سایر خبرها
شهیدی که به طرز عجیبی آرزویش برآورده شد! / عکس
، فرزانه دست بچه هایش را گرفته و با یک ماشین دربستی خودش را رسانده حرم، از سمت پارکینگ جنوبی وارد شده اند رفته اند سمت درمانگاه...همانجا که روی زمین پر از خون بوده...انگار که یک نفر تا چند دقیقه قبلش آنجا روی زمین افتاده باشد و حالا پیکرش را برده باشند...فرزانه و محمدحسین و زینب، از کنار همان زمین خون آلود گذشته اند، بی آنکه بدانند مازیار چند دقیقه قبل همینجا هدف قرار گرفته و شهید شده.
مردانِ خیابانی...!
که شدت گرفته است، می گوید: دلم می خواهد تمام پول هایی را که در می آورم آتش بزنم، اما چاره ای ندارم. سمیه که تمام مدت گوشه ای ایستاده است و به حرف های دختر با موهای مشکی بلند گوش می دهد، زیر لب می گوید: دعا کن زودتر بمیریم. بدون اینکه چیز دیگری بگوید در تاریکی شب گم می شود. صحنه دوم: فحشای شیک! نمای برج که از نوع معماری یونانی است، هر چشمی را به خود مجذوب می کند
فواید شگفت انگیز بوسیدن کودک توسط والدین
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تبیان، تماس نزدیک لب، دهان و بینی و افزایش احتمال انتقال آلودگی ها و عوامل بیماری زا و شیوع بیماری هایی مانند آنفلوانزای خوکی، برخی والدین را درمورد بوسیدن زیاد فرزندشان دچار تردید کرده است. در حالی که بوسیدن می تواند فواید بسیار زیادی داشته باشد. مطالعه های جدید نشان داده فواید بهداشتی بوسیدن کودکان (مخصوصا توسط مادر) بر سلامت آنها در سال های آینده نیز
یک سال قبل از شهادتش، زنگ زد خانه گفت: یک خوابی دیدم که هر چه این مدت آمدم اینجا مزدم را گرفتم، پرسیدم ...
فرزانه متوجه شد عملیاتی قرار است انجام شود که دید در این شرایط نمی تواند منطقه را رها کند و از مرخصی صرف نظر کرد. بعد از شهادتش فهمیدم برای سالگرد مراسم مادرش می خواسته برگردد. برای آخرین بار آخرین تماسش را 19 دی گرفت. چند روز قبلش با خاله ام رفته بودیم پارچه بخریم که گوشی ام را که اصغر آقا از کربلا برایم خریده بود دزدیدند، وقتی آمدم خانه بچه ها گفتند به بابا بگو این دفعه از سوریه
گفت وگو با خانواده شهیدی که همزمان با عملیات داعش در تهران، در سوریه شهید شد / هارپی نیوز
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان ، از چهارشنبه تا امروز ، یک عکس ساده ، تصویر یک پدر درکنار دخترهایش فضای مجازی را تکان داده ؛ تصویری از خداحافظی یکی از شهدای مدافع حرم کشورمان با دو دختر کوچکش؛ تصویری که آخرین وداع لقب گرفته...کسی نیست که این تصویر را ببیند، چشمش به دست های حلقه شده زینب و رقیه دور پاهای پدر شهیدشان بیفتد و دلش نلرزد ؛ دلش نلرزد و اشک به چشم هایش نیاید. این
گفتگو با خانواده تنها شهید گیلانی عملیات تروریستی داعش
بود و یکی از لپ هایش سرجایش نبود. اجازه ندادند صورتش را نوازش کنم. حالم بد شد و دکتر آمد به من سرم بزند. گریه کردم بیشتر به خاطر اینکه بابا هیچ وقت اجازه نمی داد دکترها به من سرم بزنند. امروز صبح هم حالم بد شده بود و دکتر آمد سرم وصل کرد. وقتی خوابیدم خواب بابا را دیدم. توی خواب داشتیم با هم بازی می کردیم که از خواب پریدم. زینب 8 ساله وقتی از بازی هایش با پدر می گوید، می خندد. انگار که
کودکی ممنوع! / جایی در قلب هرندی برای کودکان می تپد
پله های رنگی انجمن را یک به یک بالا می روم؛ از پنجره طبقه پنجم بیرون را نگاه می کنم و هرندی را پر از آسیب می بینم. سراغ کودکان حاضر در انجمن که می روم، کودکانی آفتاب سوخته می بینم که می خواهند کودکی کنند اما چهره آسیب در این محله به آن ها لبخند می زند و راه را بر آن ها می بندد. فضایی برای کودکی کردن در هرندی نیست. شاید دلخوشی این کودکان هم همین پله های رنگی انجمن حمایت از کودکان کار است که در آنجا سواد و هنری یاد بگیرند و کمی بازی کنند. به گزارش مهرخانه ، اوایل روز است. مردم یک به یک شروع به خروج از خانه ها کرده اند. ماشین شه ...
کفش ها، پابند رکود
قانون - صنعت کفاشی، بازار کفش و فراز و فرودهای آن بررسی شد. از چاروق و گیوه و نعلین گرفته تا اروسی و صندل و دهان دولچه ای، همه و همه یکی از پرکاربردترین ابزار زندگی بشر بوده که ما آن را به نام کفش می شناسیم؛ پاافزاری که پای انسان را در برابر انجام کارهای گوناگون حفاظت می کند. به زندگی ماشینی حالا نگاه نکنید، روزگاری پیاده روی نه یک ورزش که جزو لاینفک زندگی هر روز آدم ها بوده و البته
گناه، ما را از مقام انسانیت ساقط می کند
جاهلیم و عامد نیستیم و دلیل هم این است که معرفت نداریم؛ یک روز خوبیم یک روز بدیم! یک شب حال خوشی داریم یک شب نه. که البته این ها را هم بیان کردند: مراقب لقمه ها باشید که خیلی اثر دارد و ما هم جدی نمی گیریم و به آن مقام معرفت نرسیدیم. پروفسور رجحان پدر علم بافت شناسی می گوید: نگاه کنید این که اثر لقمه را می گویند، شما شیئی را داخل دهان می گذارید بلا فاصله معلوم می شود ترش یا شیرین یا تلخ یا
از اغفال زنان تا هلاکت قاچاقچی مسلح
اینکه خانواده متوجه ناپدید شدن فرزندشان که در حال بازی کردن در کنار رودخانه بوده، شدند با جمعیت هلال احمر تنکابن تماس گرفته و امدادگران پایگاه امداد و نجات هلال احمر دوهزار این شهرستان و تیم پشتیبان به محل حادثه اعزام و عملیات جستجو برای پیدا کردن کودک سه ساله تهرانی در رودخانه آغاز شد. رئیس جمعیت هلال احمر تنکابن با اشاره به اینکه نجاتگران این جمعیت جسم بی جان این کودک را در فاصله دو
فضای مجازی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی
قضائی مجلس است، می توان این نکته را نیز افزود. از دوسال پیش در انجمن حقوق کودکان این موارد مورد بررسی قرار گرفته و لایحه تنظیم شده به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است. این لایحه، لایحه ای کم نقص عنوان شده است، اما تاکنون با وجود نواقص کمی که داشته است و نیز برطرف شده، به تصویب نرسیده است. می توان اکنون مواردی دیگر نیز تا قبل از تصویب این لایحه به آن اضافه کرد. در ادامه یادداشت می خوانیم
تصاویر: حال و هوای منزل باغبان شهید حرم امام(ره)
بازی می کردیم که از خواب پریدم. زینب 8 ساله وقتی از بازی هایش با پدر می گوید، می خندد. انگار که پدر روبه رویش نشسته و او را به بازی فرامی خواند. سرش را روی زانوی مادر می گذارد. مادر نگران، دست های سفید و یخ کرده دختر 12 ساله اش را در میان دست هایش فشار می دهد. می گوید: تو برو تو اتاق؛ اینجا نشسته ای و از بابا حرف می زنی دوباره حالت بد می شه. اما زینب گوشش به این حرف ها بدهکار نیست و از
لطیفه های با مزه برای کودکان
: حالا که همه سیر شده اند، بقیه اش را می گذاریم لب پنجره تا برادر و پدر بی زبانت بیایند بخورند! طرف جلوی یک عابر بانک ایستاده بود و التماس می کرد: تو می تونی دو میلیون تومان به من قرض بدی، می دونم که داری، کمکم کن، به خدا بهت بر می گردونم! قاضی: چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ متهم: جناب قاضی! خودش می خواست، هر وقت من را می دید،می گفت یک سری به ما بزن!
حرف هایی که در باره استاندار شنیده می شود تا دختر نیزه ای
روز جانشین احسان حدادی شود. پدر و مادر؟ عاشق ورزش بچه ها. پدرم برای این که از رفت و آمد بین سی سخت و یاسوج خسته نشوم برای من در یاسوج خانه اجاره کرده تا راحت تر تمرین کنم. هرچه دارم از پدرومادرم دارم و مدالم را تقدیم شان می کنم. مردم؟ با قهرمانی های اخیرم یک مقدار به پرتاب نیزه علاقه مند شده اند اما هنوز 90 درصد آدم ها با دیدن من می پرسند مگه دختر هم
انقلاب را از خودمان شروع کنیم / تری ایگلتون
طاغی خودش رگه هایی از ابرمرد نیچه ای داشت. ویتگنشتاین، به سان موجودات آینده از نگاه نیچه، شخصی آزاد و روحی به شدت مستقل بود که تنهایی اش را در طبیعت می جست. ویتگنشتاین، که ایدۀ آزادیِ فردی مطلقاً بر سر شوقش نمی آورد، کاملاً تحت تأثیر و سیطرۀ آرا و اندیشه های اسوالد اشپنگلر قرار گرفته بود، متفکری که بسیاری او را ذی نفوذترین اندیشمند محافظه کار نیمۀ ابتدایی قرن بیستم به شمار می آورند. در حقیقت
اسیدی که دو زندگی را سوزاند
روزی نبود که لااقل بچه ها به خانه یکدیگر رفت و آمد نداشته باشند، از جمله کودکان فامیل احمدآقا که هر روز خانه یکی جمع می شدند و بازی می کردند. یکی از همین روزها، دختر احمد آقا با دختر چهار ساله خواهرزاده اش در خیاط خانه مشغول بازی می شود و طبق طبیعت بازی های کودکانه، یکدیگر را دنبال می کنند اما در یک چشم به هم زدن، صدای خنده های کودکانه به گریه و داد و فریاد تبدیل می شود در حدی که تمام
ترفندهای افزایش تحمل بدن در نیمه دوم رمضان/مغزهایی برای افزایش هوشیاری در شب امتحان/این دختر لب و چانه ...
کنند. دختر بچه روسی بدون لب و چانه+ تصاویر یک دختر بچه 3 ساله روسی بدون لب و چانه یک دختر روسی که در سیبری به دنیا آمده و لب و چانه ندارد و به دلیل بیماری ای که دارد صورتش همیشه خون آلود است. با این دمنوش های گیاهی دهانتان را در ماه رمضان خوشبو کنید مصرف دمنوش های معرفی شده در این بخش کمک می کند تا دهانتان در ماه رمضان و ایام روزه داری خوشبو شود.
برخورد درست با عادت های نادرست کودکان
تاریخچه تربیتی اش رفتار متفاوتی از خود نشان می دهد. مثلا یکی وقتی می ترسد، بغض می کند و منفعل می شود. دیگری داد و فریاد می کند. کودکان هم همین طور هستند. اما کودکی که با گاز گرفتن واکنش نشان می دهد، الگوی غلطی داشته است. ممکن است دیده باشد که پدر یا مادر وقت خشم یا ترس فرد دیگری را گاز گرفته اند. یا اینکه اصلا وقتی پدر و مادرش از مسئله ای ناراحت یا عصبانی بوده اند، کودک را گاز گرفته اند. کیانی
بازگشت های باورنکردنی به آغوش خانواده
بچه، دیگر نمی توانست این کار را ادامه دهد و بدون حقوق او، آنها نمی توانستند زندگی را بگردانند. مارگریت پس از به دنیا آمدن، به یکی از خانواده های متمول شهر سپرده شد تا دو دختر خانواده با او سرگرم شوند. زمانی که این دختر هشت ساله بود، پدر و مادر شوهر کریستین از دنیا رفتند و همزمان درآمد آنها کمی بهتر شد و به همین خاطر کریستین خواست تا دخترش به خانه بازگردد. در ابتدا خانواده جدید مارگریت
ارادت خاصی به مادرش زهرا(س) داشت/ بازگشت پیکرش غم نبودنش را تسکین می دهد
باشند و مرد خانه باید خدمت گذاری کند زیرا پشت جبهه باید محکم باشد. و امروز چگونه خبر شهادت پدر را به دختر پنج ساله اش می توان گفت، دختری که شیرین زبان پدر بود و باور نبود پدر برایش بسیار سخت و طاقت فرساست ولی قطعا دختر شهید می داند که رقیه وار باید راه پدر را ادامه دهد. *شهید جواد محمدی می گفت: ابراهیم، مختار است و اگر پشت به پشت هم شمشیر بزنیم تا مسجدالاقصی خواهیم رفت
روز سخت تهران
روند درمان مصدومان، به بیمارستان ها رفتند. مصدومان یا تیر خورده بودند یا بر اثر انفجار آسیب دیده بودند. دیروز گلوله های زیادی از دست و پا و کمر مصدومان خارج شد و خیلی های دیگر روی تن دیوار و خودرو ها ماند. چشم های نگران مادر، خواهر، همسر و پدر مصدومان به در اتاق عمل و ای سی یو و دهان پزشکان دوخته شده بود. از آن طرف، همزمان در صفحه های مجازی اتفاق دیگری افتاد؛ اتفاقی که حکایت از همدلی و اتحاد مردم
روزه اولی
آمد، گفت: چطور مطوری دختر روزه اولی گلم؟ پدر به گرمی مرا در آغوش گرفت و پیشانی ام را بوسید. مادر هم با مهربانی نگاهم کرد و بوسه ای بر گونه ام نشاند. دیگر تحملش را نداشتم. تمام تنم گُر گرفته بود، احساس بی حالی می کردم. بی اختیار خودم را در آغوش مادر رها کردم و با اولین کلمه اذان آب را با ولع نوشیدم. پدر از ترس سوء هاضمه گفت: بابا عجله نکن ممکنه معده درد بگیری. بعد رو به مامان کرد و گفت