بازگشت های باورنکردنی به آغوش خانواده - شفاف
سایر منابع:
سایر خبرها
دختر جوان پول پدر را بالا کشید/ 6 میلیارد پول در اختیار دختر فراری
مهسا، دختر جوانی که 6 میلیارد تومان پول پدرش در حسابش بود و قصد ازدواج با پسر مورد علاقه اش را داشت از خانه فرار کرد. دو هفته قبل پدر و مادر دختر جوان به دادسرای امور جنایی تهران مراجعه و اعلام کردند دخترشان از منزل فرار کرده است. پدر مهسا در اظهاراتش به محمد مهدی مرشدلو؛ بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران گفت: دخترم مهسا قصد ازدواج با پسری را داشت اما من و مادرش مخالف ازدواج او با
اشک های دختر بچه ای معصوم به نام ساناز در دادگاه طلاق!
. پدر و مادر ساناز 20 سال پیش به طور سنتی با هم ازدواج کرده بودند. هر دو از خانواده های آبرومند طبقه متوسط بودند. اما یک سال بعد از ازدواج متوجه اختلاف در روحیات و سلایق هم شدند. با این حال زن و شوهر جوان سعی کردند همدیگر را درک کنند و به اختلافات دامن نزنند. در آن سال ها پدر ساناز مسئول خرید چند رستوران درمنطقه فرحزاد بود و با وانتی که داشت برای مشتریانش خرید می کرد. تا اینکه تصادف کرد و
دختر بچه روسی بدون لب و چانه+ تصاویر
بچه سه ساله را بازسازی کنند. پیشتر، اقوام این خانواده به پلیس اطلاع داده بودند که پدر و مادرش، دهان فرزندشان را مورد آسیب قرار داده اند، اما این زوج با مراجعه به اداره پلیس مجبور به ارائه برخی توضیحات شدند. آنها به پلیس گفتند که دارینا فاقد لب است و دهان او به طور مداوم باز و خون آلود باقی می ماند. پدر و مادر این دختر، او را همه جا با خود می برند و در برابر بی مهری های
رهایی دختر نوجوان از قصاص
جسد توسط یک زن ودختر بود به مأموران گفت: امروز مادر و دختری را که خانه شان کمی دورتر از اینجاست، دیدم که جسد را در کوچه انداختند و فرار کردند. من آنها را می شناسم. نام آن دختر زهراست و 15 سال دارد. بدین ترتیب مادر و دختر دستگیرشده و در بازجویی های ابتدایی به قتل اعتراف کردند. زهرا گفت: مدتی قبل با پسری دوست شده بودم و می خواستم با او ازدواج کنم اما پدرم مخالفت کرد، برای همین نقشه قتلش
واشقانی از لحظات ناب برادری در زیر پای مادر می گوید
خلیل رابطه محکم برادری دارند که شاید الان در خیلی از خانواده ها دیده نشود و زیاد ملموس نباشد، چراکه هستند برادرهایی که سال به سال همدیگر را نمی بینند و با هم رابطه ای ندارند. وی ادامه داد: زیر پای مادر در واقع می خواهد در بخش خانواده، عشق به خانواده و برادری فرهنگ سازی کند. اینجا کلمه برادر فقط یک کلمه نیست، بلکه حس عجیب و غریبی است که اگر به درستی تعریف شود، دو برادر می توانند در تمام
پسری که دختر شد و خود را به نابودی کشاند
مادرش را می پوشید. از آن روزها برایم می گوید: 31 ساله هستم اما تمام دوران کودکی ام را لحظه به لحظه به یاد دارم. در یک خانواده پر جمعیت بزرگ شدم. خانواده ای با سه دختر و پنج پسر . البته حالا چهار خواهر و چهار برادر هستیم. اشرف برخوردار مادر سایه حرف های دخترش را تکمیل می کند: همه پسرانم حتی در کودکی دوست داشتند تکیه گاه باشند، هم برای من و هم برای خواهران شان اما محمد هیچ وقت
دختری که پدرش را کشت از قصاص گریخت
جسد توسط یک زن ودختر بود به مأموران گفت: امروز مادر و دختری را که خانه شان کمی دورتر از اینجاست، دیدم که جسد را در کوچه انداختند و فرار کردند. من آنها را می شناسم. نام آن دختر زهراست و 15 سال دارد. بدین ترتیب مادر و دختر دستگیرشده و در بازجویی های ابتدایی به قتل اعتراف کردند. زهرا گفت: مدتی قبل با پسری دوست شده بودم و می خواستم با او ازدواج کنم اما پدرم مخالفت کرد، برای همین نقشه قتلش
آرزومندان شهادت
گلوله به قلب و سر و صورت علی جواد و حمید و مهدیه خورد. فرامرز هراتی ، عموی مهدیه است؛ مهدیه هراتی، زن 32ساله ای است که چهارشنبه در سالن انتظار ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی هدف گلوله گروه تروریستی قرار گرفت. عمو، در خانه برادر است. پدر مهدیه داغدار دخترش است و انتظار پیکر مهدیه را می کشد: یک روز قبل از حادثه، مهدیه همراه با مادر و برادرش به تهران می روند. برادر مهدیه بیمار بود و بعد از ظهر
مامور فداکار زندگی بخشید +عکس
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از جام جم، روح الله آغوشانی 38 ساله صاحب دختر 15 ساله و دو پسر 9 و دو ساله بود. او که یکی از ماموران انتظامی تهران بزرگ است، اوایل خرداد امسال همراه همسر و سه فرزندش برای دیدار با خانواده اش به شهرستان رفته بود. آنها صبح روز 4 خرداد در حال بازگشت به تهران بودند که خودروی تیبای آنها در جاده سمنان دامغان واژگون شد. همسر 35 ساله او به نام خدیجه و دختر 15
میهمان ویژه میهمانی خدا
کردن و گرفتن دست نیازمندان در این ماه لذت بیشتری دارد. 5 سال قبل بود که او را عروس کردیم. هیچ گاه آن روز را فراموش نمی کنم. آرزوی دیدن او را در لباس سفید عروسی داشتیم. همسرش در مرکز بهداشت کار می کرد و بعد از عروسی زندگی شان را در روستای احمد آباد آستانه از توابع تربت حیدریه آغاز کردند. همیشه با من و پدرش در تماس بود و یک سال بعد خدا سوگند را به آنها داد. دختر شیرین و دوست داشتنی که معنی تازه ای به
کثیف ترین پرونده هفته / ناگفته های باور نکردنی یک دختر در کلانتری
ثریا دختری 24 ساله دیپلمه ای است که با مراجعه به واحد کلانتری یکی از شهرستان های گلستان زندگی و مشکلات خود را مطرح کرده است. به گزرش گروه رکنا، او می گوید: پدرم اعتیاد داشت و من از همان بچگی شاهد دعواهای مکرر پدر و مادرم بودم. او مشروب مصرف می کرد و آنقدر مادرم را می زد که بر اثر مشت و لگد از هوش می رفت. مادر ثریا برای خرج و مخارج ما در خانه های مردم کار می کرد و به سختی پول در
خیلی زود برمی گردد
تحویل نگهبان دهد. زهرا گوشی را گرفت و شروع کرد صدا کردن مادرش؛ ماما... ماما مادر هم از این سوی خط هی قربان صدقه ی دخترش می رفت. زهرا صدای مادرش را که شنید آرام شد. مادر با زبان کودکانه به زهرا می گفت که گریه نکند، خواهرش را اذیت نکند که گلوله ها بی هوا آمدند. مادر می غلتید در خونش و انگار هنوز گوشی را چسبانده بود به گوشش و می گفت؛ خیلی زود برمی گردد. خیلی زود. پ.ن: این داستان واقعی نیست هرچند هر روز در جایی از کره ی زمین اتفاق میفتد.
"نجات سنجاب شاعر" و دو یادداشت دیگر
است. سلوا دوت پسر نوجوانی است که سال ها پیش به خاطر جنگ، به همراه خانواده اش مجبور به مهاجرت از سودان شده است، اما هرگز وطن و مردمش را فراموش نکرده و حالا بعد از گذشت سالیان طولانی موفق شده است پروژه ی بزرگ کمک به سودان را عملی سازد. از طرف دیگر نی آ دختر نوجوانی است که به خاطر نبود آب آشامیدنی در محل زندگی شان، هر روز ساعت ها در صحرا راه می رود تا به آب برسد. مشکل نی آ
شوهرم در نبود پسرم 3 بار عروسمان را مورد آزار قرار داد!
خان را به دلیل تجاوز به عروسشان کشته است. وی افزود: همسرش به اعضای خانواده احترام نمی گذاشت و با تمام آنها بدرفتاری می کرده است. این زن در بازجویی اذعان داشت همسرش طی 3 ماه اخیر که پسرش از خانه دور بوده 3 بار عروسشان را مورد تجاوز قرار داده بود. پسر این خانواده اذعان داشت از تجاوز پدرش به همسر خود اطلاع داشته، اما فقط به احترام پدر و مادر نتوانسته وی را به قتل برساند، اما وی که سرباز
هیچ چیزی نیست ، جمله ای که جان دختر 31 ساله را در بیمارستان گرفت/ پزشکان مائده تنها دختر خانواده را از ...
مائده ذاکری بانوی 31 ساله با برادر و مادر به بیمارستان آیت الله کاشانی خزانه می روند . تنگی نفس ، بی حالی و سر درد نفس کشیدن را برای این دختر سخت کرده بود. پزشک اورژانس او را معاینه می کند و با اطمینان گفت چیزی نیست، یک آبله مرغان عادی است. اما این پزشک نمی دانست که چه بلای با این حرف خود بر سر خانواده این دختر می آورد. یک روز بعد بیمار تنگی نفسش شدیدتر می شود که به سختی تنفس می کشد تا جای
دختر رهاشده با لباس بافتنی در خیابان کاخ تهران / در سال 1341 من را به شیرخوارگاه آمنه دادند
اینکه نامادری اش در 18 رمضان سال 89 از او می خواهد که فورا خودش را به شهر انزلی برساند. شهری که در آن زمان ، مادرش در آنجا ساکن بوده است. سوسن از تهران سفری را به سمت انزلی شروع می کند سفری که همانند هیچ دیگری برای او نبود.در خانه ی مادر، قبل از اذان مغرب در آن روزهای روزه داری، مادر به او می گوید که هرگز دختر او نبوده است و او را از شیرخوارگاه به نزد خودش آورده است. سوسن به یک باره خودش
پدر و مادر قاتل ستایش: فقط اعدامش نکنند
رنگ نشسته و بی آنکه حرف بزند فقط همه چیز را تماشا می کند. مادر امیر (قاتل ستایش) همان چادر مشکی براقی را پوشیده که یک هفته بعد از حادثه در گفت وگوی تصویری اش با یکی از خبرگزاری ها پوشیده بود. حالا که یک سال و خرده ای از حادثه می گذرد باز هم همان اشک ها و همان حرف ها. مادر می گوید: این دستبندهای آهنی که به دست هایش بسته اند را می بینید؟ پلاستیکی اش را توی خانه داشت و باهاش دزد و پلیس بازی می کرد
روایت یک روز پرالتهاب در ماه عسل/ وقتی کودک 13 ماهه ناجی مادر می شود!
قاب ماه عسل حضور پیدا کرد. دکتر لیاقت در خصوص این اتفاق گفت: بعد از تصادف، خانواده ساجد از طریق آشنایی که داشتند، با من تماس گرفتند و من به آنها گفتم که فقط شش ساعت بعد از این حادثه می توانم عمل کنم. بیشتر از شش ساعت نمی شود. وی ادامه داد: زمانی که فهمیدم کودک 13 ماهه است، هیجان زده شدم. تا حالا بچه 13 ماهه نداشتیم اما به آینده او فکر کردم و به آنها پذیرش دادم و بعد از این
میزان موفقیت ivf، بستگی به چه چیزهایی دارد؟
با حل مشکل نازایی 13 ساله در مرکز درمان ناباروری قفقاز جهاد دانشگاهی اردبیل، زوجی صاحب فرزند دوقلوی دختر شدند. دکتر الهام فیروزی پزشک معالج زوج با اعلام این خبر افزود: پدر و مادر فاطمه و زهرا ، نخستین بار در سال 1393 به مرکز درمان ناباروری جهاد دانشگاهی مراجعه کرده بودند که پس از انجام معاینات لازم، روشIVF به این زوج پیشنهاد شد که با لطف خداوند در اولین مرتبه نتیجه درمان مثبت شد.
شهادت یک بانوی لرستانی دیگر حادثه تروریستی مجلس را تاییدکرد
تروریستی شهید می شوند. نماینده خرم آباد در مجلس شورای اسلامی عنوان داشت: ما شامگاه چهارشنبه به همراه همسرم برای ابراز همدردی و روحیه دادن به مادر این بانوی شهیده دیداری داشتیم و به مادرش گفتم که تقدیر حق براین بوده است که دختر شما به تهران بیاد و به شهادت برسد. این بانوی شهیده لرستانی دارای 32 سال سن و مدرس دانشگاه علمی کاربردی لرستان بوده است. بیرانوند گفت: در حال حاضر
خواستگاری و عروسی در اقوام ترکمن
، دختری را برای زندگی مشترک خود می پسندد و بعد دختر و خانواده او تحقیق می کند و در ادامه چند تن از بانوان فامیل نزدیک پسر که بیشتر مادر، خواهر، عمه و یا خاله او هستند به خانه خانواده دختر می روند. سرگروه خواستگار در خانه خانواده دختر پس از پذیرایی شدن ،می گویند که 'گلمه دیکدن خبر آل دییپ دیرلار' خوب، بفرمایید، چه خبر؟ و صاحب خانه با شنیدن خبر خواستگاری با خنده می گوید: 'اگر خدا قسمت کند
ارادت خاصی به مادرش زهرا(س) داشت/ بازگشت پیکرش غم نبودنش را تسکین می دهد
احترام گذاشتن جواد به خانواده همسر این چنین بازگو کرد: همسر جواد خواهر شهید بود و پدرش سال ها قبل به رحمت خدا رفته بود؛ جواد احترام بسیاری به مادر همسرش می گذاشت و می گفت خانواده باید در رفاه باشند و مرد خانه باید خدمت گذاری کند زیرا پشت جبهه باید محکم باشد. و امروز چگونه خبر شهادت پدر را به دختر پنج ساله اش می توان گفت، دختری که شیرین زبان پدر بود و باور نبود پدر برایش بسیار سخت و طاقت
التماس های دختر 7 ساله در مخفیگاه شیطان
کردند. پدر این کودک به بازپرس ایوب ابراهیمیان گفت: چند هفته ای بود که دخترم گوشه گیر شده بود و زیاد حرف نمی زد. وقتی درباره علت تغییر رفتارش پرسیدم، پاسخ درستی نداد و فقط گریه کرد. چند روز پیش مادر یکی از همکلاسی هایش به خانه مان آمد و به ما اطلاع داد دخترم از سوی مردی جوان تهدید شده و احتمال می دهد او بلایی بر سر دخترمان آورده باشد. زمانی که با این زن حرف زدم، متوجه شدم دخترم به
سقوط مرگبار دختر جوان از پشت بام
تا این که میترا از مشکلات خود و خانواده اش گفت. او خواستگار داشت و مادرش اصرار داشت که دخترش با همان پسر ازدواج کند اما میترا مخالف این ازدواج بود. این رابطه ادامه داشت تا این که شنبه گذشته به دنبال میترا رفتم. او می خواست به خانه خاله اش برود اما خاله اش خانه نبود. برای همین ما در خیابان ها پرسه می زدیم. ساعتی از شب گذشته بود که تصمیم گرفتم میترا را به خانه خودمان ببرم. آن شب
مجری به خانه بر می گردیم و دخترش میهمان شبکه کودک می شوند
. پس از آن با اجرا در شبکه 2 در کنار مرحوم فریورکیان برنامه برپا برپا را اجرا کرد و از سال 81 مجری برنامه به خانه برمی گردیم بوده است. گفتنی است امینیان در همه اجرا های تلویزیونی و همچنین در عرصه های مختلف زندگی شخصی اش خارج از قاب دوربین سیما نیز از چادر به عنوان پوشش خود استفاده می کند. همچنین امینیان همسر علیرضا کنگرلو مجری رادیو می باشد که ثمره این ازدواج یا همان باران کنگرلو در
مادر 25 ساله اصلاندوزی سه قلو زایید+عکس
به گزارش خبرنگار ارس تبار ،نوزادان بدنیا آمده از این مادر 25 ساله شامل سه دختر به روش سزارین در بیمارستان طالقانی تبریز متولد شدند که بین یک تا دو کیلو وزن دارند. صبوری پدر سه قلوها حال عمومی نوزادان را بسیار عالی و رضایتبخش اعلام کرد و گفت:مادر این نوزادان در نخستین زایمان خود یک دختر بدنیا آورده بود که اکنون 4 سال سن دارد. گفتنی است،سه قلوها به اسم های آی نور، سما و اسما نامگذاری شده اند. انتهای پیام/
ضبط یک سریال درام در باغ عروسی/ رویارویی اشکان و آتنه پس از 20 سال
زندگی شخصی اشکان می افتد که تا به حال برای من رخ نداده است و من در این بین تنها کاری که کردم سعی کردم خود را به اشکان و اشکان را نیز به خودم نزدیک کنم و از این طریق رابطه ای دو طرفه بین خودم و او بوجود آورم. از این طریق تمام تلاشم را به کار بستم تا اتفاقی که قرار است مقابل دوربین بیفتد، باورپذیر باشد و رابطه واقعی بین پسر و پدر، پسر و مادر و ... را به خوبی بازی کنم و مطمئنم با هدایت بهرنگ توفیقی و
افزایش 120 درصدی آمار کودکان کار در خیابان های اصفهان
سازمان بهزیستی استان اصفهان با ابراز نگرانی از افزایش آمار کودکان کار ایرانی، خاطرنشان کرد: مردم ایران نسبت به کودکان ترحم دارند و وقتی کودکی را در حال کار و دستفروشی می بینند تحت تاثیر قرار گرفته و به آنها کمک می کنند و همین دلیلی بر افزایش تعداد کودکان کار ایرانی است. وی گفت: کار کردن کودکان علل مختلفی دارد که از آن جمله می توان به فقر فرهنگی و فقر مالی خانواده ها و در برخی موارد بیماری پدر و
کمپین طاقت برای بچه های طلاق
بالایی بودند. به عبارت دیگر من در یک خانه هفت هزار متری بزرگ شدم، حتی اتاق من اندازه آپارتمان های امروزی بود و به قول گفتنی شاهانه زندگی کردم، ولی این دوران تا 13 سالگی ام ادامه داشت. در واقع با توجه به اینکه من آخرین فرزند خانواده بودم، دیگر در بین مشاجرات پدر و مادرم نازم خریدار نداشت و من از همان سال ها گوشه گیر بودم تا اینکه در مقطع دوم راهنمایی به یکباره به دانش آموز شلوغی تبدیل شدم که دائما
جو فراست میگوید با دختر شلخته چگونه رفتار کنید!
به گزارش بهداشت نیوز جو فراست راه حل ارائه می دهد روزی را تصور کنید که بلافاصله پس از مرتب کردن منزل، فرزندتان همه چیز را به هم می ریزد و حتی وسایلش را جمع و جور و مرتب نمی کند، به احتمال زیاد تصمیم می گیرید که دیگر خانه را مرتب نکنید تا همان طور شلوغ و نامرتب بماند. اگر به این فکر افتاده اید، باید بدانید که راه صحیحی انتخاب نکرده اید و برای حل این معضل باید چاره ای بیندیشید زیرا در غیر این صورت سال ها درگیر این مشکل خواهید بود. بی خیال نشوید بعضی والدین به ناچار آشفتگی و نامرتبی را تحمل می کنند چون دوست ندارند وقت شان صرف جمع آوری اسباب بازی یا کلنجار رفتن با بچه ها شود، غافل از اینکه این نامرتبی ...