقای ملکشاهی اعتراضی است به دولت. دولتی که مدیرانش در این استان، مهره ی دست همان دوستانی شده اند که سخت سرگرم خویش اند ، متخصصان گره افکنی بدون داشتن ناخن گره گشایی! دوستانی که به واسطه یدک کش های قابل رویت خود را به دولت اصلاحات سنجاق کرده اند و افعالشان بیرقی است از عدم دوراندیشی از کج فهمی دست کِرخت و بی ترحمشان دارد عروسک گردانی می کند . کنش هایی که موجب عدم یک دستی جریان اصلاحات در این دیار شده است. بعنوان مثال: قلع و قمع های آنها در آموزش و پرورش سرشار بود از غرض ورزی و آلودن فرهنگیان به صفاتی چون جاه طلبی، رقابت کورکورانه و ... همین نگرش و کنش های از سرلج، ملکشاهی را نیز به بیراهه زور زدن برای مقابله با چینش های دل بخواه آنها کرده است فقط همین! به دور از دغدغه ی مردم و به این ترتیب مجال را از خود و ملکشاهی ستانده اند تا شاید محض رضای خدا، از سر اتفاق گامی برداشته شود برای فقر و بیکاری. آیا بیراهه تر از این راهی می شناسید ؟ دوستان اهل رسانه می توانند به این روند مدد رسانند و به راحتی ملکشاهی را هول دهند تا بی خیال مردم شود هشت سال بر کار بودن می تواند عطش را سیراب کرده باشد! به دور از دُوراندیشی با حالتی تهاجمی و هُمالی ای تمام عیار هم انرژی ملکشاهی و هم زور و کوپن خویش را به بیراهه کشانده اند. آیا شایسته است کانون تعلیم و تربیت را به بزنگاه تسویه حساب های احساسی و شخصی تبدیل کنند؟ ملکشاهی به هوش باشد! بازی این آقایان در آن جهت است تا فریضه خویش را اثبات کنند که شما کلاه سر اصلاح طلبان گذاشته اید در تبرئه ی خود بکوشید. کما اینکه با تکیه بر قرائن و نگاهی به معمول شدن دو دوره پشت هم توفیق در ریاست جمهوری احتمالاً آقای روحانی 4 سال آینده نیز بر کرسی تکیه خواهند زد . زاویه گرفتن با دولت می تواند شما را به علی امامی راد دیگری تبدیل کند . و در پایان چند نکته را متذکر می شوم تا خدایی ناکرده نسل نواندیش در دام بازی دستان نامریی گرفتار نشود: قلندرها بیدار باشند! یکی از کیفیت های این دوستان استفاده از اهالی رسانه است و حساسیت و موجودیت این امکان را درک کرده اند. من و شمای روزنامه نگار دستمان به کجا بند است، در تحصیل معیشت و دفاع از امنیت روانی و شغلی خود ، چه تعریفی داریم؟ خام دستانه برای خود داستان ساز نشوید ما آزموده ایم در طبله ی اینان دوایی نیست! شتاب زده قضاوت نکنیم، ناسخته و ناسنجیده دُرشت نگوییم، کودکان دیار ما همچون کودکان داعشی که اسلحه در دست دارند با بازی سیاست بزرگ می شوند و زبانشان پُر است از مَتَل و مَتَلک و اما ... منبع: بلوطستان درج شده توسط : مدیریت خبر میرملاس ...
تشبیه مجلس به پارک لاله/ انتقاد شدید نایب رئیس مجلس به 10 درصد پزشکان/ اعلام آمار سرقت اولی ها!
پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی با اشاره به اظهارات اخیر وزیر ارشاد در رابطه با دانشجویان انقلابی، گفت: بعد این اینکه وزیر ارشاد به دانشجویان انقلابی برچسب فرقان زد را با بنده در مجلس به وی تذکر دادم و نسبت به این اظهارات اعتراض کرده و از وی خواستم تا از تمامی دانشجویان مخصوصا اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان عذرخواهی کند.وی ادامه داد: پس از این اعتراضات، اخیرا آقای نوش آبادی از
ثقه الاسلام سمبل مشروطه است
خواستند تا تبریز را ترک کنند و به دست دشمن نیفتند . همان شب هم همه مجاهدان در خانه ایشان جمع شدند و شام را در محضر آقا خوردند و راهی خاک عثمانی شدند . شما دقت کنید که در روز شهادت ثقه الاسلام ، تبریز از مجاهدین خالی بود. فقط مردم عادی بودند و همین بود که کنسول وقت روس، میلر میدان داری می کرد. آنها ثقه الاسلام را می شناختند که گفتند یا امضای سند آغاز جنگ توسط تبریزی ها یا مرگ. امضا نکردن آن
این ربات در خانه گشت زنی می کند و به شما لبخند می زند +عکس
از دستگاه های متصل به اینترت در خانه را کنترل کند. Kuri قابلیت تشخیص چهره افراد را نیز دارد تا بتواند پاسخ هایی مورد نظر خود را متناسب با محیط تنظیم کند و در صورت نیاز با چشمان خود لبخند بزند. Kuri قابلیت حرف زدن ندارد اما می تواند پادکست و موسیقی پخش کرده و داستان تعریف کند. این ربات در ناحیه سینه دارای چراغ های LED است که قابلیت تغییر رنگ دارند. سیستم تشخیص صدای Kuri هم چنان
تقویم های سنتی را چگونه بخوانیم و بفهمیم!
مقدمه شاید بشود گفت در میان علوم قدیمه طبیعی و ریاضی، در هیچ دانشی به اندازه طب و نجوم، کتاب و رساله برجای نمانده است. اهمیت طب، به دلیل نیاز جسمی فوق العاده بشر به آن است، و اما نجوم، فواید بیشماری داشته، و از هر جهت می توانسته است برای بشر سودمند و مسکن روحی و جسمی او باشد. حس نیاز عمیق آدمی به شناخت آسمانها، اهمیت نجوم در زندگی روزانه، از کشاورزی گرفته تا امر خراج و جز آن، ترتیب روزها و شب ها و اعیاد و تقویم و صدها فایده دیگر، تنها
دوستی، رقابت یا دوری
می شود و به ارتباطات ماشینی رو می آورد. به همین دلیل، کسانی که به نسل پیشین تعلق دارند و کمتر توانسته اند توانایی و تسلط خود را بر شبکه های ارتباطی گسترش دهند، احساس فاصله بیشتری با نسل جدید می کنند. این نسل، وقتی رابطه ای مثل عروس و مادرشوهر داشته باشند، به ازای هر 10 سال گویی 50 سال از هم دور هستند و برقراری ارتباط برای آنها سخت تر می شود. تقی پور می گوید: عروس و مادرشوهر
آزاد شد تا بندگی اش را تمام کند
، چه حرفی زده است.حاج آقا مکث طولانی کرد و سرش را بلند. گفت: اگر من دستم به جایی بند بود قول می دهم دستت را بگیرم، ولی تو هم اگر دستت به جایی بند بود قول بده دست مرا بگیری. همین حرف زندگی مرد را زیر و رو کرد. می دانست خودخواهی، سیر و سلوک را متوقف می کند! اهل محل و فامیل، روضه هفتگی داشتند. گاهی توی یک هفته 20 مجلس روضه هفتگی برگزار می شد که بعضی عمومی بود و بعضی برای اعضای خانواده. افتخارش، روضه